به نام آنکه دوستی را با محبت

        زندگی را با لبخند

               وجدایی را با اشک آفرید

 

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

زندگی زیباست ای زیبا پسند

                      زنده اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت

                    کز برایش می توان از جان گذشت

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

من ازت هیچی نمی خوام     من فقط می خوام نباشی

 میون  این همه  ادم       تو  دوسم  نداشته باشی      

دسته ها : لاو شعر
پنج شنبه سوم 5 1387

دل من  یه قفل  اما دست  تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذم همش سفیده

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه دوم 5 1387
 الفبا
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتیست که هر شب به تو می اندیشم
به تو آری، به تو یعنی به همان منظر نور
به همان سبزصمیمی به همان باغ بلور
به همان سایه، همان وهم همان تصویری
که سراغش زغزلهای خودت می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم، به تکلم، به دل آرایی تو
به صبوری، به تماشا، به شکیبایی تو
به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شبیست مونس جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم، عاشق دیدار من است
یک نفر ساده، چنان ساده که از سادگیش
می توان یک شبه پی برد به دلدادگیش
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟!
اگر این حادثهء هر شبه تصویر تو نیست!
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکی است؟!
به گمانم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکار مپوش
آری آن سایه که شب مونس جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگر این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه توی!
عشق من! آن شبح شاد شبانگاه توی
دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه بیست و ششم 4 1387

به روی گونه ام تابیدی و رفتی

مرا با عشق سنجیدی و رفت

تمام هستی ام نیلوفری بود

تو هستی مرا چیدی و رفتی

_  در اغوش گرفتن یعنی دوستت دارم و همیشه در کنار تو خواهم بود

_ Ahuy says " I love you " And " I'll always be there

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه بیست و ششم 4 1387
X