عجل علی ظهورک

ای در در نهانم عجل علی ظهورک
ای صاحب زمانم عجل علی ظهورک

اندر فراقت آقا حال خوشی ندارم
آتش گرفته جانم عجل علی ظهورک

ای کاش تا نمردم لطفی کنی تو مولا
رویت کنی عیانم عجل علی ظهورک

کنعان دل زهجرت دیری بود خرابست
بازآ زغم رهانم عجل علی ظهورک

کروبیان عرشی مسکونیان فرشی
گویند دلستانم عجل علی ظهورک

دیگر بس است ما را هجران روی ماهت
کف داده‌ام توانم عجل علی ظهورک

هر روز وشب دعایم بر درگه خدایی
پیوسته بر زبانم عجل علی ظهورک

مستضعفان عالم فریادشان بلند است
مولای مهربانم عجل علی ظهورک

آه ای بهار جانها پایانی خزانها
پایان بده خزانم عجل علی ظهورک

شاعر:اسماعیل تقوایی
حلول ماه رمضان مبارک باد

دوباره ماه خدا و بهار قرآن شد
دوباره ماه صفا دادن تن و جان شد

دوباره شوق سحر، هر غروب هم افطار
دوباره موسم شادی اهل ایمان شد

دوباره وقت سفر شد به شهر خوبی‌ها
دوباره ماه نزول کتاب قرآن شد

دوباره بستن چشم و دهان زهر خوردن
دوباره بنده حق بر خدای مهمان شد

دوباره خواندن یک آیه با ثواب تمام
دوباره فصل مناجات و رتل قرآن شد

 دوباره لیله ی قدر ومجیر وجوشن ها
دوباره ماه دعا ومهار شیطان شد

دوباره آمده ماهی که یک شب قدرش
برابر به هزار ماه عمر انسان شد

دوباره آمده ماهی که در میانه ی آن
ز شمس روی حسن (ع) خانه نورباران شد

دوباره آمده ماهی که روی ماه علی (ع)
خضاب خون سر و عمر او به پایان شد

بدار مغتنم این فرصت گرانمایه
که بسته دوزخ و جنت گشوده در آن شد

شاعر : اسماعیل تقوایی

به استقبال ماه مبارک رمضان

هنگامه وصل رمضان آمده است
مومن به تنش دوباره جان آمده است

یکماه گشوده سفره ای جان افزا
حق را بنگر که میزبان آمده است

این ماه گناه خلق می سوزاند
بر عمر گناهها خزان آمده است

بگشوده تمام،آسمان درهایش
ای بنده عروج کن،زمان آمده است

آوای مناجات ودعا گوش آید
الطاف خدایمان عیان آمده است

ماه رمضان ماه خداوند ودر آن
شیطان رجیم ناتوان آمده است

بر بند دهان ودل زدنیا برگیر
زیرا که زمان امتحان آمده است

باز است در بهشت بر روی همه
دوزخ بنگر که در زیان آمده است

این ماه بود بهار قرآن خدا
چون در رمضان زآسمان آمده است

شادند همه به نیمه ماه خدا
زیرا که حسن(ع)به این جهان آمده است

در بیست ویک، علی(ع)به خون غلطیده
هر شیعه به قلب خون فشان آمده است

افطار بده که در جواب عملت
اعطای ثواب بیکران آمده است

اسباب مهیا ست که بخشیده شویم
ای بنده تلاش کن امان آمده است

شاعر : اسماعیل تقوایی

مصحف پیغمبر اسلامیان قرآن بود
خواندنش آرامشی از بهر روح وجان بود

سوره هایش یکصد وچار وده است ای نیک بین
شصت ودو،سی،عده ی آیات این فرقان بود

برترین اعجاز پیغمبر بود قرآن حق
رهروان راه حق را شاخص ومیزان بود

گنجی از علم است گر دقت کنی در محتوا
عالم قرآن زگوناگونی اش حیران بود

خواندن هر آیه اش دارد ثوابی بس عظیم
قاری قرآن به جنت گوهری تابان بود

هر که خواهد دست بر تحریف این قرآن برد
سخت ناکام است زیرا حافظش یزدان بود

تازگی دارد همیشه هرچه عمرش بگذرد
هرزمانی مومنین را چاره وبرهان بود

عامل قرآن زدیگر مومنان پیشی گرفت
بر رسولان خدا در جنتش مهمان بود

شاعر : اسماعیل تقوایی
 

بیا..
ای طبیب دل بیمار بیا
دلبر غایب از انظار بیا

نقد جان بهر خرید آوردیم
یوسفا بر سر بازار بیا

درد هجران تو جان فرساید
تا بود جان تن بیمار بیا

عالمی منتظر دیدار رت
ازپس پرده به اظهار بیا

آخرین گل به گلستان ولا
زود در صحنه ی گلزار بیا

پیکر عدل به زنگ آلوده ست
ای زدودنده ی زنگار بیا

این جهان تشنه ی اصلاح بود
آخرین مصلح ومعمار بیا

بر نشان دادن قبر زهرا(س)
پسر احمد مختار بیا

کاش این جمعه ی آخر باشد
مهدی فاطمه،اینبار بیا

شاعر : اسماعیل تقوایی
تقدیم به رهبرم

فرزند حسینی و چو او ظلم ستیزی
اسباب غروری به همه ملت ایران

مو قرمز دیوانه زبرجام برون شد
خوش پاسخ او داده ای ای مظهر ایمان

یکبار دگر با سخنانت تو نمودی
خنثی، اثر این عمل مظهر شیطان

تو رهبر آگاه وشجاعی وبصیری
دشمن شده از رهبری خوب تو حیران

امید دهی بر همه احباب همیشه
اینگونه توکل ببرد کار به سامان

ای کاش ببینیم ترامپی که به گور است
جمهوری اسلامی ما فاتح دوران

خواهیم زحق عمر تو بادا به درازا
تا عصر ظهور آید وپیروزی قرآن

شاعر:اسماعیل تقوایی







یا امام رضا(ع)

جمعی به جهان واله وشیدا داری
رو سوی خودت غرق تمنا داری

طوف حرم تو آرزوی همه است
ای آنکه به مشهد الرضا جا داری

هرکس به امیدی به درت می آید
بر مرده دلان حکم مسیحا داری

امید پسین نا امیدان هستی
سلطانی وبر درت گداها داری

ای کهنه طبیب جمله ی بیماران
از بهر شفا بسی تقاضا داری

با آن حرم بهشتی ات آقا جان
دیریست که در قلوب مأوا داری

بر گرد حریم باصفایت خلقی
محتاج چو آهوان صحرا داری

ترکیب حرم،مناره ها،گنبد زر
بس منظره ها در این تماشا داری

محتاج زیارتم طلب کن مولا
دانم که کرامتی چو دریا داری

شاعر:اسماعیل تقوایی


خلاصه
میلاد مصلح کل عالم حضرت مهدی(عج)مبارک باد

امشب دلیل آخر خود را خدا رو می کند
مولود شهر سامرا هر دیده جادو می کند

امشب گلی در دامن نرگس شکوفا می شود
مولا امام عسکری خندان گلش بو می کند

امشب رود قنداقه ی مهدی به عرش کبریا
جن وملک تعظیم این نوزاد مه رو می کند

امشب حسن با نرگسش شاکر به درگاه خداست
حق هدیه ای تقدیم این آقا وبانو می کند

مولود امشب با رخش صیاد دلها می شود
اینکار با تیغ مژه،طاق دو ابرو می کند

امشب شب نومیدی خصم علی مرتضاست
او قلب کل شیعه را شادان وهمسو می کند

امشب شب شادی بود هرمنتظر در وسع خویش
جشنی بپا از بهر این مولود نیکو می کند

امشب بیاید آنکسی کو یار مظلومان شود
می آید واز این جهان هر ظلم جارو می کند

امشب بیاید قاسم عدل خداوند جلیل
عدل خدا را در زمین او بر ترازو می کند

ای حضرت صاحب زمان بنما رخت بر عاشقان
دیریست این دل ناله ها در هجر آن رو می کند

شاعر:اسماعیل تقوایی


یا مهدی ادرکنی

گل نرگس ز زمانی که شکوفا شده است
عالمی را سبب عشق به فردا شده است

از زمانی که زمان دیده برویش انداخت
عقل را داده زکف،واله وشیدا شده است

او که ابن حسن ونرجس رومی باشد
حجت آخر حق هست که پیدا شده است

همچو موسی به پی اش آمده فرعون زمان
زین جهت چاره ی او غیبت کبرا شده است

از زمانی که پس پرده ی غیبت رفته
نظری بر رخ ماهش چو رویا شده است

سالها ذکر لب منتظران العجل است
جمعه ها ندبه زسوی همه نجوا شده است


کاش تا سر نشده عمر سراپا گنهم
بینم آن غایب از انظار،هویدا شده است

کاش بینیم که او آمده و سردار
سپه جیش خداوند توانا شده است

شاعر:اسماعیل تقوایی
X