پر از خاطره ام ،پر از دردم

پر از اشک های پنهانی

می سوزم به خاطر شبهایی

که معنای اشک هایت را نفهمیدم

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387

سر کوچه هوادار توام من

در این کوچه گرفتار توام من

اگر روزی هزار بار باز تو را ببینم

هنوز مشتاق دیدار توام من

 

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387

 

با اولین نگاه که به من کردی و مرا اسیر

خود کردی هر روز بیشتر از پیش فهمیدم که

اسیر نگاه جادویی تو می شوم افسوس

که این نگاه تو خیلی ها را اسیر کرده است

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387

نگاه عجیبی به من کرد و گفت

یک سوال دارم

به او گفتم بپرس

او پرسید برای چه زنده هستی

من در حالی که قلبم از عشق او سرشاربود

گفتم:برای هیچ

بعد از چند دقیقه من از او پرسیدم تو برای چه زنده ای؟

در حالی که لبخندی بر لب داشت گفت:

برای کسی که برای هیچ زنده است

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387

این همه گریه بی صدا به خاطر توست

فردا زیر خروارهای خاک همچنان نگران تو خواهند بود

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387

خوشا عشقی که معشوقش تو باشی

خوشا دستی که دستارش تو باشی

خوشا راهی که پایانش تو باشی

خوشا دردی که درمانش تو باشی

دسته ها : لاو شعر
چهارشنبه ششم 6 1387
X