یا امام رضا

ای غریبی که خلایق به تو رو می آرند
آشنایان تو در کل جهان بسیارند

تو معین ضعفا هستی وحج فقرا
همه از شوق شفا دادن تو بیمارند

بارها فیض زیارت به یقین کافی نیست
شیعیان تو همه عاشق این تکرارند

زایرینی که یه امید تو طوس آمده اند
وقت رقتن همگی راضی ی از دلدارند

عاشقان سوی تو آیند ودر آخر بروند
لیک دل در حرم پاک تو جا بگذارند

یوسف نجمه ای وگر که به بازار آیی
همه، دل در گرو عشق تو در بازارند

مشهدت نقطه ی پرگار وجود ست آقا
عالمی در گروی حیطه ی این پرگارند

وعده دادی که به هر زایر خود سربزنی
خوش برآ ن عده که مشمول براین دیدارند

شاعر:اسماعیل تقوایی






خلاصه
میلاد امام رضا(ع)مبارک باد

ذیقعده شد ویازدهم بوالحسن آمد
بلبل به طرب شاد به دشت ودمن آمد

گلزار ولا غرقه ی در شور وصفا شد
هشتم گل گلزار به صحن چمن آمد

تابیده شده نور الهی به مدینه
یمن قدمش جان به تن مرد وزن آمد

باخنده کند شکرخدا حضرت کاظم(ع)
مولود نکویش حسن اندر حسن آمد

سوم علی از سلسله ی پاک امامت
بر قلب همه حیدریون راهزن آمد

راضی به رضای حق و زین روی رضا شد
اسباب رهایی غزال ختن آمد

از کودکی اش عالم وراوی حدیث است
از بهر علیمان جهان رایزن آمد

با مرقداو رشک بهشت است خراسان
سرمایه ی فخر است که بر این وطن آمد

قربان حریمش که در آن از همه عالم
زایر زبرای هبه ی جان وتن آمد

خوش باد کنار حرمش جشن ولادت
روز ی که رضا(ع)عالم صاحب سخن آمد

شعر:اسماعیل تقوایی
خلاصه
شمس الضحی،بدرالدجی مولا علی موسی الرضا
ای هشتمین ماه ولا مولا علی موسی الرضا

دل در هوای کوی تو همواره پر پر می زند
آرامش دلهای ما مولا علی موسی الرضا

خواهم که بیماری شوم آیم بسوی مشهدت
گیرم ز الطافت شفا مولا علی موسی الرضا

بر کفتران صحن تو مولا حسادت می کنم
قربان آن صحن وسرا مولا علی موسی الرضا

آبی که با شد یا رضا در بین سقاخانه ات
برتشنگان آب بقا مولا علی موسی الرضا

بوی بهشتی می دهد آن مرقد زیبای تو
ما را به جنت رهنما مولا علی موسی الرضا

شاه خراسانی ما، ما را غلام خود نما
سلطانی وما چون گدا مولا علی موسی الرضا

مس وجود شیعه را تبدیل بر زر می کنی
برعاشقانت کیمیا مولا علی موسی الرضا

با اینکه خود در غربتی مهمان پذیری می کنی
بر زایرینت آشنا مولا علی موسی الرضا

کوهی زمشکلهای ما با لطف تو حل می شود
برشیعیان حسن القضا مولا علی موسی الرضا

درروز میلادت شها ایران چراغان می شود
ای روشنی جان ما مولا علی موسی الرضا

ذیقعده روز یازده مشهد چه غوغایی بود
پر باشد از شور ونوا مولا علی موسی الرضا

هر جاکه باشد شیعه ای جشن وطرب بر پا بود
عیدی به شیعه کن عطا مولا علی موسی الرضا

خوش باد در میلاد تو باشیم صحن کاظمین
تابشنود تبریک ما مولا علی موسی الرضا

شادی یتان شادی ما غمهایتان غمهای ما
حاجات ما را کن روا مولا علی موسی الرضا

شاعر : اسماعیل تقوایی

یا امام رضا
دهه ی دوم ذیقعده شروعش زیباست
زاد روز گلی از نسل علی(ع) وزهراست(س)

چشم دل بازکن وشهر مدینه بنگر
خانه ی حضرت کاظم طرب وجشن بپاست

عرشیان وهمه ی اهل زمین شادانند
بر لب جمله ی آنها فتبارک به نواست

بوسه ها نجمه زند بر سر وروی پسرش
پدرش خنده زنان شاکر درگاه خداست

آمده تا که شود جای نشین پدرش
او ولیعهد شه هفتم درگاه ولاست

سومین نام علی بین امامان باشد
حجت هشتم حق بر همه ی ارض وسماست

او پسندیده ی خالق بود و خلق ورسول
زین جهت نام شریفش مزین به رضاست

نقل از حضرت صادق شده در باره ی او
عالم آل رسولست و به دانش دریاست

ای خوشا موسم میلاد وکنار حرمش
حرمش غرق سرورست وبهشتی ماواست

ای خوشا گوش به نقاره سپردن آنگه
که طربناک به میلاد رضا غرق نواست

ای خوشا دیدن آن خیل عظیم زایر
که به لبهای همه بهر رضا ذکر ثناست

ای خوشا دیدن آن پنجره ی فولادش
دیدن زایر بیمار که دنبال شفاست

ای خوشا نوش زسرچشمه ی سقاخانه
جرعه ای آب که یادآوری آب بقاست

ای خوشا ولوله ی شادی عشاق رضا
که قلوب همگی از غم واندوه رهاست

ای خوشا روشنی چشم به انوار رخی
که پس پرده بود دیدن رویش رویاست

شاعر : اسماعیل تقوایی

جان حضرت کاظم
یازده بگذشته از ذیقعده جانان آمده
بر تن موسای کاظم گوییا جان آمده

شهر پیغمبر مدینه نور افشانی شده
در شب تاریک شیعه مهر رخشان آمده

آمده زیبا پسر از نسل پاک مرتضی
جانشین حضرت کاظم به میدان آمده

درزمین وآسمان جشن وطرب بر پا شده
نجمه را در گهر باری به دامان آمده

شیعیان را آمده مولای هشتم در وجود
عالم آل پیمبر روح ایمان آمده

نام او باشد علی وکنیه اش باشد رضا
در خزان شیعه امید بهاران آمده

از مدینه آفتاب شرق ایران سرزده
افتخاری در جهان ازبهر ایران آمده

بر کریمان آمده مولا وارباب کرم
ای گدایان مژده سلطان خراسان آمده

آمده سکنی گزیند در دژ توحید او
اصل آغازین دین را شرط ومیزان آمده

آهوان را نیست باکی دیگر از صیاد ها
ضامن پرمهر آهوی بیابان آمده

جمله بیماران دخیل آن پر قنداقه اش
چون مسیح فاطمه از بهر درمان آمده

زایرینش را دهد پاسخ به وقت مقتضی
ضامن هر شیعه در درگاه یزدان آمده

خشکسالی خراسان هم به پایان می رسد
آنکه آید با دعایش سخت باران آمده

البشاره برکسی که حج بر او مقدور نیست
آنکه آسان می کند حج فقیران آمده

مشهد او روز میلادش تماشایی بود
اهل عالم بهرتبریکش فراوان آمده

کفتران قوقوی شادی در حرم سر می دهند
نوکر نقاره زن شادان وخندان آمده

ای خوشا مشهد شود کنعان وما بینیم که
یوسف گم گشته ی زهرا به کنعان آمده

شاعر : اسماعیل تقوایی

یا غریب الغربا

من مست می عشق غریب الغربایم
محتاج عنایات معین الضعفایم

آهوی دلم درکف صیاد زمانه ست
درحسرت الطاف ضمانت ز رضایم

جز بام رضا(ع) مرغ دلم بام ندارد
پابست به آن گنبد وآن صحن وسرایم

دیریست که نامش بشده ورد زبانم
دیدار حریمش شده همواره دعایم

سیری نپذیرم ز زیارتگه پاکش
در مشهد او شاهد الطاف خدایم

با پیکر او طوس شده خاک بهشتی
درصحن رضا(ع) ازغم واندوه رهایم

دیدیم بسی داده شفا زایر بیمار
باکی زمرض نیست، به مولاست رجایم

خاتم بود ایران ونگینش شده مشهد
ازبابت آن شاکر در گاه خدایم

جارو کشی درگه او فوز عظیم است
ای کاش که مولا کند این هدیه عطایم

طوف حرمش حاجت این عاشق زار است
یا رب بنما حاجت من زود روایم

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه
یا ثامن الحجج
سلطانی وما جمله گدایان توئیم
ارباب توئی بی سر وسامان توئیم

دریای کرم امام هشتم هستی
محتاج به یک قطره احسان توئیم

بر ما نظری کن غریبیم غریب
خوان کرمت گشا که مهمان توئیم

مارا بپذیر در حریمت آقا
مشتاق به دیدن شبستان توئیم

دل گشته دخیل پنجره فولادت
مولا ،تو طبیب و مامریضان توئیم

خوش منظره است گنبد وبارگهت
با هر نظری بر آن پریشان تو ئیم

آبی ست عجیب آب سقا خانت
خوردیم ،میان خیل مستان توئیم

نقاره زنان تو چه زیبا بزنند
با صوت حزینشان گریان توئیم

الحق که غذای حرمت مائده است
خوش لحظه که سفره خانه مهمان توئیم

ما در پی ضامنی به محشر هستیم
جانا،همه آهوی بیابان توئیم

گفتی که به زائران خود سر یزنی
هنگام ممات فکر پیمان توئیم

گر سر بزنی خوشا وگر سر نزنی
دنبال شفیع بهر جبران توئیم

زهراست شفیع ما قسم بر زهرا(س)
لطفی که نیازمند احسان توئیم

شاعر : اسماعیل تقوایی
سالها منتظرم تاکه بیایی جانا
دیدگانم هوس خاک قدومت دارند

درفراغ تو چو فرمان بدهد این دل زار
ملتمس بهرظهور توفراوان بارند

ای که آمال همه منتظرانی بازآ
شیعیان در غم هجر تو به حالی زارند

اول هفته به یادتو و آن جمعه ی ناب
بذرامید ظهور تو به دل می کارند

هفته ها می رود وباز زتو نیست خبر
یوسفا چشم براهان تو در بازارند

سالها هست که این واقعه تکرا رشده
عاشقانت همگی عاشق این تکرارند

حسرت سیر رخت بر دل بسیاری ماند
نام زیبات به لب برده وجان بسپارند

حسرت دیدن رویت به دل ما مگذار
زود بازآ که همه منتظر دلدارند

اسماعیل تقوایی

خلاصه
پنجم مرداد سالروز عملیات مرصاد..
درود یر روان پاک شهدای عملیات مرصاد بخصوص فرمانده عملیات شهید ترور منافقین کوردل شهید صیاد شیرازی..

مرداد روز پنجمش هنگامه ی مرصاد شد
با همت رزمندگان دلهای امت شاد سد

اهل نفاق کوردل کردند حمله بر وطن
دستورشان صادر ز آن جرثومه ی بغداد شد

مام وطن بفروختند این نوکران اجنبی
خاک وطن اشغال این افراد بی بنیاد شد

لیکن فرمان داده شد از سوی پیر عاشقان
حزب خدا وارد شده،فرمانده شان صیاد شد

همچون ابابیل آمدند،کبرا سواران دلیر
خیل سپاه ابرهه تبدیل بر اجساد شد

فتح المبینی شد پدید پشت منافقها شکست
رسوای ایران وجهان آن فرقه ی شیاد شد

مرصاد برما آیه ای از نصرت اللهی بود
رزمندگان را بی گمان از سوی حق امداد شد

آه ای شهیدان وطن مدیونتان باشیم ما
خوش آنکه مرصادی شد ومشمول استشهاد شد

شعر:اسماعیل تقوایی
خلاصه
به استقبال میلاد حضرت معصومه (س)

اولین بیت غزل واره ی ذیقعده تویی
نیکی ماه ز این مطلع زیبا پیداست

بهر میلاد تو ای دخت نکوی موسی(ع)
در مدینه به سرای پدرت جشن بپاست

مژده آمدنت حضرت صادق(ع)داده
زین جهت منتظر آمدنت ارض وسماست

مادرت نجمه بیاورده گلی کز بویش
عطر جنت به مشام همه ی اهل ولاست

عرشیان شاد زمیلاد تو غرق شعفند
فرشی از گل به زمین زیر قدومت برپاست

یک برادر شده مسرور که خواهر آمد
راضی از آمدنت ای گل معصوم، رضاست

وه چه نامی به تو بگذاشت پدر،فاطمه ای
علم وعصمت به در خانه تو همچو گداست

باز ماندست به جا گفته ی جدت صادق(ع)
زائر مرقد پاک تو بهشتی ماواست

یا که گفته ست برای من وفرزندانم
حرم امن بود قم، که همی کوفه ماست

سه در از هشت در جنت حق گردد باز
بسوی قم که در آن مرقد زیبای شماست

توئی امید همه در صف محشر بانو
بی گمان شیعه بدون تو غریب وتنهاست

روز میلاد شما کفتر دل قم آید
بهر تبریک سپس عازم درگاه رضاست

شاعر : اسماعیل تقوایی

خلاصه
مرغ گران

تو ای مرغ گران ما نظر کن
کمی آن قیمتت را مختصر کن

چرا از دست ما بالا پریدی
تو از این مردم آزاری حذر کن

الا ای مرغ بی بال و پر من
بیا رحمی به این بی بال و پر کن

کرم کن دست کم یکبار در ماه
میان سفره ام جانا گذر کن

کمر بشکسته ام از قیمت تو
لذیذا، فکر این درد کمر کن

نباشد قسمتم از ران و سینه
مرا با بال و بازو مفتخر کن

اگر این نیز مقدورت نباشد
مرا مهمان سوپ پا و سر کن

مرو بالاتر از این پیش چشمم
تو رحمی بر من و این چشم تر کن

بود تخم تو تسکین فراقت
عزیزا،از گرانی اش حذر کن

الا ای حسرت بیداری من
پری بگشا به خواب من سفر کن

 اسماعیل تقوایی

خلاصه
X