اگر می خواهی گلی به دوستی هدیه دهی

به چشمش خیره شو

نگاه خود با نگاهش بیامیز

و جای گل قلب خود را نثارش کن

تا برایش بتپد

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

حکایت عشق

از اسمان پرسیدم عشق چیست گفت از زمین بپرس

از زمین پرسیدم گفت از دریا بپرس

از دریا پرسیدم گفت از قبرستان بپرس

از قبرستان پرسیدم گفت :

از جوان ناکام بپرس که سالها در این

جا خفته است

از جوان ناکام پرسیدم  گفت:

عشق چیزی است که اول خودش

و اخرش خودکشی (جدایی؟)

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

منه ساده فکر می کردم تو همیشه با منی

کاش از اذل فکر می کردم که تو فکر رفتنی

 

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

در زدم او گفت جانم کیستی ؟

گفتمش :تو عاشق من نیستی

گفت :نه ،اما ببینم تابه کی

پشت این در منتظر می ایستی؟

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

من رفیق گریه هاتم

قاصد حرف و صداتم

توی این دنیای تاریک

عاشق برگ نگاتم

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

هر کس که ندارد ارزوی رویت

از چرخش اسمان دلش پر خون باد

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387
X