انواع جانوران وحشي مانند: خرس قهوه اي، پلنگ وگرگ و انواع پرندگان مهاجرمانند: غاز وحشي، خوتكا و انواع مرغابي ها و انواع پرندگان بومي مانند: كلاغ سياه، باز، عقاب، قرقي وكركس سفيد در ماسوله يافت مي شوند.
آب و هوا
طبيعت منطقه داراي آب وهواي معتدل ومرطوب در تابستان وسرد و مرطوب در زمستان است. دماي متوسط سالانه حدود 12 درجه ي سانتي گراد، متوسط رطوبت نسبي 87% ، ميزان بارندگي سالانه 700 ميلي متر و ميزان بارش برف 800 ميلي متراست. در ماسوله سالانه بيش از 35 روز يخ بندان و بيش از 100 روز با مه غليظ سپري مي شود. در مجموع اقليم مطبوع منطقه ومحيط طبيعي دلپذير در چهار فصل سال از شاخصه هاي مهم زيست محيطي ماسوله است.
تاريخچه
حدود هشتصد تا هزار سال پيش عده اي از خراسان و كردستان و آذربايجان به دلائل نامعلومي به منطقه ماسوله كوچ كردند. بر خي از مردمان محلي نيز از منطقه اي به نام كهنه ماسوله ـ واقع در10 كيلومتري شمال غرب اين شهر ـ همراه اين افراد شدند و ماسوله ي امروزي را شكل دادند. وجود گورستان و قبرهاي بي شمار داخل بافت و حاشيه شهر مؤيد قدمت زياد اين بافت تاريخي است. طي كاوش هاي انجام شده از محوطه باستاني كهنه ماسوله سفالينه هاي متعلق به قرون پنجم تا هشتم هجري قمري به دست آمده است كه دقيق ترين مستندات قابل توجه تاريخي درباره اين مكان است.
شهر تاريخي ماسوله واقع در 35 كيلومتري شهر فومن، استان گيلان با جاذبه هاي طبيعي و مصنوع كم نظير امروزه تنها شهر زنده كشور محسوب مي گردد كه به طور كامل در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. بنا بر مستندات موجود قريب به هزار سال پيش عده اي از مناطق خراسان، كردستان، آذربايجان به همراه برخي از مردم محلي در ماسوله امروزي استقرار يافته و آن را شكل دادند. وجود گورستان ها و قبرستان هاي تاريخي و به ويژه مزار امام زاده عون بن محمدبن علي (ع) در داخل بافت نشان از قدمت زياد اين شهر تاريخي دارد.

وقتي به اين درخت ها نگاه مي كنيد، همه چيز زيبا و منحصر به فرد به نظر مي رسد. درختاني بلند و كشيده با بدنه صاف و صيقلي كه مثل يك تابلوي نقاشي مقابلتان قد علم كرده اند. اما انگار يك جاي كار مي لنگد! اين درخت ها صرف نظر از شكل جالبشان شبيه تصورات هميشگي شما از درخت نيستند. بله درست حدس زديد! اين درخت ها وارونه اند!
در يك نگاه كلي به نظر مي رسد اين درخت ها سر و ته در زمين فرو رفته باشند. به خصوص اگر زمستان اين درخت ها را ببينيد، شاخه هاي خشك آنها شبيه به ريشه هايي هستند كه در آسمان فرو رفته اند و امتداد پيدا كرده اند.

اين درخت ها، همان بائوباب هاي معروفي هستند كه حكايت شان را در كتاب شازده كوچولوي آنتوانت دوسنت اگزوپري خوانده ايد. اين درخت ها اغلب در افريقا و استراليا رشد مي كنند و براي پرورش، نياز به مناطق كم ارتفاع دارند.

افسانه هايي كه درباره اين درختان وجود دارد، مي گويد كه يكي از خدايان يهود اين درختان را كه در باغ او روييده بود دوست نداشت بنابراين درختي را از زمين كند و آن را روي ديوار بهشت انداخت اما درخت از بين نرفت و به زمين فرود آمد اما به صورت وارونه در زمين فرو رفت و استوار ماند!

اين درختان به شكل عجيبي رشد مي كنند و تا ارتفاع 30 متر مي رسند. قطر آن ها حدود 11 متر است و اين يعني كه آنها غول پيكرترين درختان زمين هستند!

آفريقايي ها به بائوباب هايشان عشق مي ورزند. آنها از قديم بائوباب ها را به چشم سرپناه هايي ديده اند كه در دل خود آب ذخيره مي كنند و مخزني از دانه هاي خوراكي هستند. گفته مي شود كه اين درختان چندين هزار سال عمر دارند و از عجيب ترين درختان دنيا به حساب مي آيند. جالب است بدانيد كه بائوباب هاي جوان شبيه درختان معمولي هستند اما وقتي عمر آنها به حدود 100 سال مي رسد، كم كم ظاهر عجيبي پيدا مي كند. تنه درخت شروع به بزرگ شدن مي كند و شاخه هاي نازك و آن به شكلي خشك شده در آسمان مي مانند تا آن را به يك درخت وارونه تمام عيار تبديل كنند.

بائوباب ها در فصل باراني سال با تمام تنه خود آب جذب مي كنند و متورم مي شوند. درست شبيه يك اسفنج. اما در فصل هاي گرم سال رفته رفته از آب خود تغذيه مي كنند و باريك تر مي شوند. البته به جز خود درخت انسان ها و فيل هاي تشنه هم از آب آن استفاده مي كنند. فيل ها در اين زمان با خرطومشان درخت را سوراخ مي كنند و چوب نرم و مرطوب آن را مي جوند تا آب مورد نياز بدنشان تامين شود.

قالي بافي : به استناد منابع بسيار در قرن سوم هجري آذربايجان از بزرگترين مراكز بافت قالي و زيلو بود. در دوره سلجوقيان و ايلخانيان هنر قالي بافي در آذربايجان رواج كامل داشت و بر مبناي مينياتورهاي نسخ خطي خمسه نظامي اثر قاسم علي و برخي آثار ديگر كه بيشتر نقوش قالي و طرز بافت آن را نمايش مي دهند، آشكار مي شود كه قالي بافي در دوره تيموريان و سپس در دوره صفويه سير تكاملي خود را طي نمود و نقوش جديدي چون سجاده اي، گل و بوته، ترنج و لچك، حيوانات، خصوصاً نقش گل شاه عباسي متداول گرديد .
پارچه بافي : بافتن پارچه با دست ، خصوصاً پارچه هاي ابريشمي و زري از قديم در ايران و همچنين آذربايجان شرقي معمول و متداول بوده است. چنانكه در دوره صفويه كه به عصر طلا يي و درخشان بافندگي شهرت دارد، پارچه هايي از حرير ساده ، ابريشم زربفت و مخمل ابريشمي بافته شده.
نقره سازي : صنعت نقره سازي از دير باز در تبريز رواج داشته است. تا 20 سال پيش حدود 25 كارگاه نقره سازي با 100 نفر هنرمند نقره كار در تبريز فعاليت داشتند. اما امروزه اين هنر بي نظير دستي در حال نابودي است و صاحبان اين هنر به مشاغل ديگري روي آورده اند.
سفالگري و سراميك سازي : محصولات سراميك استان در چند كارگاه در شهر زنوز و تبريز توليد مي شود. استادكاران سراميك زنوز از نوع خاك مرغوب ( كائولن يا خاك چيني) استفاده مي كنند. علاوه بر كارگاه هاي سراميك سازي زنوز، در كوزه كنان شبستر هم صنعت سفالگري داراي سابقه اي بس طولاني است و توليدات سفال آن در سراسر آذربايجان توزيع مي شود.
سوزن دوزي : سوزن دوزي در بخش ممقان در 50 كيلومتري غرب تبريز از ديرباز رواج داشته است. در سال هاي اخير با توجه به درآمد اندكي كه از اين صنعت عايد هنرمند سوزن دوز مي شد، به تدريج علاقه به اين هنر كاهش يافت ؛ ولي با تلاش سازمان صنايع دستي، صنعت سوزن دوزي دوباره رونق يافته است. به جاي ماده اوليه سوزن دوزي كه در گذشته ابريشم طبيعي بود، امروزه از ابريشم مصنوعي استفاده مي شود.
سبد بافي : در شهر تبريز، بافت سبد براي حمل نان و ميوه رواج دارد. براي بافتن سبد از تـَركـِه (چوب انعطاف پذير درخت) درختان قره آغاج، سنجد، به، آلبالو و بيد استفاده مي شود. در شهر مراغه و روستاهاي اطراف آن نيز سبدهاي بسيار ظريفي از چوب موسون مي بافند. در مرند و روستاهاي بُناب و بهرام و كشكسراي ، از ساقه گندم براي ساخت سبد استفاده مي شود.
سفالگري و سراميك سازي قالي بافي نقره سازي