خاک بودم آب بودم گِل شدم
عالمی گِل کردم آخر دل شدم
غیرت حزن احتضار شرم داشت
لیلی بی پرده ی محمل شدم
نغمه ها دارد مقامات ظهور
او غنا ورزید و من سائل شدم
همچو اشکم
لغزشی آمد به پیش
گام اول
محرم منزل شدم
"بیدل دهلوی"
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را کهپر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرامبرایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در