سالروز وفات حضرت معصومه تسلیت باد

ترک مدینه کرده ام تاکه رسم به کوی تو
درد فراق کم کنم با نظری به روی تو

خواهرخسته جان منم،قبل وصال من به تو
راه وصال بسته شد ازطرف عدوی تو

ای توطبیب دردها روح وروان من رضا(ع)
سخت مریض گشته ام در ره جستجوی تو

حس غریبی تورا حس بنموده خواهرت
جان بدهم غریب در حسرت گفتگوی تو

لحظه آخرم بود بر لب من رضا رضا
جان به لب رسیده ام فدیه ی تارموی تو

چون که زیارت تو شدقصد من ازمسافرت
منتظراست زایرت حس کند عطر وبوی تو

شاعر : اسماعیل تقوایی

به استقبال میلاد با سعادت امام حسن عسکری(ع)

بگرفته وجودم را شادی وشعف امشب
مهر تو دل ما را بگرفته هدف امشب

در بیت نقی(ع)امشب ضیف علوی برپاست
بهرنظری بر تو شد شیعه به صف امشب

حسن حسنی داری گردیده حسن نامت
بر هر دوعلی باشی فرزند خلف امشب

تو یازدهم دری انوار امامت را
باتو به قمر آمد هنگام خسف امشب

آه ای مدنی ماهم در شهر چه غوغائیست
میلاد تو غمها را بنموده تلف امشب

ای عسکری ای مولا بر قلب مریدانت
شادیست هجوم آرد از چار طرف امشب

مهدی ترا تبریک، گوییم به میلادت
درسامره می باشد در حال شعف امشب

ای غایب از دیده بازآ وببین ما را
ای در گرانمایه بگشای صدف امشب

شاعر:اسماعیل تقوایd

سالروز میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی سیدالکریم گرامی باد..
برابر حدیثی از امام هادی زیارت مرقد مطهر ایشان در شهرری ثواب زیارت قبرمطهر امام حسین (ع)را دارد.

چارمین روز ربیع الاخر آمد
باز مولودی زنسل حیدر آمد

منتسب بر اولین فرزند زهراست(س)
ازحسن دارد نشان ودلبر آمد

شد مدینه روشن از نور وجودش
آسمان شیعیان را اختر آمد

عبد حق می باشد وعبدالعظیم است
بر کرم داران عالم سرور آمد

می کند هجرت، شود او ساکن ری
رازیان را سیدی تاج سر آمد

از امامان درک کرده چارتن را
فلک فقه جعفری را لنگر آمد

مرقدش کرببلا را شد قرینه
شافعی ازبهر روز محشر آمد

عرضه می دارد به هادی(ع) دین خود را
مجمع یاران او را گوهر آمد

درگه او مأمن اهل نیاز است
شیعه را حاجت روایی دیگر آمد

اهل ری را فخر می باشد وجودش
ملک ری را اعتبار وزیور آمد

ری چراغانی بود در زاد روزش
شادمان از اینکه پور حیدر آمد

شاعر:اسماعیل تقوایی

به استقبال شب یلدا

شب یلدا تو طولانی ترینی
میان جمع شبها شب ترینی

زبعد تو شود فصل زمستان
خزانی را توشام آخرینی

بزرگت می شمارند از گذشته
توبا دور هم آیی ها قرینی

به نام توست مهمانی فراوان
به کام پرخوران چون انگبینی

توهستی شام خاص هندوانه
به قیمتهای بالایش،کمینی

به نام تو بود آجیل خاصی
خورندش از یسار واز یمینی

توشام مصرف هرمیوه باشی
فروش میوه را در ثمینی

زشام شام یلدا من چگویم
غذاهایی زنوع بهترینی

ولی افسوس خصم معده باشی
چو ماری بهر آن در آستینی

زبعد تو به هرخانه فراوان
فتاده مردمانی برزمینی

شکمها پر ز ماکولات یلدا
تنی سنگین وباحال حزینی

شاعر:اسماعیل تقوایی
 
بازآ
ز پس پرده ی غیبت بدر آ
رخ خود را بنما یا مولا

دیده منتظران مانده براه
ای که نوری تو به چشمان، باز آ

بس بود هجر تو ای جان جهان
وصل را قسمت عشاق نما

یوسف فاطمه کن مرحمتی
سوی کنعان دل ما تو بیا

ماهمه عاشق دیدار توایم
کی شودوقت ظهورت آقا

جمعه ها می رود ومی آید
سهم ما نیست دمی سیر لقا

تا نمردیم زهجران رخت
پس بزن پرده غیبت جانا

شاعر :اسماعیل تقوایی



زمین وآسمان دارد گواهی
که من پایین وتو بالاترینی

خداوندا همیشه ازبرایم
امید اولین وآخرینی

تقدیم به پدرهای عزیز

ستون خیمه ی هر زندگی پدر باشد
خوش آنکه از پدرش سایه روی سر باشد

پناه خانه بود در شداید ایام
بهر بلا که رسد بهرشان سپر باشد

تلاش وکار کند بهر راحتی همه
اگر چه پیش رهش مانع وخطر باشد

وجود اوست که بخشد به خانه گرما را
زاعتبار پدر خانه معتبر باشد

رضایت پدرست باعث رضای خدا
ز نارضایتی اش بایدی حذر باشد

خداکند که یتیمی نصیب کس نشود
به خانه ها ز وجود پدر اثر باشد

به خانواده شودتلخ زندگی بی او
به کام خانه پدر همچنان شکر باشد

ببوس دست پدر را که بوسه بر دستش
سبب به قرب خداوند دادگر باشد

شاعر:اسماعیل تقوایی
 

الا ای حسرت دیدار رویت مانده بردلها
رخت بنما که برما حل شودهرگونه مشکلها

به دل بذر امید دیدنت هر روز می کاریم
که تازین مزرعه یک جمعه برداریم حاصلها

الا ای ناخدای کشتی مستضعفان باز آ
رسان این کشتی خود را به آرامی ساحلها

تو می گریی برای شیعیان عاصی ات آقا
ولیکن در مقابل ما همه هستیم غافل ها

بیا ای مظهر حق وعدالت تا که بگریزند
زپیش لشگرتو ظالمان و جمله باطل ها

حبیبا رحم کن دوران هجرانت بسر آید
بیا جانا که ما هستیم مشتاقان واصل ها

شاعر:اسماعیل تقوایی



X