ای روشنای بیشه تارک خواب
یک شب مرا صدا کن در باغ های باد
یک شب مرا صدا کن از آب
ره بر گریوه افتادست
این کاروان بی سالار
یابوی پیر دکه روغن کشی
با چشم های بسته
گر مدار گمشدگی می چرخد
ای روح غار
ای شعله تلاوت یاری کن
تا قوچ تشنه را که از آبشخوار
از حس کید کچه رمیده
از پشته های سوخته خستگی
و تشنگان قافله های کویر را
به چشمه سار عافیتی راهبر شوم
ای آفتاب! گفتارم را
بلاغتی الهام کن
و شیوه فریفتنی از سراب
تا خستگان نومید را
گامی دگر به پیش برانم
ای خوابناک بیشه تاریک
ای روح آب
یک شب مرا صدا کن از بیشه های باد
یک شب مرا صدا کن از قعر باغ خواب
ییکى از عواملى که در تحصیل آرامش و رفع اضطراب و نگرانى مؤثر است, استفاده از نیروى بزرگ صبر و شکیبایى در برابر حوادث و مشکلات زندگى است. قرآن مجید از صبر به عنوان عزم و اراده ثابت یاد مى کند و مى فرماید: (واصبر على مااصابک ان ذلک من عزم الامور;1 در برابر حوادث و مصایبى که به تو مى رسد شکیبا باش, که این نشانه اراده ثابت در کارها است). على(ع) نیز به فرزندش محمد حنفیه توصیه مى کند: (الق عنک واردات الهموم بعزائم الصبر عود نفسک الصبر فنعم الخلق الصبر واحملها على مااصابک من اهوال الدنیا وهمومها;2 ضربات خردکننده نگرانى را با استقامت و تحمل درهم شکن و آن را از خود دور کن. خویشتن را به بردبارى و صبر عادت ده که صبر خصلت نیکویى است و نگرانى, ترس و حوادث دنیا را به وسیله آن بر خود هموار ساز.)
البته نباید از این سخن تحمل, سکوت, تن دادن به ظلم و ستم و سستى و تنبلى برداشت شود; منظور ما از صبر و شکیبایى, تحمل مشکلات علاج ناپذیر است, چون در بسیارى از موارد مى توان با تحلیل و بررسى مشکلات که لازمه آن تدبیر, دوراندیشى, محاسبه و تصمیم گیرى است, بسیارى از آن ها را حل کرد.
پیشوایان دین نیز بر این امر تأکید ورزیده اند تا مفهوم صبر و جایگاه آن روشن گردد. على(ع) مى فرماید: (اذا نزل بک مکروه فانظر فان کان لک حیلة فلا تعجز وان لم یکن فیه حیلة فلاتجزع;3 هرگاه دچار مصیبت شدى ببین اگر قدرت علاجش را دارى و مى توانى آن را از خود دور کنى, پس کوتاهى مکن و اگر قدرت ندارى بدون جزع و بى تابى, آن را تحمل کن.)
قرآن مجید رمز موفقیت پیامبران الهى را صبر در برابر حوادث مى داند و مى فرماید: (وکایّن من نبى قاتل معه ربّیّون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فى سبیل الله وما ضعفوا ومااستکانوا والله یحب الصابرین;4 چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ کردند, پس هیچ گاه در برابر آن چه در راه خدا به ایشان مى رسید, سست نشدند و ناتوان نگردیدند و تن به تسلیم ندادند و خداوند صابران را دوست دارد.)
این آیه درس بزرگى به انسان ها مى دهد, و آن پى بردن به قدرت آفرینى صبر و شکیبایى است. همه مى دانیم که زندگانى, عرصه جهاد دائمى و پیکار شدیدى است که در طول عمر انسان امتداد دارد و شکیبایى قوى ترین سلاح برنده این نبرد مى باشد. در این صحنه پیکار, پیروزى از آن دلیرمردانى است که در هیچ شرایطى تسلیم حوادث نمى شوند و هر زمان به زمین خورند, بار دیگر به پا خیزند و تلاش خود را از سر بگیرند. تفاوت اساسى بین افراد کامیاب و شکست خورده, در کیفیت فعالیت و میزان ثبات و استقامت در برابر عوامل نامساعد زندگى است. بى صبرى و احساس ناتوانى نه تنها نگرانى را برطرف نمى کند, بلکه آن را تشدید مى کند و چه بسا ممکن است شخص را به کلّى زمین گیر سازد و او را از هر نوع تلاش براى جبران شکست باز دارد. بر این اساس امام صادق(ع) مى فرماید: (من لایعد الصبر لنوائب الدهر یعجز;5 کسى که صبر را براى مصیبت هاى روزگار آماده نکند, ناتوان گردد). امام على(ع) نیز مى فرماید: (المصیبة واحدة وان جزعت صارت اثنتین;6 مصیبت یکى است و با جزع و بى صبرى دوچندان مى شود.)
بعضى گمان مى کنند تنها مسلمان بودن براى موفق شدن کافى است, از این رو توقع دارند دستى از غیب برون آید و کارى بکند; در حالى که این قانون و سنت الهى است که پیروزى و کامیابى از راه تلاش و استقامت به دست مى آید. در جنگ احد که مسلمانان به علت سرپیچى از فرمان پیامبر(ص) متحمل شکست نظامى شدند, گمان کرده بودند که مسلمان بودن براى غلبه بر تمام عوامل نامساعد کافى است; از این رو بر اثر شکست غیرمنتظره در جنگ احد احساس ضعف و حقارت کردند. خداوند متعال در قرآن خط بطلانى بر این پندار نادرست مى کشند و مى فرمایند: (لتبلون فى اموالکم وانفسکم ولتسمعنّ من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم ومن الذین اشرکوا اذى کثیراً وان تصبروا وتتقوا فانّ ذلک من عزم الامور;7 به تحقیق شما به مال و جان آزمایش خواهید شد و از زخم زبان کسانى که پیش از شما کتاب آسمانى بر آنان نازل شد, آزار بسیار خواهید دید. اگر شکیبایى پیشه کنید و پرهیزکار شوید (البته پیروز مى شوید), که ثبات و تقوا سبب قوّت اراده در کارها است.)
این آیه مى گوید افراد مؤمن در عرصه این زندگى مانند سایر مردم دست خوش بسیارى از حوادث ناگوار مى شوند و باید خود را در برابر انبوه مشکلات آماده سازند. علم امروز به ویژه علم روان شناسى نیز یکى از راه هاى مبارزه با نگرانى را صبر و تحمل در برابر مصایب و وقایع علاج ناپذیر مى داند. ویلیام جیمز مى گوید: (حوادث را آن طور که هست بپذیرید و خود را آماده سازید که همان طور قبولش کنید, زیرا پذیرش آن چه اتفاق مى افتد اولین قدم در مغلوب کردن نتایج مصایب و بدبختى ها است.
آرام مثل خواب
خواب کدام خوب ترا می برد چنین
مثل گلی سفید شناور به روی آب ؟
در پشت پلک های تو باغی ست
می بینم
باغی پر از پرنده و پرواز و جست و خیز
در پشت سینه تو دلی می تپد به شور
می شنوم
نزدیک کرده با تو هر آرزوی دور
پیش تو باز کرده هر بسته عزیز
رگ های آبی تو در متن مات پوست
دنباله های نازک اندیشه دل است
در نوک پنجههای تو نبضان تند خون
در گوش کودکی که هنوز
پر جست و خیز ماهی نازاب خون تست
تکبیر زندگی کیست
خوابیده ای کنار من آرام مثل خواب
خواب تو باغ خاطره ها و خیال هاست
می دانم
اما بگو
آب کدام خوب ترا می برد چنین
مثل گلی سفید شناور به شط خواب ؟
نمونه هایى از این بندگان را که علم لدنى داشتند، قرآن شریف ذکر کرده است که به آنها و مواردى دیگر اشاره مىکنیم:
1 - مستثنى در آیه: (یَعْلَمُ مَا بَینَْ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لَا یُحِیطُونَ بِشىَْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ). (9)
آنچه را که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است مىداند و به علم او جز آنچه خودخواهد احاطه نتوانند یافت.
2 - مستثنى در آیه:
عَلِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلىَ غَیْبِهِ أَحَدًا(*) إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ مِن رَّسُولٍ (*) (10)
او داناى غیب است و غیب خود را بر هیچکس آشکار نمى سازد.
مگر بر آن پیامبرى که از او خشنود باشد.
3 - (ذَلِکَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مَا کُنتَ لَدَیهِْمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یمَْکُرُون). (11)
اینها خبرهاى غیب است که به تو وحى کردیم و آن هنگام که با یکدیگر گرد آمده بودند و مشورت مىکردند و حیلت مىساختند، تو در آنها نبودى.
4 - همسفر موسى از آینده آن کشتى و آن بچه ها خبر داشت: (فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا ءَاتَیْنَهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ عَلَّمْنَهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا). (12)
و در آنجا بنده اى از بندگان ما را که رحمت خویش را بر او ارزانى داشته بودیم و خودبدو دانش آموخته بودیم، یافتند.
5 - داود و سلیمان علم لدنى داشتند.
از جمله، زبان پرندگان، مورچگان، جنیان و... رامى دانستند: (وَ لَقَدْ ءَاتَیْنَا دَاوُدَ وَ سُلَیْمَنَ عِلْمًا وَ قَالَا الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى فَضَّلَنَا عَلىَ کَثِیرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ(*) وَ وَرِثَ سُلَیْمَنُ دَاوُدَ وَ قَالَ یَأَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیرِْ وَ أُوتِینَا مِن کلُِّ شىَْءٍ إِنَّ هَذَا لهَُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ(*). (13)
ما به داود و سلیمان دانش دادیم، گفتند: سپاس از آن خدایى است که ما را بر بسیارى از بندگان مؤمن خود برترى داد.
و سلیمان، وارث داود شد و گفت: اى مردم، به ما زبان مرغان آموختند و از هر نعمتى ارزانى داشتند و این عنایتى است آشکار.
6 - حضرت مریم به علم لدنى دانست بدون شوهر فرزنددار مىشود و دانست سرنوشت بچه اش چیست! (إِذْ قَالَتِ الْمَلَئکَةُ یَمَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکلَِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسىَ ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فىِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ(*) وَ یُکَلِّمُ النَّاسَ فىِ الْمَهْدِ وَ کَهْلًا وَ مِنَ الصَّلِحِینَ(*) قَالَتْ رَبِّ أَنىَ یَکُونُ لىِ وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنىِ بَشَرٌ قَالَ کَذَلِکِ اللَّهُ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ إِذَا قَضىَ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ(*). (14)
فرشتگان گفتند: اى مریم، خدا تو را به کلمه خود بشارت مىدهد، نام او مسیح، پسرمریم است، در دنیا و آخرت، آبرومند و از مقربان است.
با مردم همچنان که در بزرگى در گهواره سخن مىگوید و از شایستگان است.
مریم گفت: اى پروردگار من، چگونه مرا فرزندى باشد، در حالى که بشر به من دست نزده است.
گفت: بدین سان که خدا هرچه بخواهد مىآفریند.
چون اراده چیزى کند به او گوید موجود شود، پس موجودمى شود در روایت آمده است که به فاطمه زهراء نیز اخبارى توسط ملائکه داده مىشد و رسول خدا و على بن ابى طالب نیز علم لدنى داشتند.
وقتى على بن ابى طالب از حوادث آینده و آخرالزمان و حمله ترکان مغول و تاتار بر بلاد اسلامى و چگونگى این حمله خبر مىداد.
مردى کلبى از او سؤال کرد یا على آیا تو علم غیب مىدانى على از سخن آن مرد به خنده افتاد و گفت: اى مرد کلبى، این علم غیب نیست، این علم از راه تعلیم و تعلم است لیس هو بعلم غیب وانما هو تعلم من ذی علم... فعلم علمه اللّه نبیه فعلمنیه.
یعنى این اخبار از آینده را که من مىگویم از اخبارى است که خداوند به پیغمبرش تعلیم فرموده و پیغمبر خدا نیز آنها را به من آموخته و من آن آموخته پیغمبر خدا را براى شما بیان مىکنم.
اخبار رسول خدا و على بن ابى طالب راجع به آینده و آخرالزمان در کتب معتبرو به اسناد صحیح به طور متواتر آمده است.
مثلا رسول خدا از حوادث بعد از خودش تا حوادث آخرالزمان و قیام مهدى خبر داده و على بن ابى طالب نیز از روى کار آمدن بنى امیه و بنى مروان و قتل عام آنها توسط بنى عباس و از حوادث پس از انقراض بنى عباس تا قیام مهدى آل محمد خبر داده است
مطابق عقیده این فرقه، توسل فرزندان یعقوب به آن حضرت براى استغفار در نزد خدا، توسل مسیحیان به حضرت عیسى براى شفاى امراضشان، توسل بنى اسرائیل به موسى براى زنده شدن مقتول و معرفى قاتل و توسل هر شخصى یا امتى به پیغمبران واولیاء شرک است (15) پس طبق عقائد آنها تمام انبیاء و اولیاء خدا به خاطر تقریر و تایید چنین توسلاتى مشرک و کافرند در حالیکه در قرآن و روایات، موارد زیادى از توسلات انبیاء و اولیاء خدا آمده است که برخى از آنها را مىآوریم: