آخرالزمان و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسى
اشاره :
حجت الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسى در سال 1334 در نجف اشرف به دنیا آمدند. دروس مقدماتى حوزه را در همین شهر و نزد پدر بزرگوارشان حضرت آیت اللَّه حاج شیخ محمد طبسى آغاز کردند، اما به دلیل شرایط نامناسبى که حکومت بعثى براى طلاب حوزه هاى علمیه فراهم آورده بود ناچار به مهاجرت از نجف و اقامت در شهر مقدس قم شدند. دروس سطح حوزه را در محضر اساتیدى چون حضرات آیات ستوده، اشتهاردى و حرم پناهى گذراندند و در مقطع خارج حوزه نیز از محضر اساتیدى چون آیات عظام گلپایگانى، وحید خراسانى، فاضل لنکرانى و تبریزى بهره بردند.
ایشان علاوه بر تدریس دروس حوزوى در مقطع سطح و خارج به تألیف و نگارش کتاب در زمینه مباحث مختلف فقهى، تاریخى و کلامى نیز اشتغال دارند که از جمله این کتابها مى توان به مواردالسجن، مواردالنفى والتغریب، امام حسین(ع) در مکه، عاشورا، چشم اندازى از حکومت امام مهدى(ع) و... اشاره کرد.
آنچه در پى خواهد آمد حاصل گفت وگوى ما با ایشان است که امیدواریم مقبول طبع شما گرامیان واقع شود.
موعود با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید بفرمایید منظور از دو واژه »آخرالزمان« و »عصر ظهور« که در روایات آمده است، چیست؟ و به کدام برهه از زمان اشاره دارند؟
بسم اللَّه الرحمن الرحیم. الحمدللَّه رب العالمین و صلّى اللَّه على سیدنا محمد و آله الطاهرین. براى روشن شدن پاسخ این سؤال باید ببینیم که در روایات از این دو واژه چگونه تعبیر شده است. با مرورى سطحى در جلد چهارم معجم الأحادیث الامام المهدى(ع) دیدم که در روایات ائمه طاهرین(ع) درباره »عصر ظهور« چنین تعبیراتى آمده است: »دولة القائم«، »ظهور الحق«، »إذا قام قائمنا«، »قام القائم«، »یخرج قائمنا« و »الذى یطهّرالأرض من أعداء اللَّه« (کسى که زمین را از دشمنان خدا پاک مى کند). گویا بزرگ ترین افتخارى که ائمه معصوم(ع) به خود نسبت مى دهند برخاستن قائم از میان ایشان و برپایى دولت حق به دست آن حضرت است.
درباره »آخرالزمان« هم به دو روایت از امام صادق(ع) و امام باقر(ع) اشاره مى کنم که در آنها به ویژگیهاى این دوران اشاره شده است: امام صادق(ع) در روایت مفصلى پس از اشاره به سیره حکومتى امام على(ع)، خطاب به بریدبن معاویه که راوى این حدیث است در توصیف زمان خود فرمودند: »لاواللَّه ما بقیت للَّه حرمة إلّا انتکهت«؛ به خدا قسم، دیگر هیچ حریم و حرمتى براى خدا نمانده مگر این که به آن حریم تعدى و تجاوز شده است. »ولا عمل بکتاب اللَّه ولا سنّة نبیّه فى هذا العالم«؛ در این جهان نه به کتاب خداوند و نه به سنت پیامبر او(ص) عمل نمى شود. »ولا أقیم فى هذا الخلق حدّ منذ قبض اللَّه امیرالمؤمنین، صلوات اللَّه و سلامه علیه«؛ از زمان شهادت امیرالمؤمنین على(ع) در میان این مردم حدى بر پا نشده است. پس از آن حضرت ادامه مى دهد: »ولا عمل بشى ء من الحق إلى یوم الناس هذا«؛ و تا این زمان به چیزى از حق عمل نشده است. مى توانیم بگوییم فتنه هاى آخرالزمان، هتک حرمتها، عمل نکردنهاى به قرآن، رواج انحرافات و دیگر ویژگیهایى که براى آخرالزمان نقل مى کنند، از وقتى که امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسیدند، شروع شد. اما اوج این ویژگیها در دوران قبل از ظهور امام زمان(ع) نمایان مى شود، آن هم به حدى که، به بیان برخى روایات، طلب و آرزوى منجى ورد زبان مردم مى شود.
امام صادق(ع) در ادامه روایت مى فرمایند: »أما واللَّه لا تذهب الأیّام واللیالى حتى یحیى اللَّه الموتى و یمیت الأحیاء و یردّاللَّه الحقّ إلى أهله«؛ اما سوگند به خدا، دور روزگار به پایان نمى رسد تا این که خدا مردگان را زنده کند و زندگان را بمیراند و حق را به اهلش برگرداند. »و یقیم دینه الذى ارتضاه لنفسه و نبیّه«؛1 و دینى را که براى خودش و پیامبرش مى پسندد برپا سازد.
در روایتى دیگر، امام باقر(ع) مى فرمایند: »لا یقوم القائم إلّا على خوف شدید من الناس و زلازل و فتنة و بلاء یصیب الناس«؛ دولت حق برپا نمى شود مگر در شرایطى که ترس همه را فرا گرفته و همه کس و همه جا دچار فتنه و بلایا و زلزله و طاعون و دیگر بیماریها شده باشند. »وسیف قاطع بین العرب و اختلاف شدید بین الناس«؛ جنگ کشورهاى عربى را فرا گرفته و در میان مردم اختلاف نظرها شدت یافته است. »و تشتیت فى دینهم و تغییر فى حالهم«؛ چنان مردم از حیث عقیدتى پراکنده شده اند و حالات آن دگرگون شده است. »حتى یتمنّى المتمنّى الموت صباحاً و مساء« چنان اوضاع عمومى سخت مى شود که آرزوى مردم در هر صبح و شام مرگ مى شود. در ادامه روایت درباره علت این موضوع چنین مى خوانیم: »من عظم ما یرى من کلب الناس و أکل بعضهم بعضاً«؛ از شدت فشارها و ناراحتیها و این که مى بینند مردم همانند سگ به هم مى پرند و همدیگر را تکه پاره مى کنند.
در ادامه روایت، حضرت ظهور حضرت مهدى(ع) را چنین توصیف مى کنند: »فخروجه إذا خرج یکون عند الیأس و القنوط من أن یروا فرجا«2؛ هنگامى که همه مردم ناامید شده اند و دیگر هیچ امیدى براى فرج باقى نمانده است، آن حضرت ظهور مى کنند. خلاصه در این دوران افراد نه امنیت و آسایش دارند و نه هیچ خیر و پناهگاهى مى یابند و وقتى چنین شد حضرت ظهور مى کنند.
یعنى حضرت عالى آخرالزمان را همان دوران ظهور مى دانید؟
اوج آخرالزمان را، بله! اوج آن همان دوران نزدیک به ظهور است ولى اصل آن همانطور که در روایت امام صادق(ع) دیدیم از زمان شهادت حضرت امیر(ع) شروع شد.
پس چرا از حضرت رسول(ص) به عنوان پیامبر آخرالزمان یاد مى شود؟
این دو مطلب با هم منافات ندارند؛ از آنجا که پس از ایشان پیامبرى نیست، آن حضرت پیامبر آخرالزمان خوانده مى شوند و همانطور که گفتیم آخرالزمان هم محدود به دوران نزدیک ظهور نمى شود.
دوران ظهور حضرت چه ویژگیهایى دارد؟
دوران ظهور، دورانى است که حاکم آن امام معصوم(ع) است و بر کل جهان حکومت مى کند و این حاکمیت سراپا عدل و عدالت است و قابل مقایسه با هیچ حکومت و حاکمیتى نیست و آرزو و نوید همیشگى همه معصومین(ع) تحقق این چنین حکومتى بوده است.
در چنین دورانى آیا ما تنها شاهد تحول در عرصه حکومت هستیم یا باقى عرصه ها هم دچار تحول مى شوند؟
تحقق حکومت امام زمان(ع) تحول عمیقى را در جهان، جامعه و انسانها به وجود مى آورد. این روزها شاهدیم که دولتهاى استکبارى براى دستیابى به منافع و مطامع پست مادى شان از آن سوى دنیا بلند شده و به منطقه خاورمیانه آمده اند، این همه جنایات مرتکب مى شوند و با این حال نه تنها اصلاً ذره اى ناراحت و متأثر نمى شوند، بلکه اسم این عمل شنیع را پیروزى مى گذارند. اما با ظهور امام زمان(ع) انسانها چنان متحول مى شوند که خودخواهى در آنها کشته مى شود و به جاى کشتن همنوعان خود، به خدمت کردن به ایشان افتخار مى کنند.
امام باقر(ع) در این زمینه مى فرماید: »إذا قام قائمنا وضع اللَّه یده على رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم«3؛ وقتى حضرت قائم(ع) ظهور کنند دستشان را بر سر مردم مى گذارند و عقلها و آرزوها و خلاصه اخلاقشان کمال مى یابد. طبیعى است وقتى کسى عقلش کامل شد و آرزوها و اخلاقیاتش تغییر کرد، به قول پیامبر اکرم(ص) »ذهبت الشحناء والبغضاء«؛4 دیگر کینه توزى از بین مردم رخت برمى بندد. آیا تحولى از این بالاتر مى توان تصور کرد؟ امام زمان(ع) چنان تحولى در افراد به وجود مى آورند که وقتى اعلام مى کنند هر کس پول و جواهرات مى خواهد، بیاید بگیرد، جز یک نفر بلند نمى شود که او هم بعداً از کرده خود پشیمان مى شود5. علت چنین حرکتى غناى مردم نیست بلکه استغنایى است که در آنها پدیدار شده و تغییراتى است که در روحیات آنها به وجود آمده است. آن کسى که بلند مى شود و ابراز نیاز مى کند چنان در دامنش پول و جواهرات مى ریزند که نتواند جابه جا شود. او هم وقتى مى بیند که فقط خودش بلند شده پشیمان مى شود و مى خواهد آنچه را گرفته، پس بدهد که از او قبول نمى کنند.
چنین تحول عمیق و ریشه دارى مختص انسانها نیست بلکه حتى تجلى آن را در حیوانات هم مى توان مشاهده کرد. بنا بر بعضى روایات حیوانات درنده و غیر درنده با هم صلح مى کنند6 و چوپانها خیالشان از گرگها راحت است، تازه خود گله هم در طول مسیرش تا چراگاه پا روى گندمها و دانه هاى درشت نمى گذارند.7 حاکمیت جهانى حضرت چنین تحولى جهانى را به دنبال دارد.
عمده این تغییرها را در کدام عرصه ها مى توان
دید؟
در تمام عرصه هایى که شما به نظرتان مى رسد، قطعاً شاهد تغییر خواهیم بود. طبق روایاتى که از امام صادق(ع) نقل شده: »إذا خرج القائم یقوم بأمر جدید و کتاب جدید و سنة جدیدة و قضاء جدید«8 معناى این سخن این نیست که نعوذ باللَّه ایشان دینى غیر از اسلام و کتابى غیر از قرآن مى آورند، بلکه تحریفات در عرضه و تفسیر این دو، آنقدر زیاد شده که وقتى حضرت مى خواهند اصل مطلب و صحیح آنها را بیان کنند، براى مردم همانند امر جدیدى وانمود مى شود. روش ایشان چیزى جز بیان قرآن و مفاهیم آن و احیاى سنت رسول اللَّه(ص) نیست با این تفاوت که براساس اسلام اصیل وناب محمدى(ص) در همه عرصه ها تغییر و تحول به وجود مى آورند؛ به عنوان مثال شما ببینید، براساس آنچه در روایات آمده است تمام علومى که انبیا براى بشریت از آدم تا خاتم(ص) آورده اند، دو حرف است حال آن که در زمان حضرت مهدى(ع) علم بیست و هفت حرف خواهد شد9. یعنى حدود سیزده برابر. با این تحول عظیم علمى دیگر تکلیف همه چیز معلوم است که چه خواهد شد. فرهنگ، صنایع، اقتصاد، کشاورزى و خلاصه همه چیز دچار تحولى اساسى مى شود. طبق بعضى روایات، در زمان ظهور حتى یک وجب زمین بایر و لم یزرع روى زمین باقى نمى ماند10 و بیابانهاى مکه و مدینه با اشاره حضرت به نخلستان مبدل مى شوندو یا انارهایى که از باغها در آن دوران به عمل مى آیند به گونه اى هستند که مى توانند چند نفر را سیر کنند11 و یا سلاحهایى که حضرت از آنها استفاده مى کنند هر چند به ظاهر آهنین هستند (من حدید) ولى در واقع چیزى غیر از آن12 و در سطح بالاترى است و اصلاً قابل قیاس با تسلیحات کنونى جهان نیست.
در خصوص امنیت، الان هر چند سازمانها و تشکیلات بین المللى مدعى نظم و امنیت جهانى بسیارند ولیکن جایى که حقیقتاً افراد بتوانند به آنها پناه ببرند و دادخواهى کنند وجود ندارد و این همان چیزى است که در روایات از آن با تعبیر »لایجد ملجاء«13 یاد شده است. همین موضوع امنیت در زمان ظهور به قدرى تغییر مى کند که از سویى حتى اگر به اندازه مقدار غذایى که لاى دندان مى ماند14 حق کسى پایمال شده باشد آن را باز مى ستانند و از سویى دیگر خانمها چه پیرزن باشند و چه دختران جوان از یک سمت دنیا به سمت دیگر براى به جا آوردن حج مسافرت مى کنند و احدى متعرض آنها نمى شود.15
اگر روایات پیش و پس از ظهور را کنار هم بچینیم نکات جالبى به دست مى آوریم:
پیش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان مى رود و آرزو مى کند که کاش جاى آنها بود16 و بعد از ظهور شخص بر سر قبر برادرش مى رود و به او مى گوید: کاش تو هم بودى و از این برکاتى که ما بهره مند شده ایم متنعم مى شدى17. یا پیش از ظهور خون ریزى مفصلى در منا به وجود مى آید18 و پس از ظهور مردم آنقدر به حج اقبال مى کنند که حضرت از آنها که طواف مستحبى مى کنند، مى خواهند که مطاف را براى آنها که حج واجب دارند رها کنند19. مساجد پیش از ظهور زیبا و با شکوه اما خالى از مؤمنان و معنویت اند20 ولى پس از ظهور یکى از مساجدى که ساخته مى شود پانصد در دارد که حکایت از بزرگى و وسعت آن مى کند21 و یا آنها که مى خواهند در نماز جمعه کوفه که به امامت حضرت برپا مى شود، شرکت کنند، صبح زود هم که حرکت مى کنند باز موفق به پیدا کردن جا نمى شوند.22
قبل از ظهور مرگهاى ناگهانى (موت فجاة)، بیماریهاى متنوع و همه گیر نظیر طاعون و وبا گسترش قابل توجهى دارند23 و مرگ و میر زیاد چنان شایع مى شود که درصد قابل توجهى از مردم مى میرند24 ولى بعد از ظهور امام زمان(ع) افراد چنان عمر مى کنند که حتى هزار فرزند بلاواسطه خود را مى بینند25 که از آن علاوه بر کثرت اولاد، حد اعلاى صحت، سلامتى، نعمت و خدمات را مى توان برداشت کرد. خلاصه این تحول در همه ابعاد و عرصه هاست.
با توجه به این که دوران پیش از ظهور سیاهى محض است و پس از آن روشنایى مطلق؛ گذار از آخرالزمان به عصر ظهور چگونه رخ مى دهد و چطور این دو دوره کاملاً متفاوت به هم متصل مى شوند؟
با گسترش یافتن و شیوع فشارها و مشکلات، خود به خود توجه مردم به حکومتى که منجى موعود برپا خواهد ساخت بیشتر مى شود و این فشارها مقدمه اى است براى این دگرگونیها و البته اصل این تحول یک شبه انجام مى شود: »یصلح اللَّه له أمره فى لیلة واحدة«26.
از جمله صفاتى که براى حضرت در دعاى ندبه بیان شده »هادم ابنیة الشرک والنفاق« است. آیا مى توان از این بناهاى شرک و نفاق که توسط حضرت درهم شکسته مى شوند، مصادیقى را نام برد؟
در جوابتان بهتر است روایتى از امام صادق(ع) را بخوانم که در دل خود مطالب زیادى دارد. حضرت مى فرمایند: »یصنع کما صنع رسول اللَّه«؛ حضرت مهدى(ع) همان کارى را که پیامبر اکرم(ص) کرد، انجام مى دهند. »یهدم ما کان قبله«؛ همه بناهاى پیش ازخود را درهم مى شکند. »کما هدم رسول اللَّه أمر الجاهلیة«؛ همانند پیامبر اکرم(ص) که بناها، اعتقادات، باورها و همه بافته هاى جاهلیت را فرو ریختند حضرت مهدى(ع) نیز همه آثار دوران جاهلیت بشر را متلاشى مى کنند؛ »و یستأنف الاسلام جدیداً«27؛ اسلام را از نو بنا مى کنند.
گسترش رعب، وحشت، آدم کشى چیزهایى نیستند که براى کسى قابل تحمل باشند ولى همه اینها زیر سر مشرکین است که در رأس آنها یهود قرار دارد و جالب این است که آقا امیرالمؤمنین(ع) قرنها قبل نسبت به این مطلب در مسجد کوفه هشدار داده بودند. آن حضرت به مردم رو کرده و فرمودند: »واللَّه لتسألن ماتؤمرون«؛ یا هر آنچه را به شما مى گوییم اطاعت و اجرا کنید: »او لترکبن أعناقکم الیهود والنصارى28«؛ یا منتظر حاکمیت یهود و نصارا بر خود باشید. یا در جاى دیگر فرمودند: »لیستأمرون علیکم الیهود والنصارى...«29 چنان یهود و نصارا بر شما حاکم مى شوند که عرصه را بر شما تنگ کرده و شما را از شهرهایتان بیرون خواهند کرد.
مشرکان در دوره حاکمیتشان یک سرى بافته ها، عقاید و فرهنگ را بر مردم تحمیل مى کنند که از جمله عوارضش گسترش فساد، بى بند و بارى، بى عفتى و هدف قرار گرفتن اعتقادات مردم است. در کنار حاکمیت یهود، حکومتهایى دیده مى شود که تشکیل شده از مشرکان، منافقان و همه آنهایى که ظاهراً همراه مردمند ولى در حقیقت بقاى خود را وامدار همدستى و همراهى مشرکان هستند.
قبل از ظهور امام زمان(ع) دنیا گرفتار مشرکان؛ یعنى یهود و نصاراست که مصداق بارزش در جهان امروز همان آمریکا و مولود نامشروعش اسراییل است که حکومتهاى دست نشانده اى که به جز رضایت آنها به هیچ چیز دیگرى فکر نمى کنند، همراهشان هستند. حضرت در همان ابتداى امر با تمام قوا با ایشان رودررو شده و جنگ خونینى با ایشان به پا مى کنند. در این جنگ تمام عیار، حتى سنگها و درختها به یارى حضرت و سپاهیانش آمده و ایشان را خطاب مى کنند که یک یهودى یا دشمن خدا پشت من پنهان شده، بیایید او را بگیرید و بکشید.30
برخى روایات هم به جنگ حضرت با حکومتهاى عربى و دست نشانده هاى آنها اشاره مى کنند که »على العرب شدید«31 »لا واللَّه ما بینه و بینهم إلّا السیف«32؛ البته نکته اى را که مى بایست در اینجا متذکر شوم، این است که جنگهاى خونین و شدید حضرت تنها با حکومتهاى مشرک و سردمداران شرک و نفاق است والا اصل حکومت ایشان حکومت سفاک و خونریزى نیست که بین عوام مردم شایع کرده اند.
حضرت با شیطان درگیر مى شود33 که »إلى یوم وقت المعلوم«34 مهلت خواسته است؛ البته این که منظور همان ابلیس است یا شیطان بزرگ بماند تا زمانى که خود حضرت ظهور کنند.
با استقرار حکومت حضرت چه کسانى از این نعمت بهره مند مى شوند؟
اولاً طبق برخى روایات، همه در دوران امام زمان(ع) موحد مى شوند و دیگر هیچ حد و مرزى باقى نمى ماند که فلانى مثلاً یهودى یا نصرانى است: »له أسلم من فى السموات والأرض«35؛ همه در دوران حکومت امام زمان(ع) مسلمان مى شوند.
نکته دوم این که با توجه به بعضى دیگر از روایات که مى فرماید: »وضع اللَّه یده على رؤس العباد«36 نه رئوس مؤمنان یا شیعیان، حضرت دست مبارکشان را بر سر تمام بندگان مى گذارند و عقول همه بندگان کامل مى شود و نه عقل جمعیتى خاص.
نکته سوم این که سرور ناشى از ظهور امام زمان(ع) حتى شامل حال اهل برزخ و مردگان هم مى شود37 یعنى علاوه بر شیعیان و کل انسانهاى زنده، مردگان هم از فرج بهره مند مى شوند: »دخلتهم الفرحه«38.
آیا مى توان تعریف جامعى از حکومت حضرت ارایه کرد به طورى که مشخص شود ابعاد، الگوها، قوانین و سیره اى که قرار است ایشان برقرار کنند چیست؟
مى دانید که ما ده قانون یا ده دین نداریم. در نگاه ما دین و قانون حق جز یکى و اسلام نیست: »إنّ الدین عند اللَّه الإسلام«39. افتخار و هنر حضرت مهدى(ع) پیاده کردن همان چیزى است که رسول اللَّه(ص) به بشر ارائه کرده اند؛ چرا که به فرموده قرآن »لقد کان لکم فى رسول اللَّه أسوة حسنه«40. به عبارت دیگر نه تنها سیره ایشان که سیره حضرت على(ع) همان سیره رسول خدا(ص) بود و همگى افتخارشان این است که قدم جاى قدم پیامبر(ص) مى گذارند. البته نتیجه تأسى و عمل به این سیره بنا بر آیه »ولو أنّ أهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض«41 وفور و نزول برکات از آسمان و زمین است و طبیعى است در چنین حالتى دیگر زمین با اهل خود قهر نیست و رود و دریاچه اى خشک نمى شود و بسیارى مسایل از این قبیل وجود نخواهد داشت.
آیا براى تحقق چنین حکومتى زمینه سازى هم مى توان کرد؟
پاسخ این سؤال به بحث انتظار برمى گردد که مرحوم مجلسى در جلد 52 بحارالانوار بیش از هشتاد روایت در این رابطه آورده اند که در بعضى از آنها از انتظار با تعبیرى همچون »أحبّ الاعمال«42 یا »أفضل أعمال أمتّى«43 یاد شده و شخص منتظر را در برخى دیگر به کسى تشبیه کرده اند که در خیمه رسول اللَّه (ص) باشد.44 مسلماً کسى که در خیمه رسول اللَّه(ص) باشد براى تهاجم به دشمن و ویران کردن ابنیه شرک و نفاق در حالت آماده باش به سر مى برد؛ یا وقتى حداقل ثواب انتظار را معادل ثواب هزار شهید بدر و احد بیان مى کنند45 معنایش این است که هر منتظر باید رنج و زحمتى معادل رنج و زحمت هزار شهید بدر و احد را تحمل کند. به هر حال مردم باید با این موضوع و این فرهنگ و خود امام(ع) و دشمنان ایشان آشنا شوند و براى مردم روشن شود که دشمنان آن حضرت به دنبال چه مى گردند و چه هدفى را دنبال مى کنند.
به نظر حقیر بهترین وسیله براى آگاه کردن مردم، پیاده کردن فرهنگ مهدویت و برحذر داشتن آنها از فرهنگ ضد آن است. بهترین حالت آن هم وقتى است که حکومت به پا مى شود. با برپایى حکومت و دستیابى به امکانات بیشتر، مسئولیت هم بیشتر مى شود. مى بایست با استفاده از صدا و سیما و دیگر رسانه هاى گروهى ابعاد مختلف موضوع را براى مردم تبیین کرد و به معناى واقعى براى برپایى حکومت امام زمان(ع) مقدمه چینى نمود. البته در اینجا مجال پاسخ به آنها که با استناد به حدیث ضعیف السندى اصل تشیکل حکومت در عصر غیبت را زیر سؤال مى برند، نیست و به همین قدر بسنده مى کنم که به نظر بنده الان اوجب واجبات و اهم مسایل تشکیل و حفظ حکومت اسلامى است.
با گذشت بیش از دو دهه از آغاز انقلاب در ایران عملکرد اصل نظام را در این راستا چگونه مى بینید؟
هر چند که انتظار بیش از این بوده ولى بینى و بین اللَّه کوتاهى نکرده اند.
یک تذکر و درخواست هم از آقایان دارم این که بیایید فرهنگ مهدویت را مثل کتابهاى مدارس که به تناسب سطوح مختلف سنى نوشته شده، بازنویسى کنیم و براى هر مقطعى کتاب و اسلاید، سى دى، فیلم و برنامه هاى مختلف و مناسب داشته باشیم که در این راستا مى طلبد هم فضا و هم ابزار را به خوبى بشناسیم و هم مناسب ترین نحوه استفاده از ابزار را در شرایط کنونى اعمال کنیم. در ورود به این میدان هم ان شاءاللَّه موفق خواهیم بود.
تا کنون در بین طلبه ها و عامه مردم چقدر در زمینه فرهنگ انتظار کار شده است؟
راستش را بخواهید ما در برابر ساحت مقدس امام زمان(ع) سراپا تقصیریم. آبرو و اعتبار ما طلبه ها به همین عمامه هایمان است. این عمامه ها هم اعتبارش به همان اصل و پشتوانه اش است. همانند پول که کاغذى عادى است و با پشتوانه اى که در بانک مرکزى دارد معتبر مى شود. این احترامى که مردم به ما مى گذارند، دستمان را مى بوسند، وجوهات را براى صرف در امور مذهبى پیش ما مى آورند و خلاصه یک جور دیگر نگاهمان مى کنند همه به خاطر آن بزرگوار است و متأسفانه ما در واقع یک هزارم حقى را که آن حضرت بر گردن ما دارند ادا نکرده ایم.
از ساحت مقدس امام زمان(ع) پوزش مى طلبیم که سرباز خوبى براى ایشان نبوده و نیستیم ولى امیدواریم به خوبى و بزرگى و بزرگوارى خودشان ما را عفو کرده و نظر لطفشان را از ما برنگردانند.
در پایان اگر مطلبى ناگفته مانده بفرمایید.
امیدواریم خداوند، عزّوجلّ، این توفیق را به ما بدهد که حکومت موعود جهانى را درک کنیم که ان شاءاللَّه به زودى شاهدش خواهیم بود. امیدواریم که خیلى ها این ایام را درک کنند و جزء یاران و سربازان حضرت باشند و باشیم و ان شاءاللَّه از اجر شهادت در جبهه ایشان که دو برابر اجر دیگر شهداست بهره مند شویم.
در پایان این گفت وگو از شما و مجله وزین موعود تشکر و تقدیر مى کنم که سعى بلیغ دارید و مجدانه در راه نشر فرهنگ مهدویت و آشنایى با این بزرگوار تلاش مى کنید
پى نوشتها :
1 . محمدبن یعقوب کلینى، الکافى، ج3، ص536-538.
2 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص231.
3 . همان، ج52، ص328.
4 . سیدبن طاووس، الملاحم والفتن، ص152 به نقل از: نجم الدین طبسى، چشم اندازى به حکومت مهدى(ع)، ص184.
5 . جامع احادیث الشیعه، ج1، ص34.
6 . محمدبن الحسن الحرالعاملى، اثبات الهداة، ج3، ص542، ح521.
7 . عقدالدرر، ص159.
8 . الملاحم والفتن، ص97 به نقل از: چشم اندازى به حکومت مهدى(ع)، ص189.
9 . بحارالانوار، ج52، ص326.
10 . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص331.
11. الملاحم والفتن، ص152.
12. ر.ک: چشم اندازى به حکومت حضرت مهدى(ع)، ص118.
13. المستدرک على الصحیحین، ج4، ص514؛ عقدالدرر، ص150.
14. عقدالدرر، ص36؛ ملاحم، ص68.
15. شیخ صدوق، الخصال، ج2، ص626؛ بحارالانوار، ج52، ص316.
16. عقدارلدرر، ص236 به نقل از همان.
17. الاذاعه، ص119، به نقل ازهمان.
18. بحارالانوار، ج52، ص374.
19. همان، ج52، ص190.
20. همان، ج52، ص375.
21. همان، ج52، ص330 و 337.
22. همان، ج52، ص269.
23. بیان الائمه(ع)، ج8، ص102.
24. بحارالانوار، ج52، ص337.
25. عقدالدرر، صص 90-99؛ کشف الاستار: ص137.
26. بحارالانوار، ج52، ص352.
27. الغارات، ج2، ص333.
28. در منابع عین عبارت یافت نشد.
29. مسنداحمد، ج2، ص398.
30. بحارالانوار، ج52، ص349.
31. همان، ج52، ص355.
32. همان، ج60، ص254؛ اثبات الهداة، ج3، ص551.
33. حجر (15)، آیه 38.
34. آل عمران(3)، آیه 83.
35. ر.ک: پاورقى 3.
36. بحارالانوار، ج52، ص328.
37. کامل الزیارات، ص30.
38. آل عمران(3)، آیه 19.
39. احزاب (33)، آیه 21.
40. اعراف (7)، آیه 95.
41. بحارالانوار، ج52، ص123.
42. منتخب الاثر، ح570.
43. بحارالانوار، ج52، ص146.
44. همان، ج52، ص126.
اولين بيعت كننده با امام زمان (عج) كيست؟
اولین مسئله ای که پس از اعلام ظهور حضرت قائم(عج) به وجود خواهد آمد مسئله بیعت با ایشان است واین سوال به ذهن متبادر می شود که چه کسی اولین بار با ایشان بیعت خواهد کرد. از روایات رسیده از جانب معصومین(ع) چنین استفاده می شود که اوّلین کسی با حضرت مهدی(عج) بیعت کرده و به دست مبارک آن جناب بوسه می زند...
اوّلین کسی با حضرت مهدی(عج) بیعت خواهد کرد و به دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.
اولین مسئله ای که پس از اعلام ظهور حضرت قائم(عج) به وجود خواهد آمد مسئله بیعت با ایشان است واین سوال به ذهن متبادر می شود که چه کسی اولین بار با ایشان بیعت خواهد کرد. از روایات رسیده از جانب معصومین(ع) چنین استفاده می شود که اوّلین کسی با حضرت مهدی(عج) بیعت کرده و به دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.
مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: آنگاه که خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این که بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل کند.
آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(ع) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مکه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.(1)
همچنین نقل شده است که حضرت قائم(عج) پشت به حرم(خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شد و این آیه را تلاوت می کند :"ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه ...". پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسد جبرئیل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند. (2)
منابع:
1-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص1154
2-اسرار العقائد، ج 2، ص 100 به نقل از کتاب "یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوت
شبستان
تکاليف منتظران حضرت مهدی(عج)
-تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب
2- رعایت ادب نسبت به یاد او
3- محبت خاص نسبت به آن حضرت
4- محبوب نمودن او در میان مردم
5- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
6- اظهار اشتیاق به دیدار آن حضرت
7- ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
8- اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت
9- حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت
10- تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
11و12- سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت
13- قیام،هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت
14و15و16- گریستن و گریاندن وخود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت
17- درخواست معرفت امام عصر از خداوند
18- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
19- مداوت به خواندن دعای غریق
20- دعا در زمان غیبت آن حضرت
21- شناختن علامتهای ظهور آن حضرت
22- تسلیم بودن و عجله نکردن
23- صدقه دادن به قصه سلامتی آن حضرت
24- صدقه دادن به نیابت آن حضرت
25و26- حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب از طرف آن جناب
27و28- طواف بیت الحرام به نیابت از امام و نایب ساختن دیگری تا از طرف ایشان طواف نماید
29- زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه به نیابت از مولایمان
30- استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت
31- سعی در خدمت کردن به آن حضرت
32- اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب
33- تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضرت و ظهور او
34- تجدید بیعت با آن حضرت بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
35- صله آن حضرت به وسیله مال
36- صله شیعیان و دوستان صالح امام به وسیله مال
37- خوشحال کردن مومنین
38- خیرخواهی برای آن حضرت
39- زیارت کردن آن حضرت
40- دیدار مومنین صالح و سلام کردن بر آنان
41- درود فرستادن بر آن حضرت
42- هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب
43- هدیه نماز مخصوص
44- نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص و در وقت معین
45- اهدا قرائت قرآن به آن حضرت
46- توسل و طلب شفاعت نزد خداوند به وسیله آن حضرت
47- دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت
48- دعوت کردن مردم به آن حضرت
49-رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها ورعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار
50- خشوع دل هنگام یاد آن حضرت
51- عالم باید علمش را آشکار سازد
52-تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار
53- صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنتها
54- درخواست صبر از خدای تعالی
55- سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم
56- پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
57- تظاهر با ستمگران و اهل باطل
58- ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
59- تهذیب نفس
60- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت
61- موفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
62و63- پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
64- دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت
65- اینکه بدنت نسبت به آن جناب خاشع باشد
66- مقدم داشتن خواسته آن حضرت برخواسته خود
67- احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت
68- بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت یافته اند
69و70- وقت ظهور را تعیین نکردن وتکذیب وقتگذاران
71- تکذیب مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت در زمان غیبت کبری
72- درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان
73- اقتدا و تاسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت
74- حفظ زبان از غیر یاد خداوند ومانند آن
75- نماز آن حضرت
76- گریستن در معصیت مولایمان حضرت امام حسین
77- زیارت قبر مولایمان امام حسین
78- بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان
79- اهتمام در ادای حقوق برادران دینی
80- مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب
برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکیال المکارم" تالیف مرحوم آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی (جلداول)
برای تعجیل در ظهور امام زمان هزار صلوات بفرستیم
مهدويت و فرقه هاي انحرافي -1
مساله ی حضرت بقیته الله الاعظم ، مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه) ، یکی از بارزترسن و بدیهی ترین مسایل اسلامی و مورد تایید و اعتقاد همه ی مسلمانان به ویژه شیعیان است ،زیرا صدها آیات قرآنی و روایات نبئی این مساله ی با اهمیت را به طورکسترده و مبسوط عنوان و مطرح ساخته اند و جزئیات آن را با بیاناتی دقیق و روشن ، ذکر کرده اند ، به طوری که ابهامی برای کسی باقی نگذاشته اند .
تمامی فرق اسلامی – تقریباٌ – این آیات و روایات و مفاد آن ها را به نحوی در کتب حدیثی و کلامی و تفسیری و احیاناف رجالی و تاریخی خود متعرض شده اند و درباره آن به شکل های مختلف سخن گفته اند ، تا جایی که می توان ادعا کرد که کم تر دانشمند و عالمی ، بلکه مسلمانی یافت می شود که به این موضوع مهم و خطیر نپرداخته اند ، یا این مطلب به گوش او نرسیده باشد .
شاهد روشن و قوی این مدعا ، صدها کتابی است که در طول تاریخ ، با استفاده ار این نام شریف و مقدس به وجود آمده است . اما این مساله ی مقدس و بدهی – بسان هر مساله دیگر دیگر دینی واسلامی حتی مانند الوهیت و ربوبیت و رسالت – که گاهی مورد سوء استفاده ی افراد یا گروههایی البته با انگیزه های شخصی یا سیاسی ، قرار گرفته و می گیرد و اهداف و اغراض خاصی از این عمل دنبال شده می شود.
مگر نه این که جهان همیشه شاهد این مطلب است که افرادی گستاخانه مدعی الوهیت یا ربوبیت شده و کوس خدایی زده اند و یا مدعی نبوت و رسالت شده و دعوی پیغمبری نموده اند ؟ !! بدیهی است که این سوء استفاده ها و این ادعاهای مفتضح و رسوا ، هرگز به اصل و اصالت این حقایق ضربه نمی زند و کسی نمی تواند با این بهانه که گه گاهی این نوع مطالب واقعی و ریشه دار در فطرت و عقل و موید به صدها بلکه هزاران دلیل ، مورد سوء استفاده قرار گرفته یا می گیرد ، آن ها را زیر سئوال ببرد و یا این که به نحوی در صحت اصل آن ها ، تشکیک کند .
از آنجا که مساله ی حضرت بقیه الله العظم ، مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ، که در آیات و روایات فراوانی خصوصیات آن مطرح شده است ، نزد مسلمانان ، مساله ای مقدس و ظهور حضرتش همواره آرزوی آنان بوده است ، از این قاعده مستثنا نبوده و نیست . این مساله ی مهم از همان زمان ائمه ی اطهار (علیه السلام) و حتی با وجود خود امامان – که جزو مبشران و نوید دهندگان به آن بوده اند – به نحوی مورد سوء برداشت قرار گرفت و با برخورد ائمه (علیه السلام) ، مواجه شد .
این روند خطرناک و انحرافی در عصر غیبت صغری مخصوصا پس از آن ، به شکل هایی مانند ادعای دروغین (سفارت و نیابت خاصه ) حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) تجلی می نمود ، که مورد تکذیب حضرت (عجل الله تعالی فرجه) و هشدار آن وجود مقدس قرار می گرفت و مومنان تنها به سفرا و نواب واقعی توجه داده می شدند و البته این حرکت در زمان های بعد ، نه تنها در جوامع شیعی بلکه درجوامع سنی نیز ادامه پیدا کرد و از اعتقاد و علاقه ی مسلمانان به ایمن مطلب مقئس و حساس و سرنوشت ساز ، بی محابا وناجوانمردانه بهره برداری می شد !
با این حال ، خوشبختانه با هشدارهای قوی وبه موقع عالمان دین و صدور ده ها روایت که شمایل و نشانه های آن حضرت ، شرایط ظهور و نحوه کار آن ذخیره ی الهی را بیان می کرد ، ماهیت پلید آن حرکت های شوم و مغرضانه آشکار می شد و صاحبان آن مفتضح و رسوا می گشتند .
این ماجرا سر درازی دارد که از حوصله ی این مقاله ی مختصر بیرون است . لذا ما دراین جا تنها به بخشی از آن چه در دو قرن اخیر واقع شد و مسلمانان بخصوص شیعیان هنوز از تبعات و پیامدهای ناگوار آن رنج می برند ، می پردازیم تا شاید گامی ، در جهت تنویر اذهان بشد.
آن چه فعلا در این مقله مطرح است، بررسی کوتاهی است درباره ی فرقه ای که متاسفانه ، زمینه ساز پیدایش فرقه ضاله ی بابیت و سپس بهائیت شد. لازم به ذکر است که این مقاله یک مرور اجمالی بیش نیست، و تفصیل کلام به شماره های بعد موکول می شود.
شیخیه ، ریشه بهائیت
اگر بخواهیم تصویری جامع و گویا از فرقه ی ضاله ی بهائیت داشته باشیم، لازم است ریشه پیدایش بهائیت را مورد بررسی و دقت قرار دهیم. در حقیقت ، بهائیت زائیده ی بابی گری است و بابی گری ازکشفیه ، و کشفیه هم فرزند ناخلف شیخی گری است . قهرا برای پی بردن به واقعیت بهائی گری باید ریشه ها و دامنه هایی را که در آن متولد شده و پرورش یافته است ، بشناسیم. لذا قبل از ورود به بحث بهائیت، باید دو فرقه دیگر را مورد بررسی قرار بدهیم . ما در این جا اول فرقه ی شیخیه را مورد بحث قرار می دهیم.
الف – شیخیه
1 – شیخ احمد احسائی کیست؟
مؤسس فرقه شیخیه ، شیخ احمد احسائی است . شیخ احمد احسائی فرزند زین الدین بن ابراهیم بن صفر بن راغب بن رمضان در سال 1160 ﻫ در قریه ای به نام مطیرفی از قراء احساء یا (لهسا) متولد شد . وی از اعراب صحرانشین بود، ولی به خاطر اختلافی که بین جد دوم و سومش (دائر و رمضان) پیدا شد، به منطقه ی احساء رفتند. اجداد شیخ احمد از سنی های متعصب بودند، ولی آمدن آن ها به منطقه احساء که شیعه نشین بود، باعث شد تحت تاثیر شیعه قرار گرفتند. با این حال، به دلیل سابقه ی تعصب و صحرانشینی ، به نظر می رسد تشیع آن ها از روی تحقیق و تعقل نبوده است و چه بسا از باب هم رنگ شدن با محیط جدید بوده است.
روزشمار سال ظهور
اطلاع از نشانههای ظهور، علاوه بر آنکه حسّ کنجکاوی انسانها را ارضا مینماید، ثمرات و برکات مهمتری را نیز به دنبال میآورد. آنچه در ادامه میآید تصویری اوّلیه از حوادث و وقایع شش ماهه پیش از ظهور است که آقای مجتبی السادة در کتاب «الفجر المقدس المهدی(ع)» ارائه کردهاند.
اطلاع از نشانههای ظهور، علاوه بر آنکه حسّ کنجکاوی انسانها را ارضا مینماید، ثمرات و برکات مهمتری را نیز به دنبال میآورد که برخی از آنها عبارت است از:
1. یقین به علم غیب و علم به آینده معصومین(ع): تحقق و رخداد پیشگوییها، قرنها پس از بیان آنها باعث میشود که شنونده و خواننده ناخواسته به گویندة این بیانات ایمان بیاورد. به خصوص در موارد متعددی که مطلب بیان شده بسیار فراتر از سطح فهم مخاطبان و شنوندگان این دست روایات در مقطع صدورشان باشد.
2. افزایش امید به وقوع و قرب ظهور: از آنجا که بسیاری از مطالب مطرح شده در این روایات در مقام بیان و تبیین نشانههای ظهور امام عصر(ع) هستند به طور طبیعی خوانندگان و مستمعان این نشانهها نسبت به امام عصر(ع)، ظهور ایشان و نزدیکتر شدن این رخداد یقین بیشتری پیدا میکنند.
3. شناسایی جایگاه خود در نقشه و طرح نهایی هستی: چند هزار سال است که پس از هبوط حضرت آدم(ع)، آدمیان بر زمین زندگی میکنند و پس از ما نیز صدها و شاید هزاران سال بعد نیز این جریان زندگی برای بنی آدم ادامه داشته باشد. آنچه در دست ماست میراث تمام آنهاست که پیش از ما میزیستهاند که، باید آن را در نهایت امانتداری و حداقل به همان شکل که تحویل گرفتهایم، به نسلهای پس از خود تحویل دهیم. کوتاهی در انجام هریک از وظایفی که در این راستا برعهدة ما نهاده شده میتواند لطمات جبرانناپذیری برای ما و آیندگان ما به دنبال بیاورد. تفصیل این مطلب به مجال دیگری نیاز دارد و در اینجا نمیتوان حق آن را ادا کرد. متأسفانه بسیاری از ما خود را تنها در ظرف این چند روزه محدود و معدود دنیا مینگریم و نه تنها از آیندة بشریت که از آینده دنیایی و آخرتی خویش نیز غافلیم. فهم این نکته که از کجا آمده و به کجا میرویم و اساساً برای انجام چه مهمی ما را به صحنة هستی آوردهاند باعث میشود که رفتاری کاملاً متفاوت با آنچه اکنون انجام میدهیم از ما مشاهده شود.
4. آمادگی برای مواجهه با آسیبها و فتنهها: دورة آخرالزّمان را به طور شاخص با انحرافات، اعوجاجات، بحرانها و آسیبها میشناسند. مسلماً افرادی که پیش از وقوع فتنهها و بحرانها از آمدن آنها خبر دارند خود را برای مواجهه با آن مهیّا میکنند به حدّی که در مواردی میتوانند بدون ذرّهای آسیب پذیرفتن آن را پشت سر بنهند. مثال شاخص و ملموس این آمادگی بحران خشکسالی هفت سالة مصر در دوران حضرت یوسف(ع) است که تنها با خوابی و تعبیری توانستند از آن رهایی یابند و حتی از مناطق اطراف خویش مانند کنعان نیز دستگیری نمایند. شاید اگر ما هم به طور جدی به مطالعة نشانههای ظهور بپردازیم بتوانیم به چنین توفیقی دست یابیم.
5. شناسایی و ریشهیابی دقیقتر مشکلات و بحرانها: از آنجا که ما در حال حاضر از جمله ساکنان آخرالزمان به شمار میآییم میتوانیم با نگاهی گذرا به اطراف خود موارد متعددی از فتنهها و آسیبها را احصا کنیم که متأسفانه در تحلیلها و چارهجوییها بدون به توجه به ریشهها و علل و اسباب اصلی افراد به ارائة راه حلی سطحینگرانه بسنده میکنند. بدیهی است که نتیجة یک راه حلّ ساده و سطحی در بهترین حالت آن است که مشکل مرتفع نشود و در واقع، در موارد متعدد باعث دامن زدن و تشدید مشکل تا مرز چارهناپذیری میشود.
6. جهتیابی برای برنامهریزیهای خرد و کلان اجتماعی (درونمرزی، درون دینی و مذهبی، بینالمللی): مشهور است که میگویند فهم سؤال نیمی از جواب است و تا مسئلهای را خوب نفهمیم نمیتوانیم آن را به درستی حل کنیم. با شناسایی و ریشهیابی دقیق مشکلات و نیز نفش تاریخی خود، به راحتی میتوان دریافت که چه برعهدة ماست، باید در شرایط کنونی متولّی انجام چه اموری شویم و هدف پیش روی ما چیست. شناسایی مبدأی که در آن هستیم، هدفی که باید به آن برسیم و مسیر میان مبدأ تا مقصد همان برنامهریزی مهم و اساسی است که باید در تمامی عرصههای خرد و کلان آن را لحاظ کنیم و صد افسوس که مورد غفلت ما واقع شده است.
آنچه در ادامه میآید تصویری اوّلیه از حوادث و وقایع شش ماهه پیش از ظهور است که آقای مجتبی السادة در کتاب «الفجر المقدس المهدی(ع)» ارائه کردهاند. لازم به یادآوری است این کتاب با نام «شش ماه پایانی» توسط انتشارات موعود به فارسی ترجمه و منتشر شده است. تفصیل جزییات این جدول را در اثر فوق میتوانید مطالعه نمایید.
ماه
روز
مکان و موقعیت
حادثه
رجب
20 جمادیالاول تا 10 رجب
٭ 10 رجب
٭ 10 رجب
10 رجب
ـ
ـ
ـ
ـ
15 رجب
ـ
ـ
شام (سوریه)
یمن
ایران
خورشید
بین آسمان و زمین
بین زمین و آسمان
خورشید
ماه
1. باران شدیدی که بسیاری از خانهها را ویران میکند
2. آغاز شورش سفیانی (عثمان بن عنبسه)
3. آغاز قیام یمانی
4. آغاز قیام سید خراسانی
5. نمایان شدن یک بدن در قرص خورشید (سر و سینه حضرت مسیح(ع))
6. نداهای سهگانه:
الف) بدانید که لعنت خداوند شامل حال جمعیت ستمگران میشود!
ب) قیامت نزدیک شده است ای جمعیت مؤمنان!
ج) خداوند متعال فلانی را فرستاده است؛ حرفهایش را بشنوید و از او اطاعت کنید!
7. دستی که از آسمان به چیزی اشاره و دلالت میکند.
8. توقف خورشید از حرکت به مدت 3 ساعت
9. ماهگرفتگی (خسوف)
شعبان
ـ
جهان اسلام
خیزشها، آغاز و امور و جریانات سیاسی متفرق و پراکنده میشود.
رمضان
14 ماه رمضان
٭ 23 ماه رمضان (جمعه)
25 ماه رمضان
خورشید
از آسمان
از زمین
ماه
شام
1. کسوف و خورشیدگرفتگی غیرطبیعی
2. صیحة آسمانی:
الف) ندای جبرئیل: حق با حضرت مهدی(ع) و شیعیانش است!
ب) ندای ابلیس: حق با عثمان (سفیانی) و پیروانش است!
3. ماه گرفتگی و کسوف غیرطبیعی
4. بیعت کردن سیهزار نفر از قبیلة بنیکلب با سفیانی
شوال
ـ
نزدیک مدینه
(دیرالزور سوریه)
نبرد قرقیسیا (و کشته شدن صدهزار نفر از ستمگران) و پیروزی سفیانی
ذیقعده
ـ
21 و 22 ذیقعده
عراق و سوریه
عراق (بغداد)
1. قبایل جهت تهیة آذوقه مسافرت کرده و میجنگند.
2. سفیانی در بغداد کشتارگاهی برپا کرده و 80 هزار نفر را میکشد.
ذیحجه
10 ذیحجه
11 و 10 ذیحجه
٭ 25 ذیحجه
ـ
عراق (کوفه)
مکة مکرمه
مکة مکرمه
مدینة منوره
1. کشتارگاه کوفه را سفیانی به راه میاندازد و علاوه بر مردم عادی 70 عالم دینی را به شهادت میرساند.
2. آشوبهای منا (تاراج شدن حجاج و دریده شدن پردههای عصمت به حرام)
3. شهادت نفس زکیه در مسجدالحرام و بین رکن و مقام
4. شهادت مرد هاشمی (پسر عموی نفس زکیه محمد و خواهرش فاطمه) و اعدام آنها بر سر در مسجدالنبی(ص)
محرم
9 محرم
10 محرم (عاشورا)
12ـ15 محرم
٭ 15 محرم
مکة مکرمه
مکة مکرمه
مدینة منوره
در بین مدینه و مکه
1. جمع شدن سیصد و سیزده یار حضرت در مکه
2. روز ظهور:
الف) خطبه حضرت بین رکن و مقام
ب) بیعت یاران با حضرت.
ج) ندای جبرئیل.
3. حملة سپاهیان سفیانی به مدینه و تاراج شهر:
تخریب مقبرة مطهر حضرت رسول(ص) و خرد کردن منبر آن حضرت و سرگین انداختن چهارپایان در آن مکان متبرک.
4. فرو رفتن سپاه سفیانی در بیابان بیداء.
محمود مطهرینیا
ماهنامه موعود شماره 96
سيد خراساني
جابر از امام باقر (ع)روایت می کند: ((یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنی و باتی من خراسان برایات سود بین یدیه شعیب بن صالح یقاتل اصحاب السفیانی فیهز مهم)) الملاحم و الفتن ص52 باب97
جوانی از بنی هاشم (سید) از خراسان با پرچم های سیاه قیام می کندکه در کف دست راست او خالی(علامتی)است و پیشاپیش او مردی بنام شعیب بن صالح است که با لشکریان سفیانی می جنگد و آنها را شکست میدهد. پرچمهای سیاهی از مشرق به اهتراز در می آیند که با مردی از اولاد ابو سفیان می جنگد و زمینه فرمانبرداری از مهدی (عج) را فراهم می آورد. پرچمهای سیاهی که از خراسان در می آید در کوفه فرود می آید. هنگامی که مهدی(ع)ظهور کند این پرچم ها برای بیعت به حضور آن حضرت گسیل می شود. بحار الانوارج 52 ص 267....
خروج سفیانی،یمانی و خراسانی در روز واحد از ماه رجب یکسال خواهد بود. الحاوی للفتاوی ج 2 ص 126
پرچم های سیاهی از خراسان به اهتراز در می آید که چیزی نمی تواند از پیشروی آنها جلوگیری به عمل آورد تا در بیت المقدس فرود آید و استقرار یابد ملاحم و الفت ص 43 – روزگار رهاتی ص 1036
ظاهر شدن سید خراسانی . شعیب بن صالح در ایران: روایان بیانگر آن است که این دو از یاران مهدی (عج)خواهند بود و مقارن ظهور آن حضرت ازایران ظهور خواهند کرد.و در نهضت ظهورش شرکت می کنند.
بطور خلاصه نقش آن دو چناچه از منابع اهل سنت و بر خی از روایات شیعی این است که در آن زمان ایرانیان درگیر جنگی نابرابر با دشمنان خویشند و در اثر طولانی شدن آن جنگ سید خراسانی را به عنوان سر پر ستی امورشان انتخاب می کنند.گر چه وی به این امر چندان رغبتی نشان نمی دهد اما با اصرار زیاد آنرا می پزیرد.
زمانی که رهبری ایرانیان را می پزیرد با ایجاد وحدت کلمه در صفوف نیرو های مسلح،سردار رشید خود شعیب بن صالح را به فرماندهی نیروهای مسلح خود تعیین میکند. بدین ترتیب خراسانی و شعیب جنگ را در مرزهای ایران،ترکیه ،عراق هدایت و ارداه مینماید و نیروهای مستقر خود شام را به پیش رانده و در همان زمان ،آماده پیشروی بزرگ بسوی فلسطین و قدس عزیز می شود. و......
بر گرفته از کتاب عصر ظهور-علی کورانی-ص269
تالیف چند سال قبل از رحلت امام خمینی (ره)