چون مرا دیدی به عشقت مبتلا رفتی برو
چون بدانستی که می خواهم تو را رفتی برو
باز عشق آمد و آتش به دل و جانم زد
خنده بر سوز ودل و دیده گریانم زد
شب را دوست دارم چون تاریک است
تاریکی را دوست دارم چون غمگین است
غمگینی را دوست دارم چون غم دارم
و تو رو دوست دارم چون...
امشب که من به خواب تو رسیدم
دستی براین مخمل شب کشیدم
همین که از ستاره ها سر رفتم
از نو تو رو آفریدم
ای خوب من ا زخود شدم چه بی خود
این عاشق تو بهترین خود شد
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار