زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام 54 مبارزه بنى هاشم علیهم السلام ..... ص : 50
نظیر شخصى اسیر:
بعد از عون بن عبد اللَّه عبد اللَّه بن حسن بن على بن ابى طالب علیه السلام براى جهاد در راه خدا قیام نمود. ولى در بیشتر روایات مىنویسند: وى قاسم بن حسن علیه السلام بود. او کودک صغیرى بود که بالغ شده بود. هنگامى که امام حسین علیه السلام به او نگاه کرد و دید براى مبارزه قیام نموده است با وى معانقه کرد و هر دو بقدرى گریستند که غش نمودند. سپس از امام حسین علیه السلام اجازه جهاد خواست. ولى آن بزرگوار اجازه نداد. آن کودک همچنان دستها و پاهاى امام علیه السلام را میبوسید تا اینکه به او اجازه داد. وى در حالى که اشکهایش بصورتش میریخت متوجه کارزار شد و این رجز را میخواند:
1- ان تنکرونى فأنا ابن الحسن سبط النبى المصطفى و المؤتمن
2- هذا الحسین کالاسیر المرتهن بین اناس لا سقوا صوب المزن
(1) 1- یعنى اگر مرا نمىشناسید من پسر حسن هستم که او سبط پیامبر بر- گزیده و امین است 2- این حسین است که نظیر شخصى اسیر در بین این مردم مىباشد. خدا کند این مردم از باران رحمت خدا سیراب نشوند.
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال
زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام 204 بخش بیست و ششم در باره اخلاق و رفتار و یاران امام حسین علیه السلام ..... ص : 199
مقدار آبى در ته :
در کتاب حلیه میگوید: هنگامى که لشکر کفر نزد امام حسین وارد شدند و آن حضرت یقین کرد که آنان با وى قتال خواهند کرد به یاران خویش فرمود: دشمن چنان که مىبینید نزد ما آمده است. دنیا دیگرگون شده و نیکوکارى و حلاوت آن به تلخى مبدل گردیده چیزى از آن باقى نمانده مگر مقدار آبى که در ته ظرف باقى باشد و الا زندگى است پست نظیر چراگاهى وخیم. آیا نمىبینید که حق عملى نمیشود و از باطل جلوگیرى نمیگردد، تا اینکه شخص مؤمن براى ملاقات خدا راغب شود. من مرگ را جز سعادت نمىبینم و زندگى با ستمکیشان را غیر از ملال نخواهم دید!! سپس وقتى متوجه کربلا گردید متمثل به این اشعار شد:
1-
سأمضى فما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى خیرا و جاهد مسلما
1- یعنى من از دنیا میگذرم و مرگ از براى جوانمرد عیب و عار نیست بشرطى که نیت او خیر باشد و در حالى جهاد کند که مسلمان باشد.
2- و شخصا به مردان نیکو کار احسان نماید، و با شخص ناپسند و مجرم مفارقت و مخالفت کند. 3- من جان خویشتن را (براى فدا کارى) مقدم میدارم و تصمیم بقاى آن را ندارم، تا در روزگار با لشکرهاى انبوه مواجه گردیم. 4- اگر زنده بمانم مذمت نمىشوم و اگر بمیرم ملامت نخواهم شد.
ولى براى تو (اى شخص ناجوانمرد!) همین بس که با ذلت زندگى کنى و دماغت به خاک مالیده شود!
چراگاهى وخیم
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال
مثل یاتمثیل های خود رادر محل ثبت نظر بنویسید!
---------------------------------------------
زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام 203 بخش بیست و ششم در باره اخلاق و رفتار و یاران امام حسین علیه السلام ..... ص : 199
نظیر غلامها فرار نخواهم نمود :
در روز عاشورا به امام حسین گفته شد: تسلیم حکم پسر عمویت یزید باش فرمود: نه بخدا قسم، من خودم را بدست خویشتن ذلیل شما نخواهم کرد و نظیر غلامها فرار نخواهم نمود. سپس فریاد زد: اى بندگان خدا! من از هر شخص متکبرى که بروز حساب یعنى قیامت ایمان نیاورد به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه میبرم. آنگاه فرمود:
موت فی عز خیر من حیاة فی ذل
یعنى مردن با عزت بهتر از زندگى با ذلت است. آن روزى که آن بزرگوار شهید شد این اشعار را خواند:
1-
الموت خیر من رکوب العار 2- و العار اولى من دخول النار.
3- و اللَّه ما هذا و هذا جارى
1- یعنى مرگ از مرتکب شدن عار بهتر است. 2- و عار از داخل شدن در جهنم اولى و سزاوارتر است. 3- بخدا قسم که این و آن جارى نخواهند بود.
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال
مثل یاتمثیل های خود رادر محل ثبت نظر بنویسید!
سنگر!
اینترنت سنگری است که باید توسط خداباوران فتح شود.
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال
آن طور نت:
اینترنت آن طور نتی نیست که مامی خواهیم .
پنجره های وسوسه ی شیطان!
پنجره های وسوسه ی شیطان راببندیم و کنجکاوی ساده انگارانه پوست خربزه زیر پایمان نیندازد .
بلندگو!
اینترنت بلندگویی است که صدایمان رادرکل جهان طنین می اندازد .
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال =
ب
اینترنت :
معدن:
معدنیست که از بهترین تا بدترین ها در آن پیدا می شود .
بازار مکاره:
بازار مکاره شیطان است که مدرن ترین جاهلیت را می توانی درآن بیابی .
بهترین بلندگو:
می توان آن را بهترین بلندگوی اسلام کرد.
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال
ب
اینترنت :
به کار گیری هوس !
جایی است که اگر عقل را به کار نگیری ،هوس به کارت می گیرد!
در هدف دیگران»:
اگر هدف نداشته باشی ، در هدف دیگران واقع می شوی !
تلف!
یاوقت را تلف می کنی ! یا تلف را وقت می کنی!
شنا:
دریایی است که اگرشنا بلد نباشی غرق می شوی!
یاد:
بخاطر تسلط شیاطین ،اگر خدا را فراموش کردی شیطان تو را زیاد یاد می کند !
دامگاه شیطان:
اینترنت بی هدف ، از بهترین دامگاه های شیطان است!
http://old.tebyan.net/Weblog/stmoosavi/index.aspx
--------------------
آینه مثال =
غفلت !
غفلت براى چشم دل مثل عروض خواب است بر چشم سر، و همان طور که اگر کسى شخص خواب را متنبه و بیدارش نماید ولى او چشم خود را باز نکند که دیدنیها را به بیند واضح و مسلم است که وى کورى و نادانى را بر بینائى و دانش اختیار نموده است، همچنین است هدایت و راهنمائى انبیاء نسبت بکسانى که بعد از بیانات عالیه آنها چشم دل خود را نگشایند و کورى دل را بر بصیرت و بینائى ترجیح دهند که چنین اشخاص را جاحد و معاند گویند.
نام کتاب: طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز
نویسنده: میرزا احمد آشتیانى-
ناشر: کتابخانه صدوق- تهران: 1362 ش
طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز ترجمهج2 128 ترجمه جلد 2
کتاب الروضة در مبانى اخلاق 425 باب - 15 اندرزها و خطبهها و حکمتهاى حضرت امیر المؤمنین(ع) ..... ص : 380
(1) 42- ارشاد مفید: از سخنان امیر المؤمنین است در اندرز و حکمت بگیرید خداى شما را بیامرزد از گذرگاهتان براى آرامگاهتان، مدرید پردههاى رازتان را در پیش کسى که رازهایتان بر او پوشیده است، پیش از آن که خودتان از دنیا بیرون شوید دلهایتان را بیرون برید، پس شما براى آخرت آفریده شدید و در دنیا زندانى باشید، همانا مرد هر گاه بمیرد فرشتگان گویند پیش از خود چه فرستاد، مردم گویند چه بجا نهاد، پس بخدا سوگند پدران شما پیش فرستادند بعضى از چیزها را که براى شما بود، هر چه دارید جا نگذارید بر زیان شما مىباشد زیرا مثل دنیا مانند زهر است مىخورد آن را کسى که نمىداند. (2) و از همینها است این سخن آن حضرت: زندگى نیست مگر بواسطهى دین مرگى نیست مگر به انکار کردن یقین، پس بنوشید از آب گوارا شما را از خواب غفلت بیدار میکند، زینهار بپرهیزید از زهرهاى نابودکننده.
گفت: سفر نامزد «ندا آقاسلطان» به اسرائیل و ملاقاتش با شیمون پرز، بدجوری باعث آبروریزی کسانی شده که او را کشته و جمهوری اسلامی را متهم کرده بودند.
گفتم: برخی از گروه های ضدانقلاب که متوجه این آبروریزی شده اند، سفر او را به اسرائیل بی موقع! دانسته اند!
گفت: سایت وزارت خارجه اسرائیل هم گوش آنها را پیچانده و گوشزد کرده که مگر خودتان با ما در آمریکا و کشورهای اروپایی همکاری نکرده اید؟! و خطاب به آنها نوشته چرا پول گرفتن ازما در تل آویو را ناپسند می دانید ولی پول گرفتن در آمریکا و انگلیس را ناپسند نمی دانید؟!
گفتم: ولی حرفی از پول گرفتن در میان نبود که وزارت خارجه اسرائیل به آن اشاره می کند؟!
گفت: حیوونکی اسرائیلی ها بدون آن که متوجه باشند قضیه را لو داده و اعتراف کرده اند که برای قتل ندا آقاسلطان به ضدانقلابیون حامی سران فتنه پول داده اند.
گفتم: عجب هوشی دارند این صهیونیست ها و نوکرهاشون؟! یارو از دوستش پرسید؛ این چه میوه ای است که زرده، شیرینه، درازه، موزه؟ و دوستش گفت؛ بیشتر راهنمایی کن! اما حدس می زنم کیوی باشه؟!
گفت: چرا موسوی و کروبی و خاتمی علیه جنایات عبدالمالک ریگی موضع نگرفته و سکوت کرده اند؟
گفتم: ای عوام! مگه یادت نیست که ریگی با صدور اطلاعیه از سران فتنه حمایت کرده بود؟! خب! چاقو که دسته خودش را نمی برد!
گفت: یعنی سران فتنه خجالت نمی کشند که همه عالم و آدم جنایات وحشیانه ریگی را محکوم کرده اند ولی اینها لام تا کام علیه او حرفی نمی زنند؟!
گفتم: شاید صبر کرده اند چند روزی بگذرد و بعداً اطلاعیه بدهند.
گفت: بعد از چند روز که دیگر فایده ای ندارد. می خواهند چه بگویند؟!
گفتم: کروبی می گوید خودم شاهد بودم که در زندان به ریگی تجاوز شده است! موسوی می گوید؛ ریگی یکی از «مردان خداجو» است! و خاتمی می گوید؛ جرج سوروس در «رساله عملیه» خود حمایت از ریگی را «واجب عینی» دانسته است!
گفت: منافقین اولیه اندکی هم تظاهر به اسلام و انقلاب می کردند ولی سران فتنه به جایی رسیده اند که دیگر نیاز به ظاهرسازی هم نمی بینند!
گفتم: یارو از نردبان افتاد و مرد، پسرش او را در خواب دید و پرسید؛ از سوال و جواب و شب اول قبر چه خبر؟ و یارو گفت؛ حساب من به اندازه ای روشن بود که نیازی به سوال و جواب نداشت، از نردبان که افتادم یکراست وارد جهنم شدم!