صفحه ها
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 158724
تعداد نوشته ها : 30
تعداد نظرات : 1

[Green][Bright Green][Sea Green][Red][Magenta][Fusia][Pink][Purple][Navy][Blue][Royal Blue][Sky Blue][Yellow][Brown][Almond]
[White][Black][Coral][Olive Drab][Orange]

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه.


در ایامی که اشرافیت شرافت بود وشهرنشینی کمال، در خانواده ای تهیدست در روستایی دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.

از شهریور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوی دوم پانزده سال می گذشت که پدرم کام مرا با تربت سیدالشهدا باز کرد. از آنجا که قرار بود شاه کورکورانه ایران را دروازه تمدن غرب کند، طرح های زیادی اجرا شده بود تا ایران به بازار مصرف دیگری برای کالاهای تشریفاتی غرب تبدیل شود  بدون آنکه در زمینه علمی پیشرفتی داشته باشد. فرهنگ ایران اسلامی ما اجازه چنین هجمه ای را نمی داد و مانعی بر سر راه آمال شاه و اربابان بیگانه اش بود. از این رو می خواستند تا آرام آرام این فرهنگ اصیل و مستحکم را کم رنگ کنند تا وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران به غرب روز به روز بیشتر شود. در پی اجرای همین سیاستها و رونق ظاهری شهرها، آن سالها سالهای هجوم روستائیان به شهرها بود. پس از پیاده سازی سیاست اصلاحات ارضی وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گردید و روستائیان برای پیدا کردن لقمه ای نان فریب زرق و برق و ظاهر اغوا کننده شهرها را خوردند و شهرنشین یا به بیان دقیق تر "حاشیه نشین" شدند.

بر خانواده ما نیز در روستا بسیار سخت می گذشت. با تولد من که چهارمین فرزند خانواده بودم فشارها بیشتر شد. پدرم شش کلاس سواد داشت. او آهنگری زحمتکش و سرد و گرم چشیده و با ایمان بود و دین را به خوبی می شناخت. در مسجد حضور پررنگی داشت و قرآن و احکام درس می داد. اگرچه هیچگاه زرق و برق دنیا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهای زندگی او را نیز یک سال پس از تولد من وادار کرد به تهران مهاجرت کند. در تهران محله پامنار را برای سکونت برگزیدیم. برای دور شدن از فضای به ظاهر مترقی و در واقع بی هویت آن روز تهران که با فشار رژیم شاه ایجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا کرد. من  نیز کمی که بزرگتر شدم و دوران کودکیم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحانی آن آشنا شدم.

* * *

پدرم همیشه روزنامه می خرید. کلاس اول بودم که با کمک بزرگترها خبر تصویب کاپیتالاسیون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معنی آن را نمی فهمیدم اما از اعتراضهایی که در حوزه های علمیه به رهبری حضرت امام به آن شد و از برخورد شدید و خشنی که شاه با معترضین داشت پی بردم که شاه می خواهد برگ دیگری از تحقیر مردم کشور در برابر بیگانگان را به کارنامه خود بیافزاید. همان سالها بود که در پانزدهم خرداد، شاه یاران امام (رحمه ا... علیه) را به خاک و خون کشید. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.

صحبت های امام را در آن ایام هیچ گاه فراوش نمی کنم‌، در صحبت هایش چیزی نهفته بود که همه را شیفته خود می کرد. ایمان به خدا در کلام او موج میزد و مردم را به اسلام حقیقی دعوت می کرد. پیامش دعوت به توحید بود و عدالت و رفع ظلم و فتنه از جهان. شجاع بود. با صلابت سخن می گفت. کلامش ساده و صادقانه بود. رهنمودهای امام بر دلهای مردم می نشست و به عمق جانها رسوخ می کرد. همین ویژگی ها بودکه او را محبوب قلوب ملت از پیر و جوان و البته مغضوب رژیم شاه و اربابان آمریکاییش کرده بود. اما جالب اینجاست که حتی دشمنان او نیز برای او احترام خاصی قایل بودند.

* * *

رفته رفته تحمل امام دیگر برای شاه ممکن نشد و از آنجا که می دانستند کشتن او قیام خونین غیر قابل مهاری در پی خواهد داشت تصمیم گرفتند امام را تبعید کنند تا به زعم خود میان او و یارانش فاصله بیاندازند و انقلابی که در شرف وقوع بود را مهار کنند.

امام شبانه تبعید شد و این تبعید 14 سال ادامه یافت.  در دورانی که امام در تبعید بود در کلاسها و جلسات یاران و شاگردان امام با افکار او بیشتر آشنا شدم. هر چه بیشتر با افکار و اصول امام آشنا میشدم علاقه ام به آن مرد الهی بیشتر می شد و تحمل دوری وی برایم دشوارتر. دشمنان مردم مسلمان ایران اگرچه امام را از مردم دور کرده بودند اما او در عوض در قلبهای مردم جا گرفته بود و از همیشه به آنها نزدیکتر.

* * *

دوران دبیرستان من همراه با جشن های 2500 ساله شاهنشاهی بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحمیل هزینه های سنگین جشنها و عیش و نوشهای خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجیشان کمر مردم را می شکست. تمام ملزومات این جشنها با هواپیماهای اختصاصی از اروپا به ایران آورده می شد و شاید به توان ادعا کرد که جشنهای ننگین 2500 ساله شاه خائن پرهزینه ترین جشن تاریخ تمدن بشری بود.

بگذریم، در چنین شرایطی دیگر پتک و سندان پدر کفاف مخارج خانواده را نمی داد و من مجبور شدم برای کمک به خانواده و تامین خرج تحصیل در کارگاه یکی از همسایه ها مشغول به کار شوم و کانال کولر پرس بزنم. با وجود آنکه بسیار بازیگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب می شدم. از همان دوران بود که به معلمی علاقه مند شدم و گاه و بیگاه برای دوستانی که تقاضای کمک داشتند در خانه یا مسجد کلاسهای تقویتی برگزار می کردم. سال آخر دبیرستان با چند کتاب تست و تلاش شبانه روزی مانند همه کنکوری ها و البته بی نصیب از کلاس های تقویتی کنکور خود را برای این آزمون آماده کردم. قرار داشتن در بحبوحه جریان انقلاب و فعالیتهای مبارزاتی پراکنده علیه رژیم شاه باعث نشده بود که دچار ضعف تحصیلی شوم و با تلاش مضاعف سعی می کردم تا در کنار فعالیتهای اجتماعی و انقلابی آمادگی علمی خود را نیز همواره در حد مطلوب نگه دارم.

 صبح روز امتحان کنکور مطمئن بودم که رتبه ام  تک رقمی خواهد بود اما تقدیر چنان رقم خورد که در جلسه امتحان دچار خونریزی بینی شوم. با این حال رتبه 132 ریاضی هم رضایت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام - مهندسی عمران -  در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پیروزی انقلاب پذیرفته شوم.

* * *

رژیم شاه می خواست با تزریق بی بند و باری و ترویج فساد و فحشا در دانشگاه ها ، انگیزه های اسلامی و انقلابی را در دانشجویان بخشکاند و از این طریق مانع پیوستن آنها به جریان انقلاب شود. اگرچه تعداد اندکی از دانشجویان در این دام افتند اما علی رغم تمام تلاشهای رژیم شاه دانشگاه به پایگاهی برای مبارزه تبدیل گردید. اما خطری که هنوز دانشجویان انقلابی را تهدید می کرد منحرف شدن به سمت اردوگاه کمونیسم بود. اما خوشبختانه جوانان و دانشجویان مذهبی  دانشگاه ها  از امام آموخته بودند که تمامی حصرهای غیرعقلانی و تحمیلی را بشکنند و به دنبال حقایق ناب باشند. هوشیاری این گروه باعث شد در زمان کوتاهی جریانی نو و غیر التقاطی در دانشگاهها شکل گیرد که پیروی از مکتب امام و اعتلای کلمه توحید تا آخرین نفس تنها شعارشان بود. شکل گیری این گروه تازه نفس، اندک اندک مرزبندی ها را شفاف تر کرد و وزن واقعی هر کدام از گروهها را نمایان کرد و دست های پشت پرده انحراف جریان مبارزات را برای همگان آشکار ساخت. حرکتهای مردمی هر روز بیش از پیش رنگ و بوی مذهبی به خود می گرفت و ارزش های دینی ای مردم همچون شهادت، ملت ایران را آماده مواجهه  با شکنجه های وحشیانه و گلوله های آتشین رژیم سفاک شاه می کرد. اگر نبود ایمان و توکل مثال زدنی مردم قهرمان ایران و توسل آنها به اهل بیت و پیروی تمام و کمالشان از امام ، ریشه های انقلاب بارها و بارها در اثر این شکنجه های هولناک و کشتارهای گسترده می خشکید.

با شدت گرفتن جریان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام امید بخش آن خون تازه ای در رگهای مردم جریان یافت.

* * *

امام آمد. پس از 15 سال دوری و تبعید. استقبالی که مردم ایران از رهبرشان کردند برای همیشه در تاریخ ثبت شد. تمام ایران برای استقبال از امام به خیابانها ریخته بودند. چشمهای ناظران جهانی خیره مانده بود و از تحلیل این همه حماسه و شور عاجز بودند.

انقلاب اسلامی مردم ایران پس از سالها استقامت و پایداری قهرمانانه و با تقدیم هزاران شهید در عین ناباوری و حیرت تحلیلگران شرق و غرب و دستگاههای اطلاعاتی ابرقدرتها به پیروزی رسید. انقلاب ما در نوع خود بینظیر بود، مردم با دستانی خالی و صرفا با تکیه بر سلاح ایمان و با رهبری پیر مردی 80 ساله نماینده نظامی آمریکا – شاه مزدور – را سرنگون کردند و حامیان ابر قدرت شاه را در منطقه و جهان بی آبرو و ذلیل  کردند.

* * *

اگرچه از همان آغاز نهضت امام خمینی حکومت مطلوبی  که امام مدنظر داشت برای همگان روشن بود اما حضرت امام  با اصرار فراوان فرمان به برپایی همه پرسی برای تعیین نوع حکومت جدید در ایران را داد تا از همان ابتدا نشان دهد که با خواست مردم و بر مبنای شرع است که حکومت اسلامی شکل می گیرد. اگرچه نیازی به چنین همه پرسی ای اساسا وجود نداشت اما امام با درایت خویش حجت را بر همگان تمام کرد و راه بهانه جویی های احتمالی را بست. این اقدام و جواب قاطع ملت ایران به آن باعث سرخوردگی برخی گروههای وابسته به ابرقدرتها شد و آنان نیز با اشاره قدرتهای استکباری و در راس آنها آمریکا دست به کشتار مردم بی گناه و ترور رهبران انقلابی زدند تا به زعم اربابان خام خود نهال حکومت جدید را از همان ابتدا بخشکانند. اما مردم حاضر نبودند دستاورد انقلاب عظیم خود را به این راحتی از دست دهند و باز ایستادند و با تحمل سختی ها از انقلاب خود پاسداری کردند و در نهایت گروهکهای تروریستی را از کشور خود راندند. هرچند این گروهکهای تروریستی هنوز هم در پناه شیطان بزرگ آمریکا ذلیلانه ارتزاق می کنند اما سیلی ای که از ملت ایران دریافت کردند را هرگز فراموش نخواهند کرد.

* * *

استکبار جهانی تصمیم گرفته بود به هر قیمتی که شده انقلاب اسلامی ایران را دچار شکست کند زیرا از این میترسید که انقلاب الگویی برای سایر ملتها در سطح منطقه و جهان شود. از طرف دیگر می خواست آبروی از دست رفته خود را باز یابد. از همین رو در میان کشتارهای روزانه گروهکهای تروریستی در داخل ایران آتش جنگ علیه ایران توسط رژیم صدام برافروخته شد. تحلیل سیاستمداران فاسد جهان آنروز بر این بود که ایران در اول راه است و حکومت آن هنوز اسقرار کامل نیافته است نیروی نظامی آن هم از هم گسیخته است و از طرف دیگر سلاح و مهمات ندارد اما در طرف مقابل صدام هرچه بخواهد به او می دهیم و او پیروز جنگ خواهد بود. صدام سرمست از کمکهایی مالی، نظامی و اطلاعاتی که از آمریکا و دیگر کشورهای غربی دریافت کرده بود اعلام کرد طی مدت 3 روز تهران را فتح خواهد کرد. جنگی که به ایران تحمیل شد نه 3 روز بلکه بیش از 8 سال به طول انجامید و در آخر هم حتی یک وجب از خاک ایران نصیب صدام و حامیانش نشد.

در این هشت سال صدام هم با ما می جنگید و هم با مردم خود. هم شهرهای ما را هدف بمباران شیمیایی قرار می داد و هم روستاهای عراق را. در تمام مدت جنگ در شرایطی که صدام شهرهای ما را بمباران می کرد جمهوری اسلامی برای رعایت مسایل اسلامی و انسانی از مقابله به مثل پرهیز کرد و درگیری با عراق را به جبهه های نبرد محدود کرد، اگرچه چنین رفتاری هم باز برای ناظران جهانی قابل درک نبود.

در ابتدای جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامی مادران و همسرانی که جوانان و همسرانشان در جبهه ها از کیان کشور خویش دفاع می کردند صبورانه به تربیت نسلی مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خریدن سختی ها هستند.

دفاع مقدس دانشگاه منحصر به فردی برای آموختن انسانیت بود. تجربه همزمان مرگ و زندگی انسان های جنگ را در بهشتی میان دنیا و آخرت نگه داشته بود که هرچه می گفتند و می شنیدند و انجام می دادند الهی بود.

برادری و صمیمیت، جدیت و سخت کوشی، معنویت و عبادت، شوق و شادمانی، ایثار و رشادت، همه و همه  به ما ثابت می کرد که دنیا و آخرت در بستر دین نه تنها با هم در تضاد نیستند بلکه مکمل یکدیگرند. شهادت تنها آرزوی رزمندگان ما بود و هست.

سال 67 یعنی یکسال قبل از وفات امام (رحمه ا... علیه) قطعنامه ای صادر شد و امام با اکراه آنرا پذیرفت و اعلام کرد که با این کار جام زهر نوشیده است. جنگ به پایان رسید و این در حالی بود که در تمام این مدت سازمانهای بین المللی سعی می کردند با تحریف حقایق آشکار متجاوز بودن رژیم صدام را کتمان کنند و در عمل از هیچ کمکی به او دریغ نکردند. برای کسانی که از پیوند این سازمانها با کشورهای سلطه گر بی خبر بودند این چشم پوشی و کتمان حقیقت عجیب می نمود.

 والسلام

بیو گرافی پیرلو

پیرلو در سال های 1998-1994 و سال 2001 (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای 1999-1998 وسال 2000 برای تیم اینتر بازی کرده است . 
وی همچنین در فصل 2000-1999 برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی می کرد و از سال 2001 به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ می زند.
او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.
او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو 2004 و در المپیک تابستانی سال 2000 بازی کرد و به همراه این تیم در سال 2000 موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت .
هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبک های حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار می رود .
او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن می توان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . 
در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد توانایی های او در ضمینه های مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند .
پیرلو همچنین متخصص توپ های مرده نامیده می شود .
او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها می باشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانسته است با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تاسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زده اند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانسته اند با این رکورد تساوی کنند( دیمیتری آلبرتینی 3بار و فرانک ریکارد 1 بار ).
تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشته است. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که می توانند در میلان در پست او بازی کنند ( گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی می کند .
پیرلو در جام جهانی 2006 آلمان یکی از مهره های اصلی این تیم به شمار می رود.
دورنمای خانوادگی
آندره آ پیرلو متولد یک خانواده ی ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن می باشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی می کردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمی کردند.پیرلو دارای یک برادر می باشد که 3 سال از او بزرگتر است و در تیم برشا توپ می زند وی همچنین خواهری دارد که 10 سال از او جوانتر است .
اطلاعات دیگر
متولد : 1979/5/19
ملیت : ایتالیایی
باشگاه کنونی : آث میلان
شماره : 21
پست : هافبک
قد : 178سانتیمتر
وزن :?? کیلوگرم
محل تولد: ایتالیا ، برشا ، فلرو
افتخارات المپیک : مدال برنز فوتبال مردان - المپیک 2004 آتن
نامهای مستعار: Campanellino،Trilly،Metronomo
خانواده: یک برادر به نام ایوان که از او سه سال بزرگتر است. و یک خواهر که از او ده سال جوانتر است.همسری به نام دبروآ و پسری به نام نیکولا 
 بیو گرافی زیدان مسلمان 
زین*الدین یزید زیدان (زاده*ی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایری**الاصل) است که در میانه*ی میدان بازی می*کند و عموماً به عنوان یکی از به*ترین بازی*کنان تاریخ فوتبال شناخته می*شود. او تا بحال برای تیم*های باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.

او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزه*ی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزه*ی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزه*ی پرارزش*ترین بازی*کن جام باشگاه*های اروپا و یک بار جایزه*ی به*ترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملت*های اروپا, جام باشگاه*های اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو می*توان او را از پرافتخارترین بازی*کنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاه*های اروپا گل زده است.

زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفه*ای او. در همین فینال بود که ضربه*ی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالی*ترین لحظات تاریخ زندگی*اش را در آخرین لحظات عمر حرفه*ای*اش رقم زد.

زیدان فوتبال حرفه*ای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 این*جا بازی می*کرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرح*ترین باشگاه*های فرانسه پیوست.

پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلی*ترین* ستاره*های تیم, بدل شد. *

او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سال*های 1997 و 1998, در فینال جام باشگاه*های اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).

زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.

در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقال*های تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بی*سابقه بود. او در سال*هایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگ*ترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازی*کنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهم*ترین ستاره*های این کهکشان بود و از سایر ستاره*های نورانی آن می*شود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.

زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.

اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاه*های اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار می*شد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاه*های اروپا را نیز به کارنامه*اش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گل*های تاریخ فوتبال شمرده می*شود.


زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام می*گرفت, هم*تیمی*های او لباس ویژه*ای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام "زیدان, چهره*ای از قرن بیست و یکم" شد.

زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین می*توانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".

به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد


افتخارات



جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006) 



جام ملت*های اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000) 



جام باشگاه*های اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید) 



لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس) 



لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید) 



جام بین*قاره*ای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید) 



سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید) 



سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس) 



سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید) 


جایزه*ها و افتخارت شخصی



سه بار بهترین بازی*کن سال جهان از سوی فیفا (در 1998, 2000 و 2003) 



یک بار بهترین بازی*کن سال اروپا (توپ طلایی) از مجله*ی "فرنس فوتبال" (در 1998) 



یک بار باارزش*ترین بازی*کن جام باشگاه*های اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید) 



یک بار به*ترین بازی*کن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان) 



به*ترین بازی*کن نیم*قرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا) 



شوالیه*ی لژدواونور از 1998



حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004 

زندگی شخصی

زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوان*ترین فرزند خانواده*ی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگ*تر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسب*شان به روستایی در الجزایر برمی*گشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا می*کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده*اند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را می*توان "مسلمان اسمی" نامید.

زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیایی*الاصل, ازدواج کرد.
آن*ها چهار فرزند به نام*های انزو (زاده*ی 24 مارس 1995), لوکا (زاده*ی 13 می 1998), تئو (زاده*ی 18 می 2002) و الیاس (زاده*ی 26 دسامبر 2005) دارند.




زیدان 185 سانتیمتر قد دارد. 



زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب "گران*ترین بازی**کن تاریخ فوتبال تا آن هنگام" را به دست آورد. 



34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحله*ی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحله*ی بعدی راه یافت. 



زیدان با شرکت*هایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تله*کوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروت*مندترین ورزش*کاران جهان بوده است
 بیو گرافی نیستلروی گلزن 
نیستلروی
« رود» درتاریخ اول ژوییه سال 1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است . در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد . در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .
« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .
در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :
- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . » و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..
از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند. 
زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .
« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشت .» اما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود . 
بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد . 
« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد .
درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .
« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم .» 
ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.
« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر .»
بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید . 
واقعیتهایی درباره « رود فان نیستلروی »
-« رود » با پای راست فوتبال بازی می کند ، ولی چپ دست است .
- او در ژوییه سال 2004 با « لئونتین اسلات » ازدواج کرده است . « لئونتین » در سالهای کودکی « رود » دخترکی بود ساکن همان دهکده کوچک در جنوب هلند و حالا دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه « منچستر» است .
- پدر و مادر « رود » حالا دوباره با هم زندگی می کنند .
- « رود » به چهار زبان هلندی ، انگلیسی ، آلمانی و فرانسوی مسلط است .
- بهترین دوستش در منچستر « اوله گونار سولسکیائر » است .
- « رود » وقتش را با مطالعه زیاد ، گوش کردن موسیقی و فیلم دیدن می گذراند .
- فیلم مورد علاقه او : « پالپ فیکشن » ساخته « کوئنتین تارانتینو » است .
- کتابهای نوشته « جان گریشام » را دوست دارد و کتاب مورد علاقه اش « راز داوینچی » است .
- از بازیگران سینما از « مورگان فریمن » و« نیکول کیدمن » خوشش می آید و ازبین اهالی موسیقی از : « آرتا فرانکلین » و« کرت کوبین ( نیروانا ) » .
- و بالاخره ؛ با اینکه از غروری که نزد اکثر بازیکنان هلندی وجود دارد ، در وجود « رود » خبری نیست، او « عاشق » پیراهن نارنجی « هلند » است
 بیو گرافی جان تری 
جان تری 
متولد 7 دسامر 1980 در لندن

او در سال 98 از تیم جوانان چلسی بهتیم بزرگسالان این تیم پیوست و زیر نظر جوان لوکا ویالی اولین بازی خود را در لیگ برتر انجام داد

2001 بهترین بازیکن جوان چلسی

2003-2004 کاپتان چلسی

2004-2005 بهترین بازیکن از نظر اتحادیه بازیکنان حرفه ای لیگ برتر

در امد سالیانه : 11 میلیون دلار 

تا 2009 قرار داد 
 بیو گرافی ادبایور عشق ارسنال 

شِی امانوئل آدبایور متولد 26 فوریه 1984 در لومه کشور توگو است.امانوئل زندگی فوتبالی اش را از زمین تمرینی در لومه آغاز کرد.در سن 15 سالگی مورد توجه باشگاه متز فرانسه قرار گرفت و وی بدون معطلی بسوی فوتبال حرفه ای در فرانسه حرکت کرد.وی در اولین فصل حضورش در تیم متز دو گل از 9 بازی ای که برای این تیم انجام داد را به ثمر رساند. در فصل بعد حضورش در این تیم 17 گل از 35 بازی ای که برای این تیم فرانسوی به میدان رفت را به ثمر رساند تا نظر باشگاه های بزرگی همچون یوونتوس و آرسنال را به خود جلب کند.اما تیم موناکوی فرانسه با او به توافق رسید.وی در سال فصل 2004-2003 به موناکو پیوست و با انجام 17 بازی در لیگ 7 گل و در جام باشگاه های اروپا با انجام 10 بازی دو گل به ثمر رساند و به این تیم کمک کرد تا به فینال این بازی ها راه پیدا کند.

سرانجام باشگاه آرسنال حضور امانوئل را در لیگ برتر انگلیس محقق کرد و در 13 ژانویه 2006 با قرارداد 7 میلیون یورویی او را به خدمت گرفت و شماره 25 را که سال های پیشتر بر تن نوآنکه کانو بود را به او داد.وقتیکه با او مصاحبه کردند وی گفت که کانو الگوی من بود به همین خاطر شماره ی او گرفتم.وی همچنین مانند کانو شماره ی 4 را در تیم ملی توگو به تن می کند.این دو بازیکن همچنین شباهت شگفت انگیزی هم از نظر قیافه و هم فیزیک بدنی نسبت بهم دارند!

اولین حضور آدبایور در لیگ برتر انگلیس در ترکیب آرسنال بر می گردد به 4 فوریه 2006 در برابر بیرمنگام که بعد از 21 دقیقه حضور اولین گل خود را نیز به ثمر رساند و آرسنال توانست آن بازی را با حساب 2 بر 0 به سود خود به پایان برساند.امانوئل در اولین فصل حضورش در آرسنال با انجام 10 بازی 4 گل برای این تیم به ثمر رساند.در فصل 2007-2006

با مصدومیت تیری آنری فرصت مناسبی برای فیکس بازی کردن او در تیم آرسنال فراهم شد که گل سر سبد این فیکس شدن گلزنی در برابر منچستر یونایتد در زمین اولد ترافورد شهر منچستر بود که آرسنال با همان تک گل بازی را برد و در ذهن هواداران تیم آرسنال نام او را به یاد ماندنی کرد.

اما بیشترین درخشش امانوئل مربوط می شود به فصل جاری که با گل های او آرسنال پیش می رود و اولین گلزن آرسنال محسوب می شود و نبود تیری آنری را در این تیم کاملاً کمرنگ کرده است.وی در سال 2007 یکی از کاندیدهای بهترین بازیکن قاره ی آفریقا بود.امانوئل با سن و سال پایین آینده ای از این درخشانتر را دنبال می کند.و مطمئناً بعد ها از او بیشتر خواهید شنید.

آدبائور در تیم ملی توگو

آدبائور علاوه بر اینکه در باشگاه هایش موفق بوده ، در تیم ملی کشورش نیز اینگونه بوده است.بطوریکه در حضور تیم توگو در جام جهانی 2006 نقشه عمده ای را بر عهده داشته است و با 11 گل در مرحله ی مقدماتی برای حضور به جام جهانی ، این تیم را عازم این بازی ها کرد.اگرچه تیم توگو نتوانست جواز حضور در مرحله ی بعد از گروهی جام جهانی را کسب کند، اما حضور کشور ناشناخته ای مانند توگو در جام جهانی کار بزرگی است. 
 بیو گرافی کاناوارو
تولد:Sep.13.1973 محل تولد: ناپل 
وزن: 75 Kg قد: 1.76Cm 
ستاره بخت: وید گو لقب: کانا
وضعیت تاهل: متاهل. دارای سه فرزند
علایق: با سگهایش بازی کردن،رفتن به سینما،
ماشین سواری
مکان مورد علا قه: او تعطیلات خود را در<< تنه ریف>> اسپانیا فراموش نمی کند.
خصیصه مثبت: نیکی به مردم
نقطه ضعف: افراط گری
بزرگ ترین آرزو: فتح لیگ قهرمانان اروپاو جام جهانی
اولین حضور در رده باشگاهی: در تیم ناپولی
اولین بازی: سال 1993 در برابر Juventus
اولین بازی ملی:
سال 1994 که با تیم زیر 21 ساله ها به قهرمانی جهان رسید. 
زوج وی در خط د فاعی تیم ملی: آلساندرو نستا
مسئولیت کنونی در تیم ملی: مدافع و کاپیتان تیم 
یک بار از تراپاتونی دلیل این که با خداحافظی ما لدینی ، کاناوارو را به نستا 
برای کاپیتانی ترجیح داد پرسیده شد و وی گفت:" نستا بیش از 
حد مهربان است و کاناوارو بیش از حد خشن."
نکات خواندنی از کانا:
فابیو علاقه زیادی به نوشیدن شیر دارد.
زیبا ترین روز زندگی وی هنگامی رخ داد که ناپولی قهرمان ایتالیا شد و اوبا " دانیلا" همسر آینده خود ملاقات کرد.
کانا با تماشای یک فیلم خوب به آرامش می رسد.
اوقات فراغت فابیو صرف خوردن غذاهای گوناگون و سپس رفتن به سینما می شود.
کانا علاقه زیادی به آشپزی دارد.او دوست داشت روزی آشپز شود.
او د یوانه وار پیتزا د وست دارد.
کانا در جوانی علاقه زیادی به نوشتن شعر روی دیوار داشت.او معمولا این کار را روی دیوار منازل اقوام خود انجام می داد.
فابیو عاشق حضور در کنار ساحل است.
کانا دوست دارد در ناپل دوران فوتبال خود را خاتمه دهد.
برای وی، ناپلی عشق اول و آخر است.
 بیو گرافی گتوزو
به دلیل اینکه میلان در فصل نقل و انتقالات چندان مهره های قابل توجهی بخدمت نمی گیره و اخبار مربوط به این تیم و این روزها کاکا هم چندان به گوش نمیرسه تصمیم گرفتم که این پست رو امروز به معرفی کوتاهی از گتوزو هافبک متعصب تیم اختصاص بدم.البته شاید قبلآ خونده باشید ولی خیلی های دیگه قبلآ سفارشش رو داده بودن که چند روزی میشه این معرفی رو بدست آوردم.

نام کامل او گنارو ایوان گتوزو می باشد.
تاریخ تولدش 9 ژانویه 1978 است.
در کوریگلیانو واقع در شهر کالابوروی ایتالیا متولد شده است.
177 سانتی متر قد دارد.
مهمترین تیمی که قبل از میلان در آن بازی می کرده رنجرز اسکاتلند است.
در تیم آث میلان شماره 8 را می پوشد.
بین سالهای 1997 تا 2000 در تیم زیر 21 ساله های ایتالیا حضور داشت.
از سال 2000 تا کنون در تیم ملی ایتالیا حضور داشته و طی 50 بازی یک گل زده است.
او را با نام های مستعار رینگیو و رینو که بمعنای کرگردن می باشد صدا می زنند.
نام رینو را بخاطر روحیه شهامت طلبی اش به او داده اند.
پست اصلی او هافبک دفاعی است ولی گاهی در گوش راست نیز بازی می کند.
در فصل 2002-2003 و 2006-2007 همراه با میلان برنده لیگ قهرمانی اروپا شد.
در فصل 2005 با میلان قهرمان سری آ ایتالیا شد.
فوتبال حرفه ای را با تیم پروجیا آغاز کرد.
19 سال داشت که به تیم اسکاتلندی رنجرز رفت.
والتر اسمیت او را به گلاسکو آورد.
شهر محبوبش میلان است و عاشق این شهر می باشد.
با بازی در ترکیب تیم در عرصه های رقابتی چون المپیک تابستانی 2000 و جام جهانی 2002 و جام جهانی 2006 یکی از بازیکنان کلیدی تیم ملی ایتالیاست.
عنوان مرد مسابقات را در جام جهانی 2006 برابر اوکراین به دست آورد.
همسرش مونیکا نام دارد که او را طی بازی برای رنجرز دیده بود.
مدت طولانی نامزد بود چون پول کافی برای ازدواج نداشت.
دختری به نام گابریلا دارد.
خواهر همسرش که کارلا رومانو نام دارد مجری تلویزیون شبکه جی ام تی وی در لس انجلس است.
به همراه چند تا از هم تیمی هایش پس از جام 2006 سر خود را تراشید.
او یک بار به پیرلو هم تیمیش گفت او کارهایی با توپ انجام می دهد که من به فوتبالیست بودن خودم شک می کنم.
 

بیوگرافی رافائل فن در فارت
رافائل فان در فارت در تاریخ ۱۱ فوریه سال ۱۹۸۳ در شهر هیمسکرک هلند بدنیا امد. او برای اولین بار در تیم دی کن نمرس بازی کرد و سپس به تیم جوانان باشگاه اژاکس پیوست و اولین بازی خود را در تیم اصلی این باشگاه در تاریخ ۱۹ اوریل ۲۰۰۰ انجام داد.
او اولین بازی ملی خود را برای تیم ملی هلند در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۰۱ در برابر تیم ملی اندورا انجام داد در حالی که او فقط ۱۸ سال سن داشت.
در فصل ۲۰۰۴ - ۲۰۰۳ فان در فارت در ۲۱ بازی موفق شد ۱۸ گل برای تیم اژاکس بزند.
در سال ۲۰۰۵ وی با هنر پیشه زن معروف هلندی به نام سیلوی میس عروسی کرد این مراسم با سر و صدای زیادی در کشور هلند برگزار شد و این زوج یک سال بعد صاحب یک فرزند پسر بنام دامین شدند.
در تابستان ۲۰۰۵ در حالیکه پیشنهاد بسیار خوبی را از تیم اث میلان داشت ولی به تیم هامبورگ المان پیوست.
در اولین فصل حضورش یکی از عوامل مهم راهیابی هامبورگ به لیگ قهرمانان اروپا شد .
وی بدلیل مصدومیت نتوانست اوایل فصل اولین حضورش در هامبورگ را بازی کند ولی وقتی به تیم برگشت در هر بازی که او در زمین حضور داشت تیم هامبورگ رنگ باخت را به خود ندید.
در حالیکه انتظار می رفت فان در فارت در جام جهانی ۲۰۰۶ نقش بسیار مهمی در ترکیب تیم فان باستن داشته باشد ولی باز بدلیل مصدومیت نتوانست به این مسابقات راه یابد.
این بازیکن در تاریخ ۵ اگوست ۲۰۰۸ ( فردا ) رسما به رئال مادرید خواهد پیوست.
اطلاعات شخصی :
نام کامل : رافائل فردیناند فان در فارت
محل تولد : هیمسکرک - هلند
تاریخ تولد : ۱۱ فوریه ۱۹۸۳
پست : هافبک تهاجمی
سابقه بازی در تیمهای :
۱۹۹۳ - ۱۹۸۷ : دی کن نمرس ( هلند )
۲۰۰۵ - ۱۹۹۳ : آژاکس ( هلند )
۲۰۰۸ - ۲۰۰۵ : هامبورگ ( المان )
؟؟؟؟ - ۲۰۰۸ : رئال مادرید ( اسپانیا )
افتخارات :
لیگ هلند : ۲۰۰۲ ، ۲۰۰۴
جام حذفی هلند : ۲۰۰۲
سوپر کاپ هلند : ۲۰۰۳
بازیکن جوان سال اروپا : ۲۰۰۳ 

 بیوگرافی گابریل میلیتو 
تاریخ تولد: هفت سپتامبر سال 1980 (27)ساله
محل تولد: آرژانتین - بوئینس آیرس - برنال
قد: 178سانتیمتر
پست: مدافع
آغاز فوتبال حرفه ای: از باشگاه ایندیهپندینته
باشگاه فعلی: بارسلونا
شماره بازیکن در بارسلونا: 3
تعداد بازی ملی: 32
تعداد گل ملی: 1
باشگاهای قبلی: از سال 2000 تا 2003 در ایندیهپندینته آرژانتین که برای این تیم 62 بازی انجام داد و 1 گل زد. از سال 2003 تا 2007 در تیم رئال ساراگوزا اسپانیا بازی کرد که برای این تیم 138بار به میدان رفت و 5 گل به ثمر رساند. و از سال 2007 تا به حال در تیم بارسلونا اسپانیا بازی میکند که تا امروز 17 بازی برای این تیم انجام داده و 1 گل برای این تیم زده است.

گابریل میلیتو از سال 1997 تا 2003 در تیم ایندیهپندینته عضویت داشت. در سال 2003 او می خواست که به تیم رئال مادرید انتقال یابد ولی بعد از مصدومیتی که برای میلیتو از ناحیه زانو به وجود آمد سران رئال مادرید انتقال گابریل به این تیم را نپذیرفتند. البته یکی از مدیران مادرید بنام جورج والدانو اظهار کرده بود که چرا می خواهند میلیتو را به رئال بیاورند او معتقد بود که گابریل هنوز بازیکن بزرگی درحد و اندازه رئال نشده است. گابریل در ساراگوزا باقی ماند. تا این که در 10 جولای 2007 گابریل میلیتو با یک قرارداد ۱۳.۹ میلیون یورویی به تیم بارسلونا منتقل شد. و در 19 جولای 2007 پس از انجام آزمایشات پزشکی به مدت 4 سال و با دستمزد ۲.۷میلیون یورو در سال با بارسلونا قرارداد امضاء کرد . گابریل اولین بازی خود را برای بارسلونا در 2 سپتامبر 2007 و در مقابل اتلتیکو بیلبائو انجام داد.
با انتقال گابریل میلیتو به بارسلونا خط دفاعی بارسلونا بسیار مستحکم شد. حالا بارسلونا با وجود لیونل مسی - رونالدینیهو و ساموئل اتوئو در خط حمله و دکو و ژاوی در پست هافک و گابریل میلیتو در پست دفاع به تیم کاملی تبدیل شده است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان گابریل میلیتو بهترین دفاع حال حاضر جهان است.
گابریل میلیتو در رده ملی بهترین بازیهای خود را در جام کنفدراسیونهای 2005 و جام جهانی 2006 از خود به نمایش گذاشت.

بیو گرافی اندری ارشاوین
نام کامل : آندری سرجویچ آرشاوین
تاریخ تولد : ۲۹ می ۱۹۸۱
محل تولد : سنپترزبورگ روسیه
پست : فوروارد و جناحین
اولین بازی بین المللی: می ۲۰۰۲ مقابل بلاروس
آرشاوین به خاطر کنترل توپ، دید خوب، توانایی بازی*سازی و سرعت زیادش شناخته شده است.
فوتبال را از ۷ سالگی آغاز کرد.. و از همان موقع تصمیم گرفت آن را به طور جدی ادامه دهد..
از مدرسه فوتبال اسمینا فارغ التحصیل شد و در ۱۹۹۹ و اوایل ۲۰۰۰برای زنیت دسته دوم بازی کرد.
در سال ۲۰۰۰ طی یک برد دور از انتظار ۳ بر هیچ مقابل تیم انگلیسی براهورد سیتی در سری رقابت های کاپ اینترو توتو حضوری چشمگیر برای زنیت داشت.
پست خود را از دفاع راست شروع کرد و تا حد یک مهاجم هم جلو آمد و با بردن جایزه لیگ قهرمانی روسیه به عنوان بهترین بازیکن فصل به خاطر بازی سازی هایش اسم و رسمی به هم زد...
در سال ۲۰۰۷ در لیگ روسیه در تمام بازیها حضور داشت و ۱۰ گل به ثمر رساند و در ۱۱ گل دیگر هم تاثیر بسزایی داشت.
آرشاوین در یورو ۲۰۰۸ هم بسیار درخشید و پیشنهاد های مختافی از بارسا و چلسی در یافت کرد.
او در نوجوانی برای تهیه هزینه کلاس های فوتبال به فروش لباس های دست دوم در مغازه دایی اش مشغول شد و از هما نجا به او لقب کهنه پوش داده شد.
اما این روز ها او و همسرش وایولا و دختر کوچکشان آلینا (متولد ۱۴ آوریل ۲۰۰۸) زندگی مرفهی را در سنپترزبورگ دارند.
او و وایولا در یک مسابقه فوتبال با هم آشنا شدند و مدتی پس از آن باهم ازدواج کردند.
وایولا قبلا عکاسی میکرد که این روز ها به خاطر دخترش خانه نشین شده.
هم چنین بسیاری از عکسهای منشتر شده از آرشاوین توسط همسرش عکاسی شده است.
نام دخترش را روی بازوی چپ خود خالکوبی کرده است.
به خاطر شیطنت در کودکی از ارتفاع ۴ متری سقوط کرد و مدت ۲۵ دقیقه بیهوش بود.
از عضای انجمن ضد سیگاری جهان است
در کلیپ های تبلیغتاتی نایک و تویوتا حضور دارد.
عاشق دونات توت فرنگی است
در خانه از یک موش نگه داری میکند
از لنز طبی استفاده میکند.
به مصاحبه علاقه ای ندارد و میگوید گفتنی ها را در سایت اختصاصیش مینویسد  

بیوگرافی سسک فابرگاس
سسک فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد
هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست

 بیوگرافی استیون جورج جرارد

(زاده? 30 مه 1980) (معروف به استیوی جی)* فوتبالیستی انگلیسی است که در حال حاضر در باشگاه فوتبال لیورپول بازی می*کند. او را از بهترین هافبک*های حال حاضر جهان می*دانند. او، پس از دیدیه دشان، جوان*ترین کاپیتانی است که جام باشگاه*های اروپا را بالای سر برده*است (در قهرمانی لیورپول در جام 2005).

زندگی*نامه? شخصی
جرارد در ویستون، مرسی*ساید متولد شد و در هویتون، مرسی*ساید بزرگ شد. او در وست*دربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان می*رفت.
بر خلاف بسیاری از اسطوره*های تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، جرارد از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود. تصادفا یکی از اقوام کم*سن*وسال*تر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفه*ای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دسته? دوم انگلستان برای والسال بازی می*کند.
جرارد در حال حاضر با الکساندرا کوران (Alexandra Curran) از مرسی*ساید نامزد کرده*است. او از سال 2002 با الکساندر رابطه داشت و از 2004 با او نامزد کرد. آن*ها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان 2007 ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکساندر، لیلی-الا(Lilly-Ella) (زاده? ?? فوریه? 2004) و لکسی(Lexie) (زاده? ? مه 2006) نام دارند.
وضعیت کنونی :
جرارد معمولا به عنوان هافبک میانی بازی می*کند گرچه در فصل 2005-2006 بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده* است که معروف*ترین مثال آن وقت*های اضافه? فینال جام باشگاه*های اروپای 2005 است.
جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذرانده*است. او در رده? زیرسن از سال 1989 (9سالگی) تا سال 98 برای تیم*های پایه? لیورپول بازی می*کرد و از سال 98 نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی می*کند. او در حال حاضر شماره? 8 این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ?98 تا بحال مجموعا در 341 بازی لیورپول حاضر بوده و 64 گل به ثمر رسانده*است. (این آمار تنها آمار لیگ داخلی را دربر می*گیرد و تا 5 سپتامبر 2006 به*روز شده*است).
جرارد در تیم ملی انگلستان شماره? 4 را به تن می*کند . او از سال 2000 در این تیم بازی می*کند و تا بحال در49 بازی ملی حاضر بوده و 10 گل به ثمر رسانده*است. (این آمار تا 5 سپتامبر 2006 به روز شده*است). در حال حاضر استیون کاپیتان دوم تیم ملی انگلستان است.
تاریخچه? بازی
جرارد برای اولین بار در 30 نوامبر 1988 برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمه? دوم بازی مقابل بلک*برن با وگارد هگم تعویض شد. اولین 90 دقیقه? او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با این*که لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد18 ساله نام خود را مطرح کرد. او در 5 دسامبر1999در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.
در سال 2001 او به عنوان بازی*کن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازی*کنان حرفه*ای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همه? آن*ها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.
در سپتامبر 2001 او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راه*یابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. انگلستان در آن بازی در خانه? حریف با نتیجه? پنج بر یک پیروز شد.
اما جرارد به علت مصدومیت نتوانست در جام جهانی 2002 حضور یابد. در تابستان 2004 چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی می*گویند او می*خواست پیش دوستان و خانواده*اش بماند، بعضی می*گویند مربی جدید لیورپولی*ها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی می*گویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.
او در 20 سپتامبر 2004 مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محرم کرد.
در آخرین بازی مرحله? گروهی جام باشگاه*های اروپای همان سال جرارد از فاصله? بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول می*داند.
از دیگر گل*های معروف او گلی است که در فینال جام باشگاه*ةای همان سال در 25 می*2005 در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان 3 بر 0 از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربه? سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولی*ها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطه? جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول 3-3 مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا می*توان اوج دوره? ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفته*است:«چگونه می*توانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزش*ترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.
جرارد در فینال جام حذفی مقابل وست*هام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقت*های تلف*شده? نیمه? دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از 35 یاردی دروازه? شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامه? مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گل*های تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه 35 یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود 68 مایل در ساعت سرعت داشته*است. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (2006 مقابل وست*هام)، جام اتحادیه (2003 مقابل منچستر یونایتد)، جام یوفا (2001 مقابل آلاوز)، و جام باشگاه*های اروپا (2005 مثابل آث میلان).
در 8 ژولای 2005 پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.
در پایان فصل 2005-2006 او از طرف «انجمن بازی*کنان حرفه*ای» به عنوان بازی*کن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ???? هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود.
بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمی*خواهد، این*جا می*مانم!»
جرارد در نزدیکی*های جام جهانی 2006 آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته می*شد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقه? 91 جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازه*بانی که در فینال جام حذفی از ?? یاردی از جرارد گل خورده بود.
جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازه? سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی*ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی*هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.
افتخارات
با لیورپول
* قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل 2000-2001
* قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل 2001-???2
* قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل 2002-2003
* قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2004-2005
* قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاه*های جهان در فصل 2005-2006
* قهرمانی جام خیریه 2006
جوایز شخصی
* بازیکن جوان سال انگلستان در سال 2001 (از سوی انجمن بازی*کنان حرفه*ای)
* باارزش*ترین بازیکن فصل جام باشگاه*های اروپا در فصل 2004-2005
* بازیکن سال انگلستان در سال 2006 (از سوی انجمن بازی*کنان حرفه*ای) 
 بیو گراف رونالدینهو
یوفا: در دنیای توپ گرد و در یک برهه از زمان نام یک بازیکن خاص در دنیا و سر زبان ها می افتد , همه جهانیان به او قبطه می خورند و لب به ستایش او می گشایند.
از بارز ترین این نمونه ها می توان به بزرگانی چون پله , زیکو, دی استفانو, فان باستن , یان رایت , جورج بست , پلاتینی , گرد مولر , مارادونا , بکن بائر , کرایوف , رونالدو و زیدان یاد کرد.
اما در حال حاضر بازیکنی از پورتو آلگرا ی برزیل ظهور کرده که قریب به دو سال و نیم است همگان را به تماشای بازی اش هیپنوتیزم می کند. او کسی نیست جز ابر قدرت بارسا , تک ستاره ی جهان رونالدینهو گائوچو .

او در تاریخ 21/03/1980 در پورتو آلگرای برزیل به دنیا آمد.
در سرزمین فوتبال رشد یافت و از ادوار کودکی و در سواحل گرمیو با توپ نفس می کشید.
در خانواده ی تقریبا فقیری رشد کرد و با از دست دادن پدر نه تنها ضربه ی روحی بزرگی را خورد بلکه مشکلات زندگی بر خانواده تاثیرات بسیار بدی گذاشت.
در این دوران سخت بود که برادر بزرگتر رونی کوچک سرپرستی خانواده را در اختیار گرفت. آسیس کوچک شب و روز در ماسه های داغ و سوزان توپ را با خود می دواند و وقتی شب گرسنه و کوفته به خانه می آمد با شرمندگی مادرش روبه رو می شد.
مادرش نمی توانست آنگونه که شایسته است او را تامین کند ولی رونی کوچک به این مسئله خو گرفته بود و فوتبال غذای روح و جان اش بود.مادرش می گوید : در آن دوران به غیر از خواب همواره با توپ دیده می شده و اگر در جمعی قرار می گرفت که مجبور به محرومیت از توپ می شد بسیار مضطرب و غمگین به نظر می رسید.
این گفته ها همه چیز را در مورد عشق حقیقی او به فوتبال بیان می کند.
ابتدا به طور آماتور در یک تیم سالنی بازی می کرد.در آنجا همه ی هم سن های خود را به راحتی جا می گذاشت و گاهی دیده شده که با چندین دریبل سرپای پشت سر هم چهار پنج نفر را به سرسام می آورده! وقتی دید در آنجا رقیبان درخور ندارد به کمک برادرش به عضویت تیم شهر زادگاهش یعنی گرمیو در آمد.
در ابتدا زیاد به بازی گرفته نمی شد ولی در زمان اندکی که به میدان می آمد درخششی خاص داشت.در سال 1997 به عضویت تیم ملی جوانان در آمد و در جام جهانی مصر قهرمانی برزیل را با آقای گلی اش به ارمغان آورد.
این عنوان سکوی پرتاب بلندی برای وی محسوب می شد.
در همین بینابین بود که چشم سوئیسی ها به وی خیره شد و آنها با پیشنهاد مالی قابل توجهی به وی پیشنهاد کردند که با پذیرفتن تابعیت این کشور در تیم ملی شان توپ بزند.
ولی عشق او به برزیل توامان با مخالفت برادرش مانع از این خرید و پیشنهاد کثیف شد.
و سر انجام در سال 1999 در حالی که حدود19 سال داشت به تیم ملی دعوت شد و در همین سال به مقام قهرمانی کوپا آمریکا رسید.
پس از ارائه ی بازیهای بسیار جالب مسئولان برزیلی را مجاب کرد تا او را برای جام کنفدراسیون ها به تیم ملی دعوت کنند.
او پاسخ این اعتماد را به بهترین وجه ممکن داد و با وجود ناکامی برزیل آقای گل شد. اینجا بود که کلید شهرت او زده شد و دیدگان اروپاییان متوجه این استعداد ناب شد.
وقتی در سال 2001 با پیشنهاد خوبی از باشگاهی چون پاریسن ژرمن مواجه شد فرصت را غنیمت شمرد و راهی تیم محبوب پایتخت فرانسه شد.
هواداران گریمیو در این زمان به او لقب پول پرست دادند ولی اگر چشمهاشان را باز می کردند می فهمیدند که اگر او پول پرست بود به درخواست سوئیسی ها تن در می داد
در لیگ فرانسه و با شماره ی 10 چنان حرکاتی را با توپ انجام می داد که برخی از آنها در آن زمان جدید بودند .
روحیه ی بالایش در آن تیم سایر یاران را به وجد می آورد. باور نکردنی بود ولی با توجه به دوسال حضور موثر او در پاریسن ژرمن این تیم به موفقیت خاصی دست نیافت !
البته ناکامی او در این تیم فرانسوی با کسب قهرمانی جام جهانی 2002 کره و ژاپن محو شد , چنانکه رونالدینهو ی 21 ساله عضو11نفره ی اصلی تیم بود و اکثر ضربات پنالتی را هم خودش می زد.او به دلیل حضور بازیکنانی چون رونالدی و ریوالدو به نوعی هافبک بازی ساز به شمار می رفت و حقا که خوب از پس این مسئولیت برآمد .
در دیدار مقابل انگلستان او تک ستاره ی آبی پوشان در آن بازی بود. گل اول برزیل را از فاصله ای در حدود 35 متر به تور دروازه ی دیوید سیمن چسباند و بازی طلایی اش را در نیمه ی دوم تکمیل کرد. پا عوض کردن اش اشلی کول را سرگردان کرد سپس بدون خود خواهی پاسی را به ریوالدو داد و چپ پای هنرمند برزیل باخت 1 بر صفر برزیل را به برد 2 بر 1تغییر داد.
در نهایت برزیل برای پنجمین بار قهرمان جام جهانی شد , بنابراین او در این سن به بزرگترین آرزوی یک فوتبالیست حرفه ای رسید 
 بیوگرافی دکو

آندرسون لویس دی سوزا ملقب به دکو که در سال 1977 در سائوبرناردودوکامپو در برزیل متولد شد.او با قدی 177 سانتی متری و 73 کیلو یکی از بهترین هافبکهای دنیا است.

دکو فوتبال حرفه ای خود را از برزیل با تیم سائوپائولو (96_1995 و 97_1996) اغاز کرد. او فصل بعد را هم در برزیل با تیم کورینتیناس سپری کرد.

دکو در فصل 98_97 به تیم پرتغالی بنفیکا پیوست. بعد از گذراندن یک فصل خوب در بنفیکا به تیم سالگویروس رفت و از انجا با پیشنهاد فرناندو کاسترو مربی پورتو به این تیم پیوست و پنج فصل برای این تیم توپ زد.(2004_1999)

دکو در جام باشگاههای اروپا در سال 2004 همراه مورینیو قهرمان این جام معتبر شد. بعد از قهرمانی در این جام مورد توجه بعضی از تیمهای مطرح اروپا از جمله بارسلونا قرار گرفت.

او در تابستان سال 2004 به تیم بارسلونا پیوست و همراه این تیم در فصل 2005_2004 نایب قهرمانی اسپانیا را به دست آورد و در فصل بعد از آن (2006_2005) همراه بارسلونا قهرمان اسپانیا شد و در همان سال قهرمانی جام باشگاههای اروپا را فتح کرد.

دکو در 29 مارچ 2003 با مسئولین پرتغال برای گرفتن تبعیت این کشور وارد مذاکره شد و در تابستان 2004 باتیم پرتغال در فینال جام ملتهای اروپا با نتیجه ی یک بر صفر مغلوب یونان شد تا به عنوان نایب قهرمانی دست یابد و همچنین در جام جهانی 2006 همراه پرتغال به مقام چهارمی دست یافت.

 بیو گرافی ساموئل اتوئو


یوفا: ساموئل اتوئو یکی از بچه شیر های دسته ی مخوف و شگفتی ساز فوتبال آفریقا واز نمونه های تکامل یافته و درجه یک کامرونی های شیفته و مستعد این ورزش است.
مهاجم مشهور و پرطرفدار تیم بارسلونا با رکورد کسب عنوان سومین بازیکن برتر فوتبال جهان در سال2005.کسب عنوان بهترین بازیکن سال آفریقا در دو سال پیاپی 2003.2004و همچنین جوانترین بازیکن جام جهانی 1998(فرانسه) با سن 17 سال و فاتح جام ملت های آفریقا در سالهای 2000.2002 با مدال طلای المپیک تابستانی سال 2000که در واقع از آغاز حرفه ای و درخشش در عرصه فوتبال و طی نزدیک یک دهه ی گذشته با تیم ملی کامرون همراه و در کسب موفقیت های آن سهیم بوده است.
نکته ی جالب کشف و انتقال او به اروپا توسط باشگاه پر ستاره ی رئال مادرید است در حالی که طی 6 سال تحت قرارداد با این تیم فقط در 3 بازی لیگ حضور یافته و9 گل زده است که این یک رکورد رویایی برای یک بازیکن است که در این مدت بیشتر به صورت بازیکن قرضی گذرانده است.
این ماجرا و حواشی آن تیم ملی کامرون و هموطنان متعصب .رفتار تهاجمی او .دردسرهای برخورد نژادپرستانه . زندگی خصوصی و فرمانروایی همسر.شایعات مربوط به رد کردن پیشنهاد چلسی و ترس از انگلیسی ها یا خرافات زنانه درباره ی مورینیو ی جادوگر و ضیافت های بارسلونا و هتل های لوکس و شام خوردن با زاغه نشینان و رقصیدن با مردم کوچه و خیابان های جنوب شهر . در زندگی این بچه شیر به چشم می خورد.
شانزدهمین و هفدهمین گل ها ی اتوئو در دقایق 38و57 بازی با سلتاویگو به ثمر رسید تا رکورد حیرت انگیز 17 گل در17 بازی در آن فصل در کارنامه اش ثبت شد و از سوی دیگر سیزدهمین پیروزی متوالی بارسلونا با سهم استثنایی این شیر کامرونی رقبا را به وحشت اندازد.
اتوئو چنان نمایان و خیره کننده بود که در 15سالگی شانس جهش به اروپا و قرارداد رویایی با رئال مادرید را تجربه کند و آنقدر گیج و هیجان زده و البته کم سن و سال بود که در فرودگاه پارما بدون اینکه کسی او را بیاورد پرواز اشتباهی را انتخاب کرد .
در اوج نا امیدی سراغ اولین آفریقایی تیره پوستی که دید ,دوید و کمک خواست و مرد غریبه او را به زمین رئال مادرید هدایت کرد.خودش می گوید که آنقدر بهت زده و هراسان شده بود که می خواست گریه کند و حتی فراموش کرد نام یا آدرس ناجی خود را بپرسد .
او به رئال مایورکا قرض داده شد و طی سالها فقط نام و قرار داد رئال مادرید را داشت.در مایورکا به جام کینگز دست یافت و برای خودش تجربه و جسارت کسب می کرد.شانس هنر نمایی در تیم کهکشانی رئال مادرید هرگز نصیب او نشد.
و به عنوان مهاجم خارجی نمی توانست بر نفوذ و شهرت غول هایی مانند رائول و رونالدو در خط حمله تیم غلبه کند پس قرارداد 24 میلیون یورویی انتقال به بارسلونا ,سرزمین کاتالانها رقیب دیرینه ی رئالی ها برایش حکم رهایی بود.
عنوان قهرمانی لالیگا در دو سال پیاپی 2004.2005و گلزن برتر تیم با24گل شروع کار بود.
او حالا پس از هم تیمی اش رونالدینهو و ستاره ی چلسی فرانک لمپارد عنوان سوم جایزه ی بهترین بازیکن سال فیفا در سال2005را به خود اختصاص داده و با غرور در مراسم با شکوه اهدای جوایز و کنفرانس مطبوعاتی با کت و شلوار گران قیمت خود در روبروی دوربینها قرار گرفت.
این همان جوان سر گردان در فرودگاه است که آدرس رئال را می پرسید و آرزوی بودن در خط حمله ی رئال مادرید در کنار رونالدو راداشت حالا در کنار رونالدینهو پله ی مروارید سیاه جهان و بزرگان دیگر بارسا کسب عناوین میکند و به رئال می فهماند که باز ی ندادن به این شیر گرسنه به ضرر این تیم تمام شد.
او کسی است که دو سال پاپی است چلسی به دنبال ساقهای خستگی ناپذیرش است و امسال هم دوباره پیشنهاد رویایی قرار داد این تیم را برای فصل بعد رد کرد.و گفت: پیشنهاد چلسی سخاوتمندانه و عالی بود اما پول خوشبختی نمی آورد.
البته بعدا معلوم شد که به خاطر همسرش این پاسخ را داده است.
او در بازی نخست توانست انتقام بارسا را از شن های آبی با گل خود بگیرد.
او با بارسلونا یک فصل دیگر تمدید کرد تو دستمزد خود را از 2.8میلیون دلار به 5.3 میلیون دلار رساند.
او آنقدر در جمع آبی و اناری پوشان محبوب شده که خوان لا پورتا رییس باشگاه بارسلونا حالا مدعی است که او را با تمام پولهای دنیا عوض نمی کند.
اتوئو در انتظار گرفتن دو جام در امسال است یکی جام اسپانیا و دیگری جام باشگاههای اروپاست.
او در مصاحبه ای جسورانه گفت که:من به خوشگلی بکام نیستم اما فوتبالیست بهتری هستم.
این تا حدی به دلخوری و احساس رقابت او نسبت به ستاره های رئال و اصولا این باشگاه مشهور و تیم کهکشانی سوپر استارهای مغرور و افاده ای آن مربوط میشود به هرحال آنها هرگز قدر او را ندانستند مگر وقتی که تیم های اروپایی برای جذب او به رقابت پرداختند و میلیونها دلار را وسط گذاشتند و رئال پشیمان برای باز خرید او تلاش کرد اما او دیگر به آنجا باز نمی گردد .بهترین تمرکز در زمین .کنترل توپ و قدر ت سریع در تصمیم گیری پشتوانه وی در گلزنی به تیمهای بزرگ است.

 بیو گرافی بوفون دست طلایی!!!

او متولد ایتالیاست و انگار بیشتر از آنکه ایتالیایی باشد یک دروازه بان است
در 28 ژانویه 1978 در کارارا به دنیا آمد و در اوج شهرت و محبوبیت لقب گرانترین دروازه بان تاریخ جهان را نیز به خود اختصاص داد .
بوفون 30 میلیون پوندی
بوفون هنگامی که یوونتوس برای خریدش از پارما مبلغ کلان 30 میلیون پوند را به سران این باشگاه پرداخت گرانترین دروازه بان جهان شد و با امضایی ارزشمند در سال 2001 پیراهن با ارزش یوونتوس را به تن کرد .
پس از شروعی عصبی در دل آلپی سال به سال به آرامش بیشتری دست یافت و به مرور تبدیل به فردی ارزشمند برای یوونتوس شد .
درک بالا و سرعت عمل فوق العاده اش بیش از هر چیز نظر مسئولان یوونتوس و البته کل جهان را به خود جلب کرد به طوری که باشگاهایی نظیر رئال . میلان . اینتر و ... حاضر بودند مبالغی نجومی برای او بپردازند .
بوفون وقتی در پارما بود و با این تیم قهرمان جام یوفا شد شجاعت و جایگیری های بی نقصش برایش کافی بود که پیراهن شماره 1 تیم ملی را نیز بر تن کند .
یک بدشانسی بزرگ و تلخ
به رغم بازیهای خوب و بی نقصش در مسابقات انتخابی یورو 2000 جی جی بخاطر شکستگی انگشت دستش به ناچار از تورنمنت خارج شد .
او این حادثه را یکی از بدترین حوادث عمرش می داند .
او در جام جهانی 2002 در تمامی بازیها حضور داشت و حتی یک بازی از دیدارهای یورو 2004 را نیز ازدست نداد .
در مسابقات جام جهانی 2006 با کتف آسیب دیده باز استقامت نشان داد و با ایتالیا قهرمان جهان شد .
گذشته و دوران نوجوانی بوفون
بوفون در کارارا به دنیا آمد .خانواده اش ? خانواده ای ورزشی بودند .
مادرش یعنی ماریا استلا یک پرتاپ کننده دیسک بود و پدرش یعنی آدریانو یک وزنه بردار قدرتی ! حتی دو خواهرش هم والیبالیست هستند و عمویش نیز یک بسکتبالیست حرفه ای بوده است .
او از نظر فامیلی ارتباط دوری با لورنزو بوفون دروازه بان قدیمی میلان و ایتالیا
دارد .
او در سن 14 سالگی بازیکن خط میانی بود اما به یکباره مجبور به بازی درون دروازه شد علتش هم یک حادثه بود زیرا هر دو دروازه بان دیگر مصدوم بودند و جالب اینجاست که پس از دو هفته دروازه بان اصلی تیم شد .
در 17 سالگی نیز اولین بازی اش را در سری آ مقابل میلان انجام داد .
تعصب و وفاداری نسبت به یوونتوس
وقتی که یوونتوس به علت تبانی به سری ب فرستاده شد بسیاری از بازیکنان دم از رفتن زدند کسانی مثل کاناوارو که در اینتر یک بازیکن ذخیره ای بیش نبود اما در یووه هم به فوتبال اول جهان برگشت و هم کاپیتان ایتالیا شد و یا زامیروتا که تمام شخصیتی که داره از یوونتوس داره . البته فقط اینها نبودند که رفتند بلکه ابراهیموویچ ? ویرا ? امرسون و تورام نیز رفتند . اما بوفون به همراه ندود و کاپیتان دل پیرو مانگار شد .
او در پاسخ به اینکه چرا در یوونتوس مونده می گوید : من آدم فراموشکاری نیستم و یادم نمی رود که کی بودم و الان کی هستم من هر چی دارم از یووه دارم همه این افتخارات را از یووه دارم و متشکر یووه نیز هستم .
و در پاسخ به اینکه بازی در سری ب چگونه است ؟ می گوید : خب .اینهم تجربه ای تازست . و مشتاقم که تجربه اش کنم .
انچه درباره بوفون باید بدانید
نام و نام خانوادگی : جان لوئیجی بوفون
متولد : 28 ژانویه 1978
محل تولد : کارارا . ایتالیا
سن : 28 سال
قد : 91/1

نام اختصاری : جی جی
وزن : 83
در جام جهانی 2006 آلمان 453 دقیقه دروازه ایتالیا رو بسته نگه داشته است
در جام جهانی 2006 آلمان فقط 2 گل دریافت کرده که یک گل به خودی بوده و
دیگری از روی نقطه پنالتی به دست آمده است
از سوی پله عضو 125 بازیکن برتر زنده دنیا قرار دارد
یکی از دلایلش برای موندن در یوونتوس الکس دل پیرو کاپیتان
محبوب تورینی است . 
 بیو گرافی دیوید ویا

( پسر بچه ) در سوم دسامبر سال 1981 در لانگرو اسپانیا به دنیا امد.El Guaje دیوید سانچز ویا ملقب به

دیود در فصل جاری برای باشگاه والنسیا و تیم ملی کشور اسپانیا بازی میکند.

دیود ویا بعلت داشتن مهارت های بسیار زیاد از جمله : سرعت، قدرت ضربه با هر دو پا، قدرت تمام کنندگی و... یکی از بهترین مهاجمان اسپانیا و حتی جهان به شمار میرود .

دیوید شهرت و محبوبیت خود را از چهره ی زیبا وشکستن رکورد گلزنی والنسیا در یک فصل با زدن 24 گل در فصل گذشته دارد.



دوره بازیگری

دیود دوران بازیگری خود را از سال 1991 در تیم جوانان لانگرو اغاز کرد و به مدت 8 سال در این تیم توپ زد ودر سال 1999 به تیم اسپورتینگ جیجون نقل مکان کرد و در طی سه سال برای این 80 بازی انجام داد و 38 گل نیز به ثمر رساند. وی درسال 2003به رئال ساراگوسا پیوست و پس از دو سال موفقیت امیز به همراه این تیم که در 81 بازی 35 گل به ثمر رساند و به همراه این تیم به مقام قهرمانی جام حذفی اسپانیا وسوپر جام دست یافت در سال 2005 تیم والنسیا پیوست و هم اکنون در این تیم توپ میزند.



باشگاه والنسیا

دیوید ویا در فصل 06-2005در 35بازی 24 گل در لالیگا به ثمر رساند و با اختلاف یک گل نسبت به ساموئل اتوو از رسیدن به عنوان اقای گلی لالیگا (ال پیچیچی)محروم ماند.

او اولین هت-تریک را برای والنسیا در همین فصل ودر بازی برگشت مقابل اتلتیکو بیلبائو انجام داد.



تیم ملی فوتبال والنسیا

دیود اولین بازی ملی خود را در سال 2005 برای تیم ملی انجام داد و اولین گل ملی خود را در نوامبر همین سال در مقابل اسلواکی به ثمر رساند.

دیوید یکی از 23 بازیکنی بود که توسط لوییز اراگونز برای مسابقات جام جهانی2006المان انتخاب شد ودر اولین بازی در جام جهانی مقابل اوکراین دو گل از چهار گل تیمش را به ثمر رساند اما در مرحله 8/1 نهایی هر چند یکی از گل های اسپانیا را در مقابل فرانسه به ثمر رساند اما با شکست در این بازی از دور رقابت ها کنار رفتند.



افتخارات

- مقام قهرمانی جام حذفی اسپانیا به همراه ساراگوسا در سال 2004

- مقام قهرمانی سوپر جام اسپانیا به همراه ساراگوسا در سال 2004

- مقام سوم لالیگا به همراه والنسیا در سال 2005

- عنوان دومی اقای گلی لالیگا در سال 2005 
 بیو گرافی تورس 

فرناندو جوزه تورس سانز متولد 20 مارچ 1984 در شهر فواِنلابرادای اسپانیا(شهری در جنوب این کشور)و در همسایگی مادرید متولد شد.فوتبالش را از باشگاه نوجوانان اتلتیکو مادرید در سال 1995 آغاز کرد و در 17 سالگی به تیم بزرگسالان این تیم در آمد.اولین بازیش را برای این تیم در مقابل لژانس انجام داد و یک هفته بعد اولین گل خود را در برابر آلباسته به ثمر رساند.لقب او " اِل نینو " است که از زمان بچگی به او داده شده بود.

در فصل 02-2001 هنگامیکه اتلتیکو جواز حضور دوباره به لالیگا را بدست آورد ، تورس 17 ساله سال خوبی را در امر گلزنی پشت سر نگذاشت و فقط توانست 6 گل را در 36 بازی به ثمر برساند.

سال 2002 اولین فصل حضور تورس در لالیگا ، بالاترین سطح فوتبال اسپانیا بود.تورس در آن سال با زدن 13 گل در 29 بازی توانست اتلتیکو را در جایگاه 12 لالیگا قرار دهد.در فصل 04-2003 تورس گام های بلندتری برداشت و با زدن 19 گل در 35 بازی توانست جایگاه 7امی را برای اتلتیکو بدست آورد و با داشتن فقط 19 سال توانست کاپیتان این شود.وی حضور موفق خود را در فصل های 05-2004 با زدن 16 گل در 38 بازی در لالیگا و 2 گل در 5 بازی رقابت های اروپایی و 06-2005 با زدن 16 گل در 36 بازی ادامه داد و مهاجم اول تیم اتلتیکو بود.بعد از بازی های جام جهانی 2006 قرار بود تورس به چلسی بپیوندد ولی به دلیل حضور اتلتیکو مادرید در رقابت های جام یوفا در سال 07-2006 ، وی تصمیم گرفت یک سال دیگر در تیم اتلتیکو بماند.بعد از اتمام فصل 07-2006 ، باشگاه های آرسنال ، چلسی ، لیورپول و منچستر یونایتد به وی پیشنهاد دادند که سرانجام تورس به تیم لیورپول پیوست تا یکی از شاگردان رافائل بنیتز باشد.در واقع سران باشگاه تصمیم گرفتند که در مقابل به خدمت گرفتن لوئیس گارسیا و دریافت مبلغ 26 میلیون یورو ، تورس به لیورپول برود، تا با این پول بتوانند دیگو فورلان را نیز از باشگاه ویارئال به خدمت بگیرند.

وی در 11 آگوست اولین بازی اش را برای لیورپول در مقابل استون ویلا انجام داد و همچنین در 19 آگوست وی اولین گل اش را با پیراهن یوونتوس در برابر چلسی به ثمر رساند.در 23 فوریه همان فصل وی اولین هت تریک خود با پیراهن لیورپول را در برابر میدلزبورو انجام داد و فقط 11 روز بعد یک هت تریک دیگر برابر وستهام انجام داد.در 15 مارچ 2008 وی با گلی که در دقیقه 47 در برابر ریدینگ زد توانست اولین بازیکن بعد از رابی فاولر باشد که بیش از 20 گل در رقابت های لیگ برتر انگلیس زده است.وی نشان داد که می تواند بهترین مهاجم لیورپول در چند سال اخیر باشد.موتور گلزنی لیورپول در فصل جاری روشن است و با حرارت بسیار زیاد کار می کند.

افتخارت

کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال در تورنمنت آلگارو در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا

کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال جهان در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 7 گل در 6 بازی

کسب عنوان قهرمانی زیر 19 سال جهان در سال 2002 با تیم زیر 19 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 4 گل در 4 بازی

بهترین بازیکن زیر 15 سال اروپا در سال 1998

بهترین بازیکن ماه فوریه و مارچ لیگ برترانگلیس در سال2000

 بیو گرافی ریبری

«فرانک ریبری»، تنها بازیکن سفید پوست فرانسه در جام جهانی 2006 که نسبت به سایر یارانش بیشتر درخشید، پس از مطالعه به دین اسلام گروید.
وی که 23 ساله است و در تیم بایرن مونیخ فوتبال بازی می کند، می گوید: «اسلام، تنها راه من برای برون رفت از زشتی هاست»
ریبری تصریح می کند:
من در زندگی ام، دوره های متفاوتی را گذراندم و مصمم به جستجوی صلح و صفا دز زندگی بودم که بالاخره به اسلام رسیدم»
یکی از ویژگی*های ریبری این است که قبل از ورود به بازی با حالتی جالب سوره حمد را خوانده و با کشیدن دستها بر صورت وارد میدان می شود . اسلام به من در میدان و بیرون از میدان نیروی فوق العاده ای می دهد
وی با خواندن دعا قبل از ورود به میدان به رغم زخم زبانها از بروز اعتقاد خود و نشان دادن شعائر اسلامی در میان مردم نه تنها ترسی ندارد، بلکه به آن افتخار هم می کند.
این بازیکن که در جام جهانی 2006، اولین بازی های ملی خود را بازی کرد، هفتمین بازیکن اصلی فرانسه است که به دین «اسلام» گرویده است. 
 
دسته ها : بیو گرافی
X