همراز مهدي
موضوعات
امام زمان مهدی (عجل الله فرجه) (32) قائم آل محمد (29) گالری عکس تصویر فیلم (29) روانشناسی اسلامی (26) کنکور دانشگاه مهدی (25) مذهبی و معنوی (25) عشق و محبت (22) فرهنگی اجتماعی (22) نماز قرآن سنت (22) فلسفه و عرفان لاهوتیان (21) انتظار فرج و ظهور (21) یا اباصالح المهدی (21) سلام و صلوات (19) اخلاقی و سخنرانی (17) حدیث حکایت روایت (16) گل نرجس (16) دجال ملعون (15) آموزشی تحقیقاتی (13) کتاب علم فن آوری (13) مقاله پیام نامه بیانیه (13) عدالت انسانیت مسلمانیت (12) زندگی و خانواده (12) صبر و خویشتن دارى (12) شعر و شاعر (12) مشاوره عمومی نظرات (11) دانلود نرم افزار (8) شجاعت و شهامت (8) غدیر خم (8) سفیانی ملعون (6) مسئله پاسخ سوال جواب (6) دعا مناجات دلنوشته (6) اطلاعات و اخبار (5) نویسنده و داستان (5) ادب هنر طنز (5) سیدحسنی خراسانی یمانی (4) سید عبدالعظیم حسنی (4) شهید و دفاع مقدس (3) فروشگاه اینترنتی (2) جبهه جنگ ایثار شهادت (2) مذهبي و معنوي (2) الاسلام القرآن الکریم الشیعه اهل البیت علیهم السلام (2) آموزشي تحقيقاتي (2) مقاله پيام نامه بيانيه (2) حديث حكايت روايت (2) فلسفه و عرفان لاهوتيان (2) فرهنگي اجتماعي (2) يا اباصالح المهدي (1) روانشناسي اسلامي (1) نويسنده و داستان (1) عدالت انسانيت مسلمانيت (1) كتاب علم فن آوري (1) آدينه و متفرقه (1) Mahdism Doctrine Islamic (1) مرجع تقلید فتوی مجتهد (1) كنكور دانشگاه مهدي (1) امام زمان مهدي (عجل الله فرجه) (1) ورزشی و سیاحتی (1) پزشکی بهداشتی سلامت (1) گل گیاه طبیعت محیط زیست (0) سیاست پول اقتصاد (0) اینترنت رایانه کامپیوتر موبایل (0) سینما تئاتر نمایش (0) آدینه و متفرقه (0) بدون موضوع (46)
صفحه ها
رسم عاشق کشی اسلام چگونه گسترش يافت؟ فرهنگ ايراني چهار پناهگاه قرآنی تشيع و انديشه‌ شيعي2 تشيع و انديشه‌ شيعي سرز مین مقدس و خاندان آل اشعر آمنه بنت شريد مهر من نثار تو توجه : بیننده عزیز سلام علیکم برای اینکه از این وبلاگ دیدن میکنید سپاسگذارم لطفا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عجل الله)<1>ءالی<100>صلوات بفرستید که برای برآورده شدن حاجت هم خوب است. روزه خواری اکیدا ممنوع! علم امام به رفتار ما ساعت به وقت شرعی دوازده! تكلیف عاشق کتاب ديگر قرآن! قدمگاه در وضو شریک نگیرید! پیک همراز حماسه ديني در ادب صداي سخن عشق، ابوالأسود دوئلي شاعر ايمان و ولايت آيين رمضان مناسبتها، احکام، ادعيه و آداب رمضان، منتخب از مفاتيح الجنان درخشش پنجمين نور ايزدى چهل داستان و چهل حديث از امام حسين (ع) پنجره امام زمان علیه السلام مدح و منقبت سوّمين اختر فروزنده امامت و ولايت ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 1 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 2 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 3 ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 4 ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 5 آثار نماز نخواندن آثار نماز
فيدها
گرایش به انتخاب نام «محمد» در بلژیک
پس از اینکه چند روز پیش مقامات مسئول در دانمارک از افزایش نام "محمد" در کشورشان خبر دادند، دفتر آمار بلژیک نیز اعلام کرد که نام «محمد» یکی از محبوب ترین نام‌های برگزیده شده برای نوزادان در این کشور اروپایی در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸میلادی بوده است.

به گزارش شیعه آنلاین، دفتر آمار بلژیک در ادامه افزود: در سال گذشته میلادی 235 نوزاد در بلژیک "محمد" نام گذاری شده‌اند و این آمار نشان دهنده آن است که این نام از محبوبترین نام های برگزیده شده در این کشور بوده است. بعد از آن نام «آدم» قرار دارد که بلژیکی ها آن را برای 169 نوزاد برگزیده‌اند.

براساس این گزارش نام «امین» ششمین نامی است که مردم بلژیک بر روی نوزادان خود قرار داده‌اند و نام‌های «ایوب» و «مهدی» نیز در فهرست نام‌هایی است که مردم این کشور علاقمند هستند تا آنها را برروی نوزادان خود قرار دهند.

اما در میان دختران نیز نام «آیه» سومین نامی است که مردم بلژیک بر روی نوزادان خود قرار داده اند و نام های «یاسمین» و سلمی» در رده هشتم این فهرست در سال 2007 قرار دارند.

در طول سال جاری میلادی نیز نام های «لینا» و «ساره» برای دختران و نام‌های «ناتان»، «لوکاس» و «نوح» برای پسران نیز بیشترین آمار انتخاب شده از سوی مردم بلژیک برای نام گذاری فرزندانشان را تشکیل می‌دهند.

گفتنی است بلژیک یکی از کشورهای مهاجر پذیر قاره اروپاست که بعد از جنگ جهانی دوم شمار مهاجران آفریقایی که از شمال این قاره به آن مهاجرت کردند، همواره رشدی فزاینده داشته است. این کشور اروپایی دارای رشد منفی جمعیت است و رشد جمعیت آن 1- درصد اعلام شده است.

ناگفته نماند تقریبا تمام این نوزادان دانمارک که چنین نام های اسلامی برای آنان انتخاب می‌شود، از خانواده های دانمارکی مسلمان تبار هستند که ریشه و اصول بیشترشان به کشورهای اسلامی باز می‌گردد.

برچسب ها :
مأخذ شناسی دجّال
دجّال، (antichrist) یا ضدّ مسیح، فردی است که خروجش یکی از علایم قیامت کبرا محسوب می‌شود امّا در برخی از روایات، خروج او را جزو نشانه‌های ظهور امام عصر(ع) می‌بینیم.

برای دجّال صفات و خصوصیات مختلفی برشمرده‌اند از جمله: او مردی کافر است با یک چشم که آن چشم هم در پیشانی‌اش واقع شده و مانند ستاره‌ای می‌درخشد؛ در پیشانی او کلمة کافر نوشته شده است،‌ کوهی از طعام و شهری از آب همیشه با اوست و بر الاغ سفیدی سوار می‌شود که هر گامش یک میل راه است، دجّال ‌ادّعای خدایی می‌کند و در آخرالزّمان از قریة یهودیّة اصفهان خروج می‌کند،‌ بیشتر پیروانش یهود و زنازادگان هستند.
تمامی انبیای پس از حضرت نوح(ع) قوم خود را از فتنة ‌دجّال ترسانده‌اند و پیامبر اکرم(ص) نیز فتنة‌ او را بزرگ‌ترین فتنه معرفی کرده‌اند و برای محفوظ ماندن از شرّ او، ما را به خواندن آیات اولیة سورة‌ حشر توصیه کرده‌اند.

البتّه در اینکه دجّال یک شخصیت حقیقی یا سمبلیک است نظرات متفاوتی وجود دارد و با توجه به اینکه این موضوع در کتاب مقدّس نیز آمده و اهل سنّت خیلی به موضوع دجّال تکیه کرده‌اند به طوری که انکار خروج او را مساوی با کفر دانسته‌اند؛ بر آن شدیم تا در این مقاله منابعی را که در این باره نوشته شده خدمتتان معرفی کنیم.

این منابع در دو بخش اختصاصی و عمومی دسته‌بندی می‌شوند: 1.کتبی که به طور کامل به موضوع دجّال یا مسیح دجّال پرداخته‌اند. 2.کتبی که در کنار معرفی نشانه‌های آخرالزّمان و قیامت (اشراط الساعـ[) به موضوع دجّال و خروج وی ‌پرداخته‌اند.

الف ـ کتب مستقل دربارة دجّال:
1. دجّال [افسانه یا واقعیّت]، مهناز شفائی، تهران: الف، 1374، چ اوّل.
2. عصر المسیح الدجّال؛ الحقائق و الوثائق: تفاصیل الخطـ[ الماسونیه الهدم الذهبی و الالفیه حورس666، هشام کمال عبد الحمید، قاهره: مرکز العربیه، 1999م، چ اوّل.

3. الفتن، ابی علی حنبل بن اسحاق شیبانی، بیروت: دارالشائر الإسلامیه، 1419ق، چ اوّل.
4. مأة (100) سؤال حول الدجّال، حیدر کامل، بیروت: دارالمحجّـة البیضاء، چ اوّل.
5. مسیح الدجّال حقیقـةٌ لا خیال، عبداللطیف عاشور، قاهره: مکتبـة القرآن، [بی‌تا]، چ اوّل.
6. مسیح الدجّال قراءة سیاسیـة فی الاصول الدیانات الکبری، سعید ایوب، قاهره: دارالفتح للأعلام العربی، 1420، چ اوّل.
7. مسیح الدجّال، منبع الکفر و الضّلال... و ینبوع الفتن و الأوجال، عماد‌الدّین بن اسماعیل ابن کثیر دمشقی، بیروت: مؤسّسة الکتب الثقافیـة، 1419ق، چ اوّل.
8. المسیح الدجّال و معرکـة هرمجدون، هشام محمّد ابوحاکمه، عمان: دارالاسراء، 2001 م، چ اوّل.

ب ـ کتبی که فصل یا صفحاتی از آنان به موضوع دجّال اختصاص یافته است:
1. آخرین امام(ع): ولادت، زندگی و ظهور قائم آل محمّد(ص)، حمید قلندری بردسیری، تهران: آفرینه، 1379، چ اوّل، صص129ـ 134.
2. ادیان و مهدویّت یا آراء و عقاید دربارة مهدی(ع)، محمّد بهشتی، تهران: مرآتی، 1361، چ اوّل، صص176-183.
3. الإذاعـ[ لما کان و ما یکون بین یدی السّاعـة، ابی الطیب محمّد صدیق خان بن حسن بن علی بن لطف الله حسینی بخاری قنوجی، بیروت: دار ابن حزم، 1421ق، چ اوّل، صص188-197.
4. اشراط السّاعـ[ الصغری و الکبری، صلاح‌الدّین محمود، بیروت: دار الغدّ الجدید، 2004 م، صص120-149.
5. الجفر و الفتن و أشراط الساعـة (الصغری و الوسطی و الکبری) (المنسوب سیّدنا علی(ع))، عکاشـة عبدالمنان الطیّبی، بیروت: دارالیوسف، [بی‌تا]، چ اوّل، صص80-83.
6. جهان در سیطرة صاحب‌الزّمان، محمّد رضا قاسمی، مشهد: الف، [بی‌تا]، چ اوّل، صص141-166.
7. چشم به راه مهدی(ع)، جمعی از نویسندگان مجلّة حوزه، قم: حوزة علمیّة قم، 1378، چ دوم، صص289-296.
8. چهرة درخشان امام زمان(ع)، جلد دوم، علی حائری یزدی، مترجم: محمّد جواد مرعشی نجفی، قم: فراهانی، 1401ق، چ اوّل، صص184 ـ 200.
9. چهرة درخشان امام زمان(ع) ـ جلد سوم، علی حائری یزدی. مترجم: محمّد جواد مرعشی نجفی، قم: فراهانی،1401ق، چ اوّل، صص93-98 و 117.
10. الحتمیّات من علائم الظهور، فاروق الموسوی، قم: مؤسّسـة السبطین العالمیـة، 1427 ق، چ اوّل، صص294-314.
11. حضرت مهدی(ع) از ظهور تا پیروزی، حسین تقوی، قم: نورالاصفیاء، 1381، اوّل، صص316-327.
12. حضرت مهدی(ع) فروغ تابان ولایت، محمّد محمّدی اشتهاردی، قم: جمکران، 1380، چ ششم، صص102-106.
13. حکومت جهانی مهدی(ع)، ناصر مکارم شیرازی، قم: نسل جوان، 1380، چ11، صص171-180.
14. حکومت عدل‌گستر در دست مهدی منتظر، حسین حیدری کاشانی، تهران: اندیشه، 1362،
چ اوّل، صص172-175.
15. حیاة الامام المحمّد المهدی(ع)، باقر شریف القرشی، نجف:‌ فرزند مؤلّف، 1471 ق، چ اوّل، صص263-271.
16. خصایص المهدی(ع) یا ویژگی‌های حضرت مهدی(ع)، محمّد راجی قمی، تهران: مؤلّف،1381، اوّل، 290-292.
17. 500 سؤال حول الإمام المهدی(ع)، ماجد ناصر الزبیدی، بیروت: دارالمحجـة البیضاء، 1425ق، چ اوّل، صص123-129.
18. دادگستر جهان، ابراهیم امینی، تهران: دارالفکر 1352، چ چهارم، صص343-350.
19. دارالسلام: در احوالات حضرت مهدی(ع) و علایم ظهور و کسانی که در خواب یا بیداری به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شده‌اند، محمود عراقی میثمی، قم: ‌ایران رنگین، 1380، چ اوّل، صص633-642.
20. الدرّ المنتظم فی السرّ الاعظم، شیخ کمال‌الدّین محمّدبن طلعه شافعی، بیروت: دارالهدی، 1425ق، اوّل صص 67-79.
21. در انتظار خورشید ولایت، عبدالرّحمن انصاری، قم: انصار المهدی(ع)، 1373، دوم،‌ صص112-117.
22. در مسیر نور تا خورشید، رجبعلی مظلومی، [بی‌جا]: مکتب امام(ع) 1366، چ اوّل، صص513-521.
23. دولة المهدی(ع) یا حکومت امام زمان(ع)، محمّد حسینی بهارانچی، اصفهان: مؤلّف، 1381،
چ اوّل، صص 403-412.
24. دولـة الامام المهدی و عصر الظهور، شیخ کاظم المصباح، بیروت: دارالکاتب العربی، 2008 م، صص142-151.
25. الرجعـة، محمّد مؤمن بن دوست محمّد حسینی استرآبادی، قم: دارالاعتصام، 1417ق، چ اوّل، صص175-181.
26. رخسار آفتاب، مجتبی غیوری، قم: مهدیه، 1380، چ اوّل، صص79-82.
27. روزگار رهایی، ج2، کامل سلیمان، مترجم: ‌علی اکبر مهدی پور، تهران: آفاق، 1371، چ دوم، صص1142-1159.
28. زندگانی خاتم اوصیاء امام مهدی(ع)، باقر شریف القرشی، مترجم:‌ ابوالفضل اسلامی، قم: مؤسّسة نشر فقاهت، 1377، چ دوم، صص 298-306.
29. صحیح اشراط الساعـة و وصف لیوم البعث و أهوال یوم القیامـة، مصطفی ابونصر شبلی، بیروت: مکتبـة السوادی للتوزیع، 1423ق، چ دوم، صص201-242.
30. طلوع آفتاب مهدی(ع)، جمعی از نویسندگان، تهران: الغدیر، 1401ق، چ اوّل، صص206-212، 220-223، 760-764
31. عبر امـة الاسلام و تنبّؤات نهایـة العالم، بیروت، دارالیوسف، 2002 م، چ اوّل، صص65-74.
32. العبقری الحسان فی أحوال مولانا صاحب الزّمان(ع)، ج2، علی اکبر نهاوندی، تهران: دبستانی، [بی‌تا]، چ اوّل، صص43-50.
33. العدّ التنازلی فی علائم ظهور المهدی(ع) آخر اوصیاء الرّسول المصطفی(ع)، عبّاس تبریزیان، تهران: سیّدالشهداء، 1383، چ اوّل، صص549-557.
34. عدل منتظر، تهران: ستاد برگزاری جشن‌های میلاد حضرت مهدی(ع)، 1304، چ اوّل، صص183-190.
35. عقد الدّرر فی اخبار المنتظر، یوسف بن علی بن عبدالعزیز مقدّسی شافعی، بیروت: دارالکتب عربی، 1418ق، چ اوّل، صص 179-208.
36. علائم آخرالزّمان در ادیان و ملل مختلف، مریم امجدی، تهران:‌ امیر، 1382، چ اوّل، صص66-70.
37. علامات القیامـة الکبری من بعثه النبی(ص) حتّی نزول عیسی(ع)، عبدالله حجاج، قاهره: مکتبـة التراث الاسلامی، 1407ق، چ اوّل، صص93-130.
38. علامات قیامت به روایت اهل سنّت، عاشق الهی بلند شهری؛ غلام محمّد سربازی، زاهدان: صدیقی، 1381، چ اوّل، صص79-94.
39. علامات یوم القیامه، الحافظ القرطبی، [بی‌جا]:‌ المکتبـة التوفیقیـة، [بی‌تا]، چ اوّل، صص54-84.
40. الفتن، ابی عبدالله نعیم بن حماد المروزی، بیروت: ‌دارالفکر للطباعـة و النشر و التوزیع، 1424ق، چ اوّل، صص 315-345.
41. فتن فی عصر الظهور الشریف، عبدالحلیم الغزی، بیروت: مکتبـة الفردوس، 1424 ق، چ اوّل، صص352-359، 463-476.
42. الفتن و الملاحم الواقعه فی آخرالزّمان ابی الفداء اسماعیل بن کثیر الشافعی الدمشقی، دمشق: دار ابن کثیر، 1414ق، چ اوّل، ص87-171.
43. فرهنگ موعود(عج): مطالبی کوتاه و آموزنده راجع به زندگانی و القاب امام عصر(ع) قبل و بعد از قیام آن حضرت به صورت منظّم طبق حروف فارسی، حسین کریمشاهی بیدگلی، قم:‌ ناصر، 1367، چ اوّل، ذیل موضوعات، دجّال، صائدبن صید، کناسه و یهودیه.
44. فرهنگ نامة مهدویّت، خدامراد سیلیمان، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(ع)، 1383، چ اوّل، ذیل موضوعات: خروج دجّال، دجّال و صائدبن صید.
45. قصـة النهایـة و علامات الساعـة الصغری و الکبری، محمّد عمار، کویت: مکتبـة ابن کثیر، 1423ق، چ اوّل، صص158-175.
46. کتاب الرّجعه، احمدبن زین الدّین الاحسایی، بیروت: الدار العالمیـ[، 1414 ق، چ اوّل، صص62-72.
47. کشف الحق (اربعین خاتون آبادی)، محمّد صادق خاتون آبادی، تهران: مؤسّسـة الامام المهدی (بنیاد بعثت)، 1361، چ اوّل، صص190-201.
48. کمال‌الدّین و تمام النعمه، ج 2، شیخ صدوق، مترجم: آیت‌الله کمره‌ای، تهران: کتابفروشی اسلامیّه، 1397 ق، چ2، صص205-212.
49. ما قبل نهایة التاریخ ظهور المهدی المنتظر(ع)، جعفر عتریسی، بیروت: دارالمحجّة البیضاء، 1423 ق، چ اوّل، صص311-365.
50. مژدة ظهور، ج2، سلیمان مدنی تنکابنی، قم: مؤلّف، 1383، چ اوّل، صص70-72، 162-164.
51. المسیح الموعود و المهدی المنتظر(ع)، یوسف محمّد عمرو، بیروت: دارالمؤرخ العربی، 1430 ق، چ اوّل، صص 175-180.
52. مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنّت، هادی خسروشاهی، تهران: اطّلاعات، 1374، چ2، صص205-213.
53. مصلح غیبی، حسن ابطحی، قم: بطحا، 1380، چ1، صص258-261.
54. مع المهدی المنتظر فی دراسة مقارنة بین الفکر الشیعی و السنّی، مهدی حمد الفتلاوی، بیروت: الدار الاسلامیـ[، 1421، چ2، صص104-109.
55. معجم احادیث الامام المهدی(ع) ـ الجزء الاوّل:‌ احادیث النبی(ص)، زیر نظر: علی کورانی، قم: مؤسّسة المعارف الاسلامیة، 1411ق، چ اوّل، صص33، 88-92.
56. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، الجزء الثانی:‌ احادیث النبی(ص)، زیر نظر: علی کورانی، قم: مؤسّسة المعارف الاسلامیة، 1411ق، چ اوّل، صص5-138.
57. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، الجزء الثالث:‌ احادیث الائمـ[، زیر نظر: علی کورانی، قم: مؤسّسة المعارف الاسلامیة، 1411ق، چ اوّل، ص131-138، 200.
58. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، الجزء رابع: احادیث الائمة(ع)، زیر نظر: علی کورانی، قم: مؤسّسة المعارف الاسلامیة، 1411ق، چ اوّل، صص74-76.
59. معجم الملاحم و الفتن، الجز الثانی، محمود بن سیّد مهدی الموسوی الده سرخی الاصفهانی، [بی‌جا]:‌ مؤلّف، 1420 ق، چ اوّل، صص196-239.
60. المفاجاة: بشراک یا قدس، محمّد عیسی داوود، [بی‌جا]: مدبولی الصغیر، 2001 م، چ اوّل، صص419-435، 552-561.
61. الملاحم و الفتن، ابن طاووس، تهران: اسلامیه، [بی‌تا]، چ اوّل، صص64-68، 144-146.
62. الملاحم یا علائم ظهور حضرت مهدی(ع)، محمّد حسین همدانی طاوئی، تهران: کتابخانة صدر، [بی‌تا]، چ اوّل، صص30-32.
63. ملاقات با طاووس بهشت حضرت مهدی(ع)، رحمت‌الله ابراهیمی، قم، مشهور، 1381، چ اوّل، صص84-85، 110-118.
64. الممهّدون للمهدی(ع) (دراسته فی السیاسة العصر ظهور)، علی کورانی، قم:‌ مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1405ق، چ اوّل، صص28-30.
65. منتخب‌الأثر فی الإمام الثانی عشر(ع)، ج3، لطف‌الله صافی گلپایگانی، قم: سلمان فارسی،1422ق، چ اوّل، صص103-112، 162-164، 276-305.
66. منقذ البشریـة، ابراهیم امینی، بیروت: دارالهادی، 1413ق، اوّل، صص210-215.
67. موسوعـة احادیث امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) ماروی عنه حول الامام المهدی(ع)، قم: الهیئة العلمیّة فی مؤسّسة نهج البلاغه، 1416ق، چ اوّل، صص231-239.
68. موعودنامه: فرهنگ الفبایی مهدویّت (دربارة حضرت مهدی(ع)، غیبت، انتظار، ظهور)، مجتبی تونه‌ای، قم: مشهور، 1383، چ اوّل، ذیل موضوعات: خروج دجّال، دجّال، صائدبن صید، عذاب دجّال.
69. مهدی، انقلابی بزرگ، ناصر مکارم شیرازی، قم: ‌هدف، 1398 ق، چ اوّل، صص192-202.
70. مهدی(ع) تجسّم امید و نجات، عزیزالله حیدری شاهرودی، قم: جمکران، 1380، چ اوّل، صص89-93، 251.
71. مهدی موعود(ع): ترجمة‌ جلد سیزدهم بحارالانوار، محمّد باقر مجلسی، مترجم: علی دوانی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1380ق، چ چهاردهم، صص964-977.
72. مهدی موعود صاحب‌الزّمان(ع) و مخالفان، هاشم دل خوشنواز، تهران: رشیدی، 2536 شاهنشاهی،
چ اوّل، صص129-133.
73. مهدی(ع) موعود قرآن، علیرضا رجالی تهرانی، قم: خادم الرّضا، 1383، چ ششم، صص121-125.
74. مه عاشق‌کش: حضرت مهدی(ع) در آینة پرسش و پاسخ، علی دژاکام، تهران: معارف، 1383، چ اوّل، صص133-135.
75. نورالانوار، علی اصغر بروجردی، تهران، چاپخانة برادران کتابچی، 1347، چ اوّل، صص120-134.
76. النهایـة فی الفتن و الملاحم، الجزء الاوّل، اسماعیل بن کثیر القرشی الدمشقی، بیروت: دارالمعرفـة، 1420ق، چ اوّل، صص75-141.
77. یوسف زهرا(س) یا مهدی صاحب‌الزّمان(ع)، ابوطالب احسانی، قم: دارالکتاب، 1381، چ اوّل، صص263-267.
78. الیوم الآخر و نهایـة الزّمان، خالد صنادیقی، دمشق، دار علاء الدین، 2001 م، چ اوّل، صص100-113.
79. الیوم الآخر فی ضلال القرآن، احمد فائز، بیروت: موسسـة‌الرسالـة، 1421ق، چ دوم، صص107-123.

ماهنامه موعود شماره 105

برچسب ها :
دمشق در آخرالزمان
دمشق یا دمشق الشام یا به اختصار شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است. بنا به قول مشهور، حضرت زینب(س) در آنجا وفات یافت و حرم مطهر ایشان در منطقة زینبیة دمشق واقع است. خالدبن ولید در سال 14 قمری آن را تصرف کرد و دورة حاکمیت هزارسالة غربیان بر آن منطقه برافتاد. معاویه در سال 36 ق. آنجا را مقرّ خویش ساخت و تا سال 127 که مروان بن محمد، حران را پایتخت قرار داد دمشق پایتخت امویان بود.

دربارة وجه تسمیه دمشق برخی گفته‌اند به اسم بانی آن نامیده شده است که «دماشق بن ارم بن سام بن نوح» می‌باشد و نیز گفته‌اند که آن را جیرون بن سعدبن عادبن ارم بن سام بن نوح بنا کرد و «ارم ذات العماد» نامید. و روایت کرده‌اند که دمشق محل خانة حضرت نوح بود و او چوب‌های کشتی خود را از کوه لبنان فراهم می‌آورد.

در مورد فتنه‌ها و علائم ظهور و آنچه در دمشق اتفاق می‌افتد، روایات بسیاری از شورش‌ها، جنگ‌ها و زلزله‌ها در شام و دمشق، خبر می‌دهد. امّا از آنجا که سفیانی از دمشق خروج می‌کند، نقش آنجا پررنگ‌تر می‌شود. در برخی از روایات سفیانی از «وادی یابس» (مرز بین سوریه و اردن) ظهور می‌کند و در برخی دیگر از دمشق می‌آید.

در «غیبت» نعمانی به نقل از امام باقر (ع) آمده است:
«منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهانی از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست».1 در مورد حوادث زمینه‌ساز خروج سفیانی از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «هنگامی که کافری در شام به هلاکت رسد، اصهب کافر قیام می‌کند و تسخیر مرکز، بر او سخت می‌شود و طولی نمی‌کشد که او نیز کشته می‌شود ...»2 کامل سلیمان نویسندة کتاب «یوم الخلاص» می‌گوید، مراد از مرکز در این حدیث دمشق است که اصهب در آنجا توسط سفیانی به هلاکت می‌رسد. همچنین در حدیث دیگری آمده است: «هنگامی که آسیاب بنی‌عباس بچرخد و پرچمداران پرچم خود را بر زیتون‌های شام بیاویزند، خداوند اصهب را هلاک می‌کند و همة سپاهیانش را به دست آنها [سپاه سفیانی] نابود می‌سازد و آنگاه پسر هند جگر خواره بر فراز منبر دمشق می‌نشیند».3
منظور از پسر هند جگر خواره، سفیانی است که از نسل ابوسفیان است.

در مورد اولین سرزمینی که سفیانی اشغال می‌کند، در روایات به نقل از امیرمؤمنان، علی(ع) چنین آمده است: «[سفیانی] روز جمعه خروج می‌کند و بر فراز منبر دمشق، قرار می‌گیرد و آن نخستین منبری است که او صعود می‌کند، خطبه می‌خواند، و مردم را به جهاد فرمان می‌دهد، و از آنها بیعت می‌گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند چه مطابق میلشان باشد چه نباشد».4

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «چون سفیانی به دمشق نزدیک شود، حاکم دمشق پا به فرار می‌گذارد، و قبایل عرب بر گرد او می‌آیند؛ ربیعی، جرهمی، اصهب و دیگر شورشگران علیه او می‌شورند ولی سفیانی بر آنها غلبه می‌کند، و بر شام سیطره می‌یابد».5

رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقه (کُوَر خمس): دمشق، حَمْص، حلب، اردن، قنّسرین تسلط بیابد، نه ماه برای او بشمارید».6

در احادیث آمده است که سپاه سفیانی، پس از ظهور امام زمان(ع)، به فرمان خداوند در بیابانی به نام بیداء فرو می‌روند و تنها دو نفر از آنها باقی می‌ماند که فرشته‌ای به آنها سیلی می زند و چهرة هر دو به پشت برمی‌گردد، یکی را نزد دشمنان حضرت مهدی(ع) می‌فرستد که به آنها انذار بدهد، و دیگری با نام «بشیر» نزد سپاه امام می‌رود و نابودی سپاه سفیانی را به امام بشارت می‌دهد. امام علی(ع) دربارة پایان کار سفیانی این‌گونه می‌فرمایند: «... ساعتی نمی‌گذرد که تمام سپاهیانش (سفیانی) نابود می‌شود، پس مهدی(ع) او (سفیانی) را گرفته و در زیر درخت پرباری که شاخه هایش به دریاچة طبریه متمایل شده سر می‌برد و شهر دمشق را به تصرف خویش در می‌آورد».7

همچنین امام علی(ع) می‌فرمایند: «برای مصر منبری می‌سازم، دمشق را سنگ به سنگ ویران می‌کنم. یهود را از همة سرزمین‌های عربی بیرون می‌نمایم، و جامعة عرب را با این عصایم می‌رانم، همة اینها را مردی از تبار من انجام می‌دهد».8

همچنین در حدیثی آمده است که حضرت عیسی(ع) از شرق دمشق از آسمان فرود می‌آید.9
بنابراین همان گونه که مشاهده شد، دمشق یکی از کُوَر خمس است که سفیانی آن را تصرف می‌کند و همچنین در وقایع آخرالزّمان نقش به سزایی دارد.

ماهنامه موعود شماره 99

پی‌نوشت‌ها:
1. غیبت نعمانی، ص 149 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1106.
2. روزگار رهایی، ج2، ص 992.
3. الحاوی للفتاوی، ج2، ص 141به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 995.
4. الزام الناصب، ص 198 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1088.
5. روزگار رهایی، ج2، ص 1116.
6. غیبت نعمانی، ص 163به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1129.
7. الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 471.
8. بحارالانوار، ج53، ص60به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 472.
9. روزگار رهایی، ج1، ص552.

برچسب ها :
طائب: صهیونیست ها می خواهند پای ایران را به صعده باز کنند
رسا: حجت الاسلام مهدی طائب درگیری های یمن را توطئه صهیونیسم و یهودیان جهت انحراف افکار عمومی از جنایات اسرائیل دانست.

حجت الاسلام مهدی طائب، استاد حوزه و دانشگاه ضمن تحلیل اتفاقات و درگیری های کشور یمن گفت: در اینجا چند بحث است که باید به آن توجه کرد. اینکه رسانه ها اعلام می کنند شیعیان در یمن مورد تعرض قرار گرفته اند غلط است زیرا شیعه به کسی اطلاق می شود که 12 امام را قبول داشته باشد.

وی افزود: افرادی که در یمن مورد تعرض و هجمه قرار گرفته اند زیدی مسلک و از دایره شیعه بیرون هستند.

استاد حوزه و دانشگاه در تحلیل خود از هدف استکبار جهت رسانه ای شدن این اتفاقات نیز گفت: رسانه ای کردن این موضوع و القا آن به شیعیان توسط خبرگزاری های تحت سلطه صهیونیسم نوعی ایجاد جنگ و یا جنگ نمایی بین شیعه و سنی است.

وی بیان داشت: رسانه های بین الملی، آمریکایی و صهیونیستی با بزرگنمایی این حوادث می خواهند جریانات اسرائیل و جنایات این رژیم در غزه که دنیا به سمت محکوم کردن آن می رفت تحت شعاع قرار دهند و افکار عمومی دنیا را مشغول حوادث دیگری بکنند.

حجت الاسلام طائب اضافه کرد: آنها به نحوی می خواهند پای ایران را در داستان صعده باز کنند در حالی که این مساله یک موضوع فرعی است.

وی ادامه داد: آنها با استفاده از احساسات و عواطف مردم ما می خواستند موضوع را از مبارزه با اسرائیل و خطر این رژیم به نقطه ای ببرند که اصولا اهمیت چندانی ندارد.

وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه اختلاف عربستان و یمن یک اختلاف مرزی است و ربطی به شیعیان ندارد، تاکید کرد: اگر قرار بود اختلاف این دو کشور شیعیان باشند، شیعیان دوازده امامی که در مناطق شرقی عربستان زندگی می کنند باید در اولویت مقابله باشند در حالی که ما هیچ گونه تقابلی در آنجا نمی بینیم.

وی بیان داشت: این مسائل یک بازی سیاسی است که راه انداخته اند.

حجت الاسلام طائب ادامه داد: صهیونیست ها معمولات قضایایی را که می خواهند بواسطه آن ذهن دنیا را مشغول کنند، در محدوده یمن انجام می دهند و معمولا ناوهای آمریکا نیز در این محدوده مورد هدف قرار می گیرند و بعد هم اعلام می کنند که القاعده این کار را کرده است.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه صهیونیست ها، عربستان و یمن را سرکار گذاشته اند گفت: ما از دید انسانی که یک عده انسان بی گناه در این حوادث کشته می شوند از مردم یمن دفاع می کنیم اما نباید بازی این جریانات را بخوریم.

حجت الاسلام طائب در بخش دیگری از سخنانش خواستار هوشیاری و دقت بیشتر رسانه ها جهت انعکاس رویدادهای کشور یمن شد و گفت: ما در اطلاع رسانی و انعکاس این اتفاقات نباید بازی جریانات خبری دنیا را بخوریم.

وی تاکید کرد: رسانه ملی نیز اگر می خواهد اخبار این حوادث را منعکس کند باید توجه کامل به قضایا داشته باشد و اگر خبرنگار خودشان حوادث را دید نسبت به نقل و انعکاس آن اقدام کند نه اینکه ترجمه اخبار را از شبکه های بین المللی بگیرد و بعد از مدتی معلوم شود که بازی خبری خورده ایم.
مهدی

برچسب ها :
میهمان ماه (اكبر بهداروند)
اکبر بهداروند از پدر و مادری بختیاری و از ایل هفت‌لنگ در بهار 1329 در شهرستان اندیمشک، که در زمان تولّد ایشان قصبه‌ای کوچک بود، متولّد شد. پدرش کارگر فنّی راه‌آهن بود و مادرش خانه‌دار. تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های سعدی، شاه پدر و داریوش اندیمشک سپری کرد و تحصیلات دبیرستانی را در دبیرستان‌های شاپور و مولوی اندیمشک و پهلوی سابق دزفول به اتمام رساند و بعد به سربازی رفت و در آن دوره سپاهی دانش شد. در محروم‌ترین منطقة ایران یعنی بخش بشاگرد از توابع میناب، جنوب استان هرمزگان، مشغول به خدمت آب و بابا شد که نه آن منطقه آب داشت و نه نان و باباها هم برای امرار معاش زندگی برای شیخ‌نشین‌های عربی کار می‌کردند. بعد از اتمام خدمت سربازی در دانش‌سرای تربیت دبیر آبادان در رشتة ادبیّات قبول شد و بعد از این دوره برای تدریس عازم شهرش اندیمشک شد و به مدّت 13 سال در مدارس اندیمشک به تدریس پرداخت. سال 65 دچار بیماری شد و بعد از خاتمة دفاع مقدس از اندیمشک به شهرستان کرج اعزام شد که دوباره روز از نو و روزی از نو، درس شروع شد و ادامة تحصیل در رشتة ادبیّات فارسی.
بهداروند در سال 65 همکاری ادبی خود را با حوزة هنری در تهران شروع کرد و همچنین در روزنامة اطلاعات و کیهان و کیهان فرهنگی مشغول به کار شد. سال‌ها در حوزة کارشناسی شهر با مطبوعات و ناشران کار کرد.
دارای یک پسر 31 ساله، مهندس عمران و دو دختر 26 و 24 ساله که دختر بزرگ‌تر به خانة بخت رفته است و پسرش هم داماد شده و دختر کوچکش در رشتة کارشناسی ارشد ترجمة زبان انگلیسی ادامة تحصیل می‌دهد. همسر ایشان از هم‌شاگردی‌های دوران تحصیل ایشان هستند که به اتّفاق بازنشسته شده‌اند. ساکن کرج است و فعلاً هم در کیهان فرهنگی مشغول خدمت است.
از آثار چاپ شدة ایشان به کتاب‌های شعرش می‌شود اشاره کرد:
1. مزامیر کال، 2. تلواسه در عطش،
3. ترانة آب، 4. گزیدة اشعار
و از آثار تحقیق و تصحیح ایشان می‌شود به این آثار اشاره کرد:
1. کلیّات محتشم کاشانی، 2. کلیّات اقبال لاهوری، 3. دیوان حافظ، 4. گلستان سعدی، 5. نگار دانش، 6. از تبار شبنم، 7. آواز سبز ایل، 8. آیینة مهر، 9. چکامة زخم، 10. کلیّات سه جلدی بیدل دهلوی، 11. نثرهای بیدل، 12. رباعیّات بیدل، 13. غزلیّات سه جلدی بیدل دهلوی،
14. غزلیّات یک جلدی بیدل دهلوی،
15. مثنوی‌های بیدل دهلوی، 16. نثرهای بیدل دهلوی، 17. تبسم یک قافلة آه،
18. مقالات اقبال‌شناسی، 19. غزلیّات ظهوری ترشیزی، 20. رباعیّات ظهوری ترشیزی، 21. کلیّات ملک قمی، 22. کلیّات واعظ قزوینی، 23. شهربانو و خاکسترهای سرد، 24. مقالات بیدل‌شناسی، 25. کلیّات ظهیر فاریابی، 26. دوبیتی از مشروطه تا امروز، 27. کلیّات طبیب اصفهانی،
28. فرهنگ رشیدی...
بهداروند چنانچه عمری خداوند به ایشان عطا کند آثار دورة صفویه در زمینة شعر را چاپ خواهد کرد. از ورزشکاران قدیمی خوزستان است و سال‌های جوانی‌اش در آواز تمرین می‌کرد و دارای نیم‌دانگ صدای ارثی است. پنج برادر از خودش کوچک‌تر و سه خواهر دارد. پدرش در اندیمشک به دیار باقی شتافت و مادرش در قید حیات است. تمام خانوادة پدری، اهل دانش و فرهنگ هستند. آخرین خانوادة پدری‌اش ارمغان بهداروند است که از شاعران مطرح جوان ایران می‌باشد. برادر روحانی ایشان دکتر محمد مهدی بهداروند هم مدّرس دانشگاه و حوزه می‌باشد.

 

جلوه‌گر شو، ز پرده بیرون آی
غیرت آفتاب، یعنی تو
جلوة ماهتاب، یعنی تو
عطشم می‌کُشد، به دادم رس
نََفَس پای آب، یعنی تو
فارغم با تو از عذاب زمان
سپر هر عذاب، یعنی تو
بی‌تو در چشم ما کجا خوابست؟!
دست پر مهر خواب، یعنی تو
همچو دریا نداری آرامش
مظهر انقلاب، یعنی تو
نبض خورشید زیر انگشتت
گرمی و التهاب، یعنی تو
جلوگر شو، ز پرده بیرون آی
غیرت آفتاب، یعنی تو

 

آغوش انتظار
چون روح بیشه در نظرم سبز می‌شوی
مثل سپیده در سحرم سبز می‌شوی
پیراهن بهار به تن کرده‌ای مگر
کاین گونه سبز در نظرم سبز می‌شوی
یاد تو زاد راه ـ مگو صبر آمده ـ
چون لحظه لحظه در سفرم سبز می‌شوی
افتد به پردة دلم آتش ز یاد تو
با رقص شعله در شررم سبز می‌شوی
چون رود شعر، راه به دریای دل کشد
در جان پاک هر اثرم سبز می‌شوی
باغی مگر؟ که در تو مرا آشیانه‌ای‌ست
داغی مگر؟ که در جگرم سبز می‌شوی
آغوش انتظار پُر از نو شکوفه‌هاست
وقتی خیال‌گون به بَرَم سبز می‌شوی

 

نام تو
همیشه
شوق من این است
نام پاکت را
به روی شیشة دل
عاشقانه بنویسم
که تا نسیم
به بوی تو از کرانة جان
مشق عشق
آغازد.

 

رستخیز جان
دیروز
صبح زود
که خورشید خواب بود
رنگ سپیده
در افق آسمان شکفت
خورشید
از صدای مؤذّن ز خواب جست
وقت شکوه و لحظة بیتابی‌ست.

 

پلکم پرید
شاید که اتّفاق غریبی به پا شود.
اکنون
دلم به بوی تو
ـ ای رستخیز جان ـ
سر می‌کند
ترانه‌ای از دفتر نسیم.

 

ترانة صبح
ای پاک‌ترین ترانة صبح
وی نغمة عارفانة صبح
ای بر لب من فسونی از مهر
وی بر لب تو فسانة صبح
ای مطلع سبز روح اشراق
وی در شب من، نشانة صبح
نک پرتو زردیال خورشید
افتاده به روی شانة صبح
از خندة ابر می‌زند جوش
بر ساقة شب، جوانة صبح
گویی که سحر نشسته با شوق
سرمست در آستانة صبح
زد بارقه چون نگاه خورشید
در خرمن شب زبانة صبح
از دامن دشت‌های امید
رویید ز شوق، دانة صبح
با رقص نسیم، گل شکفته است
در پهنة بی‌کرانة صبح

 

حیّ علی الفلاح
ای ساجدان خاشع محراب سُرب و خون
اینجا درین دیار
با شوق یاد «او»
باید نماز خواند
در مشهدی ز خون
«حیّ علی الفلاح»

 

چه اتّفاق غریبی!
ز دوردست
بهاری که می‌رسد از راه
صدای بال پرستو
به گوش جان آمد
بهار خیمه به پهنای دشت و صحرا زد
بنفشه دست رفاقت
به دست نرگس داد
نسیم
بوسه به گل‌های ارغوان می‌زد
چه اتّفاق غریبی
به باغ دل افتاد.
صدای مست و غزل جوش
نای خنیاگر
تمام هستی ما را
به شوق آورده‌ست.
بهار لحظة پیوند
عشق و شادی و شورست.

 

کاروان خورشید
کاروان
از سرزمین وحی
سفر می‌آغازد
و کاروان سالار بزرگ
با بیرقی از ستاره و نور
به لحظة میقات می‌رود
کوه از سترگی شکوهش
حقیر و بیمناک
به دشت زانو زده‌ست
دریا
جرعه‌ای از سخاوت لب‌هایش
و آفتاب
جرقّة نگاهش
می‌آید
به میعاد دوست
با هفتاد و دو ستارة گلگون
تا بر مأذنه‌ای سبز
خطبه‌ای به بلندای بهار بخواند
سرخ‌تر از لاله

 

فردا
خورشید کربلا
رنگ شقایق سوخته می‌گیرد


ماهنامه موعود شماره 106

برچسب ها :
مصر به یک کشور شیعی تبدیل خواهد شد
به گزارش شیعه آنلاین، "جلال‌الدین دراز" از چهره های سرشناس شیعیان بهره در مصر، طی گفتگویی با روزنامه المصریون از احتمال شیعه شدن کشور مصر در آینده ای نه چندان دور خبر داد و گفت: ما طی 20 سال گذشته بیش از 75 درصد از مغازه‌ها و خانه‌های مناطق مرکزی شهر قاهره را خریداری کرده ایم.

این چهره سرشناس "بهره" که به بازگشت حضرت مهدی(عج) برای حکومت بر دولت فاطمی اعتقاد دارند، در ادامه افزود: تمام املاک و ساختمان های خریداری شده، به نام افرادی مصری است از همین رو دولت مصر به هیچ وجه نخواهد توانست بهانه‌ای برای مصادره آن بیاورد.

وی در ادامه گفت: ما از سوی شیعیان کشورهای لیبی، پاکستان، هند و ایران نیز حمایت مالی می‌شویم و برای بازسازی اماکن دینی که به دولت فاطمیون و دیگر دولت‌های شیعی تاریخ مربوط می‌شود، تلاش‌های زیادی کرده ایم. تنها در پروژه بازسازی یک سال اخیر، بیش از دو میلیون دلار خرج کرده ایم.

نگاهی گذرا به تاریخ شیعیان بهره
تا زمان امامت المستنصر باالله‌، خلیفه فاطمی با تاریخ اسماعیلیه مشترک است. پس از مرگ نابهنگام اسماعیل، فرزند بزرگ امام صادق(ع) که پنج سال پیش از شهادت امام ششم شیعیان صورت گرفت، حضرت، نص امامت را بر موسی‌ پسر دیگر خود قرار داد. با این حال، گروهی از یاران امام صادق(ع) با این انتصاب مخالفت نموده و بر امامت اسماعیل پای‌ فشردند. گروهی از آنان حتی منکر مرگ اسماعیل شدند و مرگ او را تقیـه‌ای بـرای مصـونیـت از سـوء قصـد دشمنان دانستنـد. ایـن‌ انشعـابیـون سپـس محمـد پسـر اسـمـاعیل را امام بعدی دانستند و با عدم قبول امامت موسی کاظم(ع)، رسماً از سایر شیعیان جدا شدند. بدین‌سان شاخه» نوینی از تشیع پدید آمد که پیروان آن خود را اسماعیلیان یا اسماعیلیه خواندند. در زمان خلافت‌ هارون‌الرشید، خلیفه» عباسی، به سـبـب خـطـری کـه نـسـبت به حضور محمد بن اسماعیل در بغداد احساس می‌کرد، وی را مورد تعقیب قرار داد. محمد‌ ‌چندی زندانی شد و سپس به شرط آنکه از مرکز حکومت عباسیان دور گردد، آزاد شد. وی مدتی در ناحیه» دماوند، نزدیک ری پنهان شد و سپس به دژی در نهاوند رفت و از آنجا رهسپار سابور و فرغانه شد و در همان مکان‌ درگذشت.

‌پس از مرگ محمد، اسماعیلیه به‌طور پراکنده تبلیغاتی را انجام می‌دادند تا سرانجام با روی کار آمـدن حـکومت فاطمیان‌ مصر، این فرقه بسیار قدرتمند شد و مبلّغانی را به سراسر مملکت اسلامی آن زمـان، اعـزام نمود. پس از مرگ المستنصر، هـشـتـمـیـن خلیفه» فاطمی و امام اسماعیلی‌ها، اختلافی بین اسماعیلیان بروز نمود؛ زیرا گروهی از آنـان، نزار‌ ‌پسر بزرگ وی را رهبر اسماعیلیه‌ها دانستند و گروه دیگر، مستعلی فرزند کوچک وی را پـیشوای اسماعیلیان خواندند. این امر سبب بروز درگـیـری‌ سـخـتـی بین دو برادر شد و به انشعاب اسماعیلیه‌ها انجامید؛ به طوری که پیروان نزار‌ ‌نسل آقاخانیه‌های فعلی را تشکیل دادند (مشهورترین پیشوای آنان حسن صباح‌‌ ‌در قرن ششم هجری در زمان حکومت سلجوقیان در ایران قیام کرد و قلعه الـموت را به عنوان پایگاه اصلی خود قرار داد) و پیروان مستعلی‌‌ ‌به «مستعلیون» معروف شدند که بــاقـیـمـانـده آنـان امـروزه بـه «بهره» موسومند. مستعلیون در قرن ششم هجری ابتدا به یمن و از آنجا به هند مهاجرت کردند و در این سرزمین سکونت یافتند؛ به‌ طوری که هنوز بخش اعظم بهره‌ها در هند سکونت دارند و پیشوای آنان (داعی مطلق نایب امام بیست و یکم) نیز در شهر بمبئی اقامت دارد.

برچسب ها :
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 661872
تعداد نوشته ها : 253
تعداد نظرات : 11
پخش زنده
X