من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند
نمی خواهم که نامت بر لب دیگر نشیند
نمی خواهم به جز من با کسی باشی
برای لحظه ای به فکر دیگری باشی
شاخه ای گل در دست
من به مهمانی چشمان پر از عاطفه ات آمده ام
عشق تعبیر کدامین حرف است
وبه همراه گل سرخ چه معنا دارد...
قسم بر جامه پاکی که از مهرت به تن دارم
فراموشت نخواهم کرد تا جان در بدن دارم
ع ش ق فراموش کردن خود در وجود کسی است
که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد
این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار آدما دلای پاک و بردن
بعد اونو گرفتن و به دیگری سپردن
این روزا جرم عاشقی شهر دلو فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه