به نام انکه طاووس را افرید تا بو قلمونی مثل تو قیافه نگیرد
@@@@@@@@@@@@@
این اس ام اس پائین رو هر وقت دلت برام تنگ شد بخون
.
.
.
دیدی چه زود دلت برام تنگ شد
وقتی صدایم می زنی ارزو می کنم کاش
.
.
.
کاش کر بودم چون تو لال نمیشی
@@@@@@@@@@@@@
پنج روش برای ادم شدن
...؟
...؟
...؟
...؟
...؟
کنکاو نشو چون تو ادم بشو نیستی
من گلم تو منگولی
باهم می شیم گلمنگولی
@@@@@@@@@@@@@
ببین اگه بیکاری اگه حوصلت سر رفته اگه کار و زندگی نداری ...
.
.
.
مربا بده بابا
@@@@@@@@@@@@@
وقتی از خونم رفتی برق ها همه بعد از رفتن تو خاموش شدن و همه ی خونم تاریک شد
.
.
.
اخه چرا فیوز برق خونمون برداشتی بردی
@@@@@@@@@@@@@
در صحرای دل من
.
.
.
تو تنها شتری
1- اگه تموم گل های دنیا رو بریزم رو پاهات بازم کمه چون پاهات خیلی بو می ده
@@@@@@@@@@@@@@@@@
یه مرده میره معدن
.
.
.
بقیه ش باشه بعدا
@@@@@@@@@@@@@@@@
می دونی این چیه
( ) ( )( ) ( ) ()
این قلب منه که هر روز داره برات تنگ تر می شه
نمایشگاه بزرگ پاییزه
در زمینه ی / پوشاک / کیف و کفش / مواد غذایی / لوازم خانگی / مواد پروتئینی /فرش / میوه و تره بار / مرغ و تخم مرغ / لوازم التحریر
زمان 26/5/1388
لغایت
1388/6/1
ساعات کار / صبح ها 9الی 13
عصر ها 17 الی 30/21
مکان / بیرجند خیابان غفاری محل نمایشگاه های بین المللی استان خراسان جنوبی
مجمع امور صنفی شهرستان بیرجند
سازمان بازرگانی استان خراسان جنوبی
سایت اطلاع رسانی رمضان را می توانید از همین وبلاگ وارد ان شوید با نزدیک شدن ماه میهمانی خدا ماه نزول قران این سایت را برای شما در همین وبلاگ به نمایش گذاشته ایم
به نظر شما کدام تیم در لیگ برتر ایران می تواند در پایان هفته ی دوم رقابت ها صدر جدول را به خود اختصاص دهد؟
1-استیل اذین
2-ذوب اهن
3-فجر سپاسی
4-استقلال تهران
نظرات این نظر سنجی را می توانید 15 الی 20 شهریور ماه ببینید
به نام خدا
با سلام خدمت همه ی کاربران تبیان و به خصوص از شما عزیزان که از وبلاگ بیرجند بازدید میکنید می توانید در این وبلاگ 20 اهنگ دانلود کنید و یک بازی دوچرخه سواری هم دانلود کنید البته این لینک ها در سایت تبیان هست ولی می توانید با امدن به این وبلاگ این برنامه ها را دانلود کنید
به نظر شما بهترین وبلاگ در سایت تبیان کدام وبلاگ است؟
نام بهترین وبلاگ را می توانید در قسمت به این نوشته نظر بدهید بنویسید
قصه رو تا اون جایی پیش بردیم که جک طلاهای دیو رو برداشت و مدت ها با پول ان زندگی می کردولی یه روز همه ی طلاها تمام شد و جک تصمیم گرفت از ساقه ی لوبیا بالا برود.....
جک دوباره از ساقه لوبیا بالا رفت تا به قصر غول رسید زن غول اورا دوباره به خانه برد و به او مقداری غذا و شیر داد اما قبل از این که جک همه ی غذا ها را بخورد غول دوباره امد و در دستش یک مرغ بود او مرغ را روی میز گذاشت و به مرغ دستور داد برای من تخم بگذار مرغ هم فورا یک تخم طلایی گذاشت غول چند بار این کاررا کرد و خسته شد و خوابید جک مطمئن شد که غول خوابیده مرغ را برداشت و پا به فرار گذاشت و از ساقه لوبیا پایین امد ......
اگه دوست داری ببینی برای جک چه اتفاقی رخ می ده در روز های اینده به وبلاگ بیرجند بیا