حضرت رسول اکرم(ص)

نهج الفصاحه

هر گاه سه ویژگی در برادر دینی خود مشاهده کردی به او امیدوار باش:

حیا...امانت...راستی

پس هر گاه این ویژگی ها را نداشت او را رها کن.



یک رباعی درابطه با این حدیث تقدیم شما:

گفته ست رسول دو سرا این گفتار

این نیک حدیث را به مغزت بسپار

بگزین رفیقی که حیادار بود

منجمله امین باشد وصادق گفتار

اسماعیل تقوایی
شهادت دلیر مردان آتش نشانی تسلیت باد

آن شیر مردان یل آتشنشانی
کردند در راه وظیفه جانفشانی
باشد درود جمله ی ایران بر ایشان
این فاتحان قله های قهرمانی
رفتند بین آتش وسازه فرو ریخت
شد روح آنها چون شهیدان آسمانی
باشد بهای خونشان باریتعالی
اهل بهشتند وهمیشه جاودانی

اسماعیل تقوایی
آقا بیا

آقا به جان حضرت زهرا(س)ظهور کن
دنیای ظلمت همه را غرق نور کن
ما منتظر دیده به راه تو دوختیم
لطفی به مانما واز این ره عبور کن
دیگر بس است غیبت تو یابن فاطمه(س)
منت گذار برهمه قصد حضور کن
ای صاحب زمین وزمان مهدیا بیا
دلهای شیعه غرق غرور وسرور کن
در انتظار عدل تو مظلومها، بیا
فکری برای منتظران صبور کن
آقا بیا نشان بده مخفی مزار را
با شیعیان خود غم مادر مرور کن
شعر:اسماعیل تقوایی




یاد باد آن روزگاران یاد باد
انقلاب ناب ایران یاد باد
بهمن خونبار در پنجاه وهفت
شور وحال تکسواران یاد باد
راه پیمائی علیه شاهیان
بر له پیر چماران یاد باد
کوری چشمان خصم اتقلاب
فصل سرما چون بهاران یاد باد
جوشش خون در میان کوچه ها
از تن آن جان نثاران یاد باد
رونق "ما" بود وتنهائی "من"
اتحاد حق گزاران یاد باد
یک اشاره از خمینی کبیر
سر دویدنهای یاران یاد باد
یاد آن الله اکبر گفته ها
روی بام از دوستداران یاد باد
روز ده با دو زماه بهمن و
رجعت پیر جماران یاد باد
ازدحام بی نظیر مردمی
در ورود عشق ایران یاد باد
جانفشانی ها زبعد این ورود
جلوه های لاله زاران یاد باد
از ورودش تا سقوط سلطنت
ده روزی را هزاران یاد باد
بیست روزی با دو از بهمن برفت
روز فتح لاله کاران یادباد
حق بیامد همزمان باطل برفت
ربزش رحمت چو باران یاد باد
سالها بگذشته از آنروزها
یاد باد آن روزگاران یاد باد
شعر : اسماعیل تقوایی
خلاصه

صحبتی با گرانی:

عادت به تو کردیم، به ما جان جهانی

ای همدم همواره ی ما ،آی گرانی

هرسال تو نسبت به پسین سال رشیدی

نه اهل زوالی ونه محدود زمانی

هم اهل اصولی وهم از کسوت اصلاح

برهر دوی ایشان شده ای دوست جانی

هر کس که بیاید بزند کوس مهارت

خود را به مهارت تو زبندش برهانی

کلی کمر از فیض وجود تو شکسته

الحق که تو ازجرگه ی نابود گرانی

گویند که با ارز وطلا رابطه داری

کارت شده با قیمتشان موش دوانی

ناچار نمودیم به تو عادت وافسوس

معتادی ما را نبود خط امانی

هرکس نتواند زپس ات خوب برآید

یا رب برسان مرد کهن،گاو نر،آنی

اسماعیل تقوایی
خلاصه
شعر طنز

اگر در مملکت بیکار داریم ُچه غم ارباس داریم

به تولیدات حال زار داریم ُچه غم ارباس داریم

اگر مسکن به حال خود رها شد
بدون خانه هم بسیار داریم ُچه غم ارباس داریم

کند ارباس رفع هر گرانی
گرانی گر که در بازار داریم ُچه غم ارباس داریم

بیامد اولین ارباس به به
ثریا را چو کج دیوار داریم ُچه غم ارباس داریم

وزیری ذوق بی حدی نشان داد
وماهم ذوق او تکرار داریم ُچه غم ارباس داریم

همه شکر خدا گویید مردم
اگر از زندگی بیزار داریم ُچه غم ارباس داریم

اسماعیل تقوایی




وفات حضرت معصومه(ع)تسلیت باد

عزای معصومه ی تازه جوان آمده
مرغ دل شیعیان چه نوحه خوان آمده
سیه بپوشیده قم به سوگ آن حضرتش
مشهد پاک رضا ناله زنان آمده
سوی جنان پر کشید فاطمه دیگری
موسی کاظم(ع) نگر گریه کنان آمده
سخت بود این عزا بر همه آل علی
حضرت زهرا(س) نگر مویه کنان آمده
گرم عزاداریند جمله ی اهل ولا
نگر به مولا رضا(ع)که میزبان آمده
فراق خواهر زند شرر به قلب رضا(ع)
بهار معصومه اش رو به خزان آمده
رضا(ع)مثال حسین(ع)،خواهر او زینب(س) است
دوباره از کربلا سخن میان آمده
به کربلا خواهری داده برادر زدست
به قم برادر نگر اشک فشان آمده

شاعر : اسماعیل تقوایی

فرارسیدن سالروز وفات حضرت معصومه(س)تسلیت باد

ای فضای شهر قم با تو گشته روحانی
ای امید هر شیعه موقع پریشانی
با تو قم شده بابی رهنمون بر جنت
زایرت شده ساکن در بهشت ربانی
عصمت از وجود توصاحب مقامات است
اهل بیت طاها را فاطمه شدی ثانی
کوه ودشت وصحرا را طی نموده ای بانو
درهوای دیدار آن امام ربانی
قم رسیدی ولیکن،با تن بسی خسته
شداسیر بیماری پیکرت به آسانی
جان بدر نبردی تو زین مرض در آن هنگام
بر برادرت کردی جان خسته قربانی
عمرتو به پایان شد با رضا رضا گفتن
دل زهجراو خون ودیده های گریانی
دردل برادر ماند حسرت ملاقاتت
ابر دیده اش از غم شد همیشه بارانی
قصه ی رضا با تو قصه ی غریبی نیست
قصه ی حسین است وزینب وپریشانی
کربلا ،سر وخنجر.قتلگاه وشمر دون
زینب وتن بی سر ،دیده های بارانی

شاعر : اسماعیل تقوایی


خلاصه
میلادامام عسکری(ع)

ربیع الثانی ودر هشتم آن دل شاد است
شیعه از بند غم وغصه یقین آزاد است

در مدینه شده در بیت نقی(ع)غوغایی
شادی اهل ولابهر یکی میلاد است

پسر هادی شیعه گل سوسن آمد
نام نیکش حسن وحسن زاو آباد است

بو محمد،زکی وعسکری وابن رضاست
صاحب معجزه وعابد وهم سجاد است

گوهر یازده ازنسل امامت باشد
هرکه دیده ست سلوکش به او دل دادست

خوش بود لحظه ی فرخنده ی وصلی نیکو
نرجس (س) روم عروس است وحسن(ع)داماد است

میوه ی وصلتشان هست امام آخر
غایب واین دل حسرت زده را صیاد است

صاحب عصر وزمان است زاو عیدی خواه
عیدی شیعه ظهور وعدم بیداد است

شاعر : اسماعیل تقوایی
خلاصه
هشتم ربیع الثانی

چه خوش است روز هشتم زمه ربیع الآخر
به خزانه ی ولایت شد اضافه نیک گوهر
به مدینه بیت هادی(ع)شده غرق شادمانی
به ولادت عزیزی دل شیعه شد منور
به دهم امام شیعه پسری خدای داده
که به جای او نشیند بشود امام ورهبر
حسنست وحسن عالم شده جیره خوارکویش
به صفات خود نموده دل عالمی مسخر
زکی است وعسکری ونقی ورفیق وهادی
به کرم شهیر باشد به علوم دوره مظهر
زطریق خلق وخویش همه سامرا مریدش
ز شمیم حیدریش همه جا بود معطر
بپرد کبوتردل به هوای سامرایش
به همان مکان که باشد حرم دومهر انور
چه فضای دلنوازی پسری جوار بابا
زده غربت دو مولا به قلوب شیعه آذر
چه خوشست سامرا وسفری به روز میلاد
نظری به روی مهدی مه دل فروز داور

شعر:اسماعیل تقوایی


حضرت عبدالعظیم
ای پسر مجتبی حضرت عبدالعظیم
معدن جود وسخا حضرت عبدالعظیم
راوی علم حدیث عابد پرهیزکار
عالم دین خدا حضرت عبدالعظیم
دوره خوددیده ای حضرت هادی (ع)جواد(ع)
موسی کاظم(ع)رضا(ع)حضرت عبدالعظیم
عرضه نمودی تو دین،محضرهادی، امام
گفت محبی به ما،حضرت عبدالعظیم
دشمن دین در پی ات،هجرتت آغازشد
دور شدی از بلا حضرت عبدالعظیم
شهربه شهر آمدی تاکه رسیدی به ری
شد سفرت انتها حضرت عبدالعظیم
ری برکت یافت از درک فیوضات تو
یافت یکی مقتدا حضرت عبدالعظیم
نقل زهادی(ع)شده،زایر کویت بود
زایر کرببلا حضرت عبدالعظیم
شیعه که با حاجتی آمده پابوس تو
حاجت او شد روا حضرت عبدالعظیم
ازکرم مجتبی(ع) بهره فزون برده ای
ای به کرم آشنا حضرت عبدالعظیم
موسم میلادتو موسم شادی بود
بر لب ما مرحبا حضرت عبدالعظیم

شاعر:اسماعیل تقوایی

X