غار آغ بولاق : اين غار در قسمت جنوبي روستاي قره چمن از توابع شهرستان بستان آباد واقع شده و از نوع غارهاي استلاكتيت است. عرض دهانه غار حدود 2 متر است و دسترسي به آن از روستاي قره چمن امكان پذير است. غار زيباي آغ بولاق مورد توجه و بازديد كوهنوردان علاقه مند است
غار اسكندر : غار اسكندر به فاصله 30 كيلومتري تبريز در روستاي سعيد آباد واقع شده و دسترسي به آن از طريق جاده ترانزيتي تبريز- تهران ميسر است. عرض دهانه اين غار حدود 5 متر و ديواره هاي داخل آن داراي استلاكتيت هاي جالب توجهي است.
غار دوگيجان : اين غار، كه از نوع غارهاي استلاكتيات است، در شرق شهر مرند قرار دارد و راه دسترسي به آن سواره رو مي باشد. دهانه آن به عرض 5/3 متر است
اين سرزمين در دوره مادها به نام ماد كوچك معروف بود . با حمله مغولان و با ورود هلاكوخان ، آذربايجان مركز شاهنشاهي مغولان از خراسان تا شام شد. پس از مغولان و خاندان تركان قره قيونلوها و آق قيونلوها بر اين منطقه تسلط يافتندو بعد شاه اسماعيل اول تبريز را پايتخت ايران اعلام كرد . بعد ها در دوره قاجار و در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار بخشي از آذربايجان طي عهد نامه هاي به روسيه واگذار شد. از نام هاي ديگر اين سرزمين ايرانويچ ،آذرگشسب و آتورپادگان است . بعد از فتحعلي شاه ، شهر تبريز وليعهد نشين شد و احمد شاه و ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه و بالاخره محمدعلي شاه دوران ولايت عهدي خود را در اين شهر گذراندند. رضاخان در سال 1300 شمسي سيطره حكومت مركزي ايران را بر اين منطقه برقرار كرد. با شروع جنگ جهاني دوم در سال 1320 شمسي، نيروهاي شوروي وارد ولايات شمالي ايران از جمله آذربايجان شدند. اين نيروها در ارديبهشت ماه 1325 شمسي به دنبال طرح مسئله آذربايجان در سازمان ملل متحد، آذربايجان را تخليه كردند. مردم آذربايجان در جريان ملي شدن صنعت نفت در سال 1329 شمسي مبارزه را عليه استعمار انگليس آغاز كردند و سرانجام با پيروزي ، انگليس شكست خورد.
بيشتر صنايع دستي استان عبارتند از: قلم زني روي مس و برنج، خراطي و سبد بافي، خاتم كاري، شيشه گري، تراش و نقاشي روي شيشه، زيلوبافي، نقاشي روي چرم، قالي بافي و چاپ باتيك، سفال گري، حصير بافي، ورني بافي و دست بافي، جاجيم و گليم، چنته، روبه پشتي، جوال، خورجين.
پتو بافي
اين صنعت فقط در روستاي قشلاق ملارد، از توابع كرج، رواج دارد و دست اندركاران آن را عموماً افراد غير بومي مهاجر از تبريز و ديگر نقاط كشور تشكيل مي دهند.
جاجيم بافي
كوهستاني بودن و داشتن مراتع سرسبز و گله داري گسترده در منطقه فيروزكوه، اين منطقه را به يكي از مراكز توليد پشم ايران تبريل كرده است. جاجيم هاي توليدي در روستاهاي فيروز كوه به دليل نزديكي منطقه با مازندران كاملاً تحت تاثير دست بافت هاي آلاشت است، با اين تفاوت كه عرض جاجيم هاي توليدي آن از 25 سانتي متر تجاوز نمي كند. گروهي از عشاير ساكن در روستاي «قجر تخت رستم » از توابع شهريار ، نيز در گذشته به توليد جاجيم هاي بسيار نفيس اشتغال داشتند كه امروزه به دليل جاذبه هاي اقتصادي قالي بافي جذب اين حرفه شده اند. در روستاهاي كوهان از توابع دماوند، كارگاه هاي توليد جاجيم، به توليد بافته هايي به عرض 52 سانتي متر اشتغال دارند. عشاير اسكان يافته در روستاهاي قشلاق فرون آباد، قشلاق حاجي آباد، قلعه نو و لپه زنگ (از توابع شهر ري) نيز با بافت جاجيم آشنايي دارند.
چادر شب بافي
ديرينه ترين صنعت دستي رايج در مناطق روستايي استان تهران بافت چادر شب در اندازه هاي متفاوت، براي مصارف مختلف است.
حوله بافي
در گيلان و كوهان به وسيله دستگاه هاي دو وردي ساده به توليد نوعي حوله ابريشمي در اندازه هاي مختلف مي پردازند. در روستاي آبسرد از توابع دماوند نيز حوله بافي رايج است.
زيلوبافي
در منطقه ورامين بافت زيلوهاي نامرغوب و ارزان قيمت رواج تقريباً گسترده اي دارد و در قشلاق داود آباد ورامين، باقرآباد، گرگ تپه، قرچك و خيرآباد كارگاه زيلوبافي داير است و گروهي توليد كننده غير بومي با بهره گيري از دستگاه هاي بافندگي دستي سرگرم به كار هستند.
شيشه گري
در روستاهاي خيرآباد (از توابع ورامين) و قشلاق ملارد (از توابع كرج) كارگاه هاي شيشه گري داير است. توليد عمده اين كارگاه ها پارچ و ليوان ها و گاهي گلاب پاش است.
قالي بافي
بافت قالي و قاليچه در استان تهران گستردگي چشمگيري دارد. اين هنر به صورت حرفه اي خانگي در تمام نقاط روستايي رايج است.
گليم بافي
گليم بافي در استان داراي سابقه طولاني است و بافت انواع گليم نقش دار و مخطط در نقاط مختلف رواج دارد. گليم بافان روستايي براي تار و پود بافته هاي خود از پشم استفاده مي كنند ، ولي در پاره اي موارد نيز براي توليد محصول مرغوب تر از نخ پنبه اي براي تار بهره مي گيرند. گليم بافي در اغلب نقاط استان رواج دارد، روستاي اميريه (از توابع فيروزكوه)، قشلاق فرون آباد، حاجي آباد و قلعه نو (از توابع شهرري)، روستاهاي كرج از اين جمله اند.
نمدمالي
از جمله صنايع پرپيشينه مناطق روستايي استان تهران نمدمالي بودكه در حال حاضر تقريباً منسوخ شده است. در سال هاي اخير كليه دست اندركاران از اين صنعت دست كشيده و فقط تعداد معدودي از عشاير هنگامي كه به مراتع حومه منطقه شميران كوچ مي كنند تعداد محدودي نمد براي مصرف شخصي توليد مي نمايند. تعدادي نمدمال در روستاي «كش» از توابع طالقان نيز هنوز حضور دارند.
وارد طهراني (محمّد شفيع):
محمد شفيع، فرزند محمد شريف تهراني، متخلص به وارد و از شاعران تهران است. اجدادش از خدام آستان حضرت عبدالعظيم(ع) بودهاند. به دنبال دعوت عالمگير پادشاه از استادش، ملاّ سليم تهراني، همراه وي به هندوستان رفت و در آن ديار، گاه در حيدر آباد (در دوره فرمانروايي عبدالله قطب شاه) و گاه در دهلي (در دوره فرمانروايي بهادر شاه جانشين عالمگير شاه)، روزگار گذراند و سرانجام درويشي اختيار كرد.
شريفاي طهراني:
كه گاه به كاشف مشهور بود، برادر حميد اسماعيل منصف تحصيل كردهاي بود كه در طرشت قضاوت ميكرد. وي در نظم و نثر تبحر داشت. اشعار مشهور او عبارت است از: ليلي و مجنون، عباس نامه و هفت پيكر. آثار نثر او نيز به قرار زير است: سراجالخير، دُرّ مكنون و خزان و بهار.
صبوري طهراني (محمود):
وي از شاعران تهران در عصر صفويه بوده كه فزون بر شاعري به كتابت هم اشتغال داشته است.
عطاءالله طهراني (استاد):
استاد عطاءالله طهراني از شاعران و استادان ادب در تهران بوده است.
ساقي ميرزا:
معمار شاه اسماعيل صفوي بود، كه به مقام وزارت نيز رسيد. وي همچنين، طبع لطيفي داشت و شعر هم ميسرود. (سده دهم).
افضل نامي طهراني:
از شاعران اوايل دوران صفوي است كه شعرش به غايت رنگين و متين است. از شاگردان مولانا اميدي تهراني و احتمالاً از ملايان تهران هم بوده كه در جواني به طور ناگهاني وفات يافته است.
حقي رازي (مولانا):
مولانا حقّي، منسوب به رازي، را شاعري زبان آور نگاشته اند.
قاسم بيك افشار:
مشهور به ملّا حا لتي، از نامدارترين شاعران دورهي شاه طهماسب اوّل بود كه در تهران نشو و نما پيدا كرد