صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 266149
تعداد نوشته ها : 109
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


سخنگوی وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که در شرایط کنونی تحریم ایران اقدامی نادرست و بیهوده است.
به گزارش خبرگزاری ریانووستی، «اندره نسترنکو» در این باره گفت: اعمال تحریم های جدید علیه ایران به دلیل مسائل پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری در این کشور غیر قانونی و بیهوده است و تنها می تواند سبب برانگیختن احساسات مردم ایران شود.
وی افزود: ما همه مسائل مربوط به انتخابات در ایران را مربوط به امور داخلی این کشور می دانیم و یقین داریم که اختلاف نظرات به وجود آمده پس از انتخابات باید تنها از طریق قانون با رعایت اکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حل شود.
نخست وزیر ایتالیا پیش از این اعلام کرده بود که نشست آینده گروه هشت قرار است اعمال تحریم های جدید علیه ایران به علت برنامه هسته ای این کشور را دنبال کند. این در حالی است که وزیر خارجه این کشور دو روز بعد اعمال تحریم های جدید علیه ایران را تکذیب کرد.

وزارت خارجه روسیه: تحریم ایران غیرقانونی و بیهوده است

 
دسته ها : بین الملل - سیاسی
شنبه سیزدهم 4 1388


گفت: بسیاری از کشورهای اروپایی شرکت کننده در اجلاس اتحادیه اروپا در بروکسل با درخواست دولت انگلیس علیه ایران به شدت مخالفت کرده اند.
گفتم: مگر دولت انگلیس چه درخواستی داشت؟
گفت: از سایر دولت های اروپایی خواسته بود برای حمایت از مدعیان اصلاحات سفرای خود را از ایران فرا بخوانند ولی کشورهای اروپایی با اشاره به اقتدار ایران و نیاز آنها به رابطه با کشورمان درخواست انگلیس را نپذیرفته اند.
گفتم: حالا انگلیس قرار است چه خاکی بر سر خودش بریزد؟!
گفت: چه عرض کنم؟! شاید خودش به تنهایی اقدام کند!
گفتم: شخصی در یک عملیات انتحاری خودش را با یک کایت به یک ساختمان بلند کوبید و 101 کشته و مجروح برجای گذاشت. یکی خودش که در دم کشته شد و 100 نفر دیگر هم از خنده روده بر شده و برای معالجه به بیمارستان اعزام شدند!

کایت (گفت و شنود)

 

دسته ها : سیاسی - اجتماعی
شنبه سیزدهم 4 1388
از "اوباما 2008" تا "موسوی 2009"
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-دکتر علی عرفان*:مدل تبلیغات انتخاباتی میرحسین موسوی تلفیقی از مدل 2008 اوباما و مدل انقلاب های رنگی است و تمام فاکتورها و متغیرهای به کار رفته، نشانگر اغفال توسط ایادی استکبار و دشمن 30 ساله نظام جمهوری اسلامی می باشد.
 
اشاره:همان‌گونه که انتظار می‌رفت ،اقای مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان بیانیه شماره 9 خودرا صادر کرد. از کل متن کامل این بیانیه یک پاراگراف را انتخاب کردم تا توصیه ایشان را عمل کنم:
میرحسین موسوی:به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟
در این یادداشت تلاش خواهم کرد به توصیه جناب آقای موسوی عمل کنم و ابعاد مغفول مدل تبلیغاتی ستادانتخاباتی وی را که تلفیقی از مدل انتخاباتی اوباما در سال 2008 و نیز فریبکاری ها و دروغ پردازی های رایج در انقلابهای رنگی بود کالبدشکافی نمایم.
______________________________________________________________________

انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ایران علیرغم تداوم در مسیر 30 ساله انقلاب و سی امین انتخاب در قاموس تاریخی دارای وجوه تمایزی با انتخابات های گذشته است که ابعاد آن را بیش از پیش پیچیده و چند لایه نشان می دهد. در این دوره "سطح" شیوه و رویکرد رقابت ها دارای مختصات خاصی بود که در این مقاله به این موضوع می پردازیم.

اوباماوانتخابات 2008

انتخابات برگزار شده در آمریکا و روی کار آمدن باراک اوباما با هزاران فراز و نشیب و مباحث مربوطه در عرصه بین المللی، بازتابهـایی داشته و قبل ازتثبیت و تقریر ایشان در جایگاه ریاست جمهوری بسیاری از عناصر و چهره های سیاسی با ایشان به نوعی توارد و تله پاتی سیاسی- ایدئولوژیکـی به عمل آوردنـد. اوباما برای پیروزی در رقابت های ریاست جمهوری به دستاویزهایی از جمله سلسله مراتب های سنتی، تیم های محلی به شکل شبکه های متراکم ارتباطات، رأی سازیهای مستقل دست زد و نوعی مدل انتخاباتی طرح و اجرا نمود.
مدل انتخابات اوباما دارای نقش ها و مسئولیت های طراحی شده ای بود. در ساختار این مدل انتخاباتی فردی مسئولیت سازماندهی (Field organizer ) را برعهده داشت. تحت این ساختار، زیربخش هایی طراحی شده بود که در آنها مسئولیت هایی همانند: رهبری تیم، مسئول بانک تلفن، مسئول در زدن خانه های مردم، مسئول جمع اوری داده ها و اطلاعات، مسئول داوطلبان اموزش دیده، فعالیت می کردند که برای هر کدام تقسیم کار مشخص به عمل آمده بود.
این مدل دارای یک هدف گذاری خاص بود که ،" داوطلب"، دران مسولیت رأی سازی برای کاندیدا ،" تیم محله "، مامور تقویت شبکه رأی کاندیدا و ایجاد فضای مثبت کلی به نفع کاندیدا در ایالت ها جزء اهداف" کارزار در ایالت" بود. آموزش یکسان و سراسری نیز از برنامه های" تیم های محله" مدل انتخاباتی اوباما بود.
در این مدل از گروههای مجازی، شبکه های اجتماعی، تقویت مشترک گروهی (زمان و مکان) و انتشار نظرات شخصی از طریق وبلاگ ایجاد شده بود و از مزایای برجسته و بکار گرفته شده می توان به سازماندهی داوطلبان، دریافت کمک های نقدی و بسیج داوطلبان برای مشارکت درفعالیت های انتخاباتی از قبیل: برگزاری جلسات ، تماس تلفنی و در زدن خانه ها نام برد.
برای آماده شدن یک کارزار طولانی انتخاباتی در این مدل، پیش بینی شده بود که به سطوح پایین جامعه "تفویضِ" امتیاز شود . دانشجویان و کارگران بازنشسته توانسته بودند حتی در اولین هفته های آشنایی با سایت اوباما، مراکز خودشان را در سطح محلات شکل دهند و در منازل شخصی افراد جلسات برگزار شود و گروههایی تشکیل شوند که فعالیت های انتخاباتی را از طریق سایت هدایت کنند.
استفاده از فناوری اطلاعات، ارسال پیغام از طریق تلفن و ایمیل بطور مستقیم از سوی اوباما به داوطلبان اموزش دیده جزء طراحی ها در مدل انتخاباتی اوباما بود.

اما کاندیداهای دهمین ریاست جمهوری ایران از چه مدلی استفاده کردند؟

در ایران هم برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به استقبال شعار " تغییر " ( change ) اوباما شتافتند و بدون تأمـل و تـدبـر در اصــول و ریشه های دینی – مردمی کشور، آن را محمل پیروزی انگاشتند و بر طبل این شعار دماگوژی گونه کوبیدند.
در کنار این گرته برداری ناشیانه رگه هایی از رواج و گسترش انقلاب های مخملی در این انتخابات مشهود بود. به غیر از دکتر محمود احمدی نژاد که پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نماد ملی و میهن دوستانه مطرح کرد، مابقی نامزدها خواسته یا ناخواسته، و با درجات مختلفی، یکی از رنگ ها را به عنوان نماد و سمبل رقابت های انتخاباتی خود مطرح نمودند که در این میان یکی از این رنگها به شیوه ای ویژه در افکار عمومی طرح و گسترش یافت.
سبز به علت رابطه اش با طبیعت، نماد اصلاح، تجدید حیات و حاصلخیزی است. این اقدام برای اولین بار از سوی ستاد حامیان میرحسین به کار گرفته شد و رنگ سبز به دلیل معنا داشتن در فرهنگ و جامعه ایران ، تأثیرگذاری خاصی را نیز در برداشت.
پس از انتخاب رنگ سبز در قالب مچ بند، کلاه، شال، روسری، مانتو، آنتن و برف پاکن ماشین هاو در محیط های مجازی و سایبر مثل Face book و شبکه های اجتماعی و ... در جامعه گسترش یافت . بنابراین نمی توان انتخاب، گسترش و اپیدمی این رنگ را بر حسب صدفه و اتفاق فرض کرد.
همچنین از نشانه های دیگر انقلاب مخملی می توان فضا سازی، شایعه پراکنی، نامه نگاریها با مقامات عالیرتبه ماهها قبل از انتخابات بمنظور شبه افکنی ،القای انجام تقلب ، شیطنت تحت لوای آموزشهای مستمر خبرنگاری و ... برای نخبگان، افزایش اقدامات مداخله جویانه غرب در امور ایران و از همه مهمتر یکپارچگی هر چه بیشتر رسانه های استکباری علیه ارزشهای نظام جمهوری اسلامی و آرایش تبلیغاتی انها از جمله BBC فارسی و صــدای آمریکاباحمایت ازکاندیدای موردنظروتخریب سایرکاندیدا و دهها دلیل و نشانه دال بر اینکه سامانه های رسانه ای، فکری، سیاسی بیگانه در صدد مهره چینی و یارگیری در داخل کشور برآمده است.

شبکه فارسی زبان BBC ومدل انتخاباتی 1388 ایران:

امروز با یک نگاه تحقیقی و آماری به برنامه های این شبکه فارسی زبان انگلیسی ، به راحتی به تناقض آشکار میان آن ادعاها و تبلیغات ورپرتاژ آگهی دست اندرکاران شبکه BBC که قصد دارد خود را به عنوان رسانه ای فرهنگی و فعال در امر تفریح و سرگرمی جا بی اندازد. پی خواهیم برد.سوابق دولت بر یتانیا حاکی از این موضوع است که از مد تها پیش بعداز شکست های سختی که در مقابل ایران اسلامی در عرصه سیاست های خارجی وبین المللی خورده است تلاش می کند خط فکری خود را از طریق راه اندازی رسانه ای فارسی زبان به مردم ایران ترزیق کند . برنامه ریزی دولت انگلیس از طریق شبکه فارسی زبان BBCبرای ایجاد عملیات روانی در خصوص انتخابات ایران مدتها پیش از سوی نهاد رسانه ای وزارت خارجه انگلیس شکل گرفته است. مقامات وزارت خارجه بریتانیا از نزدیک و با جدیت مسئله دخالت در امور ایران و انتخابات این کشور را پیگیری می کنند . نکته جالب توجه اینکه این شبکـه معمولاً از کـارشناسانی استفـاده می کنـد کـه چهـره های شناخته شده در عرصه جنگ رسانه ای وجنگ نرم SOFT WAR علیه ایران اسلامی هستند. جنگی را که شبکه BBC وارد آن شده است یک جنگ رسانه ای به منظورجلو گیری از انتشار و اقعیتهای داخل ایران و کشورهای فارسی زبان است.جنگ رسانه ای یکی از بر جسته ترین جنبه های ((جنگ نرم )) و جنگ های جدیـد بین المللی است. در جنگ رسانه ای آنچـه که به ظاهر احساس می شود. جنگ در بین عناصر و اعضاء رسانه ها اعم از مفسران ، خبرنگاران و مدیران رسانه ای است در حالی که در پس این جنگ به ظاهر رسانه ای ، سیاست رسانه ای یک کشور (Media policy) ایستاده است و در پشت پرده شبکه فارسی زبان BBC سیاست کشور بریتانیا و بودجه های سری وزارت امور خارجه این کشور نهفته است.
این شبکه با ، بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ای خود با یک شیب ملایم و پخش آیتم های متعدد اقدام به پیش برد اهداف انتخاباتی خود در ایران دارد .تلاش این شبکه در چند ماه گذشته این بوده تا با جریان سازی و موج سازی منفی و دلسرد کننده از شرایط فعلی نظام مقدس جمهوری اسلامی بنیاد های اعتماد سازی ایرانیان را به نظام و مسئولین سیاسی تخـریب نمایـد و آنـان را دلسرد و در نهایت مردد و بی اعتماد سازد. دریک طبقه بندی تحلیلی ، محورهای بر جسته و جریان ساز این شبکه در چند ماه اخیر را می توان این گونه برشمرد .
BBC شیوه حکو متی ایران را با قواعد حکومتی شنا خته شده در علم سیاست همخوان نمی داند. این شبکه در برنامه های تولیدی وخبری خود در راستای بی اعتماد سازی مردم به نظام، سیستم حکومتی ایران را مبهم و غیر قابل فهم تصویر می کند و در ادامه هجمه های تبلیغاتی و جنگ روانی خود نهاد شورای نگهبان را نشانه گرفته و آن را مانعی در راه شکل گیری جامعه ایده آل برای ایرانیان معرفی کرده است. دایره وسیع انتقادات این شبکه بجایی می رسد که از انتخابات ایران به عنوان انتصابات وانتخابات فرمایشی و نمایشی تعبیر می کند . همین شبکه خود را دلسوز ملت بزرگ ایران می شمارد و درخواست حضور نـاظـران بین المللـی بـرای انتخابات،(پیشنهاد نهضت آزادی) و جایگزینی شورای نگهبان،(پیشنهاد کمیته ی صیانت از آراء ستاد میرحسین موسوی) را دائما مطرح می کند.
BBC فارسی به شکلی زیرین و عمیق تـلاش می کند تا ساختار و قداست نظام اسلامی را نشانه بگیرد. این شبکه ضمن تلاش برای مو ج سازی منفی علیه دستگاه های نظارتی کشور، جا انداختن این محور القائی را دنبال می کند که با وجود شورای نگهبان و تائید این کاندیدا مردم هرگز تخواهند توانست رئیس جمهور مطلوبشان را انتخاب کنند. شبکه فارسی زبان BBC به ظاهر با تحلیل شعارهای تبلیغات انتخاباتی کاندیدا ها سعی نموده به تخریب آنها بپردازد .(به تصاویر جداول شماره 1 و 2 و3 و 4 در انتهای گزارش مراجعه کنید)
چهار نمودار مذکور نمایانگر رویکرد شبکه BBC فارسی به کاندیداهای اصلی انتخابات ایران طی دو ماه و نیم قبل از برگزاری انتخابات است و با توجه به نمودارهای ذکر شده به نظر می رسد شعارهای بی طرفی مسئولین این شبکه، ادعایی بیش برای فریب افکار عمومی نیست.البته خبرها،گزارش ها و برنامه های تخریبی این شبکه پس از انتخابات بیشتر هم شده است که به خوبی نشان داد که BBC بازوی تبلیغاتی حکومت بریتانیا است.
همانگونه که مطرح شد در مدل انتخاباتی میرحسین موسوی، آثاری از تقلید مدل انتخاباتی اوباما در سال 2008 کاملا مشهود است ، مدلی که برای حرکت انتخاباتی ایشان تعریف گردیده است ضمن داشتن حمایت رسانه های خارجی دارای، کمیته تولید محتوا با 22 کارگروه می باشد. در این کمیته محتوایی کارگروهها ، عمده ترین و برجسته ترین گروههای اجتماعی را مورد بررسی قرار داده اند.
معلمان، دانش آموزان، دانشجویان، اقوام، اقلیت های مذهبی، جوانان، زنان، بیکاران، بازنشستگان، حاشیه نشینان، کاربران اینترنت، بسیجیان و ایثارگران، کمکهای خارجی، آسیب های اجتماعی، فرهنگ، مسائل اقتصادی کلان و ورزش.
هدف هر یک از کارگروهها تهیه بحثهای(debates)اصلی مورد مساله در گروه بود که از این رو پنج زمینه برای بررسی مورد مطالعه قرار گرفت:
1) دوران نخست وزیری میرحسین موسوی 2) دوران اصلاحات 3) دوران دولت نهم با تأکید بر سیاه نمایی عملکردها
4) مطالبات هر یک از این گروهها 5) شعارها و برنامه های کاندیدا در مورد
برنامه ریزی به گونه ای بود که هر آنچه بعنوان محتوا در 5 زمینه و گروههای مورد اشاره تهیه و تولید می شد، در سایت های کلمه، قلم ... و روزنامه هایی مانند اندیشه نو- یاس نو و رسانه های نام برده شده انتشار یابند. همچنین تهیه یک میلیون بروشور با عنوان" بیست و دو کلمه" حرف حساب با تیتراژ میلیونی،استفاده ازارتباطات کلامی وغیر کلامی مانند،نماد رنگ سبز،نمادvبااستفاده ازانگشتان دست ونماد کلامی، تهیه محتوا برای استفاده در جزوه آموزشی با تیتراژ صدها هزارتایی، استفاده از CD و DVD برای انتشار مطالب محتوایی تولید شده ، ساخت فیلم آموزشی، تهیه شعار برای پیام های کوتاه SMS بعنوان پیامهای کوتاه تبلیغاتی، ارائه پیشنهادات به میرحسین موسوی از طریق پیام کوتاه وبوشورهای چاپ شده با جای خالی و ابزارهای فن آوری اطلاعات و تهیه جزوات ارائه تحلیل هایی از عملکرد دولت از جمله ویژگی هایی بود که مورد توجه و امعان نظر قرار گرفته است.
اما آنچه در این مدل انتخاباتی دیده شده بود، مراحل مختلف کار بود.در مرحله دوم از هر شهر یکنفر به نمایندگی به تهران دعـوت و زیر نظرمدرس خاص تربیت می شدند. در این مرحله داوطلبان برای آموزش در سه گروه تخصصی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی) تحت آموزش اساتید دانشگاهی تعیین شده قرار می گرفتند. در پایان مرحله دوم افرادبعدازدیدن آموزش عنوان مدرس را احراز میکردند و با استفاده از آموختـه هـای اسـاتیـد و جـزوات محتـوایی به آموزش تربیت سفیران می پرداختند.
مرحله سوم از این مدل ،افراد آموزش دیده بعنوان سفیران نقش خود را ایفامی کنند. سفیران بعد از طی کردن چندین جلسه آموزشی با استفاده از جزوات آموزشی و CD های تهیه شده مطالب و داده های لازم، به امر آموزش فنون مذاکره، خطابه و جدل و فعالیتهای ناشی از آموزش بپردازند.
مأموریت سفیران، بعنوان نمایندگان میرحسین موسوی وارد شدن به جامعه وحضوردر مکانهای عمومی مانند: مترو، پاساژها ، اتوبوس، پارک ها و میادین و انجام فعالیت انتخاباتی و مباحثه با اقشارمختلف مردم بود. از آنجا که جزوات ارائه شده در جلسات آموزشی حاوی اطلاعاتی از 22 قشر مختلف جامعه بود، توان رویارویی سفیران آموزش دیده در مدل انتخاباتی را بالا می برد و هدف تعیین شده در این آموزش رسیدن به سی هزار نفر سفیر در کشور بود.
از جمله حضور سفیران در تهران، می توان به تجمع سفیران در خیابان ولیعصرتهران با در دست داشتن نماد سبز و انجام مباحثه با مردم وحضور درشغل راننده تاکسی ویا مسافرکش های شخصی اشاره کرد. برخی ازسفیران بعنوان راننده تاکسی یا مسـافـرکش های شخصی در موقع جابه جایی مردم بوسیله اتومبیل های خود به مباحثه می پرداختند.
از جمله موارد دیگر این مدل کمیته نوجوانان با نام " نسیم " بود که این کمیته در هر شهر از هفت نفر تشکیل شده بود که وظیفه شناسایی نیروهای داوطلب را به منظور تربیت سفیر به عهده داشت.
استفاده از تلفن ، موبایل در شبکه های اجتماعی نوع دیگری از برنامه ریزی بود، بطوری که هر فرد بصورت تصادفی در هر روز با 10 شماره تماس می گرفت و یا SMS می زد و از این طریق برای کاندیدا مورد نظر تبلیغ می کرد.
استفاده از پوستر و بروشور برای حمایت از میرحسین موسوی و سیاه نمایی عملکرد دولت و بهره برداری از پتانسیل خاص فرد به نفع خود، بهره جویی از بیانات / دست خط وشبیه سازی از مهر حضرت امام بنیان گذار فقیه انقلاب اسلامی، استفاده از مراجع تقلید و حامی و تهیه جزواتی در این خصوص ، همراه کردن برخی از خانواده های شهدا و هنرمندان حامی /استفاده از ابزار زبان که با توجه به بافت قومیتی جامعه ما همواره گویش زبانی(منجر به جمع اوری رأی قابل توجهی به نفع کاندیدا می شود)و دست زدن به " بدعت " در چهارچوب نظام در کنار :
* عدم مراعات قواعد مردم سالاری
* عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونی و بی اعتبار ساختن آنها
* ایجاد مدل و الگوی غلط انتخاباتی برای آیندگان
* عدم همبستگی مطالبه و استدلالها...
* ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسی نظام
* تبدیل مهمترین انتخابات ملت به خاطره ای تلخ
* ایجاد زمینه برای جولان ضدانقلاب
* سیاسی کردن مسائل حقوقی
* بی حرمتی به ارزشها و هنجارهای اسلامی – ایرانی
* ایجاد خانه های تیمی برای طراحی اعمال غیرقانونی...
از جمله اقدامات مدل انتخاباتی سال 88 اقای میرحسین موسوی بود.
به هر روی مدل تبلیغات انتخاباتی میرحسین موسوی تلفیقی از مدل 2008 اوباما و مدل انقلاب های رنگی است و تمام فاکتورها و متغیرهای به کار رفته، نشانگر اغفال توسط ایادی استکبار و دشمن 30 ساله نظام جمهوری اسلامی می باشد.
این مدل،یک اقتباس غلط، گرته برداری عجولانه و پیوندنمودن سبزینه غربی بر ریشه ایران اسلامی است که هیچ گاه رشد ونمو نمی کند.
طراحان این مدل باید می دانستند، کشور ایران اسلامی به پاس انفاس قدسی حضرت امام (ره )، هدایت داهیانه مقام معظم رهبری و خون هزاران شهید و نثار بهترین سرمایه های نظام، نه با آمریکا که مدل غیراخلاقی و دنیاطلبانه آن را اقتباس نموده و نه با کشورهای اکراین، گرجستان وقرقیزستان قابل قیاس نیست که هویت آنها با تغییر رنگی به هم بریزد. اینجا ایران اسلامی است، با تمدنی کهن ومردمانی با هوش سیاسی و آینده بین و رهبری آگاه و برخاسته از متن مردم و برای مردم و خدا.
دسته ها : سیاسی
شنبه سیزدهم 4 1388
اصلاحات" خون می خواهد!
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-علی عبدالهی:موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به گونه‌ای است که خواب بازگشت تجدید نظر طلبان و ساختار شکنان را طی یک انتخابات سالم و شفاف بی‌تعبیر نموده است و از این منظر چاره‌ای جز روی آوردن به طراحی و اجرای پروژه‌های خائنانه و مزورانه‌ای چون «اصلاحات خون می‌خواهد» نیست.
 
انتخاب استراتژی «اپوزیسیون مدنی» به جای پروژه‌هایی همچون بازدارندگی فعال (استفاده از تمام ظرفیت‌های قانونی) و آرامش فعال (حکومتی بودن اصلاحات) از راهبردهای افراطیون جبهه دوم خرداد پس از شکست آنان در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم بود.
سخنان سعید حجاریان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران با طرح موضوع «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات» به نوعی تدوین و ارائه استراتژی جدید جبهه از هم فروپاشیده دوم خرداد بود. این عبارت پارادوکسیکال، برگردانی از شعار «انقلاب مرد، زنده باد انقلاب» تروتسکی و گفته معروف دربار پادشاهان فرانسه با عنوان «شاه مرد، زنده باد شاه» بود که حجاریان به صورت استعاره‌ای می‌خواست نتیجه بگیرد، راهکارهای سابق جبهه اصلاحات با شکست مواجه شده و برای حفظ بقاء و تداوم حیات حزبی، چاره‌ای جز اتخاذ استراتژی دیگری نخواهد بود.
تغییر میدان مبارزه و ورود لایه‌های مدنی جهت پشتوانه سازی، آخرین راهبردی بود که توسط بازیگردانان این جبهه همچون حجاریان، بشیریه، علوی‌تبار، جلایی پور و تاج‌زاده مطرح گردید.
سه روز پس از روشن شدن نتایج انتخابات مجلس هفتم، سعیدحجاریان در گفتگو با خبرگزاری ایلنا، در تبیین خط مشی جدید این جبهه گفت: «در پروژه جدید، محوریت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدنی انتقال خواهد یافت»
این سخنان بدان معنا بود که در سال‌های گذشته اعضای ارشد این جبهه با حضور در قدرت و در راستای هدف «فتح سنگر به سنگر» از ارتباط با حامیان، سمپات‌های حزبی، دانشجویان، معلمان و کارمندان و کارگران در برهه‌های حساسی چون رد لایحه مطبوعات و تحصن نمایندگان مجلس ششم، نتوانسته‌اند در بسیج توده‌ها علیه نظام به موفقیتی دست یابند. به همین جهت م - ت، از اعضای افراطی این جبهه، در نشستی حزبی اعلام می‌کند: «سال 83، سال تشکیل و پایه‌ریزی جنبش‌های اجتماعی و سال 84، سال به راه انداختن تظاهرات و آشوب‌های اجتماعی است.»
و علیرضا علوی‌تبار با جسارت هر چه تمام اظهار می‌دارد: «برای تحقق مطالباتمان باید خون بدهیم، باید برای مقابله با دیکتاتوری، سه میلیون نفر را سازماندهی کنیم.تاکنون اشتباه کردیم که چنین سازماندهی را انجام نداده‌ایم، اما هنوز هم دیر نشده است.»
به همین منظور ماهنامه «آفتاب» که در نقش تئوری پرداز و ارگان نظری جبهه مشارکت و طیفی از نیروهای ملی - مذهبی ظاهر شده در همان دوران با درج مطلبی تحت عنوان «اپوزیسیون مدنی، جنبش اصلاح‌طلبانه ملت ایران» راهکارهایی را جهت برپایی حرکت‌های پوپولیستی و استمداد از ظرفیت اپوزیسیون مدنی در قالب گردهمایی، تحصن، تظاهرات، اعتصاب و سایر اشکال مقاومت و نافرمانی مدنی، جهت نیل به اهداف و خواسته‌های فزون طلبانه حزبی خود ارائه می‌کند و از ضرورت شکل‌گیری کمیته‌های حزبی در محلات و جذب مردم به ویژه جوانان در این کمیته‌ها سخن می‌گوید. همچنین در تکمیل این خط مشی جدید، حجاریان در مصاحبه با روزنامه شرق می‌گوید: «نیروهایمان را به مجلس و دولت بردیم و کسی برای سازماندهی مردم باقی نماند. ما در هوا مشغول کارزار بودیم در حالی که رقیب در جبهه زمینی مشغول پیشروی بود. اگر یک میلیون نفر جلوی بیمارستان سینا (پس از ترور حجاریان) و 3.5 میلیون نفر روبروی مجلس در زمان تحصن نمایندگان مجلس ششم جمع می‌شوند، دیگر کاری از دست نیروی رقیب بر نمی‌آمد.»

*سربازگیری از دانشگاهها
تجربه انقلاب‌های مخملین نشان می‌دهد سرمایه گذاری بر روی جوانان به ویژه جنبش‌های دانشجویی، یکی از مهمترین مولفه‌های پیش برنده طرح‌هایی چون براندازی نرم است. اولین تجربه انقلاب رنگی در دوران پس از جنگ سرد، در یک دوره زمانی 6 هفته‌ای یعنی از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در کشور چکسلواکی به ثمر نشست. حلقه دوم این انقلاب که در واژگان علوم سیاسی به کودتای فرامدرن (post-modern coup) شناخته می‌شود، در صربستان (1997) و به وسیله جنبش دانشجویی اتپور ( به معنای مقاومت) تکمیل گردید و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حرکت دانشجویی کمارا ( به معنای "بس است ") تدارک دیده شد. در اکراین نیز گروهی از جوانان و دانشجویان آموزش دیده، حرکتی به نام پورا (به معنای لحظه موعود فرا رسیده) را در سال 2004 طراحی و به مرحله اجرا گذاشتند که با عناوینی همچون انقلاب نارنجی، سرخ و شاه بلوطی ملقب گردید. این سناریو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله‌ای 2005 قرقیزستان که دانشجویان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور (مقاومت) ادامه یافت.
در دوره حاکمیت تجدید نظرطلبان این پروژه در جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خود فروخته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاههای کشور نمایند. در پروژه‌ای که حلقه کیان طراحی نموده بود، ماموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالت خواهی، استکبار ستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری در جهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه گذاری در شبه کودتای 18 تیر سال 1378 خود را به خوبی نشان داد و عناصر فریب خورده‌ای چون علی افشاری، رضا دلبری، اکبر عطری، عبدالله مومنی، فاطمه حقیقت جو، علی اکبر موسوی خوئینی، سعید رضوی فقیه و... به عنوان پیشقراولان جنبش دانشجویی معرفی گردیدند.
با شکست شبه کودتای 18 تیر، طراحان جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که برای پیشبرد اهدافشان در جمهوری اسلامی ایران، نمی‌توانند برسرمایه گذاری روی قشری خاص حساب ویژه باز کنند بنابراین لایه‌های دیگری از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، نخبگان، کارگران و هنرمندان هم باید با میدان بیایند تا زمینه‌های انقلاب مخملین به صورت فراگیر و گسترده در کشور فراهم گردد.
اعترافات‌هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش نشان داد که روزنامه نگاران یکی از مهمترین گروههای هدف در پروژه براندازی نرم هستند.
داستان پدیدارشدن روزنامه‌های زنجیره‌ای که رهبر معظم انقلاب در تعبیری ژرف و رسا از آنان به عنوان "پایگاههای دشمن " نام بردند و همچنین روزنامه نگاران خود فروخته و اجیر شده‌ای که بخش زیادی از آنان هم اکنون در کشورهای غربی بسر می‌برند، در تدوام جنگ نرم کلید خورده بود و هم اکنون نیز این پروژه با عناوین مختلف دنبال می‌شود.
در سال گذشته و جاری، شاهد سفرهای متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه‌های مختلف کشور به کشورهایی چون هلند، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، هند، ژاپن و... بوده ایم. در این سفرها، عناصری چون خاویرسولانا، الیزابت چنی و فرح کریمی، میزبان روزنامه نگاران ایرانی بوده اند و طی آن کلاس‌های آموزشی با تدریس کتاب‌هایی چون "از شورشیان آرمانخواه تا مبارزان بی آرمان " تالیف جین شارپ که ازسال 1993 در تیراژی وسیع در کشورهای اروپای شرقی و جمهوری‌های استقلال یافته شوروی چاپ و توزیع شده، همراه بوده است. بخشی از کارشناسایی و دعوت از روزنامه نگاران ایرانی، به عهده فاطمه حقیقت جو گذارده شده که هم اکنون در آمریکا مستقر است. وی در سفر گروهی از روزنامه نگاران به ایتالیا، میزبان آنان بوده است.
تصویب بودجه 15 میلیون یورویی دولت هلند تحت عنوان "پلورالیزم رسانه‌ای در ایران " که برمبنای آن موسسه هلندی "هیفوس " وظیفه پشتیبانی مالی از روزنامه نگاران، رسانه‌های مکتوب و دیجیتالی را برعهده می‌گیرد، بخشی دیگر از پروژه سرمایه گذاری غرب بر اصحاب رسانه را هویدا می‌سازد.
براساس گزارش رسمی موسسه هیفوس، این موسسه در سال گذشته کمک‌های مالی خود را به موسسات، نشریات و سایت‌های اینترنتی همچون "راهی " متعلق به شادی صدر از روزنامه نگاران فمنیست، "کارورزی سازمان‌های جامعه مدنی " متعلق به محبوبه عباسقلی زاده که در نشریات فمنیستی قلم می‌زند، "کنشگران داوطلب " متعلق به سهراب رزاقی، "ایران گویا " به مدیر عاملی حسین باستانی عضو ارشد حزب مشارکت ایران، "مرکز فرهنگی زنان "، "کانون زنان ایران " و روزنامه اینترنتی "روز آنلاین " اعطا کرده است. در کنار موسسه هیفوس، موسسات واسطی همچون "بنیاد دخترک "، "فریدوم‌هاوس " و "پرس تاو " نیزکار تدارک مالی، فنی و امنیتی روزنامه نگاران تجدید نظر طلب را برعهده داشته‌اند.
برخی از اسناد منتشره نشان می‌دهد که کنگره آمریکا، وزارت خارجه این کشور، بنیاد صهیونیستی سوروس، بنیاد به اصطلاح غیر انتفاعی خانه آزادی و شورای روابط خارجی ایالات متحده از سرمایه گذاران و پشتیبانان مالی حمایت از روزنامه نگاران ایرانی هستند.

* زمستان داغ
با آغاز سال تحصیلی 88 - 87 دانشگاه‌ها، دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: «با توجه به شکست دوره اصلاحات و در بن بست قرار گرفتن روشنفکران و منتقدان سیاسی، این تشکل دانشجویی تصمیم گرفته است راهبرد و تاکتیک فعالیت خود را از فاز سیاسی به فاز اجتماعی تغییر دهد.»
در بیانیه این دفتر همچنین روی چند محور تاکید شده بود:
- ما شکت سیاست «اصلاحات انتخابات محور» را اعلام می‌کنیم.
- راه حل خروج از دوران انفعال کنونی، تقویت جامعه مدنی و ارتباط گیری با بخش‌های اجتماعی است. دفتر تحکیم باید پل دانشگاه با اجتماع باشد.
- دوران انسداد کنونی را باید تبدیل به دوره تجهیز و آمادگی نمائیم. از این روی دفتر تحکیم وحدت از فعالیت سیاسی خارج و وارد عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی خواهد شد. این دفتر طرح ارتباط‌گیری موثر با تشکل‌هایی چون جنبش زنان، کارگران، معلمان، مجامع علمی و اقوام و طوایف را در دستور کار خود قرار داده است.
-تجربه 10 ساله دفتر تحکیم تاکید دارد راه حل غلبه بر اقتدارگرایی، دوری از قدرت، نقادی قدرت، دیده‌بانی جامعه مدنی و در نهایت ورود به جامعه مدنی و عرصه‌های عمومی است.
از سوی دیگر در اوایل شهریور ماه سال 87 یعنی زمانی که اعضای جدیدی شورای مرکزی دفتر تحکیم (طیف مدرن) توانستند در انتخابات داخلی به پیروزی دست یابند، شاهد اتخاذ چنین مواضع ساختار شکنانه‌ای از سوی آنان بودیم. این تشکل با شعار عبور از نظام اسلامی، وعده «زمستانی داغ» را به مردم و مسئولان کشور داده و تاکید کرد از همه ظرفیت‌های اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود سود خواهد برد.
ناگفته پیداست طیف مدرن دفتر تحکیم که توانسته بود بر طیف سنتی و دموکراسی خواه پیروز شود، ارتباط بسیار نزدیکی با سازمان مجاهدین، حزب مشارکت، نیروهای ملی - مذهبی، نهضت آزادی، سلطنت طلبان، تشکل‌های پان ترکیسم، پان عربیسیم و حتی جریان‌های چپ همچون حزب کمونیست کارگری، حکمتسیت‌ها، پژاک و فدائیان خلق داشت و وعده زمستان داغ آنها نشان می‌داد که باز هم قرار است از دانشگاه و دانشجو به عنوان موتور محرکی برای خروج از بی‌‌حسی اجتماعی استفاده شود. در پروژه جدید باید بار دیگر دانشجویان به عنوان مین‌روب و نردبان‌های رسیدن به قدرت و ثروت، مورد سوء استفاده قرار گیرند. آنان هنوز در سودای شبیه‌سازی 18 تیری دیگر هستند و برای عملیاتی کردن پروژه‌های خود، نه تنها هیچ ابایی از هزینه کردن اعتبار دانشجویان یک دانشکده و دانشگاه ندارند بلکه آن را امری بایسته و ضروری می‌دانند.
دیدارهای سال گذشته پیاده نظام‌های طیف مدرن که در پروژه جدید باید نقش‌ دستمال‌های یک بار مصرف را بازی کنند و محتوای مذاکرات آنان با عناصر افراطی و تجدید نظر طلب همچون احمد زیدآبادی، هدی صابر، تقی رحمانی، رضا علیجانی، محمد توسلی، ابراهیم یزدی، عبدالله نوری، سعید حجاریان و مصطفی تاج‌زاده نشان داد که ادعای تغییر فاز فعالیت‌های دفتر تحکیم از سیاسی به اجتماعی یک ادعای سخیف و ابلهانه است. بیانیه دفتر تحکیم، دعوت به یک شورش و ساختار شکنی آشکار بود که طومار مدعیان آن سریع‌تر از آنچه که تصور می‌کنند توسط نیروهای نظام در هم پیچیده خواهد شد.

*اصلاحات خون می‌خواهد، جانبازی کافی نیست
به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به گونه‌ای است که خواب بازگشت تجدید نظر طلبان و ساختار شکنان را طی یک انتخابات سالم و شفاف بی‌تعبیر نموده است و از این منظر چاره‌ای جز روی آوردن به طراحی و اجرای پروژه‌های خائنانه و مزورانه‌ای چون «اصلاحات خون می‌خواهد» نیست.
ورود پیشدستانه سید محمد خاتمی به صحنه انتخابات دهم ریاست جمهوری، با شعار «یا من موسوی» نتوانست خللی در عزم میرحسین موسوی برای ورود به صحنه انتخابات به وجود آورد. درهمان ایام برخی سیگنال‌های امنیتی حکایت از طراحی توطئه‌ای جهت حذف رقیب خاتمی از صحنه رقابت‌های انتخاباتی داشت که با ورود زود هنگام نیروهای امنیتی و حفاظتی، این توطئه نقش بر آب شد.
پس از کنار کشیدن خاتمی از صحنه رقابت، تجدید نظر طلبان چاره‌ای جز حمایت از میرحسین موسوی نداشتند. آنان کروبی را نه کاندیدایی دارای مقبولیت می‌دانستند و نه رییس‌جمهوری که بتواند اهداف آنان را دنبال کند. اما موسوی لااقل یک مزیت نسبت به کروبی داشت و آن در میزان رای او بود.
ورود میرحسین به صحنه رقابت انتخاباتی و با گفتمانی در چارچوب نظام اسلامی و بروز برخوردهایی قهر‌آلود با طیف ساختارشکن، آنان را به این تکاپو واداشت که چاره‌ای دیگر بیندیشند. میرحسین نه پایگاه اجتماعی لازم را برای پیروزی در انتخابات دارد و نه در فرض پیروزی می‌تواند اهداف ساختارشکنانه و عبور از نظام اسلامی را برای آنان محقق سازد. میرحسین 69 ساله آن قدر سرد و گرم روزگار را چشیده که خود را در معرض طرح‌های نابخردانه و کوته فکرانه مشتی جاه طلب قرار ندهد.
بنابراین برای رسیدن به اهداف شوم خود، باید به پروژه‌ای ضد امنیتی و ملی پناه ببرند که در راستای اجرای آن اگر لازم باشد باید کثیف‌ترین تزویرها را هم به کار بست تا شاید در میدان خونخواهی او، خواب انقلاب‌های رنگین را تدارک دید.
در خواب‌های بی‌تعبیر شکست خوردگان انتخابات دهم، باید پیش از آنکه سنگ محک انتخابات، میزان مقبولیت و مشروعیت مردمی آنان را نشان دهد، باید فضای عمومی کشور را به سمت ناآرامی و نافرمانی پیش برد تا شاید قبل از انتخابات بتوانند چاره‌ای بی‌اندیشند.
کشف و خنثی سازی عملیات "آشوبهای شهری" ، را باید کشف و خنثی سازی پروژه مزورانه «اصلاحات خون می‌خواهد، جانبازی کافی نیست» برشمرد، پروژه‌ای که با عنایات خداوند متعال و جانفشانی پاسداران امنیت کشور خطری بزرگ را از کیان نظام اسلامی دور ساخت.
دسته ها : سیاسی
چهارشنبه دهم 4 1388


یک استاد دانشگاه تهران تصریح کرد سیاست های غربی ها و جریانات منفعل داخلی در مخالفت با احمدی نژاد و حوادث اخیر یکی شد.
منوچهر محمدی در گفت وگو با فارس با اشاره به پیگیری سیاست تنش زدایی در دوران هاشمی رفسنجانی و با بیان اینکه غربی ها هاشمی را فردی پراگماتیسم (واقع گرا) و کسی که می توان با آن کنار آمد، می دانستند، گفت: منتها با توجه به فطرت و ماهیت استکبار که به هیچ وجه حاضر نیست با دشمن خویش سازش کند، غرب و استکبار احساس کردند باید فشار را بیشتر وارد کنند و به همین منظور تلاش کردند تحریم ها را افزایش دهند و این وضعیت تا آمدن آقای خاتمی ادامه داشت. احساس کردند انقلاب اسلامی به سراشیبی استحاله وارد شده و باید همچنان بر آن فشار وارد کرد تا با شتاب بیشتری سقوط انقلاب دنبال شود.
استاد دانشگاه تهران گفت: در دوره آقای خاتمی این تصور تقویت شد، زیرا آقای خاتمی سعی می کرد سیاست تفاهم باغرب و اینکه ما بچه خوبی هستیم را دنبال کند. در همان اوایل مصاحبه ای با سی ان ان انجام داد که از «آبراهام لینکلن» به عنوان شهید و از «پیوریتن های» راهزن به عنوان آزادمردان یاد کرد و اوج وادادگی در نامه ای بود که به صورت محرمانه در سال 2003 دولت آقای خاتمی برای آمریکا فرستاد که نهایت انفعال بود. منتها نتیجه این اقدامات این شد که غرب فشارهایش را افزایش داد.
وی در ادامه نتایج سیاست های خارجی دولت خاتمی گفت: در موضوع هسته ای، غرب حتی به ایران اجازه نداد 20 سانتریفیوژ داشته باشد و وضعیت بسته ای هم که ارائه کردند مشخص بود و علاوه بر آن ایران یکی از محورهای شرارت نامیده شد، زیرا احساس می کردند باید فشار را بیشتر کنند و همان بلایی که سر «یاسر عرفات» و سازمان آزادیبخش فلسطین آوردند، بر سر انقلاب و جمهوری اسلامی بیاورند. این سیستم در کشور جا افتاده و روند حرکت همین روندی است که ادامه می یابد، چون انقلاب های دیگر به همین صورت بود.
محمدی اضافه کرد: یک دفعه متوجه شدند از درون این حرکت در انتخابات دوره نهم، احمدی نژاد آمد. احمدی نژاد که شالوده های ساختار استکبار را نشانه رفته بود و نسبت به همه تحریم ها و فشار ها با بی اعتنایی برخورد می کرد و سیاست تهاجمی و طلبکارانه رادر مقابل غرب و استکبار اتخاذ کرد و این موضوع برای آنها خیلی تعجب آور بود.
استاد دانشگاه تهران گفت: در ابتدا سعی کردند با افزایش فشارها، تهدید نظامی و ... مانع از این حرکت شوند، ولی موفق نشدند و در نهایت سیاست بی اعتنایی به غرب باعث شد که در زمینه هسته ای به دانش هسته ای دست یابیم و وارد فضا نیز شویم.
وی با بیان اینکه در همین زمان غرب با دو معضل یعنی باتلاق هایی که در عراق و افغانستان برای خود خلق کرده بود مواجه شد، اظهار داشت: آنها برای محاصره انقلاب اسلامی و تشدید فشار آمده بودند، ولی در این دو باتلاق فرو رفتند و برای بیرون آمدن از این باتلاق ها به ایران نیاز پیدا کردند و دیدند بدون کمک ایران از این دو باتلاق نمی توانند بیرون بیایند و در این شرایط احساس کردند که باید با ایران بر سر میز مذاکره بنشینند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: اوباما به خاطر شکست هایی که آمریکا در عراق و افغانستان متحمل شد و تنفری که ایجاد شده بود با سیاست تغییر آمد و اعلام کرد که آماده است با ایران بدون هیچ شرطی بر سر میز مذاکره بنشیند. در واقع می رفت که نظام استکباری واقعیت انقلاب اسلامی و قدرت جمهوری اسلامی را پذیرا باشد و به عنوان یک واقعیت و قدرت بر سر میز مذاکره نشسته و مسائلشان را مطرح کنند، منتها این مصادف شد با چهار انتخابات که هر چهار انتخابات (لبنان، ایران، عراق و افغانستان) در میزان قدرت ایران بر سر میز مذاکره اثرگذار بود.
وی ادامه داد: غرب در لبنان به طور جدی وارد شد تا جلوی پیروزی 8 مارس را بگیرد و صدها میلیارد دلار هزینه کرد. «بایدن» معاون رئیس جمهور آمریکا چند روز قبل از انتخابات به لبنان سفر و اعلام کرد اگر گروهی مطابق میل ما نباشد، همه کمک ها را قطع خواهیم کرد و در نهایت نیز موفق شدند از پیروزی جناح 8 مارس جلوگیری کنند.
محمدی افزود: درباره انتخابات ایران نیز به این جمع بندی رسیدند که احمدی نژاد با سیاست ها و برنامه هایی که اجرا کرده، شریک خوبی برای مذاکره نیست و طلبکارانه بر سر میز مذاکره می نشیند و سطح توقعات را خیلی بالا خواهد برد. به همین خاطر «نه احمدی نژاد» جزو سیاست های غرب شد. در اینجاست که حلقه اتصال داخل و خارج شکل می گیرد؛ یعنی توافق بر سر یک مسئله؛ اینکه احمدی نژاد نباید بشود.
وی یادآور شد: غربی ها تجربیاتی نیز داشتند که همان تجربیات انقلاب های رنگین بود که در اوکراین و گرجستان جواب داده بود و لذا این تجربه را به ایران منتقل کردند و برای این حرکت در داخل و برای کسانی که «نه احمدی نژاد» می گویند، نیز رنگی انتخاب شد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در تمام تحولات 30 ساله اخیر هیچ جناحی و گروهی «رنگ» را به عنوان سمبل حرکت خود انتخاب نکرده بود، یادآور شد: برای اولین بار بود که «رنگ» برای این کار انتخاب شد.
محمدی افزود: از دیگر سو همه امکانات خود را بسیج کردند تا احمدی نژاد انتخاب نشود، اما براساس نظرسنجی ها، انتخاب احمدی نژاد قطعی بود. زیرا احمدی نژاد در طول این چهار سال با طبقه اکثریت جامعه و به قول امام(ره) «کوخ نشینان» که جزو محرومین و مستضعفین بودند و خودشان انقلاب کردند، ارتباط برقرار کرد و با مسافرت های خستگی ناپذیری که به شهرها و روستاها انجام داد، این افراد فهمیدند احمدی نژاد می تواند نماینده و سمبل آنها باشد.
به گفته این کارشناس مسائل سیاسی آنها بر روی آرای خاموش تکیه کرده بودند و فکر می کردند اگر آرای خاموش به صحنه بیاید احتمال برد و یا به دور دوم کشیده شدن انتخابات وجود دارد و زمینه برای جر زدن هم هست.
محمدی با اشاره به انتخابات گرجستان، اظهار داشت: در انتخابات گرجستان اختلاف 4 درصدی بین شواردنادزه و ساکاشویلی وجود داشت اما در انتخابات دهم با توجه به استقبال عظیم مردم، بیشتر آرا به سمت احمدی نژاد رفت و این موضوع برای غرب عجیب و غیرقابل پیش بینی بود.
وی ادامه داد: قبل از اعلام نتایج، براساس اجرای آن سناریو، موسوی اعلام کرد که پیروز شده و گفت اگر غیر از این اتفاق بیفتد تقلب صورت گرفته است. بعد که نتیجه چیز دیگری شد به انتخابات و جا به جایی آرا اعتراض نکرد، بلکه چشم بسته خواستار ابطال انتخابات شد. پس از آن گفت که ابطال انتخابات کف تقاضاهاست و در مصاحبه با روزنامه تایم عنوان کرد که این حرکت، حرکتی نیست که صرفاً محدود به انتخابات باشد، بلکه در جهت تغییر ساختار است. این با آن تئوری که در دوران اصلاحات مطرح می شد یعنی فشار از پایین، چانه زنی در بالا، دقیقاً تطبیق می کند و شاهدیم که همه برای انجام راهپیمایی بسیج شده و گروه های اغتشاشگری که از قبل آماده شده بودند، وارد صحنه می شوند برای اینکه بتوانند انقلاب رنگین را به نتیجه برسانند.
به گفته این استاد دانشگاه موضوع ابطال انتخابات بهانه ای می شود برای تحقق تغییر ساختار.
محمدی یادآور شد: اما آنها از دو چیز در ایران غافل بودند یکی وجود رهبری و ولایت فقیه که استوار و محکم در مقابل این حرکت می ایستد و دوم حمایت همه جانبه ای که توده های مردم هر زمان احساس کردند چنین بحرانی وجود دارد، وارد صحنه شدند و لذا این بحران به اتمام می رسد.

منوچهر محمدی: سیاست غربی ها و جریانات منفعل داخلی در مخالفت با احمدی نژاد یکی شد

 
دسته ها : سیاسی - اجتماعی
دوشنبه هشتم 4 1388

احمدی نژاد: انحراف در مسیر انقلاب اسلامی محال است

رئیس جمهور با اشاره به اینکه مردم قبل از رای دادن به یک کاندیدا، رای آری آگاهانه به جمهوری اسلامی دادند تاکید کرد که محال است در مسیر انقلاب اسلامی انحراف ایجاد شود.
محمود احمدی نژاد یکشنبه شب در دیدار خانواده معظم شهدا و بازماندگان حادثه هفتم تیر و اعضای بنیاد هفتم تیر با تاکید بر اینکه عطر و نسیم حیات بخش و روح آفرین خون شهیدان هفتم تیر همه بشریت را زنده کرده است اظهار داشت: امروز با معجزه خون شهیدان ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی در ایران و جهان متجلی شده است.
وی هر یک روز دوام ملت ایران را ضربه ای سنگین به پایه های استکبار برشمرد و گفت: امروز ملت ایران به مداخله ها و صحبت های سران برخی کشورها از جمله آمریکا درباره ایران وقعی نمی نهد زیرا می داند دشمنان سیلی محکمی خورده و عصبانی هستند.
رئیس جمهور خطاب به سران استکبار و قدرت های زورگو به تعبیر شهید بهشتی «از دست ملت ایران عصبانی باشید و ازاین عصبانیت بمیرید» تصریح کرد: دشمنان اقتدار ملت ایران را فراموش کرده اند اما باید بدانند بیخودی آب در هاون می کوبند و ملت ایران یقه آنها را می گیرد.
احمدی نژاد تعامل با دنیا از موضع عزت و اقتدار را همراه با تدبیر دانست و گفت: برخی ها فکر می کنند با امتیاز دادن می توان با قدرت ها کنار آمد، اما اگر نرمش نشان بدهیم قدرت های زورگو از زیاده خواهی کوتاه نمی آیند زیرا در مسئله هسته ای وقتی همه کارها برای اعتمادسازی انجام شد تازه ایران را محور شرارت نامیدند.
وی با بیان اینکه دشمنان ملت ایران فکر می کردند، می توانند با برخی تحرکات معنی دار انقلاب اسلامی را نابود و ریشه کن کنند، گفت: به فضل الهی و به برکت خون های شهدای هفتم تیر درخت انقلاب اسلامی به قدری تناور شده که شاخه هایش دنیا را گرفته است و دشمنان ملت ایران درحال ریشه کن شدن هستند.
رئیس جمهور با تاکید بر اینکه مگر می شود 72 خون پاک در نهایت مظلومیت ریخته شود و انقلاب اسلامی از بین برود تصریح کرد: محال است در مسیر انقلاب اسلامی انحراف ایجاد شود زیرا خون شهدا انقلاب ملت ایران را بیمه کرده است.
احمدی نژاد با اشاره به اینکه انتخابات اخیر ایران آرزوی شهیدان از جمله شهدای هفتم تیر را محقق کرد، اظهار داشت: همه مردم قبل از رای دادن به یک کاندیدا، رای آری آگاهانه به جمهوری اسلامی دادند و تبلیغات دشمنان علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران خنثی شد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود ایثارگری و مظلومیت را عوامل اصلی ماندگاری حرکت توحید و انسانیت دانست و تاکید کرد: در هفتم تیر اوج ایثار و مظلومیت محقق شد.
رئیس جمهور با اشاره به تلاش سازماندهی شده و برنامه پیچیده دشمنان برای تخریب انقلاب اسلامی و خادمان مردم خاطر نشان کرد: دشمنان دروغ های بزرگ را آنقدر تکرار می کنند تا همه باور کنند و دیکتاتورهای واقعی، شهدای هفتم تیر را که خادمترین و مردمی ترین انسانها بودند به دیکتاتوری متهم می کردند.
دراین دیدار و پیش از سخنان رئیس جمهور خانواده معظم شهدای هفتم تیر انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد را تبریک گفتند.
همچنین قدیریان رئیس بنیاد هفتم تیر گزارشی از نحوه احداث بنای یادبود شهدای هفتم تیر در مشهد این شهیدان بزرگوار انقلاب اسلامی بیان کرد.

دسته ها : سیاسی - اجتماعی
دوشنبه هشتم 4 1388
X