گران فروشی و کم فروشی در آخرالزمان
امامصادق(ع) در این باره فرمودند: پیش از ظهور حضرت قائم(عج) از سوى خداوند براى مؤمنان نشانه‏ هایى است. آنها همان گفته خداوند است که فرمود: و شما (مؤمنان) را (پیش از ظهور قائم(عج)) به چیزى از ترس و گرسنگى و کمى دارایى‏ها و جان‏ها و میوه‏ ها مى‏ آزماییم؛ پس صابران را مژده ده.( سوره بقره 155)

آن‏گاهفرمودند: ... مراد از گرسنگى، گرانى قیمت‏ هاست و منظور از کمى دارایى‏ ها، کسادی تجارت و کمبود درآمد است و مقصود از نقصان جان‏ها، مرگ‏هاى فراوان و سریع و پى در پى است و مراد از کمبود میوه ‏ها، کمبود عایدات و محصولات کشاورزى است. پس صابران را بشارت باد به تعجیل ظهور قائم(عج) در آنهنگام.(1)

 

و ... و میبینی بیشتر در آمد یک فرد برای مخارج زندگی از کاستی در وزن وکم کردن کیفیت مقدار اجناسی که به مردم می دهد تامین می شود . و آنکه حق یتیمان را می خورد حق صلاحیت این کار را به خود می دهد و دیگران نیز به او حق می دهند . و می بینی که مردم به یکدیگر نگاه می کنند... حاکمان مردم ، قوت و جیره مردم را به دست می گیرند و بنا بر سیاستی که دارند آنرا احتکار می کنند...(2)

 

اگر یک روز بر مردی بگذرد و در آن روز گناه بزرگی مانند زنا و کم فروشی وغلّ و غش در معامله یا شرابخواری نکرده باشد اندوهگین و محزون است که آن روز را مفت از دست داده و عمرش ضایع شد.(3)

 

امام صادق(ع) فرمودند: ربا را به صورت بیع و رشوه را به اسم هدیه حلال شمرند. زکات را از مستحقین قطع کنند. فقر بسیار شود. مردم اموال خود را در راه غیر خدا بذل می کنند و کسی را از این کار بر حذر نمی دارند و جلوی آنهارا نمی گیرند. کسی که طلب حلال می کند در نظر مردم سرزنش می شود و طالب حرام را مدح و احترام می کنند. مرد مال بسیاری دارد ولی وجوهات شرعی آن را نمی دهد. (مناسبات ظالمانه اقتصادی) رشوه را به اسم هدیه حلال شمارند، به اسم امانت خیانت نمایند.


در آخر الزمان مردم را میبینی، زندگی مردم از کم فروشی و تقلب تامین می شود.(4)

 

پی نوشت:
1. کمال الدین، ج‏2، ص‏650؛ نعمانى، غیبة، ص‏250؛ مفید، ارشاد، ص‏361؛ اعلام الورى‏، ص‏456؛ عیاشى، تفسیر، ج‏1، ص‏68.

2. اصول کافی، ج8، ص40
3. منتخب الاثر، ص431؛ روزگار رهایی،ص745
4. الزام الناصب، ص183؛ به نقل از روزگار رهایی745

منابع:
1. ماهنامه موعود شماره 122
2. روزگار رهایی،کامل سلیمان
3. چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی(ع)، نجم الدین طبسى
4. عصر زندگی، محمد حکیمی

دسته ها :

پیاز به بالاترین حد قیمت خوددر بازار رسید.

شعری طنز در این رایطه:

پیازم من پیازم من پیازم

گران قیمت شدم بر خود بنازم

دگر منهم شدم قاطی میوه

به هر میوه فروشی در فرازم

زچشم قشر مستضعف به قیمت

روانه اشک حسرت را بسازم

زمانی بوی من بوی بدی بود

کنون صاحب به عطری دلنوازم

دگر فاسد شدن در کار من نیسن

چرا؟چون صرف در حد نیازم

خلاصه کبک من خواند خروسی

در این بازار اسبم را بتازم

فقط ترسم برای حفظ قیمت

کسی پیدا شود امحا سازم

اسماعیل تقوایی

سلام

قال الله تعالی:

"الم یعلم بان الله یری"

آیا او(انسان)نمی داند خدا او را می بیند.(سوره علق)

راستیاین آیه رو که می بینید چه حالی میشید.من که هر وقت می خونم از خجالت سرم رو پایین می اندازم.خدایا شرمندتم بخودت قسم می دونم ولی چکار کنم .دچار غفلت میشم .خودت گفتی ما انسان رو ضعیف آفریدم .خداجون من ضعیفم وتو قوی .به این ضعیف رحمی کن کمکم کن ...کمکم کن...

سلام

بقول شهید بزرگوار مطهری تمام کلام مولا علی (ع)رو باید با طلا نوشت.

چقدر زیبا  می فرمایند:

 "اتعظوا بمن کان قبلکم قبل ان یتعظ بکم من بعدکم. "

ترجمه:

از پیشینیان عبرت بگیرید قبل از آنکه آیندگان از شما عبرت گیرند.

سعدى از این کلام الهام گرفته و گوید:

نرود مرغ سوى دانه فراز 
چون دگر مرغ بیند اندر بند 
پند گیر از مصائب دگران‏ 
تا نگیرند دیگران ز تو پند.

پس تا دیر نشده بیایید به فکر باشیم.....

سلام

حضرتامام خمینی(ره): یکی از امور مهم هم این است که روحانیون باید ساده زندگی کنند.آن چیزی که روحانیت را پیش برده تا حالا و حفظ کرده است، این است که ساده زندگی می کردند ، آنهائی که منشاء آثار بزرگی بودند، در زندگی ساده زندگی کردند. اینهائی که بین مردم موجّه بودند که حرف آنها را می شنیدند، اینها ساده زندگی کردند... هرچه بروید سراغ اینکه یک قدم بردارید برای اینکه خانه‎ تان بهتر باشد، به همین مقدار از ارزشتان کاسته می شود.ارزش انسان به خانه نیست به باغ نیست به اتومبیل نیست، اگر ارزش انسان به اینها بود انبیاء باید همین کار را بکنند.»  صحیفه نور جلد19ص 157تا 158

دسته ها :
سلام
چند بیتی دررابطه با حماسه نه دی:

سال هشتاد وهشت ودر مه دی
نهمین روز آن چه غوغا شد

در پی دعوت ولایت امر
اوج همبستگی هویدا شد

در حمایت ز راه عاشورا
انقلابی عظیم بر پا شد

نقش بر آب نقش فتنه گران
اهل فتنه تمام رسوا شد

بر بقای نظام اسلامی
سندی چون غدیر امضا شد

با حضور حماسه گونه ی ما
بیعت با ولی اجرا شد

نه دی بود روز پاک خدا
که ز سوی خدای اعطا شد

اسماعیل تقوایی
دسته ها :

در سال عام الفیل شد شادان زمین و آسمان

در هفده ماه ربیع شد زاده یک در نهان

شادی کنان هفت آسمان ،خورشید  خندد همچو ماه

انجم به رقصند وطرب اندر میان کهکشان

ایوان کسری آمده تا که خراب او شود

آتشکده خاموش شد در مقدمش شادی کنان

بتها همه بر روی خود روی زمین افتاده اند

دریای ساوه اینزمان از آب نا دارد نشان

مکه چراغانی شده آید صدای هلهله

عبد المطلب جد او دارد فراوان میهمان

بنگر که مامش آمنه قرص قمر دارد به کف

کز طلعت نورش شده روشن زمین وآسمان

گشته محمد نام او از سوی جدش انتخاب

ریزند پیش پای او گلهای شادی عرشیان

هم مصطفی واحمد ومحمود عالم می شود

باشد امین ومکه از یمن وجودش در امان

آمد به دنیا آنکه در خیل رسل خاتم شود

می آورد اسلام را از بهر عالم ارمغان

آرد کتابی بهر ما از گفته های کردگار

هرکس زقرآن دور شد افتدبه خسران وزیان

اسلام آمد تا عرب از جهل خود آید برون

مومن شود بر قدرت یکتا خدای مهربان

اسلام آمد  بر جهان رنگ عدالت را زند

در بین مردم آورد اخلاق نیکو را عیان

اسلام آمد تا شود تقوای ما میزان ما

تا هر مسلمان گیرد از نفس بداندیشش عنان

در روز میلاد نبی جشن وطرب باشد بپا

هر جا که از اسلام او در این جهان باشد نشان

اسلامیان آیید تا آوای وحدت سر دهیم

حبل خدا گیریم تا اسلام باشد جاودان

شاعر : اسماعیل تقوایی

سلام بر امام جعفر صادق(ع)

هفده ماه ربیع هست ومدینه غرق نور است

بهر میلاد پیمبر شهر در شادی وشور است

بیت مولا حضرت باقر چراغان است زین رو

همزمان ازبهر میلادی دگر غرق سرور است

حق عطا کرده پسر بر پنجمین ماه ولایت

وز طلوع ماه رویش آسمانها غرق نوراست

نام او جعفر بود کز سوی پیغمبر رسیده

صادق است وبا وجودش ،صدق در اوج ظهور است

او ابا عبدا...وفاضل،لسان الحق وصابر

عالم آل محمد(ص)بوده مولایی فکور است

دین جدش راکند احیا با علم الهی

با تلاشش شبهه ها از پیکر اسلام دور است

عالمان گردند جمله وامدار علم صادق

دشمن دین روبرویش جاهلی ناشی وکور است

شیعه را از بعد مولا،جعفری مذهب شمارند

این لقب هر شیعه ای را علت فخر وغرور است

روز عید است وزمهدی عیدی خود را طلب کن

عیدی ما شیعبان تعجیل در وقت ظهور است

شاعر : اسماعیل تقوایی

آمدی درخواب من آشفته کردی خواب را
همچو بیداری زدی آتش دل بیتاب را
تا بسویت آمدم دیدم سرابی بیش نیست
آنچنان که تشنه بیند دربیابان آب را
درنمازم آنچنان در فکر رویایم شدم
در فغان آورد حال زار من محراب را
ای که در بیداریم ترک وفا را کرده ای
این جفا باشد بری از چشم عاشق خواب را
بعد از این دیگر به رویاهای من منما گذر
تا فراگیری زاصحاب وفا آداب را
اسماعیل تقوایی

نگر زمین وزمان را که نور باران است
تمام انس وملک شادمان وخندان است
به روز هفدهم وجمعه در ربیع یکم
جهان به شوق،پذیرای روح ایمان است
به مکه کار بنی هاشم است شادی وشور
سرای عبد مطلب وفور مهمان است
گرفته آمنه بر دست کودکی زیبا
که جان عالمیان پیش پاش قربان است
بیامدست به دنیا به سال عام الفیل
عطای بر بشریت زسوی یزدان است
محمد است به نام و امین مکه شود
سبب به رجعت از کفرشان به ایمان است
به یمن مقدم او شد خموش آتشگاه
به لرزه کنگره ی کاخ شاه ایران است
ختام جمله رسل باشد و زسوی خدا
پیام آور حق بهر هر مسلمان است
به انتشار مسلمانیش تلاش کند
سلاح،خلق نکو و کتاب قرآن است
جهان تشنه کند از حقایقش سیراب
به دردهای بشر او طبیب ودرمان است
به زادروز پیمبر الا مسمانان
تلاش در ره وحدت اساس وبنیان است
به ریسمان خداچنگ را بباید زد
تفرقات عبور ازمسیر شیطان است

شاعر : اسماعیل تقوایی

بود آن سال ،سال عام الفیل
بانگ اصحاب فیل بانگ رحیل
*              *                 *
 چون ربیع یکم زراه رسید
مکه را آن یگانه ماه رسید
*            *               *
هفده از مه گذشت او آمد
شهر را نور، کو به کو آمد
*               *               *
جمعه بود وبه شهر بیت خدا
زاده شد افتخار ارض وسما
*            *                *
مادرش آمنه زنسل وهب
پدر،عبدالله از مهان عرب
*            *             *
شد منور زاو دیار وجود
همه عالم به پیش او به سجود
*                  *          *
مکه از مقدمش شرافت یافت
فرشی از قلبها برایش بافت
*                 *                   *
نام زیبای او محمد (ص)شد
خاتم انبیاء واحمد شد
*                  *           *
لرزه بر ساختار کسری گشت
چهارده کنگره زهم وا گشت
*                *               *
خشک در ساوه آب دریا شد
سرنگون وشکسته بتها شد
*                *                *
هرچه آتشکده بشد خاموش
شد سماوه پر آب گرم خروش
*           *            *
آمد ومعتی حیات آمد
بهر ما کشتی نجات آمد

شاعر : اسماعیل تقوایی

X