دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 17730
تعداد نوشته ها : 27
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
در انتخابات ریاست جمهوری دور نهم هر کاندیدا در هر استان کشور آرا متفاوتی به دست آورد. نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران برای اولین بار به دور دوم کشیده شد و محمود احمدی نژاد برنده نهایی انتخابات شد. برخی از کارشناسان پیش بینی می کنند که دوره دهم نیز مانند دوره پیش، دو مرحله ای خواهد بود. به نظر می رسد بررسی انتخابات نهم برخی از زوایای تاریک تمایل آرا ملت به کاندیدای خاص را روشن تر می کند

 

آذربایجان شرقی
دور اول
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۶۶۸ هزار و ۵۰۵ نفر
کل آرا: ۱۳۷۶۴۷۷ نفر
درصد مشارکت: ۵۱/۵ درصد
اول: محسن مهر علیزاده ۳۷۸۶۰۴ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۲۶۸۹۵۴ رای
سوم: محمود احمدى نژاد ۱۹۸۴۱۷
چهارم: مصطفى معین ۱۹۰۲۱۱
پنجم: محمد باقر قالیباف ۱۲۲۱۶۰
ششم: مهدى کروبى ۱۲۱۹۶۹
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۲۸۰۷۵

دور دوم
کل آرا: ۱۲۳۲۲۵۵ نفر
درصد مشارکت: ۴۶/۲ درصد
محمود احمدی نژاد : ۸۳۷۶۶۰ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۶۴۱۱۰ رای

آذربایجان غربی
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۹۱۶ هزار و ۹۲۹ نفر
کل آرا: ۸۴۳۸۰۶ رای
درصد مشارکت: ۴۴/۰۲ درصد

اول: محسن مهر علیزاده ۱۶۳۰۹۱
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۱۵۱۵۲۵
سوم: مصطفى معین ۱۴۶۹۴۱
چهارم: محمد باقر قالیباف ۱۴۱۲۸۹
پنجم: مهدى کروبى ۹۹۷۶۶
ششم: محمود احمدى نژاد ۷۵۳۱۹
هفتم على اردشیر لاریجانى ۱۵۴۳۵

دور دوم
شرکت کنندگان: ۷۱۲۱۱۴ نفر
محمود احمدی نژاد : ۴۲۸۵۵۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۵۰۱۸۶ رای 

اردبیل
دور اول
واجدان شرایط: ۹۰۸ هزار و ۷۹۴ نفر
کل آرا: ۴۹۰۴۵۰ نفر
درصد مشارکت: ۵۳/۹ درصد
اول: محسن مهر علیزاده ۱۱۱۴۶۵
دوم: محمد باقر قالیباف ۱۰۶۲۷۲
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۹۵۴۵۰
چهارم: مصطفى معین ۶۷۱۳۴
پنجم: مهدى کروبى۵۳۹۰۶
ششم: محمود احمدى نژاد ۳۴۰۹۵
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۷۷۶۶

دور دوم
کل آرا: ۴۴۵۳۵۲ نفر
درصد مشارکت : ۴۹ درصد
محمود احمدی نژاد : ۲۸۰۲۶۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۵۴۵۹۱ رای 

اصفهان
دور اول
کل آرا: ۱۸۳۷۱۳۷
واجدان شرایط: ۳ میلیون و ۱۵۳ هزار و ۳۱۸ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۲ درصد

اول: محمود احمدى نژاد ۸۰۱۶۳۵
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۲۶۰۸۵۸
سوم: محمد باقر قالیباف ۱۹۸۴۰۹
چهارم: مهدى کروبى ۱۹۶۵۱۲
پنجم: مصطفى معین ۱۹۶۲۶۱
ششم: على اردشیر لاریجانى ۷۳۴۵۲
هفتم: محسن مهر علیزاده ۳۰۳۲۵

دور دوم
کل آرا:۱۱۰۷۲۱۲
درصد مشرکت: ۳۵/۲ درصد
محمود احمدی نژاد : ۷۰۸۳۰۳ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۰۰۶۹۳ رای

ایلام
دور اول
واجدان شرایط: ۳۷۲ هزار و ۲۶۴ نفر
کل آرا: ۲۹۹۳۹۶ نفر
درصد مشارکت: ۸۰/۴۳ درصد

اول: مهدى کروبى ۱۰۸۶۲۷
دوم: مصطفى معین ۵۶۲۵۲۶
سوم: محمد باقر قالیباف ۴۱۰۸۲
چهارم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۴۰۵۸۰
پنجم: محمود احمدى نژاد ۳۳۳۸۳
ششم: على اردشیرلاریجانى ۶۷۸۳
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۳۰۲۶

دور دوم
شرکت کنندگان: ۲۴۸۵۱۳ نفر
محمود احمدی نژاد: ۱۲۷۲۵۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۱۳۸۳۸ رای

بوشهر
دور اول
واجدان شرایط: ۵۸۱ هزار و ۴۳۴ نفر
کل آرا ۴۲۰۵۷۹ نفر
درصد مشارکت: ۷۲/۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۹۸۱۴۸
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۹۷۴۱۲
سوم: محمود احمدى نژاد ۸۲۳۷۶
چهارم: مصطفى معین ۶۸۴۵۷
پنجم: محمد باقر قالیباف ۴۶۹۶۲
ششم: على اردشیر لاریجانى ۸۲۰۷
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۴۹۴۲

دور دوم
شرکت کنندگان: ۳۸۶۵۷۰ نفر
محمود احمدی نژاد : ۲۱۵۷۵۰ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۶۱۶۵۴ رای 

تهران
دور اول
کل آرا: ۵۲۴۱۷۳۲ نفر
واجدان شرایط: هشت میلیون و ۲۳۱ هزار و ۲۳۰ نفر
درصد مشارکت: ۶۳/۷ درصد

اول: محمود احمدى نژاد با یک میلیون و ۵۰۰ هزار و ۸۲۹ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى یک میلیون و ۲۷۴ هزار و ۲۷۶ رای
سوم: مصطفى معین ۶۴۸۵۹۸
چهارم: محمد باقر قالیباف ۶۱۴۳۸۱
پنجم: مهدى کروبى ۴۱۵۱۸۷
ششم: محسن مهرعلیزاده ۲۸۱۷۴۸
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۲۴۶۱۶۷

دور دوم
کل آرا: ۳۶۵۴۸۰۱ نفر
درصد مشارکت: ۴۴/۴ درصد
محمود احمدی نژاد: ۲۱۷۴۷۳۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۳۹۰۸۳۹ رای

چهارمحال و بختیاری
دور اول
واجدان شرایط: ۵۸۳ هزار و ۵۹ نفر
کل آرا ۳۷۸۱۱۵ نفر
درصد مشارکت: ۶۴/۸ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۹۰۹۶۰
دوم: مهدى کروبى ۷۵۰۴۴
سوم: محمد باقر قالیباف ۶۴۰۶۸
چهارم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۹۵۲۱
پنجم: مصطفى معین ۴۸۳۵۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۳۱۲۷
هفتم: محسن مهر علیزاده ۵۰۵۱

دور دوم
کل آرا : ۳۷۵۱۹۳ نفر
درصد مشارکت: ۶۴/۳ درصد
محمود احمدی نژاد : ۲۶۹۳۷۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۹۹۳۴۶ رای 

خراسان شمالی
دور اول
واجدان شرایط: ۵۶۰ هزار و ۵۵۶ نفر
کل آرا : ۳۵۶۲۰۷ نفر
درصد مشارکت: ۶۳/۵ درصد
اول: محمد باقر قالیباف ۱۰۰۰۹۱
دوم: مهدى کروبى ۸۹۵۵۱
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۷۰۴۰۷
چهارم: مصطفى معین ۳۷۳۳۰
پنجم: محمود احمدى نژاد ۲۲۹۵۴
ششم: على اردشیر لاریجانى ۱۶۹۰۰
هفتم: محسن مهر علیزاده ۸۲۰۹

دور دوم
شرکت کنندگان: ۲۶۶۰۴۰ نفر
محمود احمدی نژاد : ۱۷۶۳۹۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۸۵۹۷۶ رای

خراسان جنوبی
دور اول
واجدان شرایط: ۲۷۰ هزار و ۱۲۷ نفر
کل آرا: ۲۶۰۸۷۹ نفر
درصد مشارکت: ۹۶/۵۸ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۰۱۶۳۸ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۶۹۸۱
سوم: محمد باقر قالیباف ۴۹۰۴۳
چهارم: مصطفى معین ۳۹۲۷۶
پنجم: مهدى کروبى ۲۷۷۵۰
ششم: على اردشیر لاریجانى ۵۷۱۶
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۴۹۵۸

دور دوم
کل آرا: ۲۶۶۰۴۷ نفر
درصد مشارکت:۹۸/۵ درصد
محمود احمدی نژاد : ۱۷۶۳۹۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۸۵۹۷۶ رای

خراسان رضوی
دور اول
کل آرا: ۲,۵۹۱,۵۵۷ رای
واجدان شرایط: ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار و ۴۰۸ نفر
درصد مشارکت: ۶۹/۱ درصد

اول: محمد باقر قالیباف ۸۷۷۶۶۵
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۲۷۷۰۷
سوم: محمود احمدى نژاد ۳۷۷۷۳۲
چهارم: مصطفى معین ۳۲۵۲۸۱
پنجم: مهدى کروبى ۲۹۷۹۶۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۷۸۹۷۶
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۳۳۴۸۸

دور دوم
کل آرا: ۲۳۳۵۹۴۵ نفر
در صد مشارکت : ۶۲/۳ درصد
محمود احمدی نژاد : ۱۴۹۰۰۶۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۸۰۴۳۲۸ رای

خوزستان
دور اول
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۸۳۴ هزار و ۷۲۱ نفر
کل آرا: ۱۵۶۱۵۶۵ نفر

درصد مشارکت: ۵۵/۰۹ درصد
اکبر هاشمی رفسنجانی با ۳۱۹۸۸۳ رای رتبه دوم
محمود احمدی نژاد با ۲۲۴۴۲۷ رای رتبه سوم

دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۴۵۲۷۸۶ نفر
محمود احمدی نژاد: ۸۸۲۶۸۲ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۵۱۸۶۲۱ رای

زنجان
دور اول
واجدان شرایط: ۷۱۲ هزار و ۸۳۳ نفر
کل آرا: ۴۶۵۱۳۴ نفر
درصد مشارکت: ۶۵/۲ درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۱۰۶۹۸
دوم: محمود احمدى نژاد ۹۳۳۰۹
سوم: محمد باقر قالیباف ۷۱۳۶۵
چهارم: مصطفى معین ۶۸۶۴۹
پنجم: مهدى کروبى ۶۲۸۴۵
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۲۸۶۹
هفتم: محسن مهر علیزاده ۱۸۵۶۸

دور دوم
کل آرا: ۴۳۵۱۰۶ نفر
درصد مشارکت: ۶۱ درصد
محمود احمدی نژاد : ۲۹۴۱۵۵ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۳۲۵۶۶ رای

سمنان
دور اول
واجدان شرایط: ۴۰۲ هزار و ۲۷۸ نفر
کل آرا ۲۹۵۵۹۸ نفر
درصد مشارکت: ۷۳/۸
اول: محمود احمدى نژاد ۹۸۰۲۴ رای
دوم: اکبر هاشمى بهرمانى ۶۹۷۷۳
سوم: محمد باقر قالیباف ۳۷۰۵۹
چهارم: مصطفى معین ۲۶۵۷۲
پنجم: مهدى کروبى ۲۵۸۹۹
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۰۱۹۰
هفتم: محسن مهر علیزاده ۳۸۷۳

دور دوم
کل آرا: ۲۹۸۶۱۶ نفر
درصد مشارکت: ۷۴/۲ درصد
محمود احمدی نژاد :۲۱۴۰۵۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۷۸۱۶۷ رای

سیستان و بلوچستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۱۷۴ هزار و ۷۲۹ نفر
کل آرا: ۸۷۰۵۶۱ نفر
درصد مشارکت : ۷۴/۴ درصد
اول: مصطفى معین ۴۷۹۱۲۵ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۵۵۱۴۷ رای
سوم: مهدى کروبى ۷۷۰۱۷ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۶۸۶۰۵ رای
پنجم: محمود احمدى نژاد ۴۷۷۴۳ رای
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۴۹۵۴ رای
هفتم: محسن مهر علیزاده ۷۳۱۲ رای

دور دوم
کل آرا: ۷۴۸۹۹۳ نفر
درصد مشارکت : ۶۳/۷ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۳۲۳۱۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۴۰۷۰۶۳ رای 

فارس
دور اول
کل آرا ۱۸۴۰۳۳۶ نفر
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۹۹۹ هزار و ۷۰ نفر
درصد مشارکت: ۶۱/۳ درصد
اول: مهدى کروبى۵۴۶۶۳۳ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۴۰۳۰۷۴ رای
سوم: محمد باقر قالیباف ۲۷۳۵۴۲ رای
چهارم: محمود احمدى نژاد ۲۴۲۵۳۵ رای
پنجم: مصطفى معین ۲۱۷۱۲۲ رای
ششم: على اردشیر لاریجانى ۶۱۳۸۳ رای
هفتم: محسن مهر علیزاده ۲۲۴۴۰ رای

دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۷۴۷۸۷۴ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۲ درصد
محمود احمدی نژاد: ۹۹۸۶۹۳ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۷۰۶۸۹۸ رای

قزوین
دور اول
واجدان شرایط: ۷۵۳ هزار و ۷۲۹ نفر
کل آرا: ۵۲۱۷۸۸ نفر
درصد مشارکت: ۶۹/۲ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۱۸۴۱۴ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۰۸۹۲۸ رای
سوم: مهدى کروبى ۸۱۵۶۹ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۷۷۳۹۹ رای
پنجم: مصطفى معین ۶۸۳۶۶ رای
ششم: محسن مهر علیزاده ۲۴۶۴۹ رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۱۸۰۷۸ رای

دور دوم
کل آرا: ۵۰۵۴۴۳ نفر
درصد مشارکت: ۶۷ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۶۷۸۷۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۲۸۶۱۰ رای

قم
دوره اول
واجدان شرایط: ۶۲۲ هزار و ۹۹۱ نفر
کل آرا: ۴۷۹۷۷۷ نفر
درصد مشارکت: ۷۷ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۲۵۶۱۱۰ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۰۴۰۰۴ رای
سوم: مصطفى معین ۲۷۸۲۴ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۲۵۷۹۲ رای
پنجم: مهدى کروبى ۲۵۲۸۲ رای
ششم: محسن مهر علیزاده ۱۴۴۵۱ رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۱۰۸۹۴ رای

دور دوم
کل آرا: ۴۸۲۸۴۵ نفر
درصد مشارکت: ۷۷/۵ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۵۲۰۱۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۲۰۵۸۶ رای 

کردستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۳۲ هزار و ۳۰۶ نفر
کل آرا ۳۸۵۷۷۶ نفر
درصد مشارکت: ۳۷/۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۱۱۲۴۹ رای
دوم: مصطفى معین ۹۲۸۸۴ رای
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۴۰۰۴ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۴۸۹۱۳ رای
پنجم: محمود احمدى نژاد ۲۲۳۵۳ رای
ششم: محسن مهر علیزاده ۱۰۲۶۱ رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۷۷۸۵ رای

دور دوم
شرکت کنندگان: ۲۵۷۶۴۳ نفر
محمود احمدی نژاد : ۱۲۷۸۰۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۰۹۱۷۰ رای

کرمان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۵۲۷ هزار و ۵۰۴ نفر
کل آرا: ۱ میلیون و ۱۹۱ هزار و ۹۴ نفر
درصد مشارکت: ۷۹/۹ درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانی ۴۸۰۲۷۱
دوم: على اردشیر لاریجانى ۲۲۱۲۲۱۹
سوم: مهدى کروبى ۱۵۲۷۶۴
چهارم: محمود احمدى نژاد ۱۲۹۲۸۴
پنجم: محمد باقر قالیباف ۱۱۲۰۵۶
ششم: مصطفى معین ۵۲۸۹۶
هفتم: محسن مهر علیزاده ۹۶۹۷

دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۱۸۹۳۲۵ نفر
محمود احمدی نژاد : ۶۰۳۱۱۷ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۵۷۰۵۳۸ رای

کرمانشاه
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۳۸۱ هزار و ۵۶۴ نفر
کل آرا ۷۶۵۱۸۹ نفر
درصد مشارکت: ۵۵/۴ درصد
اول: مهدى کروبى ۲۵۴۷۸۰ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۳۷۰۱۰
سوم: محمد باقر قالیباف ۱۱۵۴۳۹
چهارم: مصطفى معین ۱۰۶۸۰۴
پنجم: محمود احمدى نژاد ۷۰۱۱۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۲۰۳۳
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۱۲۵۱۶

دور دوم
کل آرا: ۶۷۶۰۱۱ نفر
درصد مشارکت : ۴۸/۹ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۴۳۳۱۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۳۲۶۹۲ رای

کهکیلویه و بویراحمد
دور اول
با ۴۰۵ هزار و ۲۹۴ نفر
کل آرا ۳۱۵۷۶۰ نفر
درصد مشارکت : ۷۷/۹ درصد
اول: مهدى کروبى ۹۶۴۵۹ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۶۱۵۴
سوم: محمد باقر قالیباف ۵۲۲۵۹
چهارم: مصطفى معین ۵۰۹۵۴
پنجم: محمود احمدى نژاد ۳۴۳۹۶
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۰۳۰۶
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۱۵۷۲

دور دوم
کل آرا: ۳۰۸۴۱۵ نفر
درصد مشارکت : ۷۶ درصد
محمود احمدی نژاد : ۱۸۸۴۶۱ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۱۴۸۷۴ رای

گلستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۹۸ هزار و ۴۷۹ نفر
کل آرا ۷۲۲۹۲۲ نفر

درصد مشارکت: ۶۵/۸۱ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۹۳۵۷۰
دوم: مصطفى معین ۱۵۶۸۶۲
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۵۵۴۹۸
چهارم: محمد باقر قالیباف ۸۷۵۲۲
پنجم: محمود احمدى نژاد ۵۶۷۷۶
ششم: على اردشیر لاریجانى ۴۲۳۳۴
هفتم: محسن مهر علیزاده ۸۲۸۳

دور دوم
شرکت کنندگان: ۶۶۴۹۵۸ نفر
محمود احمدی نژاد : ۳۵۶۶۱۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۹۴۶۲۶ رای

گیلان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۸۱۸ هزار و ۵۳۵ نفر
کل آرا ۱۰۶۱۹۵۵ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۴ درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانى ۲۱۵۴۷۸ رای
دوم: مهدى کروبى ۲۰۳۹۴۱
سوم: مصطفى معین ۱۸۲۳۲۱
چهارم: محمد باقر قالیباف ۱۷۱۵۶۲ رای
پنجم: محمود احمدى نژاد ۱۴۹۰۲۶ رای
ششم: على اردشیر لاریجانى ۵۰۰۷۰ رای
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۳۳۹۹۶ رای

دور دوم
کل آرا: ۱۰۶۴۲۴۴ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۵ درصد
محمود احمدی نژاد : ۶۸۴۷۹۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۵۱۰۳۹ رای

لرستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۲۱۵ هزار و ۴۷ نفر
کل آرا ۸۱۶۱۹۵ نفر
درصد مشارکت : ۶۷/۲ درصد
اول: مهدى کروبى ۴۴۰۲۴۷
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۲۱۱۳۰
سوم: محمد باقر قالیباف ۷۰۲۲۵
چهارم: محمود احمدى نژاد ۶۹۷۱۰
پنجم: مصطفى معین ۵۳۷۴۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۳۱۱۶۹
هفتم: محسن مهر علیزاده ۶۸۶۵

دور دوم
شرکت کنندگان: ۷۳۴۰۱۶ نفر
درصد مشارکت : ۶۰/۴ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۶۴۷۹۰ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۵۰۶۵۰ رای

مازندران
دور اول
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۱۰۹ هزار و ۵۴۷ نفر
کل آرا : ۱۳۷۵۲۴۶ نفر
درصد مشارکت: ۶۵/۱ درصد
اول: على اردشیر لاریجانى ۴۶۴۸۹۱
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۳۱۱۹۴۹
سوم: محمود احمدى نژاد ۱۵۹۲۹۱
چهارم: مصطفى معین ۱۴۸۴۰۸
پنجم: محمد باقر قالیباف ۱۱۶۷۶۳
ششم: مهدى کروبى ۱۰۳۲۲۹
هفتم: محسن مهر علیزاده ۱۸۴۶۷

دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۳۷۶۶۱۵ نفر
محمود احمدی نژاد : ۸۸۸۸۷۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۴۶۱۲۰۷ رای

مرکزی
دور اول
واجدان شرایط: ۹۷۱ هزار و ۸۶۵ نفر
کل آرا ۶۰۳۴۳۳ نفر
درصد مشارکت: ۶۲ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۶۱۶۶۹
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۴۳۱۱۸
سوم: مهدى کروبى ۱۰۴۵۲۲
چهارم: محمد باقر قالیباف ۷۱۸۲۸
پنجم: مصطفى معین ۶۵۵۹۲
ششم: على اردشیر لاریجانى ۱۷۲۵۸
هفتم: محسن مهر علیزاده ۱۴۰۵۸

دور دوم
شرکت کنندگان: ۵۸۹۲۸۷ نفر
محمود احمدی نژاد : ۴۱۰۷۲۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۶۶۸۸۷ رای

هرمزگان
دور اول
واجدان شرایط: ۷۸۸ هزار و ۴۵ نفر
کل آرا: ۶۱۷۰۵۴
درصد مشارکت: ۷۸/۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۷۷۴۱۳ رای
دوم: مصطفى معین ۱۵۳۶۴۸
سوم: محمود احمدى نژاد ۸۰۱۵۴
چهارم: على اردشیر لاریجانى ۷۸۱۶۱
پنجم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۷۵۶۰۱
ششم: محمد باقر قالیباف ۲۵۳۲۶
هفتم: محسن مهر علیزاده ۹۶۷۹

دور دوم
شرکت کنندگان: ۵۳۱۸۸۹ رای
محمود احمدی نژاد : ۳۱۷۳۷۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۰۰۹۲۱ رای

همدان
دور اول
واجدان شرایط:۱ میلیون و ۳۱۷ هزار و ۴۴۸ نفر
کل آرا : ۸۲۱۳۳۷ نفر
درصد مشارکت: ۶۲/۳ درصد
اول: مهدی کروبى ۲۱۸۰۱۸ رای
دوم: محمود احمدى نژاد ۱۹۵۰۳۰
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۷۵۹۹۷
چهارم: مصطفى معین ۸۴۴۲۴
پنجم: محمد باقر قالیباف ۷۲۹۷۶
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۴۰۰۲
هفتم: محسن مهر علیزاده ۲۰۴۹۶

دور دوم
شرکت کنندگان: ۷۵۷۷۶۸ نفر
محمود احمدی نژاد : ۵۳۳۴۷۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۰۹۲۹۵ رای

یزد
دور اول
واجدان شرایط: ۶۲۳ هزار و ۸۰۹ نفر
کل آرا ۴۷۴۲۱۸ نفر
درصد مشارکت: ۷۶ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۷۵
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۷۷۹۲۴
سوم: محمد باقر قالیباف ۶۶۸۹۲
چهارم: مصطفى معین ۶۰۵۱۰
پنجم: مهدى کروبى ۵۸۱۳۲
ششم: على اردشیر لاریجانى ۹۳۱۷
هفتم: محسن مهر علیزاده ۵۱۸۶

دور دوم
کل آرا: ۴۷۰۹۲۳ نفر
درصد مشارکت: ۷۵/۴ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۱۱۶۵۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۴۴۹۰۶ رای

دسته ها :
شنبه نهم 3 1388
در حالی که مردم ، عموماً با توجه به رأی خود و جامعه آماری اطرافیانشان ، درباره نتیجه انتخابات سخن می گویند و آن را به نفع کاندیدای خاصی پیش بینی می کنند ، فعالان ستادهای انتخاباتی کاندیداها ، به طور یقین ، نامزد خود را برنده نهایی می دانند.

 

به گزارش خبرنگار عصرایران از ستادهای احمدی نژاد ، فعالان این مجموعه ، مدعی اند که طبق نظرسنجی های معتبر که بعضاً توسط نهادهای اطلاعاتی صورت گرفته اند ، محمود احمدی نژاد در همان دور اول انتخابات به پیروزی خواهد رسید.

فعالان انتخاباتی احمدی نژاد همچنین بر این باورند که احمدی نژاد خواهد توانست با رأیی حتی بیشتر از آرای چهار سال پیش خود ، به ریاست جمهوری برسد.

آنها با اذعان به این که در تهران ، وضعیت آرای احمدی نژاد چندان مطلوب نیست ، به شهرستان ها و روستاهای کشور اشاره می کنند و انتظار دارند که سبد آرای احمدی نژاد در خارج از تهران ، به حد مورد نیاز برسد.

همچنین از قرار معلوم ، فیلم انتخاباتی احمدی نژاد ، آکنده از صحنه های تأثیرگذاری است که در سفرهای استانی به  ویژه در مناطق محروم ، تصویربرداری شده اند و از این رو ، آنان امیدوارند ، این فیلم ، که از عنصر ” احساسات” به خوبی بهره گرفته است ، بتواند در مناطق کم برخوردار کشور ، موج عاطفی به نفع احمدی نژاد ایجاد کند.

اما در ستاد میرحسین موسوی نیز ادبیات امیدوارانه مشابهی حاکم است.
حامیان انتخاباتی میرحسین می گویند که از هم اکنون رأی تهران متعلق به موسوی است. در آذربایجان هم اکثریت رأی دهندگان به میرحسین رأی خواهند داد و انتظار می رود دستکم ۷ الی ۹ میلیون آذری زبان به میرحسین رأی بدهند که این میزان برای صعود به مرحله دوم کفایت می کند.

مع الوصف اگر آرای دیگر میرحسین در سایر نقاط کشور نیز به این حجم انبوه افزوده شود ، این امیدواری وجود دارد که کار در همان مرحله اول به اتمام برسد و میرحسین موسوی “آقای رئیس جمهور” شود به ویژه آن که در برخی استان ها مانند خوزستان ، فضا کاملاً به نفع میرحسین است.

اعضای ستاد میرحسین ، به مناظره های پیش رو امید بسیاری بسته اند و البته در این باره ، حامیان احمدی نژاد هم با آنان همداستان اند ، به ویژه آن که احمدی نژاد رسماً اعلام کرده است که ناگفته های بسیاری را در مناظره ها رو خواهد کرد.

همچنین حامیان میرحسین ، گذشت زمان را به نفع موسوی می دانند و امیدوارند در دو هفته باقی مانده ، میزان آرای میرحسین به حداکثر ممکن افزایش یابد.

اما برخلاف ستادهای میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد که در آن ، امید به پیروزی در مرحله اول وجود دارد ، در ستاد مهدوی کروبی ، همه به مرحله دوم چشم دوخته اند.

حامیان کروبی ، معرفی غلامحسین کرباسچی ، شهردار اسبق و معروف تهران به عنوان معاون اول دولت احتمالی کروبی را برگ برنده ای می دانند که باعث خواهد شد بسیاری از تهرانی ها به سمت “شیخ اصلاحات” متمایل شوند زیرا اکثر پایتخت نشینان ، خاطرات خوبی از دوران شهرداری کرباسچی دارند و او را به عنوان ناجی تهران می شناسند که قربانی بازی های سیاسی شد.

همچنین آنان به رشد آرای کروبی در چند وقت اخیر اشاره می کنند و معتقدند که زمان ، بیش از هر کاندیدایی به سود کروبی است به گونه ای اگر انتخابات یک ماه دیرتر برگزار شود ، برای آنان بهتر هم خواهد بود.

همچنین ستادهای کروبی روی آرای مناطق زاگرس نشین حساب ویژه ای باز کرده اند و به خبرهایی که از برخی مناطق مانند خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه ، کردستان و … می رسد استناد می کنند که در آنها گفته می شود بعد از موسوی ، کروبی قرار دارد و لذا امیدوارند که بتوانند با صراحت لهجه ای که کروبی در برنامه های تلویزیونی از خود بروز خواهد داد ، از سد احمدی نژاد نیز بگذرند و با میرحسین موسوی ، به مرحله دوم بروند.

اما بی سر و صداترین ستاد ، متعلق به محسن رضایی است.
اعضای ستاد او نیز به پیروزی در مرحله اول امیدی ندارند و  منتظرند که رضایی بتواند در برنامه های تلویزیونی اش ، افکار عمومی را به سمت خود جذب کند.

آنها می گویند مگر در فاصله دو هفته مانده به انتخابات در چهار سال پیش ، کسی فکر می کرد که احمدی نژاد رأی بیاورد؟ و اکنون نیز رضایی وضعیت مشابهی دارد.

اعضای ستاد رضایی ، همچنین از سورپرایزهایی سخن می گویند که قرار است در روزهای آینده اعلام شود، از جمله معرفی برخی چهره ها به عنوان اعضای کابینه و برنامه های خاص رضایی برای اداره کشور.

… و در مجموع می توان گفت که این روزها ، امید در همه ستادها موج می زند … تا مردم چه کسی را به عنوان دهمین رئیس جمهور کشورشان انتخاب کنند.

دسته ها :
شنبه نهم 3 1388

فرهنگ سازی ، ارتقای بینش سیاسی و پرهیز و تغییر نگرشهای قومی و قبیله‌ای و سنتی برای انتخاب نامزد اصلح در انتخابات ضروری است.

برای تحقق مشارکت واقعی و نهادینه مردم فراهم شدن برخی زیرساختها برای گزینش نامزد شایسته امری الزامی است.

در جوامع محلی به دلیل فعال نبودن احزاب و نهادهای مدنی و ساختارهای عشیره‌ای ، ناسیونالیسم احساسی و تعصبات قومی و سنتی در گزینش نقش موثر دارند.

تاکید بر احساسات ، نداشتن برنامه اصولی ، ارایه وعده‌های غیر عملی ، تاکید بر منافع فردی از جمله شیوه‌ها و مصادیق تبلیغات برخی نامزدهااست که نگرشهای سنتی را در گزینش نامزد شدت می‌بخشد.

مجلس ، محور بسیاری از قانونگذاریها و تصمیم گیریها بوده و انتخابی که بر مبنای تعقل ، تدبیر و آگاهی باشد ، اصولی است ، نه اینکه ساختارهای قومی و قبیله‌ای در آنان لحاظ شود.

در گزینش درست مردم در انتخابات ، موسسات آموزشی و اجتماعات عمومی، رسانه‌ها و مطبوعات ، تخبگان و ارتقای فرهنگ عمومی تاثیر زیادی دارد.

بسیار از نگرشها موجود درباره معیارهای انتخاب نامزد سنتی است و باید بازنگری شود.

" بررسی شعارهای تبلیغات نامزدها نشان می‌دهد ، بیشتر شعارها مانند، شجاعت ، تعهد فقط در شعار به آن اکتفا می‌شود.

ایران اسلامی به آن درجه‌ای از دمکراسی رسیده که نیاز به تغییر و بازنگری دارد از اینرو برای این دوره از تاریخ سیاسی کشور یک دگردیسی کلی برای نهادینه شدن بسیاری از رویه‌ها امری ضروری است.

اگر بسیاری از نامزدهای انتخابات ، تغییر و دگرگونی را در استراتژیها مدنظر قرار دهند، پیشرفت در مسیر توسعه کشور حاصل شود.

یکی از مواردی که به آن کمتر توجه می‌شود، شایسته سالاری است و جای آن را قومی گرایی گرفته است.

متاسفانه اکنون برخی از مردم تا پای صندوق اخذ رای نمی‌دادند باید به چه نامزدی رای دهند و این به دلیل این است که بسیاری از رویه‌ها در مسایل سیاسی کشور نهادینه نیست.

محدودیت‌های اعمال شده در تبلیغات نیز تا حدی روند قومی و قبیله‌ای را در انتخابات شدن بخشیده است.

اکنون برخی نامزدها به گونه‌ای تبلیغ یا عمل می‌کنند که این عملکرد در تحریک احساسات و منافع فردی موثر است.

: کشور ما در برهه‌ای است که دشمنان در صددند تا از حضور مردم در رویداد بزرگ و حساس انتخابات بکاهند ولی ملت ثابت کرده که موانع را با موفقیت پشت سر می‌گذارد.

در کشور ما رویه‌ها نهادینه نیست و فرد در انتخابات موثر هستند ولی در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته برنامه مهم است نه فرد.

تغییر این نگرش در کشور و دمکراتیک شدن شکل مبارزات دمکراتیک در مشارکت گسترده مردم در انتخابات موثر است.

اکنون احزاب در کشور تعریف نشده و جایگاهی مطلوب ندارند زیرا دمکراسی احزاب را تشکل می‌دهند.

این قابلیت در کشور وجود دارد که با تمرین دمکراسی موانع توسعه سیاسی را از بین برد.

متاسفانه برخی نامزدهابر ناسیونالیسم احساسی تاکید بیشتر دارند که این در آینده نه چندان دور، یقه نامزدها پیروز را می‌گیرد.

" نامزدها به بحث توانمندی مجلس بیشتر توجه کنند و شعارهایشان در راستای چشم انداز توسعه کشور باشد و به اهداف نظام کمک کند.

در نبود احزاب احتمال اینکه دیدگاههای احساسی شکل می- گیرد، بسیار زیاد است ولی نامزدها باید به انتقال تواناییهای خود محیط را به سمت عقلانیت حرکت دهند.

جامعه ایران چند فرهنگی و قومی است که بعدها می‌تواند تهدید محسوب شود از اینرو باید برای همگرایی جامعه بیشتر تلاش شود.

تغییر نگرشهای سنتی مسیر توسعه را هموارتر می‌کند و آسیبها را کاهش می‌دهد.

تاکید بر مسایل قومی و عشیره‌ای ، فضای انتخابات را تاریکتر می‌کند و گزینش نامزد اصلح را با دشواری روبرو می‌سازد.

اگر سندچشم انداز توسعه کشور را افق و دورنمای اهداف و برنامه نامزدها باشد ، وحدت و همگرایی در جامعه تقویت می‌شود.

انتخاب باید براساس اندیشه، آگاهی‌کامل و شناخت کافی صورت گیرد.

" موسسات آموزشی ، نخبگان و نهادهای مدنی در گزینش و انتخاب درست نامزدها از سوی مردم نقش اساسی دارند.

تاکید بر تعصبات قومی و قبیله‌ای گزینش فرد اصلح را با مشکل روبرو می‌سازد.

مجلس عصاره ملت بوده و باید کسانی در این قوه راه یابند که شایستگی لازم را داشته باشند.

مشارکت گسترده مردم در این رویداد بزرگ سیاسی در تعیین سرنوشت آنهااهمیت دارد و مردم باید به فرد اصلح رای دهند.

در دین اسلام قومی گرایی جایگاه ندارد ، بنابراین مردم باید به دور از تعلقات قومی و قبیله‌ای ، افراد اصلح را به عنوان نامزد انتخاب کنند.

 

دسته ها :
شنبه نهم 3 1388

داستان تکراری تصویب و رد سن قانونی برای رأی دادن هم از سریال های تکراری درسی سال اخیر شده است. این که انگیزه ها و اهداف پیشنهاد دهندگان و تصویب و رد کنندگان چیست٬ مساله دیگری است که فعلا به آن نمی پردازیم. اما درک مساله فلسفه انتخاب میان 15 یا 18 سالگی از دو نظر ایدئولوژیک و جامعه شناختی اهمیت دارد که به هر یک از آنها پرداخته می شود.
تاکید بر تعیین 15 سالگی به عنوان حداقل سن برای رأی دادن از حیث ایدئولوژی جناح حاکم کاملا قابل فهم است. اگر آنان بپذیرند که سن شروع مسئولیت کیفری 15 سال است٬ به طریق اولی باید بپذیرند که حداقل سن برای رأی دادن هم 15 سال است٬ چگونه می توان کودکی را به صفت قتل دیگری مسئول و مختار و آگاه تلقی کرد و در نتیجه وی را مجازات و اعدام کرده ٬ اما حق رأی دادن که هرگونه انتخابی در آن در ایران به جایی بر نمی خورد را از او سلب کرد؟
بنابراین طرح چنین سنی برای تحقق حق رأی دادن٬ قاعدتا مبتنی بر این تگاه ایدئولوژیک است و در غیر اینصورت نوعی تعارض در میان قوانین ایران مشاهده خواهد شد، زیرا همانطور که گفته شد بسیار غیر منطقی است که افراد 15 ساله مسئولیت کامل کیفری را مثل یک فرد 40 ساله داشته باشند٬ اما از حق رأی محروم باشند.بنابراین تغییر این قانون به رفع این تعارض کمک می کند٬ ولی مشکل اینجاست که دفاع ایدئولوژیک از 15 سال به عنوان سن تکلیف و ر أی دادن ٬ تعارضات دیگر را بر ملا و تشدید می کند.
اولین تعارض در سن تکلیف دختران بوجود می آید که تصمیم 15 سال برای آنان خلاف منطق ایدئولوژیک است وباید به 9 سال برسد. دومین تعارض در تعیین 15 سال با تقویم خورشیدی است که در قانون وجود دارد٬ اما در شرع سال قمری است که حدود شش ماه کمتر از 15 سال می شود. سومین تعارض در شرایط انتخاب شوندگان مجلس و ریاست جمهوری است که حداقل سن آنان بسیار بیشتر از 15 سال است و همه آنها هم باید به اصل سن تکلیف برگردد و پسران 15 ساله ( دقیقتر5/14 ساله) حق انتخاب شدن در مجلس و ریاست جمهوری را داشته باشند و این تعارضات سر دراز دارند که ظاهرا حل شدنی نیست!!
از سوی دیگر فلسفه پیشنهاد تعیین این سن وجه جامعه شناختی نیز دارد که اگر از حیث ایدئولوژیک نتوان از این سن دفاع کرد٬ از منظر جامعه شناسی می توان چنین دفاعی را انجام داد. در جوامع اولیه دوران کودکی با رسیدن به بلوغ جنسی ( که در دختران پسران علامت های خاص خود را دارد ) پایان می پذیرد و کودک به یکباره وارد بزرگسالی می شود. این اتفاق از این روست که دوره آموزش افراد برای حضور در جامعه ٬ بسیار کوتاه است. مثلا در قبایل اولیه؛ جز شکار حیوانات و گردآوری گیاهان خوراکی کار دیگری وجود ندارد و این دو کار هم نیاز به تخصص ندارد و در زمان اندکی کودکان آنها را یاد می گیرند و وارد بزرگسالی می شوند. اما در جوامع جدید و پیشرفته٬ دوره آموزش و اجتماعی شدن نسبتا طولانی است و کودکان برای ورود به جامعه٬ دوره نوجوانی و جوانی را هم باید طی کنند.
همانطور که می دانیم قدرتمندترین موجود روی زمین انسان است٬ اما نوزاد هیچ حیوانی ضعیفتر از نوزاد آدمیزاد نیست و قطعا او نمی تواند بدون حمایت جدی و چند ساله پدر و مادر زنده بماند٬ اما نوزاد حیوانات دیگر چنین نیستند. هر حیوانی که به لحاظ تکاملی پست تر باشد٬ کودکش زودتر روی پای خود می ایستد. مثلا مگس وقتی از تخم بیرون می آید هیچ نیازی به حمایت ندارد٬ اما نوزاد پلنگ و شیر یا فیل یا پستانداران٬ مدتی را نیازمند حمایت و آموزش هستند٬ اما این مدت به ندرت به یک سال می رسد٬ در حالی که انسان کمتر از 5 یا 6 سال قادر نیست به تنهایی زندگی خود را اداره کند. هرچه جامعه پیشرفته تر و انسان قدرتمندتر می شود٬ دوره آموزش و اجتماعی شدن وی هم طولانی تر می شود. سوار الاغ و گاری شدن در یک ده کوره نیازمند هیچ تخصص ویژه ای نیست٬ اما رانندگی در شهر های مدرن نیازمند خیلی چیزهاست. رأی دادن به یک سیاست ساده و یک کتابچه بودجه ای که توی جیب هر فردی جا بگیرد٬ نیازمند سنین بالا و آگاهی ویژه ای نیست٬ اما درک شعارهای اقتصادی و سیاسی پیشرفته و متناسب با یک جامعه مدرن و انتخاب میان این شعارها ٬ قاعدتا از عهده یک جوان 15 ساله بر نمی آید. بنابراین وقتی که شما بودجه را در یک دفترچه بگنجانید که توی جیب هر ایرانی یک کتابچه بودجه باشد٬ جوان 15 ساله که سهل است٬ ده ساله ها هم قادر به فهم این سیاست و در نتیجه حق انتخاب و تایید و رد آن هستند٬ اما اگر سیاست پیشرفت کند و لایه لایه های آن چنان پیچیده شود که حتی جوان 18 ساله هم برای فهم و درک آنها و انتخاب یکی از راه ها٬ دچار شک و تردید شود٬ در اینصورت باید حداقل سن رأی دادن را افزایش داد. هنگامی که از این منظر جامعه شناختی نگاه می کنیم ٬ روشن می شود که برای اظهار نظر درباره سیاستهای موجود٬ سن 15 سال اگر زیاد نباشد٬ کم هم نیست و احتمالا ادامه این سیاست ها در سالهای آینده ٬ پایین تر آوردن این سن را هم قابل قبول می کند. اما اگر قرار باشد که سیاست به معنای اداره جامعه پیچیده و مدرن باشد٬ حداقل سن 18 سال اگر کم نباشد٬ زیاد هم نیست.

دسته ها :
شنبه نهم 3 1388

هدف اصلی در توسعه سیاسی مشارکت و رقابت سیاسی است. درک ماهیت رقابت سیاسی از آن حیث ضروری است که تلقی ما از آن، می‌تواند در مقام اجرا، منشاء آثار مختلف باشد. به عنوان مثال می‌توان نظام انتخاباتی و مشارکتی را تصور کرد که در آن رقابت امری صوری تلقی شده و به‌رغم برگزاری انتخابات، «ایده خاص» مجال و امکان طرح و پیروزی می‌یابد.بدیهی است که نفس استناد به آمار و تعداد آرای ریخته شده در صندوق و حتی تعداد گروه‌های درگیر در انتخابات نمی‌تواند دلیل بر رقابتی بودن حوزه فعالیت‌های سیاسی باشد. بنابراین شناخت شرایط و ویژگی‌های لازم برای ایجاد مشارکت و رقابت در رفتار سیاسی ضروری به نظر می‌رسد. این کار حداقل مشارکت صحیح و رقابت سیاسی را فراهم کرده و مانع از آن می‌شود تا به هنگام طراحی سیاست‌های عملی، چنان به وضع قانون بپردازیم که از رقابت چیزی جز نام آن باقی نماند. مشارکت و رقابت سیاسی به عنوان هدف توسعه سیاسی خود مستلزم تحقق لوازم بلافصلی است که در حقیقت اجزای تعریف توسعه سیاسی را تشکیل می‌دهند. از جمله مهمترین لوازم بلافصل توسعه سیاسی باید از ویژگی‌های زیر نام برد: 1- سازمان‌یابی گروه‌ها و نیروهای اجتماعی 2- آزادی آنها در مشارکت و رقابت سیاسی 3-‌وجود مکانیسم‌های حل منازعه نهادمند در درون ساختار سیاسی 4- خشونت‌زدایی از زندگی سیاسی 5- مشروعیت چارچوب‌های نهادی و قانونی برای رقابت و سازش سیاسی.

تنوع و تعدد از جمله لوازم منطقی رقابت هستند که غالبا از آن به پلورالیسم سیاسی در عرصه رقابت‌های سیاسی یاد می‌شود. بر این اساس لازم است در چارچوب اصول کلان حاکم بر جامعه، گروه‌های سیاسی اجازه ظهور، تشکل‌سازی، فعالیت و جذب افکار عمومی را داشته باشند. در واقع کثرت‌گرایی سیاسی نقدی است بر مفهوم سنتی دموکراسی که در آن ملاک مشارکت توده مردم در زندگی سیاسی بدون حضور رقابت است. پلورالیسم سیاسی از آن حیث که به بحث قدرت و نحوه اعمال قدرت در جامعه مربوط می‌شود، به عنوان «بستر اجتماعی» تعدد و تنوع، باید ضرورتا وجود داشته باشد.اندیشمندان سیاسی از پلورالیسم سیاسی به عنوان اصول و تدابیری که غرض از آن توزیع و تسهیم قدرت است یاد کرده و بدین‌وسیله در کنار کانون مقتدری چون «دولت» وجود کانون‌های دیگر از قبیل احزاب انجمن‌ها و سایر تشکیلات مدنی را ضروری می‌دانند. بر این اساس قدرت سیاسی فرآیند پایان‌ناپذیر «رقابت» و «سازش» میان نیروهای مختلف است که نماینده علایق و منافع اجتماعی گوناگونی مانند گروه‌های تجاری و صنعتی، کارگری، گروه‌بندی‌های مذهبی، قومی و...هستند. رقابت سیاسی در جامعه‌ای یکدست که صرفا با تفکر واحدی آشنا بوده و الگوی یکسان و مشخصی را در عرصه عمل گردن نهاده است، اصلا بی‌معنا بوده و شعاری بیش نیست. وقتی صحبت از تنوع می‌شود منظور تنوع اختلاف در بینش‌هاست و اینکه دیدگاه‌های متنوع امکان عرضه داشته باشند. لزوم وجود تعدد و تنوع بدین معنی است که هر خانواده فکری و عقیدتی هم امکان وسایل حراست از ارزش‌های خاص خود را بیابد؛ هم به حقوق خود نایل آید و هم زمینه‌های لازم برای مشارکت فعال اعضای آن در صحنه سیاسی فراهم آید. وجود آزادی و نهادمندی از شاخصه‌های دیگر تحقق الگوی مشارکتی رقابتی است. رقابت بدون آزادی نه قابل تعریف و نه تحقق است و نهادمندی یکی از شاخصه‌های اصلی برای توسعه در فرآیند رقابت سیاسی است. بحث از تحزب و اهمیت آن در نظام‌های سیاسی مختلف و اینکه بسیاری از اندیشه‌گران اجتماعی حزب را به عنوان بهترین نهاد کارآمد دراین زمینه مطرح می‌سازند، نیز در همین‌جا ریشه دارد. دیگر مشخصه‌ای که برای نهادمندی توجه به آن ضروری است، نهادمندی اصول رفتاری در قالب قانون است. این حقیقت که ایجاد نظم بدون توافق بر قواعد در بازی سیاسی ممکن نیست دلالت به ضرورت وجود قوانین معتبر دارد. قوانینی که فصل الخطاب رفتارهای سیاسی باشند و رقابت را سمت‌و‌سو داده و معنا کنند. به هر صورت باید گفت وجود رقابت سیاسی و کثرت‌گرایی می‌تواند به عنوانی الگویی برای تبیین چگونگی رابطه مردم و گروه‌های اجتماعی با نظام سیاسی به کار رود و به لحاظ روانی از تمرکز ایده‌های نهفته که ممکن است به صورت دفعی و حالتی خشونت‌آمیز بروز پیدا کند جلوگیری می‌کند. اکثر اندیشمندان و جامعه‌شناسان سیاسی، براین باورند که اگر گروه‌های اجتماعی اجازه سازمان یافتن و بیان عقایدشان را داشته باشند امکان تعارضات خشونت‌آمیز کاهش می‌یابد. زمانی که امکان حاکمیت مسالمت‌آمیز وجود نداشته باشد و مردم از بیان دیدگاه‌های خویش محروم بوده و وسایل و امکانات قانونی برای نیل به این کار نداشته باشند رفتار و واکنش افراد و گروه‌های خواهان سهیم شدن در قدرت شکلی خشونت‌بار به خود می‌گیرد و نظام سیاسی را به سوی بی‌ثباتی سوق می‌دهد. ضمن اینکه در یک فرآیند رقابتی ما با کاهش خطا در تصمیم‌گیری روبه‌رو هستیم چرا که تکثر و رقابت باعث می‌شود تصمیمات سیاسی حاصل اجماع گروه‌های مختلف باشد و از زوایای متفاوت مورد بررسی قرار بگیرد. مشارکت فعال توده‌ها نتیجه پذیرش تکثر، تنوع و وجود اصل رقابت خواهد بود. این اصل رقابت است که نشاط سیاسی فراهم می‌آورد و از گوشه‌گزینی و بی‌تفاوتی مردم جلوگیری می‌کند. مشارکت فعال نمایانگر وظیفه‌شناسی و وفاداری افراد به نظام سیاسی است و مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی را افزایش می‌دهد؛ بر عکس آنچه در نظام انتخاباتی فرمایشی با فضای رقابتی صوری انجام می‌گیرد و ایده خاصی مجال و امکان طرح و پیروزی نمی‌یابد. بدیهی است که نفس استناد به آمار، تعداد آرا و...نمی‌تواند دلیلی بر رقابتی بودن حوزه فعالیت‌های سیاسی باشد و در نگاه کلان می‌تواند آسیب‌ها و ضربه‌هایی را متوجه چنین ساختار سیاسی کند.

 

منبع:روزنامه کارگزاران

دسته ها :
شنبه نهم 3 1388

گفتمان غالب جامعه در ایامی که انتخابات مهم ریاست جمهوری دهم را پیش رو داریم، پیرامون رقابت های سیاسی است و رقابت های سیاسی با پذیرش استقلا ل، تمامیت ارضی و قانون اساسی جمهوری اسلا می ایران نه تنها با منافع ملی سازگار و همسو هست بلکه ضامن تقویت امنیت ملی نیز هست در هر نظام سیاسی، دو نوع نهاد وجود دارد، اول: «نهادهای رقابتی» مثل دولت، مجلس که ساز و چگونگی رقابت برای به دست آوردن آنها در قانون اساسی و قوانین انتخابات منحصر شده است و در شرایط امروز جز اختلا ف نظر در نظارت استصوابی و چگونگی اعمال آن مورد وفاق همه جریان های سیاسی کشور است. دوم: نهادهای اجماعی که از عرصه منازعات سیاسی فراترند مثل قوه قضائیه و شورای نگهبان - ورود نهادهای اجماعی به عرصه منازعات سیاسی هم تعرض به روح قانون اساسی است و هم امنیت ملی را به خطر می اندازد.
از سخنان دبیر محترم شورای نگهبان در خطبه های نماز جمعه پانزدهم شهریور می توان این استنباط را داشت که ایشان ورود یک نهاد اجماعی به عرصه منازعات سیاسی را که سال هاست توسط اصلا ح طلبان فریاد می شود را پذیرفته اند و به همین جهت طلب حلا لیت کرده و برای برگرداندن حقوق از دست رفته افراد، اگر بتوانند اعلا م آمادگی کردند.
حال که چنین است باید به حضرتشان یادآور شد که «دولت» یکی از نهادهای رقابتی است که وفق قانون اساسی، احزاب و گروه هایی که قانون اساسی را قبول دارند، مجازند برای به دست گرفتن آن رقابت کنندو نهادهای اجماعی از جمله شورای محترم نگهبان نباید میان گسترش عرصه سیاسی و حوزه رقابت سیاسی با اقتدار دولت استنباط تعارضی کند و به هیچ عنوان در موضوعات مورد مناقشه و رقابت به عنوان مدافع دولت و طرفداران دولت وارد نشود، زیرا این نوع ورود باعث می شود این نهاد اجماعی ناگزیر از ورود عرصه سیاست شود و شان  فرارقابتی خود از عرصه های  منازعات سیاسی را مورد سوال قرار دهد و چنین می شود که در مواضعی حلا لیت طلبی را بر خود فرض می داند.
رفتار گذشته دبیر محترم شورای نگهبان به ویژه در چند سال اخیر طرفداری علنی از دولت نهم و نفی مخالفان دولت نهم را گواهی می دهد و این یعنی همان نگرانی هایی که این روزها سرمایه های سیاسی جامعه را به خود مشغول داشته و گاهی آن قدر نگرانند که مبادا شورای نگهبان تمام رقبای جدی و پرتوان رئیس  دولت نهم را ردصلا حیت کند و رقابتی بدون حریف را تدارک نماید.
محمدجواد لا ریجانی که این روزها نمی دانم به چه علت هیچ خبری از او نیست حدود یک دهه پیش در مصاحبه با یکی از روزنامه ها گفته بود: در کشور ما دو طیف سیاستمدار هستند،  یک طیف قبه نوری که حرف هایی می زنند که نه سیخ بسوزد و نه کباب، این ها همواره در سمت های خودشان باقی هستند و در رقابت های سیاسی منافع ملی را فدا می کنند. طیف دوم سیاستمداران عوام زده هستند که عوام زدگی خیلی بد است.
ایشان معتقد بودند که عوام زدگی و مرض قبه نوری بهترین محل برای رشد این مرض است که رقابت های سیاسی به منافع ملی ضربه بزند.
دولت نهم گرچه به حق به طیف قبه نور تاخت و موقعیت کاذب اجتماعی آنها را تخریب و شفافیت های فراوانی را به وجود آورد، اما خود به بیماری عوام زدگی روی آورد که رقبای سیاسی این دولت به ویژه اصلاح طلبان ظرفیت قابل عرضه ای برای رقابت سیاسی دراین عرصه را با خود دارند، به شرطی که نهادهای اجتماعی به ویژه شورای نگهبان نشان دهد که رقابت های انتخاباتی در این عرصه را بر می تابد و به نفع قدرت سیاسی دولت به عرصه رقابت های سیاسی ورود نخواهد کرد. وقتی می گوییم رقابت سیاسی منظورمان مجموعه کنش ها و تعاملاتی است که در میان نیروهای فعال در عرصه سیاست به منظور کسب قدرت سیاسی وتاثیر به تصمیم گیری ها شکل می گیرد.
اگر به تقویت امنیت ملی با مشارکت گسترده تر مردم در انتخابات علاقمندیم باید رقابت های سیاسی را تسهیل کنیم و از این نوع اظهارات که دبیر محترم شورای نگهبان فرمودند کمی بیشتر داشته باشیم و گذشته را آسیب شناسی کنیم. قوت همه نهادها اعم از نهادهای رقابتی و نهادهای اجتماعی در این است که آمار شرکت کنندگان در انتخابات نسبت به قبل افزون شود. انشا»الله

دسته ها :
شنبه نهم 3 1388
سطح مجادلات در میان نخبگان سیاسی ما در سطح دغدغه های مردم نیست و مردم از مناقشات سیاسی هیچ سودی نمی برند از اینرو رغبت کمتری برای مشارکت در انتخابات نشان می دهند.
ما تنها کشوری در جهان هستیم که مناقشات سیاسی در آن با اصول شناخته شده در نظام بین المللی هماهنگی ندارد در هیچ کشوری برنامه های انتخاباتی بر سر اصول ، آزادی و دینداری نیست بلکه در رابطه با مطالبات مردم در خصوص مسائلی همچون بازنشستگی، تامین اجتماعی، حقوق کارگران و حتی موارد جزیی تر است و همین برنامه ها احزاب را به پیروزی می رساند.برخی معتقدند مردم به برنامه های سیاسی جناح دوم خرداد را ی مثبت دادند و برنامه های اقتصادی محافظه کاران رای نیاورد این درست است که برنامه های سیاسی دوم خرداد رای آورد اما این شعارهای سیاسی قرارگاه دوم خرداد نیست بلکه گذرگاه است چرا که مردم بهبود شرایط زندگی خود را از این برنامه ها طلب می کنند. 
مسلما مطالبات مردم از جناح دوم خرداد بیشتر از سایر گروه ها است چرا که اگر مردم به شعار شایسته سالاری رای دادند برای آن است که تحقق این امر را به عینه در شرایط اجتماعی مشاهده کنند.
عدم تحقق شعارهای سیاسی جناح دوم خرداد تنها ناشی از عملکرد جناح دوم خرداد نیست بلکه همه جناح ها در این مساله مقصر هستند.
اگر نخبگان سیاسی کشور برای از میان بردن قضای فعلی کشور تلاش نکنند روندی که از انتخابات شوراها آغاز شده است ادامه خواهد یافت و علاقه مردم برای مشارکت به طور کامل از بین خواهد رفت.
مردم احساس می کنند حاصل این نزاعها در زندگی مردم چه در حوزه اقتصادی و چه سیاسی تاثیر مثبتی نخواهد داشت و این واقعیتی است که نظرسنجی ها آن را ثابت کرده اند.
در حال حاضر پر تیراژترین روزنامه های کشور در روزنامه همشهری و جام جم با تم اصلی اجتماعی می باشند و یا بر اساس اماری که وزیر علوم ارائه داده اند در دانشگاه ها تنها 20 درصد از دانشجویان به فعالیت سیاسی می پردازند در واقع 80 درصد دانشجویان ما غیرسیاسی شده اند.نخبگان سیاسی باید در راستای برآورده کردن مطالبات اساسی مردم رقابت نمایند. 
دسته ها :
شنبه نهم 3 1388
نظام هایی که در پی انقلاب ها شکل می گیرند ویژگی های متمایزی از دیگر ساختارهای سیاسی دارند، این نظام ها بعد از یک نفی همگانی به وجود می آیند و به همین دلیل یکی از ویژگی های انقلاب مشارکت همگانی است به این معنی که مردم مشارکت می کنند که چیزی را نفی کنند و تغییرات بنیادی در همه نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه به وجود آورند. یکی از تغییراتی که در حوزه سیاسی بعد از انقلاب روی می دهد در نوع مشارکت جویی شهروندان نمایان می شود.
مردمی که به طور توده ای برای نفی چیزی به عرصه آمدند هنگامی که آن را نفی کردند تا مدت ها برای اثبات جایگزینش نیز در صحنه باقی می مانند بنابراین از نظر علمی مشارکت های انتخاباتی 98 درصد به بالا که در ابتدای پیروزی انقلاب ایران مشاهده شد، با قاعده مندی اجتماعی جوامع انقلابی باید تبیین شود، به عبارت دیگر مردمی که به طور توده ای و «انبوه وار» در نفی سلطنت پهلوی مشارکت کردند در آن دوره تحت تاثیر آثار روانی انقلاب بودند. به طور کلی نظام هایی که بعد از انقلاب به شکل دولت تجلی می یابند، از ذخیره های اجتماعی برخوردارند که تا سال ها از آن تغذیه می کنند. بررسی ها نشان می دهد گاهی این ذخیره تا چند دهه باقی ماند به ویژه این حالت در انقلاب مردم ایران که از صبغه دینی و مذهبی برخوردار است و بخشی از مشارکت مردم در نفی سلطنت پهلوی بر اساس معناسازی ها و الگوهای ناشی از دین و مذهب شکل گرفت، بیشتر به چشم می خورد.با این حال هرچه از منشا انقلاب فاصله می گیریم، پایین آمدن مشارکت تا حدی طبیعی است و نباید این کاهش را برای دوره ای طولانی تعمیم داد. مشارکت با درصد بالا که در اوایل پیروزی انقلاب به چشم می خورد اصطلاحاً مشارکت «تبعی» می گویند یعنی مردم نوعی تبعیت آگاهانه از نظم جدید دارند چون می خواهند چیزی را استوار کنند و بسازند اما هرچه به عمر نظام انقلابی افزوده شود، مردم از دوره تبعیت های حمایت گرانه برای تثبیت دور می شوند یعنی از مشارکت تکلیفی به مشارکت مدنی که براساس حق شهروندی و نه تکلیف انقلابی تعریف می شود، روی می آورند. این در حالی است که برای ساختارهای انقلابی دلپذیرتر آن است که مشارکت تبعی کماکان حفظ شود چون در این نوع مشارکت صرفاً مردم از خواست نظام سیاسی پیروی می کنند اما از آنجا که نمی توان این وضع را برای زمانی طولانی ادامه داد هنر نظام های انقلابی این است که بتوانند رفتار مشارکت جویانه مردم را به موازات کاهش مشارکت تبعی افزایش دهند تا پس از مدتی مشارکت های 98 درصدی به طور غیر طبیعی سقوط نکنند.
ما اکنون در ایران با نسل هایی روبه رو هستیم که به تازگی به سن رای دادن رسیده اند و به طور طبیعی دیگر دغدغه انقلاب را ندارند. گرچه بخشی از نسل انقلابی ممکن است هنوز رفتار تبعی از خود نشان دهند اما آنان دیگر در اکثریت قرار ندارند. چنین وضعی را براساس مدلی با دو متغیر «اعتماد به نفس سیاسی رای دهندگان» و «اعتماد به ساخت سیاسی» می توان توضیح داد. بهترین حالت برای جامعه این است که افراد هم از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشند هم بتوانند به ساخت سیاسی اعتماد کنند که در این صورت از خود رفتار مشارکت جویانه بروز می دهند.
این دو متغیر از عوامل متعددی تاثیر می پذیرند برای نمونه تحقیقات نشان می دهد که شرط برخورداری از مزایای رفتار مشارکت جویانه آن است که در جامعه انسداد سیاسی وجود نداشته باشد و شهروندان بتوانند برای تمایلات گوناگون شان «معنای رای» پیدا کنند یعنی کاندیداهایی در انتخابات حضور داشته باشند که بتوانند این تمایلات را نمایندگی کنند. حال اگر اعتماد به نفس افراد کم و اعتماد به ساخت سیاسی بالا باشد، نشان می دهد که هنوز رفتار تبعی وجود دارد و این متاسفانه برای عده ای که متمایل به کنش های «توده ستایانه»اند مطلوب است. این عده نهادهای واسط مانند احزاب و سندیکاها را که رفتار مشارکت جویانه را سامان می دهند، نمی پسندند و مستقیماً حمایت مردم و رای آنها را می خواهند. به طرفداران این دیدگاه باید خاطر نشان کرد که وضع مطلوب آنها به چند دلیل در دراز مدت قابلیت تداوم ندارد؛ از یک سو انگیزه تثبیت در نسل اول کمرنگ می شود و از سوی دیگر نسل های دوم و سومی شکل می گیرد که حقوق شهروندی شان را مطالبه می کنند و رفتار توده وار برایشان معنا ندارد. در این حالت با اینکه تا حدی مشارکت تبعی وجود دارد اما شکننده خواهد بود و هرچه از منشا انقلاب فاصله می گیریم کاهنده می شود. بنابراین با توجه به شرایط نسلی ایران امروز ناگزیریم ساز و کارهایی را در پیش بگیریم که احساس معناداری در رای دادن را به وجود بیاورد و رای دهندگان احساس کنند رایشان تاثیر دارد. بخش غیرطبیعی کاهش آرا و درصد مشارکت شهروندان که اکنون به دغدغه ای برای صاحب نظران امور سیاسی تبدیل شده است از همین زاویه قابل تحلیل است و به عملکرد ساختار سیاسی باز می گردد. در بخش عملکردی،این احساس که مردم با رای شان نمی توانند اوضاع را تغییر دهند و گرایش های همسو با خود را به قدرت برسانند و سر آخر اینکه به وسیله نهادهایی بر آرای شان نظارت کنند، باعث کاهش مشارکت می شودبنابراین نتیجه بحث این است که کاهش مشارکت انتخاباتی در مقایسه با اوایل پیروزی انقلاب را باید به دو بخش طبیعی و عملکردی تقسیم کرد؛ آن بخشی که طبیعی است و ناشی از فاصله گرفتن از روزهای انقلاب به شمار می رود، نمی تواند تهدیدی برای ساخت سیاسی باشد زیرا پس از گذشت چند سال از پیروزی انقلاب دیگر هیچ گاه مشارکت 98 درصدی به دست نخواهد آمد اما کاهش های ناشی از عملکردها دغدغه ای جدی است به ویژه اکنون که احساس می شود شیب این کاهش تند شده است و ما را در آینده دچار نوعی بی ثباتی خواهد کرد.
ساخت سیاسی ایران به گونه ای است که در حلقه های امنیتی بین المللی حضور ندارد و البته این استقلال از ابتدای استقرار نظام جمهوری اسلامی مد نظر بوده است و مطلوب به شمار می رود اما باید در نظر داشت که در چنین وضعی مشارکت مردم تنها عامل ثبات سیاسی محسوب می شود در حالی که ما به سوی وضعی پیش می رویم که زمینه شکل گیری رفتارهای انفعالی را فراهم می کند.
هرچند از نظر علمی نمی توان گفت درصد مطلوب مشارکت انتخاباتی دقیقاً چه مقدار است اما می توان با اطمینان از لزوم فراهم کردن زمینه های افزایش رفتارهای مشارکت جویانه سخن به میان آورد. براساس پژوهش ها هنوز درصدی قابل توجه اما رو به کاهش از آرای تبعی باقی مانده است ولی برای استمرار یک نظام سیاسی در دوران جدید با وجود فرآیندهای جهانی تاثیرگذار و نیز علایق سیاسی مداخله جویانه هژمونی های قدرت به ایجاد تحول در کشورها، این روند پاسخگو نخواهد بود و کافی نیست، نباید مشارکت در ایران را با کشورهایی مانند آمریکا، انگلستان و فرانسه مقایسه کنیم چون آنها ساخت سیاسی دیرپا و با ثباتی دارند که حتی با مشارکت اندک نیز دچار چالش نمی شوند اما در جامعه انقلابی که از نظر امنیت و ثبات اتکای کامل به آرای مردم دارد، مشارکت انتخاباتی کمتر از 60 درصد به هیچ وجه قابل قبول نیست. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که انتخابات ریاست جمهوری اش مانند انقلاب است و مردم هربار به کسی رای می دهند که همه چیز را دگرگون کند بنابراین باید بپذیریم که در ایران با پدیده ای خاص روبه روییم. آنچه امام تحت عنوان «حضور در صحنه مردم» مطرح می کرد که تعبیری دیگر از مشارکت است برای سیستم سیاسی ایران بعد از انقلاب مانند هوا ضروری به نظر می رسد چون بر واقعیت های جامعه شناختی منطبق است. حتی رفتارهای بین المللی در برابر ایران مستقیماً به میزان مشارکت مردم در تعیین سرنوشتشان مرتبط است، برای نمونه کشور هنگام برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 76 از نظر بین المللی در وضع چندان مناسبی قرار نداشت اما میزان مشارکت در آن انتخابات، افکار عمومی جهان را درباره نبود دموکراسی در ایران تغییر داد و حتی از تهدیدات بین المللی علیه ایران کاست.
در بعد داخلی نیز کیفیت و کمیت شرکت مردم در انتخابات بیانگر قضاوت ذهنی شهروندان درباره مشروعیت نظام به شمار می رود و اگر از تعارفات بگذریم باید بگوییم که مشروعیت نقطه اتکای نظام سیاسی ایران است زیرا در حوزه کارآمدی، دولت های ما حرف زیادی برای گفتن نداشته اند و نتوانسته اند که در زندگی روزمره مردم تغییرات مدیریت شده چندانی به وجود آورند. وقتی نارضایتی های ناشی از ناکارآمدی دولت ها در زندگی روزمره مردم به یک مساله عمومی تبدیل شود، آمادگی ذهنی برای تغییرخواهی در جامعه ایجاد خواهد شد. در این صورت به طور معمول ساز و کار مشروعیت سازی در ساخت سیاسی به سمت هزینه کردن از عناصر و نهادهای معناساز در ایجاد مشروعیت سوق می یابد، این وضعیت هرچند در کوتاه مدت پاسخگو خواهد بود اما در دراز مدت این عناصر و نهادها قدرت معناسازی سیاسی خود را از دست خواهند داد. در این صورت چنانچه نوعی ظرفیت سازی برای مشارکت همگانی صورت گیرد می تواند تا حد زیادی آحاد جامعه و به خصوص نسل های دوم و سوم را دلگرم کند و به امید بهبود و ایجاد تغییر مشارکت و حضور در صحنه را افزایش دهد و از استفاده بی رویه از منابع مشروعیت ساز جلوگیری کند. این امر زمانی تحقق خواهد یافت که امکان رای معنادار یعنی رأیی که مشارکت کننده انتخاباتی با آن احساس تاثیرگذاری کند، برای افراد جامعه کاملاً محسوس شود.
پذیرش قواعد مشارکت جویی در جوامع امروزی یکی دیگر از الزامات ظرفیت سازی برای جذب مشارکت محسوب می شود. بعد از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، مشارکت بر پایه ها و چارچوب رابطه های شکل گرفته در دوران نفی انقلابی پاسخگوی نسل های جدید نخواهد بود.از همین رو دولت ها و نمایندگان مجلس با شعارهای مرتبط با زندگی روزمره مردم به سمت بازاریابی آرا می روند. یک پژوهش صورت گرفته به وسیله نگارنده نشان می دهد هرچند از مبدا انقلاب دور شده ایم اما شعارهای انتخاباتی با مسائل روزمره مردم آمیختگی بیشتر یافته است. با این وصف نپذیرفتن نهادهای واسط برای مشارکت سیاسی نوعی بی ریخت ساختن ساخت سیاسی در ایران محسوب می شود زیرا نهادهای واسط مانند اتحادیه های صنفی، تشکل های اجتماعی و احزاب سیاسی می توانند تا حدود زیادی وظایف دولت ها را در بالابردن انگیزه برای مشارکت برعهده گیرند، مردم جامعه نیز در این صورت احساس بیشتری از آرای معنادار به دست خواهند آورد. در مجموع وضعیت مشارکت انتخاباتی در ایران موضوعی قابل بحث و بررسی بیشتر است اما می توان نوعی پیش بینی از چالش های پیش رو را به خوبی ادراک کرد.
دسته ها :
شنبه نهم 3 1388
X