* اشاره:
شیطان موجودی از جنس آتش و از نوع جنّیان است که به عنوان سردستة گمراه کنندگان شناخته میشود. وی اندکی پس از خلقت آدمی، تلاش خود را برای منحرف کردن اشرف مخلوقات آغاز کرده است. در اینجا نگاهی گذرا به زندگی وی از ابتدا تا زمان مرگش خواهیم داشت.
* خلقت ابلیس
شیطان مانند سایر جنّیان از آتش آفریده شده است؛ چنان که در قرآن کریم چنین میخوانیم: «و یاد کن هنگامی که به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید. پس همه، جز ابلیس سجده کردند که از گروه جنّیان بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا با این حال، او و نسلش را به جای من به دوستی میگیرید و حال آنکه آنها دشمن شمایند».1
امّا برخی به استناد آیة فوق و این آیه: «چون فرشتگان را فرمودیم برای آدم سجده کنید پس بجز ابلیس ـ که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد ـ همه به سجده در افتادند»،2 معتقدند که شیطان از ملائکه بوده است. در پاسخ به این افراد بازهم به آیة 50 سورة کهف اشاره میکنیم که خداوند در این آیه برای شیطان فرزند قائل شده است، حال آنکه تحقّق این صفت برای فرشتگان محال است. در آیات و روایات برای ردّ عقیدة این گروه دلایل متنوّع دیگری هم بیان شده است علاقهمندان میتوانند به تفاسیر و ذیل آیات مربوط به ابلیس مراجعه نمایند.
* عبادت ابلیس
ابلیس به سبب زیادی عباداتش، به مقام ملائکه ارتقا یافته بود. امیرمؤمنان، حضرت علی(ع) دراین باره فرمودهاند:
«از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوششهای مداوم او را با تکبّر از بین برد. او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نیست از سالهای دنیا یا آخرت است، امّا با ساعتی تکبّر، همه را نابود کرد.3 شش هزار سال به حساب روز و سالهای دنیا، زمانی بسیار طولانی است امّا اگر به حساب روز و سال آخرت باشد که حضرت علی(ع) بدان شاره داشتهاند، با توجه به آیة 4 سورة معارج میتوان گفت، شیطان سی میلیون سال، خداوند را عبادت کرده است.
* امتحان ابلیس از طریق حضرت آدم
همان طور که دیدیم، طبق آیات قرآن، پس از اتمام آفرینش آدم، خداوند به فرشتگان دستور داد که بر آدم سجده کنند. همة ملائک گوش به فرمان خداوند بوده، به آدم سجده کردند، مگر شیطان. او تکبّر ورزید و از فرمان خداوند سرپیچی کرد. غرور او مانع تواضع و فروتنی در برابر خداوند بود. حضرت علی(ع) در این باره چنین فرمودهاند: «شیطان بر آدم، به جهت خلقت او از خاک، فخر فروخت و با تکبّر به اصل خود که از آتش است، دچار تعصّب و غرور شد. پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصّبها و سرسلسلة متکبّران است که اساس عصبیت را بنا نهاد و بر لباس کبریایی و عظمت با خداوند در افتاد. لباس بزرگی را برتن پوشید و پوشش تواضع و فروتنی را از تن به در آورد».4
شیطان خود را برتر از انسان میدانست. خداوند به او فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدهای و او را از گل!»5 به عقیدة وی، خاک از آتش و انسان از شیطان پست تر است. بنابراین عقیده، شیطان در مقابل فرمان خداوند، ایستادگی کرد.
نتیجة این غرور و خود بزرگ بینی، رانده شدن از درگاه حضرت حق بود. گفت: «از آن (مقام و مرتبهات) فرود آی! تو حق نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی!»6 ابلیس از این زمان کینة انسان را به دل گرفت و به حضرت باری تعالی عرض کرد: «گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته میشوند مهلت ده! فرمود: تو از مهلت دادهشدگانی ولی تا روز و زمان معیّن!»7
* معرفت ابلیس به خداوند
یکی از نکات مهم و قابل توجّه در زندگی ابلیس، معرفت او نسبت به صفات جمال و جلال الهی است. پس از اینکه ابلیس از درگاه خداوند رانده شد و از خداوند مهلت گرفت، عرض کرد: «گفت: به عزّتت سوگند، همة آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو».8
این سوگند نشان دهندة این است که شیطان پس از سالها عبادت در درگاه خداوند، به صفات حضرت حق مانند عزّت و جلال آگاهی دارد. جالب اینکه شواهد و قرائن نشان میدهند که وی از آن زمان تاکنون به عهد خود وفادار بوده و برای گمراه کردن بندگان از هیچ تلاشی دریغ نکرده است.
* آزمایش آدم توسط شیطان
آغاز زندگی آدم و حوّا در بهشت، با رانده شدن ابلیس از درگاه خداوند همزمان بود. زندگی آن دو در بهشت، چنین توصیف شده است: «امّا تو در بهشت راحت هستی! و برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد، در آن تشنه نمیشوی و حرارت آفتاب آزارت نمیدهد!».9
ایشان اجازة بهرهمندی از همة نعمتهای بهشتی را داشتند جز یک مورد: «و گفتیم: ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن، از (نعمتهای) آن، از هر جا میخواهید، گوارا بخورید (امّا) نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید شد».10 وی با استفاده از این دستور خداوند مقدّمات گمراه کردن آدم و حوّا را فراهم کرد، خود را به شکل فردی دلسوز و فداکار نشان داد و به آدم گفت: «ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا میخواهی تو را به درخت زندگی جاوید و ملکی بیزوال راهنمایی کنم»؟11 سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر به خاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند».12
سرانجام شیطان با قسم دروغ آن دو را فریفت و باعث رانده شدن آنها از بهشت شد همان طور که آدم را باعث رانده شدن خویش از مقام قرب الهی میدانست.
نکتة مهمّی که همة ما باید بدان توجّه داشته باشیم، این است که اوّلین خصلتی که باعث رانده شدن از درگاه خداوند میشود، غرور، تکبّر و حسد ورزیدن بود. همچنین نخستین کاری که شیطان برای گمراه کردن انسان انجام داد، ظاهرسازی و دروغ بود.
* حربههای شیطان در طول تاریخ
در آیات متعدّدی از قرآن و احادیث فراوانی که به دست ما رسیده، حربههای شیطان برای گمراه کردن انسان بیان شدهاند، که به طور خلاصه از آنها با عنوان رذایل اخلاقی یاد میشود و شامل تمامی مواردی است که از آنها با تعبیر حرام در اخلاق، فقه و... یاد شده است.
امام صادق(ع) در روایتی به دوستان خود هشدار میدهد و آنها را از خطر دامهای شیطان آگاه میسازد: «ای عبدالله! ابلیس دامهایش را در دنیای فریبنده فقط به قصد شکار دوستان ما پهن کرده است». امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب هشدار میدهد که مواظب شکارگاهها و دامهای شیطان باشد: «ای پسر جندب! شیطان، مکانهایی برای شکار دارد. مواظب دامها و شکارگاههای او باشید! امّا ابزار شکار او، ایجاد مانع در نیکی به برادران و دامهای شیطان خفتن از انجام نمازهای واجب است».13
* موفقیّت شیطان در آخرالزّمان
با کمی دقّت در اطراف خود میتوان به خوبی مشاهده کرد، شیطان در آخرالزّمان موفقیّتهای بیشتری در گمراه کردن بندگان خداوند به دست آورده است. به عنوان مثال قرنهای قبل، در روایات، از این موفقیّت پیشگویی شده بود که روایاتِ متعدّدِ بیان کنندة بحرانهای اخلاقی و اجتماعی در آخرالزّمان، گویای این مطلب هستند. پرداختن به تمام این رذایل در بحرانها از عهدة این مطلب خارج است و تنها به ذکر یک روایت در این رابطه اکتفا میکنیم. در روایتی که ابن عبّاس نقل کرده، پیامبر اکرم(ص) در حجّـ↨ الوداع، برخی از نشانههای آخرالزّمان را برای اصحاب چنین بیان کردند: «... ضایع و تباه کردن نمازها، تبعیت از شهوتها، متمایل شدن به هواهای نفسانی، تکریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال پرستان، فروختن دین به قیمت دنیا، اعتماد کردن مردم به خیانتکاران، ختم هر چیزی به دروغ، شخص به والدینش ستم و در عین حال به دوستش خدمت و نیکی میکند و آنجاست که ستارة گناهکاری طلوع میکند، چیزی جز شکایت کردن از خدا دیده نخواهد شد، قلبهای مردم کاملاً با ترس و حقّهبازی عجین گشته است».14
* تلاشهای شیطان پس از ظهور حضرت مهدی(ع)
پس از ظهور حضرت مهدی(ع)، تلاشهای شیطان برای وفای به عهدی که با خداوند برای گمراه کردن آدمیان بسته همچنان ادامه دارد. در آستانة ظهور شیطان کاری انجام میدهد که در سرنوشت مردم بسیار تأثیرگذار است. صبحگاه روز بیست و سوم ماه رمضان، پیش از ظهور، جبرئیل(ع) با ندای اعجازگونهای حجّت را بر مردمان تمام کرده، نوید ظهور حضرت مهدی(ع) را به همة ایشان میدهد. عصرگاهان، ابلیس برای مقابله با این ندا به میدان آمده، او هم، راه پیوستن به سپاه دشمنان حضرت مهدی(ع) را نشان میدهد. این ماجرا از زبان امام باقر(ع) چنین نقل شده است: «...صدا، صدای جبرئیل روح الامین است و صدا در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود. دربارة آن شک نکنید، گوش فرا دهید و اطاعت کنید. در انتهای روز، صدای ابلیس ملعون [شنیده میشود] که ندا میدهد: آگاه باشید که فلانی مظلومانه کشته شد تا مردم را به شک بیندازد و آنها را مبتلا به فتنه کند».
سپس حضرت ادامه میدهند: «...صدایی از آسمان به گوش میرسد که صدای جبرئیل است و به نام صاحب این امر و پدرش و صدایی که از زمین شنیده میشود و آن صدای ابلیس است که به نام فلانی ندا میدهد که مظلومانه کشته شد ولی با آن به دنبال فتنه است».15
به عبارت دیگر، او بلافاصله پس از صیحة آسمانی حضرت جبرئیل برای جلوگیری از همراهی مردم با امام عصر(ع)، بانگ بر میآورد و برخی از مردم را فریب میدهد. پس از این دو بانگ از آسمان، مردم جهان آرام آرام در دو سپاه حقّ و باطل صفبندی میشوند.
* پایان زندگی شیطان
به تصریح روایات، پایان یافتن زندگی شیطان در دستان حضرت صاحب الامر(ع) است. حضرت مهدی(ع) در پی گسترش عدل و داد در زمین هستند و برای رسیدن به این هدف پاک و مقدّس کارهای مختلفی انجام میدهند که از جملة آنها جنگیدن با موانع تحقّق عدالت جهانی است. از اهمّ جنگها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: جنگ با سفیانی، سپس با یهودیان، سرکوب دجّال و نابود کردن یأجوج و مأجوج و در آخر، جنگ با ابلیس آغاز میشود که نتیجة آن هلاکت شیطان است.16 اسحاق بن یعقوب میگوید: «از امام صادق(ع) پرسیدم: اینکه خداوند به شیطان فرمود منتظر وقت معلوم باش، این وقت معلوم کی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: روز قیام قائم ماست. وقتی خداوند او را برانگیخته میکند و آمادة قیام است، در مسجد کوفه است. در آن وقت شیطان در حالی که با زانوهای خود راه میرود به آنجا میآید و میگوید: ای وای، از خطر امروز! قائم پیشانی شیطان را گرفته و گردنش را میزند. آن موقع روز وقت معلوم است که مدّت او به آخر میرسد».17
شیطان در این نبرد، از تمام یاران جنّی و اِنسی خود بهره میبرد امّا همانطور که دیدیم او در این جنگ، شکست بزرگی را پذیرا و به دستان مبارک حضرت صاحبالزّمان(ع) نابود میشود.
با توجه به اینکه شیطان به دست حضرت مهدی(ع) کشته میشود و از همان زمان خلقت آدم او از این فرجام با خبر بوده، همواره با تمام کسانی که به طور خاص در مسیر تبلیغ و ترویج ولایت و به خصوص حضرت مهدی(ع) گام برداشتهاند دشمنی میکرده و از هر طریقی برای رهزنی کسانی که در این وادی گام برداشتهاند، کوتاهی نورزیده است. از همین رو، جا دارد که کمی بیشتر و دقیقتر به اطراف خود بنگریم و مواظب تلبیس و تدلیسات این دشمن قسمخوردة خود باشیم.
* شیطان در قیامت
پس از برپایی قیامت و صحرای محشر، شیطان هم مانند دیگر مردم که محشور میشوند، محشور میشود. جالب است بدانیم وی مردم فریب خورده و پیروان خویش را ملامت میکند: «و شیطان، هنگامی که کار تمام میشود، میگوید: «خداوند به شما وعدة حق داد، من به شما وعدة (باطل) دادم و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما دربارة خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم! مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکی دارند!».18
فاطمه افخمی
ماهنامه موعود شماره 101
پینوشتها:
1. سورة کهف (18)، آیة50.
2. سورة بقره (2)، آیة 34.
3. نهج البلاغه ترجمة محمّد دشتی، خ192.
4. همان.
5. سورة اعراف (7)، آیة 12.
6. همان، آیة 13.
7. سورة ص (38)، آیات 79ـ81.
8. همان، آیات 82 و83.
9. سورة طه (20)، آیات 118و119.
10. سورة بقره (2)، آیة 35.
11. سورة طه (20)، آیة 120.
12. سورة اعراف (7)، آیة 20.
13. بحارالانوار، ج 78، ص 279.
14. بشارة الاسلام، ص25؛ منتخب الاثر، ص432 به نقل از شش ماه پایانی، ص29؛ لازم به ذکر است این روایت بسیار مفصّل بوده و برای مطالعه لازم است علاقهمندان به منابع یاد شده مراجعه نمایند.
15. نعمانی، غیبت، ص17؛ بحارالانوار، ج2، ص231.
16. برای دست یابی به اطّلاعات بیشتر، مطالعة مقالة از ظهور تا قیامت، ماهنامة موعود، شمارة 97 را پیشنهاد میکنیم.
17. بحار الانوار، ج2، ص231.
18. سورة ابراهیم (14)، آیة 22.
برای حالت انتظار فرج و گشایش در امور، سلسله مراتبی وجود دارد که با توجّه به نوع مشکلی که چشم به راه حلّ آن هستیم، تنظیم میگردد.
1. انتظار در جهت گشایش امور شخصی
اوّلین و ضعیفترین مراتب انتظار، انتظار برای گشایش در امور شخصی خود و فتح و فرج غصّهها و ناگواریهای فردی میباشد. البتّه همین امور شخصی گاهی غصّههای زندگی مادّی و امور عادّی خود است و گاهی دردها و غصّههای معنوی که انسان در دل دارد و خواستار گشایش آن با فرج امام زمان(ع) است. وجود مبارک حضرت مهدی(ع) در توقیع شریفی که به محمّد بن عثمان العمری ارسال داشتند بعد از جواب سؤالات اسحاق بن یعقوب میفرمایند: «برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که آن فرج خود شماست».1 در دعای افتتاح نیز میخوانیم: «خداوندا پراکندگی ما را به وسیلة او جمع و گسیختگیمان را دور کن و پریشانیها را بدو پیوست کن و کمی مان را به وسیلة او زیاد کن و ذلّت ما را به وسیلة او تبدیل به عزّت کن و... فقر ما را به وسیلة او جبران کن و شکاف و تفرقة ما را به او برطرف کن و سختی ما را به وسیلة او آسان کن و...».
2. انتظار جهت گشایش در امور مؤمنان
دومین مرتبة انتظار، انتظار برای رفع مشکلات از جامعة ایمانی و آحاد مؤمنان و موحّدان است؛ مشکلاتی که از جهت مادّی و معنوی، دینی و دنیایی مؤمنان را محاصره نمود و آنان را در نوعی سرگردانی و بیسامانی قرار داده است. حضرت سجّاد(ع) میفرماید: «زمانی که قائم ما قیام کند، خداوند آفت را از شیعیان ما بزداید و دلهای آنان را چون پارههای آهن (سخت و تزلزلناپذیر) کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود».2 حضرت باقر(ع) میفرمایند: «هر گاه زمان ما (ظهور ما) فرا رسد و مهدی ما بیاید، شیعة ما از شیر دلیرتر و از سر نیزه برندهتر خواهد بود...»3 حضرت علی(ع) میفرمایند: «با مهدی ما حجّتها تمام میشود، او پایانبخش امامان، نجاتبخش امّت و منتهای نور است».4 در دعای افتتاح چنین میخوانیم: «خدایا ما به سوی تو، از دوری پیغمبرمان(ص) و غایب بودن ولیّمان شکایت میکنیم». همچنین در دعای عهد با امام زمان(ع)5 میخوانیم: «خداوندا با حضور حضرت(ع) این گرفتاری را از این امّت برطرف کن و ظهور او را برای ما نزدیک کن».
3. انتظار در جهت گشایش امور آحاد انسانی
سومین مرتبة انتظار، انتظار برای گشایش در امور جامعة جهانی و همة آحاد و ساکنان زمین است، زیرا ظهور امام عصر(ع) نویدبخش امنیت و عدالت جهانی است و از برکات و آثار آن، همة اهل زمین برخوردار خواهند شد. حضرت باقر(ع) میفرمایند: «زمانی که قائم به پا خیزد، ایمان را به هر دشمن کینهتوزی عرضه میکند، اگر از جان و دل ایمان نیاورد، گردنش زده میشود، یا همچون ذمّیان امروز جزیه میپردازد و به کمر او زنّار میبندد و آنان را از شهرها، به حومهها و روستاها بیرون میکند».
در دعای عهد با امام زمان(ع)6 میخوانیم: «خداوندا، او را پناهگاه بندگان مظلومت قرار بده...»
4. انتظار جهت گشایش امور جامدات، گیاهان و حیوانات
چهارمین مرتبة انتظار، انتظار برای گشایش در حیات حیوانات، گیاهان و جمادات است، زیرا با امر فرج در زمین و زمان و عالم نباتات و حیوانات نیز تحوّلات مثبت ایجاد خواهد شد و دامنة ظهور و شعاع نور آن شامل حال آنان نیز میگردد. همچنانکه در عصر غیبت میخوانیم: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی النّاس».
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «او زمین را، همچنانکه آکنده از ستم و بیداد شده، از عدل و داد پر میکند. آسمان از ریختن نزولاتش هیچ دریغ نمیورزد و زمین از رویاندن گیاهانش».7 حضرت علی(ع) فرمودند: «زمانی که قائم ما قیام کند، آسمان نزولات خود را فرو ریزد و زمین گیاهانش را برویاند و کینه و دشمنی از دلهای بندگان رخت بربندد و درندگان و چرندگان با هم بسازند چندان که زنان زیور (زنبیل) به سر، عراق را تا شام میپیمایند و جز بر علف و سبزه گام نمینهند و هیچ درندهای آنها را آشفته و هراسان نمیکند».8
پیامبر(ص) فرمودند: «قیامت برپا نمیشود تا زمانی که زمین از ستم و دشمنی آکنده شود، آنگاه مردی از خاندان من قیام کند و زمین را، همچنانکه از ظلم و جور آکنده شده از عدل و داد پر کند».9 در این باره، در دعای عهد10 میخوانیم: «خداوندا، به او سرزمینهایت را آباد کن و بندگان را زندگانی (حقیقی) ببخش».
5. انتظار جهت گشایش امر انبیا و اولیا
پنجمن مرتبة انتظار، انتظار جهت گشایش غصّهها و دردهای اولیا و انبیا در گذشتة تاریخ و شادمانی و فرج برای آنان است. در دعای ندبه، در همین رابطه، میخوانیم: «کجاست آن کسی که انتقام خون پیامبران و فرزندان آنها را میگیرد».
6. انتظار جهت گشایش در امور آل محمد(ص)
ششمین مرتبة انتظار، انتظار برای گشایش امر پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و مستضعفان واقعی است، زیرا با ظهور امام عصر(ع) دولت کریمة اهل بیت(ع) تشکیل خواهد شد و بازگشت مجدّد آنان به دنیا با رجعت شروع خواهد گشت؛ به عبارتی فرج امام عصر(ع) فرج آل محمّد(ص) است و موجب شادمانی رسول الله(ص) و اهل بیت(ع) خواهد شد. آری تا ظهور امام زمان(ع) اتّفاق نیفتد، همچنان اهل بیت(ع) در استضعاف و مظلومیّت به سر میبرند.
مفضّل بن عمر میگوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «رسول خدا(ص) نظری به علی، حسن و حسین(ع) افکند و گریست و فرمود: شما مستضعفان بعد از وفات من هستید»، مفضّل گوید: عرض کردم یابن رسول الله معنی آن چیست؟ فرمود: «یعنی شما امامان بعد از من هستید، چون خداوند میفرماید: «و میخواهیم بر آنان که درزمین به ضعف کشیده شدهاند، تفضّل نماییم و آنان را پیشوایان و وارثان حکومت حق سازیم». پس این آیه در مورد ما اهل بیت(ع) تا روز قیامت جاری است».11
همچنین در کتاب «غیبت» شیخ طوسی آمده که از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است در مورد قول خداوند متعال: «و نرید أن نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمةً و نجعلهم الوارثین» فرمودند: «ایشان اهل بیت محمّد(ص) هستند که خداوند مهدی آنان را بعد از رنجیدن آنها (استضعاف آنها) میآورد سپس آنان را عزّت میبخشد و دشمنانشان را ذلیل میسازد».12
نیز در دعای ندبه میخوانیم: «کجاست آن کسی که انتقام خون کشتة کربلا ـ امام حسین(ع) ـ را بگیرد». یا در دعای عهد با امام زمان(ع) میخوانیم: «خداوندا پیامبرت(ص) و پیروان او را به دیدارش شادمان کن و پس از او به بیچارگی ما رحم کن، خداوندا با حضورش این گرفتاری را از این امّت برطرف کن و...»
در دعای قنوت امام حسن عسکری(ع) آمده است: «بار خدایا، به درستی که حقّ ما پس از تقسیم شدن در دست غاصبان، دست به دست گشت و حکومت ما پس از مشورت به چیره شدن و زورمندی (دشمنان) واقع شد و پس ازآنکه برگزیدة امّت بودیم میراث آنها شدیم که وسایل لهو و بازیگری با سهم یتیم و محتاج و بیوه خریداری گردید و اهل ذمّه بر مردم مؤمن حکومت یافتند و فاسقان هر قبیله عهدهدار امور آنان گشتند که نه دفاع کنندهای هست تا آنها را از هلاکت دور سازد و نه سرپرستی که به آنان با دیدة مهر بنگرد و نه صاحب مهربانی که جگر تفتیده را از گرسنگی برهاند و آن را سیر کند، پس آنان با خواری در خانة گمشدهای واقع شدهاند و گرفتار فقر و همنشین اندوه و ذلّت میباشند».
7. انتظار جهت گشایش امور ملکوتیان
هفتمین مرتبة انتظار، انتظار برای گشایش غصّهها و اندوه فرشتگان و ملکوتیان می باشد، زیرا مصائب اولیای الهی و به ویژه مصیبت حضرت سیّدالشهدا(ع) آنان را غمزده و رنجور ساخته و آنان در انتظار گشایش امر هستند. امام باقر(ع) در جواب ابوحمزة ثمالی که از علّت نامگذاری آن حضرت به «قائم» پرسید، فرمودند: «چون جدّم حسین(ع) کشته شد، فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خداوند عزّوجلّ فریاد برآوردند که: ای خدا و سرور! آیا از کسی که برگزیدة تو و فرزند برگزیدة تو و بهتر آفریدة تو را میکشد چشم میپوشی؟ خداوند عزّوجل به آنان وحی فرمود که: فرشتگان من آرام گیرید، به عزّت و جلالم سوگند که از آنان انتقام خواهم گرفت گرچه زمانش به طول انجامد. آنگاه خداوند امامان نسل حسین(ع) را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یکی ایستاده بود و نماز میخواند. خداوند فرمود: با این قائم از آنان انتقام میگیرم».
8. انتظار جهت گشایش در امور امام زمان(ع)
هشتمین مرتبة انتظار، انتظار ظهور برای گشایش غصّهها و دردهای خود امام زمان(ع) و شادمانی قلب آن بزرگوار است، زیرا قلب امام عصر(ع) در دوران غیبت نقطة مرکزی بزرگترین و عظیمترین مصائب و دردهاست، به طوری که:
1. در دوران غیبت، حقّ ولایت و حکومت به دست شرورترین انسانها غصب شده، دین و احکام الهی مورد هجوم قرار گرفته و بهترین پیروان ایشان در سختترین شرایط زندگی میکنند.
یکی از علمای اهل معرفت میگوید: اگر از حضرت علی(ع) 21 سال غصب حکومت و ولایت سیاسی شده و ایشان در استضعاف و مشکلات فراوان قرار گرفت، به گونهای که خود فرمودند: «صبر کردم در حالی که در چشمم خار و در گلویم استخوان بود»،13 امام زمان(ع) بیش از 1100 سال است که در این حالت به سر میبرد، او داغدار مصائب همة انبیا و اولیا و از جمله داغدار مصائب مادرشان حضرت زهرا(س) و جدّ بزرگوارشان امام حسین(ع) هستند و داغ اجداد طاهرینشان را به دل دارند.
2. حقّ ولایت و حکومت خود را غصب شده میبیند.
3. بیتوجّهی و تاراج ثروتها و حقوق شرعی مانند خمس، فدک و... را شاهد است.
4. فتنهها، خونریزیها و بیعدالتیها را میبیند.
5. گناهان و معاصی همة انسانها، از جمله شیعیان، او را آزار میدهد.
6. از تحریفات دینی، فرقهسازیها و مکاتب انحرافی خبر دارد.
7. تعطیلی احکام الهی و حدود و قوانین شرعی را شاهد است.
8. از حال دانشمندان و علمای منحرف و دنیا زده خبردار است.
9. پیروان و شیعیان خود را بیسرپرست نظاره میکند.
10. پیشرفت کفر و نفاق و سرعت و پیروزیهای ظاهری آنان را میبیند.
11. از عمق شرک و ریاکاری و جریانات ضدّ توحیدی خبر دارد.
و دهها و صدها اتّفاق و حادثة ناگوار را نظارهگر است که هر یک به تنهایی ایشان را سخت آزرده خاطر میسازد. آری بالاترین حالت انتظار و مقدّسترین و عمیقترین نوع انتظار در خود حضرت وجود دارد، زیرا از علم و اشراف کامل به احوال هستی برخوردار است و روحیة اصلاحگری و عزّتطلبی در روح بلند او موج میزند.
مهدی نیلی پور
ماهنامه موعود شماره 102
پینوشتها:
1. غیبت طوسی، ص 292.
2. میزان الحکمه، ح 1240.
3. همان، ح 1232.
4. همان، ح 1166.
5. مفاتیح الجنان، ص 904.
6. میزان الحکمه، ح 1248.
7. مفاتیح الجنان، ص 904.
8. میزان الحکمه، ح 1244.
9. همان، ح 1241.
10. همان، ح 1170.
11. مفاتیح الجنان، ص 904.
12. تفسیر نور الثقلین، ج 6، ص 311.
13. همان، ج 5، ص 311.
14. صحیفة مهدیه، ص 163.
15. میزان الحکمه، ح 1158.
16. بحارالانوار، ج 29، ص 512.
*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.
*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!
*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
*
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را میدانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش میفرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!
*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.
*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.
*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!
*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!
*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.
*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!
*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.
*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
* اما بصورت معجزه، محتاج به توضیح نیست که حصول چنین پیروزی برای آن حضرت، به خواست خداوند، امری است ممکن و با بشارتهای حتمی که در قرآن مجید داده شده حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه:
«کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله ؛ چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی مییابند» (بقره/259)
آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر همه غالب و حاکم و وارث و مالک ارض قرار میدهد.
* و از لحاظ اسباب ظاهری هم حصول چنین پیروزی و تشکیل آن حکومت الهی عملی خواهد بود; زیرا آن حضرت در موقعی ظهور میکند که اوضاع و احوال اجتماعی و اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد باشد.
در آن موقع همه ملتها از زندگی معنوی و اخلاقی محروم، و دشمنی و کینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به یکدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و از اینکه کسی بتواند بدون مدد غیبی جامعه را رهبری کند، همه مأیوس میگردند و همه از وضع خود ناراضی، و از مکتبهای مختلف که عرضه میشود ناامید بوده و منتظر تغییر و عوض شدن اوضاع میباشند.
در یک چنین موقعیتی، حضرت مهدی علیهالسلام و اصحابش، با نیروی ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخشترین برنامههای عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی، قدم به میدان میگذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع میکنند و مردم را بسوی خدا و زندگی برابری و برادری، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستی و درستی و نظم صحیح، میخوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشری میباشند و با نیروی ایمان و استقامت و پشتکار و همتی که مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مینمایند. معلوم است این جمعیت با آن برنامهها و وضع کار، در آن دنیای پرآشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق میشوند و هیچ نیروئی نمیتواند در برابر آنها مقاومت کند.
و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و پیشرفت سریع دین اسلام است، که یکی از علل ظاهری آن پیروزیهای پی در پی و درهم شکسته شدن ارتشهای انبوه دولت شاهنشاهی ایران و امپراطوری روم، فساد اوضاع اجتماعی و اداری ایران و روم بود که مردم این کشورهای پهناور را برای قبول یک دعوت صحیح و حکومتی متکی به مبانی عدالت و مساوات آماده کرده بود. چرا راه دور برویم؛ مگر امام خمینی چه کرد؟! او نیز احیاگر دین خدا در عصر دین ستیزی و دین گریزی بود.
پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیةاللهالعظمی صافی گلپایگانی، بااندکی تص
اشاره:
بنابر نقل حدیث پژوهان، قریب به شش هزار روایت دربارة آخرالزّمان و متعلّقات آن از پیشوایان معصوم(ع) نقل شده است که این مجموعة گسترده، علاوه بر آگاه نمودن مخاطب مسلمان، به ویژه شیعه، نسبت به اهمیّت موضوع، پرسشهایی را فراروی او قرار میدهد؛ از جمله این مسئله که چگونه باید از این مجموعة عظیم بهره گرفت. در پاسخ به این مهم، نخستین گام، فهم معنای «آخرالزّمان» و ارزشگذاری اخبار و روایات رسیده است. نویسندة محترم در مقالة حاضر، به این موضوع پرداخته است.
1. مفهوم و مصداق آخرالزّمان
آخرالزّمان از نگاه معنی لغوی که براساس ترکیب دو مفهوم «آخر» و «زمان» استخراج میشود، به قطعهای از انتهای زمان زمینی اطلاق میشود که به انتهای زمان زمینی پیوسته است. بنابراین بدون در نظر گرفتن چیزی دیگر، براین اساس، باید مصداق آن را بخشی از زمان زمینی دانست که پس از گذار از نقطة میانی عمر زمین، متعلّق به انتهای عمر زمین است.
اگر انتهای عمر زمین را هنگام قیامت، یعنی زمانی در نظر بگیریم که زمین ـ به تعبیر قرآن کریم ـ چیزی دیگر غیر زمین خواهد شد، مصداق این معنی لغوی آخرّالزمان، بخشی از نیمة دوم عمر زمین خواهد بود که به قیامت متّصل است.
در اصطلاح، آخر زمان به مصداقهایی محدود شده و در آن مصداقها معنی متبادر خود را یافته است:
1. قطعهای از عمر زمین که پس از بعثت پیامبر اسلام(ص) قرار دارد؛ دورانی از عمر زمین در فاصلة بعثت حضرت ختمی مرتبت تا برپایی قیامت. تعبیر «پیامبر آخرالزّمان» برای آخرین پیامبر که از زبان انبیای پیشین نقل شده است، اگر بخواهد ارتباطی با معنی لغوی داشته باشد، گویای این حقیقت خواهد بود که در هنگام بعثت آخرین پیامبر(ص)، دستکم نیمی از عمر زمین باید گذشته باشد.
2. قطعهای از عمر زمین که پس از آغاز غیبت تا قیامت، پس از ظهور تا قیامت یا پس از غیبت تا قیامت قرار دارد. معنی لغوی، این مصداقها را میپذیرد.
3. قطعهای از عمر زمین که در فاصلهای قبل از ظهور، متصل به ظهور و نزدیک به ظهور است. این مصداق و معنی و مفهوم اصطلاحی، گرچه سازگاری چندانی با معنی لغوی ندارد، ولی پرکاربردترین و متبادرترین معنی و مفهومی است که ترکیب آخرالزّمان برای منتظران ظهور دارد. به عبارت دیگر و در اصطلاح مبحث الفاظِ فنّ منطق و علم اصول، این معنی مجازی ـ آن هم مجازی دورتر از دیگر معانی مجازی آخرالزّمان ـ مجاز شایعی است که معنیِ حقیقی یا حقیقتی در عرفِ شیعیان دوازده امامی یافته است؛ آنچنان مجازی شایع و متبادر که معنی حقیقی را به پس میراند و آن را به جایگاه مجاز مینشاند.
در این مقاله، هر جا سخن از آخرالزّمان ـ بدون هیچ قیدی ـ رود، منظور همین معنی شایع و متبادر در عرف معتقدان به ظهور حضرت مهدی موعود(ع) خواهد بود.
2. معنی نزدیک به ظهور
در تعریف سوم ـ تعریف مورد نظر خود ـ از آخرالزّمان و به عبارت دیگر، در تعریف مصداق سوم آخرالزّمان، سه شرط برای مصداق این قطعه از زمان برشمردیم:
1. قبل از ظهور؛
2. متّصل به ظهور؛
3. نزدیک به ظهور.
دو شرط اول، نیازی به توضیح یا قرارداد ندارند، ولی شرط سوم، تا حدودی مبهم است. نزدیک ـ همانند دور ـ مفهومی نسبی است و بدون تعیین مبدأ و معیاری برای سنجش آن، نمیتوان آن را از ابهام خارج ساخت. طبیعی است که هر تعریف یا قراردادی نیز باید خالی از ابهام باشد.
آنچه در این مقاله، برای قید نزدیک، در مفهوم «نزدیک به ظهور» برای ایجاد دقّت در ترکیب آخرالزّمان تعریف یا قرارداد میکنیم، مدّت زمانی حداکثر به اندازة متوسط عمر طبیعی شیعیان کهنسال قبل از ظهور است. این محدودة زمانی را براساس یک نیاز کاربردی و کارکردگرایانه تعریف یا قرارداد میکنیم. توجّه کنیم که معتقدان به ظهور و منتظران آن، از آن رو توجّه ویژه به آگاهی از اخبار آخرالزّمان دارند که:
1. در مرتبة نخست، متوجه شوند که آیا زمان ظهور را درک خواهند کرد؟ به عبارت دیگر، آیا نشانهای براساس این اخبار در مدت عمر خود میتوانند بیابند که بشارت درک هنگام ظهور قبل از مرگشان را به آنها بدهد؟
2. در مرتبة بعد، اگر دریافتند که ظهور امام موعود(ع)، در دوران عمر آنها اتفاق خواهد افتاد، بر پایة این اخبار بتوانند موضع و تکلیف خود را در سالهای پیش از ظهور دریابند.
3. سپس حتّی اگر امید به ظهور امام موعود(ع) در دوران عمر خود ندارند، براساس این اخبار بتوانند موضع خود را در برابر حوادث، وقایع و رخدادهای عصر غیبت تعیین کنند و وظایف و تکالیف خود را در این دوران بشناسند.
آن دو نیاز نخستین، یعنی تشخیص درک زمان ظهور و شناخت وظایف و تکالیف خود در سالهای پیش از ظهور، بیشترین انگیزة مؤمنان برای بررسی آیات و روایات مرتبط با ظهور است. براساس این نیاز، این دیدگاه و این انتظار از اخبار آخرالزّمان، مفهوم رخدادی «نزدیک» به وقت ظهور را چنین باید تعریف یا قراداد کنیم: رخدادی «نزدیک» به ظهور است که اگر در زندگی انسانی رخ دهد، آن انسان مطمئن باشد که قبل از مرگ خود، ظهور را خواهد دید. بیشترین فاصله میان این رخداد و ظهور چنین تعیین میشود که فرض کنید شخصی که هشتاد سال (عمر متوسّط شیعیان مؤمن کهنسال قبل از ظهور) عمر خواهد کرد، در دوران کودکی خود یکی از این رخدادها را درک کند. او باید مطمئن باشد که ظهور را قبل از مرگ خویش درک خواهد کرد. ملاحظه میکنید که با این تعریف یا قرارداد، تعیین حداکثر 80 سال فاصله میان یک رخداد آخرالزّمانی با هنگام ظهور، معقول مینماید.
بنابراین، رخدادهایی «نزدیک به ظهور» تعریف یا قرارداد میشوند که حداکثر 80 سال با ظهور فاصله داشته باشند.
3. تعریف اخبار آخرالزّمان
اخبار آخرالزّمان به آن دسته از اخباری اطلاق میشود که موضوع آنها مرتبط با زمانی قبل از ظهور، متصل به ظهور و نزدیک به ظهور است.
برپایة این تعریف یا قرارداد، میتوان تعیین کرد که چه اخباری که موسوم به اخبار آخرالزّماناند، به واقع اخبار آخرالزّمان هستند یا نیستند. به عبارت دیگر، از طریق این تعریف میتوان تعیین کرد که چه اخباری مرتبط با زمانی نزدیک به ظهور (با قرارداد یا تعریفی که پیش از این آمد) هستند یا نیستند.
4. تعریف اخبار
«اخبار» جمع «خبر» است. «خبر» در اصطلاح علم حدیث، از یک جهت مترادف با «حدیث»، «سنت» و «روایت» است. حدیث، سنت یا روایت به قول (سخن)، فعل (کار و عمل) و تقریر (سکوت تأییدآمیز) معصوم اطلاق میشود. از جهت دیگر، در علم حدیث، خبر به هر سخنی اطلاق میشود که از ناحیه معصوم یا غیرمعصوم رسیده باشد. این معنی مترادف با «نقل» و «اثر» است.
«خبر» در معنی لغوی و غیراصطلاحی خود، هر سخنی است که حکایت از واقعهای خارجی کند اعم از آنکه مطابق با واقع باشد یا نباشد، و اعم از اینکه این سخن از ناحیة انسانی صادر شده باشد یا وجودی غیر انسانی. براین اساس، آن دسته از سخنان خداوند نیز که حکایت از واقعهای خارجی میکنند، خبرند، اعم از آنکه در کتابی آسمانی یا به صورت حدیثی قدسی آمده باشند. به همین نحو، هر سخنی که حکایت از واقعهای خارجی کند ـ گویندة آن هر که میخواهد باشد ـ خبر است.
مروری در آنچه به عنوان اخبار آخرالزّمان شناخته میشوند، نشان میدهد که گویندگان این خبرها اعم از معصوم یا غیر معصوم و اعم از انسان یا فراتر از انساناند
5. ارزش خبر
ارزش هر خبر به راست بودن آن است. راست بودن خبر یعنی مطابق بودن مضمون خبر با آن رخداد خارجی که مضمون خبر حاکی از آن است.
6. احراز راستی خبر
راستیِ خبر از چند طریق قابل احراز است:
الف ـ تطابق خبر با رخداد خارجی: میتوان مضمون خبر را با رخداد خارجی مرتبط با آن تطبیق داد و به راستی یا ناراستی آن پی برد، ولی این روش همیشه امکانپذیر نیست؛ به ویژه دربارة خبرهای مرتبط با آینده، این آزمون به تعبیری با روشهای عادی غیرممکن است.
ب ـ صدور خبر از مُخبر صادق: بنا به اعتقاد مسلمانان به ویژه شیعیان، انسانهایی هستند که معصوم از خطا در عمل، از جمله در گفتارند و راستیِ خبر آنها را میتوان و باید باور داشت. به اعتقاد شیعه، این انسانها منحصر به چهارده معصوماند. خبر خداوند نیز همواره راست است.
7. سندیّت و استناد خبر
با توجه به آنچه آمد، چه امکان تطابق خبر با رخداد خارجی باشد چه نباشد، خبر خداوند و معصوم، به خودی خود راست و حجّت است. مفهوم مخالف این سخن آنکه خبر غیر خداوند و غیر معصوم، ممکن است راست و ممکن است دروغ باشد. به عبارت دیگر، به صرف احراز صدور سخنی از خداوند و معصوم، میتوان به درستی آن اطمینان داشت، ولی این اطمینان نسبت به سخن موجودات دیگر نیست.
آن گروه از معاصران پیامبر(ص) و دیگر معصومان(ع) که توفیق مواجهة با آنها را داشتند، سخن راست را از مخبر صادق میشنیدند و تردیدی در راست بودن آن نداشتند، ولی معاصران معصومان یا نسلهای بعدی که توفیق شنیدن خبری از زبان آنان را نمییافتند، خبر را با واسطة راویان و ناقلان خبر دریافت میکردند؛ راویان و ناقلانی که آگاهی از عصمت نداشتن آنها کافی بود که شنوندة دانا و فهیم را به تردید اندازد که آیا این سخن منسوب به معصوم، واقعاً از معصوم است یا خیر؟ اینجا بود که بحث راستگویی و مورد اطمینان بودن راویان پیش آمد و منشأ پیدایش علم رجال در میان دانشهای دینی شد به ویژه آنکه بسیار بودند آنها که چیزی را از خود میساختند و به معصوم نسبت میدادند.
اخبار آخرالزّمان نیز از این واقعیت مستثنا نبودند و نیستند. بسیارند نقلهایی که در زبان مردمان و گویندگان جریان دارند، ولی مستند به هیچ منبعی نیستند، چه رسد به اینکه به منابع معتبر متّکی باشند. بسیارند خبرهایی که در منابع مکتوب وجود دارند، ولی معتبر نیستند. کمابیش حتّی در منابع معتبر نیز اخباری یافت میشوند که راویان معتبری ندارند و اطمینان به صحت صدور آنها از معصوم نیست.
همة اینها این ضرورت را به هر پژوهشگر یا مؤمن فهیم و معتقد به ظهور مهدی موعود(ع) گوشزد میکند که برای دستیابی به اخبار آخرالزّمان و بهرهگیری از آنها باید، تنها و تنها به نقلهایی معتبر و مستند تکیه کند که از طریقی موثّق و قابل اطمینان به حقایق علمی، به ویژه به سرچشمههای الهی علم میرسند.
8. دلالت خبر
در پی اطمینان از صدور خبری از زبان معصوم یا کلام الهی، درک و دریافت درست مضمون خبر دارای اهمیتی بسیار است. دربارة اخباری که گمان برده میشود از اخبار آخرالزّمان باشند، توجّه به نکاتی چند، راهگشای درک بهتر آنها و دریافت مصداقها و رخدادهای خارجی مرتبط با آنهاست:
الف ـ آینده در گذشته: برخی از این اخبار، مرتبط با رخدادهای آینده، نسبت به زمان صدور خویشاند. به عبارت دیگر، معصوم، خبر از رخدادی در آیندهای نزدیک یا دور نسبت به زمان خویش میدهد. این آینده ممکن است از چند روز تا چند هفته، چند ماه، چند سال یا چند قرن را در بر بگیرد بی آنکه لزوماً ارتباطی با هنگام ظهور یا زمانهایی نزدیک به آنها داشته باشد. با نگاهی دیگر، رخدادهای مرتبط با این خبرها ممکن است سالها یا قرنهایی پیش اتفاق افتاده باشند و نسبت به زمان ما، خبری مرتبط با گذشته باشند.
بررسی تاریخ پس از صدور این اخبار تا زمان حال میتواند مصداقهایی برای رخداد این خبرها را در زمان گذشته به دست ما بدهد.
ب ـ آینده در حال: به همین نحو، برخی از این اخبار هستند که رخداد آنها تا زمان حال پیش نیامده است و نسبت به زمان ما نیز مرتبط با آیندهاند، ولی باز هم، لزوماً ارتباطی با هنگام ظهور یا زمانهایی نزدیک به آن ندارند. در واقع، ممکن است این اخبار بی آنکه ارتباطی با ظهور امام زمان(عج) داشته باشند، حاوی اخبار و رخدادهایی باشند که در آینده پیش خواهند آمد.
ج ـ آخرالزّمان: صد البتّه برخی از این رخدادهای ذکرشده در روایات، ممکن است مرتبط با زمانهای نزدیک به ظهور یا مقارن ظهور باشند. اینها هستند که در واقع از اخبار آخرالزّمان ـ با تعریفی که پیش از این داده شد ـ به شمار میآیند.
د ـ جغرافیای رخدادها: برخی از رخدادها (چه مرتبط با گذشته، چه آینده و چه آخرالزّمانی) ممکن است مرتبط با بخشی از جهان ـ چه شهر و منطقهای کوچک و چه پهنهای از جهان ـ باشند. تعیین محدودة جغرافیایی این رخدادها نیز همانند تعیین محدودة زمانی آنها مهم است.
ه. ـ تشابه رخدادها: ابهام، ایجاز و کوتاهی برخی از اخبار، مضمون خبر را قابل تطبیق بر موارد متعدّد و مشابه در طول تاریخ میسازد. با درک این واقعیت باید توجّه داشت که به صرف پدید آمدن نشانههایی قابل تطبیق با یک خبر، نباید آن را به عنوان مصداق یا تنها مصداق خبر مطرح ساخت. چه بسا مواردی مشابه آن در گذشته اتفاق افتاده باشد یا در آینده رخ دهد. به ویژه در موارد اجمال، تعیین اینکه مصادیق خبرهایی، در گذشته وجود داشته یا مصداقی که میپنداریم زمان آن گذشته، در آینده خواهد بود، نیازمند تحقیق بسیار است.
و ـ تشابه اسامی: شباهت اسامی مکانهای مختلف در جهان و اسامی افراد، یکی از مواردی است که خوانندگان اخبار آینده را به اشتباه میاندازد. نگاهی به کتابهای جغرافیایی و اسامی قدیم و جدید شهرها و مناطق، نشان میدهد که چه بسیارند شهرها، روستاها و مناطقی در جهان که نامهای مشابه دارند. به همین نحو، افرادی در تاریخ با نامها یا لقبهای مشابه وجود داشتهاند که ناآشنایان به دقایق تاریخی را در تعیین هویّت زمانی و مکانی آنها به تردید میاندازد. درک درست از مکانها و اشخاص، یکی از دشواریهای بررسی اخبار آخرالزّمان است.
ز ـ تغییر اسامی: گاه، نامها به ویژه نامهای مناطق، در طیّ تاریخ تغییر مییابند و دارای نامی غیر آن میشوند که اخبار به آن اشاره دارند. حتّی ممکن است شبیه به نام منطقهای دیگر شوند. این نیز از دیگر مواردی است که واقعیّت آن را جز با پژوهش نمیتوان دریافت.
ح ـ درک راوی: معصوم(ع)، معمولاً مطابق با درک راوی سخن میگوید و در گفتار و تعابیر خود از واژگان و اصطلاحات و عناصر فرهنگی زمان و مکان خویش بهره میگیرد. راوی نیز سخن معصوم(ع) را مطابق با درک خویش دریافت میکند. حتّی این مجوز نیز به راویان داده شده است که در صورت دشواری حفظ عین سخن معصوم، آن را نقل به معنی کنند.
در این میان، ویژگیهای فرهنگی و فردی، زمانی و مکانی مرتبط با روایت و راوی، دریافت منظور و مقصود اصلی سخن معصوم، گاه با دشواری همراه است.
ط ـ تفسیر پژوهشگر: درک درست منظور و هدف معصوم، ذهن خالی و روح حقجوی پژوهشگر است. بیگمان اگر پژوهشگر یا خوانندة دیگر نیز بخواهد پیشداوریها، ذهنیّات و محدودیّتهای فرهنگی زمان و مکان خویش را در تفسیر سخن معصوم به کار گیرد، به جای پردهبرداری از نیات معصوم، پردهای دیگر بر درک خبر او خواهد انداخت. در جنبة اسلامی موضوع، شناخت پژوهشگر از اسلام ناب در جنبههای نظری و عملی آن میتواند درک درست از هدف، منظور و مضمون سخن معصوم را به او ببخشد.
ی ـ نگاه ارزشی به اخبار: خبر از رخدادی در آینده، فی نفسه و به خودی خود، به معنی ارزشگذاری، تأیید یا نفی ارزشی آن رخداد نیست. چنین هم نیست که نشانة یک رخداد خوب، همواره بد یا خوب ارزیابی شود. با توجه به این دو واقعیّت، باید توجّه داشت که آنچه به عنوان اخبار آینده، اخبار آخرالزّمان یا نشانههای ظهور در سخن اهل عصمت آمده است، لزوماً به معنی بد و زشت بودن آن رخداد یا نشانه نخواهد بود بلکه ارزشگذاری این رخدادها را باید از طریق اطّلاعاتی دیگر، که ممکن است در آن خبر نباشد، دریافت. به عبارت دیگر، ذکر چیزی به عنوان خبر آینده، یا خبری در آخرالزّمان یا نشانهای برای ظهور، لزوماً دلالت بر ارزشگذاری مثبت یا منفی آن نخواهد داشت.
9. عمل براساس اخبار
با توجه به آنچه در زیر بندهای بند پیشین آمد، اخبار آخرالزّمانی یا اخباری که به عنوان اخبار آخرالزّمان شناخته میشوند، پیش از هرگونه فحص، تحقیق، تدقیق و پژوهش در جهات و جنبههای مختلف سند، متن و دلالت، نمیتوانند مبنای ارزشگذاری مثبت یا منفی رخدادهای حال و آینده یا عمل یا خودداری از عمل در حال یا آینده قرار گیرند. به عبارت دیگر، به لحاظ منطقی، یک خبر به خودی خود و بدون قرائن، نمیتواند به عنوان مأخذ یا مجوّزی برای دستوری اخلاقی یا فقهی مورد استناد قرار گیرد. دستیابی به قرائن نیز نیازمند آگاهیهای دیگری است.
10. دو نکتة ضروری
الف ـ جهان پیش از ظهور: آیا پیش از ظهور امام عصر(عج)، جهان همواره رو به تباهی میرود و این تباهی روزافزون خواهد بود تا آنجا که هیچ کجای جهان روشنایی نباشد و آنگاه که جهان کاملاً پر از ستم و بدکاری شد، به ناگاه ظهور رخ میدهد؟
برخی چنین برداشتی از روایتی مشهور با این مضمون دارند که: پس از آنکه زمین از تباهی و ستم پر شد، خداوند به وسیلة وی زمین را پر از برابری و عدالت خواهد ساخت.
واقعیت این است که برداشتی آنچنان، بیش از مدلول این روایت مشهور است. آشنایی با ادبیات عرب و نوع تعبیرات آن و حتّی ترجمة درست این خبر به زبان فارسی، چنین مفهومی را از روایت به دست میدهد و به اصطلاح اهل ادب، آن را به چنین تأویلی میبرد که: زمانی، اکثر قریب به اتّفاق نقاط زمین را تباهی و ستم خواهد گرفت. پس از آن، زمانی دیگر نیز خواهد رسید که خداوند، زمین را به وسیلة مهدی(عج) از برابری و عدالت پر خواهد ساخت.
ملاحظه میشود که نماندن هیچ نقطهای سفید در زمین پیش از ظهور؛ واقع شدن ظهور بلافاصله پس از اوج تباهی و گسترش بیدرنگ برابری و عدالت در زمین پس از ظهور، نتیجة منطقی مدلولهای این خبر نیستند. بنابراین حالات گوناگون دیگری نیز برای وضعیت جهان پیش از ظهور قابل برداشت است از جمله اینکه ممکن است در سالها یا سدههایی پیش از ظهور، حرکتهایی اصلاحی از سوی مؤمنان و انسانهای آزاده در نقاطی از جهان صورت پذیرد و به موفقیتهایی نیز برسد. در نتیجه خداوند با دیدن این کوشش مؤمنان و وجود انسانهایی اصلاحگر که یاوران مهدی(ع) میتوانند باشند، زمینه را برای ظهور و گسترش حرکت اصلاحی به کلّ جهان مساعد ببیند.
ب ـ زمان ظهور: با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، تعیین اینکه جهان کنونی در چه موقعیتی نسبت به هنگام ظهور قرار دارد، نه تنها دشوار است بلکه حتّی قابل حدس هم نیست. اگر خداوند بخواهد، لحظهای بعد، ساعت ظهور خواهد بود و خداوند تصرّفهای لازم را در جهان هستی به منظور آمادگی برای ظهور خواهد کرد، ولی اگر گونهای دیگر مقرّر باشد، این امر میتواند موکول به سالها، دههها و حتّی سدهها بعد شود.
از این رو، نه دور نمایاندن چیزی نزدیک، به صلاح انسانهاست و نه نزدیک نمایاندن چیزی دور، ولی اگر بپذیریم که قیام مصلح کل جز با فراهم آمدن یاوران مورد نیاز رخ نخواهد داد و یاوران مصلح باید صالح و مصلح باشند، به این نتیجه خواهیم رسید که هرگونه حرکت اصلاحی و افزایش شمار اصلاحگران میتواند زمان ظهور حضرت موعود(ع) را به پیش اندازد.
انشاءالله
بر اساس تحقیقات سازمان جاسوسی اسرائیل فردی که دراعتقادات کلیه ادیان آسمانی و ملل جهان از او بعنوان آخرین منجی یاد میشود قطعا همان امام زمان شیعیان است.
همین نتیجه منجر میگردد تا این سازمان جاسوسی به تحقیقات خود با موضوع علایم و چگونگی ظهور امام مهدی(عج) گسترش دهد.
سه نشانه سید خراسانی،سید یمانی و سفیانی از نکات مورد توجه موساد بعنوان علایم حتمی ظهور آخرین منجی در تحقیقات انجام گرفته بشمار میرود.
نتایج این تحقیقات اخیرا در دست مقامات آمریکایی ،یمنی و عربستانی نیز قرار گرفته تا با اقدام به موقع مانع قیام سید یمانی در عربستان یا یمن گردد.
ازهمین رو عربستان باهدف جلوگیری از ظهور امام زمان و قیام سید یمانی پیش ازاین ظهور دست به عملیات جدیدی در میان شیعیان مناطق مختلف زده تا به شناسایی پیش از موعد این قیام دست یابد.
از سوی دیگر این سه کشور باگمان اینکه احتمالا سید یمانی در میان شیعیان انقلابی یمن است دست به کشتار های اخیر در این کشور زده اند.
عربستان اخیرا دست به بازداشت برخی شیعیان زده و آنها را در بازجویی ها برای رسیدن به سرنخی از محل مخفی گاه امام زمان(ع) تحت فشار قرار میدهد.
از سوی دیگر مطرح شدن این نکته که اصالت سید حسن نصرالله به یمن بازمیگردد و خانواده پدری رهبر شیعیان لبنان در دوران طفولیت وی را به لبنان منتقل کرده اند دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را بااین گزینه روبرو ساخته که به احتمال قوی سید یمانی مورد اشاره در احادیث محکم شیعی و اهل سنت همان سید حسن نصرالله است.
برهمین اساس وبدلیل طی دوران کودکی آیت الله سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی درمشهد ایشان نیز ازمهمترین گزینه های پیش روی موساد بعنوان سید خراسانی مطرح میشود.
براساس همین تحقیقات موساد به این نتیجه رسیده است که سید حسن نصرالله همان سید یمانی است و سید علی خامنه ای همان سید خراسانی است که قبل از ظهور امام زمان (عج) با سپاه خود قیام می کنند.
اطلاعات مذکور اخیرا توسط یکی از کارکنان موساد که در تحقیقات انجام شده مشارکت داشته افشا شده است