همراز مهدي
موضوعات
امام زمان مهدی (عجل الله فرجه) (32) قائم آل محمد (29) گالری عکس تصویر فیلم (29) روانشناسی اسلامی (26) کنکور دانشگاه مهدی (25) مذهبی و معنوی (25) عشق و محبت (22) فرهنگی اجتماعی (22) نماز قرآن سنت (22) فلسفه و عرفان لاهوتیان (21) انتظار فرج و ظهور (21) یا اباصالح المهدی (21) سلام و صلوات (19) اخلاقی و سخنرانی (17) حدیث حکایت روایت (16) گل نرجس (16) دجال ملعون (15) آموزشی تحقیقاتی (13) کتاب علم فن آوری (13) مقاله پیام نامه بیانیه (13) عدالت انسانیت مسلمانیت (12) زندگی و خانواده (12) صبر و خویشتن دارى (12) شعر و شاعر (12) مشاوره عمومی نظرات (11) دانلود نرم افزار (8) شجاعت و شهامت (8) غدیر خم (8) سفیانی ملعون (6) مسئله پاسخ سوال جواب (6) دعا مناجات دلنوشته (6) اطلاعات و اخبار (5) نویسنده و داستان (5) ادب هنر طنز (5) سیدحسنی خراسانی یمانی (4) سید عبدالعظیم حسنی (4) شهید و دفاع مقدس (3) فروشگاه اینترنتی (2) جبهه جنگ ایثار شهادت (2) مذهبي و معنوي (2) الاسلام القرآن الکریم الشیعه اهل البیت علیهم السلام (2) آموزشي تحقيقاتي (2) مقاله پيام نامه بيانيه (2) حديث حكايت روايت (2) فلسفه و عرفان لاهوتيان (2) فرهنگي اجتماعي (2) يا اباصالح المهدي (1) روانشناسي اسلامي (1) نويسنده و داستان (1) عدالت انسانيت مسلمانيت (1) كتاب علم فن آوري (1) آدينه و متفرقه (1) Mahdism Doctrine Islamic (1) مرجع تقلید فتوی مجتهد (1) كنكور دانشگاه مهدي (1) امام زمان مهدي (عجل الله فرجه) (1) ورزشی و سیاحتی (1) پزشکی بهداشتی سلامت (1) گل گیاه طبیعت محیط زیست (0) سیاست پول اقتصاد (0) اینترنت رایانه کامپیوتر موبایل (0) سینما تئاتر نمایش (0) آدینه و متفرقه (0) بدون موضوع (46)
صفحه ها
آثار نماز آثار نماز نخواندن ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 5 ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 4 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 3 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 2 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 1 مدح و منقبت سوّمين اختر فروزنده امامت و ولايت پنجره امام زمان علیه السلام چهل داستان و چهل حديث از امام حسين (ع) درخشش پنجمين نور ايزدى رمضان، منتخب از مفاتيح الجنان آيين رمضان مناسبتها، احکام، ادعيه و آداب ابوالأسود دوئلي شاعر ايمان و ولايت صداي سخن عشق، حماسه ديني در ادب پیک در وضو شریک نگیرید! قدمگاه کتاب ديگر قرآن! تكلیف عاشق ساعت به وقت شرعی دوازده! علم امام به رفتار ما روزه خواری اکیدا ممنوع! مهر من نثار تو آمنه بنت شريد رسم عاشق کشی اسلام چگونه گسترش يافت؟ فرهنگ ايراني چهار پناهگاه قرآنی تشيع و انديشه‌ شيعي2 تشيع و انديشه‌ شيعي توجه : بیننده عزیز سلام علیکم برای اینکه از این وبلاگ دیدن میکنید سپاسگذارم لطفا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عجل الله)<1>ءالی<100>صلوات بفرستید که برای برآورده شدن حاجت هم خوب است. همراز سرز مین مقدس و خاندان آل اشعر
فيدها
یار پاکباخته امام زمان(ع)
گذری بر زندگانی و تشرفات مرحوم حاج قدرت الله لطیفی , عضو هیأت امنای مسجد مقدس جمکران
ای مردم، اگر مرغی از شما گم شود به همه جا سر می‌زنید تا آن را بیابید. چگونه است که غافلید و دنبال امام گم‌شدة خود نمی‌‌گردید؟
مرحوم حاج قدرت الله لطیفی به سال 1304 شمسی، در محلة عین الدوله شهر تهران چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی گرایش قابل توجهی به امور دینی و ولایی در او نمایان بود. پس از گذراندن دوره ابتدایی به مدرسه علمیه حاج ابوالفتح، واقع در میدان قیام، رفت و تحصیل علوم دینی را در زیّ طلبگی آغاز نمود.




از جمله ویژگی‌های ممتاز آن مرد خدا این بود که از نوجوانی به نماز جماعت علاقه و توجه خاصی داشت. در یکی از نمازهای جماعت آن ایام بود که بزرگ‌ترین تحوّل زندگی او اتفاق افتاد. قدرت الله نوجوان شبی برای شرکت در نماز جماعت به مسجد فائق رفته بود. پیرمردی روحانی و آسمانی با لباس‌هایی ژنده و مندرس از امام جماعت مسجد اجازه می‌خواهد بین دو نماز دقایقی کوتاه برای نمازگزاران صحبت کند. پس از اذن امام جماعت، وی جملاتی را دربارة امام عصر(ع) و غربت آن حضرت و لزوم انتظار ایشان بیان می‌کند و در ادامه با سوز و گداز می‌گوید:

ای مردم، اگر مرغی از شما گم شود به همه جا سر می‌زنید تا آن را بیابید. چگونه است که غافلید و دنبال امام گم‌شدة خود نمی‌‌گردید؟ 

این عبارات در وجود مستعد، قلب پاک و جان شیفته او چنان آتشی برپا می‌کند که تا آخرین لحظة حیات در وجودش زبانه می‌کشید و تمام عمر را با یاد آن عزیز می‌گذراند.

هم‌زمان با این ماجرا و در همین ایام به پیشنهاد یکی از دوستان، به محضر مرحوم «سید کریم کفّاش» ـ که یکی ازاولیای الهی و مرتبطان با ساحت مقدّس حضرت ولی عصر(ع) بود ـ شرف‌یاب می‌شود. آقای لطیفی خود نقل می‌کرد که مرحوم کفّاش به دوست همراهم که معرّفم نیز بود، گفت شما اگر می‌خواهید می‌توانید بروید. بعد از آن به من اشاره کرد که: «شما بمانید!» مجلس که خلوت شد و با مرحوم کفّاش تنها شدم مرا کنار خویش نشانده، فرمود: 

شب‌های جمعه در منزل ما مجلس روضه‌ای خصوصی برپاست و شما از این هفته حتماً تشریف بیاورید. حضرت مهدی ـ سلام الله علیه ـ سفارش شما را به ما کرده‌اند. هر وقت تمایل داشتید می‌توانید به اینجا تشریف بیاورید و در تمام ساعات هر روز هفته، در منزل به روی شما باز است.

اولین جلسه‌ای که به مجلس روضه رفتم، حضور افراد برجسته‌ای مانند: شیخ مرتضی زاهد، شیخ محمد حسین زاهد، حاج مقدس ، آقا یحیی سجادی ، شیخ رجب‌علی خیاط، که بعضی وقت‌ها به آن جلسه تشریف می‌آورد، توجهم را به خود جلب کرد.

آقای لطیفی تا پایان عمر مرحوم کفّاش در محضر ایشان شاگردی کرد. مرحوم کفّاش پیش از مهاجرت به نجف به آقای لطیفی فرموده بود : «من به نجف می‌روم و دیگر مرا پیدا نمی‌کنید». هرچند مرحوم لطیفی به واسطة تعلق خاطر جدّی که به ایشان پیدا نموده بود راهی نجف می‌شود ولی پیش از آنکه به استاد برسد ایشان دار فانی را وداع گفته بود و برای همیشه میان آن‌دو جدایی می‌افتد.

 اندکی بعد، مرحوم لطیفی به تهران بازگشت. پس از مدتی سکونت و تحصیل در قم، شوق و ارادت به آستان مقدس امام هشتم(ع) او را به مشهد کشاند. زندگی در مشهد هرچند شیرینی‌های خاص خود را داشت، در عین حال، به مرور ایام طعم بعضی از سختی‌ها را به مرحوم لطیفی چشاند.

هزینه‌های تحصیل مرحوم لطیفی همچنان با پدر بزرگوارش بود و او به جهت اشتغال به تحصیل امکان فعالیت اقتصادی و کسب درآمد را نداشت. در همین ایام بود که مشکلات مالی پدر و فاصلة زیاد میان تهران و مشهد شرایطی را به وجود آورد که ناچار به خرید نسیه از مغازه‌داران شد. مقدار نسیه‌ها که زیاد شده بود مغازه‌داران از دادن جنس به آن مرحوم امتناع می‌کنند. ایشان به ناچار روزهای سختی پس از این ماجرا تجربه می‌کند به شکلی که روزها از سر اجبار قصد روزه می‌کرد و تنها سحری و افطاری که برای میل کردن در اختیار داشت چند جرعه آب بود. روز سوم که آن مرحوم برای زیارت و عرض حاجت به حرم مطهّر می‌رود، پس از زیارت و اقامة نماز به منزل باز می‌گردد. با آب که افطار می‌کند از شدت ضعف از هوش می‌رود. 

دقایقی که می‌گذرد دو نفر در حجره را می‌زنند و مرحوم لطیفی با نهایت ضعف برخاسته، در را برایشان باز می‌کنند. سه نفر به داخل می‌آیند که در دیدارهای بعدی برای او معلوم می‌شود که یکی از آن سه تن وجود نازنین امام عصر(ع) است. ایشان برای او مائدهای آسمانی، ذغال و دیگر ملزوماتی را که نیاز داشت آورده بودند. پس از آنکه افطار کرده، به حالت طبیعی خود بازمی‌گردد، حضرت ولی عصر(ع) به او دستور می‌دهند که به تهران بازگردد و به تأسیس مدارس اسلامی‌ همت گمارد. ایشان امر مولای خود را امتثال نموده، در تهران با تأسیس دارالتعلیم علوی جریان مدارس اسلامی‌ را بنا می‌نهد. دانش آموزان مدرسة او در مقایسه با دیگر مدارس اسلامی‌ معرفت و توجه بیشتری نسبت به حضرت ولی‌عصر(ع) داشتند.

او پیش از این نیز از سر عشق و علاقه‌ای که به مولا و صاحبش داشت اقدام به برپایی مجالس دعای ندبه ، در حدود 55 سال قبل، برای اولین بار نموده بود تا مقدمات ظهور انفسی حضرتش فراهم آید.مرحوم لطیفی معتقد بود که پیش از ظهور آفاقی و فراگیر حضرت مهدی(ع) باید سیمای دلربای ایشان در انفس و قلوب مردمان نمایان شود و این ممکن نیست مگر با تحصیل معرفت نسبت به آن حضرت. به دست آوردن معرفت نیز نیازمند توجه به آن وجود سراسر مهر و نور است. حلقه‌های ذکر و جلسات دعا برای حضرت نیز سریع‌ترین و ساده‌ترین راهی است که می‌تواند در این راستا نتایج فوق‌العاده‌ای را به بار آورد. دیدار با حضرت حجّت ـ سلام الله علیه ـ یکی از آثار و برکاتی بود که از این ابتکار نصیب او گردیده بود.

 برپایی مجالس ذکر مولا و تبلیغ مهدویت از جمله فعالیت‌های آن مرحوم بود که تا آخرین روزهای عمر مبارک و پر خیر و برکتش به آن اهتمام داشت و لحظه‌ای در انجام آن کوتاهی و تردید نمی‌ورزید.

شب نیمة شعبان سال 1348شمسی نقطه تحول بعدی در زندگی آکنده از خیر و برکت ایشان رقم می‌خورد. آن مرحوم خود نقل می‌کرد که شب نیمه شعبان را در مسجد جمکران، در شرایطی به سر بردم که در آن ایام هیچ رونق و اوضاع مناسبی نداشت. احوال نابسامان مسجد، به خصوص مسائل بهداشتی، وضوخانه و ... خیلی مرا منقلب و ناراحت کرد.

تعداد زائران معدود مسجد، پاسی از شب گذشته با آخرین سواری‌های موجود عازم قم شدند؛ اما من با اصرار زیاد و دادن مبلغی پول به خادم مسجد تا صبح در مسجد ماندم. تمام شب را با حالی خوش مشغول به دعا و راز و نیاز و توسل بودم. در میانه‌های شب بود که وجود مقدس امام عصر(ع) همراه با دو نفر تشریف فرما گشته، نقشه‌ای را به دستم دادند و مرا مأمور به تجدید بنای مسجد نمودند. و اکنون پس از چهل سال پیگیری و تحمل زحمت‌ها و مرارت‌های بیشمار مسجد مقدس جمکران، چنان مورد توجه مردم قرار گرفته که تنها در هر شب نیمة شعبان، پذیرای میلیون‌ها زائر و مشتاق وجود مبارک امام زمان(ع) می‌شود.

مرحوم لطیفی در مدت سکونت خود در تهران اقدام به تأسیس و راه اندازی چند صندوق قرض الحسنه کرده، هماره تمام تلاش خود را برای خدمت به مردم و برآوردن حاجات مردم به کار می‌بست. علاوه بر آنچه تاکنون برشمردیم موارد زیر نیز از آن مرد خدا به یادگار مانده است:

ترمیم و توسعة بقعة حضرت سکینه بنت امیرالمومنین(ع) در سوریه، امامزاده یحیی بن زید در افغانستان، و چندین امامزادة دیگر و عضویت در هیأت امنای آنها، تأسیس دارالشفای حضرت مهدی(ع) در جمکران، احداث درمانگاه حضرت ولی عصر(ع) تهران، بیمارستان حضرت مهدی(ع)، بنای مسجد شاهزاده علی اصغر و حسینیه حضرت اسحاق مازندران و بنیادها، حسینیه‌ها و خیریه‌های متعدد دیگر در گوشه و کنار کشور.

آیت الله العظمی‌ وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید، ایشان را انسان کامل می‌دانست و آیت الله العظمی‌ صافی گلپایگانی بر این باور بود که با ازدست رفتن ایشان کسی نخواهد توانست جای خالی او را پر کند و هیچ کس را مانند ایشان مسلط بر نفس خود ندیده بودند. او که با سجایای اخلاقی نیکو، و تحمل بس عظیمی که داشت بیننده را به شگفتی وا می‌داشت.

مرحوم لطیفی به معنای واقعی، زندگی خویش را وقف مردم نموده بود و با صبر و حوصلة تمام، ساعت‌ها به درد دل مراجعه‌کنندگان گوش فرا می‌داد و چنان بر این رویه اهتمام داشت که در این سال‌های آخر عمر هرگز ضعف و کسالت‌های ناشی از کهولت سن مانع پیگیری‌های مجدّانه ایشان در امور خلایق نگشت.همواره روایت شریف نبوی «من أصبح و لم یهتمّ بأمور المسلمین فلیس بمسلم» را به دیگران توصیه می‌نمود و در پیشگامی‌اش در عمل به این روایت، توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد؛ چه آن مرحوم هر روز خود را با پاسخ‌گویی به تلفن مردم آغاز و نیز با آن به پایان می‌رساند. بزرگی این مرد خدا به حدی بود که هرچند بسیاری از بزرگان و چهره‌های شاخص از ایشان استمداد می‌کردند و به بهترین حالت ممکن پاسخ خود را می‌گرفتند ولی با این حال هیچ‌گاه ایشان میان مسئولان و مردم عادی تفاوتی قائل نشد و در پایان عمر، در نهایت سادگی و بی‌ آنکه تعلق خاطری به زخارف دنیا داشته باشد زندگی را وداع گفت و حیات جاودان یافت.

تمام روزهای زندگی مرحوم لطیفی در تبلیغ دین خدا، تحبیب نام مولا و ترویج فرهنگ ناب مهدوی عاری از هر نوع شوائب دنیوی و نیز گره گشایی از امور مسلمانان و بندگان خدا خلاصه می‌شد و شب‌هایش سراسر به عبادت و مناجات و تضرع می‌گذشت. مثال همان که مولی الموحدین علی(ع) در خطبه متقین توصیف فرمودند.

در آخرین روزهای عمرش، دوستان بسیار نزدیک از آن مرحوم شنیده بودند که در پایان مرداد ماه، سفری در پیش دارد که دیگران وی را نخواهند دید، و به خدمت مولا صاحب‌الزمان(ع) بار خواهد یافت. هنگامه غروب روز یک‌شنبه پنجم شعبان المعظم، مصادف با بیست و هشتم مرداد پس از یک هفته بیهوشی، وعده‌ای که به او داده شده بود، تحقق یافت و توفیق بار یافتن به آستان مقدس حجّت حیّ خداوند ـ سلام الله علیه ـ نصیبش گشت. امید که در آینده‌ای نه چندان دور، شاهد ظهور آفاقی امام موعود حضرت صاحب الامر(ع) باشیم و همگی در کنار هم در آستان مقدسش به خدمتگزاری مفتخر گردیم. انشاءالله  
روحش شاد
برچسب ها :
مهدی و نهضت عدالت خواهی
 و اشرقت الاَرض بفنورف رَبفها 
اینک افق را بنگرید که خورشید طالع می شود ، تاریکی ها را می شکافد و شوکت و سطوت خویش را بر همه جا می گستراند ، سپاه فرشتگان در پیش رویش به تعظیم ایستاده ، چشم بر فرمان ، در پیشاپیش آنان جبرئیل امین دست ادب بر سینه دارد تا با اذن خدای جلیل فریاد بردارد و از کران تا کران بانگ خویش را بگسترد که ای مردمان ! گوش فرا دارید و بهوش باشید :
جاءَ الحَق و زَهَقَ اَلباطف:
 حق آمد و باطل نابود شد
آری در طلیعه آن روز دو خورشید طلوع می کند :خورشید منظومه از شرق و خورشید مهدوی از غرب ، با یاران و همرزمان خویش در کنار یکتا معبد توحید ، کعبه مقدس .
آری فرزند مولود کعبه قیام الهی خویش را از این جا به جهانیان اعلام می دارد . زمان و زمین در انتظار این لحظه بی شکیب بودند ، شبها و روزهای بی شماری گذشته بود که ناگهان فرمان پروردگار در رسید ، اینک او می آید . همه جا را آذین بندید ، سر تا پا گوش شوید تا بشنوید که صاحب زمانه چه میگوید : او وعده خداست و وعده خداوند حق است . اکنون اگر نیک بنگرید خواهید دید که گلبرگها از خوشحالی شکفته اند و بر روی خورشید لبخند می زنند . آنان در انتظار این زمان ، لحظه شماری می کردند و در تب و تاب بودند . 
گلهائی چند نیز پیش از شکوفائی این نوگلان پژمردند و چشمشان بر چشمة خورشید نیفتاد… 
راستی تا آن زمان که خورشید بدمد چگونه باید زندگی را گرمی بخشید ؟ بهتر آنکه یاد خورشید را لحظه به لحظه در سینه ها مان زنده بداریم تا فروغش روحمان را گرمی بخشد که فرموده اند : تَوقع اَمر صاحفبک لَیلَک و نَهارفک : شبانه روز در انتظار ظهور صاحب الامر خود باشید . خورشید را باید پاس داشت ، و از نور و گرمیش سخن گفت و او را شناخت و شناساند و تا سرزدنش با تمامی وجود فریاد کنیم : که در انتظار طلوع نشسته ایم . چه بهتر که به فرمودة پیامبر بزرگوارe در حدیث ثقلین این شناخت را از سخـن خداونـد متعـال و کـلام دفربار پاکـان از آل محمـدe برگیریم و گوش به پیـام دل 
از این رو بر آن شدیم تا خورشید را در این مجموعه با آن کلمات مقدس توصیف کنیم ، هر چند که این گزیده برگی از گلستان عطرآگین معارف آن بزرگواران می باشد . 
آب دریا را اگر نتوان کشید پس به قدر تشنگی باید چشید 
با اذعان به ناتوانی خود در این خوشه چینی از خرمن معرفت از حضرت دوست میخواهیم تا یاریمان کند و بتوانیم با استناد به احادیث و روایات به سوالاتی چند پاسخگو باشیم 
همه افراد کنجکاو ازخود می پرسند : 
1- آیا سرنوشت آینده بشریت صلح وعدالت و امنیت وآزادی انسانها از چنگال هرگونه ظلم و ستم وتبعیض واستعمار است ؟ یا آ نگونه که بعضی پیش بینی میکنند هرج ومرجها روز افزون فاصله ها بیشتر ، ناهماهنگی ها ونا به سامانیها فراوانتر ، وسرانجام یک جنگ اتمی – یا فوق اتمی – عالمگیر ، پایه های تمدن انسانی را ویران خواهد ساخت ، و اگر انسانهای بر روی کره زمین باقی بمانند افرادی عقب مانده ، معلول ، بینوا ودرمانده خواهند بود. 
2- اگر عقیده نخست صحیح است وسرانجام صلح وعدالت است به چه دلیل ؟
3- اگر بنا هست جهان به سوی عدل وصلح وبرادری گام بر دارد ، آیا اجرای این اصول بدون انقلاب ممکن است ؟ و به تعبیر دیگر : آیا اصلاحات تدریجی و رفورمها توانایی بر دگرگون ساختن چهره عمومی جهان با این همه ناهنجاریها دارند ؟
4- اگر لازم است انقلابی صورت گیردآیا تنها از طریق قوانین مادی امکان پذیر است ، یا بدون استمداد از اصول معنوی وارزشهای اصیل انسانی ممکن نیست.
5- باز اگر قبول کنیم چنین انقلابی بهرحال انجام گرفتنی است ، رهبر این انقلاب چه صفاتی باید داشته باشد ؟
6- آیا این انقلاب الزاماف به حکومت واحد جهانی میانجامد ؟
7- آیا آمادگیهای خاصی برای چنان حکومتی قبلا لازم نیست ؟
8- این آمادگیها در دنیای کنونی وجود دارد یا نه ؟ و اگر ندارد آیا درحال حاضر جهان به سوی این آمادگیها گام برمیدارد یا به سوی عکس آن ؟
9- آیا این امور – بهرحال باعقیده عمومی مذاهب جهان نسبت به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانی ارتباطی دارد ؟
10- اعتقاد عمومی مسلمانان به ظهور مهدی چگونه است و پیوند آن با این مسائل سرنوشت سازچیست ؟
11- آیا اعتقاد به چنان ظهوری ما را به اصلاح عمومی جهان از طریق یک انقلاب همه جانبه نزدیکتر میسازد یا آنچنانکه بعضی می اندیشند دور میکند ؟ 
12- و آخرین سؤال اینکه آیا این فکر و عقیده عمومی مذاهب یک واقعیت عینی است و مولود دلایل منطقی ، یا یک تخیل است برای اشباع کاذب تمایلات سرکوفته انسانها در مسیر گمشده عمومی یعنی ((صلح)) و ((عدالت )) ؟ ! …
شک نیست که در یک نظر ابتدایی قرائن گواهی می دهد که دنیا به سوی فاجعه پیش می رود ، فاجعه ای که زائیده " ترک عواطف " ، در "افزایش فاصله میان جوامع ثروتمند و فقیر" ، " شدت گرفتن اختلافات و برخوردهای دولتهای بزرگ وکوچک " ، " سیر تصاعدی جنایات " ، " نا بسامانیهای اخلاقی و روحی و فکری " ، و " فرآورده های نا مطلوب و پیش بینی نشده زندگی ماشینی " و مانند آن است . فاجعة مقایسه وضع موجود با گذشتة نزدیک ، چهرة آن را مشخص می سازد ، و عامل مؤثری برای نمو جوانه های بدبینی در اعماق فکر خوشبین ترین افراد محسوب می گردد . آگاهان بین المللی می گویند تنها حجم بمبهای هسته ای موجود در زراد خانه های دولتهای بزرگ برای نابود ساختن تمام آبادیهای کره زمین نه یک بار بلکه هفت بار! کافی است . این سلاحها را با آن هزینه های سرسام آور که با ارقام نجومی قابل بیان است بی جهت نساخته اند ، بازیچه نیست ، برای مصرف در یک جنگ اتمی وحشتناک ساخته شده و پیدا کردن بهانه برای شروع آن ، در جهانی که این همه برخورد مرزی و تزاحم منافع ، و مناطق قابل انفجار وجود دارد کار مشکلی نیست . در سران بزرگ امروز دنیا نیز " حس جاه طلبی " و " جنون قدرت " نیز به اندازه کافی برای شروع چنین جنگی سراغ داریم ! بنابراین پیش بینی میتوان کرد که در آینده ای نه چندان دور " فاجعة بزرگ " روی دهد و احتمالاٌ بشریت در یک جنگ وسیع اتمی ، یا بر اثر فقر اقتصادی ناشی از انحصارطلبی قدرتهای بزرگ ، یا پایان گرفتن منابع انرژی و یا غیر قابل زیست شدن محیط زیست ، از مبان برود ! ولی در برابر این همه عوامل بدبینی ابتدایی ، مطالعات عمیقتر نشان میدهد آینده درخشانی در پیش است :
این ابرهای تیره و تار با غرش تندرهای وحشت انگیز سرانجام کنار خواهد رفت . این شام سیاه قیرگون را صبح سپید امیدی به دنبال است . این سرمای سوزان زمستان جهل و فساد و زورگویی و ستم بهار شکوفان عدالتی در پی دارد . این اندوه کشنده ، این طوفان مرگبار ، و این سیل ویرانگر سرانجام ، پایان میگیرد ، و اگر خوب بنگریم در افقهای دور دست نشانه های ساحل نجات به چشم می خورد ! 
نخستین دلیل منطقی برای این موضوع قانون سیر تکاملی جامعه هاست :
از آن روز که انسان خود را شناخته هیچ گاه زندگی یکنواخت نداشته ، بلکه با الهام از انگیزه درونی وشاید ناآگاه کوشش داشته که خود و جامعه خویش را به پیش براند . 
از نظر مسکن یک روز غار نشین بود و امروز آسمان خراشهایی ساخته که یک دستگاه آن میتواند جمعیتی معادل یک شهر کوچک را در خود جای دهد ، با تمام وسایل زندگی و همه امکانات لازم برای مردم یک شهر ! 
از نظر لباس یک روز از برگ درختان استفاده میکرد ولی امروز هزاران نوع لباس با هزاران طرح ، و هزاران شکل در اختیار دارد و باز در جستجوی رنگها و طرحها و جنسهای دیگر است .
یک روز غذایش فوق العاده ساده و محدود بود ، اما امروز به قدری متنوع و گوناگون شده که تنها ذکر نام آنها نیازمند به یک کتاب بزرگ است . 
یک روز مرکبش تنها پایش بود ، اما امروز بر سفینه های فضائی سوار میشود ، و آسمانها را زیر پا میگذارد ، و از کرات دیگر دیدن میکند .
اما از نظر علم ودانش ، یک زمان بود که تمام معلومات او در یک صفحه کاغذ میگنجید –گر چه هنوز خط اختراع نشده بود – ولی امروزه حتی میلیونها کتاب در رشته های مختلف بیانگر علوم و دانشهای او نیست . 
آن روز کشف آتش ، و اختراع جسم مدوری به شکل " چرخ " ، و حربه نوک تیزی مانند" خنجر " برای او کشف و اختراع بزرگی محسوب میگشت ، و از اینکه با انداختن یک کنده درخت روی یک نهر توانسته از روی آن بگذرد بسیار خوشحال بود که پلی ساخته است ، اما امروز صنایع سنگین و اختراعات حیرت انگیزش هر بیننده ای را گیج میکند ، و سیستم پیچیده مغزهای الکترونیکی او را در عالمی از رؤیا فرو میبرد .
و عجیب اینکه به هیچیک از اینها قانع نیست و باز برای وصول به سطحی بالاتر و برتر ، تلاش وکوشش میکند ، تلاشی پی گیر و خستگی ناپذیر .
از مجموع این سخن نتیجه میگیریم که عشق به تکامل در درون جان آدمی شعله ای است جاودانه و خاموش ناشدنی و در حقیقت یکی از امتیازات بزرگ انسان که او را از حیوانات و جانداران دیگر یعنی جاندارانی که ملیونها سال است درجا میزنند و زندگی ظاهراٌ یکنواختی دارند جدا میکند همین موضوع است .
و باز بخوبی میتوان نتیجه گرفت که این نهاد بزرگ آرام نخواهد نشست ، و همچنان انسان را در مسیر تکاملها به پیش میراند ، و نیروهایش را برای غلبة بر مشکلات و نابسامانیها و ناهنجاریهای زندگی کنونی بسیج میکند . و بسوی جامعه ای پیش میبرد که " تکاملهای اخلاقی " در کنار " تکاملهای مادی " قرار میگیرد .
و بسوی جامعه ای که در آن از جنگ و خونریزیهای ویرانگر و ضد تکامل اثری نباشد .
و بسوی جامعه ای که تنها " صلح و عدل "حاکم بر مقدرات انسانها باشد ، و روح تجاوزطلبی و استعمار که مهمترین سد راه " تکامل مادی و معنوی " او است ، در آن مرده باشد . ممکن است کسانی بگویند که تکاملهای گذشته همه در جنبه های مادی صورت گرفته ، و دلیلی ندارد که سیر تکاملی معنویات را هم در برگیرد . ولی پاسخ این سخن روشن است زیرا اولاٌ در تکاملهای گذشته بسیاری از اصول معنوی و انسانی را نیز میتوان یافت مثلاٌ در علوم و دانشهای بشری که در پرتوی تکامل پیشروی عظیم کرده است .
علوم غیر مادی هم کم نیست ، و فی المثل اعتقاد بشر نخستین درباره " خدا "که بصورت پرستش قطعات سنگ و چوب حتی خرما بود هیچگونه شباهتی با درک یک دانشمند روشن ضمیر خداشناس یا یک حکیم عارف ربانی امروز ، از این مسئله ندارد .
ثانیاٌ تکامل در همه جا تکامل است ، و عشقی را که در درون وجود نسبت به آن می یابیم هیچ حد و مرزی را به رسمیت نمی شناسد و در همة زمینه ها جویای آن هستیم از این گذشته اصول مادی و معنوی از هم جدا نیستند ، و فی المثل روح ستیزه جویی و برتری طلبی ، و تجاوزگری ، به همان اندازه زندگی مادی انسانها را به هم میریزند که یک بمب اتمی پر قدرت ! بلکه دومی بدون اولی بکار نخواهد رفت ! .
این است که نخستین برقه امید برای وصول و آینده ای روشن ، و دنیایی پر از صلح وصفا و برادری و برابری در پرتو قانون سیر تکاملی جامعه ها در نظرها پایدار میشود . بله هستی موهبتی است که خالق هستی ها به مخلوقات خویش ارزانی داشته است و آنها را بدین نعمت موجودیت بخشیده است . هر موجودی بنا به میزان درک و شعور خویش بهانه ای برای تداوم هستی جستجو میکند این بهانه ها ، همان آرزوهایی است که در کنه ذات خویش به آنها دل بسته است و زندگی خویش را وابسته به آن میپندارد . انسانها هر مقدار کمال بیشتری داشته باشند و هستی بیشتری را درک کنند ، آرزوهایی بزرگتر با مفاهیمی عظیم تر خواهند داشت . این انسان است که در پناه بهره وری از عقل ، هستی را وسیع تر می بیند لذا دامنة آرزوهایش گسترده تر از موجودات دیگر خواهد بود . 
پهنة آرزوهای انسان بسیار وسیع است چنان که می تواند همه چیز را در خود جای دهد .
حتی آنچه را که در واقعیت نمی تواند تحقق بخشد در آرزوها محقق میکند و غیر ممکن ها را ممکن میسازد . اگرچه برخی از آرزوهای دست نیافتنی و غیرممکن را دنبال نمیکند و برای آن نیرو صرف نمی نماید زیرا آنرا عقلائی نمی بیند اما آن دسته از آرزوهایش که خواسته هایی ممکن و انجام شدنی است و گاهی با تلاش بسیار و صرف وقت و عمر زیاد بدست میآید و گاه براحتی حاصل می شود را دنبال میکند . 
چنین خواسته هایی است که زندگی را تداوم میبخشد و تلاش را جهت میدهد و بذر امید را در دل میکارد و این امید سبب ادامه حیات و کوشش بیشتر میشود برای مثال ، شخص بزرگسالی را در نظر بگیریم که آرزو دارد جوان شود هر دلی که عمری را میگذراند آرزوی جوانی و جوان شدن را در بر دارد و هر پیری به عمر گذشته افسوس خورده و برای جوانی ارزش بسیار قائل است ولی هیچگاه به جوان شدن دوباره خویش دل نمی بندد و در نتیجه برای تحقق این آرزو نیز تلاش نمیکند و باقی زندگی خویش را به کوشش در این زمینه به هدر نمیدهد چون میداند این امر ، یک امر محال و ناممکن است و امید بستن به آن ، جز یک خیال باطل و امید بیهوده چیز دیگری نیست . پس این امید است که زندگی را معنادار ساخته سختیها را آسان میکند و تحمل ، آنها را شیرین مینماید . زندانی به امید آزادی ، دوره محکومیت خویش را میگذراند . این امید آزادی است که او را پیش میبرد و به فرداهایش معنا میبخشد . زیرا در یکی از همین فرداها او نیز آزادیش را دوباره بدست خواهد آورد . 
بیمار به امید بهبودی ، دوره بیماری را سپری میکند و معالجات سخت را بر خود هموار میسازد و شبهای طولانی را با درد میگذراند و تلخی داروها را تحمل میکند و اگر اطمینان مطلق داشت که علاجی برای او نیست و یا اگر میدانست شفای او غیر ممکن است به هیچ یک از معالجات تن در نمیداد و هرگز قادر به تحمل وضعیت خویش نمی بود .
مادر به امید نوزاد زیبایش ، دوره بارداری را طی میکند و سنگینی بار را تحمل مینماید ، زیرا آینده ای شیرین از کودکش ، پیش چشم او ترسیم شده است . خلاصه اینکه هر کس به امیدی ادامه میدهد و پیش میرود . اگر امید به آینده ای بهتر نباشد و دور نمای زیباتری در پیش انسان گسترده نشده باشد ، هر انسانی متوقف میشود و می ایستد . حذف امید در حقیقت ، حذف توانایی و فلج کردن نیروی هر انسان تلاشگر است . شما نیز حتما بارها شنیده اید که انسان به امید زنده است . 
با مطالعه در احوال بشری دیدیم که امید در امتداد آرزوهای ممکن بشری پدید می آید و به خواسته های معقول آنها نیرو میبخشد و سبب تلاش و کوشش و مبارزه و پیشروی میشود و در انتها فهمیدیم که امید مسبب اصلی ادامه زندگی است . 
سر از دریچة صبح امید کرد برون کسی که دامن شبهای انتظار گرفت 
ما انتظار میکشیم تا امیدمان ثمر بدهد و به نتیجه برسد . نهال امیدمان را با انتظار آبیاری میکنیم تا میوه و نتیجة این انتظار ، تحقق خواسته و هدف مطلوبمان باشد . انتظار قدمی دیگر است از جانب ما به سوی خواسته های ممکن و هدفهای مطلوب زندگی . 
کوهنوردی را در نظر بگیرید که ستیغ قله ای را برای فتح و صعود برگزیده و به سوی آن در حرکت است . قله ، هدف و آرزوی اوست که به آن وابسته و امیدوار شده است و این امید سبب تلاش و اقدام و خلاصه محرک اصلی اوست . انتظار رسیدن به قله ، سبب میشود تا او قدمی دیگر بردارد و میخی دیگر بکوبد و هر بار سر را به سوی قله بلند کند و به فاصله کمتر شده خود و قله بنگرد تا بالاخره امید او نتیجه داده انتظارش به پایان برسد و قله را فتح کند . انتظار است که سبب میشود نیروهای خاموش آدمی روشن شود ، جهت بگیرد و با تلاش و همت نتیجه ای عظیم به بار آورد هر چه آرزویی مطلوبتر باشد و هر چه هدفی دوست داشتنی تر باشد انتظارش سختتر و تلاش برای آن شیرین تر خواهد بود . انتظار عاملی است که صبر و تلاش را به دنبال می آورد و رسیدن به مطلوب را ممکن میسازد . هر چه هدف نزدیک شود صبر برای آن مشکلتر و تلاش برای آن بیشتر و جدی تر خواهد بود . 
همة انسانها در این هدفها مشترکند هرچند ممکن است تعریفشان از کار خوب متفاوت باشد و یا زندگی را درگرو چیز دیگری ببینند . بهرحال دوست دارند خوب زندگی کنند و خوب زیستن را بیاموزند . شجاعت ، سخاوت ، راستگویی ، ایثار و فداکاری و تمام صفات نیک انسانی جلوه های دوست داشتنی است که همگان به آنها ارج مینهند و هیچکس بطور طبیعی دوست ندارد این ارزشها را زیر پا بگذارد ، مگر اینکه این اصول را مقابل هدف خویش بیابد و عمل به آنها مانع رسیدن به آرزویش شود . در این موقع است که از این ارزشها چشم میپوشد و تنها به هدف خویش مینگرد . ولی در عمق وجود ، دائماٌ همراهی این دوره را طلب میکند و از اینکه صفات نیکوی انسانی سد راه وی شوند در رنج بوده و آنها را به فراموشی میسپارد .
و در آخر یا به آنها نیندیشیده یا اعمال ناپسند خود را توجیح میکند و خاطر آسوده خویش را آرامش میبخشد . 
(( انتظاراز دیدگاه توحیدی ))
روزگاری نه چندان دور را عصر طلائی بشر و روزگار رهایی آدمی نامیده اند . روزگاری که پیشینیان ما از آغاز خلقت به انتظارش نشسته اند و ما نیز چشم به راهش دوخته ایم . عصری که جهانی کامل در پرتوی ظهور و هدایت امامی صالح شکل میگیرد و خستگی دورانهای بلند زمان را از زمین می زداید . امامی کامل که مصلحی است نیکوکار ، سایه امنش به وسعت تمامی بی پناهان است و دست مهربانش به سر تمامی غربت چشیدگان .
بهاری که نه تنها زمین را سرسبز میکند که پهنه دلها را ، بهاری میکند و همة گیتی را طراوت بهاران میبخشد و جوانه زدن می آموزد . همان که یادش بهار خاطره هاست . گفته اند که او چشمة آبی است که در کویر زندگی آدمیان می جوشد و سر بر می آورد و آبی تازه در رود زندگی جاری میسازد که خدایش فرموده است : ای رسول ما باز گو ، به دیدة‌ تامل بنگرید که اگر آب مایه زندگی شماست ، صبحگاهی ، همه به زمین فرو رود. کیست که باز آب گوارایی برای شما پدید آورد ! و کشتی نجاتی که در کنار ساحل طوفان زدة غربت پهلو میگیرد و یک یک طوفان زدگان را پناه میبخشد و به ساحل سراسر هدایت و سعادت رهنمون میشود . 
امامی به خوبی مادر ، به بخشندگی باران ، به مهربانی برادر و دلسوزی پدر ، همچون گرمای دلچسب خورشید ، طراوت چشمه و غدیر ، صفای بوستان ، زلالی آب ، مشعلی نورانی فراز همة قله ها ، سایه اش به گستردگی آسمانها . او خواهد آمد و جهانی خواهد ساخت که وعدگاه تمامی تاریخ بوده است . عصری که پیامبران بخاطرش کوشیدند و به امیدش صبر کردند ، وعده ای که نوید بخش هر رسالتی بوده است . چرا که از آغاز خلقت خداوند حلاوت زمان آخرین را نوید داده بود . پاداش امتحانهای سخت الهی که بر ظفریافتگانش بسیار شیرین می نماید ، پاداشی بس بزرگ است که به دل مینشیند ، رنجها را می زداید و دلها را التیام مببخشد . بسا که ارزش رنجی عظیم تر و آزمونی سخت تر را در خود نهفته داشته باشد . 
بله روح زندگی ، دوباره زمین را فرا میگیرد ، دلهای مرده ، حیات میابند ، زمینهای مرده جان میگیرند . آفتابی درخشان که طلوع میکند ، تابیده و گرما میدهد و میدرخشد صبحی که پایان ندارد و خورشید جان آدمی را روشن نموده است و خواهیم دانست که نیش طعنه زنندگان و تمسخر ناباوران ، پایان یافته . استقامتمان به ثمر رسیده ، امیدمان نتیجه بخشیده و آنچه کرده ایم به درگاه باریتعالی پذیرفته شده است . برایستی که باید سر بر آستان درگاهش سایید و دستها را به شکر بلند کرد و به شکرانة این نعمت فراگیر ، فریاد برآورد که : الحمد لله رب العالمین . 
و آیا به حقیقت هرکس که روز را بشناسد ، به انتظارش نخواهد نشست و در جستجوی آن نخواهد بود ؟ براستی که در هر اندیشه ای این انتظار شکل خواهد گرفت و به آن اندیشه شیرینی و حلاوتی تازه خواهد بخشید . انتظاری که نه تنها عبث و بیهوده نیست بلکه آرمان افتخار آفرینی است که منتظران به آن می بالند .
کدام خردمندی است که طالب هدایت نباشد و راه سعادت و تکامل را جستجو نکند ؟ 
آیا یافتن راه حقیقت ، کم آرزویی است که صبر برای آن کم ارزش باشد ؟ ! کدام دلی است که روشنی حقیقت را نطلبد و بدنبال آرامش نباشد ؟ آیا تمامی تلاشهای بشر برای رسیدن به آرامش و آسایش نیست و جای امنیت و آسودگی گم نشده است .
"چگونه هدفی صبر و انتظار می طلبد "
انتظار عملی است نه چندان سهل و آسان ، و نه آراسته به قامت نا آراستگان . عملی است با جلوه های گوناگون که هر جلوة آن فراز وسیعی از بلندای تاریخ است و تاریخ دیانت ، نکته های بسیاری از انتظار دارد . 
برای انتظار باید کوشید ، تلاش کرد ، مرحله ها را پشت سر گذاشت و گوهر دل را به جلوة انتظار نشاند که هر فعل منتظر درسی از درسهای برگزیدگان الهی است . پس بنگریم آنچه را که باید دید و بیاموزیم آنچه را که باید آموخت . بله صبر را از نوح باید بیاموزیم. ابراهیم خلیل پیامبر الهی گفته منتظران بهوش باشید به خداوند ، ما را نیز وعده کرده است و خدا وعده را اجابت خواهد کرد همانطور که دعاهای یعقوب را اجابت نمود و یوسف را به دامان پر محبت پدر برگرداند .
مشقاتی که موسی از دوران کودکی کشید تا توانست در کنار دشمن خود فرعون ، جوانی را طی کرده و بعدها برقوم بنی اسرائیل غالب شود . موسی میگوید پروردگارا کدام عالم پارسایی است که به نزدش رویم تا ما را به کوتاه کردن شب غیبتمان رهنمون شود و کیست که راه نجات را از این بیابان سرگردان به ما بنمایاند . 
ما نیز میخواهیم تا از سالهای غیبت بکاهیم و فرج عاجل را هدیة پیشگاه امام زمانمان نماییم که سخت آرزومند برطرف شدن غم ها از چهرة مبارکش هستیم . 
تاریکترین لحظات شب قبل از طلوع فجر است تاریکترین را بگذرانید ، چشمها را به روی باد سرد شب ، ببندید ، تا نسیم خنک صبح ، طلوع خورشید را برایتان به ارمغان آورد . 
سپیده میزند ، سحر میدمد و آفتاب از میان لایه های عمیق شب خواهد گذشت و دست ناتوان امید را با دستهای گرمش توان خواهد بخشید . پیکر فرسودة استقامت دوباره می ایستد و کمان خمیدة صبر راست خواهد شد . 
ظفر نزدیک است . صبر پیشه کنید ، استقامت ورزید که انتظار جامة سعادت به بر خواهد کرد . اَلَیسَ الصبح بقَریب ؟! 

جاری است از چشمه های نگاهم 
باران بی کسی 
خشکید شاخه ام ، در این دشت پر خزان 
ای سبز سبز نگاهت در انتظار 
الماس کن ، این تیرةخواب را
شبکور گمشده ام در کویر عشق 
سنگ صبور ما ، باز آ به این مغاک
ای برق هر ستاره ، بیدارکن و بشکن 
خاکستری خواب 
ای یادگار همة اعصار 
برگرد پر شتاب 



منابع : 
1- مهدی انقلابیف بزرگ ناصر مکارم شیرازی
2- قیام جهانی حضرت مهدی موعود (عج) مهدی فقیه ایمانی
3- کرامات المهدی واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
4- درانتظار زینب صدر 
5- چهل حدیث واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران

مرتضی طاهرپور خلیل آباد -
دانشجوی رشته زمین شناسی 
مشهد - دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد 
برچسب ها :
مهدویت پس از عاشورا
اندیشه ی مهدویت در طول تاریخ در بین شیعه به طور خاص ودر میان تمام مسلمانان به طور عام وهمچنین با نام منجی در میان تمام ملل وجود داشته است، اما در مواقعی که ظلم وستم ورنج مردمان افزون بر طاقتشان می شده نمود و بروز دیگری می یافت. ادعای دروغین مهدویت موضوعی است که همیشه جامعه ی اسلامی و به خصوص شیعی را دچار تشتت وآسیب می کرده است.


این ادعاها که امروزه و هر چه به ظهور نزدیکتر می شویم پررنگتر و بیشتر می شود، سابقه ای به طول خود اسلام دارد. اولین نشانه های ادعای مهدویت را می توان پس از واقعه عاشورا مشاهده کرد.

حادثه ی عظیم عاشورا ضربه ی خرد کننده ای بر پیکر شیعه وارد کرد و با انعکاس آن در سراسر سرزمین اسلامی رعب و وحشت شدیدی در جامعه اسلامی بر پا کرد. در آن روزگار محبوبتر ونزدیکتر از امام حسین(ع) نزد پیامبر وجود نداشت وهمگان بر این موضوع آگاهی داشتند،به خصوص کسانی که پیامبر را درک کرده و از تابعین بودند. پس از آن بود که با توجه به نحوه ی شهادت امام و یارانش و اسارت اهل بیت پیامبر توسط امویان مردم ازعمق ستمگری وظلم ایشان اطلاع یافته و دریافتند که یزید در راه تثبیت پایه های حکومتی خود از هیچ جنایتی دریغ نمی کند. واقعه حره پس از عاشورا وسرکوب مردم مدینه توسط سپاه یزید اختناق را در کل جامعه ی اسلامی به نهایت خود رساند. حکومت خلفای بعدی اموی همچون معاویه بن یزید ،مروان بن حکم ،عبدالملک بن مروان ،و ولید بن عبدالملک هم با خشونت و اختناق شدید همراه بود. این شرایط سخت بود که شخصی جاه طلب چون عبدالله بن زبیر را به فکر خلافت انداخت. او بااستفاده از کاهش محبوبیت امویان در جامعه سلامی ادعای خلافت کرده و توانست در مدینه عد ه ای را به دور خود جمع کند. همین شرایط سخت واختناق شدید بود که زمینه ی ظهور یک منجی را در بین مردم به خصوص شیعیان که در مرکز تهدیدات قرار داشتند، ایجاد کرد. شهادت امام حسین(ع)تاثیر شگرفی برعواطف مذهبی مردم ونیز بر آینده شیعه گذاشت؛ به طوریکه حتی عده ای تاریخ ظهور شیعه را این دوره می دانند، گر چه این نظر چندان صحیح نمی رسد. مردم کوفه که از عدم همراهی فرزند پیامبر در برابر دشمنان نادم وپشیمان بودند، پی به غفلت و کوتاهی خود در حمایت از نواده ی پیامبربرده وبرای توبه از این غفلت بزرگی راهی جز انتقام خون حسین(ع) برای خود ندیدند. رهبری این گروه که خود را توابون (توبه کاران) می نامیدند بر عهده ی سلیمان بن صردالخزایی بود وهسته ی اولیه ی آن را صد نفر از شیعیان ومعتمدین حضرت علی(ع) تشکیل می دادند. تشکیل این گروه توابون را می توان اولین بازتاب عملی واقعه کربلا پس از یک مدت دوره ی فترت دانست. با مرگ ناگهانی یزید شرایط به نفع ایشان تغییر یافت. آنها توانستند در ابتدا حمایت 16000 نفر را که در میانشان علاوه بر کوفیان مردم بصره و برخی قبایل دیگر حضور داشتند، به دست بیاورند. اما هنگام رویارویی باز هم داستان آن روزها تکرار شد و در نهایت تنها 3000نفر در مقابل سپاه سی هزارنفری عبیدالله بن زیاد شرکت کردند. سرانجام با کشته شدن بیشتر رهبران نهضت،باقیمانده ی توابون به سمت کوفه باز گشتند.

در این اوضاع واحوال درکوفه مختار بن ابوعبیده الثقفی که از پیروان متعهد اهل بیت در کوفه بود، برای خونخواهی امام حسین دست به تشکیل نیروی نظامی زد. در ابتدا او توابون را به شرکت در نیروی او و جلوگیری از هرگونه عمل شتابزده دعوت کرد اما ایشان اورا نپذیرفتند. زیرا تمام انگیزه های نهفته در دعوت او برایشان آشکار نبود. در صورتی که توابون در حقیقت تنها یک هدف خالص را دنبال می کردند و آن انجام وظیفه ای که روزی در برابر آن کوتاهی کرده بودند. 

در مورد شخصیت و ویژگیهای مختار اختلاف شدیدی وجود دارد. برخی او را جاه طلب وبرخی او را معتقد ودوستدار اهل بیت می دانند. از اینرو در مورد اقدامات او و واکنش حضرت امام سجاد(ع) به آن بحثها و تعبریات گوناگونی وجود دارد. اما چیزی که در این میان وجود دارد این است که او در سال 66 هجری قیام خود را با شعار «یا لثارات الحسین» (ای خون‌خواهان حسین) آغاز کرد. وحتی می بینیم که پس از کشتن بسیاری از قاتلان کربلا به خصوص سر عبیدالله بن زیاد را نزد حضرت علی بن الحسین (ع) می فرستد. مختار برای قیام خود نیازمند حمایت اهل بیت بود. او در حجاز تماسهای مکرری با حضرت زین العابدین گرفت اما نتوانست او را به رهبری قیام خود ترقیب کند. 

مختار پس از ناکامی در جلب حمایت علی ابن الحسین(ع) به سمت فرزند دیگر حضرت علی(ع) محمد ابن الحنفیه رفت و قیام خود را به نام او آغاز کرد. او به این وسیله توانست اعتماد مردم عراق را به دست بیاورد. در این زمانی بود که عبدالله ابن زبیر در برآورده کرده خواسته های عراقیان به خصوص در زمینه ایجاد عدالت بین ایشان موفق نبود و مردم این دیار با توجه به شرایط موجود به سمت مختار رفتند. با توجه به حرکات این دو می توان پی به خواسته جامعه اسلامی که رهایی از حکومت امویان بود، برد. این خواسته و نیاز در بین اهل عراق و کوفه بیشتر بود و همین نیاز بود که موجب دعوت از امام حسین(ع) شد. 

مختاربا توجه به ظلم وتعدی امویان و شرایط آن دوران واز بین رفتن حکومت و روحانیت خاندان بنی هاشم در بین مردم، با تبلیغات خود توانست محمد بن الحنیفه رانه تنها به عنوان امام از نسل علی(ع) بلکه با نام مهدی موعود معرفی کند. این اولین ادعای مهدویت در طول تاریخ بود که نشان از عمق اندیشه ی مهدویت در جامعه اسلامی آن روز است که پیامبر توانسته بود در بین مردم ایجاد کند و ائمه دیگر هم این اندیشه را تبیین کردند.

اما اینکه چرا شیعیان به سمت مختار و این الحنفیه تمایل پیدا کردند ناشی از شرایط فکری مردم بود. پس از واقعه کربلا وعین الورده آنچه باقی مانده بود، اعراب معمولی مردد و موالی بودند که در اوضاع نا میدی و بسیار سخت قادر به تشخیص وتمایز مکتبی بین فرزند علی به تنهایی و فرزند علی و فاطمه نبودند. هر چند احادیثی وجود دارد که امام حسین (ع)فرزند خود علی بن الحسین(ع) را به جانشین و امامت پس از خود معرفی کرد اما با توجه به شرایط ذکر شده و با توجه به تقیه امام سجاد در شرایط اختناق شدیدحکومت اموی اکثر شیعیان از محمد بن الحنیفه پیروی کردند. 

گر چه ابن الحنیفه خود مستقیم دعوتی برای امامت خود نکرد، چرا که به نظر می آید خود او هم درامامت خود شک داشت، اما تبلیغات مختار را هم رد نکرد. این هم از نکات مبهم تاریخ است. عده ای معتقدند که در شراط تقیه حضرت سجاد(ع) مختار مجبور بود کسی غیر از ایشان را امام معرفی کند تا گزندی یه وجود مقدش نرسد و با توجه به عدم تلبیغ ابن الحنفیه برای خود امویان نمی توانستند نسبت به او هم معترض شوند. اما در مقابل عده ی زیادی این کار مختار را بدعت در دین دانسته و آنرا محکوم می کنند. 

از این رو در می یابیم که این شخصیت محمد ابن الحنیفه نبود که مردم را به عنوان مهدی او را پذیرفتند بلکه شرایط سخت اجتماعی واستیلای امویان و تبلیغات مختار موجب این امرشد. با دقت در تبلیغات مختار درمی یابیم که عمده تاکید او در تبلیغات بر مهدویت ابن الحنیفه قرار داشتند به امامت او وشاید این مهمترین دلیل جذب مردم به سوی او باشد.

هر چند احادیث فروانی است که پیامبر ،مهدی موعود را از نسل خود می داند اما شرایط آن روزگار و تقیه ی امام بر حق توانایی دقت در این احادیث را از مردم گرفته بودند . پس از همه گیر شدن وتوفیقات نهضت مختار با قیمانده شیعیان نیز به این قافله پیوستند و مهدویت محمد ابن الحنفیه مسئله روز شیعیان گشت و با نشر آن در طول زمان مورد پذیرش عامه مردم قرار گرفت و اعتقادات خود را را بر مبنای آن بسط دادند.

در این شرایط است که امام با دلی پر درد از کمی یاران خود می گوید. بطوریکه حتی برخی از شیعیان واصحاب ممتاز مانند ابو خالدالکابلی، قاسم بن عوف ابتدا گرد محمد بن الحنیفه جمع شده بودند اما با تلاشهای امام او را رها کرده وهسته ی اولیه یاران امام را تشکیل دادند.

در چنین شرایطی، اثابت حقانیت امام سجاد بسیار دشوار بود. ظلم و اختناق شدید از طرف خلفی اموی و انحراف شیعیان از طرف دیگر امام را کاملا تنها کرده بود .اما با وجود این اوضاع واحوال، امام توانست گروه کوچکی از پیروان قدیمی اهل بیت همانند یحیی بن ام الطول ،محمد بن جبیر مطعم ،جابر بن عبدالله انصاری را تشکیل دهد. حمایت جابر انصاری که از فداکارترین اصحاب پیامبر بوده دردو میثاق العقبه و بیت الرضوان شرکت داشت اهمیت فروانی داشت. در میان یاران امام سجاد(ع) دو جوان پر شور کوفی به نام ابو حمزه ثابت بن دینار وفرات بن اصنف العبدی با ایمان قوی به خاندان امام حسین (ع) وجود داشتند بعد ها هم از یاران امام باقر شدند.

می بینیم اولین اندیشه ی انحرافی مهدویت در این زمان وبا چنین شرایطی شکل می گیرد. در همین اولین انحراف فکری، نقش عدم اطلاع وآگاهی توده مردم و عدم تفقه در دین وامام شناسی به وضوح دیده می شود. اینجاست که وظیفه امام سجاد(ع) در اثبات حقانیت خود، آن هم در شرایط اختناق مشهود وپر رنگ می شود. به شرایط فوق باید اوضاع اسفناک فرهنگی و دینی توده مردم راهم اضافه کرد. اوضاعی که درآن علما وفقهای دینی همچون محمد بن مسلم زهری، از فقیهان و محدثان بزرگ مدینه، که ابتدا مجذوب عظمت و زهد علی ابن الحسین (ع) شده بود، با چرخش به سوی امویان به عنوان یک عالم درباری درراستای تقویت پایه های حکومت آنها قدم بر می دارد. اوضاع اخلاقی جامعه هم دچار انحطاط شدید گشته بود؛ اشرافیت گرایی و ثروت اندوزی ،گسترش فعالیت زنان آواز خوان و غنا و احترامشان بین مردم، حتی در مکه ومدینه و عدم آگاهی مسلمانان از احکام دین خود همانند وضو ونماز، اهمیت فعالیتهای امام را نشان می دهد.

سید محمد باقر آقایی

منابع:
1- تشیع در مسیر تاریخ، دکتر سید حسین محمد جعفری، ترجمه دکتر سید محمد تقی آیت الهی
2- تاریخ تشیع از آغاز تا پایان غیبت مهدی، غلامحسین محمدی
برچسب ها :
خصوصیات حکومت جهانی موعود آخرالزمان(عج)
خود خواهی های کشورهای خودکامه، دنیا را به مرحله ای رسانده است که هر لحظه احتمال وقوع جنگ جهانی سوم و از بین رفتن بشریت می رود. از این رو اندیشمندان و دانشمندان دنیا تنها راه برای بیرون رفتن از این بحران را تشکیل حکومتی جهانی دانسته اند. از این فکر در گذشته بسیار دور در اندیشه بزرگانی چون: افلاطون و ارسطو به عنوان« مدینه فاضله» و« آرمانشهر» مطرح شده است و آن نیز عبارت است از شهر و دیار و کشوری که همه چیز در آن سر جای خود قرار گرفته است و هیچ بی عدالتی و ظلم و ستم در آن راه ندارد.این افکار در اندیشه دانشمندان معاصر چون انیشتن، برتر اندراسل، فولیتر فرانسوی، پروفسور آرنولد توین بی، ویلیام لوکار اریستون فیلسوف آمریکایی، دانته، کانت و ... نیز تبلور یافته است.1
از جمله این سخنان انیشتن که می گوید:«حکومت های متعدد خواه و ناخواه به نابودی بشر منجر خواهد شد و مردم جهان یکی از دو راه را باید انتخاب کنند. یا باید حکومت جهانی با کنترل بین المللی انرژی تشکیل شود و یا حکومت های ملی جداگانه فعلی، همچنان باقی بماند و منجر به انهدام بشری گردد.» 2


در گذشته نه چندان دور مارکسیزم داعیه دار حکومت واحد جهانی بود و با طرح تز ماتریالیسم تاریخی و روش دیالیکتیک اثبات می کردند که دنیا از یک امت واحدی ابتدایی، جهانی کوچک شروع شده و با مسیری که طی می کند، سرانجام از دنیای صنعتی و سرمایه داری عبور می کند و دوباره به کمون جهانی و ملت و امت واحده جهانی با مرام اشتراکی بر می گردد. اما دیری نپایید که این نگرش سرنگون گردید. با فرو پاشی این عقیده، عقیده سرمایه داری یکه تاز عرصه جهانی سازی گردید. آنها نیز تز آخرالزمان را مطرح می کنند و می گویند: همه چیز به طرف حاکمیت سرمایه داری با فرهنگ غربی در حرکت است.3

این در حالی است که خداوند تحقق یافتن چنین حکومتی را سالها پیش در زبور، تورات، انجیل، کتاب اشعیای نبی و دانیال نبی توسط موعود آخرالزمان بشارت داده است.« و لقد کتبنا الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ان فی هذا لبلاغا لقوم عابدین( انبیاء/ 106،105)ما در کتاب زبور علاوه بر قرآن مجید( یا پس از تورات) نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته من در اختیار خواهند گرفت و همین برای گروه عبادت کنندگان برای رسیدن به اهدافشان کافی است.

اداره کشوری به مساحت جهان تنها از کسی ساخته است که از جانب خداوند مدد شود و او همان مسیحای یهودیان و نصارا، سوشیانت زرتشتیان، موعود و منجی ادیان، مهدی صاحب الزمان(عج) مسلمانان است. او می آید تا حکومت زمین را به وارثان واقعی خود که همان مستضعفان هستند باز گرداند. تشکیل دولت مستضعفان و تحقق بخشیدن به آرمان والا و الهی حکومت فرو دستان و عقب نگه داشته شدگان، از برنامه های اصلی و اقدام های اساسی و تردید ناپذیر امام موعود(عج) است. در جامعه و نظامی که امام مهدی(عج) بنیاد می نهد، زمام همه امور در دست طبقات محروم است و این مستضعفانند که بر آن حکم می رانند و به اداره جامعه می پردازند. چنین آرمانی هدف اصلی همه ادیان آسمانی بویژه اسلام بوده است.4

حضرت قائم(عج) هنگامی زمام امور جهان افسار گسیخته را به دست می گیرد که دنیا دچار انبوهی از نابسامانی هاست. بی عدالتی، ظلم، فساد، بیماری های جسمی و روحی تنها گوشه ای از ابتلاهایی است که جهان در آن زمان دست به گریبان آن است.حکومت جهانی حضرت موعود(عج) از خصوصیات ناب و کم نظیری برخوردار است که به تعدادی از این خصوصیات اشاره می کنیم.

استقرار عدالت
در طول تاریخ از خلقت حضرت آدم(ع) تا کنون بشر در آرزوی روزگاری است که جرم و جنایت، ظلم و بی عدالتی در آن نباشد از این رو طبیعی است که حضرت قائم(عج) در بدو تاسیس حکومت جهانی خود این آرزوی دیرینه بشریت را تحقق بخشد. از سویی آیات و احادیث فراوانی در این باره ثبت شده است از جمله اینکه امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه واعملوا ان الله یحیی الارض بعد موتها( بقره/251) بدانید و آگاه باشید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند. می فرماید: خداوند زمین را با حضرت قائم(عج) زنده می گرداند. آن حضرت در زمین به عدالت رفتار می کند و زمین را با گسترش عدالت زنده می نماید؛ پس از آن که در اثر گسترش ستم مرده بود.5

امام صادق(ع) می فرماید: به خدا سوگند به طور حتم عدالت مهدی(عج) به درون خانه ها و اتاق هایشان نفوذ می کند؛ هم چنان که سرما و گرما در آن وارد می شود. امام رضا(ع) در این باره می فرماید:آن گاه که حضرت مهدی(عج) ظهور می کند، ترازوی عدالت را در جامعه برقرار می کند و از آن پس، کسی به دیگری ستم نمی کند. حج ابراهیمی که یکی از شعایر الهی است بر اثر گسترش حکومت اسلامی، دیگر مانعی برای رهسپاری به سوی آن وجود ندارد و مردم برای انجام حج مانند سیلی خروشان به سوی کعبه می شتابند و در نتیجه گرداگرد کعبه شلوغ شده، برای همه حج گزاران کفایت نمی کند. امام دستور می دهد که اولویت را به کسانی دهند که حج واجب بر عهده دارند و به سخن امام صادق(ع) این نخستین جلوه گاه عدالت مهدی موعود(عج) است.6

شکوفایی علم و دانش
در روزگار حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) علم و دانش و فرهنگ اسلامی به قدری رشد و شکوفایی می یابد که در وصف نیاید و این همه به مدد علومی است که در ید بیضای آن حضرت است. 
حضرت امام صادق(ع) در حدیثی می فرماید: علم و دانش بیست و هفت حرف ( شعبه یا شاخه) است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته اند. اما هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار می سازد و در میان مردم منتشر می سازد7

امام صادق(ع) در حدیثی دیگر هنگامی که قائم قیام کند خداوند آنچنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت می کند که میان آنها و قائم(رهبر و پیشوایان) نامه رسان نخواهد بود با آنها سخن می گوید و سخنش را می شنوند و او را می بینند در حالی که او را در مکان خویش است.

این پیشرفت ها و سرافرازی مسلمانان در حکومت حضرت موعود(عج) در زمینه های مختلف نصیب مستضعفان عالم خواهد شد که می توان در آن میان از پیشرفت های عظیم اقتصادی، کشاورزی، دامپروری، عمران و آبادی و بهداشت و درمان نام برد. حضرت امام باقر(ع) می فرماید: دانش گاهی به کتاب خداوند عزوجل و سنت پیامبر اکرم(ص) در قلب مهدی می روید؛ چنان که گیاهی در بهترین کیفیت خود رشد می کند. هر کس از شما که تا روزگار ظهور حضرتش باقی بود و او را ملاقات کرد، به هنگام دیدار با ایشان بگوید: سلام بر شما ای خاندان رحمت و نبوت و گنجینه دانش و جایگاه رسالت!8
در این روزگار معارف اسلامی، قرآن و رشد معنویت و اخلاق به حد اعلای خود می رسد. علوم پزشکی به قدری رشد خواهد یافت که هیچ کور و زمینگیر و بیماری در زمین نخواهد ماند.

امنیت اجتماعی
پیش از برقراری حکومت جهانی امام زمان جهان به جهت خونریزی های خود کامانی چون سفیانی دچار ناامنی می شود و حضرت در مدت کوتاهی امنیت از دست رفته را در همه زمینه هابه جامعه جهانی بازمی گرداند و مردم در محیطی پر از امنیت به زندگی خود ادامه می دهند. راهها به گونه ای امن می شود که زنان جوان از جایی به جایی دیگر بدون همراه داشتن محرمی سفر می کنند و از هرگونه تعرض و سوء نظر در امان هستند. امنیت کامل قضایی تا بدان جا برقرار می شود که کسی از این ممکن است حقش پایمال شود، کوچک ترین بیمی ندارد.

حضرت رسول در این باره می فرماید: هنگامی که عیسی بن مریم از آسمان آید و دجال را به قتل رساند... چوپان گوسفندان خود می گوید برای چرا به فلان مکان بروید و در این ساعت باز گردید گله گوسفند میان دو کشتزار می شوند ولی هرگز به خوشه ای از آن تعدی نمی کنند و شاخه ای از آن را با پای خود نمی شکنند.9

ابن عباس درباره گسترش امنیت در روزگار حضرت مهدی(عج) می گوید: حتی در عصر گرگ، گوسفند را نمی درد و شیر، گاو را از بین نمی برد و مار به انسان آسیبی نمی رساند و موش، انبانی را نمی جود و به آن دستبرد نمی زند.
و یا در پیامبر اکرم(ص) می فرماید: حکومت مهدی(عج) به گونه ای است که دو زن شبانه حرکت کرده، مسافرت می کنند و از بی عدالتی و ستم هراسی ندارند.10


پی نوشت:
1-ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، هاشمی شهیدی، ص411-415
2-جهان بعد از ظهور، ص80 به نقل از مفهوم نسبیت اینشتین،ص35
3-گفتمان مهدویت، سخنرانی هاشمی رفسنجانی،ص203
4-عصر زندگی، محمود حکیمی،ص161
5-کمال الدین، شیخ صدوق، ص668
6-چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)،نجم الدین طبسی،ص7-166
7-بحار الانوار، ج52،ص336 نقل از حکومت جهانی مهدی(عج)،آیت الله مکارم شیرازی،ص261
8-چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)،ص180-178
9-ملاحم،ابن طاووس،ص97
10- چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)،ص188-190
برچسب ها :
زوایای تاریکی از تأسيس و تثبیت اسرائيل
با توجه به برگزاری کنفرانس بین المللی قدس و حمایت از مردم فلسطین از تاریخ 25 تا 27 فروردین ماه سال جاری در تهران ، نگارنده در این مقاله به زوایای تاریکی از تأسیس و تثبیت رژیم اسرائیل می پردازد که تاکنون کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند.

در قرن هیجدهم وقتی که پذیرش یهودیان در کشورهای جدید ملی اروپا دچار اشکال شد، ناپلئون از یهودیان خواست زیر پرچم او جمع شوند و اورشلیم قدیم را بدست آورند. این بیان به اندیشه برگشت به فلسطین فرصت تولد داد. در سال 1865 جوزف سالوادور گفت: «دولت جدید در سواحل شهرستان جلیل1 و در کنعان قدیم تأسیس خواهد یافت. یهودیان در اثر ترکیب کشش‌های خاطرات تاریخی، تعقیب شدن در کشورهای مختلف و احساس بوریتانیسم انجیلی انگلستان به فلسطین بر خواهند گشت»2 . 
در این راستا «تئودور هرتسل»(3) (1904-1860) بنیانگذار کنگره بال سوئیس می نویسد:
«ما همچنین باید بخشی از یک دیوار دفاعی برای تمدن قدیمی اروپا در مقابل بربریت آسیا را تشکیل دهیم. ما باید در ارتباط نزدیک با تمام اروپا باشیم که تداوم وجود ما را تضمین خواهد کرد.»(4) 
هرتسل بعد از کوشش‌های فراوان موفق شد در سال 1897 اولین کنگره صهیونیست‌ها را با بیش از 200 عضو تشکیل دهد و این کنگره سازمان جهانی صهیونیستی را بوجود آورد و همه یهودیان را برای تشکیل یک کشور یهودی‌نشین در فلسطین فراخواند.
هرتسل با پیروزمندی ادعا کرد: «اگر آنچه در کنگره بال روی داد جمع‌بندی شود ، باید بگویم که من دولت یهود را تأسیس کردم. این بیان امروز خنده همگان را برخواهد انگیخت. اما شاید در بیست و پنج و مطمئناً در پنجاه سال آینده این کشور تشکیل خواهد شد و همه جهان آن را خواهند دید.»(5) 
در این راستا می توان گفت از همان ابتدای اندیشه صهیونیستی، اصطلاح «یهودی» بدل به «اشکنازی»(6) (یهودیان اروپائی) گردید و کلمه «سفاردی»(7) (یهودیان یمن، مراکش، حلب و غیره) حذف شد. به همین ترتیب تا استقرار دولت صهیونیستی در سال 1948 تمام کوشش‌ها برای به کار گرفتن فقط یهودیان اروپا به کار رفت تا متعهد رسالت گسترش تمدن اروپائی در خاور میانه باشند. در سال 1896 هرتسل در نامه خود به «گراند دوک بادن» به او اطمینان داد که وقتی یهودیان به سرزمین اجدادی خود برگشتند همانند نمایندگان تمدن غرب عمل خواهند کرد که پاکی و نظم و عادات استقراریافته غرب را به این گوشه شرق طاعون‌شده و شیطان‌زده خواهند برد. (8)
گروه‌های کشاورزی یهودیان در فلسطین با مهاجرت مداوم از اروپای غربی که تا سال 1914 به 58 هزار نفر رسید آغاز شد.
اعلامیه مشهور «بالفور»(9) در سال 1917 تعهد آشکار برای تشکیل سرزمین یهودیان، مزایای چند جانبه داشت. سرزمین یهودی‌نشین نماینده بریتانیا در خاورمیانه و به نفع امپراطوری بود و باعث جلب حمایت آمریکا برای جنگ می‌شد .
بعد از جنگ جهانی دوم نیز تبلیغات زیاد برکوره‌های آدم‌سوزی (هلوکاست) (10) ، دراستقرار دولت اسرائیل نقش بسزایی داشتند ؛ سایه «داخائو»(11) «تربلینکا»(12) و «آشویتس» (13). احساس گناه در میان اروپائیان و آمریکای شمالی و آرزو و تمنای تأمین سرزمینی برای یهودیان و خلاص شدن از یهودیان ناخواسته و شکننده در اروپا می‌تواند به عنوان عواملی دیگر ذکر گردد. هیتلر می‌خواست یهودیان را از اروپا بیرون راند و اسرائیل راهی مطمئن برای سکونت یهودیان در خارج از اروپا بوجود آورد.
در ضمن جنگ 8-1947 یهودیان واعراب، هنگهای داوطلب اسرائیل و ایالات متحده نیز به آنها پیوستند و سلاح‌های تهیه شده در اروپا را در اختیار آنها قراردادند و دولت بریتانیا نیز در فلسطین به آنها کمک می‌کرد و مهاجرت غیرقانونی آنها را نادیده گرفت.
در این زمان چرچیل به به وایزمن گفت که او حامی صهیونیست‌ها برای کسب تمام فلسطین است و در صورت ناکامی ، با سرعت بخشیدن به مهاجرت یهودیان به فلسطین (100 تا 150 هزار نفر در سال و در ضمن ده سال 1.150.000 نفر توازن جمعیت را از 1.200.000 نفر عرب در مقابل 600 هزار یهودی تغییر خواهد داد) این امر عملی خواهد شد. 
در 27 ژوئیه 1946 دولت جدید کارگر با نخست‌وزیری «کلمنت آتلی» (14)به قدرت رسید و موجب رضایت عمیق صهیونیست‌ها گردید زیرا حزب کارگر از سال 1940 با مصوبات خود از صهیونیست‌ها حمایت کرده بود.
وایزمن در ایجاد فشار برا عراب اصرار داشت زیرا معتقد بود یهودیان هرگز در هیچ کشور لیبرال غربی زمینه جذب در اجتماع را پیدا نخواهند کرد و تا زمانی که دروازه‌های فلسطین باز است فشارها به سوی آمریکا و بریتانیا منحرف خواهد شد و هر کدام از یهودیان اروپائی در این دو کشور دوستان یا منسوبینی دارند و این دو کشور خطر مسموم شدن در اثر مسئله یهودیان را -چون گذشته- خواهند پذیرفت.
نه بریتانیا و نه ایالات متحده خواهان مهاجرت وسیع یهودیان به کشورهای خود نبودند و ژنرال«اسموتس» (15) (قهرمان صهیونیسم در سرتاسر سال‌های جنگ) گفت که مهاجرت به آفریقای جنوبی راه حلی برای مسئله یهودیان نخواهد بود و افزایش تعداد یهودیان در آن کشور فقط احساس ضد یهود را ایجاد خواهد کرد. آفریقای جنوبی سهم خود را در کمک به یافتن راه حل که به نظر او استقرار یک کشور ملی یهودیان در فلسطین بود، انجام خواهد داد. (16)
فلسطین و مناطق اطراف آن برای انگلستان یک نقطه اتصال را در نظام شرق دور وصل می‌کند. این منطقه انبار نفت برای امپراطوری بود. همچنین شامل کانال سوئز و پایگاه‌های اصلی نیروی دریایی در شرق مدیترانه و در اسکندریه به حساب می‌آمد.
در این راستا ، ترومن بعد از انتخابات کنگره در نوامبر 1945 وقتی که به سفرای کشورهای عربی در ایالات متحده گفت: «آقایان من متأسفم اما باید به صدها هزار نفر که مشتاق موفقیت صهیونیست هستند، پاسخ دهم در حالی که صدها هزار نفر عرب در حوزه قانونی خود ندارم»(17) بدواً توجه موارد سیاسی بود. بدین ترتیب ترومن از صهیونیسم حمایت کرد و «آتلی» را وادار ساخت که فوراً هزار گواهی برای یهودیان جابجا شده جهت رفتن به فلسطین صادر نماید. (18)
از آن زمان به خاطر سهمیه‌های مهاجرت از قبل از جنگ، بریتانیا هر سال 18000 نفر و ایالات متحده تعداد انگشت‌شماری پناهنده می‌پذیرفتند.
در سال 1947 قدرت‌های غربی به رهبری ایالات متحده- اتحاد شوروی نیز به آنها پیوست- دولت اسرائیل را از طریق مصوبه‌ای در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای خدمات به مقاصد سیاسی، امنیتی و فرهنگی غرب تشکیل دادند.

قانون اساسى اسرائیل 
در هشتم جولاى 1948 کابینه ى موقت اسراییل، به منظور تدوین پیش ‍ نویس قانون اساسى و ارایه آن به پارلمان جهت بررسى و توصیب، کمیته اى را تشکیل داد. اما اعضاى این کمیته، نمایندگان نخستین پارلمان و احزاب اسراییل نتوانستند به دلیل اختلافات شدید در خصوص موضوعات مهمى همچون مذهب، قومیت، خطوط مرزى، حقوق اساسى شهروندان و حقوق و جایگاه اقلیت عرب زبان مقیم اسراییل به نتیجه برسند و این وضعیت هنوز هم ادامه دارد. به همین دلیل تا به امروز اسراییل واجد قانون اساسى دایم و ثابتى نمى باشد. در سال هاى اخیر جنبش هاى سیاسى، به رهبرى حقوقدانان و اساتید دانشگاه و با قصد مبارزه سیاسى جهت تدوین قانون اساسى پایدار براى دولت اسراییل، شکل گرفته است .
شایان توجه است که منشور اعلام استقلال اسراییل داراى ارزشى حقوقى یا قضایى نبوده و در دادگاه هاى این دولت قابل استناد نمى باشد.

قوانین مبنا
علىرغم ناکامى دولت ها و احزاب گوناگون اسراییل در تدوین یک قانون اساسى دایم، آنها موفق شده اند قوانینى شبیه به قانون اساسى به نام قوانین مبنا وضع و تدوین کنند. از جمله ى این قوانین قانون پارلمان، قانون ریاست دولت، قانون شوراى وزیران، قانون اراضى اسراییل، قانون اقتصاد دولت، قانون ارتش، قانون قضاوت، قانون ناظر دولت، قانون حفظ منزلت و آزادى انسان و قانون آزادى مشاغل مى باشد.
تغییر یا لغو قوانین مبنا تنها از طریق پارلمان و بااکثریت ویژه و غیر عادى اعضا امکان پذیر است . با این حال این قوانین به مثابه قانون اساسى نبوده و در هیچ یک از آنها به طور صریح گفته نشده است که قوانین دیگر نمى تواند ناقض آنها باشد. رهبران اسراییل با وضع قوانین مبنا در پى رسیدن به یک قانون اساسى ثابت براى دولت مى باشند.
برچسب ها :
مراقبت ماه شعبان
این ماه برای سالک الی الله بسیار با ارزش است. یکی از شبهای قدر در این ماه می‌باشد و کسی در آن متولد شده که خداوند بواسطه او وعده پیروزی به تمامی دوستان، پیامبران و بر گزیدگانش - از زمانی که پدر ما حضرت آدم (علی‌نبینا‌و‌آله‌وعلیه‌السلام) در زمین ساکن شده - داده است. و وعده داده، بوسیله او بعد از پر شدن زمین از ظلم جور، آن را پر از قسط و عدل نماید. از مقام آن همین بس که ماه رسول خدا صلوات‌الله‌علیه بوده و حضرتش صلی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: "شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد."
شرافت ماه شعبان

این ماه برای سالک الی الله بسیار با ارزش است. یکی از شبهای قدر در این ماه می‌باشد و کسی در آن متولد شده که خداوند بواسطه او وعده پیروزی به تمامی دوستان، پیامبران و بر گزیدگانش - از زمانی که پدر ما حضرت آدم (علی‌نبینا‌و‌آله‌وعلیه‌السلام) در زمین ساکن شده - داده است. و وعده داده، بوسیله او بعد از پر شدن زمین از ظلم جور، آن را پر از قسط و عدل نماید. از مقام آن همین بس که ماه رسول خدا صلوات‌الله‌علیه بوده و حضرتش صلی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: "شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد."

کسی که از این دعوت بزرگ آگاه شود، باید بکوشد که از دعوت شدگان این دعوت گردد. این جانشین و برادر او امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که می‌فرماید: "از زمانی که ندای منادی رسول خدا صلوات‌الله‌علیه را که برای روزه این ماه ندا می‌کرد شنیدم، هیچگاه روزه این ماه را از دست نداده و در تمام عمرم آن را از دست نخواهم داد؛ اگر خدا بخواهد." این درباره روزه این ماه بود؛ و می‌توان کمک به آن حضرت صلوات‌الله‌علیه را از جهات دیگر مانند نماز، صدقه، مناجات و تمام کارهای خیر با روزه این ماه مقایسه نمود.


مناجات شعبانیه

این مناجات، مناجات معروفی است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان مانوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند....

تمام کلام این که این مناجات، از اعمال مهم این ماه است؛ و نه تنها ماه، که سالک نباید بعضی از فرازهای آن را در طول سال ترک کند و در قنوتها و سایر حالهای عالی خود، خیلی با آن مناجات نماید و وقتی که می گوید: "و دیدگان قلبهای ما را با نور نگاه آن به حضرتت روشن بفرما تا آنگاه که چشمهای دل پرده‌ها و مانعهای نوری را پاره کرده و به معدن بزرگی برسد و روح‌های ما به عزت پاکیت وصل شود." از گفته خود غافل نباشد. و تامل کند، آیا قلب او چشم دیدن نور را دارد؟...

به هر حال این مناجات بزرگی است و یکی از ارمغان‌های آل محمد صلوات‌الله‌علیه می‌باشد که بزرگی آن را کسی که قلب سالم و گوش شنوایی داشته باشد‌، درک می‌کند. و اهل غفلت از درک فواید و نورهای آن بی‌بهره‌اند...



سایر اعمال این ماه

1- از اعمال مهم در این ماه روزه است؛ باندازه‌ای که با حالش مناسب باشد...

درباره روزه هر کدام از روزهای این ماه اخبار مفصلی وارد شده است. و من فقط روایتی را که در کتاب (من لا یحضره الفقیه) آمده است، نقل می‌کنم. امام صادق علیه‌السلام فرمود: "کسی که روز اول ماه را روزه بگیرد، حتما وارد بهشت می‌شود. و کسی که دو روز را روزه بگیرد خداوند در هر شب و روزی (به چشم رحمت) به او می‌نگرد و در بهشت هم به این نگاه ادامه می‌دهد. و کسی که سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار می‌کند."...

2- از اعمال مهم در این ماه صلواتی است که در نیمروز هر روز این ماه فرستاده می‌شود؛ و اول آن چنین است: «اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد، شجرة النبوة...» 

3- یکی دیگر از اعمال این ماه، همانگونه که در کتاب اقبال است بجا آوردن نماز و خواندن دعاهای این شبهاست. سالک باید در رابطه با این اعمال جدی بوده، و به هر کدام از ذکر و فکر و این اعمال که نشاط دارد، با در نظر گرفتن اولویتها اقدام کند....

4- یکی دیگر از کارهای مهم در این ماه عمل به این روایت است. امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: "در هر پنجشنبه شعبان آسمانها زینت شده و آنگاه فرشتگان عرض می کنند: خدای ما! روزه‌داران شعبان را ببخش و بیامرز و دعایشان را اجابت فرما. بنابراین کسی که دو رکعت نماز بجا آورد که در هر رکعت سوره فاتحه را یک بار و قل هو الله احد را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن صد بار بر پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌واله‌وسلم درود فرستد، خداوند تمام خواسته‌های دینی و دنیایی او را بر آورده می‌فرماید. و کسی که یک روز آن را روزه بگیرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام می‌کند.


نیمه شعبان

روز و شب نیمه شعبان زمان بسیار شریفی است که جهات زیادی باعث این شرافت و بزرگی شده است. از قبیل:

الف- از شبهای قدر می‌باشد و شب تقسیم رزقها و عمرها چنانچه در روایات زیادی وارد شده است. و در بعضی از آنها آمده است: خداوند این شب را برای امت قرار داده است؛ چنانچه شب قدر را برای رسول خدا صلی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قرار داده. و این اشکال که بنابراین، لازم می‌آید که شب قدر، بیش از یک شب باشد را می توان به این بیان پاسخ گفت که تقدیر، مراتب و مراحل گوناگونی دارد.

ب- از اوقات زیارتی امام حسین علیه‌السلام می‌باشد که غیر از فرشتگان صد هزار پیامبر علیهم‌‌السلام آن حضرت علیه‌السلام را زیارت می‌کنند. و این مطلب نشانه عظمت این شب است. 

ج- از شب‌هایی است که تاکید به زنده نگهداشتن آن شده و اعمال و عبادات بسیار ارزشمندی در آن وارد شده که می‌توان گفت: در هیچ شبی اعم از شب قدر یا غیر آن مانند یا بیشتر از آن نیامده است.

د- شب میلاد امامی است که گیتی را از عدالت پر کرده، زمین را پاک می‌نماید و در تمام زمینه‌های دینی و دنیایی حاکمیت دارد.
برچسب ها :
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 661866
تعداد نوشته ها : 253
تعداد نظرات : 11
پخش زنده
X