وصل رمضان

هنگامه وصل رمضان آمده است
مومن به تنش دوباره جان آمده است

یکماه گشوده سفره ای جان افزا
حق را بنگر که میزبان آمده است

این ماه گناه خلق می سوزاند
بر عمر گناهها خزان آمده است

بگشوده تمام،آسمان درهایش
ای بنده عروج کن،زمان آمده است

آوای مناجات ودعا گوش آید
الطاف خدایمان عیان آمده است

ماه رمضان ماه خداوند ودر آن
شیطان رجیم ناتوان آمده است

بر بند دهان ودل زدنیا برگیر
زیرا که زمان امتحان آمده است

باز است در بهشت بر روی همه
دوزخ بنگر که در زیان آمده است

این ماه بود بهار قرآن خدا
چون در رمضان زآسمان آمده است

شادند همه به نیمه ماه خدا
زیرا که حسن(ع)به این جهان آمده است

در بیست ویک، علی(ع)به خون غلطیده
هر شیعه به قلب خون فشان آمده است

افطار بده که در جواب عملت
اعطای ثواب بیکران آمده است

اسباب مهیا ست که بخشیده شویم
ای بنده تلاش کن امان آمده است

شاعر : اسماعیل تقوایی
به استقبال ماه مبارک رمضان

ماه رمضان ولوله ی راز ونیاز است
صد شکر نما بنده ،در میکده باز است

خمخانه ی حق باز نموده سر خم ها
بر ریز به جام دل خود هرچه نیاز است

در اول مه عرش خدا در بگشودست
ماه رمضان بهر عروج تو جواز است

در لیله ی قدرش بشود هرچه
مقدر
با روز ی یکساله ی هر بنده تراز است

این ماه به قرآن خداوند، بهار است
دردست همه بهر قرایت به فراز است

اوقات سحر تا دم افطار چه زیباست
بر روزه بگیران همه گه خاطره ساز است

در نیمه ی مه شادی ما گشته دوچندان
میلاد حسن باشد و او بنده نوازاست

باشد دهه ی سوم آن شیعه عزادار
در سوگ علی(ع)غم زده در سوزوگداز است

شکرانه ی درک مه زیبای خدایی
ای بنده تو گر جان بدهی امر مجاز است

شاعر : اسماعیل تقوایی
سالروزفتح خرمشهر گرامی باد

الی بیت المقدس،سوم خرداد،خرمشهر
شد آزاد ورها از چنگ خصم دون بد گوهر

دلیران ازسپاه وهم بسیج وارتشی بردند
هجومی سخت بر دشمن به نام نامی حیدر

برون راندند دشمن را زخاک پاک خرمشهر
ازین روشادمان گردید قلب مردم ورهبر

هزاران دشمن بعثی اسیر وکشته وزخمی
بشد سهم تجاوزگر بخوبی این چنین کیفر

نشان دادیم باشد خاک ایران بیشه شیران
وبا این فتح کرده قدرت ما را جهان باور

درود ما به شیران شهید فتح شهر خون
به جانبازان جنگ وسایر افراد جنگاور

از آن پس سوم خرداد روز افتخار ماست
درخشان دفتر تقویم از انوار این اختر

شعر:اسماعیل تقوایی
 
انتخابات
تقدیم به ملت ایران برنده واقعی انتخابات:

انتخاباتی دگر آغاز شد
باز این ملت حماسه ساز شد

باحضور چشمگیر مردمی
کشور ما کشور اعجاز شد

مردمان با سمت وسوی مختلف
آمدندوراه وحدت باز شد

گشت خنثی حیله های دشمنان
صوت ای ایران ما آواز شد

آب در هاون بکوبد خصم دون
ملت ما بهر اویک راز شد

شد رییس دولت ما منتخب
راه خدمت از برایش باز شد

قدر این مردم بدان ای منتخب
چونکه بهرت رای شان ابراز شد

در خط رهبر بمان وپیش رو
هرکه در این خط بود ممتاز شد

شعر:اسماعیل تقوایی
شام جمعه

شام جمعه رو به قبله دیده راتر میکنم
با سلامی یادی ازمولای بی سر می کنم

مرغ دل را می فرستم روبسوی کربلا
شامه را با بوی سیب آن معطر می کنم

تل زینب می روم رویم به سوی قتلگاه
یادی از آن خواهر تنها ومضطر می کنم

سر گذارم پیش پای حضرت خون خدا
یاد از اشکش کنار نعش اکبر می کنم

شیرخواری را بروی دست گیرم در حرم
اشک خون افشان برای حلق اصغر می کنم

نهرعلقم می روم با یاد قطع دستها
یاد جانبازی عباس دلاور می کنم

می روم در قتلگه بر سینه وسر میزنم
یاد قطع راس مولایم زپیکر می کنم

گرکه با این یاد ها جان را دهم نبود عجب
عاشقم جان را فدای عشق دلبر می کنم

شعر:اسماعیل تقوایی
 
شعر طنز

دوباره با گرم شدن هوا سروکله مگسهای ریز سفید در تهران پیدا شد..

ه ای مگس سفید و زیبا
خوش رنگی و ریزی و فریبا

چندی شده میهمان مایی
مهمان نه که میزبان مایی

تو صاحب شهر و خانه ی ما
صوت وز تو ترانه ی ما

تکثیر شوی بسی فراوان
از دست تو بر لب آمده جان

از دست تو چشم در عذاب است
ریزان زد و دیده اشک ناب است

تا اینکه دهانمان شود باز
در داخل آن کنی تو پرواز

از دست تو برگ نا امید است
سبزینه فضایمان سفید است

در عین ضعیفیت توانا
بی دغدغه زنده ای و مانا

سم ها به تنت اثر ندارد
از ضعف تو کس خبر ندارد

امید همه بود زمستان
سرما خوری و روی ز تهران

شاعر :اسماعیل تقوایی


خلاصه
دسته ها :
یار خیالی
دوست دارم درخیالم باتو یکدم سر کنم
دوست دارم این خیالم را کمی باور کنم

دوست دارم تا زشوق این خیال دلنشین
روی خود را از سرشک دیدگانم تر کنم

ارزو دارم که جانا هم خیال من شوی
از خیالم تا خیالت باز یک معبرکنم

راه یابم در خیالت ای نگار نازنین
جان فدا در پیش پای چون تویی دلبر کنم

گر که مقبول تو افتد فدیه ناقابلم
گوهرعشق تورا چون افسری بر سرکنم

شعر:اسماعیل تقوایی
آقا بیا

آقا به جان حضرت زهرا ظهور کن
دنیای ظلمت همه را غرق نور کن

ما منتظر دیده به راه تو دوختیم
لطفی به مانما واز این ره عبور کن

دیگر بس است غیبت تو یابن فاطمه
منت گذار برهمه قصد حضور کن

ای صاحب زمین وزمان عشق عالمین
دلهای شیعه غرق غرور وسرور کن

در انتظار عدل تو مظلومها، بیا
فکری برای منتظران صبور کن

آقا بیا نشان بده مخفی مزار را
با شیعیان خود غم مادر مرور کن

شاعر : اسماعیل تقوایی
نیمه شعبان

نیمه شد شعبان وعالم صحنه ی گلزار شد
آخرین ماه ولا را نوبت اظهار شد

نوگل نرگس شکوفا شد به بیت عسکری
قلب شیعه زین سبب خالی ی از زنگار شد

برده شد قنداقه ی نوزاد بر عرش خدا
نورباران از وجودش درگه دادار شد

صد بغل ماه وستاره پیش پایش ریختند
با نظر بر روی ماهش مرحبا بسیار شد

حجت حق در زمین آمد به دنیای وجود
صفحه ی عدل خدا را نقطه ی پرگار شد

یوسف زهراست او،زیباترین خلق خدا
یوسف مصری فراموش از همه افکار شد

از برای حفظ او از مکر وکید دشمنان
چند روزی بعد زادش غایب از انظارشد

مهدی موعود قرآن ،صاحب عصروزمان
لشگردین خدارا آخرین سردار شد

سالها بگذشته ازمیلاد او بر شیعیان
حسرت دیدار رویش برهمه تکرار شد

شاید این عالم نگشته لایق دیداراو
زین سبب نادیدنش برعاشقان اجبار شد

کردگارا کن مهیا دیگر اسباب ظهور
بهر مشتاقان مهدی هجر او دشوار شد

اسماعیل تقوایی
تقدیم به همه پرسپولیسی ها

قهرمانی تان مبارک

پرسپولیسی های ایران قهرمانی تان مبارک
ای جوانان ودلیران قهرمانی تان مبارک

لیگ چون کوه وشما در قله آن ایستادید
فاتحان لیگ ایران قهرمانی تان مبارک

اقتدار تیمتان را شهره ی عالم نمودید
ای جهانی تیم ایران قهرمانی تان مبارک

قهرمان سرخ دلهای همه دنیا شمایید
ای امیران بی نظیران قهرمانی تان مبارک

قلب ما را شادمان کردید با این قهرمانی
دلنوازان،دلپذیران قهرمانی تان مبارک

همچنان غرید تا گیرید جام آسیا را
قهرمانان شرزه شیران قهرمانی تان مبارک

شعر:اسماعیل تقوایی
 
X