آمد به دنیا دختری،دردانه یکتا گوهری
با عصمت زهرایی وبا خلق وخوی حیدری
روشن شده بیت علی(ع) از شمس روی دلبری
شادان حسن(ع)،خندان حسین(ع)،زیرا که آمد خواهری
نام نکویش زینب و زینت برای حیدر است
از بهر خیر مقدمش،جبریل گویا بر در است
او بی معلم عالمه،الگوی صبر عالم است
ام المصائب مادر،اندوه ورنج وماتم است
قنداقه اش می گردد وچشمان او گریان بود
تا می رسد دست حسین (ع)،آرام ولب خندان بود
یعنی برادر جان حسین ،من بنده ی فرمان تو
در کربلا خواهم شوم جان اخا قربان تو
یا حضرت صاحب زمان تبریک ما را کن قبول
بنما شفاعت شیعه را در پیش زهرای بتول
شاعر : اسماعیل تقوایی
پنجم اول جمادی وه چه زیبا آمده
در ترنم بلبل از شادی به صحرا آمده
خانه حیدر نگر شور وشعف بر پا شده
نو گلی از دامن زهرا(س)شکوفا آمده
سومین فرزند زهرا وعلی باشد کزو
در مدینه شادی گم گشته ،پیدا آمده
هم حسین وهم حسن غرق سرور وشادیند
بهر ایشان خواهری دردانه دنیا آمده
حضرت طاها نموده نام او را انتخاب
زینب است وزینتی از بهر بابا آمده
هم فهیمه ،فاضله،هم کامله، هم عابده
بر تماشای عقیله عقل شیدا آمده
صابران را مژده ای ده صبر معنا یافته
بهر پابوسی او غرق تمنا آمده
جمله مجنون حسینند وحسین مجنون او
بر حسین فاطمه بنگر که لیلا آمده
حضرت صاحب زمان شاد است در میلاد او
در حریم عمه اش زینب هویدا آمده
شاعر : اسماعیل تقوایی
بیا تا راه پیماییم در بیست ودوی بهمن
سر خود بر فلک ساییم در بیست ودوی بهمن
بیا تا بار دیگر با شهیدان هم قسم گردیم
ره آنها بپیماییم در بیست ودوی بهمن
بیا تا در کنار هم به دریایی بدل گردیم
قرار از خصم برباییم در بیست ودوی بهمن
مسلمان یا مسیحی یا یهودی، پیرو زرتشت
همه از متحد هاییم در بیست ودوی بهمن
بیا لبیک گو باشیم ندای رهبر آگاه
به اخلاص ووفا آییم در بیست ودوی بهمن
به اهداف طمع دشمن نظر بر خاک ما دارد
به دندان قلب او خاییم در بیست ودوی بهمن
گمان دارد عدو تا که حضور کمترت بیند
ونابیناش بنماییم در بیست ودوی بهمن
شاعر : اسماعیل تقوایی