معرفی وبلاگ
خاک بودم آب بودم گِل شدم عالمی گِل کردم آخر دل شدم غیرت حزن احتضار شرم داشت لیلی بی پرده ی محمل شدم نغمه ها دارد مقامات ظهور او غنا ورزید و من سائل شدم همچو اشکم لغزشی آمد به پیش گام اول محرم منزل شدم "بیدل دهلوی"
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 22969
تعداد نوشته ها : 11
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
آرام آرام قاصدکهای رسیده از سفری دور ، همراه نسیمی مهربان به دشت آلاله ها می رسند .هر قاصدک بر گلبن لاله ای می نشیند تا خستگی و رنج این سفر دور و دراز را برای لاله اش بازگو کند .فرشتگان به ضیافت این دشت می آیند و بالهایشان را فرش راه قاصدکها
دسته ها : شهدا
11:16
هوا بارانی است. نمی‌دانم چرا یاد تو افتادم. یاد اشک‌های آخرین خداحافظی‌ات که در میان پلک‌ها پنهان شد. یادت هست این مادرت بود که رویت را بوسید و تو را از زیر نورانی‌ترین‌ها رد کرد؟ یادت هست چند قدمی برداشتی و با یک نگاه د
دسته ها : شهدا
17:19
من که تو را خوب می‎شناسم، تو شاید برای آنها که من‏باب ثواب به زیارت اهل قبور می‎آیند گمنام باشی، همگی از کنارت بگذرند و بی‎توجه، چرا که نامت را در خاک ننوشته‎اند، چرا که سنگ قبرت از مرمر سفید نیست، قاب عکس نداری هیچ فانونسی بر مزا
دسته ها : شهدا
14:6
X