| ||||||||||
| شبکه ایران: آخرین نخست وزیر کشور در یک حرکت انفجاری رقیب اصلاحطلب خود را جا گذاشت. در حالی که کروبی هر چند روز یکبار اسم یکی وزرای کابینه احتمالیاش را اعلام میکند، میرحسین موسوی در حرکتی ناگهانی اسامی اعضای دولت احتمالیاش را مشخص کرد. اعضای کابینه میرحسین که با تلاش خبرنگار عصر ایران افشا شده هنوز "رسمی و نهایی" نیست اما در عین حال نیز، تکذیب نشده است. نکته قابل تاملی که در نگاه اول به اسامی اعضای کابینه احتمالی موسوی جلب توجه میکند، جولان خانواده هاشمی رفسنجانی در آن است. شاید حتی زمانی که اعضا و نزدیکان خانواده هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفتند سکان ستاد انتخاباتی میرحسین را به دست گیرند نیز، تصور میکردند که بخش قابل توجهی از کابینه احتمالی موسوی سهم آنان شود. دیگر نکته معنیدار این فهرست، حضور پرشور مخالفان احمدینژاد در آن است. در عین حال میرحسین از رقبای خود – غیر از احمدینژاد – غافل نشده و سهمی از کابینه خود را برای آنان در نظر گرفته است تا به این ترتیب وعده خود به هاشمی رفسنجانی مبنی بر تشکیل دولت وحدت ملی را که پیش از این ناکام مانده بود، حتی بر روی کاغذ هم عملی کند، چنانچه گزینه محتمل برای معاون اولی میرحسین، محسن رضایی است و یا روحالامینی، حامی رضایی را بر کرسی وزیر بهداشت و کرباسچی، مشاور ارشد کروبی را نیز بر کرسی وزیر نفت نشانده است. اسامی کسانی که میرحسین موسوی علاقمند به همکاری با آنهاست: معاون اول: محسن رضایی - محمد هاشمی(برادر هاشمی رفسنجانی) رئیس سازمان تربیت بدنی: ناصر شفق معاون اجرایی: محمد هاشمی(برادر هاشمی رفسنجانی) رئیس سازمان میراث فرهنگی: حسین مرعشی(پسر عموی همسر هاشمی رفسنجانی) - علیرضا بهشتی رئیس سازمان محیط زیست: فاطمه هاشمی(دختر هاشمی رفسنجانی) معاون برنامه ریزی: باقریان وزیر کشور: عبدالواحد موسوی لاری وزیر دفاع: امیرعلی امیری وزیر امور خارجه: صادق خرازی - حسن روحانی وزیر آموزش و پرورش: مرتضی حاجی وزیر علوم تحقیقات و فناوری: مصطفی معین - نجفقلی حبیبی وزیر بهداشت و درمان: روحالله امینی وزیر کشاورزی: کلانتری وزیر نفت: کرباسچی (دبیرکل حزب کارگزاران- حزب منتسب به هاشمی رفسنجانی) وزیر نیرو: بیطرف - زنگنه وزیر بازرگانی: هدایتالله آقامیری وزیر اقتصاد: فرشاد مومنی وزیر راه و ترابری: احمد خرم وزیر دادگستری: رازینی - شوشتری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: مسیح مهاجری(مدیرمسئول روزنامه جمهوری و از نزدیکان دهها ساله هاشمی رفسنجانی) وزیر صنایع و معادن: نعمت زاده - بهزاد نبوی وزیر اطلاعات: یونسی وزیر وزارت کار: جهرمی وزیر تعاون: راه چمنی وزیر ارتباطات: غرضی رئیس سازمان ملی جوانان: ابوالفضل فاتح اعلام اسامی دولت احتمالی میرحسین در حالی صورت میگیرد که دبیر کل حزب اعتماد ملی نیز تاکنون سه نفر از اعضای کابینه احتمالیاش را به طور رسمی معرفی کرده است. او پست معاون اولیاش را به غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران داده و محمدعلی نجفی و محمدرضا عباسیفر را به ترتیب بر کرسی رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و معاون حقوقی و پارلمانی خود نشانده است. با نگاهی به ترکیب اشخاص از نظر سنی و پیشینه سیاسی و اجرایی، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که تلاش معناداری در پس حمایت از میرحسین موسوی، برای باز گرداندن حلقه بسته مدیران اجرایی پیش از دولت نهم صورت گرفته است. منبع:آرای ایرانیان | ||||||||||

مهدی کروبی متولد 1316 الگودرز
همسر: فاطمه کروبی متولد 1325
تاریخ ازدواج: فروردین 1341
آغاز تحصیلات حوزوی: سال 1333 در قم
آغاز تحصیلات دانشگاهی : سال 1343 دانشکده الهیات دانشگاه تهران
پایان تحصیلات دانشگاهی سال 1351( به دلیل دستگیری های مکرر و نیز زندگی مخفی در برخی سال های فاصله1343 تا 1351 و نیز به خاطر تأثیر در ارائه پایان نامه که شرح آن در متن زندگینامه آمده، اخذ لیسانس حدود 8 سال به طول انجامید).
شرح زندگینامه
در سال 1316 در الیگودرز به دنیا آمدم. تا کلاس ششم ابتدایی در آن شهرستان بودم و در ابتدای دهه سی تحصیلات جدید را همراه با تحصیلات حوزوی در قم ادامه دادم. با شرکت در انتخابات متفرقه دیپلم ادبی و پس از آن«تصدیق مدرسی» دریافت کردم.
در سال 1341 زندگی مشترک با خانم فاطمه کروبی را آغاز نمودم.
پس از حدود یک دهه حضور در قم و همزمان با آغاز مبارزات امام(ره) به همراهان ایشان پیوستم و از همان زمان دستگیری ها و زندان و تبعیدها آغاز شد.
در سال 1342 در آزمون ورودی دانشگاه تهران برای تحصیل در رشته فقه و حقوق اسلامی پذیرفته شدم. قبولی دانشگاه پس از اولین بازداشت بود. این بازداشت در سال 1342 و چهار روز بعد از دستگیری امام و برقراری حکومت نظامی در قم بود و 50 روز به طول انجامید.
پس از حدود یک دهه حضور در قم و همزمان با آغاز مبارزات امام(ره) به همراهان ایشان پیوستم و از همان زمان دستگیری ها و زندان و تبعیدها آغاز شد.
آذرماه سال 43 دومین بازداشت من بود که در قم دستگیر و به زندان قزل قلعه منتقل شدم و مدت 25 روز همراه با حاج آقا مصطفی خمینی و مرحوم ربانی شیرازی در آن زندان بودیم.
در سال 1344 بعد از انجام سخنرانی در شهرهای آبادان و کرمانشاه دستگیر و پس از چند روز بازداشت، از آن شهرها اخراج شدم.
در اسفند همین سال فرزند اولم محمدحسین به دنیا آمد.
در ابتدای سال 1345 و به دنبال برخی تحرکات در قم، آیت الله منتظری و تعداد دیگری از روحانیون دستگیر شدند و حکم بازداشت من هم صادر شد که من مخفیانه از کشور خارج(شدم) و به نجف رفتم. در اوایل زمستان همان سال پس از بازگشت به ایران دستگیر و بعد از چند روز بازداشت به گنبدکاووس تبعید شدم.
بعد ازبازجویی ها و شکنجه های زیاد مرا به زندان قزل قلعه منتقل کردند که در آنجا با آقایان رفسنجانی، مرحوم ربانی شیرازی، (دکتر) شریعتی سبزواری، فهیم کرمانی و مرآتی- داماد مرحوم سیدحسن معینی- هم زندان بودیم. پس از سه ماه بازداشت در قزل قلعه مرا به بند 4 زندان قصر منتقل کردند که در آنجا با گروه های مختلف مذهبی ،ملی و کمونیستها هم بند شدیم.
از زندانیان مربوط به 15 خرداد آقایان محسن طاهری، امیرحسینی و آقا تقی درچه ای را به یاد می آورم. آقایان دکتر شیبانی، علی بابایی و مفیدی از نهضت آزادی، و از کمونیست های سرشناس آقایان عمومی و کی منش در آنجا زندانی بودند. شهید محمد منتظری و آقای علوی داماد آیت الله طالقانی هم در زندان بودند.
یکی از اتفاقات جالبی که در زندان قزل قلعه پیش آمد این بود که همسرم پس از سه ماه بی خبری به ملاقات من آمد. در لابه لای خوراکی هایی که برایم آورد نامه ای قرار داده بود که در آن نوشته بود محمدحسین و محمدتقی به شما سلام می رسانند. من در آن زمان متوجه شدم که فرزند دوم ما که به دنیا آمده پسر است و نام او را محمدتقی گذارده اند ( محمدتقی در حالیکه دانش آموز بود مرتباً به جبهه می رفت که در آخرین حضور در جبهه بر اثر برخورد با مین پای خود را از دست داد. او اکنون تحصیلات خود در رشته حقوق بین الملل را به پایان رسانده و با دریافت درجه دکترا، عضو هیئت علمی دانشگاه است).
به هرحال این زندان شش ماه طول کشید. اما در روزهای پایانی شش ماه ، دادگاه تجدیدنظر به پرونده من رسیدگی کرد و مرا به 3 ماه زندان محکوم نمود اما به هرحال شش ماه، حبس را کشیده بودم!
بازداشت بعدی من در سال 1348 به خاطر توزیع کتابهای امام(ره) اتفاق افتاد که سه ماه بدون محاکمه در زندان قزل قلعه بودم و آزاد شدم.
در سال 1349 که ماجرای شهادت آیت الله سعیدی پیش آمد، شبانه به منزل بسیاری از افراد یورش بردند و آنها را دستگیر کردند که من فراری شدم و مدتی با نام مستعار «اسلامی» در مدرسه ای در شهر ری تدریس می کردم. در سال 50 شناسایی و دستگیر شدم اما به خاطر آنکه پرونده مشمول مرور زمان شده بود پس از مدت کوتاهی آزاد شدم.
قبل از آخرین بار که متواری شدم، درس من در دانشگاه به پایان رسید اما به دلیل آن که اگر به سربازی می رفتم به خاطر محکومیت های سیاسی باید به عنوان سرباز صفر خدمت می کردم، ارائه پایان نامه خود را دوبار به تأخیر انداختم که در این زمینه مرحوم دکتر ناظرزاده کرمانی به توصیه شهید مطهری کمک زیادی به من کرد؛ همانطور که برای پرداخت شهریه دانشجویی به بنده که وضع مالی نامناسبی داشتم نیز مرحوم دکتر ناظرزاده بسیار مساعدت می کرد.
از کسانی که در دانشگاه با ما هم دوره بودند آقایان ناطق نوری، سید محمد خامنه ای، محقق داماد، سید ابوالفضل شفایی، جلیلوند و معراجی را به یاد می آورم. برخی از هم دوره ای های ما با دریافت گواهی اجتهاد از مرحوم آقای شریعتمداری، از سربازی معاف شدند و بعضی دیگر نیز به سربازی رفتند. عده ای دیگر مثل بنده نیز از معافیت های دوره ای بهره مند شدند.
در سال 1351 که از طرف دولت برای گروهی از مشمولان معافیت صادر شد بلافاصله از فرصت استفاده کردم و پایان نامه خود را ارائه و لیسانس را دریافت کردم. در همین سال فرزند سوم ما یعنی علی به دنیا آمد.
بعد از گرفتن لیسانس فعالیت ها ادامه یافت که منجر به دستگیری ام در سال 52 شد و مدت کوتاهی در زندان بودم.
سخت ترین زندان مربوط به سال 53 بود. در آن سالها، علی رغم آنکه وضع مالی خودم بسیار نامساعد بود اما کمک هایی از افراد علاقه مند به امام و مبارزات ایشان جمع آوری می کردم و در اختیار مبارزین و خانواده های آنها قرار می دادم. همین امر باعث شد که در سال53 که برخی از دستگیری ها به راه افتاد تعدادی از فعالان دستگیر شده در زیر شکنجه مرا معرفی کرده بودند و بر همین اساس من هم دستگیر شدم و بدترین شکنجه ها را در همین بازداشت تحمل کردم. چون برای ساواک اسلحه و منابع مالی گروه های مبارز و نحوه تأمین آنها خیلی مهم بود.
در این دوره از زندان که بیش از سه سال به طول انجامید آیت الله منتظری، مرحوم آیت الله طالقانی، آیت الله انواری، و شهید مهدی عراقی همراه ما بودند. همچنین از گروه های مبارز غیرمذهبی خاوری، پرویز حکمت جو و پاک نژاد نیز با ما در زندان اوین بودند. حکمت جو در همان ایام توسط ساواک به قتل رسیده بود اما اعلام کردند که در زندان فوت کرده است. خانواده ایشان پس از انقلاب به بنده مراجعه کردند و من هم در حد مقدورات مساعدت هایی برای آنها انجام دادم. از دیگر کسانی که در این مدت در زندان با هم بودیم آقای محمد محمدی(نماینده دوره اول گرگان در مجلس شورای اسلامی و پدر همسر زیدآبادی) و همچنین دوتن از سران شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق یعنی محمود عطایی و پرویز یعقوبی بودند. همینطور سه تن از اعضای حزب ملل اسلامی یعنی آقایان ابوالقاسم سرحدی زاده(وزیر اسبق کار و نماینده دوره ششم مجلس)، کاظم بجنوردی(رئیس فعلی کتابخانه ملی) و محمود طباطبایی، آقای دکتر شیبانی از نهضت آزادی و مرحوم لاجوردی از همراهان ما در این دوره بازداشت بودند.
در اواخر سال 56 از زندان آزاد شدم. اما فعالیت های خود را ادامه دادم در حالیکه کم کم فضا به گونه ای شده بود که بازداشت ها به حداقل رسیده بود. در عین حال در ماه رمضان 57 که قرار بود همراه عده ای دیگر از روحانیون در محلی تجمع داشته باشیم از طریق شنود تلفن، از قرار ما مطلع شده بودند و مرا همراه با آیت الله انواری دستگیر کردند و به کلانتری بردند که در حوالی پل گیشا بود. بعد از چند دقیقه افرادی دیگر مانند شهید باهنر و آیت الله اردبیلی را نیز به همان کلانتری آوردند اما این بازداشت بسیار کوتاه بود.
بعد از 17 شهریور 57 هم که ما اعلامیه های امام را توزیع می کردیم دنبال دستگیری بنده بودند اما من در منزل یکی از بستگان در خیابان نیروی هوایی مخفی بودم. در همین مدت افرادی چون آقای مهندس مرتضی نبوی( مدیرمسئول فعلی روزنامه رسالت) و یکی از دوستان به نام آقای عباس طائب به آنجا مراجعه کردند و اعلامیه های امام را گرفتند. اما ساواک مرا پیدا نکرد و دستگیر نشدم. در همین سال 57 آخرین فرزنده بنده یعنی یاسر که اکنون دانشجوست به دنیا آمد.
همچنین در اوایل سال 58، امام حکمی صادر کردند و نمایندگی تام الاختیار خود در لرستان را به اینجانب محول نمودند
تجربه من در توزیع کمک بین خانواده زندانیان باعث شد که در آستانه پیروزی انقلاب، جمع آوری و توزیع کمک برای بعضی اعتصابیون به بنده محول شود و پس از آن هم حکم مسئولیت کمیته امداد برای بنده به همراه آقایان عسگراولادی و شفیق در اسفندماه 57 صادر شد.
همچنین در اوایل سال 58، امام حکمی صادر کردند و نمایندگی تام الاختیار خود در لرستان را به اینجانب محول نمودند. بنده هم به تناسب مسئولیت ها، هم در تهران و هم در لرستان حضور داشتم. در زمستان سال 58 از سوی مردم الیگودرز به نمایندگی اولین دوره مجلس شورای اسلامی برگزیده شدم. پس از آن در حالی که برای سرکشی به امور لرستان در خرم آباد بودم، از رادیو حکم امام را شنیدم که دستور تأسیس بنیاد شهید توسط اینجانب را صادر کرده بودند.
در سال 1362 با رأی یک میلیون و چهارصد و چهل هزار نفر به عنوان نماینده دوم مردم تهران به مجلس راه یافتم. پس از آن نیز در سال 1367- در حالی که با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز تهران، مجمع روحانیون مبارز را به همراه آقایان موسوی خوئینی ها، خاتمی و بعضی دوستان دیگر تأسیس کرده بودیم- باز هم به عنوان دومین نماینده مردم تهران به مجلس رفتم. البته جرقه ی اولیه انشعاب از جامعه روحانیت مربوط به سال 62 و در آستانه انتخابات مجلس دوم بود که شرح آن را قبلاً اعلام کرده ام. در کنار سایر مسئولیت ها، امام نمایندگی خود در امور حج را درسال 64 به بنده محول کردند و آخرین مسئولیتی که در سال 1368 توسط ایشان به بنده محول شد سرپرستی برخی از اموال به وکالت از طرف امام بود. البته تقریباً همزمان با این حکم در یک حکم جمعی به همراه تعداد دیگری از مسئولان کشوری به عضویت مجلس بازنگری قانون اساسی درآمدم.
پس از رفتار بی سابقه شورای نگهبان در انتخابات مجلس چهارم، ترجیح دادم که چند سال از حضور مستقیم در عرصه های سیاسی خودداری کنم. اگر چه در برخی از مناسبت ها و حوادث مانند دستگیری آقای عباس عبدی در سال 72 ناچار به موضع گیری صریح شدم؛ اما به همراه دوستان و همفکران به این نتیجه رسیدیم که مدتی از دخالت مستقیم در امور سیاسی خودداری کنیم تا کشور مدتی به صورت یکپارچه در اختیار دوستانی باشد که در مجلس و دولت هم عقیده بودند.
شروع جدی فعالیت مجدد ما در سال 75 و با دعوت از آقای مهندس موسوی برای ریاست جمهوری و پس از امتناع ایشان، قانع کردن آقای خاتمی برای پذیرش کاندیداتوری ریاست جمهوری بود.
آخرین مسئولیت بنده پس از نمایندگی و ریاست مجلس ششم، عضویت تشخیص مصلحت نظام می باشد...
منبع:تبیان

میرحسین موسوی متولد خامنه در سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از آنکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است. وی در سال 1348 از دانشگاه ملی آن زمان (شهید بهشتی کنونی) در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت داشته است و از سال 1358 تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است.
هر چند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنهای، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضور ایشان در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.
رایزنیهای ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد) که ناگهان در پاییـز ۷۵ موسوی با انتشار بیانیهای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل میشود که وی چند روز قبل از انتشار آن بیانیه، با دوستان صمیمی خود مشورتهای آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف میکند. بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان میروند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات میکرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ ، سوق میداد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.
میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است
او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه آن زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.
از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم اشاره کرد.
همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس "نرگس عاشقان" ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.
موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.
منابع: قلم نیوز / سایت حیات نامه / تبیان
انتخابات خیلی مهم است؛ همه بایستی نسبت به این انتخابات احساس تکلیف کنیم؛ هم مسئولان، هم آحاد مردم و هم مجموعههای گوناگون سیاسی و اجتماعی، و فعالانی که در کشور هستند. اولاً سلامت این انتخاباتها مهم است، که خوشبختانه مسئولان کشور به این توجه دارند، ما هم همیشه تأکید کردهایم و حالا هم هست. باید از آرای مردم به طور کامل صیانت بشود. در همین اندازه از لحاظ اهمیت، حفظ سلامت فضای انتخابات، قبل از شروع انتخابات است که بایستی سلامت فضا را حفظ کنید. بعضی فضای انتخابات را خراب میکنند؛ تخریب کردن، اهانت کردن و خرد کردن شخصیتهای گوناگون، همه بر خلاف اقتضای سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم رادیو و تلویزیون، هم کسانی که به ابزارهای گوناگون ارتباط جمعی دیگر مجهز هستند- رایانهها و شیوههای رایانهای- هم کسانی که یک منبری برای سخن گفتن دارند؛ مثل خطبای جمعه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی؛ همه توجه داشته باشند که «تخریب، فضای انتخابات را خراب میکند». شما از آن کسی که به او علاقهمندید، دفاع کنید؛ هیچ مانعی ندارد؛ اما به آن کسی که رقیب اوست، مطلقاً حمله نکنید؛ تخریب نکنید. این تخریب و این حرفزدنها و اهانت کردنها، نه حجیت دارد برای مستمعان، و نه جایز است؛ به خاطر اینکه فضا را خراب میکند. بنابراین مسئلهی حفظ سلامت خود انتخابات و حفظ سلامت فضای انتخابات، خیلی مهم است.
همه سعی کنند مشارکت عمومی را تضمین و به تحقق یافتن آن کمک کنند.
مسئلهی دخالت نیروهای نظامی در انتخابات، بر زبانهایی از سیاستمدارها جاری شده، که این واقعیت ندارد و ظلم به نیروهای نظامی هم هست، که اینها را متهم کنند. میبینید سالهای متمادی است که در انتخابات، به درخواست وزارت کشور، فقط نیروهای انتظامی برای حفاظت از صندوقها به آنها کمک میکنند و هیچ دخالت دیگری نیست؛ منتها در عین حال، ما تأکید میکنیم- مخصوص نیروهای نظامی هم نیست، نیروهای دولتی کلاً- که در مسائل انتخابات، نباید دخالت بکنند؛ بگذارند مردم و گروهها در تهیهی فهرستهای نامزدهای انتخاباتی آزاد باشند. مسئولان دولتی و کسانی که دستشان به کارهای اجرای بند هست، اینها هیچ دخالتی نکنند. و بگذارند مردم خودشان این کارها را انجام بدهند؛ یعنی شخصیتهای اشخاص مسئول دولتی در نتایج انتخابات اثر نگذارد. بگذارید تبلیغ بکنند و مردم با رقابت آماده، عمل بکنند. 1
وظیفهی ما در درجهی اول، حفظ اتحاد کلمه است. انتخابات با همهی محسناتی که دارد و با شور و هیجانی که در جامعه ایجاد میکند- که یکی از بزرگترین حماسهها را در طول سالها بهوجود میآورد- معمولاً در هر دورهیی این عارضه را هم دارد که بین گروهها و افرادی از مردم دلتنگیهایی ایجاد میکند؛ بین جناحها دلتنگی ایجاد میشود؛ بین گرایشهای فکری و سیاسی دلتنگیهایی ایجاد میشود؛ بین سلائق گوناگون- ولو با خط مشی واحد- دلتنگیهایی بهوجود میآید؛ بین اشخاص و افراد دلتنگیهایی به وجود میآید. ما باید بسرعت این عارضه را ترمیم کنیم. این ترمیم هم دست یک نفر نیست که بگوییم کدام سازمان، کدام مقام و کدام دستگاه این کار را بکند؛ این به عهدهی همه است. در درجهی اول هم وظیفهی سنگینتر به عهدهی افرادی است که شأن بالاتری دارند. 2
بیداری اسلامی، به واقعیتی انکار ناپذیر تبدیل شده است بگونهای که غربیها نیز اعتراف میکنند که امروز در هر کشور اسلامی انتخابات حقیقی برگزار شود، عناصر معتقد و پایبند اسلام به عنوان منتخبان ملتها، زمام امور را در دست میگیرند و همین امر باعث شده است غربیها با وجود ادعای طرفداری از دمکراسی، از برگزاری انتخابات حقیقی در کشورهای اسلامی هراسان باشند. 3
مردم سالاری در کشور ما، یک مردم سالاری حقیقی متکی به ایمان است. مردم از روی احساس وظیفهی دینی است که در عرصهی انتخابات وارد میشوند و طبق تشخیص خود گزینش میکنند و رأی خود را به صندوق میاندازند. 4
در انتخابات، مردم در حقیقت به پایههای اعتقادی خودشان و به آنچه بر آن پایهها مبتنی است، رأی میدهند. مردم عقاید خود را دوست میدارند و به این عقاید و مبانی پایبند هستند؛ و همین مبانی هم ما را پیش میبرد. لذا جمهوریت- یعنی مردم سالاری به معنای واقعی کلمه- در این کشور همواره با اعتقاد به اسلام و حرکت در جهت اسلام همراه است و انشاءالله بستر جریان مردم سالاری و پیشرفت و رشد این حالت و نهادینه شدن روحیات ناشی از مردم سالاری اسلامی روز به روز در کشور گسترش پیدا خواهد کرد. 5
امروز بر اثر گستاخی و بیپروائی حماقتآمیز زمامداران آمریکا و انگلیس، نقاب خدعه و نفاق آنان شکاف برداشته و نفرت از این مستکبران، به دست خودشان دل ملتها و جوانان مسلمان را انباشته است. امروز در هر کشور اسلامی، انتخابات آزاد صورت گیرد، ملتها بر ضد خواستهی آمریکا و انگلیس رأی خواهند داد.
توصیه اینجانب به جریانها و گروهها و احزاب سیاسی آن است که بحث دل آزار برنده و بازنده را به کنار بگذارند و به اختلاف دشمن شادکن دامن نزنند، برندهی این انتخابات ملت است و همهی کسانی که در انتخاب شرکت داشتهاند اعم از آنها که خود یا نامزد مورد علاقهشان رای آورده یا نیاوردهاند، همه برندهاند، بازندهی این انتخابات، امریکا و صهیونیسم و دشمنان ملت ایرانند همه با همدلی به یکدیگر و به دولت خدمتگزار کمک کنید تا گرهها یکی پس از دیگری گشوده شود. 6
امروز کشور بیش از هر زمان، نیازمند وحدت و همدلی مسوولان محترم است و ملت بزرگوار نیز همین انتظار را از مدیران کشور دارند. انتخابات برای مصالح کشور و ملت ما دارای اهمیت حیاتی است و باید سالم، با نشاط و پرشور برگزار گردد. این یکی از وظایف مسوولان و ادای دین در برابر ملت فداکار و مجاهدات و خونهای مطهر شهیدان است و به خاطر آن شایسته است که برخی گلایههای دستگاهها از یکدیگر نادیده گرفته شود و همه دست در دست، اینگونه وظایف بزرگ را به بهترین و سالمترین وجه به انجام برسانند.
بررسی آماری نه دوره انتخابات ریاست جمهوری می تواند تحلیلی راهگشا و کارآمد در نظر به نوع و برخورد مردم در مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب بالاترین مقام اجرایی کشور باشد.تحلیلی که امروز نیز مطمئنا باتوجه به گرایش های مختلف در کاندیداها مفید فایده خواهد بود.
مشارکت در حدود 68 درصدی مردم در دور اول ریاست جمهوری باتوجه به این که تمامی نامزدها به نوعی در چهارچوب حکومت جدید بودند و هرکدام به نوعی دعوی به دست آوردن کرسی ریاست بالاترین نهاد اجرایی کشور را داشتند، اولین نکته ای است که در انتخاب دوره اول به چشم می خورد .علاوه بر فضای مسموم ایجاد شده توسط گروه های ضدانقلاب که در ان دوران هنوز اجازه فعالیت در صحنه سیاسی را داشتند، رد شدن جلال الدین فارسی کاندیدای مورد تأیید حزب جمهوری اسلامی و بسیاری از تشکل های ارزشی به بهانه تشکیک در ایرانی الاصل بودن نامبرده ازجمله عوامل تنش زا در بستر اجتماعی مشارکت مردمی در بهمن ماه 1358 بود. در دوره دوم اما علی رغم این که انقلاب نوپای ایران به دنبال اتخاذ مشی مسلحانه و ترورهای کور توسط منافقین و دیگر گروه های ضدانقلاب، وارد یکی از بحرانی ترین مقاطع تاریخی خود شده بود اما با حضور 65 درصدی مردم و رأی در حدود سیزده میلیونی رجایی به دنبال ترور 72 نفر از بهترین یاران انقلاب در هفتم تیر ماه به نوعی واگویه این احساس ملت بود که شهید رجایی به همراه یار دیرینه اش دکتر باهنر همان نمادهایی هستند که می توانند استقامت و ایستادگی هرچه باشکوه تر ایران و ایرانی را به تماشا بگذارند و رأی به ایشان به معنای نمایش همبستگی و مقاومت ملت انقلابی ایران است. اگرچه کینه توزی منافقین اجازه نداد که طعم این همدلی بیشتر از یک ماه در جان و ذائقه ملت ایران بماند، ولی حضور آیت الله خامنه ای در دور سوم که تنها یک ماه بعداز انتخابات دور دوم بود و مشارکت 75 درصدی مردم و رأی 16.800.000 هزار نفری آیت الله خامنه ای که چیزی در حدود 95 درصد کل آرای مأخوذه بودنشان داد که مردم به هر کنش مذبوحانه ای از آنچه و آن که دشمن می پنداشتند، واکنشی سترگ و حماسه وار نشان داده و مِی دهند اما دور چهارم، پنجم و ششم انتخابات ریاست جمهوری هرکدام بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با مشارکت نسبی مردم روبه رو شد که البته در تبیین آن ذکر چند نکته حائز اهمیت است،
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی یکی از مؤلفه های اصلی مشارکت همگانی توأم با احساس مسئولیت مردم در اداره کشور خود می باشد
اول این که دور چهارم انتخابات مصادف با دومین دور ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بود و برای مردم مسلم بود که ایشان کماکان منتخب ملتی خواهد بود که در شرایط جنگ و تحریم های اقتصادی است و تنش هایی که پیرامون ادامه جنگ و پذیرش قطعنامه در جامعه جریان دارد ایجاب می کند که سکاندار امور کشور تغییر نیابد،به همین دلیل آن گونه که در دوره های بعد در زمان دور دوم انتخاب هاشمی و خاتمی ملاحظه می شود به طور کل انتخابات از مشارکتی پایین تر در مقایسه دور اول هر رئیس جمهور برخوردار شده است.اما دور پنجم که همراه با پایان جنگ و ضرورت سازندگی کشور و پس از ارتحال امام خمینی(ره) و در اوان رهبری حضرت آیت الله خامنه ای برگزار می شود نیز برای مردم مسلم بود که تنها هاشمی رفسنجانی فردی است که از عهده این مهم برمی آید لذا رقیبی برای وی متصور نبود. دردور ششم نیز به دلیل شرایط پیش گفته در انتخابات دومین دور هر رییس جمهوری افزایشی در میزان مشارکت دیده نمی شود ،گرچه رأی آقای هاشمی به علت نخستین رقابت جدی در طول ادوار انتخابات ریاست جمهوری به نسبت افت می کند و رقیب ایشان اقای توکلی در مقایسه بارقبای سایر ادوار رأی قابل توجهی می آورد.اما دور هفتم که بی نظیر ترین مشارکت مردم در طول تاریخ انتخابات تا به حال بوده است با مشارکت بیست میلیونی و درصدی بالغ بر 80 درصد واجدین شرایط نقطه باشکوهی در تاریخ انتخابات بود. در این دوره شعارها و محورهای فکری جدیدی که آقای خاتمی مطرح کرد و وعده هایی که درمورد تغییر فضای سیاسی و فرهنگی موجود داد، مردم را به سوی این شعارهای جدید جذب نمود. این درحالی بود که رقیب ایشان وعده حفظ وضع موجود دوره هاشمی با انجام برخی تغییرات را می داد. ادامه این شوق به تازگی در مردم باعث شد که حتی در تعاملی جدی انتخابات مجلس ششم نیز در ید همفکران سیاسی و حزبی خاص که داعیه طرفداران ایشان را داشت، درآید.با این وجود تحلیل مشارکت بالای مردم در انتخاب هفتم ریاست جمهوری نیز همان گونه که تا به حال نقد و نظرهای بسیاری را برانگیخته قابل توجه است.این که برخلاف تبلیغ های ناروایی که معاندین نظام و رسانه های غربی دردوره پیش از انتخاب هفتم داشتند، رأی گیری یک انتصاب نانوشته از بالا نبود و تفکری که در جامعه وجود داشت باعث شد تا مشارکت بالای مردمی در این انتخابات صورت بگیرد و اصولا مشارکت بالای مردم در همین تز صورت گرفت و مردم خواستند که قدرت انتخاب خود را به رخ بکشند اما در دوره هشتم نیز که شاهد این مشارکت تا 66 درصد بوده ایم انتخابات حضور 10 نامزد ریاست جمهوری را تجربه کرد و شاید یکی از عللی که حضور مردم را در انتخاب هشتم به نسبت انتخاب هفتم شان کمرنگ تر کرده همان تکثر نامزدها و جدی نگرفتن رقابت آنها با آقای خاتمی در ذهن مردم باشد.
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی یکی از مؤلفه های اصلی مشارکت همگانی توأم با احساس مسئولیت مردم در اداره کشور خود می باشد. افتخار نظام جمهوری اسلامی در طول 26 سال گذشته، تلفیقی از دینداری و مردم سالاری در مدل جمهوری اسلامی است.مردم ایران به طور متوسط در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور متوسط هر سال یک بار در انتخابات شرکت کردند.
در همین راستا در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سعی کردیم در این مطلب به تحلیل آماری هشت دوره انتخابات ریاست جمهوری بپردازیم تا میزان حضور مردم در هر دوره از انتخابات معین شود.

انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 5/11/58 در سراسر کشور برگزار گردید. در این انتخابات 124 نفر داوطلب شدند که صلاحیت هیچ یک رد نشد و تمامی این افراد وارد میدان رقابت شدند. جمعیت واجد شرایط جهت شرکت در این انتخابات 20857391 نفر بود که از این تعداد مجموع آراء شرکت کنندگان 14152902 نفر یعنی 67.86% از مردم مشارکت نمودند. براساس ماده 5 لایحه قانونی انتخابات اولین رئیس جمهوری ایران مصوب 28/9/58 شورای انقلاب «وزارت کشور فهرست داوطلبان ریاست جمهوری که حائز شرایط تشخیص داده شد را جهت تأیید صلاحیت به حضور رهبر انقلاب تقدیم می نماید.» با این وصف تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات اولیه ریاست جمهوری به عهده حضرت امام خمینی (ره) بود و ایشان تمام 124 نفر را تأیید و در نهایت 107 نفر در روز رأی گیری به رقابت پرداختند.
چهره های شاخصی که در این رقابت شرکت نمودند عبارتند از: ابوالحسن بنی صدر (وزیر دارایی وقت) با 10753752 رأی (75.7%) و دکتر حسن حبیبی (وزیر علوم و آموزش عالی وقت) با 852/676 رأی (4.78%)، دکتر کاظم سامی سرپرست جمعیت شیرخورشید سرخ ایران با 161/90 رأی (0.64%) از چهره های شاخص دیگر صادق خلخالی، مسعود رجوی، سید احمد محسن(استاندار خوزستان) نیز بودند.
اولین رئیس جمهور کشور بنِی صدر انتخاب گردید که پس از عزل وی توسط مجلس و حضرت امام (ره)، در یک سال و شش ماه بعد، دومین انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید.

انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 2/5/60 پس از گذشت یک سال از آغاز جنگ تحمیلی برگزار گردید. براساس قانون مورخ 13/4/60 مصوب مجلس شورای ملی (اسلامی) تأیید صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری به عهده شورای نگهبان گذاشته شد. در این دوره 71 نفر داوطلب شدند که فقط صلاحیت 4 نفر از سوی شورای نگهبان تأیید گردید. در این انتخابات 22439930 نفر واجد شرایط شرکت در این انتخابات بوده اند که از این تعداد 14573803 نفر یعنی 64.24% مردم شرکت کردند.
چهار چهره شاخصی که در این رقابت شرکت نمودند عبارت بودند از: سیداکبر پرورش(نماینده مجلس) با 339646 رأی (2.67%)، عباس شیبانی (پزشک) با 658498 رأی (4.53%)، حبیب الله عسگراولادی مسلمان(نماینده مجلس) با 249457 رأی (1.72%) که منتخب این دوره محمدعلی رجایی از میان 14573803 نفر شرکت کننده (64.24%)، تعداد 12770050 رأی (90%) را به دست آورد که حکم تنفیذ وی توسط رهبر فقید انقلاب صادر شد. داستان تواضع و خشوع او در مقابل ولایت امر مسلمین و بوسه بر دستان مبارک حضرت امام خمینی(ره) در هنگام دریافت حکم ریاست جمهوری داستانی ماندگار در تاریخ انقلاب و نظام است.
افتخار نظام جمهوری اسلامی در طول 26 سال گذشته، تلفیقی از دینداری و مردم سالاری در مدل جمهوری اسلامی است.
پس از شهادت رئیس جمهور شهید رجایی در هشتم شهریور 60 بلافاصله مقدمات برگزاری انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری فراهم شد و این انتخابات در تاریخ 10/7/60 برگزار گردید. در این انتخابات 22439930 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 16846715 نفر یعنی معادل 74.26% شرکت نمودند. در این دوره 46 نفر داوطلب شدند که پس از بررسی شورای نگهبان صلاحیت 4 نفر تأیید شد. این افراد عبارت بودند از پرورش(نماینده مجلس) با 348294 رأی (2.02%) حضرت آیت الله خامنه ای (نماینده شورای انقلاب و معاون وزارت دفاع) با 15905987 (95%) رأی زواره ای (معاون وزارت کشور)با 59058 رأی (0.38%) و دکتر غفوری فرد با 80545 رأی (0.48%)
نکته حائز اهمیت آن که آقایان محمدرضا مهدوی کنی، علی موحدی ساوجی و دکتر ولایتی از جمله داوطلبان بودند که برخی توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند و برخی نیز وارد میدان رقابت نشدند. منتخب این دوره حضرت آیت الله خامنه ای بود که حکم تنفیذ وی در تاریخ 17/7/60 توسط رهبر فقید انقلاب صادر شد.
انتخابات چهارمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 25/5/64 در سراسر کشور برگزار شد. در این انتخابات 50 نفر داوطلب شدند که شورای نگهبان صلاحیت 3 نفر را تأیید نمود. در این انتخابات 25133802 نفر واجد شرایط بودند که از این تعداد 14238587 نفر معادل 54.78% شرکت نمودند. نامزدهای این دوره و آرای آنها عبارتند از: حضرت آیت الله خامنه ای با 12205012 رأی (85%) عسگر اولادی مسلمان با 278113 رأی (1.95%) و محمود کاشانی (استاد دانشگاه) 1402953 رأی (9.85%).

انتخابات پنجمین دوره ریاست جمهوری پس از ارتحال جانگداز رهبر فقید انقلاب در تاریخ 6/5/68 برگزار شد. این در حالی بود که چهارمین رئیس جمهوری عملاً تا 17 مهر آن سال باید در پست ریاست جمهوری انجام وظیفه نماید. اما به علت ارتحال رهبر فقید انقلاب در تاریخ 14/4/68 و انتخاب رئیس جمهور وقت به رهبری نظام جمهوری اسلامی، انتخابات روز جمعه ششم مرداد ماه برگزار گردید و این دوره یک ماه و نیم زودتر از موعد مقرر آغاز گردید. در فاصله ارتحال رهبر کبیر انقلاب و انتخابات پنجمین دوره ریاست جمهوری، امورات مربوط به رئیس جمهوری توسط رهبر جدید انجام می گرفت. در این انتخابات 30139598 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 16452677 نفر شرکت کردند یعنی 54.59% واجدین شرایط.
همچنین در پنجمین دوره، 79 نفر داوطلب شدند و دو نفر ایشان تایید صلاحیت شدند که عبارتند از: هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس شورای اسلامی) با 15550528رای(94%) و شیبانی(نماینده مجلس) با 635165 رای (3.86%).
انتخابات ششمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 21/3/72 برگزار گردید. در این انتخابات 33156055 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 16796787 نفر معادل 50.66% شرکت نمودند. شورای نگهبان از میان 128 نفری که ثبت نام کرده بودند 4 نفر را تأیید نمود که عبارتند از : دکتر توکلی(سردبیر اقتصادی روزنامه رسالت) با 4026879 رأی (23.97%)، جاسبی (رئیس دانشگاه آزاد اسلامی) با 1498084 رأی (8.92%) طاهری (مجری طرح سازمان صنایع دفاع) با 387655 رأی (2.31%) هاشمی رفسنجانی با 10566499 رأی (63%).

انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 2/3/76 برگزار گردید. در این دوره 36466487 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 29145745 نفر شرکت نمودند که معادل 79.92% بود و در این انتخابات 238 نفر داوطلب شدند که از این تعداد چهار نفر توسط شورای نگهبان تأیید شدند. حجت الاسلام خاتمی با 20138784 رأی (69%) حجت الاسلام ناطق
نوری با 7248317 رأی، محمد ری شهری با 744205 رأی، زواره ای با 772707 رأی. حکم تنفیذ حجت الاسلام خاتمی در 12/5/76 از سوی مقام معظم رهبری صادر شد.
انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 18/3/80 برگزار گردید. در این دوره 42170230 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 28155969نفر شرکت نمودند که معادل 67.77% ضریب مشارکت مردم بود. در این انتخابات از میان817 داوطلب ثبت نام کننده، تعداد 10 نفر توسط شورای نگهبان تأیید شدند که سید محمد خاتمی بار دوم با 21659053 رأی (77%) و پس از آن دکتر توکلی، شمخانی، غفوری فرد، فلاحیان و جاسبی و... در مراتب بعدی قرار گرفتند. حکم تنفیذ حجت الاسلام خاتمی در تاریخ 11/5/80 توسط مقام معظم رهبری صادر شد.

نتایج انتخابات دور اول ریاست جمهوری دوره نهم نشان می دهد که آقای هاشمی رفسنجانی با 6.16 میلیون نفر معادل 21 درصد آرا نفر اول ، آقای احمدی نژاد با 5.71 میلیون نفر (19.5درصد ) نفر دوم بوده و پس از ایشان آقای کروبی با 5.07 میلیون نفر (17.3درصد) ، قالیباف با 4.07میلیون نفر (13.9درصد ) ، معین با 4.05میلیون نفر (13.8درصد) ، لاریجانی با 1.74 میلیون نفر (5.9 درصد) و مهرعلیزاده با 1.29 میلیون نفر (4/4 درصد ) به ترتیب در رتبه بعدی قرار گرفتند . تعداد آرای باطله نیز 1.2 میلیون معادل 4.2درصد کل آرا بوده است . پراکندگی آرا و محبوبیت کاندیداها در نقاط مختلف کشور از تنوع قابل توجهی برخوردار است . بر اساس نتایج مرحله اول آقایان هاشمی و احمدی نژاد به مرحله دوم راه یافتند. در بین داوطلبین نام برده شده ، بیشترین واریانس (میزان پراکندگی ) رای استانی به ترتیب آقایان احمدی نژاد ، کروبی و معین اختصاص دارد . رای آقایان هاشمی و قالیباف تقریبا در سطح کشور یکنواخت است اما رای آقایان احمدی نژاد و کروبی دارای پراکندگی بالایی در سطح کشور است .
در مرحله دوم انتخابات ، آقای احمدی نژاد موفق شدند اکثریت آرا را به خود اختصاص دهند و به عنوان نهمین رئیس جمهور کشور برگزیده شود .
مردم ایران به طور متوسط در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور متوسط هر سال یک بار در انتخابات شرکت کردند
شهرستان های کوچک
در شهرستان های کوچک به طور متوسط در 200 شهرستان کوچک آقای کروبی (22.2درصد ) ، هاشمی (21.2 درصد ) ، معین (15.3درصد ) ، احمدی نژاد (15 درصد ) و قالیباف (14.4 درصد ) به ترتیب رتبه های اول تا پنجم را کسب کرده اند .آقایان کروبی و معین به طور متوسط در شهرستان های با اکثریت روستایی رای بالاتری در مقایسه با شهرستان های با اکثریت شهری به دست آورده اند . این نسبت برای آقایان هاشمی و قالیباف تفاوت قابل توجهی بین نقاط شهری و روستایی در شهرستان های کوچک ندارد . لیکن برای آقای احمدی نژاد آرای ایشان در نقاط شهری به مراتب بیشتر از نقاط روستایی است .
شهرستان های متوسط
در شهرستان های متوسط به طور میانگین آقایان کروبی (22.7درصد ) ، هاشمی (21.5درصد ) ، احمدی نژاد (16.2 درصد ) ، معین (16.1درصد ) و قالیباف (15.5درصد ) به ترتیب رتبه های اول تا پنجم را داشته اند . همچنین بررسی آرا در نقاط شهری و روستایی نشان می دهد که آقایان هاشمی ، معین و قالیباف در شهرستان های با اکثریت روستایی رای بیشتری داشته اند در مورد آقای کروبی بادرصد کمی وضعیت در نقاط شهری بهتر بوده است و در مورد آقای احمدی نژاد همانند شهرستان های کوچک ملاحظه می شود که درصد آرای ایشان در نقاط شهری به میزان قابل توجهی بیشتر از نقاط روستایی است .
شهرستان های بزرگ
درشهرستان های بزرگ کشور آقایان احمدی نژاد (24.8درصد ) ، هاشمی (22.7درصد ) ، قالیباف (15.5درصد ) ، کروبی (13.8 درصد ) و معین (13.2 درصد ) به ترتیب حائز اکثریت آرا شده اند . در مورد آقایان هاشمی ، قالیباف و معین ، تفاوت قابل ملاحظه در آرای نقاط شهری و روستایی وجود ندارد . لیکن آقای کروبی به طور قابل توجهی در نقاط روستایی دارای رای بیشتری است و آقای احمدی نژاد مشابه شرایط شهرستان های کوچک و متوسط در شهرستان های بزرگ نیز در نقاط شهری حائز آرای بیشتری شده اند .
در مرحله دوم انتخابات 27.8 میلیون نفر به پای صندوق های رای رفتند که در مقایسه با مرحله اول میزان مشارکت به مقدار 5 درصد کاهش یافت .
محمود احمدی نژاد موفق به کسب 63 درصد آرا شده و به ریاست جمهوری کشور برگزیده شد . بررسی آرا در مرحله دوم نشان می دهد که تفاوت چندانی در میزان کسب آرا توسط کاندیداها در نقاط شهری و روستایی و همچنین در شهرهای کوچک ، متوسط و بزرگ مطابق طبقه بندی انجام شده ، مشابه آنچه در مرحله اول انتخابات بود ، وجود ندارد . درتمام این گروه ها احمدی نژاد به طور متوسط آرایی بین 61 تا 68 درصد کسب کرده اند و آرای هاشمی نیز بین 32 تا 39 درصد متغیر بوده است.ملاحظه می شود که احمدی نژاد در مرحله دوم موفق شد آرای سایر کاندیداها را به سمت خود جذب کند و یکی از نکات قابل توجه در مرحله دوم این است که در بررسی آرای آقای هاشمی و احمدی نژاد به تفکیک مناطق جغرافیایی کشور ، تفاوت معنی داری ملاحظه می شود . احمدی نژاد موفق به کسب اکثریت مطلق آرا به نسبت بهتری در مناطق غرب ، جنوب و جنوب شرق کشور داشته است . به عنوان مثال محمود احمدی نژاد در پنج استان اصفهان ، قم ، قزوین ، سمنان و چهارمحال و بختیاری به طور متوسط حدود 74 درصد آرا را کسب کرد.
1- انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در دوم خرداد ،76 از حیث مشارکت مردمی در پای صندوق های رأی با حدود 80% اولین مقام را پس از رفراندوم جمهوری اسلامی در بین 25 انتخابات برگزار شده پس از انقلاب اسلامی دارا می باشد.
2- در میان 5 رئیس جمهوری منتخب گذشته (بنی صدر- رجایی- خامنه ای- هاشمی- خاتمی) در هشت دوره ریاست جمهوری، حضرت آیت الله خامنه ای با 95.03% بیشترین درصد میزان آراء را کسب نمود.
3- هاشمی رفسنجانی در دومین دوره کاندیداتوری خویش با 63% کمترین میزان آراء را نسبت به سایر رؤسای جمهوری ایران کسب کرد.
4- کمترین میزان مشارکت مردم در هشت انتخابات ریاست جمهوری مربوط به ششمین دوره ریاست جمهوری در 21 خرداد 72 با 50.66% و بالاترین مشارکت مردمی در هفتمین دوره ریاست جمهوری در دوم خرداد 76 با 79.92% می باشد.
5- بیشترین تعداد نامزدهای تأیید صلاحیت شده در اولین دوره ریاست جمهوری با 107 نفر و کمترین نامزدها در پنجمین دوره با 2 نفر بوده است.
6- بیشترین افراد داوطلب ثبت نام کننده در هشتمین دوره با 817 نفر به شکل بی سابقه در 18 خرداد 80 بوده و کمترین افراد داوطلب با 46 نفر در سومین دوره بوده است.
7- در دوره های اول و دوم سرپرست وزارت کشور به عنوان دستگاه مجری این انتخابات حضرت آیت الله مهدوی کنی، در دوره سوم وزیر کشور سید کمال الدین نیک روش، دوره چهارم وزیر کشور حجت الاسلام ناطق نوری، دوره پنجم وزیر کشور محتشمی، دوره ششم وزیر کشور عبدالله نوری، دوره هفتم بشارتی و دوره های هشتم و نهم وزیر کشور موسوی لاری بوده اند.
منبع:خبرگزاری فارس
دیشب با سیما دربارهی انتخاباتِ پیشِ روی ریاستِ جمهوری در ایران صحبت میکردیم. با هم موافق بودیم که با این دو-قطبیسازیها در انتخابات مخالفیم. به قولِ سیما نه موافقیم که رییس جمهور، قدرتِ مطلقِ کشور است و نه اعتقاد داریم که هیچکارهست. بنابراین امید داریم که با حرکت روی شکافِ بینِ این صفر و صد، مردمسالاری در کشورمان گامی به جلو حرکت کند. سعی هم نمیکنیم که نظریّههای ذهنیمان را به شرایط تحمیل کنیم. تلاش میکنیم نظریّهای را که در ذهن داریم با شرایط تطبیق دهیم و بگذاریم نظریّهمان دربارهی فردِ لایقتر، تغییر کند. اگر میتوانستیم رأی بدهیم، روی برگهی رأیی که به صندوق میانداختیم، اسمِ کسی حک میشد که در آخرین لحظه به نظرمان در شرایطِ فعلی بیشتر به آنچه میخواهیم مجالِ ظهور و بروز میداد.
دو-قطبیها همزادِ اصولِ یگانهی تغییر ناپذیرند. دیدگاهی که عموماً به نامِ دیدگاهِ «علمی» میشناسیم – و نامِ دیگری برای آن نمییابم – معتقد است کاراییش را از چارچوبِ سِفتِ اصولش میگیرد. طبقهبندی/قطبسازی شیوهی این نگاهِ ویژهی «علمی»ست. واقعیّت، خودش را بابد با چارچوبهای این «علم» تطبیق دهد. آنچه پررنگست، در اینجا بیشتر جریانِ یکطرفهی دانش از ذهن ما به واقعیّت است. برعکس، در نگاهی که من از آن طرفداری میکنم، پایبندی به «اصول» به خودی خود، ارزش نیست. «اصول» چیزی شبیه به توجیهِ «علمی» در خود دارند؛ سعی میکنند روایتها را ببندند. من در دلایلِ حمایتم از نامزدها، طرفدارِ بازگذاشتنِ روایتها هستم و دوست ندارم با تحمیل و به میانکشیدنِ مفاهیمی مثلِ «تاریخ»، «الفبا»، «نحو» و «اصول» روایتها را ببندم.
میدانم که بسیار پراکنده نوشتهام؛ امّا در آخر اجازه بدهید گفتهی بزرگواری را نقل کنم– که نمیدانم دوست دارند اسمشان را بیاورم یا نه. در ادامهی این نوشتهی پراکنده امیدوارم ربطِ ماجرا با کلّ مسأله روشن شود. این بزرگوار در نقدِ اصلاحطلبها خطاب به آنها میگفتند که به جای توجیهِ حرکتِ امام حسین با اصولِ عقلی و اصلاحطلبانه و سخنرانی در حسینیّهی ارشاد، دههی محرّم را همراه با مردم، صرفِ عزاداری کنید. بگذارید روایتها در انجامِ متناقضِ مادّی امور، باز باشند؛ آنها را با تحمیلِ نظریّههای ذهنی و برساختنِ ساختارها نبندیم.
با تمهیدی که برای انتخاب آقای احمدینژاد در مرحله اول در دست اجراست، باید همه تلاش کنیم که هر کس را که میشناسیم به شرکت در انتخابات دعوت کنیم. از آقایان کروبی و موسوی و حتی محسن رضائی هم باید به صورت جدی بخواهیم که تا آخر بمانند تا این امیدی که به ارسال آقای احمدینژاد با کسب ۵۰ در صد آرا به کاخ ریاستجمهوری تبلیغ میکنند، را از بین ببرند. به خصوص در شرائط فعلی که تقریبا اکثریت آراء آقایان کروبی و موسوی همپوشانی ندارند و افراد متفاوتی در درون جبهه هواداران تغییر را مخاطب قرار دادهاند و نتوانستهایم کاندیدائی مثل آقای خاتمی داشته باشیم که صدای تغییر را به درون بدنه جامعه به صورت متمرکز منتقل کند. مرحله دوم انتخابات هرچه برای هواداران آقای احمدینژاد دوران تلخی است، برای اصلاحطلبان که هر یک از کاندیداهاشان به دور دوم رسیده باشند، مورد حمایت همه قرار میگیرد، دوران راحت و خوبی است. به دلائل فوق گفته، انصراف هریک از کاندیداها به دلیل نبود یک کاریزمای فراگیر و یا شعارهای قطبی، باعث جذب اکثر هوادارانشان به کاندیدای دیگر نخواهد شد و تنها میتواند تعداد کسانی را که ممکن است در انتخابات شرکت کنند کم کند و شرائط را برای انتخاب مجدد آقای احمدینژاد قراهم کند. درست است که با هر محاسبهای و با نگاه به هر قشری و با هر نظر سنجیای آقای احمدینژاد نمیتواند بالای ۵۰در صد آرا را بیاورد اما یادمان نرود که خانم فاطمه رجبی عنوان معجزه هزاره سوم را در مورد ایشان به کار میبرند. یک وقت دیدید معجزهها شد و این امر ظاهرا ناممکن، ممکن شد. ما قدرت داریم این معجزه را باطل کنیم. تنها راهحلش این است که آنقدر زیاد در انتخابات شرکت کنیم که این توطئه مرحله اولی را از بین ببیریم. وظیفه ملی ما است که طرفدار هر کسی که هستیم، دیگران را به شرکت در انتخابات دعوت کنیم
آذربایجان شرقی
دور اول
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۶۶۸ هزار و ۵۰۵ نفر
کل آرا: ۱۳۷۶۴۷۷ نفر
درصد مشارکت: ۵۱/۵ درصد
اول: محسن مهر علیزاده ۳۷۸۶۰۴ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۲۶۸۹۵۴ رای
سوم: محمود احمدى نژاد ۱۹۸۴۱۷
چهارم: مصطفى معین ۱۹۰۲۱۱
پنجم: محمد باقر قالیباف ۱۲۲۱۶۰
ششم: مهدى کروبى ۱۲۱۹۶۹
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۲۸۰۷۵
دور دوم
کل آرا: ۱۲۳۲۲۵۵ نفر
درصد مشارکت: ۴۶/۲ درصد
محمود احمدی نژاد : ۸۳۷۶۶۰ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۶۴۱۱۰ رای
آذربایجان غربی
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۹۱۶ هزار و ۹۲۹ نفر
کل آرا: ۸۴۳۸۰۶ رای
درصد مشارکت: ۴۴/۰۲ درصد
اول: محسن مهر علیزاده ۱۶۳۰۹۱
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۱۵۱۵۲۵
سوم: مصطفى معین ۱۴۶۹۴۱
چهارم: محمد باقر قالیباف ۱۴۱۲۸۹
پنجم: مهدى کروبى ۹۹۷۶۶
ششم: محمود احمدى نژاد ۷۵۳۱۹
هفتم على اردشیر لاریجانى ۱۵۴۳۵
دور دوم
شرکت کنندگان: ۷۱۲۱۱۴ نفر
محمود احمدی نژاد : ۴۲۸۵۵۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۵۰۱۸۶ رای
اردبیل
دور اول
واجدان شرایط: ۹۰۸ هزار و ۷۹۴ نفر
کل آرا: ۴۹۰۴۵۰ نفر
درصد مشارکت: ۵۳/۹ درصد
اول: محسن مهر علیزاده ۱۱۱۴۶۵
دوم: محمد باقر قالیباف ۱۰۶۲۷۲
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۹۵۴۵۰
چهارم: مصطفى معین ۶۷۱۳۴
پنجم: مهدى کروبى۵۳۹۰۶
ششم: محمود احمدى نژاد ۳۴۰۹۵
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۷۷۶۶
دور دوم
کل آرا: ۴۴۵۳۵۲ نفر
درصد مشارکت : ۴۹ درصد
محمود احمدی نژاد : ۲۸۰۲۶۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۵۴۵۹۱ رای
اصفهان
دور اول
کل آرا: ۱۸۳۷۱۳۷
واجدان شرایط: ۳ میلیون و ۱۵۳ هزار و ۳۱۸ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۲ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۸۰۱۶۳۵
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۲۶۰۸۵۸
سوم: محمد باقر قالیباف ۱۹۸۴۰۹
چهارم: مهدى کروبى ۱۹۶۵۱۲
پنجم: مصطفى معین ۱۹۶۲۶۱
ششم: على اردشیر لاریجانى ۷۳۴۵۲
هفتم: محسن مهر علیزاده ۳۰۳۲۵
دور دوم
کل آرا:۱۱۰۷۲۱۲
درصد مشرکت: ۳۵/۲ درصد
محمود احمدی نژاد : ۷۰۸۳۰۳ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۰۰۶۹۳ رای
ایلام
دور اول
واجدان شرایط: ۳۷۲ هزار و ۲۶۴ نفر
کل آرا: ۲۹۹۳۹۶ نفر
درصد مشارکت: ۸۰/۴۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۰۸۶۲۷
دوم: مصطفى معین ۵۶۲۵۲۶
سوم: محمد باقر قالیباف ۴۱۰۸۲
چهارم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۴۰۵۸۰
پنجم: محمود احمدى نژاد ۳۳۳۸۳
ششم: على اردشیرلاریجانى ۶۷۸۳
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۳۰۲۶
دور دوم
شرکت کنندگان: ۲۴۸۵۱۳ نفر
محمود احمدی نژاد: ۱۲۷۲۵۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۱۳۸۳۸ رای
بوشهر
دور اول
واجدان شرایط: ۵۸۱ هزار و ۴۳۴ نفر
کل آرا ۴۲۰۵۷۹ نفر
درصد مشارکت: ۷۲/۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۹۸۱۴۸
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۹۷۴۱۲
سوم: محمود احمدى نژاد ۸۲۳۷۶
چهارم: مصطفى معین ۶۸۴۵۷
پنجم: محمد باقر قالیباف ۴۶۹۶۲
ششم: على اردشیر لاریجانى ۸۲۰۷
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۴۹۴۲
دور دوم
شرکت کنندگان: ۳۸۶۵۷۰ نفر
محمود احمدی نژاد : ۲۱۵۷۵۰ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۶۱۶۵۴ رای
تهران
دور اول
کل آرا: ۵۲۴۱۷۳۲ نفر
واجدان شرایط: هشت میلیون و ۲۳۱ هزار و ۲۳۰ نفر
درصد مشارکت: ۶۳/۷ درصد
اول: محمود احمدى نژاد با یک میلیون و ۵۰۰ هزار و ۸۲۹ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى یک میلیون و ۲۷۴ هزار و ۲۷۶ رای
سوم: مصطفى معین ۶۴۸۵۹۸
چهارم: محمد باقر قالیباف ۶۱۴۳۸۱
پنجم: مهدى کروبى ۴۱۵۱۸۷
ششم: محسن مهرعلیزاده ۲۸۱۷۴۸
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۲۴۶۱۶۷
دور دوم
کل آرا: ۳۶۵۴۸۰۱ نفر
درصد مشارکت: ۴۴/۴ درصد
محمود احمدی نژاد: ۲۱۷۴۷۳۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۳۹۰۸۳۹ رای
چهارمحال و بختیاری
دور اول
واجدان شرایط: ۵۸۳ هزار و ۵۹ نفر
کل آرا ۳۷۸۱۱۵ نفر
درصد مشارکت: ۶۴/۸ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۹۰۹۶۰
دوم: مهدى کروبى ۷۵۰۴۴
سوم: محمد باقر قالیباف ۶۴۰۶۸
چهارم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۹۵۲۱
پنجم: مصطفى معین ۴۸۳۵۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۳۱۲۷
هفتم: محسن مهر علیزاده ۵۰۵۱
دور دوم
کل آرا : ۳۷۵۱۹۳ نفر
درصد مشارکت: ۶۴/۳ درصد
محمود احمدی نژاد : ۲۶۹۳۷۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۹۹۳۴۶ رای
خراسان شمالی
دور اول
واجدان شرایط: ۵۶۰ هزار و ۵۵۶ نفر
کل آرا : ۳۵۶۲۰۷ نفر
درصد مشارکت: ۶۳/۵ درصد
اول: محمد باقر قالیباف ۱۰۰۰۹۱
دوم: مهدى کروبى ۸۹۵۵۱
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۷۰۴۰۷
چهارم: مصطفى معین ۳۷۳۳۰
پنجم: محمود احمدى نژاد ۲۲۹۵۴
ششم: على اردشیر لاریجانى ۱۶۹۰۰
هفتم: محسن مهر علیزاده ۸۲۰۹
دور دوم
شرکت کنندگان: ۲۶۶۰۴۰ نفر
محمود احمدی نژاد : ۱۷۶۳۹۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۸۵۹۷۶ رای
خراسان جنوبی
دور اول
واجدان شرایط: ۲۷۰ هزار و ۱۲۷ نفر
کل آرا: ۲۶۰۸۷۹ نفر
درصد مشارکت: ۹۶/۵۸ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۰۱۶۳۸ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۶۹۸۱
سوم: محمد باقر قالیباف ۴۹۰۴۳
چهارم: مصطفى معین ۳۹۲۷۶
پنجم: مهدى کروبى ۲۷۷۵۰
ششم: على اردشیر لاریجانى ۵۷۱۶
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۴۹۵۸
دور دوم
کل آرا: ۲۶۶۰۴۷ نفر
درصد مشارکت:۹۸/۵ درصد
محمود احمدی نژاد : ۱۷۶۳۹۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۸۵۹۷۶ رای
خراسان رضوی
دور اول
کل آرا: ۲,۵۹۱,۵۵۷ رای
واجدان شرایط: ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار و ۴۰۸ نفر
درصد مشارکت: ۶۹/۱ درصد
اول: محمد باقر قالیباف ۸۷۷۶۶۵
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۲۷۷۰۷
سوم: محمود احمدى نژاد ۳۷۷۷۳۲
چهارم: مصطفى معین ۳۲۵۲۸۱
پنجم: مهدى کروبى ۲۹۷۹۶۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۷۸۹۷۶
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۳۳۴۸۸
دور دوم
کل آرا: ۲۳۳۵۹۴۵ نفر
در صد مشارکت : ۶۲/۳ درصد
محمود احمدی نژاد : ۱۴۹۰۰۶۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۸۰۴۳۲۸ رای
خوزستان
دور اول
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۸۳۴ هزار و ۷۲۱ نفر
کل آرا: ۱۵۶۱۵۶۵ نفر
درصد مشارکت: ۵۵/۰۹ درصد
اکبر هاشمی رفسنجانی با ۳۱۹۸۸۳ رای رتبه دوم
محمود احمدی نژاد با ۲۲۴۴۲۷ رای رتبه سوم
دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۴۵۲۷۸۶ نفر
محمود احمدی نژاد: ۸۸۲۶۸۲ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۵۱۸۶۲۱ رای
زنجان
دور اول
واجدان شرایط: ۷۱۲ هزار و ۸۳۳ نفر
کل آرا: ۴۶۵۱۳۴ نفر
درصد مشارکت: ۶۵/۲ درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۱۰۶۹۸
دوم: محمود احمدى نژاد ۹۳۳۰۹
سوم: محمد باقر قالیباف ۷۱۳۶۵
چهارم: مصطفى معین ۶۸۶۴۹
پنجم: مهدى کروبى ۶۲۸۴۵
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۲۸۶۹
هفتم: محسن مهر علیزاده ۱۸۵۶۸
دور دوم
کل آرا: ۴۳۵۱۰۶ نفر
درصد مشارکت: ۶۱ درصد
محمود احمدی نژاد : ۲۹۴۱۵۵ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۳۲۵۶۶ رای
سمنان
دور اول
واجدان شرایط: ۴۰۲ هزار و ۲۷۸ نفر
کل آرا ۲۹۵۵۹۸ نفر
درصد مشارکت: ۷۳/۸
اول: محمود احمدى نژاد ۹۸۰۲۴ رای
دوم: اکبر هاشمى بهرمانى ۶۹۷۷۳
سوم: محمد باقر قالیباف ۳۷۰۵۹
چهارم: مصطفى معین ۲۶۵۷۲
پنجم: مهدى کروبى ۲۵۸۹۹
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۰۱۹۰
هفتم: محسن مهر علیزاده ۳۸۷۳
دور دوم
کل آرا: ۲۹۸۶۱۶ نفر
درصد مشارکت: ۷۴/۲ درصد
محمود احمدی نژاد :۲۱۴۰۵۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۷۸۱۶۷ رای
سیستان و بلوچستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۱۷۴ هزار و ۷۲۹ نفر
کل آرا: ۸۷۰۵۶۱ نفر
درصد مشارکت : ۷۴/۴ درصد
اول: مصطفى معین ۴۷۹۱۲۵ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۵۵۱۴۷ رای
سوم: مهدى کروبى ۷۷۰۱۷ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۶۸۶۰۵ رای
پنجم: محمود احمدى نژاد ۴۷۷۴۳ رای
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۴۹۵۴ رای
هفتم: محسن مهر علیزاده ۷۳۱۲ رای
دور دوم
کل آرا: ۷۴۸۹۹۳ نفر
درصد مشارکت : ۶۳/۷ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۳۲۳۱۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۴۰۷۰۶۳ رای
فارس
دور اول
کل آرا ۱۸۴۰۳۳۶ نفر
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۹۹۹ هزار و ۷۰ نفر
درصد مشارکت: ۶۱/۳ درصد
اول: مهدى کروبى۵۴۶۶۳۳ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۴۰۳۰۷۴ رای
سوم: محمد باقر قالیباف ۲۷۳۵۴۲ رای
چهارم: محمود احمدى نژاد ۲۴۲۵۳۵ رای
پنجم: مصطفى معین ۲۱۷۱۲۲ رای
ششم: على اردشیر لاریجانى ۶۱۳۸۳ رای
هفتم: محسن مهر علیزاده ۲۲۴۴۰ رای
دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۷۴۷۸۷۴ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۲ درصد
محمود احمدی نژاد: ۹۹۸۶۹۳ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۷۰۶۸۹۸ رای
قزوین
دور اول
واجدان شرایط: ۷۵۳ هزار و ۷۲۹ نفر
کل آرا: ۵۲۱۷۸۸ نفر
درصد مشارکت: ۶۹/۲ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۱۸۴۱۴ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۰۸۹۲۸ رای
سوم: مهدى کروبى ۸۱۵۶۹ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۷۷۳۹۹ رای
پنجم: مصطفى معین ۶۸۳۶۶ رای
ششم: محسن مهر علیزاده ۲۴۶۴۹ رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۱۸۰۷۸ رای
دور دوم
کل آرا: ۵۰۵۴۴۳ نفر
درصد مشارکت: ۶۷ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۶۷۸۷۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۲۸۶۱۰ رای
قم
دوره اول
واجدان شرایط: ۶۲۲ هزار و ۹۹۱ نفر
کل آرا: ۴۷۹۷۷۷ نفر
درصد مشارکت: ۷۷ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۲۵۶۱۱۰ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۰۴۰۰۴ رای
سوم: مصطفى معین ۲۷۸۲۴ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۲۵۷۹۲ رای
پنجم: مهدى کروبى ۲۵۲۸۲ رای
ششم: محسن مهر علیزاده ۱۴۴۵۱ رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۱۰۸۹۴ رای
دور دوم
کل آرا: ۴۸۲۸۴۵ نفر
درصد مشارکت: ۷۷/۵ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۵۲۰۱۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۲۰۵۸۶ رای
کردستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۳۲ هزار و ۳۰۶ نفر
کل آرا ۳۸۵۷۷۶ نفر
درصد مشارکت: ۳۷/۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۱۱۲۴۹ رای
دوم: مصطفى معین ۹۲۸۸۴ رای
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۴۰۰۴ رای
چهارم: محمد باقر قالیباف ۴۸۹۱۳ رای
پنجم: محمود احمدى نژاد ۲۲۳۵۳ رای
ششم: محسن مهر علیزاده ۱۰۲۶۱ رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى ۷۷۸۵ رای
دور دوم
شرکت کنندگان: ۲۵۷۶۴۳ نفر
محمود احمدی نژاد : ۱۲۷۸۰۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۰۹۱۷۰ رای
کرمان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۵۲۷ هزار و ۵۰۴ نفر
کل آرا: ۱ میلیون و ۱۹۱ هزار و ۹۴ نفر
درصد مشارکت: ۷۹/۹ درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانی ۴۸۰۲۷۱
دوم: على اردشیر لاریجانى ۲۲۱۲۲۱۹
سوم: مهدى کروبى ۱۵۲۷۶۴
چهارم: محمود احمدى نژاد ۱۲۹۲۸۴
پنجم: محمد باقر قالیباف ۱۱۲۰۵۶
ششم: مصطفى معین ۵۲۸۹۶
هفتم: محسن مهر علیزاده ۹۶۹۷
دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۱۸۹۳۲۵ نفر
محمود احمدی نژاد : ۶۰۳۱۱۷ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۵۷۰۵۳۸ رای
کرمانشاه
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۳۸۱ هزار و ۵۶۴ نفر
کل آرا ۷۶۵۱۸۹ نفر
درصد مشارکت: ۵۵/۴ درصد
اول: مهدى کروبى ۲۵۴۷۸۰ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۳۷۰۱۰
سوم: محمد باقر قالیباف ۱۱۵۴۳۹
چهارم: مصطفى معین ۱۰۶۸۰۴
پنجم: محمود احمدى نژاد ۷۰۱۱۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۲۰۳۳
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۱۲۵۱۶
دور دوم
کل آرا: ۶۷۶۰۱۱ نفر
درصد مشارکت : ۴۸/۹ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۴۳۳۱۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۳۲۶۹۲ رای
کهکیلویه و بویراحمد
دور اول
با ۴۰۵ هزار و ۲۹۴ نفر
کل آرا ۳۱۵۷۶۰ نفر
درصد مشارکت : ۷۷/۹ درصد
اول: مهدى کروبى ۹۶۴۵۹ رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۵۶۱۵۴
سوم: محمد باقر قالیباف ۵۲۲۵۹
چهارم: مصطفى معین ۵۰۹۵۴
پنجم: محمود احمدى نژاد ۳۴۳۹۶
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۰۳۰۶
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۱۵۷۲
دور دوم
کل آرا: ۳۰۸۴۱۵ نفر
درصد مشارکت : ۷۶ درصد
محمود احمدی نژاد : ۱۸۸۴۶۱ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۱۴۸۷۴ رای
گلستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۹۸ هزار و ۴۷۹ نفر
کل آرا ۷۲۲۹۲۲ نفر
درصد مشارکت: ۶۵/۸۱ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۹۳۵۷۰
دوم: مصطفى معین ۱۵۶۸۶۲
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۵۵۴۹۸
چهارم: محمد باقر قالیباف ۸۷۵۲۲
پنجم: محمود احمدى نژاد ۵۶۷۷۶
ششم: على اردشیر لاریجانى ۴۲۳۳۴
هفتم: محسن مهر علیزاده ۸۲۸۳
دور دوم
شرکت کنندگان: ۶۶۴۹۵۸ نفر
محمود احمدی نژاد : ۳۵۶۶۱۹ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۹۴۶۲۶ رای
گیلان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۸۱۸ هزار و ۵۳۵ نفر
کل آرا ۱۰۶۱۹۵۵ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۴ درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانى ۲۱۵۴۷۸ رای
دوم: مهدى کروبى ۲۰۳۹۴۱
سوم: مصطفى معین ۱۸۲۳۲۱
چهارم: محمد باقر قالیباف ۱۷۱۵۶۲ رای
پنجم: محمود احمدى نژاد ۱۴۹۰۲۶ رای
ششم: على اردشیر لاریجانى ۵۰۰۷۰ رای
هفتم: محسن مهرعلیزاده ۳۳۹۹۶ رای
دور دوم
کل آرا: ۱۰۶۴۲۴۴ نفر
درصد مشارکت: ۵۸/۵ درصد
محمود احمدی نژاد : ۶۸۴۷۹۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۵۱۰۳۹ رای
لرستان
دور اول
واجدان شرایط: ۱ میلیون و ۲۱۵ هزار و ۴۷ نفر
کل آرا ۸۱۶۱۹۵ نفر
درصد مشارکت : ۶۷/۲ درصد
اول: مهدى کروبى ۴۴۰۲۴۷
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۲۱۱۳۰
سوم: محمد باقر قالیباف ۷۰۲۲۵
چهارم: محمود احمدى نژاد ۶۹۷۱۰
پنجم: مصطفى معین ۵۳۷۴۷
ششم: على اردشیر لاریجانى ۳۱۱۶۹
هفتم: محسن مهر علیزاده ۶۸۶۵
دور دوم
شرکت کنندگان: ۷۳۴۰۱۶ نفر
درصد مشارکت : ۶۰/۴ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۶۴۷۹۰ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۳۵۰۶۵۰ رای
مازندران
دور اول
واجدان شرایط: ۲ میلیون و ۱۰۹ هزار و ۵۴۷ نفر
کل آرا : ۱۳۷۵۲۴۶ نفر
درصد مشارکت: ۶۵/۱ درصد
اول: على اردشیر لاریجانى ۴۶۴۸۹۱
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۳۱۱۹۴۹
سوم: محمود احمدى نژاد ۱۵۹۲۹۱
چهارم: مصطفى معین ۱۴۸۴۰۸
پنجم: محمد باقر قالیباف ۱۱۶۷۶۳
ششم: مهدى کروبى ۱۰۳۲۲۹
هفتم: محسن مهر علیزاده ۱۸۴۶۷
دور دوم
شرکت کنندگان: ۱۳۷۶۶۱۵ نفر
محمود احمدی نژاد : ۸۸۸۸۷۸ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۴۶۱۲۰۷ رای
مرکزی
دور اول
واجدان شرایط: ۹۷۱ هزار و ۸۶۵ نفر
کل آرا ۶۰۳۴۳۳ نفر
درصد مشارکت: ۶۲ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۶۱۶۶۹
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۴۳۱۱۸
سوم: مهدى کروبى ۱۰۴۵۲۲
چهارم: محمد باقر قالیباف ۷۱۸۲۸
پنجم: مصطفى معین ۶۵۵۹۲
ششم: على اردشیر لاریجانى ۱۷۲۵۸
هفتم: محسن مهر علیزاده ۱۴۰۵۸
دور دوم
شرکت کنندگان: ۵۸۹۲۸۷ نفر
محمود احمدی نژاد : ۴۱۰۷۲۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۱۶۶۸۸۷ رای
هرمزگان
دور اول
واجدان شرایط: ۷۸۸ هزار و ۴۵ نفر
کل آرا: ۶۱۷۰۵۴
درصد مشارکت: ۷۸/۳ درصد
اول: مهدى کروبى ۱۷۷۴۱۳ رای
دوم: مصطفى معین ۱۵۳۶۴۸
سوم: محمود احمدى نژاد ۸۰۱۵۴
چهارم: على اردشیر لاریجانى ۷۸۱۶۱
پنجم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۷۵۶۰۱
ششم: محمد باقر قالیباف ۲۵۳۲۶
هفتم: محسن مهر علیزاده ۹۶۷۹
دور دوم
شرکت کنندگان: ۵۳۱۸۸۹ رای
محمود احمدی نژاد : ۳۱۷۳۷۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۰۰۹۲۱ رای
همدان
دور اول
واجدان شرایط:۱ میلیون و ۳۱۷ هزار و ۴۴۸ نفر
کل آرا : ۸۲۱۳۳۷ نفر
درصد مشارکت: ۶۲/۳ درصد
اول: مهدی کروبى ۲۱۸۰۱۸ رای
دوم: محمود احمدى نژاد ۱۹۵۰۳۰
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى ۱۷۵۹۹۷
چهارم: مصطفى معین ۸۴۴۲۴
پنجم: محمد باقر قالیباف ۷۲۹۷۶
ششم: على اردشیر لاریجانى ۲۴۰۰۲
هفتم: محسن مهر علیزاده ۲۰۴۹۶
دور دوم
شرکت کنندگان: ۷۵۷۷۶۸ نفر
محمود احمدی نژاد : ۵۳۳۴۷۶ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: ۲۰۹۲۹۵ رای
یزد
دور اول
واجدان شرایط: ۶۲۳ هزار و ۸۰۹ نفر
کل آرا ۴۷۴۲۱۸ نفر
درصد مشارکت: ۷۶ درصد
اول: محمود احمدى نژاد ۱۷۵
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی ۷۷۹۲۴
سوم: محمد باقر قالیباف ۶۶۸۹۲
چهارم: مصطفى معین ۶۰۵۱۰
پنجم: مهدى کروبى ۵۸۱۳۲
ششم: على اردشیر لاریجانى ۹۳۱۷
هفتم: محسن مهر علیزاده ۵۱۸۶
دور دوم
کل آرا: ۴۷۰۹۲۳ نفر
درصد مشارکت: ۷۵/۴ درصد
محمود احمدی نژاد : ۳۱۱۶۵۴ رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : ۱۴۴۹۰۶ رای