نیمه ماه خدا، دل شده غرق صفا، با حسن مجتبی
شهر مدینه بود در طرب ودر نوا باحسن مجتبی
از قدم ناز او دامن زهرا شده غرق شمیم بهشت
شاد کند مرتضی حمد وسپاس خدا با حسن مجتبی
بوسه زنان بررخش حضرت پیغمبرست خنده ی شادی کند
گشته نمایان براو، چارم آل عبا، با حسن مجتبی
عرش چراغان شده، هلهله وشادی است، در شب میلاد او
ذکر همه عرشیان، تهنیت ومرحبا، با حسن مجتبی
اوحسن اندر حسن،ثانی پیغمبر و یوسف زهرابود
جلوه شده بر همه،بار دگر مصطفا، با حسن مجتبی
بر همه آل علی، شخص کریم آمده، تا که کرامت کند
اهل کرم شادمان، آمده یک مقتدا، با حسن مجتبی
گفته پیمبر حسن،سید وآقا بود، برهمه اهل جنان
درد خودت را بده، شیعه به مهرش شفا با حسن مجتبی
درشب میلاد او، کف بزن وشاد باش،تاکه دهد عیدیت
مادر او فاطمه، تذکره ی کربلا،با حسن مجتبی
شعر:اسماعیل تقوایی
وقت ظهور
ازآن دمی که توغایب شدی زهر دیده
در انتظار، جهانی بود که باز آیی
قلوب منتظران می تپد به شوق وصال
چه وقت می رسد آن وقت خوب رویایی
چه عاشقان که به رویای وصل تو مردند
بیابیا که به جان داده گان نیفزایی
دمی نظر به رخت را به عالمی ندهیم
گرفته ایم به کف جان که روی بنمایی
بیا که نیست دگر طاقت فراق جهان
بیا که عقده زدلهای خسته بگشایی
رسیده جمعه دیگرخدا کند اینبار
رود فراغ به پایان، ظهور بنمایی
اسماعیل تقوایی

فاطمه تنهای تنها می شود با رفتنت
جانم ازتن می رود با رفتن جان از تنت
کودکم از بهر من بی مادری زود است زود
دوست دارم سرگذارم بازروی دامنت
من نمی دانم چه میسازد پدر با هجرتو
هستی او بودی وباید ببیند مردنت
اشک می ریزد پیمبر قلبم آتش می زند
چشم را پوشانده نابیند دم جان کندنت
دخترت از بعد تو ام ابیها می شود
تا کند دلگرم بابا را پس از نابودنت
شعر:اسماعیل تقوایی

سلام

رفتن به مشهد همیشه کیف داره..
اما ماه رمضان اونجا یه حال وهوای دیگه ای داره..همه مراسمش عالیه ولی اون سفره ی افطاری امام رضا(ع) یه چیز دیگه ست..سفره ای به وسعت هزاران قلب عاشق امام هشتم....
ان شاا...خدا خوردن این افطاری رو قسمتتون کنه.

آقاغریب الغربا تویی تو ارباب کرم
میشه که دعوتم کنی یه افطاری توی حرم
کنار سفره ت بشینم روزه مو افطار بکنم
خیره بشم به گنبدت تا سحری جایی نرم
غذای سفره ت آقاجون مایده ی بهشتیه
با خوردنش کیف می کنه از نوک پاتا به سرم
چقدرقشنگه آقاجون با خیل زایرات بگم
دوستت دارم امام رضا(ع) برای تو یه نوکرم
ماه خدا تو صحن تو خیلی صفا داره آقا
میشه که دعوتم کنی امام رضامنتظرم

اسماعیل تقوایی
سلام
وقتی که تلفن رو آیفونه خیلی مواظب حرف زدنمون هستیم...سعی می کنبم طوری حرف بزنیم که باعث ناراحتی کسی نشه..

یادمون نره..عالم هم رو آیفونه،اونم از نوع صوتی تصویریش...خداوند همه اعمال مارو می بینه..پس مواظب باشیم با اعمالمون شرمنده ی خدا نشیم..

والله خبیربصیر...

خداوند آگاه وبیناست..
یا علی(ع)

ذکرنام علی (ع)عبادت ماست
یاعلی،خوش نوا و عادت ماست
حب او افتخار خود دانیم
او کریم است وباب حاجت ماست
دیدن مرقدش به شهر نجف
به یقین اوج کیف ولذت ماست
مهرش از کودکی به دل داریم
این عیان از دم ولادت ماست
گر غلامی ما پذیرد او
نوکری بر علی(ع) سعادت ماست
دوستدار علی(ع) به کل جهان
بی گمان شامل ارادت ماست
آن طلا کوب گشته ایوانش
بهترین سازه وعمارت ماست
زایر قبر مرتضی گشتن
موجب عزت وکرامت ماست
ما گدای علی(ع) واو سلطان
سالیانی ست این حکایت ماست
ما خدا در وجود او بینیم
او نشان از خدا وآیت ماست
عدل با او بود بجای درست
برترین شاخص عدالت ماست
ما یتیمان روزگار وعلی(ع)
پدر خوب وبا عنایت ماست
کاش آید به شام اول قبر
گوید این،لایق رفاقت ماست
یا علی خواهشی زتو داریم
خواهش ما زتو شفاعت ماست
شعر:اسماعیل تقوایی

ای جوان قدر دان جوانی را
دوره ی خوب زندگانی را
رابطه با خدای محکم کن
تا ندیدی گه خزانی را
گر که پیشه کنی تو تقوا را
به کف آری در گرانی را
دوست دارد خدا جوان تقی
بنده ی پاک عنفوانی را
گرجوان پاک شد خدا بدهد
در بهشتش ورا مکانی را
باش طوری که در کهنسالی
نخوری حسرت جوانی را
اسماعیل تقوایی
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی
دردانه حق گنج نهان ادرکنی
مپسند بمیرم ونبینم رویت
ای کعبه آمال جهان ادرکنی
دیریست که ذکر العجل میگویم
باز آ و مرا زغم رهان ادرکنی
عدلست در انتظار همراهی تو
ای حاکم عادل زمان ادرکنی
ظالم شده بسیار به سرتاسر ارض
کوبنده جمله ظالمان ادرکنی
باقی خدا در این زمینی آقا
مسجود زمین وآسمان ادرکنی
در غیبت تو به شیعه ات سخت گذشت
بس قامت شیعه شد کمان ادرکنی
تا از پس پرده در نیایی مولا
پیوسته بهار ما خزان ادرکنی
ای منقم خون حسین(ع)وزهرا(س)
در یاب تو قبر بی نشان ادرکنی

شاعر : اسماعیل تقوایی
مرغ دلتون رو پر بدید سمت مشهد الرضا

سلطانی وما جمله گدایان توئیم
ارباب توئی بی سر وسامان توئیم
دریای کرم امام هشتم هستی
محتاج به یک قطره احسان توئیم
بر ما نظری کن غریبیم غریب
خوان کرمت گشا که مهمان توئیم
مارا بپذیر در حریمت آقا
مشتاق به دیدن شبستان توئیم
دل گشته دخیل پنجره فولادت
مولا ،تو طبیب و مامریضان توئیم
خوش منظره است گنبد وبارگهت
با هر نظری بر آن پریشان تو ئیم
آبی ست عجیب آب سقا خانت
خوردیم ،میان خیل مستان توئیم
نقاره زنان تو چه زیبا بزنند
با صوت حزینشان گریان توئیم
الحق که غذای حرمت مائده است
خوش لحظه که سفره خانه مهمان توئیم
ما در پی ضامنی به محشر هستیم
جانا،همه آهوی بیابان توئیم
گفتی که به زائران خود سر یزنی
هنگام ممات فکر پیمان توئیم
گر سر بزنی خوشا وگر سر نزنی
دنبال شفیع بهر جبران توئیم
زهراست شفیع ما قسم بر زهرا(س)
لطفی که نیازمند احسان توئیم

شاعر : اسماعیل تقوایی

ای حرمت ..
ای حرمت قبله ی پیر وجوان
خاک تو از جنت حق ارمغان
چارسوی قلب محبان تو
مرقد شش گوش تو باشد عیان
ای که زایثار تو گردیده است
راه شهادت به جهان جاودان
نام تو هردم که به لب آورم
اشک بشوید همه زنگار جان
نام بهین همه عالم ،حسین(ع)
ذکر شب وروز به هرکهکشان
دل به هوای حرمت پرز ند
نوکر خود را به حریمت بخوان
زاده ی زهرا بفدایت شوم
دیده کنم در غم تو خون فشان
دست مرا گیر تو ای دستگیر
لطف کن وروی ضریحت رسان
بوده به دنبال تو دل سالها
زندگیم مال تو در هرزمان
کرببلا کعبه عشاق توست
طوف حریم تو صفا بخششان
مفتخرم کن که شوم زایرت
بنده نوازی بنما،مهربان

شعر:اسماعیل تقوایی

ماه رمضان
ماه رمضان ولوله ی راز ونیاز است
صد شکر نما بنده ،در میکده باز است
خمخانه ی حق باز نموده سر خم ها
بر ریز به جام دل خود هرچه نیاز است
در اول مه عرش خدا در بگشودست
ماه رمضان بهر عروج تو جواز است
در لیله ی قدرش بشود هرچه مقدر
با روز ی یکساله ی هر بنده تراز است
این ماه به قرآن خداوند بهار است
دردست همه بهر قرایت به فراز است
اوقات سحر تا دم افطار چه زیباست
بر روزه بگیران همه گه خاطره ساز است
در نیمه ی مه شادی ما گشته دوچندان
میلاد حسن باشد و او بنده نوازاست
باشد دهه ی سوم آن شیعه عزادار
در سوگ علی(ع)غم زده در سوزوگداز است
شکرانه ی درک مه زیبای خدایی
ای بنده تو گر جان بدهی امر مجاز است
شعر:اسماعیل تقوایی
X