معرفی وبلاگ
رویایی ترین کشور جهان به نظر من ایران می باشد که هر خارجی رویای امدن به ایران را دارد............ نویسنده وبلاگ : میلاد اکاتی
صفحه ها
دسته
گالري اختصاصي ايران رويايي
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2571301
تعداد نوشته ها : 785
تعداد نظرات : 32
خرگوش

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

مراغه از مناطق كهن آذربايجان شرقي است كه گفته مي شود در دوره مادها ساخته شده است. مراغه يك منطقه ي كشاورزي است و تنوع محصولات و فرآورده هاي كشاورزي آن را به يكي از مناطق مهم آذربايجان شرقي تبديل كرده است. گفته مي شود در زمان داريوش، آذربايجان شرقي يكي از ساتراپ هاي ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوري مراغه قرار داشته است. از نظر كشاورزي و باغ داري اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقي داشته و نوع كشت آن آبي و ديمي است. مراغه در زمينه ي صنايع وابسته به كشاورزي فعاليت دارد و بيش تر كارخانه هاي موجود در آن به كار تهيه خشكبار اشتغال دارند. جاذبه هاي طبيعي شهرستان مراغه؛ اين منطقه را به يكي از زيباترين مناطق آذربايجان شرقي تبديل كرده است. وجود كوهستان سهند و نزديكي به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غارهامپوييل كه معروف ترين غار منطقه است، آثار تاريخي و باستاني فراوان از جمله مساجد قديمي مانند: مسجدجامع مراغه، مقبره هاي مشاهير، قلعه ها، برج ها، كليساهاي زيبا، سدها و پل هاي قديمي و از همه مهم تر رصدخانه ي مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعي و تاريخي به يكي از مناطق ديدني و غني استان آذربايجان شرقي تبديل كرده است.

مكان هاي ديدني و تاريخي


جاذبه هاي طبيعي شهرستان مراغه؛اين منطقه را به يكي از زيباترين مناطق آذربايجان شرقي تبديل كرده است. وجود كوهستان سهند و نزديكي به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غار هامپوييل كه معروف ترين غارآذربايجان است، آثار تاريخي و باستاني فراوان از جمله مساجد قديمي مانند: مسجد جامع مراغه، مقبره هاي مشاهير، قلعه ها، برج ها، كليساهاي زيبا، سدها و پل هاي قديمي و از همه مهم تر رصدخانه ي مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعي و تاريخي به يكي از مناطق ديدني و غني استان آذربايجان شرقي تبديل كرده است. 


صنايع و معادن


مراغه در زمينه صنايع وابسته به كشاورزي فعاليت دارد و بيش تر كارخانه هاي موجود در آن به كار تهيه خشكار اشتغال دارند. صنايع ماشيني شهرستان مراغه شامل كارخانه هاي سبزي خشك كني، كالباس سازي، پنير سازي، فرآورده هاي گوشتي، بسته بندي چاي و خشكبار، توليد رب گوجه فرنگي، توليد ماكاروني، كمپوت سازي، بسته بندي عسل و موم، پارچه بافي، ريسندگي و بافندگي، ‌آردسازي، توليد و بافت البسه كشباف، پتو بافي، درب هاي پيش ساخته، صابون سازي، پوست و چرم سازي، ظروف ملامين، موزاييك سازي، بلور سازي، ابزار و يراق، شيريني سازي و … مي شود. هم چنين يك معدن سنگ آهك با ميزان استخراج بالا درحوالي مراغه وجود دارد.  

 

كشاورزي و دام داري


مراغه يك شهر كشاورزي است و تنوع محصولات و فرآورده هاي كشاورزي آن را تبديل به يكي از شهرهاي مهم آذربايجان شرقي نموده است. از نظر كشاورزي و باغ داري اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقي داشته و نوع كشت آن آبي و ديمي است. فرآورده هاي كشاورزي در شهرستان مراغه عبارتنداز: گندم،‌ جو، نباتات علوفه اي، ذرت، بنشن و تره بار كه علاوه بر رفع نيازمندي هاي داخلي مقادير زيادي نيز صادر مي شود. فرآورده هاي باغي مراغه بسيار متنوع بوده و عبارتنداز: سيب، انگور، بادام،‌ زردآلو، گردو، آلو، هلو، شليل، گلابي، به، گيلاس، توت، زالزالك، سنجد و فندق كه برخي به صورت خشك بار به كشورهاي حوزه خليج فارس و كشورهاي اروپايي در بسته بندي هاي استاندارد صادر مي شود.
كلمه مراغه مختصر شده قريه المراغه به معني چراگاه ها مي باشد و گويند سابقاَ ايرانيان آن را افرازه رود مي گفتند و اين معنا به وضوح اهميت دام داري را در اين منطقه روشن مي كند. وجود مراتع حاصل خيز و فراوان در اين شهر مراغه را به لحاظ دام داري نيز در رديف شهرهاي مهم آذربايجان شرقي قرار داده است. پرورش دام در اين شهرستان بيش تر شامل گاو، گوساله، گوسفند و بز است كه به شيوه هاي روستايي و صنعتي انجام مي شود. هم چنين اين شهرستان در زمينه زنبورداري فعاليت چشم گيري دارد. زنبور داري نيز به شيوه سنتي و مدرن انجام مي گيرد.
 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


كلمه مراغه مختصر شده قريه المراغه به معني چراگاه ها است و گويند: در سابق ايرانيان آن را افرازه رود مي گفتند. مراغه از شهرهاي كهن آذربايجان است. بر اساس تحقيقاتي كه به عمل آمده؛ شهر مراغه در دوره مادها ساخته شده و گفته مي شود؛ در زمان داريوش، آذربايجان يكي از ساتراپ هاي ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوري مراغه قرار داشته است. در زمان ساسانيان به علت وجود آتشكده آذرگشسب در شهر شيز، نواحي اطراف آن از جمله مراغه نيز آباد بوده است. برخي از اسناد نيز بر تولد زرتشت در اين شهر گواهي مي دهند. بطلميوس يوناني، درياچه اروميه را به مناسبت واقع شدن آن در كرانه غربي ناحيه مراغه، مارگيانه خوانده است.
هنگام خلافت هارون الرشيد، در آمد شهر مراغه به دختران خليفه اختصاص داشت. هم چنين در دوره جنگ هاي اعراب با بابك خرم دين در ارسباران، ‌اين شهر پناه گاه قشون اعراب بود. در 280 هجري فرمان روايي مراغه به محمد بن افشين بن ديو داد رسيد. بعد از وي برادرش يوسف به جاي او نشست و در سال 296 هجري به نام خود در مراغه سكه زد. در دوران فرمانروايي قره يوسف، مراغه بسيار آباد شد، وي در اين شهر يك دارالاماره، يك خزانه و چند ساختمان ديواني بنا كرد. يوسف با بالا گرفتن قدرت و تأئيد خليفه، مركز حكومت خود را به اردبيل منتقل ساخت.
آخرين فرمان رواي بني ساج، يعني ابوالمسافر الفتح در سال 317 هجري در مراغه به قتل رسيد. در سال 332هجري، مسافريان ديلمي به مراغه دست يافتند. از اين دوران سكه اي به نام محمد بن عبدالرزاق، سردار ركن الدوله ديلمي و سكه هايي به نام ابراهيم و جستان دو پسر مرزبان ديلمي در دست است كه در شهر مراغه ضرب شده اند.
در سال 420 هجري قمري قشون غز وارد مراغه شد و در سال 566 هجري جزو قلمرو سلجوقيان درآمد. در سال 622 هجري قمري جلال الدين خوارزمشاه بدون برخورد با مقاومت مهمي، مراغه را گشود و اندكي بعد در 628 هجري اين شهر به تصرف سپاهيان مغول در آمد.
در 565 هجري مراغه مركز فرمان روايي هلاكوخان مغول شد، خواجه نصيرالدين طوسي با همكاري چند دانشمند ستاره شناس، مامور تاسيس رصد خانه معروف مراغه شد. هلاكو خود آيين بودايي داشت اما زن و مادرش مسيحي بودند، ‌لذا در اين دوره شهر مراغه و حوالي آن مركز مسيحيت شد. روميان، ارامنه و نسطوريان، به خصوص دانشمندان و صنعت كاران و هنرمندان مسيحي در مراغه گرد آمدند. در زمان غازان خان كه به اسلام روي آورده بود، كليساها به مساجد مبدل شد و دست مبلغين مسيحي از شهرهاي بزرگ آذربايجان كوتاه شد. در سال 712 هجري، شمس الدين قره سنقر امير الامراي حلب و نايب السلطنه مصر به ايران فرار كرد و سلطان محمد خدابنده اولجايتو او راپناه داد و به فرمان روايي مراغه منصوب كرد. در 759 هجري مراغه به دست تيموريان ويران شد. در زمان شاه طهماسب صفوي بناي مدارس، مساجد و ساختمان هاي عام المنفعه آغاز شد و شهر مراغه، حتي آبادي هاي حوالي آن، مثل بناب از رفاه و آباداني قابل توجهي برخوردار شدند.
در جنگ هاي پي در پي ايران و عثماني عبدالعزيز پاشا، اندك مدتي بر مراغه فرمان راند، تا اين كه در سال 1142 هجري شهر مراغه و دهخوارقان به دست نادرشاه گشوده شد. از زمان عباس ميرزا نايب السلطنه تقريبا حكومت حوالي مراغه به احمد خان مقدم مراغي و خانواده وي اختصاص يافت. گرچه شيخ عبيدالله كرد در سال 1297 هجري خود را به حوالي مراغه رسانيد، ولي هجوم وي و همراهانش دفع شد و سكون و آرامش به مراغه بازگشت.
 


مشخصات جغرافيايي


مراغه يكي از شهرستان هاي استان آذرباجان شرقي است كه در ناحيه ي جنوب استان واقع شده است. مراغه در 46 درجه و 14 دقيقه درازاي خاوري و 37 درجه و 23 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1450 متري از سطح دريا قرار گرفته است. مراغه از شمال به شهرستان تبريز، از جنوب به شهرستان بناب، از خاور به شهرستان هشترود و از باختر به درياچه ي اروميه محدود مي شود. مراغه در جنوب سهند و جنوب خاوري درياچه اروميه و در فاصله 760 كيلومتري تهران واقع شده است. مراغه بر سر راه خط آهن تهران – تبريز واقع شده است. مسير راه مراغه – بناب به درازاي 13 كيلومتر و مسير راه مراغه – هشترود به درازاي 103 كيلومتر از ديگر راه هاي اين شهرستان هستند. راه ديگري نيز به درازاي 27 كيلومتر به سمت شمال باختري تا مركز عجب شير وجود دارد. 

يکشنبه 1390/9/27 12:21 صبح

مرند يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي شمال خاوري استان واقع شده است. تاريخ مرند به چند قرن پيش از ميلاد مسيح مي رسد. در دايره المعارف بزرگ اسلامي آمده است كه مرند مركز سكونت اقوامي مهم در دوره كلده و آشور بود. بطلميوس از اين شهر به نام ماندگار ياد كرده است. به عقيده ويليامز جاكسون، مرند پايتخت شهرستان واسپورگان در دوره ساسانيان بود و بقاياي آتشكده اي در تپه خاكستري مرند دليل همين مدعاست. آب و هواي مساعد كوهستاني، برف و باران كافي و مراتع و چمن زارهاي سرسبز؛ جاذبه هاي طبيعي زيادي را در دره ها و كوه هاي منطقه به وجود آورده است. كوه كيامكي داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه هاي آب معدني از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي مرند به شمار مي آيند. مرند به واسطه ي حاصل خيزي خاك و دارا بودن آب كافي از شهرستان هاي مهم كشاورزي استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود. بناهاي متعدد تاريخي از جمله: مسجد جامع مرند، كاروان سراي هلاكو و تپه هاي باستاني، قلعه ها، پل ها، حمام هاي قديمي و آرامگاه هاي مشاهير از ديگر مكان هاي ديدني شهرستان مرند محسوب مي شوند.

مكان هاي ديدني و تاريخي


آب و هواي مساعد كوهستاني، برف و باران كافي، مراتع و چمن زارهاي سرسبز جاذبه هاي طبيعي زيادي را در دره ها و كوه هاي منطقه به وجود آورده است. كوه كيامكي داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه هاي آب معدني از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي مرند به شمار مي آيند. بناهاي متعدد تاريخي از جمله مسجد جامع مرند، كاروان سراي هلاكو و تپه هاي باستاني، قلعه ها، پل ها، حمام هاي قديمي و آرامگاه هاي مشاهير از ديگر مكان هاي ديدني شهرستان مرند محسوب مي شوند.  

 

صنايع و معادن


رونق بخش هاي كشاورزي، دام داري و صنايع دستي سبب رونق نسبي بخش بازرگاني شده و مهم ترين اقلام صادراتي شهرستان مرند عبارتند از: گندم،‌ جو، تره بار، آفتابگردان، بنشن، سيب، گلابي، بادام، برگه زردآلو، ‌قالي،‌ گليم، سراميك و فرآورده هاي دامي. هم چنين معدن خاك چيني كائولن در 17 كيلومتري شمال خاوري مرند مهم ترين معدن ناحيه به شمار مي رود كه مواد آن به مصرف كارخانه سراميك سازي مي رسد. 

 

كشاورزي و دام داري


مرند به واسطه حاصل خيزي خاك و دارا بودن آب كافي از شهرستان هاي مهم كشاورزي استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود. عمده ترين محصولات كشاورزي شهرستان : غلات، حبوبات، دانه هاي روغني، سيب زميني، پياز، صيفي جات، چغندر قند، علوفه، زردآلو، سيب و انگور است. در اين شهرستان گوسفند، بز، گاوميش، شتر، و پرورش طيور از نظر دام داري اهميت زيادي دارند.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


مرند در اصل به زبان آذري «مارنده» بوده، مار همان كلمه ماد است كه در زبان آذري به مار تبديل شده است. نام يوناني مرند مرو است، و احتمالا از قومي به همين نام كه اين منطقه را تا درياچه اروميه تحت اشغال داشته اند گرفته شده است. نام قوم مروا با پسوند « ند» به شكل مرواند به معني جايگاه قوم مروا درآمده است كه در طول زمان به مرند تبديل شده است. در تقويم البلدان آمده كه واژه مرند به زبان ارمني به معناي دفن يا دفينه است. ارامنه معتقدند مرند محل دفن حضرت نوح است.
تاريخ مرند به چند قرن پيش از ميلاد مسيح مي رسد. در دايره المعارف بزرگ اسلامي آمده است كه مرند مركز سكونت اقوامي مهم در دوره كلده و آشور بود. بطلميوس از اين شهر به نام ماندگار ياد كرده است. به عقيده ويليامز جاكسون، مرند پايتخت شهرستان واسپورگان در دوره ساسانيان بود و بقاياي آتشكده اي در تپه خاكستري مرند دليل همين مدعاست. در سفرنامه ويليامز جكسون ( آمريكايي ) درباره وجه تسميه مرند آمده است كه بناي اين شهر به امر دختر ترسايي به نام ماريا گذاشته شد. وي كليساي بزرگي در اين محل بنا كرد كه اكنون مسجد جامع شهر است به همين دليل نام اين شهر ماريانا خوانده شد كه بعدها به مريند، مروند، ماريانه، و سپس به مرند تغيير نام يافت. آثار كليساي قديمي اين شهر هنوز پابرجاست و صليب هايي بزرگ و كوچك به شكلي زيبا دور تا دور قسمت فوقاني آن را پوشانده اند. از سويي ديگر برخي از محققين مرند را تغيير يافته كلمه « مادوند » و « مارند » يعني محل زندگي مادها ذكر كرده اند.
شواهد تاريخي نشان مي دهد كه مرند در روزگار قيام بابك خرم دين جزو قلمروي او بود و محمد روادي حكم ران مرند از بابك اطاعت مي كرد. پس از دوره رواديان، ديگر نامي از مرند برده نمي شود، ولي وقايع عمومي منطقه نشان مي دهد كه اين ناحيه تا حدود نخجوان، ايروان، تفليس، شيروان، شماخي، خوي و آن محل نبرد حكومت هاي آذربايجان، گرجستان و ارمنستان از يك سو و فرستادگان خلفا از سوي ديگر بوده است. با برقراري نظام ايلخاني پس از حملات مغول، سلاطين ايلخاني بر مراغه، تبريز و سلطانيه حكومت راندند. در دوره تيموريان و پس از آن مرند مانند ساير شهرها دچار غارت و جنگ و ويراني شد.
در دوران صفويه به خصوص در زمان شاه اسماعيل اول كه ايرانيان در جنگ چالدران شكست خوردند، ‌تمامي آذربايجان به تصرف عثماني ها در آمد و مرند هم مانند ساير شهرها از اين قاعده مستثني نبود. حتي به دليل موقعيت سوق الجيشي، بيش تر از ساير نقاط مورد تاخت و تاز قرار گرفت. درزمان شاه عباس، حكومت مرند به اميري به نام سلطان جمشيد خان دنبلي داده شد و اين شهر مركزيت حكومتي پيدا كرد. در سال 1016 هجري شاه عباس براي نبرد با عثمانيان مرند را پايگاه خود قرار داد.
در دوره قاجاريه به دليل رونق فعاليت هاي صنعتي، بازرگاني و معدني ماوراي ارس و داد و ستد بين تبريز و خوي با باكو و تفليس و مهاجرت و مسافرت مردم آذربايجان به روسيه هم چنين لزوم مبادلات پستي و راه كارواني، بر شهرت و آباداني مرند افزوده شد. در دوره انقلاب مشروطيت «شجاع نظام مرندي» در مرند، زنوز و منطقه علمدار و گرگر به مخالفت با مشروطيت و طرف داري از استبداد برخاست. در اين زمان راه مرند راه بازرگاني ايران به اروپا و روسيه بود و براي تبريز از لحاظ تأمين آذوقه و مايحتاج زندگي اهميت اساسي داشت. اين راه بارها توسط افراد «شجاع نظام مرندي» مسدود شد، اما سرانجام اين مرد با يك بمب پستي كه توسط مشروطه خواه معروف «حيدر خان عمو اوغلي» از تبريز فرستاده شد، به هلاكت رسيد.
 


مشخصات جغرافيايي


مرند يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي شمال خاوري استان واقع شده است. مركز اين شهرستان در 45 درجه و 46 دقيقه درازاي خاوري و 38 درجه و 26 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1334 متري از سطح دريا واقع است. اين شهرستان از شمال به شهرستان جلفا در مرز ايران و آذربايجان؛ از خاور به شهرستان اهر؛ از باختر به شهرستان خوي در آذربايجان غربي و از جنوب به شهرستان شبستر محدود است. اين شهرستان داراي آب و هواي معتدل است. مرند در مسير راه آهن تبريز و جلفا قرار گرفته است و راه هاي ترانزيتي مهم تبريز – تركيه و اروپا و مسير راه آهن تبريز - مرز جمهوري آذربايجان و جلفا از اين منطقه مي گذرد. فاصله ي مرند تا جلفا از اين جاده ترانزيتي و راه آهن برقي در حدود 67 كيلومتر است. مرند تا تبريز 71 كيلومتر و تا تهران 724 كيلومتر فاصله دارد.

يکشنبه 1390/9/27 12:21 صبح

تبريز يكي از قديمي ترين مناطق ايران و مهم ترين منطقه ي استان آذربايجان شرقي است. مجموعه ي آثار تاريخي و نشانه هاي باستان شناختي كه از محل هاي مختلف اين شهرستان در نتيجه ي حفاري هاي متعدد به دست آمده؛ دلالت بر ديرينه گي و قدمت تاريخي اين منطقه دارد. مردم تبريز به تدين، دلاوري، ‌آزادي خواهي و بيش از همه به صراحت بيان در عين برخورداري از روحي مهربان شهره اند. تبريز؛ مامن عرفا و شعرا، خاستگاه فضل و هنر و سرزمين اولين هاست. اولين مدرسه، اولين چاپ خانه، اولين تئاتر، اولين نشريه، و… در اين منطقه وجود داشته است. كشاورزي اين شهرستان به واسطه شرايط طبيعي مساعد چون: خاك خوب و حاصل خيز، رود دايمي، آب هاي زيرزميني، باران مناسب و آب و هواي معتدل پيشرفت خوبي دارد و از رونق قابل توجهي برخوردار است. تبريز يكي از قطب هاي صنعتي كشور نيز به شمار مي آيد و كارخانه هاي مهمي را در خود جاي داده است. شهرستان تبريز از جمله مناطق مهم ايران است كه به لحاظ گردشگري نيز داراي جاذبه هاي متعددي است. ماركوپولو شهر تبريز را معتبرترين و شريف ترين شهرها مي داند. كوهستان ها، دشت ها و دره ها ازجمله ارتفاعات سهند، دره ي ليقوان و دشت تبريز به همراه درياچه ها و تالاب هاي متعدد و آثار معماري و تاريخي كم نظير سبب شده اين منطقه از هر نظر داراي اهميت باشد. بناي باشكوه مسجدكبود كه يكي از شاهكارهاي معماري مساجد است، عمارت ائل گلي، خانه مشروطيت وكاخ شهرداري، به همراه تعداد زيادي مدرسه هاي تاريخي، بازارهاي قديمي، پل ها و آرامگاه هاي مشاهير از مهم ترين جاذبه هاي معماري و تاريخي شهرستان تبريز به شمار آيند.

مكان هاي ديدني و تاريخي


شهرستان تبريزاز جمله مناطق مهم ايران است كه از نظر تاريخي وطبيعي داراي جاذبه هاي متعددي است. كوهستان ها، دشت ها و دره ها ازجمله ارتفاعات سهند، دره ليقوان و دشت تبريز به همراه درياچه ها و تالاب ها از جاذبه هاي طبيعي منطقه به شمارمي آيند. غناي تاريخي و فرهنگي منطقه تبريز؛ سبب شده كه اين شهرستان داراي مساجد ومراكز تاريخي زيادي باشد. بناي باشكوه مسجد كبود كه يكي از شاهكارهاي معماري مساجد ايران است، مسجد حجه الاسلام با پنجاه و چهار گنبد آجري آن كه بر روي چهل ستون سنگي كبود قائم است، مسجد اوچ گوزلي با معماري تحسين برانگيز داخلي، امام زاده هاي متعدد، كليساها از جمله: كليساي مريم مقدس كه بزرگ ترين و قديمي ترين كليساي تبريزاست، عمارت ها و خانه هاي قديمي از جمله: عمارت ائل گولي، خانه مشروطيت وكاخ شهرداري، مدرسه هاي تاريخي، بازارهاي قديمي، پل ها و قبور قديمي ازجمله مقبره الشعرا از مهم ترين جاذبه هاي منطقه به شمار مي روند. 

 

صنايع و معادن


تبريز يكي از قطب هاي صنعت كشور محسوب مي شود. برخي از صنايع موجود در اين شهرستان عبارتند از : ماشين آلات و تجهيزات، نساجي و پوشاك و چرم، فرآورده هاي كاني و غير فلزي، مواد غذايي و دخانيات، ماشين سازي ( پمپ سازي، پمپيران، ليف تراك سازي سهند و شركت كمبيدرو)، پالايشگاه تبريز، نيروگاه بزرگ حرارتي، كبريت سازي ممتاز، و بسياري كارخانه هاي ديگر. 

 

كشاورزي و دام داري


كشاورزي در اين شهرستان به واسطه ي شرايط طبيعي مناسب چون خاك خوب و حاصل خيز، رود دايمي، آب هاي زيرزميني، باران مناسب و آب و هواي معتدل پيشرفت فراواني يافته است. كشاورزي يكي از قطب هاي اصلي اقتصادي در اين سرزمين است. گندم، انگور، گلابي، گردو، پياز و سيب زميني از جمله محصولات كشاورزي شهرستان تبريز هستند. دام داري در اين منطقه از ديرباز به شيوه سنتي رواج و رونق فراواني داشته است. امروزه علاوه بر شيوه هاي سنتي به پرورش صنعتي گاو، گوسفند، گاوميش، و ... نيز توجه زيادي مي شود. پرورش طيور نيز دراين شهرستان به روش هاي ياد شده انجام گرفته و از اهميت برخوردار است. پرورش زنبورعسل در دامنه كوه هاي سهند؛ ارزش اقتصادي فراواني دارد. توليدات دامي، فرآورده هاي شيري، پوست، پشم و چرم، مرغ و عسل از فرآورده هاي دامي شهرستان تبريز محسوب مي شوند كه جزو صادرات اين منطقه هستند.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تبريز در دامن سهند - اين آتشفشان خاموش تاريخ - آرميده، اما خود آتشفشاني است كه هر از گاه با خروشي سهم آگين سيماي تاريخ را دگرگون مي كند. تبريز يكي از قديمي ترين شهرهاي ايران است. مجموعه آثار تاريخي و نشانه هاي باستان شناختي كه از محل هاي مختلف آن در نتيجه حفاري هاي متعدد به دست آمده دلالت بر ديرينه گي و قدمت تاريخي اين شهر دارد. قديمي ترين مطلب مربوط به شهر تبريز، در كتيبه سارگن دوم پادشاه آشور( 722 – 750 ق . م ) آمده است كه آن را شهري بزرگ و آباد، و داراي باروي تو در تو وصف كرده است. سارگن در اين كتيبه از شهري به نام اوشكايا كه شايد همان اسكوي امروزي است و نيز از دژ و قلعه محكمي به نام تارويي ياد مي كند كه به احتمال زياد تبريز است. سارگن دوم در كتيبه خود از21 شهر در اين منطقه نام برده است كه نشان دهنده رشد شهر سازي در نواحي اطراف درياچه اروميه در هزاره اول پيش از ميلاد است. گذشته از اين، در يكي از كتيبه هاي سناخريب پادشاه آشور (705 – 681 ق . م ) از شهري به نام تربيس نام برده شده است كه پادشاه مزبور در آنجا معبدي به نام نركان ساخته بود.

برخي از مورخين و محققين، تبريز راهمان گابريسي مي دانند كه در پنجمين جدول آسيايي بطليموس اسكندراني ( در نيمه دوم قرن دوم ميلادي ) ثبت شده است و اعتقاد دارند كه بعد ها حرف گ به ت تبديل شده است. تاريخ بعد از اسلام تبريز، بر خلاف تاريخ كهن آن، روشن و واضح است. اين شهر در سال 21 هجري قمري به وسيله اعراب فتح شد و به دنبال آن قبايلي از اعراب مانند ازدها كه از قبايل معروف يمن بودند در اين شهر مانده حكومت رواديان را بنيان نهادند.

اغلب منابع بعد از اسلام نيز بناي اوليه تبريز را به زبيده خاتون همسر هارون الرشيد نسبت داده اند، اما در متون تاريخي قديم مطلبي كه دليل صحت اين ادعا باشد، ديده نشده است. از جمله كساني كه معتقدند شهر تبريز به امر زبيده خاتون دختر جعفر پسر منصور عباسي و همسر هارون الرشيد به وجود آمده است، حمد الله مستوفي قزويني است. او در كتاب نزهه القلوب، تاريخ بناي تبريز را 175 هجري قمري آورده و اضافه كرده است كه باروي تبريز 6000 گام بوده و 10 دروازه داشته است. احتمالا نام نبردن تبريز در فتوحات تازيان، از آن جهت بوده كه اين شهر در آن زمان چندان آباد و صاحب نام نبوده است. نام تبريز نخستين بار به عنوان قلعه آمده است كه بعد ها به شهري بزرگ تبديل مي شود. در دوره ي حكومت رواديان تبريز پايتخت آذربايجان شد و به علت موقعيت ممتاز جغرافيايي و نظامي خود بيش تر از ساير شهرها مورد توجه قرار گرفت.

در سال 340 هجري قمري از اتحاد سه گانه تبريز، اشنو (اسنه، اسنق) و دهخوارقان مملكت بني روديني به وجود آمد كه حكام آن قدرت و استقلال كامل داشتند و خلفاي بغداد از دخالت و نفوذ كمي در آن برخوردار بودند. از قرن دهم ميلادي يا قرن سوم هجري به بعد نام تبريز در رديف شهرهاي بزرگ آذربايجان آمده است كه در آن جا هم زمان با پيشرفت صنعت و تجارت، علم و تمدن نيز شكوفا شده است. در سال 420 هجري امير وهسودان فرمان رواي تبريز شد و از سال 446 هجري، تبريز و آذربايجان تحت سلطه حكومت سلجوقيان قرار گرفت. اهالي تبريز در سال 616 هجري موفق شدند با دادن هداياي قيمتي و پول فراوان، از هجوم مغولان به شهر و ويراني آن جلوگيري كنند. پس از حمله مغول به ايران براي اولين بار شهر تبريز به دستور آباقاخان ( 680 – 663 هجري قمري ) پايتخت رسمي ايلخانان شد. در سال 685 هجري در دوران حاكميت آباقاخان در تبريز، زندگي مدني و اقتصادي دوبار شكوفا شد. تبريز اولين شهر بزرگ منطقه است كه ماركوپولو از آن ديدن مي كند.

سلطان محمود غازان خان معروف ترين شاه مغول در 694 هجري تبريز را مقر حكومت قرار داد و آن را به منتهاي درجه عظمت و بزرگي و آباداني رسانيد. در اين زمان تبريز نه تنها در آذربايجان و ايران، بلكه در شرق نزديك و ميانه نيز مركز بازرگاني و صنعت و جايگاه علم و تمدن شد. در اين عصر، غازان خان در روستايي به نام شام در كنار آجي چاي آباداني هاي بزرگي انجام داد و مقبره با شكوه شام غازان يا نشيب غازان را بنا كرد. تجارت و داد و ستد به علت برقراري امنيت و رفاه و ازدياد جمعيت رونق يافت و بازارهاي زيادي ساخته شد.

خواجه رشيد الدين فضل الله همداني در بخش شمالي تبريز در بيلانكوه، مركز علمي ربع رشيدي را بنا نهاد. تاج الدين عليشاه جيلاني نيز مسجد عليشاه ( ارك تبريز ) را در مركز شهر بنا نهاد. تبريز در اين زمان رسما پايتخت ايلخانان مغول بود و تمام مملكت از جيحون تا مصر زير اطاعت فرمان روايان تبريز قرار داشت. پس از ايلخانان مغول، تبريز در عصر تركمانان آق قويونلو و قره قريونلو پايتخت ايران شد و در اين زمان ( 870 هجري قمري) بود كه به دستور جهان شاه بن قره يوسف بن تركمان مسجد كبود ( گوي مسجد) بنا شد.

يورش هاي امير تيمور و فرزندان او به تبريز، كوچ دادن اجباري صنعتگران و هنرمندان تبريزي به تركستان و بالاخره زلزله هاي بي امان و پي در پي شكوه و عظمت تبريز را به طور موقت از بين برد و بيش تر آثار تاريخي كم نظير آن از بين رفت. در سال 906 هجري قمري شاه اسماعيل صفوي تبريز را پايتخت ايران كرد. در دوران صفوي شهر تبريز بارها ميدان جنگ ايران و عثماني بود. در آغاز حكومت قاجار به خصوص زمان فتح علي شاه، تبريز پايتخت دوم يا وليعهد نشين ايران و محل استقرار عباس ميرزا نايب السلطنه شد. تمام وليعهدهاي خاندان قاجار دوران وليعهدي خود را در مقام حاكم آذربايجان، در اين شهر سپري كردند. شهرستان تبريزهم اكنون نيز به عنوان يكي از مهم ترين مناطق ايران و با اهميت ترين منطقه ي استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود.

 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان تبريز؛ مهم ترين منطقه ي استان آذربايجان شرقي است. شهر تبريز مركز استان آذربايجان شرقي، در 46 درجه و 17 دقيقه درازاي خاوري و 38 درجه و 05 دقيقه پهناي شمالي از نصف النهار گرينويچ واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دريا 1366 متر است. اين شهرستان در قسمت خاوري شمال درياچه اروميه و 619 كيلومتري باختر تهران قرار دارد و در 150 كيلومتري جنوب جلفا، مرز ايران و جمهوري آذربايجان قرار گرفته است. شهر تبريز از سمت جنوب به رشته كوه منفرد و هميشه پر برف سهند و از شمال خاوري به كوه سرخ فام عون بن علي(عينالي) محدود مي شود. رودخانه آجي چاي (تلخه رود) از قسمت شمال و شمال باختر تبريز مي گذرد و بعد از طي مسافتي قابل توجه در دشت تبريز به درياچه اروميه مي ريزد.
آب و هواي تبريز معتدل و نيمه مرطوب است. اين شهرستان از شمال به شهرستان هاي اهر و شبستر، ‌از خاور به شهرستان سراب و ميانه و از جنوب به شهرستان مراغه و از باختر به درياچه اروميه و آذربايجان غربي محدود مي شود. تبريز در مسير مناسب ترين و مهم ترين راه هاي ارتباطي با شمال خاور (اردبيل، كرانه هاي خزر، آستارا)، خاور(ميانه، قزوين، تهران) باختر (امتداد مرند، خوي، ارزروم تركيه ) و شمال (مسير مرند - جلفا، ايروان، باكو، تفليس ) واقع شده است. از اين رو راه ارتباطي تبريز همواره مورد توجه جهانگردان و مهاجمان و بازرگانان دردرازاي تاريخ بوده است. مهم ترين راه هاي اين منطقه عبارتند از:
- راه تبريز – جلفا؛ مرز ايران و جمهوري آذربايجان به سوي شمال باختري، به درازاي 130 كيلومتر.
- راه تبريز – بستان آباد؛ به سوي جنوب خاوري به درازاي 61 كيلومتر. ( با ادامه اين راه به سوي جنوب خاوري و گذشتن از شهرهاي ميانه – زنجان - قزوين و كرج و تهران به درازاي 620 كيلومتر)
- راه بستان آباد با ادامه به سوي شمال خاوري، به درازاي 215 كيلومتر – تبريز – اردبيل.
- بزرگ راه تبريز– ياسمنج به درازاي 20 كيلومتر.
- بزرگ راه تبريز – خسرو شهر به سوي جنوب باختري به درازاي 24 كيلومتر. اين راه تا 10 كيلومتر پس از خسرو شهر باز به صورت بزرگ راه و از آن جا به بعد با گذشتن از شهرهاي ممقان و آذرشهر تا بندر رحمان لو (كرانه خاوري درياچه اروميه) به صورت جاده اصلي ادامه مي يابد.
- راه فرعي به سوي شمال تبريز – روستاي بابا باغي به درازاي 7 كيلومتر.
- راه آهن تهران – تبريز از باختر شهر مي گذرد و در مركز بخش صوفيان دو شاخه مي شود: راهي به سوي شمال تا جلفا مرز ايران – جمهوري آذربايجان و از آن جا در خاك كشور همسايه ادامه مي يابد. شاخه ديگر راه آهن به سوي مرز رازي – ايران – تركيه پيش مي رود و اين راه در خاك تركيه تا استانبول و از آن جا تا آتن – يونان ادامه مي يابد.
فرودگاه تبريز در10 كيلومتري شمال باختري شهر ايجاد شده، داراي باندهاي پرواز براي انواع هواپيماهاي باري و مسافري و از جمله فرودگاه هاي بزرگ كشور است

يکشنبه 1390/9/27 12:16 صبح

شبستر يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه ناحيه ي خاور استان واقع شده است. شبستر يك منطقه ي كشاورزي است و باغ هاي ميوه و تاكستان ها، اين منطقه را در بر گرفته اند. فرآورده ها و محصولات كشاورزي شبستر را گندم، جو، بنشن، دانه هاي روغني، گياهان علوفه اي، گلابي، سيب، گردو، زردآلو، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو و هلو تشكيل مي دهد. درياچه اروميه و جزاير و بنادر آن، آبشار عيش آباد و ارتفاعات منطقه از جاذبه هاي طبيعي شهرستان شبستر محسوب مي شوند. منطقه ي كوزه كنان شبستر مهم ترين ناحيه ساخت صنايع دستي سفالي اين ناحيه است. بناهاي تاريخي و ديدني متعدد حكايت از قدمت تاريخي منطقه دارند. مساجد شبستر در رديف مكان هاي ديدني به شمار مي آيند. در تسوج مسجد زيبايي وجود دارد كه مسجد يادگار شاه ناميده مي شود. هم چنين قبور عارفان و مشاهير مانند: مقبره شيخ محمود شبستري و مزار پيررجب در كنار روستاي تاريخي سيس از مكان هاي ديدني منطقه به شمار مي آيند.

مكان هاي ديدني و تاريخي


درياچه اروميه و جزاير و بنادر آن، آبشار عيش آباد و ارتفاعات منطقه از جاذبه هاي طبيعي شهرستان شبستر محسوب مي شوند. بناهاي تاريخي و ديدني متعدد حكايت از قدمت تاريخي منطقه دارند. مساجد شبستر در رديف مكان هاي ديدني به شمار مي آيند. در تسوج مسجد زيبايي وجود دارد كه مسجد يادگار شاه ناميده مي شود. هم چنين قبور عارفان و مشاهير مانند: مقبره شيخ محمود شبستري و مزار پيررجب در كنار روستاي تاريخي سيس از مكان هاي ديدني منطقه به شمار مي آيند.  

 

صنايع و معادن


در رشته صنايع؛ بيش ترين اهميت را در شهرستان شبستر كارخانه سيمان صوفيان دارا است كه با توجه به ظرفيت نسبتا زيادش؛ مقدار قابل توجهي نيروي كار منطقه را به خود جذب كرده و سبب انتقال نيروي فعال بخش كشاورزي به بخش صنعت شده است. هم چنين كارخانه هاي تهيه خشك بار و كارخانه تعميرات كشتي بندر شرفخانه اهميت ويژه دارد. سنگ آهك و نيز تعدادي معدن شن و ماسه و معدن نمك نيز در سطح اين شهرستان وجود دارد.  

 

كشاورزي و دام داري


شبستر يك منطقه ي كشاورزي است و باغ هاي ميوه و تاكستان ها، شهر را در ميان گرفته اند. فرآورده ها و محصولات كشاورزي شبستر را گندم، جو، بنشن، دانه هاي روغني، گياهان علوفه اي، گلابي، سيب، گردو، زردآلو، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو و هلو تشكيل مي دهد. دام داري و دام پروري از فعاليت هاي بسيار مهم شهرستان شبستر به شمار مي آيد. اين امر به دليل وضعيت خاص منطقه و وجود مراتع غني از رونق كامل برخوردار است. فعاليت اين شهرستان در زمينه زنبورداري نيز چشم گير است. 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


شبستر از شهرهاي قديم آذربايجان است، كه نام آن در كتاب هاي بسياري آمده است. حمدالله مستوفي در نزهه القلوب(740 هـ ق) فراواني نعمت اين بخش را ستوده و چنين مي نويسد:« چهارم، ناحيت ارونق بر غرب شهر( تبريز ) است. آغازش سه فرسنگي شهر است تا پانزده فرسنگي و عرضش پنج فرسنگ باشد. حاصل نيكو از انگور، غله، و ميوه دارد و مدار تبريز بر ارتفاعات آن جا بادش و سي پاره ديه است و اكثرش معظم كه هر يك قصبه اي است چون سيس، شبستر، و ايقان، كوزه، كنان و …» بخشي از آوازه شبستر نيز به وجود بزرگاني چون: شيخ محمود شبستري عارف و صاحب مثنوي گلشن راز، و ميرزا علي اكبر معجز شبستري شاعر طنزسراي برجسته آذربايجان، مربوط مي شود.  

 

مشخصات جغرافيايي


شبستر يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه ناحيه ي خاور استان واقع شده است. شبستر در درازاي خاوري 45 درجه و 42 دقيقه و پهناي شمالي 38 درجه و 11 دقيقه و در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا واقع شده است. رود فصلي شبستر از مناطق خاوري شهر مي گذرد و آب آن به مصرف كشاورزي و باغ داري مي رسد. شبستر از شمال با مرند از باختر و جنوب با درياچه اروميه و از خاور با شهرستان هريس هم جوار است. شهر شبستر در مسير راه اصلي تبريز – سلماس است. فاصله شبستر تا سلماس و تبريز به ترتيب 93 و 67 كيلومتر است. راه آهن تبريز – تركيه از 4 كيلومتري شهر عبور مي كند.

يکشنبه 1390/9/27 12:16 صبح

سراب يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در باختر اين استان واقع شده است. بيش تر مردم اين ناحيه به كشاورزي اشتغال دارند اما صادرات مهم اين شهرستان عده اي را نيز در كار بازرگاني وارد كرده است. كوهستان آتشفشاني سبلان؛ مهم ترين جاذبه طبيعي منطقه است. ماهيت كوهستاني شهرستان باعث ايجاد چشمه هاي آب معدني زيادي در منطقه شده است. بناهاي تاريخي از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مكان هاي ديدني و تاريخي شهرستان سراب محسوب مي شوند. انواع محصولات كشاورزي در اين ناحيه به عمل مي آيد و پرورش زنبور عسل نيز در اين منطقه رايج است. صنايع مختلف كارخانه اي و صنايع دستي از جمله قالي و گليم بافي در شهرستان سراب رواج دارد.

 

مكان هاي ديدني و تاريخي

 

كوهستان آتشفشاني سبلان مهم ترين جاذبه طبيعي منطقه است. ماهيت كوهستاني شهرستان سراب باعث ايجاد چشمه هاي آب معدني زيادي در منطقه شده است. بناهاي تاريخي از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مكان هاي ديدني شهرستان سراب محسوب مي شوند.  

 

صنايع و معادن


صنايع اين شهرستان شامل انواع كارخانه اي، كارگاهي و دستي مي شود. صنايع كارخانه اي شامل: كارخانه هاي قوطي سازي،‌ ريسندگي و بافندگي منسوجات،‌ حوله بافي و آجر پزي، و كارگاه ها شامل پنير سازي، ‌توليدات كشاورزي، رنگ رزي نخ و آرد سازي مي شوند. مردمان ناحيه سراب به صنايع دستي نيز اشتغال داشته و به واسطه قدمت تاريخي، ‌اين صنايع از جايگاه خوبي برخوردارند مهم ترين صنايع دستي منطقه را قالي، فرش، سفال و گليم و… تشكيل مي دهد. دو معدن نمك آبي با استخراج ساليانه 34000 تن و ديگري با استخراج ساليانه 15000 تن به ترتيب در جنوب باختري و شمال باختري سراب واقع شده است . يك معدن اورانيوم نيز در روستاي ده چال در دست مطالعه است.  

 

كشاورزي و دام داري


عمده ترين محصولات كشاورزي سراب؛ گندم و جو، علوفه، بنشن، تره بار، توتون، سيب، گلابي، زردآلو و گردو تشكيل مي دهد. محصولات كشاورزي اين شهرستان بخش عمده اي از صادرات اين ناحيه را تشكيل مي دهد. پرورش زنبور عسل و دام داري از مشاغل اصلي اهالي است. منطقه ي سراب به علت قرار گرفتن درجلگه هموار و دارا بودن خاك هاي غني و رسوبي و آب كافي يكي از مراكز عمده پرورش دام در آذربايجان محسوب مي شود، به طوري كه گاوهاي نژاد سراب معروفيت خاصي دارد. پرورش دام در اين شهرستان شامل گاو شيري، گوساله پرواري، گاو ميشي، گوسفند، بز و ميش مي شود. پرورش طيور درحد خودكفايي و شامل مرغ گوشتي، تخمي و مرغ بومي است. علاوه بر آن پرورش ماهي(قزل آلا، كپور و سفيد) نيز در اين شهرستان انجام مي شود. پرورش زنبور عسل در شهرستان سراب به دو صورت بومي و مدرن انجام گرفته از جايگاه خوبي برخوردار است. 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


سراب چون در كنار سراورود ساخته شده آن را سراو يا سراب نام نهاده اند. منطقه سراب از جمله مناطقي است كه از ديرباز مسكوني بوده است. وجود كتيبه اورارتويي، ‌تپه هاي باستاني و معابد سنگي در حومه اين شهر نشان گر قدمت تاريخي منطقه است. سراب در دوره امپراتوري اورارتويي از جمله مناطق داراي تمدن شهر نشيني بود. حتي پاره اي از محققين و باستان شناسان بر اين باورند كه قبور پراكنده در اطراف و اكناف شهر سراب، قدمتي بيش از سنگ نبشته هاي اورارتويي دارند. آثار به جاي مانده از فتوحات حكمرانان اورارتويي قدمت تاريخي اين منطقه را به سال هاي 685-730 ق. م مي رساند.
مراكز تمدن عهد باستان، معمولا پس از ويراني و انهدام در اثر حملات دشمنان، دوباره بازسازي نمي شد، اما شهر سراب بعد از شكست اورارتوها، در دوران حكمراني پارت ها نيز از رونق كافي برخوردار شد و مورد توجه حكم رانان پارتي بود. وجود تپه هاي باستاني، تل ها و سفالينه هاي كشف شده در منطقه، شاهد اين مدعا است. در منطقه سراب آثار متعددي از جمله معابد سنگي، قلاع و يك چهار طاقي متعلق به دوران تمدن ساساني بر جاي مانده كه مبين اهميت آن، در دوره ساساني است.
در دوران بعد از حاكميت اسلام در ايران و آذربايجان، شهر سراب هم چنان ارزش و اعتبار شهري خود را حفظ كرد و به لحاظ موقعيت ويژه جغرافيايي و حاصل خيزي خاك هميشه مورد توجه حكم رانان بود.
شهر سراب در دوران حكومت مغولان از مراكز عمده حكومتي آذربايجان بود. نوشته اند كه سلطان احمد اكودار كه اسلام آورده بود، از دست ارغون خان و سرداران مغول به اردوي مادر كه در سراب مستقر بود، پناه برد و در آن جا دستگير شد و به دستور ارغون به سال 683 كشته شد. بعد از شكست سلطان احمد اكودار ارغون خان مغول، شوراي مغولان را در گردنه سايين به سال 683 تشكيل داد.
در زمان حكومت چوپانيان نيز سراب مورد توجه بود و حكومت آن با « جاني بيگ خان» از اولاد «جوجي خان» بود كه در سال 758 در اين شهر كشته شد. در اوايل حكم راني صفويه كه شهرهاي تبريز و اردبيل از شهرهاي مهم به شمار مي رفتند، سراب به دليل نزديكي به اين دو شهر و موقعيت سوق الجيشي، از اهميت ويژه اي برخوردار بود. شاه اسماعيل صفوي بعد از شكست در جنگ چالدران به سراب روي آورد. و در سال 930 در اين شهر درگذشت. جنگ شاه اسماعيل و خليل پاشا در سراب روي داد و باعث ويراني و خسارات جبران ناپذيري شد، ولي شاه عباس قواي عثماني را در اين شهر شكست داد.
به سال 1205 آغا محمد خان قاجار با صادق خان شقاقي در اين منطقه جنگيد و بعد از گريختن صادق خان از شهر، آغا محمد خان سراب را فتح كرد. صادق خان شقاقي درجنگ با فتح علي شاه نيز شكست خورده به سراب عقب نشيني كرد و بعد از اينكه جواهرات آغا محمد خان را به فتح علي شاه پس دارد، از طرف شاه قاجار بخشوده شد و به حكومت سراب منصوب شد. شهرستان سراب هم اكنون دربرگيرنده شهرها، بخش ها و روستاهاي زيادي است و از مناطق آباد و سرسبز استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود.  

 

مشخصات جغرافيايي


سراب در 47 درجه و 34 دقيقه طول و 37 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي و در ارتفاع 1680 متري از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان در غرب استان آذربايجان شرقي واقع است و از شمال با مشگين شهر در استان اردبيل، از جنوب با ميانه و هشترود، از شرق با استان اردبيل و از غرب با بستان آباد همجوار است. رود آجي چاي از 4 كيلومتري جنوب و رود پيسلر چاي از يك كيلومتري مشرق، و هند رود چاي از ميان شهر عبور مي كند. آب و هواي سراب نسبتا سرد و خشك مي باشد.( سراب در مسير اصلي بستان آباد – اردبيل قرار دارد و از اين طريق در 73 كيلومتري شهر بستان آباد و 134 كيلومتري شهر تبريز ودر 85 كيلومتري شهر اردبيل قرار گرفته است.

يکشنبه 1390/9/27 12:16 صبح

كليبر يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي شمال خاوري اين استان واقع شده است. اين شهرستان از نظر كشاورزي و باغ داري وضع خوب و پر رونقي داشته و كشت در آن به صورت آبي و ديمي است. سراسر منطقه ي كليبر را كوهستان ها و جنگل هاي تنك و انبوه پوشانيده و جلوه ي زيبايي به نمايش گذاشته است. دره ي پيغام و مناطق حفاظت شده ي اين شهرستان به همراه بناهاي تاريخي مانند قلعه بابك، قلعه پيغام، بقعه ها، قلعه هاي قديمي، برج ها، پل ها، تپه هاي باستاني، مناطق تاريخي و عمارت هاي قديمي از جمله ساختمان تاريخي طومانيانس از جاذبه هاي تاريخي و مكان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.


مكان هاي ديدني و تاريخي


سراسر منطقه كليبر را كوهستان ها و جنگل هاي تنك و انبوه پوشانيده است. دره پيغام و مناطق حفاظت شده اين شهرستان به همراه بناهاي تاريخي مانند: قلعه بابك، قلعه پيغام، بقعه ها، قلعه هاي قديمي، برج ها، پل ها، تپه هاي باستاني، مناطق تاريخي وعمارت هاي قديمي از جمله ساختمان تاريخي طومانيانس از جاذبه هاي تاريخي و مكان هاي ديدني منطقه به شمار مي روند.  

 

صنايع و معادن


صنايع كليبر بيش تر كارگاهي و شامل توليد آسياب برقي و موتوري، موزاييك سازي، تانكر سازي، قندريزي، آهنگري، جوشكاري، كابينت سازي و كش بافي است.  

 

كشاورزي و دام داري


اين شهرستان از نظر كشاورزي و باغ داري وضع خوب و پر رونقي داشته و كشت در آن به صورت آبي و ديمي صورت مي گيرد. فرآورده هاي كشاورزي در اين شهرستان عبارتند از: گندم، جو، نباتات علوفه اي، بنشن، تره بار و محصولات عمده باغات عبارتند از: سيب درختي، توت درختي، سماق، گيلاس، گردو، زغال اخته كه بيش تر جزو صادرات منطقه است. دام داري و دام پروري كه از مهم ترين رشته فعاليت هاي اقتصادي كليبر محسوب مي شود از دير باز به علت موقعيت خاص منطقه و وجود مراتع سر سبز رونق فراوان داشته است. پرورش دام بيش تر شامل گاو، گوساله، گاوميش، گوسفند و اسب است كه توسط عشاير و روستاييان صورت مي گيرد و دام و فرآورده هاي دامي جزو صادرات اين شهرستان محسوب مي شوند. پرورش طيور به شيوه هاي صنعتي و سنتي شامل پرورش مرغ، غاز، بوقلمون و اردك است كه در حد خودكفايي توليد مي شود. 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


در روزگاران قديم اهر و كليبر از قصبات پيشكين( مشگين شهر ) بودند. ‌حمدالله مستوفي در ذكر منطقه تومان پيشگين، درباره كليبر چنين مي نويسد: «تومان پيشگين، ‌در اين تومان هفت شهر است. پيشگين، خيار، انار، ارجاق، اهر، تكلفه، كلنبر( كليبر)». از نظر تاريخي، كليبر به خاطر وجود قلعه بابك كه روزگاري مركز قدرت بابك خرم دين بوده، داراي اهميت فوق العاده اي است. 

 

مشخصات جغرافيايي


كليبر يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي شمال خاوري اين استان واقع شده است. شهرستان كليبر از جنوب با اهر از شمال با جمهوري آذربايجان از باختر با رود ارس و جمهوري ارمنستان و از خاور با استان اردبيل همسايه است. كليبر در بستر رود كليبر و در سرزميني صخره اي واقع شده و تنها معبر كوهستاني ميان اهر و بخش هاي ساحلي رود ارس است. آب و هواي اين شهرستان نسبتا سرد و نيمه خشك است. كليبر در 47 درجه و 02 دقيقه درازاي خاوري و 38 درجه و 52 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1240 متري از سطح دريا واقع شده است. مسير راه كليبر – اهر به درازاي تقريبي 45 كيلومتر يكي از مسيرهاي دسترسي به اين منطقه است. راه هاي منشعب از مركز شهرستان عبارتنداز: جاده شوسه كليبر- مغان (اصلاندوز) و خمارلو به سمت شمال خاوري كه اين جاده تا سه راه اسكانلو به طول 60 كيلومتر و تا خمارلو به درازاي 71 كيلومتر شوسه است.

يکشنبه 1390/9/27 12:16 صبح
X