تعداد بازدید : 12761
تعداد نوشته ها : 17
تعداد نظرات : 21
الآن دو روزه که منتظر اومدنش ، دو روز کامل تمام زندگیش درون اتاقک اتومبیلش سپری شده و فقط برای رفع حاجت آنهم نه با آرامش و با خیال راحت بلکه ... تمام بدنش درد می کرد زانوها ، بازوها ، کتف ، گردن و خلاصه هر جای بدنش که عضله یا مفصلی داشت ، بعد از دو روز یکجا نشستن و بی تحرکی بشدت متورم و ملتهب شده بو
از کودکی عاشق موتور سواری بود و همیشه خود را در مسابقات سرعت موتور سواری تصور می کرد . در عالمرویا چنان سریع و بی محابا می راند که هیچ کس به گرد پایش هم نمی رسد . همیشه در مسابقات خیالی خود قهرمان بود و یکه تاز ... ولی زنش می گفت : هرگز او را نمی بخشد . از وقتی که تونست خود را روی موتور نگهدار