پزشک بهد از معاینه مردی که سوخته بود رو به همراه مصدوم کرد و گفت این مرد که سوخته چرا بدنش خرد شده
همراه بیمار گفت چون اب نبود با بیل خامشش کردیم
وکیل مظفر گفت / دیگه نمی تونم برات کاری کنم منتظر طناب دار باش
مظفر با التماس گفت /این حرفها چیه باید به من کمک کنی تو که کارت درسته برو دادگاه و بگو من یارو رو کشتم
1-به یکی میگن با (کوشش)جمله بساز میگه لباس کار من کوشش
2-به یکی میگن با (فرشاد)جمله بساز میگه روح غضنفر شاد
3-به یکی میگن با (ماشین)جمله بساز میگه شما بیاین همسایه ی ماشین
4-به یکی میگن با (مینا) جمله بساز میگه دیشب رفتیم خونه ی کاظمینا
1-یه روز یه مادر اسم یکی از بچه هاش رو می ذاره (ادب) و دیگری رو می ذاره(به توچه)(به توچه) میره مدرسه مدیر بهش می گه اسمت چیه میگه (به توچه) مدیره زنگ می زنه خونه (به توچه) به مادرش میگه اسم بچه تون چیه مادره میگه(به توچه) مدیره میگه اه خانوم ادب تون کجا رفته مادره میگه (ادب) مون رفته سربازی
2-به یکی میگن با (توکیو) جمله بساز میگه من حمید رو دوست دارم تو کیو