آخر از دست تو من اهل کلیسا می شوم

می کشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم

 

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

تو اوج رویای منی کاشکی لحظه ای تو رویای تو باشم

تموم دنیای  منی  کاشکی  ذره ای  تو دنیای تو باشم 

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

قصه من

دلم برات تنگ شده جونم    می خوام ببینمت نمی تونم

بین ما دیوارای سنگی     فاصله یه عمر می دونم

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

گریه عشق

وقتی تو گریه می کنی ،ثانیه ،شعله ور میشه

گر می گیره بال و پرم گلخونه خاکستر میشه

وقتی تو گریه می کنی ،ترنه هام بدتر میشن

شعرونها می ترسن واینه ها کم تر می شن

 

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

صدف قلبم را می گشایم و از درونش مروارید سلام را تقدیمت می کنم

اما سلام تنها بهانه ای است تا در دنیای خودم داد بزنم قسم به ماهی در

آب و به گریه آسمان ،اگر این ها هم دیگر را فراموش کنم

من همیشه به یاد تو هستم

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387

در غریبی کسی را یاد کردن عار نیست

                یک ورق نامه نوشتن کمتر از دیدار نیست

گر چه این ناقابلیها قابل گفتار نیست

               جان فدای دوست کردن در پیش ما دشوار نیست

دسته ها : لاو شعر
شنبه دوم 6 1387
X