ای قاصدک زندگی ،عزیزم :

بیا تا شب تنهاییم را با حرفهای نازت ستاره باران کنم

بیا تا زیر باران حرفهای تو را تا آخر زمزمه کنم

بیا تا با هم تکه ای از آسمان مهربانی ها را نقاشی کنم

امشب بیا تا حوض خیالمان را تا آنجا که فضا دارد پرواز کنیم

 

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387

اگر می خواهی گلی به دوستی هدیه دهی

به چشمش خیره شو

نگاه خود با نگاهش بیامیز

و جای گل قلب خود را نثارش کن

تا برایش بتپد

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

حکایت عشق

از اسمان پرسیدم عشق چیست گفت از زمین بپرس

از زمین پرسیدم گفت از دریا بپرس

از دریا پرسیدم گفت از قبرستان بپرس

از قبرستان پرسیدم گفت :

از جوان ناکام بپرس که سالها در این

جا خفته است

از جوان ناکام پرسیدم  گفت:

عشق چیزی است که اول خودش

و اخرش خودکشی (جدایی؟)

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

منه ساده فکر می کردم تو همیشه با منی

کاش از اذل فکر می کردم که تو فکر رفتنی

 

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

در زدم او گفت جانم کیستی ؟

گفتمش :تو عاشق من نیستی

گفت :نه ،اما ببینم تابه کی

پشت این در منتظر می ایستی؟

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387

من رفیق گریه هاتم

قاصد حرف و صداتم

توی این دنیای تاریک

عاشق برگ نگاتم

دسته ها : لاو شعر
سه شنبه پنجم 6 1387
X