شب جمعه ست..شب زیارتی آقا ابا عبدالله..سلام بر حسین

در چارگوش قلبم شش گوشه ات نشسته
جایی دگر برای چیزی دگر ندارم

با هر تپش دل من ذکر حسین گوید
جز کربلا به جایی قصد سفر ندارم

بر درگه بزرگان باید که هدیه آورد
من هدیه جز دل خون،چشمان تر،ندارم

قسمت نما برایم دیدار کربلا را
بر آتش جهنم جز این سپر ندارم

ای کاش جانم ازتن بین الحرم در آید
من آرزوی جز این مولا بسر ندارم

شاعر : اسماعیل تقوایی

پیوند آسمانی حضرت زهرا(س)وحضرت علی(ع)مبارک باد

بنازم ماه ذیحجه چه آغازی نکو دارد
در آن رخ داده پیوندی که از آن آبرو دارد

تمام عرش حق شادی کنان تکبیر می گویند
مدینه هرکه را بینی زشادی رنگ وبو دارد

به یمن آسمانی ازدواجی مصطفی مسرور
به شکرانه به محراب است وبا حق گفتگو دارد

بود داماد این پیوند نیکو مرتضی حیدر
عروسش فاطمه در پیش مولا سر فرو دارد

زنان را بهترین باشد به عالم فاطمه زین رو
فقط حیدر لیاقت را که گردد کفو او دارد

شود معنای کوثر روشن از این وصلت زیبا
درخت وصلشان صدها گل خوش رنگ وبو دارد

زبعد وصلتی اینگونه شد آن زندگی آغاز
که هر زوجی زبعدش آنچنان را آرزو دارد

در این روز نکو دلهای شیعه شادمان باشد
به امیدی به خاطر آیه ی لا تقنطو دارد

شاعر:اسماعیل تقوایی
خلاصه
یاجواد الایمه
سالروز شهادت پاره قلب امام رضا(ع)حضرت امام محمد تقی الجواد(ع)تسلیت باد

مه ذیقعده بود وآخرین روز
امامی زخمی از زهری جگر سوز

غریبی دور از شهر مدینه
به او دادست همسر زهر کینه

چو بابایش رضا تنها بمیرد
به یاد مادرش زهرا بمیرد

به خود پیچد زدرد بی دوایش
بود امید او تنها خدایش

بیفتاده نفسها بر شماره
جگر همچون عمو گردیده پاره

دوباره زنده یاد مجتبا شد
گلی چیده زگلزار ولا شد

امام المتقین مولا جواد است
بمیرم در جوانی جان بدادست

جوان است وعلی اکبر نما شد
به غربت در ره دینش فدا شد

زمین وآسمان را غم گرفته
مدینه چهره ی ماتم گرفته

به جنت مجلس سوگی به پا شد
علی موسی الرضا(ع)صاحب عزا شد

تن پاکش بشد مدفون بغداد
ازاین بی آشنایی داد وبیداد

مه ذیقعده پایانش غمین است
دل هر شیعه از غم آتشبن است

دل هرشیعه مجنون حسین است
دل هر شیعه تنگ کاظمین است

خدایا حق درگاه حسینی
نما هر شیعه ای را کاظمینی

شعر :اسماعیل تقوایی
هست عمری نوکریت افتخارم یا حسین
زین جهت برلطف تو امیدوارم یاحسین

سالها در هیاتت خدمتگزاری می کنم
اززمان کودکی عشق تو دارم یا حسین

مرثیه خواندم برایت،مدح خواندم بیشمار
ذاکری تو بداده اعتبارم یا حسین

لطف ارباب است همواره امید نوکران
دستگیری تو باشد انتظارم یا حسین

کاش گردد قسمتم در کربلایت جان دهم
سالها باشد که بهرت جان نثارم یاحسین

باشد امیدم که شام اول قبرم دمی
شامل لطفت شوم آیی کنارم یا حسین

شعر:اسماعیل تقوایی

23 ذیقعده روز زیارتی مخصوص اما رضا(ع)

دلهارو روونه حرمش کنید

سلطانی وما جمله گدایان توئیم
ارباب توئی بی سر وسامان توئیم

دریای کرم امام هشتم هستی
محتاج به یک قطره احسان توئیم

بر ما نظری کن غریبیم غریب
خوان کرمت گشا که مهمان توئیم

مارا بپذیر در حریمت آقا
مشتاق به دیدن شبستان توئیم

دل گشته دخیل پنجره فولادت
مولا ،تو طبیب مامریضان توئیم

خوش منظره است گنبد وبارگهت
با هر نظری بر آن پریشان تو ئیم

آبی ست عجیب آب سقا خانت
خوردیم ،میان خیل مستان توئیم

نقاره زنان تو چه زیبا بزنند
با صوت حزینشان گریان توئیم

الحق که غذای حرمت مائده است
خوش لحظه که سفره خانه مهمان توئیم

ما در پی ضامنی به محشر هستیم
جانا،همه آهوی بیابان توئیم

گفتی که به زائران خود سر یزنی
هنگام ممات فکر پیمان توئیم

گر سر بزنی خوشا وگر سر نزنی
دنبال شفیع بهر جبران توئیم

زهراست شفیع ما قسم بر زهرا(س)
لطفی که نیازمند احسان توئیم

شاعر : اسماعیل تقوایی
خلاصه
دسته ها :
تقدیم به شهید حججی

چنان زینب اسیر خصم گشتی
رخ آرام تو چون اختری شد

نگاهت پر صلابت عاری از ترس
وجود تو نمادی حیدری شد

دوباره شمرملعون باز خنجر
چو اربابت نصیبت بی سری شد

رضایم بر رضایت گفتن تو
برای حق پرستی مظهری شد

سرت را ازتن تو چون بریدند
دوباره قتلگه یادآوری شد

زبعد رفتن تو ای شهیدا
به پا در کل ایران محشری شد

بنازم اینهمه حسن تو محسن
سبب بر افتخار کشوری شد

قسم بر روح پاکت زود بینیم
که سهم داعشی بدکیفری شد

شاعر : اسماعیل تقوایی
اسیرش کردند...شکنجه اش کردند..سرش را بریدند..
ولی شهید محسن حججی قهرمانانه حسرت ابراز ضعف را بر دل ملعونان داعشی گذاشت..روحش شاد
یا حضرت عباس

مظهر جود وسخا عباس است
با ادب اهل وفا عباس است

آنکه یک عمر بگفتا مولا
به حسین(ع) جای اخا عباس است

شیر غران نبرد صفین
هاشمی ماه خدا عباس است

هم سپهدار وعلمدار حسین
به صف کرببلا عباس است

آنکه با هیبت حیدر می کرد
زینب(س) از غصه رها عباس است

آنکه شرمنده زاو گشت فرات
تشنه ی دست جدا عباس است

آنکه بی دست به دندان بگرفت
مشک ازروی وفا عباس است

آنکه شد فرق سرش خونین با
ضربه ی گرز جفا عباس است

آنکه بشکست زهجران وغمش
کمر خون خدا عباس است

حاجت شیعه روا می کند او
باب حاجات خدا عباس است

شعر:اسماعیل تقوایی




خلاصه
X