پينوشتها:
1- سَلَب: لباس.
ا ي دوست بدان که « رجب » نام نهري است در بهشت که از شير سفيد تر است و از عسل شيرين تر
پس هر کس روزي از ماه رجب را روزه بگيرد ، از آن نهر سيراب خواهد شد .
به فرموده پيامبر گرامي : « ماه رجب ، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت . اگر کسي روزي از اين ماه را روزه بگيرد خداي را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود . ماه رجب ماه استغفار امت من است . رجب را اصّب نيز ناميده اند زيرا که در اين ماه ، رحمت خدا بر امت من ريزش مي يابد
در صحراي محشر که همه دلها نگران و همه چشمها اشکبار است ، آوائي در گوشها طنين مي اندازد که : « اين الرّجبيون » کجايند کساني که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالي از آن ماه را انجام داده اند . و بدين ترتيب آن افراد ، از ديگران جدا شده و به رضوان الهي داخل مي شوند.
حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال1386راسال اتّحاد ملی وانسجام اسلامی نامگذاري كردند و افزودند: آرزو و اميد همه ايرانيان " استقلال ملي، عزت ملي و رفاه عمومي ملت " است.
متن كامل بيانات نوروزي معظم له از اين قرار است :
عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو شمسي را به همه همميهنان عزيزمان تبريك عرض ميكنم، همچنين به همه ايرانيان در سراسر عالم و در هر جاي دنيا زندگي ميكنند و نيز به همه ملتهايي كه نوروز را گرامي ميدارند، بطور خاص تبريك عرض ميكنم به خانوادههاي معظم شهيدان عزيزمان و به جانبازان و خانوادههاي آنها و به همه ايثارگران و فعالان عرصه حيات ملت ايران .
عيد نوروز سر آغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان است. تازه شدن فضاي زندگي طبيعي انسان. و چه نيكوست كه همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند.
طراوت جان و دل با ذكر خدا، با درخواست كمك از پروردگار، با روياندن نهال خيرخواهي و نيك خواهي براي همه برادران و خواهرانمان و براي همه بشريت. رسم نوروز در درون خود زيباييهاي زيادي را دارد.
علاوه بر اينكه در هر نقطه، ايرانيان اين لحظه تحويل را با نام خدا و با درخواست تحول اساسي در زندگي خود آغاز ميكنند، يكي از زيباترين رسمهاي موجود در عيد نوروز، رسم ديد و بازديد و صله ارحام و مستحكم كردن روابط و پيوندهاي عاطفي ميان افراد جامعه است.
اين را اگر مقايسه كنيم با بعضي از جشنهاي ملي ملتهاي ديگر كه همراه با كارهاي غيراخلاقي و به دور از اين ارتباطات عاطفي است، آن وقت در مييابيم كه جشن ملي ما ايرانيان با آغاز سال نو ما علاوه بر تقارن با بهار طبيعت كه يك امتيازي است، چه خصوصيات نجيبانه و مهربانانهاي در خود دارد.
شادي دلها، لبخند و تبريك و خوش آمدگويي به يكديگر و پي گرفتن روابط انساني و نو كردن محيط زندگي، از رسوم بسيار خوب و مطلوبي است كه ايرانيان از گذشته تا امروز به آن پايبند بودهاند و اينها همه مورد تاييد آيين مقدس اسلام و شرع اسلامي است.
نگاهي به سال ۸۵داريم كه منقضي ميشود و نگاهي به سال ۸۶كه از اين لحظات آغاز ميشود.
سال ۸۵متبرك بود به نام مبارك پيامبر اعظم (ص) و از آغاز تا انجام آن مشحون از ذكر آن بزرگوار و تلاش براي معرفت بيشتر نسبت به پيامبر گرامي و خصوصيات زندگي آن بزرگوار و حالات و درسها و آموزههاي آن پيامبر عظيم الشان، البته جا براي معرفت پيامبر بسيار باز هم گسترده است و همه سالهاي ما در واقع سال پيامبر اعظم است.
سال ۸۵مثل همه سالهاي ديگر و مثل همه زندگي انسان از حوادث گوناگون، از تلخيها و شيرينيها، از شاديها و غمها آكنده بود. همه زندگي هم اينجور است. اما در يك نگاه جمع بندي شده من ميتوانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض كنم كه در سال ۸۵موفقيتهاي ملت ايران بيش از تلخيها و ناكاميها بود، پيشرفتهاي ما بيش از توقفها و سكونهاي ما بود. شاديهاي حوادث بيش از تلخيها بود. در عرصه داخلي تلاشهاي متراكم براي پيشرفت كشور در همه جا ديده شد. تصميمهاي بجا و خوب از سوي مسوولان و تحرك عمومي در اين زمينهها تحرك مطلوبي بود در سخنراني انشاالله در اين زمينه توضيحات بيشتري را عرض خواهم كرد به ملت عزيز.
در عرصه بينالمللي و سياسي جهاني هم پيشرفتهاي نظام جمهوري اسلامي ايران پيشرفتهاي چشمگيري بود ملت ما و كشور ما به بركت نظام جمهوري اسلامي در دنيا سرافراز شد، ابهت ملي ما و نگاه مهربانانه مردم ما نسبت به ملتهاي جهان و ملتهاي مسلمان در همه حوادث آشكار شد، عزم راسخ ملي ما در زمينههاي علمي در تحرك اقتصادي براي ديگران تا حدود بسياري روشن شد و ما در مسايل داخلي و مسايل خارجي بحمدالله پيشرفتهاي زيادي داشتيم.
در سال ۸۶ادامه حركت ملي ما بايد يك ادامه متناسب با نيازهاي ملت ما باشد. اين يك حقيقتي است كه ملت ايران بر اثر تسلط قدرتهاي طاغوتي و قدرتهاي فاسد و دولتهاي وابسته يا بيكفايت در طول دهها سال شايد نزديك به ۲۰۰سال ملت ما دچار عقب ماندگيهاي زيادي در عرصههاي گوناگون بوده است.
امروز كه ملت ايران به بركت اسلام و نظام جمهوري اسلامي به خودآگاهي و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصلههاي طولاني را با سرعت طي كنيم،
ما فاصلههاي بسيار زيادي با آنچه كه شان ايران سربلند و پر افتخار است داريم،اين فاصلهها جز با همت بلند، جز با اميد بيپايان و جز با تلاش همه جانبه ملي ميسر نخواهد شد.
ملت ما هدف روشني دارد، هدف بزرگ ملي ما استقلال ملي عزت ملي و رفاه عمومي ملت است، همه اينها به بركت اسلام و ايمان اسلامي تحقق يافتني است،ما اين را تجربه كرديم دريافتيم ملت ما ظرفيت بسيار زيادي براي پيمودن راههاي دشوار بهسوي آيندههاي محبوب و مطلوب دارد.
ظرفيت ملي ما اگر بطور كامل و همه جانبه مورد استفاده قرار بگيرد بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه اميدها و آرزوهاي خود دست پيدا كند.
تحرك ملت ايران به بركت اسلام آغاز شد و اين بيداري و اين اميد و اين اعتماد به نفس روز به روز تا به امروز بيشتر شد و ما هر سالي كه نو مي شود بايد عزم خود را نو كنيم و پا را در ميدانهاي تازهتري بگذاريم.
بديهي است كه يك ملت زنده با چالشها مواجهه است و چالشها لازمه زنده بودن است. هر موجود زندهاي بايد هزينه زندهبودن خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا كند. زنده بودن همراه با چالشها است همراه با مانع هاست، از مانعها بايد عبور كرد احيانا همراه با دشمنيهاست، براي دشمنيها بايد تدبير و انديشه راسخ داشت عزم قوي را بايد دستمايه اين حركت كرد ملت ايران نيازمند اين عزم ملي است كه تا امروز هم اين عزم را نشان داده است و روز به روز بايد پايههاي اين عزم مستحكمتر بشود.
با نگاه به حوادث جهاني و مسايل جهاني به روشني در مييابيم كه دشمنان ملت ايران درصدد آنند كه با ملت ايران از دو وسيله استفاده كنند و دشمني خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند.
آنچه كه امروز در دنيا محسوس است اين است كه يكي ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت، از بين بردن يكپارچگي ملت ايران و از دست ملت ايران اين نيروي عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلي سرگرم كردن و دمي ايجاد مشكلات اقتصادي و تلاش براي توقف ملت ايران در زمينههاي گوناگون سازندگي كشور بود و رفاه عمومي خود.
اين دو چيزي است كه در نقشههاي كوتاه مدت و ميان مدت دشمنان ما بطور محسوس وجود دارد، اگر خود آنها هم بر زبان نياورده بودند قابل حدس بود ولي دشمنان ما خودشان هم به هر دو نكته اعتراف كردند.
در سال ۸۶هم در زمينه تلاش اقتصادي بايد همه نيروها، نيروهاي ملي، نيروهاي معتقد به آرمانهاي بلند ملت ايران، مسوولان كشور، جوانان پر نشاط دست بدست هم بدهند و تلاش كنند، ميدان براي تلاش اقتصادي گسترده است، بخصوص با ابلاغ سياستهاي اصل ۴۴قانون اساسي و آنچه كه به مسوولان توصيه شد و به آنها تاكيد شد و آنها هم عزم خودشان را نسبت به اين قضيه ابراز كردند، ميدان تلاش اقتصادي براي مردم گشوده است و راهها باز است.
مسوولان بايد براي مردم تشريح كنند امكانهايي را كه در اختيار مردم وجود دارد و خودشان هم بايد تلاش كنند. كشور ما ظرفيت اقتصادي بسيار زيادي دارد و ميتوان براي بناي يك جامعه برخوردار از رفاه تلاش كرد و كار كرد.
مساله دوم، مساله اتحاد عمومي مردم است، دشمنان با تبليغات خود يا جنگ رواني خود با تلاشهاي موذيانه گوناگون خود سعي ميكنند بين ملت ايران و صفوف ملت ايران اختلاف بياندازند،به بهانه قوميت، به بهانه مذهب، به بهانه گرايشهاي صنفي وحدت كلمه ملت را از بين ببرند.
علاوه بر اين در سطح دنياي اسلام هم يك تلاش وسيع عميقي از سوي دشمن محسوس است، براي اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بياندازند، اختلاف مذهبي را بزرگ كنند، جنگ شيعه و سني در هر نقطهاي از دنيا كه ممكن باشد بوجود بياورند و عظمت ملت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاي ديگر كه روز به روز بحمدالله تا امروز بيشتر شده است، را از بين ببرند.
ملت ما بايد هوشيار باشد، تلاش براي سازندگي كشور و عمدهتر از آن و مهمتر از آن تلاش براي اتحاد كلمه و يكپارچگي ملي و اتحاد امت اسلامي.
عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستي اين اتحاد را حفظ كرد و روز به روز تقويت كرد. من به همين جهت اهميت ميدهم به مساله اتحاد كلمه ملت مان، به نظر من امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است.
يعني در درون ملت ما اتحاد كلمه همه احاد ملت و قوميتهاي گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملي و در سطح بينالمللي انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامي از مذاهب گوناگون و وحدت كلمه آنها. امروز عظمت اسلام هم وابسته به استقلال ملتها است و به عزم راسخ ملتها است و ملت مسلمان ايران در اين راه تاكنون بحمدالله پرچمدار بوده است و پرچمدار هم خواهد بود.
از خداوند متعال براي روح ملكوتي امام بزرگوارمان كه اين راه را به روي ما گشود، طلب آمرزش و تعالي درجات ميكنيم و اميدوارم ملت ايران در اين راه موفق و مويد باشند.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركات
غروب روز جمعه لحظه غم شیعیان است همه اش آدم خیال می کنه یه چیزش هست واسه این که منتظر اومدن مهمانی
عزیزه اما با دیدن غروب دلش می گیره و حسرت دیدن یارش را به دل جا می ده
اونوقته که دل می شکنه و چه خوش است با دل شکسته مولا رو صدا زدن وه چه زیباست خدا به دل شکسته ات نگاه کنه و مطلبت رو بده اونوقت همه غمها از بین می ره
آری با آمدن جمعه دلها شاد می شن اما با غروبش همه دل شکسته ان و مولا دل شکسته ات رو می بینه و از خدا می خواد که بار خدایا دل شیعیونم رو شاد گردون و آنچه را که می خوان بهشون بده
راستی تو از مولا چی می خوای ؟
می گن هر وقت دل گرفت و حاجتی داشتی چنین بگو :
السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان اغثنی
خدایا در این سالی که در پیش است
نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای، لیکن
در آغاز طلوع روشن سالی که می آید،
کمک کن تا رها سازم ز خود
من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس
هزار و سیصد و اندوه
خدایا مهربانم کن
تو چشمان مرا با نور خود بگشا
تو لبخند رضایت را عطایم کن
بفهمان زندگی زیباست
خداوندا؛ تو راه سبز ایمان را نشانم ده
تو نیکی پیشه ام فرما
که راه حق صبورانه بپیمایم
و هرگز من نباشم از زیانکاران
رفیقا؛ مهربانا؛ عاشقم فرما
مرا در شط پر مهر گذشتت شست و شویم ده
تو پاکم کن، قرارم ده
کریما؛ دست های گرم و لبخندی عطایم کن
تو ای نزدیک تر از من به من
اینک مرا دریاب، پناهم ده
عزیزا؛ پاسدار حرم هر لحظه ام فرما
تو ذکرت را عطایم کن
که با یادت، دلم آرامشی یابد
حبیبا؛ قدردان خوبی ام فرما
تو ای گرداننده دلها و چشمانم
تو ای تدبیر بر هر روز و هر شامم
تو چرخاننده احوال این دنیا
بگردان؛ حال من را سوی آن حالی که میدانی
تو آرامش عطایم کن
تو ای آموزگار پاک خوبی ها
تو راه مهرورزی را نشانم ده
بگیر این دست تنهای مرا، در دست پر مهرت
طبیبا؛ ای که نامت مرهم دردم
شفایی مرحمت فرما
تو را می خوانمت اینک
اجابت کن مرا، ای منتهای راه راهجویان
تو بر مینای این هستی
رضا بودن عطایم کن
که من همراه هر سختی
بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را
خدایا مزه پاک عطش را بر لبان تشنه ام بنشان
بنوشان جرعه ای از آن طهور ناب روحانی
مرا مست می جام حضورت کن
برای محو تاریکی، بسوزان جهل من را،
شعله ام گردان
مرا در این سیه سودا، وین سرمای پر سوز و سکوت سایه های سرد،
یاری کن
و با تدبیر پر مهرت،
سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی،
هدیه ام فرما
خداوندا؛
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما،
برای مردمان خوب این وادی
عطا فرما:
هزار امید
هزار و سیصد آگاهی
هزار و سیصد و هشتاد بهروزی
هزار و سیصد و هشتاد وشش لبخند زیبا را ...
من راجع به حضرت صديقه(س) خودم را قاصر مي دانم ذكري بكنم فقط اكتفا مي كنم به يك روايت كه در كافي شريف است و با سند معتبرنقل شده است; و آن روايت اين است كه حضرت صادق(ع) مي فرمايد:
«فاطمه(س) بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در اين دنيا بودند و حزن و شدت بر ايشان غلبه داشت; و جبرئيل امين مي آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مي كرد و مسايلي ازآينده نقل مي كرد.» ظاهر روايت اين است كه در اين هفتاد و پنج روز مراوده اي بوده است; يعني رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است... البته آن وحي به معناي آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم....
در هر صورت، من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلي كه براي حضرت زهرا ذكر كرده اند: با اين كه آنها هم فضايل بزرگي است اين فضيلت را من بالاتر از همه مي دانم كه براي غيرانبياعليهم السلام آن هم نه همه انبيا، براي طبقه بالاي انبيا وبعضي اوليايي كه در ربته آنهاست، براي كسي ديگر حاصل نشده.(امام خميني، 11/12/64)
امام خميني(ره) عاشق خدا بود وشيداي حق. دلداده رسالت بود و جرعه نوش كوثر ولايت. ياد و نام مادرش زهراي اطهر برايش دل انگيز بود و شورآفرين. تقدير نيزاين دوستداري و جذبه ولايي را زيبا و نيك به هم پيوند داد وميلاد فرزند را قرين تجلي نور فاطمي در بيستم جمادي الثاني قرار داد. كتاب «مصباح الهدايه الي الخلافه والولايه »، پرتوي از شيدايي و مهر ولايي اوست و سخنان فوق جلوه شكوهمندي از مهرو معرفت مقام فاطمي.
امام(ره) با نقل روايتي معتبر از اصول كافي به عظمت معنوي فاطمه(س) كه همان محدثه بودن است اشاره مي كند و آن رامهمترين فضيلت بانوي نمونه اسلام مي شمارد. فضيلتي كه جز براي طبقه اول انبياء براي ديگري حاصل نشده است. گفتگو با جبرئيل به مدت هفتاد و پنج روز و سخن گفتن با فرشتگان كه به خاطرمكرمت و عظمت فاطمي به حضورش مي شتافتند. امام صادق(ع) در پاسخ فردي كه مي پرسد: محدث چيست؟ مي فرمايد: «ياتيه ملك فينكت في قلبه كيت و كيت ».
محدثه كسي است كه فرشته به سويش مي آيد و به قلب او لطايف ونكات آسماني را ياد آور مي شود.
امام باقر(ع) مي فرمايد: محدث كسي است كه فرشته را نمي بيند;اما سخن او را در بيداري مي شنود.
وجود فردي كه محدث و گوش فرادهنده به حديث فرشتگان باشد، مورداتفاق تمامي دانشمندان شيعه و سني است. و از اختصاصات شيعه شمرده نمي شود. مرحوم علامه اميني در بحث «المحدث في الاسلام »نصوص فراواني از اهل سنت ذكر مي كند كه وجود محدث راپذيرفته اند و بر افرادي تطبيق كرده اند.
البته شيعه موارد تطبيقي آن را قبول نكرده، مصاديق و جلوه هاي آن را در عترت پيامبر(ص) و ائمه معصومين عليهم السلام مي داند;ولي متون مزبور بيانگر اين است كه شيعه در مساله وجود محدث در اسلام تنها نيست و ديگر فرق اسلامي نيز آن را پذيرفته اند. ازطرفي، پذيرفتن وجود انسانهايي مورد خطاب فرشتگان به معناي نبوت و پيامبري نيست. حمران ابن اعين مي گويد: امام باقر(ع) به من فرمود كه علي(ع) محدث بود. من آن را براي ياران خويش نقل كردم. آنان پرسيدند:
چه كسي با او گفتگو مي كرد؟ پاسخي نداشتم. به سوي امام باقر(ع)
برگشتم و پرسش را به وي عرضه داشتم.
حضرت فرمود: فرشته با او سخن مي گفت. گفتم منظورتان اين است كه پيامبر بود؟
حضرت دست خود را حركت داد و فرمود: خير، آنان همانند كساني اندكه همراه حضرت سليمان و حضرت موسي بودند و يا مثل ذوالقرنين شمرده مي شوند.
امام صادق(ع) نيز در پاسخ به اين پرسش مي فرمايد: خير، پيامبرنيستند. آنها از علمايند، همانند ذوالقرنين در علم خويش.
در اصول كافي، در باب فرق بين رسول و نبي و محدث، نيز به اين مطلب تصريح شده است. امام باقر و امام صادق عليهما السلام پس ازبيان اينكه امام «محدث » و مورد گفتگو و خطاب فرشتگان است،مي فرمايد:
«لقد ختم الله بكتابكم و ختم بنبيكم الانبياء.» با قرآن كتابهاي آسماني پايان يافت و با حضرت محمد(ص) پيامبري به آخررسيد.
بدين ترتيب، «محدث » هرگز به معناي نبوت و پيامبري نيست.
دراين راستا امام خميني(ره) مي فرمايد: البته آن وحي به معناي آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم(ص).
در باره حضرت صديقه در روايات، دو جهت گفتگو مطرح شده است:
يكي گفتگو با فرشتگان و ديگري حضور جبرئيل نزد آن حضرت.
حضرت امام صادق(ع) مي فرمايد: «فاطمه بنت رسول الله(ص) كانت محدثه و لم تكن نبيه » فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود نه پيامبر.
سپس در ادامه توضيح مي دهد كه فاطمه را از اين جهت محدثه ناميده اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل مي شدند و همان گونه كه با مريم دختر عمران گفتگو داشتند، با او چنين سخن مي گفتند:
«يافاطمه، خداي متعال تو را پاك گردانيد و از ميان تمام زنان عالم برگزيد.» شبي حضرت صديقه(س) به فرشتگان فرمود: آيا آن زن كه از جميع زنان عالم برتر است، مريم دختر عمران نيست؟
جواب دادند: نه، مريم فقط سيده زنان عالم در زمان خويش بود;ولي خداي تعالي تو را بزرگ بانوان جهان در تمام زمانها ازاولين و آخرين قرار داده است. روايتي كه امام خميني از آن يادكرده، چنين است:
«ان فاطمه مكثت بعد رسول الله خمسه و سبعين يوما و قدكان دخلها حزن شديد علي ابيها و كان جبرئل ياتيها فيحسن و يخبرهابما يكون بعدها في ذريتها و كان علي يكتب ذالك فهذا مصحف فاطمه.» فاطمه بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) بيش از هفتاد وپنج روز زنده نماند. داغ پدر اندوهي سخت بر قلبش وارد ساخته بود; به اين جهت جبرئيل پي در پي به حضورش مي آمد و او را درعزاي پدر تسليت مي گفت.خاطر غمين زهرا را تسلي مي بخشيد و ازمقام و منزلت پدرش، حوادثي كه بعد از رحلت او بر فرزندانش وارد مي گرديد، خبر مي داد. اميرمومنان(ع) آنچه جبرئيل مي گفت به رشته تحرير در مي آورد. مجموع اين سخنان «مصحف فاطمه » را شكل مي دهد.
اين جهت نيز به شان و منزلت نبوت ارتباط ندارد; زيرا در قرآن كريم از حضرت مريم و سخن گفتن جبرئيل با او ياد مي كند. بااينكه آن حضرت پيامبر نبود. امام خميني در اين زمينه مي نويسد:
در قرآن كريم آياتي هست كه دلالت مي كند بر آنكه اشخاصي كه پيغمبر نبودند، ملائكه; بلكه جبرئيل را ديدند و با او سخن گفتند. ما نمونه اي از آن را اينجا ياد مي كنيم: (اذ قالت الملائكه يا مريم ان الله اصطفيك و طهرك واصطفيك علي نساءالعالمين) (سوره آل عمران، آيه 42) يعني چون ملائكه گفتند به مريم كه خدا تو را برگزيده و پاكيزه كرده و فضيلت داد برزنهاي جهان، پس از آن خداي تعالي حكايت مريم را نقل مي كند از«آيه 44» بسياري از حالات عيسي مسيح و معجرات او را ملائكه براي مريم نقل مي كند و از غيب به او اخبار مي دهند; و در سوره مريم (آيه 17) مي گويد: (فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشراسويا); و قضيه مراوده ملائكه و جبرئيل با مريم در بسياري ازآيات قرآن مذكور است و خبرهايي كه از غيب به او دادند، خداوندنقل مي كند.
آمدن جبرئيل نزد حضرت صديقه از عظمت و تعالي روحي و اوج معنوي آن بزرگوار حكايت مي كند; زيرا در باره كيفيت ايجاد رابطه جبرئيل و فرشتگان با انسان دو نظريه است. نظريه اي كه فلاسفه برآن تاكيد دارند، اين است كه مي گويند: انسان تا در طبيعت وماده است، در حجاب است و نمي تواند به ملا اعلي دست يابد. همين كه خود را از معاصي و لذات و تعلقات نفساني آزاد ساخت، نورمعرفت و ايمان به خدا و ملكوت اعلي در قلبش تجلي مي كند.
اين نور در بالاترين مرتبه خويش همان جوهر قدسي است كه دراصطلاح فلاسفه عقل فعال و در زبان شريعت نبوي روح قدسي ناميده مي شود. با ظهور اين نور، آنچه در آسمانها و زمينهاست برايش روشن مي گردد. و حقايق اشيا را مي بيند، همان گونه كه نور مادي را در صورتي كه حجاب نباشد مشاهده مي كند. در اين زمينه به آياتي نيز استشهاد شده است; براي نمونه خداوند مي فرمايد:
(و طبع علي قلوبهم فهم لايفقهون) بر دلهاي آنها مهر زده شده،پس آنان چيزي نمي فهمند.
(بل ران علي قلوبهم ماكانوا يكسبون) گناهاني كه انجام دادندبر دلهاي آنان غلبه كرده است.
پس از آنكه فرد از اين حجابها دور شد، باطن او معراج معنوي خويش را آغاز مي كند; سر ملكوت بر او آشكار شده، آيات بزرگ خداوند را مشاهده مي كند. چنانكه خداوند مي فرمايد:
(لقد راي من آيات ربه الكبري) سپس همين روح قدسي در روح بشري و دنيايي اش تاثير مي نهد. و حقايقي كه شهود كرده، در حواس ظاهري مانند بينايي و شنوايي متمثل آشكار مي سازد. بدين ترتيب،شخص حقايق ملكوتي را، كه در آن عالم حقيقي خارجي و مشخص است،به صورت محسوس مشاهده مي كند.
بر اساس اين نظريه، تكامل و عروج معنوي و روحي انسان سبب ارتباط با حقايق ملكوت مي شود.
نظريه دوم اين است كه روح ولي يا پيامبر سبب نزول فرشتگان نيست، بلكه خداوند فرشته را مامور مي كند در پيشگاه ولي خداقرار بگيرد و مسايل را بازگويد. ظواهر ادله نيز بر درستي اين نظر گواهي مي دهد. بر اساس اين نظريه، تا ظرفيت معنوي و تناسب روحي كامل بين ولي الهي و فرشته نباشد، اين نزول ممكن نخواهدشد. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
(الله اعلم حيث يجعل رسالته) (انعام، 124) خداوند آگاه تر است كه پيامبري و رسالت خويش را در كدامين جايگاه قرار دهد.
در شان نزول اين آيه مي خوانيم كه: وليد ابن مغيره مي گفت: چون ثروتمند هستم و سن بيشتري دارم، بايد بر من وحي نازل شود.
خداوند متعال مي فرمايد: شايستگي ها را خداوند مي داند. براي اين در آيه ديگر صبر و يقين را عامل وصول به مقام امامت معرفي مي نمايد و مي فرمايد:
(و جعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانو بآياتنايوقنون) (سجده، 34) از آنان پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مي كنند; و اين بدان سبب است كه آنان صبر پيشه كردندو به آيات ما يقين داشتند.
امام خميني(ره) در اين زمينه مي فرمايد: مساله آمدن جبرئيل براي كسي يك مساله ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براي هركسي مي آيد و امكان دارد بيايد. اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسي كه جبرئيل مي خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است. چه ما قابل بشويم به اين كه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولي است يا پيغمبر است، اوتنزيل مي دهد او را و وارد مي كند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه خير، حق تعالي او را مامور مي كند كه برو و اين مسايل را بگو.
چه آن قسم بگوييم كه بعضي اهل نظر مي گويند. و چه اين قسم بگوييم كه بعض از اهل ظاهر مي گويند تا تناسب ما بين روح اين كسي كه جبرئيل مي آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد امكان ندارد اين معنا... . اين فضيلت را من بالاتر ازهمه مي دانم كه براي غير انبياعليهم السلام آن هم نه همه انبيابراي طبقه بالاي ابيناعليهم السلام و بعضي از اوليايي كه دررتبه آنها هست، براي كسي ديگر حاصل نشده.
اميد آنكه پرتوي از فيض كوثر قرآن صديقه طاهره دل و جانمان راروشن سازد و با شناخت هرچه بيشتر آن بانو، گلواژه هاي تقوا وايمان را در اجتماع خويش متجلي سازيم.
منبع: ماهنامه کوثر