من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید

قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

دسته ها : لاو شعر
يکشنبه سوم 6 1387

نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند

نمی خواهم که نامت بر لب دیگر نشیند

نمی خواهم به جز من با کسی باشی

برای لحظه ای به فکر دیگری باشی

 

دسته ها : لاو شعر
يکشنبه سوم 6 1387

شاخه ای گل در دست

من به مهمانی چشمان پر از عاطفه ات آمده ام

عشق تعبیر کدامین حرف است

وبه همراه گل سرخ چه معنا دارد...

دسته ها : لاو شعر
يکشنبه سوم 6 1387

قسم بر جامه پاکی که از مهرت به تن دارم

فراموشت نخواهم کرد تا جان در بدن دارم

 

دسته ها : لاو شعر
يکشنبه سوم 6 1387

ع ش ق فراموش کردن خود در وجود کسی است

که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد

دسته ها : لاو شعر
يکشنبه سوم 6 1387

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه

مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه

این روزا کار آدما دلای پاک و بردن

بعد اونو گرفتن و به دیگری سپردن

این روزا جرم عاشقی شهر دلو فروختنه

چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه

دسته ها :
يکشنبه سوم 6 1387
X