نگاه:
دیشب ،ستاره خیال و آرزویم را
در عمق نگاه عاشق تو جست و جو کردم
و چه زیبا در افق چشم های تو می درخشید
دلم می خواهد هر شب نگاهم کنی تا من
عاشقانه،دنیای ستاره های آرزوهایم را در
نگاه پاک و روشن تو جست و جو کنم ای
چشم بی غروب،نگاهم کن ...
که برق نگاهت روشنی چشم بی فروغ من است
روزای خیلی طلایی یادته
روز ترس از جدایی یادته
عکسمون تو قاب عکس و یادته
بله ی بدون مکث و یادته
دستمون تو دست هم بود یادته
غصه هامون کمکم بود یادته
روزگار قهر و اشتی یادته
هیچ کس و جز من نداشتی یادته
مرا دیدی نگاهی هم نکردی
نگه بر اشک و آهی هم نکردی
چنان با ناز از پیشم گذشتی
که گفتم اشتباهی هم نکردی
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفها که آخه گفتی نیست
عزیزم:
آن هنگام که شوق دیدارتتار و پود وجودم
را سرشار از عشق تو ساخت
در یافتم که زندگی بی تو هیچ لطفی ندارد
پر از خاطره ام ،پر از دردم
پر از اشک های پنهانی
می سوزم به خاطر شبهایی
که معنای اشک هایت را نفهمیدم