صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 266152
تعداد نوشته ها : 109
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

متن کامل سخنرانی رییس جمهور در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان2

 
     

 

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

حمد و سپاس مخصوص خداوند عادل، مهربان و خیرخواه بندگان است.
سلام خدا بر پیامبران الهی از حضرت آدم تا نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(ص) که همه منادی یکتاپرستی برادری و محبت، کرامت انسانی و عدالت بوده‌اند.

جناب آقای رئیس،
دبیر کل محترم سازمان ملل،
کمیسیون محترم عالی حقوق بشر،
خانمها و آقایان؛

گرد آمده ایم تا در ادامه کنفرانس مبارزه با نژادپرستی دوربان با بررسی اوضاع کنونی، راهکارهای عملی در این مبارزه مقدس و انسانی جستجو کنیم. در حوادث چند قرن اخیر ظلم های بزرگی بر بشریت رفته است . در قرون وسطی عالمان و اندیشمندان به مرگ محکوم می شدند و پس از آن برده‌داری و برده فروشی و شکار انسان‌های بی‌گناه و جدا کردن آنها از خانواده‌های خود و انتقال آنها به اروپا و آمریکا در بدترین شرایط و در مقیاس میلیونی رواج داشته است.
دورانی تاریک که همراه با اشغال سرزمین‌ها و چپاول منابع و کشتار آوارگی مردم بی پناه بوده است. سال ها گذشت تا ملت ها با قیام خود و با بهای سنگین و به قیمت کشته شدن میلیونها انسان، متجاوزان خود را بیرون و حکومت های مستقل و ملی برپا کردند.
قدرت طلبان در فاصله زمانی کوتاهی دو جنگ بزرگ را بر اروپا و بخشی از آسیا و آفریقا تحمیل کردند. جنگهایی که حاصل آن حدود صد میلیون نفر قربانی و ویرانی بسیاری از سرزمین‌ها و آبادی‌ها بود پیروزمندان جنگ خود را فاتح جهان و ملت‌های دیگر را شکست خورده پنداشتند و با وضع قوانین و ساز و کارهای ظالمانه حقوق ملت ها را نادیده گرفته و پایمال کردند.

خانم ها و آقایان،

شورای امنیت را که از مواریث جنگ های جهانی اول و دوم است ببینید. آنان با چه منطقی برای خود امتیاز وتو قائل شدند؛ این منطق با کدام ارزش انسانی و الهی سازگار است؟ با عدالت؛ با برابری در برابر قانون؛ با کرامت انسانی یا با تبعیض، بی عدالتی، نقض حقوق انسانی و تهدید اکثریت ملت‌ها و کشورها؟ این شورا عالی‌ترین و بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در صلح و امنیت جهانی است. وقتی تبعیض قانونی وجود داشته باشد و منشاء قانون به جای عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه می‌توان انتظار عدالت و صلح داشت. قدرت‌طلبی و خودپرستی منشاء نژادپرستی،تبعیض، تجاوز و ظلم است. اگر چه امروز بسیاری از نژادپرستان هم در حرف و شعار نژادپرستی را محکوم می کنند اما وقتی چند کشور قدرتمند اجازه دارند بر مبنای تشخیص و منافع خود برای بقیه کشورها تصمیم گیری کنند به راحتی می توانند همه قوانین و ارزشهای بشری را لگد مال کنند؛ چنانکه کرده اند. بعد از جنگ جهانی دوم به بهانه قربانی شدن یهودیان و سوء استفاده از هولوکاست با تجاوز و لشکر کشی یک ملت را آواره و عده‌ای را از اروپا و آمریکا و سایر کشورها به سرزمین آنان منتقل کردند و یک حکومت کاملا نژادپرست را در سرزمین اشغالی فلسطین برپا کردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستی در اروپا خشن‌ترین نژادپرستان را در نقطه‌ای دیگر یعنی فلسطین حاکم کردند.

شورای امنیت این حکومت غاصب را تثبیت و در طول شصت سال از آن دفاع کرد و دست غاصبان را برای هر نوع جنایتی باز گذاشت. از این بدتر آنکه عده ای دولت های غربی و آمریکا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل کش می دانند و در حالی که وجدان های پاک بشری بمباران، اشغال و آدم کشی و فجایعی که در غزه اتفاق افتاد را محکوم می کنند از آن جنایتکاران حمایت می کنند. قبل از آن نیز در برابر همه رسوایی‌های این رژیم سکوت نموده یا حمایت کرده‌اند.

دوستان عزیز خانم ها و آقایان،

منشاء جنگ‌های اخیر نظیر حمله آمریکا به عراق یا لشکرکشی گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آیا غیر از خودخواهی دولت وقت آمریکا و فشار صاحبان ثروت و قدرت برای بسط نفوذ و سلطه، تامین منافع تولید کنندگان سلاح، نابودی یک فرهنگ چند هزار ساله، از بین بردن خطرات بالقوه و بالفعل کشورهای منطقه علیه رژیم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژی مردم عراق بوده است؟ به راستی چرا یک میلیون کشته و زخمی و چند میلیون نفر آواره شدند؟ به راستی چرا صدها میلیارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها میلیارد دلار هزینه لشکرکشی بر مردم آمریکا و متحدان او تحمیل شد؟ آیا حمله به عراق با طراحی صهیونیست ها و هم پیمانان آنان در هیأت حاکمه وقت آمریکا که از یک طرف به صندلی قدرت تکیه زده‌اند و از طرفی صاحبان شرکت‌های تولید سلاح هستند، نبوده است؟ آیا با لشکرکشی به افغانستان صلح و امنیت آسایش و رفاه به این کشور برگشت؟

آمریکا و متحدان او قادر نبودند و حتی قادر به جلوگیری از تولید مواد مخدر نبودند و در دوره حضور آنان تولید آن چند برابر شده است.
سوال اساسی این است که دولت وقت آمریکا و متحدان او چه کاره بودند؟ آیا نماینده ملت های جهان بودند؟ آیا برگزیده ملت‌ها هستند؟ آیا از مردم دنیا وکالت دارند که در همه جای جهان و البته بیشتر در منطقه ما دخالت می کنند؟ آیا این اقدامات، اشغال عراق و افغانستان از مصادیق خودخواهی و نژاد پرستی و تبعیض و لگد مال کردن عزت، و استقلال ملت‌ها نیست؟

خانم ها و آقایان،

مسئولان اقتصاد جهان بحران‌زده جهان چه کسانی هستند؟ بحران از کجا آغاز شده است؛ از آفریقا از آسیا یا ابتدا از آمریکا و سپس از اروپا و متحدان آنان؟
مدت‌های طولانی قوانین و مقررات ناعادلانه اقتصادی را با قدرت سیاسی بر تعاملات سیاسی بین المللی تحمیل کردند؛ نظام پولی و مالی را بدون تعبیه نظارت بین‌المللی وضع کردند و بر دولتها و ملتهایی تحمیل کردند که هیچگونه دخالتی در روندها و سیاست ها نداشتند. آنان حتی به ملت‌های خودشان هم اجازه نظارت نداده‌اند با کنار گذاشتن اخلاق از مناسبات، همه مقررات و قوانین را به نفع گروهی از صاحبان قدرت و ثروت رقم زدند و با تعریف خاصی از بازار آزاد و رقابت، بسیاری از فرصت ها را از دیگران سلب و مشکلات خود را به دیگران منتقل کردند. امروز موج بحران، با ده‌ها هزار میلیارد بدهی و هزاران میلیارد دلار کسری بودجه به خودشان برگشته است.

امروز هم برای اصلاح وضع با پول های بدون پشتوانه و در واقع از جیب شهروندان خود و سایر ملت‌ها شروع به تزریق صدها میلیارد دلار به بانکها و کمپانی ها و بازارهای مالی رو به ورشکستگی کرده و مجددا مردم خود را بدهکارتر و مشکل را پیچیده تر می کنند.
آنها به فکر قدرت و ثروت‌های خود هستند و مردم جهان و حتی ملت‌های خودشان در نزد آنان هیچ ارزشی ندارد.

آقای رئیس؛ خانم ها و آقایان،

ریشه اصلی نژادپرستی عدم فهم حقیقت انسان به عنوان مخلوق برگزیده و انحراف از مسیر حقیقی زندگی بشر و مأموریت‌های آدمی در آفرینش است؛ غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفکر در فلسفه حیات و مسیر کمال انسان که از نتایج طبیعی آن پایبندی به ارزش‌های الهی و انسانی است، موجب شد تا افق نگاه آدمی تنزل کرده و منافع محدود و زودگذر مبنای سنجش و اقدام او شود. بدین ترتیب هسته‌های قدرت شیطان صفت شکل گرفت و با حذف فرصت های عادلانه برای رشد دیگران بر دامنه توسعه خود افزود. چنان که در زشت‌ترین شکل ممکن به نژاد پرستی افسارگسیخته‌ای تبدیل شد که اکنون به عنوان خطرناک ترین عامل صلح جهانی را تهدید و راه تحقق زندگی مسالمت آمیز جهانی را سد کرده است.
بی‌شک نژادپرستی را باید نماد جهالتی دانست به عمق تاریخ و نشانه‌ای از جمود و خمود در برابر رشد عمومی بشر. از اینرو انتظار آن است که جلوه‌های نژادپرستی را در شرایط و موقعیت‌هایی جستجو کنیم که فقر دانش و فقدان فهم در جامعه فراگیر باشد.

لذا راه اصلی مبارزه با چنین مظاهری ترویج آگاهی‌های عمومی و تعمیق فهم عمومی نسبت به فلسفه وجودی آدم و حقیقت جهان انسان محور است که لازمه یا نتیجه آن بازگشت به ارزش‌های معنوی و اخلاقی و فضائل انسانی و خداگرایی است. جامعه جهانی باید در یک جریان فراگیر فرهنگی برای روشنگری هر چه بیشتر در برخی جوامع مبتلا و البته عقب مانده حرکتی جمعی را به انجام رساند و به سرعت این مظهر زشت و پلید را ریشه کن کند.

و اما دوستان عزیز،

امروز جامعه بشری با نوعی از نژادپرستی مواجه است که زشتی ناشی از آن حیثیت انسان را در آغاز هزاره سوم به طور کلی مخدوش کرده و جامعه جهانی را شرمنده ساخته است. صهیونیسم جهانی مظهر تمام عیار نژادپرستی است که با توسل دروغین به دین کوشیده است تا با سوء استفاده از عواطف دینی برخی از افراد بی اطلاع چهره زشت خود را پنهان کند اما آنچه که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد اهداف برخی قدرتهای بزرگ و صاحبان منافع وسیع در جهان است که با استفاده از قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی و ابزار گسترده رسانه‌ای مذبوحانه می کوشند تا با پشتیبانی همه جانبه از جنایات رژیم صهیونیستی از زشتی وجودی آن بکاهند؛ اینجا مساله اصلی جهل نیست و لذا نمی توان در مبارزه این پدیده شوم به کار فرهنگی بسنده کرد بلکه باید کوشید تا با سوء استفاده صهیونیست ها و حامیان آنان از ابزار سیاسی بین المللی پایان داد و با احترام به خواست ملت‌ها عزم دولت‌ها را در راه ریشه کن کردن این نژادپرستی آشکار جذب کرد و شجاعانه در مسیر اصلاح مناسبات و سازوکارهای بین‌المللی گام نهاد. بی شک همه شما از تلاش های گسترده کانون های جهانی برای انحراف در مسیر ماموریت این نشست مهم آگاه شده اید. متأسفانه ادبیات حمایت از صهیونیست ها به معنای مشارکت و همدستی آشکار در جنایات آنها مشاهده می شود و این بر مسوولیت نمایندگان محترم ملت ها در افشای این جریان ضدبشری و اصلاح مناسبات و رفتارها می افزاید. باید دانست که دور نگه داشتن یک ظرفیت عظیم جهانی مثل این نشست از مصادیق اصلی به معنای کمک به تداوم وجود زشت ترین مصداق بارز نژادپرستی است. لازمه دفاع از حقوق بشر امروز این است که اولا از حقوق ملت ها مبنی بر آزاد بودن در تصمیم گیری های مهم جهانی بدون تاثیرپذیری از برخی قدرت ها دفاع شود و ثانیا نسبت به اصلاح ساختارها و مناسبات جهانی اقدام گردد.
از اینرو این نشست صحنه یک آزمون بزرگ است و افکار عمومی جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهد کرد.

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان؛

شرایط عمومی جهان با سرعت به سمت تغییرات اساسی پیش می رود. مناسبات قدرت بسیار شکننده شده است. صدای شکستن ستون های ستم جهانی شنیده می شود. ساختارهای سیاسی و اقتصادی کلان در حال فرو ریختن است. بحران های سیاسی و امنیتی رو به تعمیق است و بحران رو به گسترش اقتصاد جهانی که هیچ افق روشنی برای اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد کمی و کیفی تحولات همه جانبه در پیش رو را بسیار شگرف می‌کند. این جانب بارها و بارها بر ضرورت بازگشت از مسیر غلطی که مدیریت مسلط امروز جهان در پیش گرفته است تاکید کرده و نسبت به تاخیر در آن هشدار داده‌ام. اکنون نیز در این نشست ارزشمند جهانی خطاب به شما و همه مدیران، اندیشمندان و نیز همه ملت‌های جهان که تشنه صلح، آزادی، پیشرفت و رفاه هستند عرض می کنم که مدیریت ناعادلانه مسلط بر جهان به پایان راه خود رسیده است.

این بن بست از آن جهت که منطق این مدیریت تحمیلی ظالمانه است اجتناب ناپذیر بود؛ چرا که منطق حرکتی جهان حرکتی متعالی، هدفمند، انسان محور و خداگراست. حرکتی که با هر سیاست و برنامه‌ای که در جهت منافع ملت ها نباشد مقابله می کند. پیروزی حق بر باطل و آینده روشن بشر و برپایی نظام عادلانه جهانی وعده خدا و همه پیامبران و امید مشترک و تاریخی همه جوامع و نسل‌هاست. تحقق چنین آینده‌ای لازمه حکمت در آفرینش و مورد باور همه قلب‌های مومن به خدا و جایگاه بسیار ارزشمند انسان است.
شکل‌گیری جامعه جهانی امکان عملی تحقق نظام مشترک جهانی و سرانجام ورود اندیشمندان، مدیران و مردم جهان برای مشارکت فعال و عادلانه در تصمیم‌گیری‌های کلان و اساسی مسیر قطعی این مقصد بزرگ است. اکنون ظرفیت علمی و فنی و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، فهم مشترک و فراگیری از جامعه جهانی را پدید آورده و بستر لازم را برای تحقق نظام مشترک فراهم ساخته است. اکنون این مسوولیت عظیم فرهیختگان، دانشمندان و مسوولان در سراسر جهان است که با ایمان نسبت به این راه قطعی نقش تاریخی خود را ایفا نمایند و اکنون می خواهم بر این حقیقت تاکید کنم که کاپیتالیسم غربی همانند کمونیسم از آن جهت به پایان راه خود رسیده است که جهان و انسان را آن‌گونه که هست ندیده و کوشیده است تا مسیر و مقصدی خود ساخته را به بشریت تحمیل کند و به جای توجه به ارزش‌های انسانی و الهی، عدالت، آزادی، عشق و محبت و برادری، رقابتی سخت برای کسب منافع مادی فردی و گروهی را مبنای زندگی قرار دهد.

اکنون باید با عبرت گرفتن از گذشته و درک ضرورت اصلاح مسیر و شرایط امروز به تلاشی همه جانبه همت کنیم و در این رابطه و به عنوان سخن پایانی مایلم توجه همگان را به دو نکته مهم جلب نمایم.
1- اصلاح وضعیت موجود جهان صد البته شدنی است اما باید دانست که این امر جز با همکاری همه دولت‌ها و همه ملت‌ها ممکن نیست از این رو باید از ظرفیت های همکاری جهانی حداکثر استفاده را به عمل آورد و حضور اینجانب در این نشست احترام به این مسأله مهم و نیز موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملت‌ها در برابر پدیده شوم نژادپرستی و همراهی با شما اندیشمندان است.
2- نظر به عدم کارایی نظام‌ها و مناسبات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی بین المللی لازم است با ملاحظه ارزشهای الهی و انسانی و تحلیل درست و واقعی از انسان و براساس عدالت و ارزش‌گذاری به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مدیریت مسلط و با تغییر در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهای موجود اقدام شود. در این رابطه تغییر فوری در ساختار شورای امنیت و حذف امتیاز تبعیض آمیز حق وتو و تغییر در نظام مالی و پولی جهانی باید در دستور کار قرار گیرد. بدیهی است عدم درک فوریت در تغییر معادل هزینه‌های سنگین‌تر تغییر است.

دوستان عزیز من،

بدانید که حرکت در جهت عدالت و عزت انسان‌ها حرکت شتابان در مسیر آب است. اکسیر عشق و محبت را فراموش نکنیم. قطعیت آینده روشن بشر سرمایه بزرگی است که می تواند ما را هر چه آگاه‌تر و امیدوارتر گرد هم نگه دارد تا برای جهانی پر از عشق و نعمت و عاری از فقر و نفرت و برخورداری هر چه بیشتر از رحمت خدا و مدیریت صالح انسان کامل تلاش کنیم. بیایید یکایک ما در این امر مهم سهمی مهم داشته باشیم.

به امید آن روز روشن زیبا.

از آقای رئیس و دبیر کل و همه شما عزیزان بخاطر حوصله ای که به خرج دادید صمیمانه تشکر می کنم.
موفق و سربلند باشید.
پنج شنبه چهارم 4 1388

پیام مهم رییس جمهور خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی

     

رییس‌جمهور در پیامی با قدردانی از بیانات راهگشا و مقتدرانه رهبر معظم انقلاب در صحنه عظیم و حماسی نماز جمعه بر پیگیری قاطعانه مواضع ایشان از سوی دولت تأکید کرد.
متن کامل پیام دکتر محمود احمدی‌نژاد بدین شرح است:
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله العالی

با عرض سلام و تحیت، به عنوان فرزند کوچک و خادم برگزیده ملت بزرگ ایران بر خود لازم می‌دانم که از حسن تصمیم و حضور تاریخی آن رهبر فرزانه در صحنه عظیم و حماسی نماز جمعه تهران و ایراد بیانات راهگشا و اعلام مقتدرانه مواضع بر حق مردم در موضوعات مهم روز صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم.
بدون تردید پرچم عزت و هوشیاری ملت ایران که حضرتعالی با اقتدار آن را در برابر مستکبران برافراشتید و خط روشن همدلی، وحدت و عزت ملی، ترجیح منافع ملی برخواسته‌های شخصی و گروهی، برخورد قانونی، مستمر و ریشه‌ای با زیاده‌خواهی‌ها و امتیازجویی‌ها و مفاسد اقتصادی، اجرای بی‌ملاحظه و قاطع عدالت، اعتماد متقابل و عمیق و بی‌نظیر مردم و دولت، سازماندهی اراده جمعی برای رفع مشکلات و تعالی و پیشرفت تمام کشور و پافشاری بر اخلاق و ارزش‌های ایمانی در مناسبات اجتماعی، همه و همه خواست عموم مردم عزیز بود که در کلام قاطع جنابعالی در فضای تشنه جامعه جاری شد. این چشم‌انداز درخشان فردای میهن اسلامی است که به فضل الهی با قاطعیت و تدبیر از ناحیه دولت پیگیری خواهد شد.
اینجانب ضمن تقدیر مجدد از جنابعالی، همگان را به رهروی در این مسیر نورانی که راه خدشه ناپذیر ملت انقلابی و آرمانی است دعوت می‌نمایم. دولت دست همه خدمتگزاران و علاقمندان به عزت ایران را به گرمی می‌فشارد. از خداوند منان سلامتی و طول عمر حضرتعالی و سربلندی، رفاه و آسایش هر چه بیشتر ملت خداجوی ایران را مسألت دارم.

محمود احمدی‌نژاد
دسته ها : اجتماعی
پنج شنبه چهارم 4 1388

پژوهشگران صنعت نفت موفق به ساخت نانوپوشش‌های پایه آبی و پایه حلالی ضدخوردگی جهت حفاظت از سطوح فلزی صنعت نفت شدند که به گفته آنها می‌تواند در مکان‌هایی که امکان مانیتورکردن وجود ندارد خوردگی را درهمان مراحل اولیه متوقف کند.

فریبا مهدوی یکی از کارشناسان این طرح در گفت‌و‌گو با خبرنگار«علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در این باره اظهار کرد: مکان‌هایی که نیاز به حفاظت داشته و تعیین نقاط خوردگی در آنجا کم است نانو پوشش‌های هوشمند ضد خوردگی می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند، ‌بعنوان مثال داخل مخزن سوخت هواپیما جایی است که امکان مانیتور کردن نقاط خوردگی بسیار کم بوده و عوامل خورنده به سطح دسترسی پیدا می‌کنند لذا این پوشش‌ها بصورت خود به خود موادی را آزاد می‌کند که مانع از وقوع اولین عوارض خوردگی می‌شود.

مهدوی تصریح کرد: پوشش داخل خطوط لوله نیز همین مشکل را دارد یعنی در واقع مانیتور کردن محل خوردگی سخت است و عوض کردن دوباره پوشش‌ها مشکلاتی را به همراه دارد که اینگونه نانوپوشش‌های هوشمند ضد خوردگی قابل استفاده هستند. همچنین برای هرگونه سطح فولادی می‌توان از این پوشش استفاده کرد.

وی درخصوص مزایای استفاده از این نانو پوشش‌ها خاطرنشان کرد: هوشمند بودن به این دلیل است که خود پوشش این اجازه را نمی‌دهد که خوردگی اتفاق بیافتد.

این کارشناس پژوهشگاه صنعت نفت تصریح کرد: این محصول تا به حال در ایران تولید نشده لذا مقرر شده که مقداری از کاری که در خارج از کشور در این زمینه صورت پذیرفته اتخاذ شده و یکسری اصلاحاتی بر روی آن انجام دهیم که در حال حاضر نیز بر روی رنگ های پایه آبی کار می‌شود. بنابراین می توان گفت مزیت هوشمند بودن این است که اجازه داده نمی‌شود تا خوردگی ادامه پیدا کند و در واقع در همان مراحل اولیه خوردگی متوقف می‌شود.

مهدوی یادآور شد: این طرح اکنون در قالب پروژه بوده و در صورت اجرایی شدن باید اقدامات اولیه و پروژه های لازم قبل از آن انجام گیرد.

پنج شنبه چهارم 4 1388
آقای موسوی! اکنون نوبت "ملت" است
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-سید حسین علوی*:این مظلومیت ملت ایران است.این مظلومیت کسانی است که براستکبارستیزی پافشاری کردند.این مظلومیت حزب الله است. این مظلومیت کسانی است که براساس دستورصریح مولای متقیان مردانه دربرابرمفسدان واشراف زادگان وباندهای ثروت و قدرت ایستادند و نلرزیدند
 
1- انتخاباتی برگزار شده، یک کاندیدا پیروز شده و کاندیدای دیگر شکست خورده است. چه کاندیدایی شکست خورده ؟ همان کسی که ضدانقلابیونی چون شیرین عبادی و سیمین بهبهانی و نهضت آزادی و احزاب مشارکت و مجاهدین و رسانه سازمان سیا (voa) و رسانه دولت فخیمه بریتانیا (bbc) و جمعی از وابستگان پیدا و پنهان صهیونیستها دل به پیروزی اش بسته بودند.
چه کسی پیروز شده است؟ اول چهل میلیون رای دهنده و دوم همان کسی که در طول چهار سال خون به دل صهیونیستها کرد. همان کسی که برای قلدرهای عالم پشیزی ارزش قائل نبود. همان کسی که چهار سال تمام برای نوکری فقرا و مستضعفان ،روز و شب دوید. همان کسی که چهار سال مایه آرامش قلب ولی فقیه بود و همان کسی که چهار سال در مقابل مافیای ثروت و قدرت و خاندانهای مفت خور و پر مدعا ، مردانه ایستاد، فحش خورد، تهمت شنید ، اما خم به ابرو نیاورد.
انتخاباتی برگزار شده، یک کاندیدا پیروز شده و کاندیدای دیگر شکست خورده است. کاندیدای شکست خورده اکنون چه می کند؟ او مدعی است که در انتخابات تقلّب شده و پیروزی ، حقی بوده که مجریان انتخابات از او سلب کرده اند!
اکنون 12 روز است که میرحسین موسوی و هوادارانش با طرح یک ادعای دروغین تلاش می کنند تا باخت بزرگ اصلاحات امریکایی را توجیه نمایند. در طول این 12 روز آقای موسوی و هواداران قانون شکنش بارها این ادعای کلی را مطرح کرده اند که در انتخابات تقلب شده اما حتی یک مورد از ادعاهای خود را به صورت عینی و جزئی و مستند بیان نکرده اند. بارها از ایشان تقاضا شده تا صندوق یا صندوقهایی که مدعی تخلف در آنها هستند را مردانه نام ببرند تا آراء آنها باز شماری شود، لکن ایشان از پاسخ طفره رفته‌اند. به جای طرح شکایت شفاف و قانونی از مراجع ذیصلاح عده ای اوباش را راهی خیابانها کرده اند تا با آشوب و بلوا فضای جامعه را مغشوش کنند ، تا آب گل‌آلودی بسازند و مُردارماهیِ حرامی شکار کنند.
به راستی شکایت ایشان را به چه کسی باید برد؟ چه مظلومیتی از این بالا تر که تو پیروز انتخاباتی به بزرگی حماسه بیست و دوم خرداد باشی و هواداران منافع نامشروع غرب، شیرینی این فتح الفتوح تاریخی را در کام ملت تلخ کنند؟ آیا فریاد رسی نیست که از ملت پیروز ایران در مقابل این اقلیت پرمدعا دفاع کند؟ آیا یک مرد نیست که گریبان این فرد پرادعا را بگیرد و از او بپرسد؛ یا صندوقهای ادعایی را نشان بده تا بازشماری کنیم و یا اگر تا این حد دروغگویی باید در جایگاه اقدام کننده علیه امنیت ملی، همدستی با غارتگران بیت المال و آشوب طلبان و اراذل و اوباش و همگامی با سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس تنبیه شوی؟
آقای موسوی توانست با توسل به دروغ پراکنی و تهمت زنی وسیع علیه احمدی نژاد رای مناطق مرفه نشین پایتخت را کسب کند.
آقای موسوی! نوش جانتان !گوارای وجودتان! رایتان خوانده شد. شما با اختلاف ناچیزی در شهر تهران اول شدید. اما یادتان باشد، تهران مساوی با شهرک غرب و زعفرانیه و میرداماد و الهیه و فرشته نیست! تهران، شوش هم دارد، حضرت عبدالعظیم هم دارد. خانی آباد و کن و خراسان و امام حسین(ع) و شهدا و جوادیه و نارمک هم دارد. ضمنا تهران یک استان بزرگ است. کرج و دماوند و پاکدشت و ورامین و فیروزکوه هم جزء تهرانند. اگر نمی دانید یک سری به نقشه تقسیمات کشوری بزنید تا بدانید. در کل استان تهران شما با اختلاف اندکی دوم شده اید. آقای موسوی! تهران به جز جمعی مرفه ، پابرهنگان و مستضعفان جنوب شهری هم دارد. در ضمن ایران هم مساوی تهران نیست. خراسان جنوبی هم جزء ایران است. خوزستان و اصفهان و قم و لرستان و سمنان و یزد و شیراز و آذربایجان و ... هم جزء ایرانند. شما در کدام جزیره زیسته اید که ایران را از پنجره خانه نیاوران می نگرید؟
چرا فکر کرده اید اکثریت مردم «باید» به کسی رای دهند که میلیاردرهای هزارفامیل پشت سر اویند؟آیا این دیکتاتوری نیست؟! آیا دیکتاتورها همان اقلیت های تمامیت خواه و قلدری نیستند که در مقابل خواست اکثریت جامعه شورش می کنند و با کودتا قدرت را به دست می گیرند؟ آیا اقدامات چند روز اخیر شما مصداق روشن کودتا علیه اکثریت نیست؟! آیا اگر هواداران آقای احمد توکلی -که در انتخابات سال 80 از آقای خاتمی شکست خورد- ، پس از شکست به خیابانها می ریختند و مدعی تقلب گسترده در انتخابات می شدند، همین شما آنها را فاشیست نمی خواندید؟ حال چه شده که خودتان مرام فاشیستها را در هجمه به اکثریت بیست و چهار میلیونی ایرانیان تکرار می کنید؟ ملت ایران هرگز خیانت شما را فراموش نخواهند کرد. تاریخ گواهی خواهد داد که شما چگونه برای دلخوشی آمریکا و اسراییل،نظام اسلامی را متهم به تقلب کردید! تاریخ گواهی خواهد داد که هواداران شما شیشه بانک می شکستند. راننده تاکسی نگون بخت را به جرم چسباندن عکس احمدی نژاد با مشت و لگد از ماشین پیاده کردند و تمام هستی اش را که همان تاکسی بود ، در برابر چشمان ملتمسش به آتش کشیدند. تاریخ گواهی خواهد داد که شما در اغلب صندوقهای اخذ رای ناظر و نماینده داشتید و بدون اعتنا به گزارش نمایندگان خودتان نسبت به صحت انتخابات، گزارشات دروغین وابستگان سازمان سیا را ملاک ادعای عدم صحت در انتخابات قرار دادید.
2- اما سخن دیگر با متولیان قانونی انتخابات است.
الف) به برادران بزرگوار شورای محترم نگهبان خاضعانه عرض می کنم که از اتفاقات این روزها عبرت بگیرید. این نتیجه صحّه گذاشتن بر صلاحیت کسی است که از اول صاحب صلاحیت نبود.
آقای موسوی هرچند گذشته مثبتی داشت اما ملاک حال فعلی او بود. شما باید همان وقتی که امید بستن ضد انقلابیون نهضت آزادی به این فرد را دیدید در صلاحیتش تردید می کردید. مگر امامتان نهضت آزادی را نامشروع و خطرناک تر از منافقین نخواندند؟ پس چرا حامی آنهارا تایید صلاحیت کردید؟
چرا به مصاحبه مهم آقای موسوی با مجله تایم بی توجهی کردید؟ آقای موسوی در آن مصاحبه صراحتا رهبری را تهدید کرده بود! موسوی وقیحانه به دشمن مژده داده بود که در صورت مخالفت ولایت با خواسته های نامشروعش مردم را به خیابانها خواهد کشاند.(2) او به صهیونیستها وعده داده بود که ماهیت ساختار قدرت در ایران را دگرگون خواهد ساخت. آیا این به معنای عدم التزام به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست؟
چرا چشمانتان را بر برنامه های غیرقانونی آقای موسوی بستید؟ چرا وقتی او شعار ممنوع کردن گشت ارشاد را سر می داد نیاندیشیدید که اساسا حوزه اقتدار نیروی انتظامی مربوط به ولایت فقیه است و مساله دخالت رییس جمهور در امور مربوط به رهبری عین تخلف از قانون اساسی و مترادف با دیکتاتوری است؟
چرا کسی را تایید کردید که پیوستن به کنوانسیون صهیونیستی رفع تبعیض از زنان را برنامه فوری پس از ریاست جمهوریش معرفی می کرد؟!
چرا کسی را تایید کردید که قرار بود کابینه دولت احتمالی اش را از کسانی مملو سازد که پیش از این در انتخابات مجلس هفتم خودتان ردّ صلاحیتشان کرده بودید؟
دلسوزی این برادر کوچکتان را درک کنید. اگر این فرد همان ابتدا با برخورد قانونی شورای محترم نگهبان مواجه می گشت اکنون تا این حد متجرّی نمی گشت که امنیت ملی را با توسل به اراذل و اوباش مخدوش کند. اگر موقع تایید صلاحیتِ چنین افرادی تنها به قانون عمل می شد اکنون هلهله سلطنت طلبان خائن در voa و bbc در برابر ملت مظلوم ایران، بلند نشده بود.
سروران بنده در شورای نگهبان به نیکی می دانند اینهایی که اکنون در خیابان با قمه به مردم حمله می کنند چه کسانی هستند. اینها همان اوباشی هستند که در آشوبهای تیرماه 78 با همین قمه ها گلوی ملت را سلاخی می کردند.
حتما خبر دارید که سرپلهای آن آشوبها - همچون منوچهر محمدی، احمد باطبی، محسن سازگارا، علی افشاری و... - اکنون به استخدام رسمی سازمان سیا در آمده اند. مطمئن باشید طولی نخواهد کشید که عناصر اصلی کودتای مخملی ناکام اخیر نیز سر از دامان شیطان بزرگ در خواهند آورد و مگر عطاءالله مهاجرانی را ندیدید که در استودیوی BBC به طور زنده برای اسلام و نظام خط و نشان می کشید؟! و باز مگر غلامحسین کرباسچی را در VOA ندیدید که چگونه برای تلویزیون سازمان سیا خوراک تبلیغاتی مهیا می کرد؟ اما تا به کِی باید از یک سوراخ دَه بار گزیده شویم ؟ آخر، آزموده را آزمودن خطاست!
انشاءالله تجربه نمک خوری و نمک دان شکنی این اقلیت دیکتاتور مآب ، آخرین تجربه رافت شورای نگهبان در برابر نامحرمان باشد. به نحوی که مطابق سیره نورانی امام راحل (رض) همان گونه با این دیکتاتورهای لیبرال برخورد شود که با پدران منافقین در نهضت آزادی برخورد شد.
ب) اما در مورد سران جریان موسوم به اصلاحات آمریکایی و دیگر طراحان پشت پرده آشوبهای خیابانی اخیر؛
آقایان به خوبی می دانند که اینجا ایستگاه آخر است. اگر تا پیش از 22 خرداد، اصلاحات آمریکایی در کُما بود ، اینک زیر خروارها خاک آرمیده است! چه اینکه این انتخابات هفتمین "نه" بزرگ ملت به هواداران منافع غرب در ایران بود.
اگر امروز این جماعت نقاب دموکراسی خواهی را کنار زده اند و بی پرده علیه اکثریت ملت به قمه کشی روی آورده اند از آن روست که یقین کرده اند دیگر هیچ انتخاباتی به کام آنان تمام نخواهد شد و این همانا راز بزرگ آشوبهای اخیر است.
بدون تردید برازنده ترین نام برای تحرکات اخیر اصلاح طلبان "خودزنی" است. گرگهایی که تا دیروز به نام جمهوریت ، در حال ستیز با اسلامیت نظام بودند ، اکنون پس از هفت شکست تاریخی در انتخابات های گونه گون با این حقیقت مشعشع مواجه گشته اند که ؛ نه مقبولیت جمهور را دارند و نه مشروعیت اسلام را ... و این عاقبت کسانی است که دل امام عصر (ارواحنا فداه) رامکدر ساختند. این عاقبت کسانی است که در روزنامه هایشان وقیحانه امام حسین(ع) و جدّش؛ حبیب الله (ص) را خشونت طلب خواندند. این عاقبت کسانی است که از همجنس گرایان و نهضت آزادی و شیرین عبادی و رضاخان قلدر و کشف حجاب و بهائیت و طالبان و سکولاریسم و در یک کلمه از "نفاق" حمایت کردند.
مشت محکمی که ملت در بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت بر دهان دیکتاتورهای لیبرال کوبید حاوی خبری بزرگ بود و آن اینکه ؛ اکنون لحظه پالایش انقلاب از نااهلان و نامحرمان است. اکنون،نوبت و گاه حزب الله است و الاانّ‌حزب‌الله‌هم‌الغالبون
... وحرف آخر آنکه ؛ اینک انقلابی دوباره است ؛ انقلابی چهل میلیونی. این پویایی انقلاب اسلامی است که هر بار هرزگی قدرت طلبان را مشاهده کرده بدون تعارف و رودربایستی سیلی عدالت را بیخ گوش عدالت ستیزان قدرت طلب نواخته است. این نوای دلنشین تشیع ناب است که دوباره جهان را عطرآگین ساخته . این فرهنگ عدل علوی است که بیست و چهار ملیون و پانصدو نود هزار رزمنده را برای نبردی چهارساله با منافقان و مفت خورها و اشراف آخرالزمان ، بسیج کرده است.
این نوزایی انقلاب اسلامی است و خس و خاشاکی که فضا را غبار آلود کرده اند با هزار زبان می خواهند به ما بگویند : انقلابتان زنده است! اما ما نیز در حد خس و خاشاکی خودمان در مقابلش خواهیم ایستاد.
باشد بایستید .... فانتظروا انّا معکم منتظرون
دسته ها : سیاسی
پنج شنبه چهارم 4 1388

تیم والیبال پیکان ایران در مسابقات قهرمانی باشگاه‌های آسیا (جام باشگاه‌های آسیا) که در دبی برگزار می شود، به مقام قهرمانی دست یافت.

 

به گزارش ایسنا؛ تیم پیکان در بازی پنج‌شنبه شب شب موفق شد در سه ست پیاپی با نتیجه 25 بر 20، 25 بر 22 و 25 بر 20 الهلال عربستان را شکست دهد و برای پنجمین بار به عنوان قهرمانی این رقابت‌ها دست یابد.

پیکان با قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا علاوه بر تصاحب جام این مسابقات، توانست به مسابقات باشگاههای جهان که آبان ماه در قطر برگزار می شود نیز راه یابد.

تیم پیکان در چهار دوره گذشته‌ی مسابقات والیبال باشگاه‌های آسیا نیز قهرمان شده بود.

دسته ها : ورزش
پنج شنبه چهارم 4 1388
گمانه‌زنی رسانه‌ها درباره اعضای احتمالی دولت دهم خلاف واقع است
دفتر رئیس جمهور در اطلاعیه ای اعلام کرد: در روزهای اخیر اخبار و مطالبی از سوی پایگاه‌های خبری و برخی مطبوعات درباره ترکیب احتمالی دولت دهم و تغییر برخی وزرا انتشار یافته است که گمانه‌زنی و خلاف واقع است.
به گزارش خبرگزاری مهر، در این اطلاعیه می خوانیم:  بدیهی است در حالی که دولت با تمام توان در راستای ساختن کشور و رفع مشکلات گام بر می‌دارد، گمانه‌زنی‌ها‌ی خلاف واقع می‌تواند به عاملی برای ایجاد مانع در خدمت‌رسانی حداکثری به ملت شریف ایران مبدل گردد. لذا ضمن تکذیب اخبار و مطالب مربوط به اعضای احتمالی دولت دهم و تغییر برخی وزرا، از همه پایگاه‌های خبری، خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها درخواست می‌شود از این گونه گمانه‌زنی‌ها پرهیز نمایند.
 
دسته ها : اجتماعی
پنج شنبه چهارم 4 1388
X