سال 1338 به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و گلهای صحرایی، در استودیو گلها شروع به فعالیت نمود و رسمآ اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساری در کنار اساتیدی چون مرتضی خان محجوبی، احمد عبادی، حبیب الله بدیعی، جواد معروفی، حسن کسائی، پرویز یاحقی، جلیل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمی و فرهنگ شریف به خلق آثار ماندگار موسیقی اصیل ایرانی همت گماشت. ثلث آخر زندگی این استاد فرزانه و خواننده صاحب مکتب در کنار اسد الله ملک هنرمند ارزشمند سپری شد. خوب به خاطر دارم که عصر روز یکشنبه ششم مهرماه 1348 آقای اسد الله ملک به منزل ما در تهران پارس آمدند. معلوم شد که برنامه ای با عنوان نوایی از موسیقی ملی به همت شادروان دکتر منوچهر جهان بلگو در حال شکل گیری و تدوین است که در این برنامه محمودی خوانساری برای اولین مرتبه اقدام به اجرای ترانه خواهد نمود. به همین مناسبت از پدرم خواست که بروی آهنگی که بر روی آهنگی که در نغمه افشاری ساخته بود ترانه ای بسراید. از زمان نواختن ملودی تا سرودن ترانه ای با عنوان مرغ شباهنگ کمتر از پنجاه دقیقه طول کشید که حاصل این فعالیت مشترک پس از 29 سال و به بهانه یازدهمین سال درگذشت این استاد نامی، بار دیگر به همت آقای حسن اکبراف در اختیار دوستداران هنر واقعی و اصیل این مرز و بوم قرار می گیرد.
یازده سال از درگذشت این هنرمند فرزانه و فروتن گذشت. استادی که ادب و انسانیت را سرلوحه رفتار خویش قرار داد. خواننده ای که به داشتن صدای تنها اکتفا نکرد و همّ و غم خود را صرف بکارگیری صحیح این ودیعه الهی نمود. خواننده ای با سوادی که امر آواز را به مفهوم کامل می دانست تا جایی که هنگام خواندن و تلفّظ ابیات متنوع شعر فارسی، با شیوه ای مختص خویش کلمات را معنی می کرد و با تکرار و تکیه بر جمله امید من، امید تازه ای در جسم و جان مشتاقان موسیقی این مرز و بوم می دمید.
هنرمند نازنینی که هرگز در ازای دستمزد، ناله بی غمی سر نداد و در عین نیازمندی، وارسته و بی نیاز عمر خود را در گوشه انزوا سپری نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه 1366، به صورتی ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زیستن نجات یافت و حیات مجددی را آغاز نمود. با امید شناخت قدر و منزلت چنین نوابغی در محیطی بهتر.))
پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده رکن الدله( برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصرسیف بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح اله خالقی مسولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان میخواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغازمیکند و صبا هم باویلن او را همراهی می کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید:«شما نواختن ویلن را قطع کنید» و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می اید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می کند. از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیر نیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد. غلامحسین بنان به سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ایران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منسوب گردید. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت. بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است. غلامحسین بنان مدتها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می کرد و متاسفانه کوشش های پزشکان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نیفتا دو سرانجام درساعت 7 بعدالظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. روانش شادباد.
مرتضی نی داوود ، در خانواده ای موسیقی دوست ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش « بالا خان » نوازنده ی تنبک بود. مرتضی در سن پنج سالگی ، نزد خود با تار آشنا شد و با زحمت ، نواهایی از آن استخراج می کرد. پدرش به استعداد او پی برد و فرزند را نزد اساتید زمان به آموزش گذاشت. نخست نزد دو تن از تار نوازان گمنام به مدت کوتاه و نیز نزد میرزا حسینقلی ، بزرگترین استاد زمانه به شاگردی رفت.
محیط خانواده ی نی داوود محیط آرامی آکنده از ساز و موسیقی بود به خصوص جوّ آن زمانه که خالی از هرگونه موسیقی مبتذل و وارداتی بود ، در پرورش ذوق وی سهم بسیاری داشت. نی داوود پس از گذران دوره ی ردیفهای میرزا ، نزد شاگرد او ، درویش خان رفت و کار خود را ادامه داد. نی داوود جوان بهترین و محبوب ترین شاگرد درویش شد و ضمن اتمام دوره ی کلاسهای وی ، سرپرستی قسمتی از اداره ی امور کلاس را بر عهده گرفت و طی سالها ، به دریافت سه مدال از دست درویش خان نائل شد. (مس ، نقره ، طلا)
بالا خان مایل نبود که موسیقی پیشه ی آینده ی نی داوود شود لیکن موسیقی ، تا سالهای پیشه ی اصلی هنرمند جوان شد و برادرانش ، موسی و سلیمان نیز همراه او بودند. طی همنشینی با هنرمندان در محافل مختلف ، با نوازندگان ارزنده ی دیگری آشنا شد که بعدها جزو دوستان و همکاران هنری او شدند.
نی داوود جوان پس از چند سال ، کلاس تعلیم تار را در خانه ی خود به صورت خصوصی دایر کرد و به تعلیم شاگردان پرداخت. از خصوصیّات منحصر به فرد او ، غریزه ی قوی او در کشف استعداد های جوان و نا شناخته بود و تعلیم آنان. قمرالملوک وزیری ، غلامحسین بنان ، مبوک ضرابی و چند تن دیگر از کسانی هستند که قسمتی یا همه ی رشد و ترقی خود را مدیون مساعی نی داوود هستند. در این سالها او به همراه قمرالملوک وزیری کنسرتهای متعددی در تهران ، شیراز ، اصفهان ، همدان و مشهد بر پا کرد و در همدان به همراه عارف قزوینی کنسرتهای متعددی داد که بسیار مورد توجه واقع شد. نی داوود جوان در حدی از رشد و تعالی بود که اساتید کهنسال و زبده ی موسیقی با رغبت همراه وی می نواختند و کنسرت می دادند ؛ از جمله طاهرزاده ، حاج خان ، نایب السلطنه و درویش خان. در تهران همراه با پیانوی مرتضی محجوبی و آواز تاج اصفهانی کنسرتی از طرف روزنامه ی ناهید داد و تاج در حضور فرخی یزدی مدیر روزنامه ی طوفان این شعر فرخی را خواند و آواز این طلبه ی جوان بسیار مورد توجه قرار گرفت:
فرخی از زندگی خوش است به نانی گر نرسد آن هم اضطراب ندارد
هنگام وفات درویش خان نیز به همراه پیانوی مرتضی محجوبی و آواز دوامی و طاهرزاده کنسرتی به یاد درویش داد . از سال 1307 که دوباره ضبظ صفحه در ایران رواج گرفت ، نی داوود صفحاتی از خود به یادگار گذاشت که بسیاری از آنان ماندگار ترین آثار در موسیقی ایرانی هستند. غیر از تکنولوژی هایش ، مهمترین صفحات او همراه قمرالملوک وزیری است، غیر از اینها نی داوود چندین تصنیف عارف را به همراه قمرالملوک وزیری در این صفحات خوانده است و نظر به اینکه این تصانیف در زمان عارف پر شده است ، از لحاظ درستی اجرا اصیلتر و معتبر تر از اجراهایی است که در سالهای بعد از این آثار شد از جمله « گریه کن که گر » در مایه ی دشتی که به یاد کلنل محمدتقی خان پسیان سروده شده است . و « چه شورها » در شور. در این صفحات که بسیاری از آنها دوباره با آواز ملوک ضرابی کاشانی ضبط و منتشر شد ، ویلون موسی خان نی داوود ، ضرب رضا روانبخش و پیانوی مرتضی محجوبی ، ساز نی داوود و آواز قمر را همراهی کرده است. از زیبا ترین تصانیفی که در آن دوره حاصل این همکاری بود ، تصنیف دشتی « آتشی در سینه دارم جاودانی » است که شعر آن از پژمن بختیای می باشد.
نی داوود پس از تعطیل کلس خود در خیابان ناصریه (ناصر خسرو امروز) ، با اجازه وزارت فرهنگ آن روز ، در کوچه بختیاری ها در خیابان علاء الدوله (فردوسی امروز) مدرسه ای دایر کرد که آن را به یاد استاد خود ، مدرسه درویش نامید. در این مدرسه تار ، سه تار ، ویلون و آواز تدریس می شد. وی با نیرو و دلسوزی به تدریس در کلاس می پرداخت و تا زمانی که ضعف و نا توانی بر او غلبه نکرده بود به کار تدریس ادامه می داد. معروف ترین کسانی که در این مدرسه به تعلیم موسیقی پرداختند و یا معلومات خود را تکمیل کردند عبارتند از ؛ قمرالملوک وزیری و ملوک ضرابی کاشانی ( آواز ) ، حسن عُذاری ( استاد تار و موسیقیدان بنام آذربایجانی ) ، ارسلان درگاهی ( سه تار ) ، حسین سنجری ( تار ). لازم به تذکر است که ویلون در این مدرسه به شیوه ی کمانچه کش های قدیم تدریس می شد و طرز آموزش و نواختن ، همان روش حسین خان اسماعیل زاده و علیرضا خان چنگی بود.
از سال 1319 رادیو افتتاح شد ، وی به همراه بزرگانی چون صبا ، قمر ، محجوبی ، شهنازی ، درگاهی ، روانبخش ، سماعی و دیگران به نوازندگی پرداخت. اما هیچگاه از رادیو و طرز اداره آن تشکیلات راضی نبود و عاقبت از آنجا بیرون آمد و دیگر به رادیو باز نگشت و تا سالها بر خلاف عدم رضایت باطنی او از نوار های سابقش استفاده می شد.
در این سالها از آنجا که دیگر در رادیو کاری نداشت و مدرسه به خاطر غیر انتفایی بودنش کفاف تامین معاش او را نمی کرد ، به موسیقی پرداخت و فعالیت موسیقی خود را به همان مدرسه منحصر کرد. روش تعلیم او در مدرسه همان روش میرزا حیسنقلی و درویش بود و مبانی آموزش و اجرای موسیقی سنتی ، دقیقاً همان بود که نی داوود در کودکی و جوانی از این اساتید آموخته بود . در این سالها او و چند تن دیگر مانند سعید هرمزی ، نور علی برومند ، سلیمان امیر قاسمی ، عبداله دوامی و ارسلان درگاهی کسانی بودند که آرام و بی صدا شیوه ی او را حفظ کردند و تعلیم دادند.
مرتض خان نی داوود ، در سالهای بین 1355- 1325 عملاً دیگر در رادیو و سازمانهای دولتی مربوط به موسیقی ظاهر نشد و فقط دو باره به دادن کنسرت پرداخت که آخرین آنها در مرداد سال 1338 به یاد قمرالملوک وزیری بود.
مهمترین خدمات نی داوود ، ضبط ردیف های موسیقی ایران در نوار است که از مهمترین مراجع برای پژوهش موسیقی سنتی به شمار می آید . در دهه 1350 رادیو از او دعوت به این کار کرد . نی داوود با وجود کهولت سن ، پذیرفت و طی ماهها کار ، تعداد 297 نوار آماده شد که شامل تمام محفوظات این پیر استاد بود از آموخته هایش. و نیز شامل گوشه هایی مهجور که اکثر موسیقیدانان میان سال و جوان ایرانی را با آنها آشنایی نبود. جالب توجه اینکه ، نی دواوود با اینکه از طرف مسئولین رادیو اصرار فراوانی شده ، در قبال ین زحمت طاقت فرسا هیچگونه هدیه و مبلغی را را نپذیرفت و اظهار داشت :
« من برای وطنم این کار را کرده ام ... دلم به همین خوش است . دیگر موسیقی ما نمی تواند پایمال بدخواهان شود... » .
در اواخر دهه ی 1350، استاد پیر به همراه فرزند و خانواده ی خود به خارج از کشور مهاجرت کرد و اکنون نیز در آن سوی آب ها ، به یاد ایران و موسیقی است و هنوز می نوازد. با موسیقی و برای موسیقی زنده است و می گوید : « اگر روزی دستهایم از کار بیفتد، خواهم مرد ». مرتضی نی داوود از لحاظ ارزشیابی موسیقیایی ، یک نوازنده ی کامل العیار موسیقی سنتی ایران است و در ادامه ی منطقی راه افرادی چون آقا غلامحسین ، میرزا حسینقلی و درویش خان . هرگاه صفحات نی داوود شنیده شود این پیوستگی عمیق و ریشه دار بیشتر مشخص می گردد . از امتیازات خاص نی داوود در نوازندگی پنجا و مضراب بسیار پر قدرت اوست که در بین نوازندگان هم عصرش به ندرت نظیر او یافت می شود . به خصوص در نواختن ضربی ها که نی داوود در آن مهارت کاملی را داراست ( به خاطر فراگیری تنبک در حین آموزش که از ارکان آموزش موسیقی سنتی ایران در قدیم بوده است ). صدا دهی درخشان تار از ویژگیهای نوازندگی اوست . مهمترین خصیصه ی نی داوود ، ایمان او به مبانی موسیقی سنتی و اجرای اصیل و درست آنهاست و پرهیز از اختلاط کورکورانه موسیقی غربی با ایرانی و پرهیز شدیدتر از بدعت گذاری های نابخردانه در نوازندگی . در تصنیف سازی و ساختن پیش در آمد ، چهار مضراب و رنگ نیز نی داوود تابع قدما است و ساخته هایش در سبک درویش خان و رکن الدین مختاری است ولی از لحاظ ارزش و زیبایی هم طراز بهترین آنها نیست . خلاقیت و سازندگی او هنوز هم ادامه دارد و جای آن است که این نوار ها از طرف نزدیکان او به درستی ثبت و ضبط شود و به یادگار بماند .
و سخن آخر ، آنچه که نی داوود را جانشین خلف برای درویش می سازد ، اخلاق انسانی و نجابت عظیم اوست که همواره مورد نقل و تایید اساتید موسیقی بوده است . خوشرویی ، حوصله زیاد ، عزت نفس و مناعت طبع او به خصوص هنگام کنسرتهایش ( که همه ی آنها به نفع امور خیریه و ایتام بود ) و عدم استفاده ی مادی از مدرسه اش ، آن هم در زمانی که موسیقی را وسیله ای برای تجارت قرار می دادند ، وی را در این جایگاه رفیع مستحکم تر می سازد.
آقا علی اکبر فراهانی یکی از نوازندگان بی رقیب دوران قاجار بود که مشهور است « تار» را بسیار نیکو می نواخت و نغمات بسیار نیکو و دلپذیری ساخت که عارف در دیوان خود از او یاد کرده ولی متاسفانه آهنگی در دسترس نیست که از آن بهره گرفته شود، آقا علی اکبر زیاد عمر نکرد و جوان بود که دار فانی را وداع گفت.
شادروان علی اکبر فراهانی از خود سه پسر به جای گذاشت به نامهای : میرزا حسن که تحت تعلیمات پدرش نواختن تار و سه تار را به خوبی آموخت و با مهارت می نواخت ؛ فرزندان دیگر آقا علی اکبر آقا میرزا عبداله و آقا حسینقلی بودند که مورد بحث در اینجا آقا میرزا عبداله می باشد.
وی که در حدود 1222 شمسی متولد شده بود ، اصول اولیه موسیقی را نزد برایدر بزرگتر خود میرزا حسن فرا می گیرد و سپس از مکتب نا پدریش آقا غلامحسین که گفته اند مردی حسود و خسیس بود، با رنج و سختی فراوان بهره می گیرد.
آقا میرزا عبداله دستگاههای موسیقی ملی ایران را مورد تجدید نظر قرار داد و با ادغام بعضی از آنها در هم ، هفت دستگاه مفصل و مستقل را پدید آورد و در اختیار همگان قرار داد و شاگردان بزرگی تربیت کرد که علاوه بر فرزندانش ، باید از سید حسن خلیفه ، میرزا مهدی خان صلحی و مهدیقلی هدایت ، میرزا نصیر فرصت شیرازی ، اسماعیل قهرمانی ، سید علیمحمد خان مستوفی و سید مهدی دبیری ، حسین خان هنگ آفرین، حاج آقا محمد مجرد ایرانی و ابوالحسن صبا نام برد. بعد ها توسط همین شاگردان مثل میرزا نصیر فرصت شیرازی ، مهدیقلی هدایت ردیفهای استاد نت نویسی شد که مدت هفت سال به طول انجامید.
غلامحسین فرزند حاج بشیر طالقانی به سال 1251 در تهران متولد شد. به سبب علاقه به موسیقی از کودکی در دسته ی موزیکچی های ملیجک و کامران میرزا ، نوازنده ی طبل کوچک بود و در همان جا با مقدمات موسیقی آشنا گردید. پس از یک دوره آموزش سه تار نزد پدر به مجلس بزرگترین نوازنده ی تار آن زمان « آقا میرزا حسینقلی » رفته و بهترین شاگرد او شد. در آن زمان هنرمندان برای حفظ موقعیت اجتماعی و تأمین معیشت خویش ، دربار سلاطین و امرا را پایگاه خود قرار می دادند. درویش خان نیز چنین کرد و در همانجا با مردان معروف و موسیقیدانان و هنر دوستان آن زمان آشنا شد. سپس به دربار شجاع السلطنه ، پسر مظفرالدین شاه ، راه یافت و جزو نوازندگان مخصوص وی شد ، اما درآمد وی در آنجا کفاف مخارجش را نمی داد و مجبور شد دعوت دیگر بزرگان را برای نوازندگی بپذیرد. بعد از یک برخورد کوتاه با دستگاه جبّار شجاع السلطنه که با وساطت کمال السلطنه ( پدر صبا ) به خیر گذشت ، در پس این اتفاق وی از اربابش خواست که که کناره گیری اش را از آن دستگاه بپذیرد. ولی این درخواست با عکس العملی تند مواجه شد و درویش خان از ترس جان خویش ، در مملکتی که هر کس به اتکای زور و قدرت خود هر کاری که می خواست می کرد به سفارت انگلیس پناه برد.
شخصیت متین و هنر قابل توجه درویش خان سفیر انگلیس را که در آن زمان سلطان بی تاج و تخت ایران بود بر آن داشت که با نوشتن نامه ای به شاهزاده ی مستبد ، سند آزادی درویش را بگیرد . از این پس او با اشتیاق بیشتری به کار تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه ی خاص خویش ، به گروه انجمن اخوت و مریدان صفاعلی ظهیرالدوله درآمد. وی در کنسرتهای انجمن اخوت همیشه ریاست گروه را بر عهده داشت و با تکنوازی های خود ، مجلس را به شور می آورد.
به زودی به عنوان مشهورترین نوازنده پس از میرزا حسینقلی و میرزا عبداله در بین هنر دوستان شهرت یافت. اخلاق بسیار پسندیده و روح پاک و پر عاطفه ی وی (که هنوز هم ضرب المثل است) نیز در این حسن شهرت موثر بود.
درویش خان به همراه هنرمندانی چون سیّد حسین طاهرزاده (خواننده)، ابوالحسن خان اقبال السلطنه قزوینی معروف به اقبال آذر (خواننده)، عبداله خان دوامی (نوازنده ی ضرب (تنبک) و تصنیف خان)، باقر خان (نوازنده ی کمانچه)، رضا قلی خان تجریشی (نوازنده ی ضرب و تصنیف خان) و مشیر همایون شهردار (نوازنده ی پیانو)، اکبر خان رشتی (نوازنده ی فلوت)، میرزا اسداله خان (نوازنده ی سنتور) و حسین هنگ آفرین (نوازنده ی ویلون و سه تار) در دو نوبت برای ضبط صفحه به خارج سفر کرد.
صفحات معدودی که از آن دوران به یادگار مانده است ، از بهترین نمونه های موسیقی سنتی و صحیح ایران است که عالمی از زیبایی و کمال هنری در آنها شنیده می شود. از میان صفحاتی که در آنها به تنهایی تار نواخته « بیداد همایون » معروف ترین است.
درویش خان در بین نوازندگان عصر خود از خصوصیات بسیار بالاتر و والاتری برخوردار بود. شخصیت خود و همکاران و هنرش را بسیار گرامی می داشت و با رفتار خود آبروی از دست رفته ی موسیقی را در آن دوران احیا می کرد.
درویش خان اولین کلاس موسیقی را برای خانمها دایر کرد و خواهرش در آنجا تار می زد. عایدات کنسرتهایش بیشتر وقف مردم بلادیده و مصیبت زده ی روزگار خود بود. از جمله برگزاری کنسرت برای جمع آوری اعانه به منفعت قحطی زدگان روسیه ، کنسرت به نفع ایتام بی بضاعت مدارس و کنسرت به نفع بازماندگان حریق بازار تهران. با اینکه خود نیز وضع زندگی مرتبی نداشت و حتی به خاطر عسرت و تنگدستی مجبور شد که در اواخر عمر ، خانه ی مسکونی خود را نیز بفروشد.
در اواخر عمر کنسرتهای وی با در گراند هتل با کسان دیگری نیز همراه شد ، از جمله؛ عارف قزوینی (تصنیف ساز ، شاعر و خواننده) ، حاجی خان ضرب گیر معروف به عین الدوله ای (مشهور ترین نوازنده ی ضرب و خواننده ی تصنیف در آن دوران)، حسین خان اسماعیل زاده (استاد کمانچه)، ابراهیم منصوری و رضا محجوبی (نوازندگان ویلون)، مرتضی محجوبی (نوازنده جوان پیانو در آن سال ها) و رکن الدین مختاری. در کنسرتها اکثراً ساخته های درویش ، عارف و رکن الدین خان اجرا می شد. از شاگردان خوب او می توان ؛ مرتضی نی داوود ، موسی معروفی ، ابوالحسن صبا ، ارسلان در گاهی و عبداله دادور (قوام السلطان) را نام برد. درویش خان در شب چهارشنبه ، دوم آذر ماه سال 1305 در سن 54 سالگی در اثر تصادف درشکه با اتومبیل و ضربه ی سر ، جان سپرد.
در محافل موسیقی مطبوعات مترقی آن زمان از او تجلیل شایسته به عمل آمد و کلنل علینقی وزیری در مدرسه عالی موسیقی با همکاری ارکستر مدرسه خود و با یاری ابوالحسن صبا و دکتر حسین گل گلاب ، مجلس یادبودی به خاطر او ترتیب داد و خدمات وی را تجلیل کرد. از درویش خان فرزندی به نام قمر الملوک درویشی باقی ماند (حاصل ازدواج او در شیراز) که در سال 1352 فوت کرد ، مقبره ی وی در گورستان ظهیر الدوله است.
صبح امروز نشستی در خانهی هنرمندان برگزار شد تا همایون شجریان بههمراه سعید فرجپوری - کمانچهنواز گروه دستان-، حسین بهروزینیا - نوازنده بربط گروه دستان - و محمد رفیعی - مدیر برگزاری کنسرتهای شرکت دل آواز - برنامههایشان را تشریح کنند.
با گروههای دیگر هم کار میکنم
همایون شجریان - آهنگساز و خواننده - در این نشست از همکاری با گروه دستان گفت؛ او عنوان کرد: دستان گروهی است که با خوانندههای مختلفی همکاری داشته است و اینگونه هم نیست که من تنها با گروه دستان همکاری داشته باشم، بلکه با گروههای دیگری نیز کار میکنم، حالا با فرم دیگری؛ در چند روز آینده کنسرتی را بههمراه پدر - محمدرضا شجریان - در سلیمانیه برگزار خواهم کرد.
شجریان از تمهیداتی برای اجرای چند کنسرت هم یاد کرد و گفت: این امکان وجود دارد که کنسرتها در داخل کشور شروع شود یا در خارج از کشور و یا شرکت در جشنوارههایی که وجود دارد، به هرحال اول باید کاری منتشر شود تا با مردم ارتباط برقرار کند.
از وکیل هم کاری بر پخشهای غیرقانونی نیامد!
این آهنگساز و خوانندهی جوان دربارهی برنامه شاهنامهخوانی تصریح کرد که چیزی به این عنوان وجود ندارد و درباره پخش غیرقانونی آثار و گرفتن وکیل حقوقی خبر داد: شرکتهایی که منتشرکننده آثار هستند و امتیاز آنها را در اختیار دارند، اغلب معتبرند، اما، ما جمع شدیم و با مشورت جمعی، یک وکیل مشترک گرفتیم؛ اما در جاهایی وکیل به ما گفت که دیگر کار من نیست!
فروش اینترنتی بلیت بدون تبعیض است
همایون شجریان اعلام کرد: با صحبتها و مشورتهایی که انجام شده به این نتیجه رسیدیم که خرید اینترنتی بهتر از فروش بلیت در گیشههاست، زیرا فروش گیشهیی مسایلی چون درگیری فیزیکی، نارضایتی، تبعیض و بیاحترامی را بهدنبال میآورد که اینکار با فروش اینترنتی مشکلات را حل میکند.
فرزند هنرمند استاد آواز ایران به چگونگی انتخاب اشعارش برای این کنسرت اشاره و بیان کرد: برنامهای که تهیه میشود دارای شرایطی است، وقتی که نوبت به انتخاب شعر و یا غزل میرسد خواننده با درنظرگرفتن فضا و شرایط مختلف که مثلا کار باید روی قطعه بیکلام انجام میدهد و شعرهایی را انتخاب میکند. درمجموع اینکار به سلیقه و مجموعهی کار بستگی دارد.
این خواننده و آهنگساز دربارهی کنسرت در شهرستانها گفت: در اینباره با گروه دستان صحبتی به میان آمد، اما تجربه نشان داده که برگزاری کنسرت در شهرستانها خیلی مشکلتر است و مستلزم هماهنگی با سالن و یگانهای مختلف است، ما در تهران به دلیل مرکزیت و هماهنگی بین اعضا کار بهتر و راحتتر است و دیدها درباره شهرستانها همیشه با شک و تردید همراه بوده است.
آنچه که به صحنه میآید...
سعید فرجپوری - کمانچهنواز - هم عنوان کرد: این کنسرت در دو بخش اجرا میشود که قطعه اول در مایهی دشتی است که آهنگسازی آن را حمید متبسم انجام داد و قسمت دوم در مایه اصفهان است که به آهنگسازی خودش است.
فرجپوری اضافه کرد: اشعار قسمت اول از شفیعی کدکنی و از اشعار حافظ، عطار، سیاوش کسرایی و بخشی نیز از شعرهای مولانا نیز استفاده شده است و بداههنوازی را همایون شجریان خود اجرا میکند.
وی در پاسخ به پرسشی دربارهی چگونگی ترکیب سازها گفت: سازبندی همان ترکیب سابق است که قبلا اجرا کردیم و کنسرت دادیم که ترکیبی از تاز، بربط، کمانچه، دایره، تنبک و دف است.
همایون با دیگران فرق دارد
فرجپوری تصریح کرد: گروه دستان در برنامه کاری خود با خوانندههای مختلفی ازجمله ناظری، بسطامی، بیژن کامکار و... اما انتخاب همایون شجریان غیر از ویژگیهای کاری این است که وی علاوه بر خوانندگی، آهنگساز نیز است و تجربه سفر به اروپا، این مسأله را روشن کرد.
این نوازنده درباره اینکه چرا ساز قانون استفاده نمیکنند، اظهار داشت: ساز قانون ساز خوب و زیبایی است، اما با توجه به امکاناتی که در گروه داریم، اجرای صحنه را با همان ترکیب گفته شده انجام میدهیم، ولی برای ضبط از نوازندههای میهمان و ساز دیگری نیز بهره میگیریم.
هر نفر روزی 5 بلیت 10 تا 35 هزارتومانی
محمد رفیعی - مدیر برگزاری کنسرتهای شرکت دلآواز - دربارهی فروش بلیطها توضیح داد: فروش بلیت از اول مردادماه جاری رأس ساعت شروع میشود و افراد تا روز فروش میتوانند حتا مشخصات خود را تغییر دهند و بعد از تمامشدن زمان سایت قفل میشود و هر فرد پنج بلیط را میتواند تهیه کند.
مدیر برگزاری کنسرتهای شرکت دل آواز افزود: قیمت بلیتها بستگی به جایگاه دارد و از 10 هزار تا 35 هزار تومان قابل خریداری است.
رفیعی افزود: بانک صادرات را به مجموعه بانکها انتخاب کردیم که مشکل کارتها نیز حل شود، لازم است توجه داشته باشند که کارتها باید قابلیت خرید اینترنتی داشته باشند، لذا خریداران باید از بانک درخواست کنند که کارت را برای خرید فعال کند و کد CVV2، رمز دوم را نیز داشته باشند تا بتوانند استفاده کنند.
وی بانکهای ملت، صادرات، کشاورزی، ملی، سامان، توسعه صادرات، اقتصاد نوین و صنعت و معدن از جمله بانکهایی هستند که کارتهایشان قابلیت خرید اینترنتی دارد.
رفیعی افزود: برنامهریزی برای فروش صرفا آنلاین است و درب ورودی با بارکد چک میشود و امسال در کنسرتی که 7 شب برگزار شد منظمترین کنسرت را در تالار بزرگ کشور داشتیم.
رفیعی به هدف شرکت از فروش اینترنتی اشاره کرد و افزود: تنها دو هدف است که یکی اینکه به بلیتی که خارج از سیستم خریداری میکنید، اعتماد نکنید، و هدف دوم عدم اعتماد به بازار سیاه است.
همچنین حسین بهروزینیا - نوازنده بربط گروه دستان - نیز درباره همکاری با شجریان در این نشست ابراز داشت: تور کانادا و آمریکا اولین همکاری من با همایون شجریان بود و از آنجایی که خودم برای گروه دستان برنامهریزی میکنم قرار شد که من به تهران بیایم و در کنسرت سلیمانیه نیز به گروه بپیوندم.
همایون شجریان نخستین کنسرت مستقل خود در ایران را روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهریورماه سال جاری، بههمراه گروه دستان در تالار بزرگ کشور برگزار میکند.
گروه دستان زمستان گذشته با همراهی همایون شجریان تور کنسرتی را در اروپا برگزار کردند.
منبع:ایسنا
پس از آن وی در جشنواره موسیقی که دراردوگاه رامسر برگزار می شد به دفعات شرکت کرد و در تمامی آنها مقامهای ممتاز را به دست آورد.
مشکاتیان سال 1353 در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش ردیف میززا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف مبانی موسیقی و موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن ادامه داد.
مشکاتیان از سال 1354 همکاری خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و درکنار آن به اجرای کنسرت های متعدد با خوانندگانی چون پریسا( فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال 1356 گروه عارف را تشکیل داد.
درهمین سال وی در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شرکت کرد و به همراه پشنگ کامکار مقام اول در رشته سنتور را کسب کرد و نیز به همراه داریوش طلایی مقام ممتاز در ردیف نوازی را به دست آورد.
همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) از دیگر فعالیتهای وی درسال 56 بود که با واقعه 17 شهریور 57 وی وگروهی دیگر از اهل موسیقی به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا دادند.
در این سال وی به اتقاق گروهی دیگر از هنرمندان موسیقی و با همکاری گروههای عارف و شیدا مؤسسه چاووش را شکل داد که حاصل آن انتشار برخی از ماندگارترین قطعات موسیقی سنتی در سالهای 57 تا 62 بود.
تصنیف مرا عاشق با صدای شهرام ناظری (روی شعری از مولانا) و چهار مضراب شورانگیز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنیف ایرانی(با صدای شجریان در چاووش 6)، قطعه ده ضربی چهار گاه به نام پیروزی و تصینف رزم مشترک (باصدای شجریان در آلبوم چاووش 7)، و نیز اجرای قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده در همین آلبوم از دیگر فعالیتهای مشکاتیان دراین دوره بود.
پس از این دوره مشکاتیان همکاری خود با محمد رضا شجریان را پی میگیرد که حاصل آن آلبوم های سر عشق( درماهور) بیداد (دستگاه همایون) بر آستان جانان (در شور و بیات ترک)، نوا (مرکب خوانی در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نیز اجرای کنسرتهای برون مرزی به همراه شجریان در کشورهای اروپایی که تا سال 1366 به طول انجامید.
از سال 67 مشکاتیان همکاری خود با خوانندگان دیگری را هم در دستور کار خود قرار می دهد که شهرام ناظری (آلبوم لاله بهار)، علی جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، علیرضا افتخاری (مقام صبر)، ایرج بسطامی (موسم گل، افشاری مرکب، مژده بهار،وطن من)، علی رستمیان و حمید رضا نوربخش (کنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
مشکاتیان در فستیوال موسیقی روح زمین در لندن شرکت کرد و مقام نخست این جشنواره را به دست آورد.
برخی از کارهای مشکاتیان نیز با تنظیم چهره هایی چون محمد رضا درویشی (جان عشاق و گنبد مینا) وکامبیز روشن روان (دود عود) منتشر شدند که در هر سه این آلبومها محمد رضا شجریان آواز خواند.
برخی از مهمترین قطعات ساخته شده توسط مشکاتیان از سوی علیرضا جواهری نت نویسی وبه بازار موسیقی عرضه شد.
مشکاتیان از سال 1376 اجراهای صحنه ای و انتشار آلبوم را متوقف کرد وتا تابستان سال 84 کنسرتی در کشور اجرا نکرد. در تابستان 84 وی به فکر تجدید ساختار گروه عارف و شیدا برآمد که حاصل آن اجرای کنسرتی درتالار کشور با صدای شهرام ناظری بود.
مشکاتیان علاوه بر ساز سنتور که ساز تخصصی وی است با سه تار هم آشنایی کافی دارد و همنوازی سه تار در آلبوم سر عشق را خود وی انجام داده است.
خانه موسیقی در هشتمین سالگرد خود مراسمی در تالار کشور برگزار کرد و از مقام هنری این هنرمند نامی تجلیل به عمل آورد.
آهنگ سازی و خوانندگی رشیدی در رادیو تهران-ایران-از سال 1327 شمسی آغاز و تا پایان سال 1344 بطور مداوم و مستمر ادامه داشته و در ظرف این مدت بیش از 120 آهنگ ساخته و با همکاری نوازندگان هنرمند،آقایان حبیب الله بدیعی ،پرویز یاحقی،همایون خرم،عباس شاپوری،انوشیروان روحانی،رضا یاوری و جمعی از عزیزهنرمندان در رادیو اجرا نموده است.
او غیر از آهنگ هایی که خود ساخته است ،تعدادی آهنگ(ترانه)از دیگر اساتید موسیقی ایران همچون آقایان موسی معروفی ،حسین یا حقی،علی تجویدی،همایون خرم،شاپور نیاکان،عباس زندی و دیگران را نیز به طور زنده و مستقیم در رادیو خوانده است.
در حدود نیمی از آهنگ های یاد شده در سالهای قبل از 1334،یعنی پیش از رسیدن ظبط صوت به ایران در رادیو اجرا شده و بدین جهت اثری از آنها برجای نمانده است.اما بخشی از نیم دیگر آن آثار از سال 1378 تا این زمان در 5 کاست و cd بنامهای (عطرگیسو)و(من عشقم)و(افسونگر)و(دلم تنگ است،چاوشی)با ... از قطعه (چاووشی)سروده مهدی اخوان ثالث و چشم شب محتوی 50 آهنگ –ترانه و آواز-در ایران منتشر شده است- و دو کاست بنامهای (شهر افسانه ها )و(زمستان) در سال آینده انتشار خواهد یافت.
اشعار ترانه های یاد شده را شاعران و ترانه سرایان مشهور ارجمند ایران ،آقایان ابوالقاسم حالت،رهی معیری،فریدون مشیری،مهرداد اوستا،تورج نگهبان،بیژن ترقی،دکتر مهدی حمیدی شیرازی،عبداله الفت،پرویز وکیلی و ... سروده اند.
رشیدی آهنگهای بسیاری نیز روی اشعار شاعران نو پرداز ،آقایان مهدی اخوان ثالث،نادر نادر پور،فریدون مشیری،نیما یوشیج،منچهر آتشی،نصرت رحمانی و دیگران ساخته که فقط یکی از آنها –زمستان-سروده مهدی اخوان ثالث برای اولین بار در سال 1348 بوسیله ارکستر یزرگ رادیو ایران بخوانندگی خانم پروین و تنظیم سیروس شهردار اجرا و پخش شده و امید است درآینده بقیه آن آهنگها بوسیله خود رشیدی یا دیگر خوانندگان اجرا گردد.
شغل اصلی رشیدی سردفتری اسناد رسمی بوده است.او دارای دو فرزند دختر و پسر بنامهای افسانه و صباح است که دارای ذوق موسیقی هستند.رشیدی در نویسندگی و شاعری نیز دستی دارد . اشعار بعضی از ترانه هایش را منجمله (دریا)خود ساخته است.سفرنامه ای از او بنام (از کاشان تا کاناری،جزائر قناری)محتوی گزارش سفرهای متعدد او به کشورهای اروپا تا جزائر قناری با چاشنی طنز و انتقاد و شعر و موسیقی در سال 1372 توسط انتشارات سنائی تهران و دومین کتابش بنام (خاطره ها و نغمه ها-عطر گیسو)محتوی بخشی از نیم قرن خاطرات رادیویی هنری و یادداشتهای ادبی،اجتماعی و سیاسی و مطالبی نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسیقی و نویسندگان و شاعران معروف ایران با چاپی نفیس در 650 صفحه و 260 تصویر از آنان بوسیله انتشارات عطایی تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به هنر و ادبیات قرار گرفته است.
این کتاب با ادای احترام به فرهیختگان جهان موسیقی –بعنوان مقدمه- شروع و با اتو بیو گرافی نویسنده به شیوه ای خاص ،ابتکاری،طنز آمیز و محاکمه مانند ادامه یافت وبا گزارشات ویژه ای در دودهه 30 و 40 در رادیو ایران در مورد هنر مندان ،ظهور برنامه (گلها) و شان نزول آن ،انجاک سه کدتای هنری در رادیو ایران و همچنین گزارشی مفصل و پرهیجان در مورد مسابقه و جدال بین مدعیان شعر نو و کهن در نیم قرن اخیر ،کارنامه مطبوعات در سالهای 1340 تا 1350 .
یاد داشتهایی در باره دکتر محمد مصدق ،اسرار..محمد مسعود مدیر روزنامه مردامروز و مطالب متنوع دیگری در هر زمینه در این کتاب منتشر شده و سرانجام با نوت ها و اشعار 38 آهنگ –ترانه-در کاست های نامبرده پایان میگیرد.
با نظری گذرا بر مطالب خاطره ها و نغمه ها چنین بر می آید که این هنر مند کاشانی در اکثر هنرهای رایج زمان کم و بیش دستی داشته و نمونه هایی از آن هنرها در این کتاب منعکس شده است و میتوان گفت که چاپ کتابی با این فرم و محتوی ،آنهم از طرف یک هنرمند اهل موسیقی ،کم سابقه و این ،نمایانگر دلبستگی و علاقه شدید مولف بموسیقی و ادبیات ایران و سایر هنرهاست و از نظری دیگر ساده نویسی ،صداقت ،حقگوئی و بت شکنی نیز وجه مناسب (خاطره ها و نغمه ها)است.
کتاب نامبرده دو شاخه دیگر نیز دارد .اولی دلبستگی عمیق نویسنده به زادگاه خود ،شهر کاشان است که در سرتاسر کتاب بمناسبتهایی خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور کاشانی الاصل نام میبرد و دومین ،ارادت مخصوصی است که مولف نسبت به نویسندگان و محققین ارجمند ایران ،امثال پروفسور فضل الله رضا ،دکتر شفیعی کدکنی،مهدی اخوان ثالث ،نجف دریابندری و بالاخص دکتر باستانی پاریزی دارد که در موارد بسیار در جهت تایید نظرات خود از نوشته های ایشان مدد میگیرد.
| تار را می توان یکی از اصیل ترین سازهای ایرانی به شمار برد. همچنین می توان تار و سه تار را از یک خانواده دانست که به مانند دو برادر ولی با تغییراتی (تغییراتی از قبیل از قبیل اندازه ، نوع و شیوهء نواختن ، سیم ها ، و هارمونی صدا) به هم شبیه اند. تار سازی است از دسته سازهای سیمی مضرابی. این گونه روایت شده که از زمان قاجاریه به بعد جزء یکی از سازهای ملی در آمده و با آن می توان کلیه نغمات متداول ایران را بخوبی اجرا نمود. اسامی اجزای مختلف تار ازین قرار است : سیم گیر ، کاسه ، نقاره ، دسته ، پوست ، خرک ، پرده ها ، شیطانک ، پنجه ، مضراب ، سیم ، گوشی. آنچه مسلم است ما تا دوره صفویه سازی بنام و شکل تار امروزی نداشتیم زیرا در نقاشی های آن دو رده هم اثری از آن دیده نمی شود ، در صورتی که در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان کمانچه و عود و سنتور را می بینیم. در دوره قاجار تار یکی از ارکان موسیقی ایرانی شده است. ساز دیگری هم از نوع تنبور و سه تار در ایران داریم که دو تار نامیده می شود و در میان ترکمن های دشت گرگان نیز معمول است ، شاید بتوان در قفقاز که نوعی از تار بسیار معمول است سابقه قدیمی تری برای آن پیدا کرد. ۱ سیم های این ساز : سیم های تار اقتباس از سه تار است منتها برای این که صدا قوی تر شود سیم های اول و دوم زرد و سفید را به طور تایی بسته اند و پنج سیم پیدا کرده است و سیم ششم چنانکه معروف است بعدها به وسیله غلام حسین درویش خان از روی سه تار به آن اضافه شده است. دستهء ساز : روی دسته تار دو استخوان کلفت و بزرگ قرار دارد که از استخوان شتر و یا استخوان پشت ماهی است . در وسط این استخوان چوب قرار دارد که پرده ها روی آن بسته می شوند . پرده ها : حداقل پرده های این ساز ۲۵ عدد است و می توان این عدد را به ۲۸ و بیشتر نیز رساند. چنانچه بر روی سازهای اساتیدی چون کیوان ساکت ملاحظه می شود ، به دلیل افزایش صدا دهی ساز تعداد پرده ها بیشتر از حد معمول آن هستند. کاسه و نقاره : جعبه طنینی تار کاسه ای است مرکب از دو قسمت ؛ که بزرگتر را کاسه و کوچکتر را نقاره می نامند که هر کدام به صورت یک قلب نقش بندی شده است که این دو قلب به یکدیگر چسبیده اند. اتصال سیم ها : محل اتصال سیم ها به کاسه توسط سیم گیر انجام می شود. خرک ساز ، سیم ها روی پوست نگاه می دارد و در انتها سیم ها توسط شیطانک گرفته می شوند و بوسیلهء گوشی محکم می شوند. پدر تار ایران علینقی وزیری موسیقی دان معاصر ، با تغییر قطر سیم ها و پوست و امتداد دسته تار روی نقاره ، سه نوع تار دیگر ابداع نمودند و آن ها را تار باریتون تار معمولی ، تار باس و سپران نام نهادند. دامنه صوتی تار دو هنگام و پنج نت است. از do2 تا sol4 و در تار جدید سه هنگام و یک نت وسعت دارد. تار از زبان مشاهیر : در برهان قاطع آمده است : تا مخفف تار تنبور است ، تار بر وزن مار ، تار موی ، تار ابریشم ، تار ساز و امثال آن در فرهنگ آنندراج دربارهء تار اینگونه آمده است : تا مخفف تار است و تار ساز ، چون چنگ و تنبور و قانون و امثال آن. لسان الغیب : «مغنی ملولم نوایی بزن به یکتایی او ، دو تایی بزن» قاسم مشهدی : رشته عشق چو بگسست ، فغان خاموش است تار تنبور چو ببرید صدایش ببرد. حضرت مولانا : می زن سه تا که یکتا گشتیم مکن دوتایی یا پرده رهاوی یا پرده رهایی باز هم حضرت مولانا : چنگ و قانون جهان را تارهاست ناله هر تار در فرمان تو صائب تبریزی : صائب هلاک زمزمه آتشین ماست هر کس که ناخنی به رگ تار میزند قا آنی : زمانه ساز طرب می زند چنانکه بگوش رسد ز زاویه عنکبوت نغمه تار و باز هم مولانا : تارهای چنگ را ما نیم ما چونک در سازیم زیر و بم زنیم |