معرفی وبلاگ
با سلام و خسته نباشيد خدمت تمام كساني كه ما را در تهيه اين وبلاك همراهي كردند و سلام به شما عزيزان خواننده كه از وبلاك ما بازديد مي كنيد از شما متشكريم اين وبلاك در تير ما سال 1388 شروع به فعاليت كرده است و مطالب و عكس هاي متنوعي براي شما به نمايش داده است ولي ما هنوز نمي دانيم در طول اين يك سال كه با شما بوده ايم ايا در كار خود موفق بوده ايم يا خير كه اين به نظر شما عزيزان بازديدكننده است كه مي توانيد در قسمت نظرات به ما اعلام كنيد كه ايا در كار خود موفق بوده ايم يا خير .اميدواريم كه از اين weblogخوشتان امده باشد دوازدهم خرداد ماه 1389 a/r/a
صفحه ها
دسته
علمی و فرهنگی
دانلود
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 128445
تعداد نوشته ها : 243
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

پزشک بهد از معاینه مردی که سوخته بود رو به همراه مصدوم کرد و گفت این مرد که سوخته چرا بدنش خرد شده

همراه بیمار گفت چون اب نبود با بیل خامشش کردیم

دسته ها : بخون و بخند
پنج شنبه اول 5 1388 3:19 بعد از ظهر

وکیل مظفر گفت / دیگه نمی تونم برات کاری کنم منتظر طناب دار باش

مظفر با التماس گفت /این حرفها چیه باید به من کمک کنی تو که کارت درسته برو دادگاه و بگو من یارو رو کشتم

دسته ها : بخون و بخند
يکشنبه بیست و هشتم 4 1388 1:45 بعد از ظهر

1-به یکی میگن با (کوشش)جمله بساز میگه لباس کار من کوشش

2-به یکی میگن با (فرشاد)جمله بساز میگه روح غضنفر شاد

3-به یکی میگن با (ماشین)جمله بساز میگه شما بیاین همسایه ی ماشین

4-به یکی میگن با (مینا) جمله بساز میگه دیشب رفتیم خونه ی کاظمینا

 

دسته ها : بخون و بخند
دوشنبه بیست و دوم 4 1388 1:58 بعد از ظهر

1-یه روز یه مادر اسم یکی از بچه هاش رو می ذاره (ادب) و دیگری رو می ذاره(به توچه)(به توچه)  میره مدرسه مدیر بهش می گه اسمت چیه  میگه (به توچه) مدیره زنگ می زنه خونه (به توچه) به مادرش میگه اسم بچه تون چیه مادره میگه(به توچه) مدیره میگه اه خانوم ادب تون کجا رفته مادره میگه (ادب) مون رفته سربازی

2-به یکی میگن با (توکیو) جمله بساز میگه من حمید رو دوست دارم تو  کیو

دسته ها : بخون و بخند
دوشنبه بیست و دوم 4 1388 1:43 بعد از ظهر
X