چقدر شگفت است،غریب لحظه اى که کودکى چشم به جهان مى گشاید و مادرى چشم از آن فرو مى بندد.این لحظه را چگونه مى توان تعبیر کرد؟جشن است یا ماتم؟اشکى که در چشم حلقه مى زند اشک شوق است یا سرشک اندوه؟این را چه کسى مى داند؟
دسته ها : عاطفى
پنج شنبه سیم 8 1387
آخرین نگاهت را وقتى غریبانه مى رفتى قاب نگاه بارانى ام کردم و جاده،این تنها همسفر ظلمانى تو را تا ابد نفرین کردم و عشق را آه کشیدم.بعد از تو گریه،این همدم بى منت هنوز با من بى وقفه همدردى مى کند.بعد از آخرین نگاهت خاطراتمان هر روز از مقابل چشمانم عبور مى کند.باور کن هنوز به یاد آخرین نگاهت،تنهایى ام را گریه مى کنم.
دسته ها : عاطفى
پنج شنبه سیم 8 1387
X