نی قدیمی ترین ساز بادی است و در ایران سه نوع آن مورد استفاده قرار می گیرد :

 

 

1- نی کوتاه : نی کوتاه با قطر نسبتا کلفت که سازیست محلی و با آن آهنگ های محلی را اجرا می کنند و دو نوع صدا از آن اخذ می شود :

 

 

الف -    بم که در آن نوازنده از صدای خود کمک میگیرد و دو رگه است .

 

 

ب-      صدای زیر که یک اوکتاو با بم اختلاف دارد و گاهی نوازنده دو صدارا با هم مخلوط می کند این نوع نی معمولا دارای 7 بند است که 5 سوراخ آن روی آن و یکی در پشت آن قرار دارد و طول آن معمولا 30 تا 33 سانتی متر و قطر آن تقریبا 5/2  سانتی متر است و در اکثر نقاط ایران وجود دارد .نوازنده آنرا در وسط لبها قرار داده و دهان را کمی باز میکند و در آن می دمد و صدای آن زیر و بسیار روشن است . وسعت هر یک از صداها 6 نت میباشد و بعضی از نوازندگان چیره دست نیم پرده بالاتر را هم اخذ می کنند .

 

 

2-    نی بلند : که در قدیم به نای خرک معروف بوده است و شاید به خاطر بلندی به این نام معروف شده است . این نی تقریبا بلندترین نوع نی است که صدای بسیار بمی دارد و در قدیم صدای حالت دست بسته آنرا با صدای سیم بم عود یکی می دانستند . این نوع نی دارای 5 سوراخ است که 4 سوراخ روی آن و یکی در پشت آن قرار دارد و به درستی نمی توان گفت که دارای 7 بند است . طول این ساز بین 70 تا 80 سانتی متر است و قطر دهنه آن تقریبا 5/2 سانتی متر است . صدای بسیار بم و سوزناکی دارد و در بین مردم ، این نی و نی کوتاه به نی چوپانی معروفند . نوازنده آنرا در گوشه لب قرار داده و ملودی های کم وسعت و کوتاه را اجرا می کند ، صدای آن دو رگه است . همراه با مقداری از صدای خود نوازنده که بیشتر در مقام های دشتستانی و ماهور و بیات ترک  قطعاتی می نوازند وسعت صدای آن 6 نت است ولی معمولا نوازندگان با تجربه 7 صدا را از آن اخذ می کنند . این ساز در جنوب ایران و مازندران و بین قبایل ترکمن و خراسان نواخته می شود .

 

 

3-  نی هفت بند : جزو سازهای موسیقی اصیل ایرانی می باشد . ساختمان آن تقریبا تثبیت شده است و روی آن 5 سوراخ و پشت ان 1 سوراخ دارد . این ساز را معمولا با دندان می نوازند ( لیکن نوازندگانی هم  هستند که آنرا با لب می نوازند و نواختن این ساز را با دندان جزو ابداعات نایب اسدالله اصفهانی می دانند که به احتمال قوی این طرز نواختن قبل از وی نیز رایج بوده است )  بدین ترتیب که سر آنرا در دهان بین دندان ها می گذارند و هوا را بدون واسطه به داخل نای می دمند . برای دمیدن در نی باید از نفسی که در داخل ششها اندوخته ایم استفاده شود . سرش را باید وسط دندان پیشین قرار داد و بعضی ها برحسب عادت نی رامیان دندان و نیش و پیشین می گذارند که حالت اول اصولی تر است و بخاطر اینکه هوامستقیم وارد نی میشود در هر دو صورت زبان باید روی نی قرار گیرد . اگر نی را سمت راست بدن قرار دهیم باید سمت راست دهان روی نی باشد و طرف چپ آزاد و برعکس اگر طرف چپ بدن قرار گیرد قسمت چپ دهان بوسیله لبها نی را می پوشاند و هوای ششها باید بدون مزاحمت زبان و دندانها وارد نی گردد .  لرزانندن لبها که به نظر بعضیها کار زشتی است به ویبراسیون صدا کمک می کند و بیشتر برای صدای اوج و غیث مورد احتیاج است .

 

 

نی هفت بند دارای 4 منطقه صوتی به قرار زیر است : بم ، اوج ، غیث ، ذیل .

 

 

نوازندگان پر تجربه دو نوع بم را اخذ می کنند که یکی قوی است و صدای دو رگه بسیار سوزناک و دلنشینی دارد که برای این صدا که نفس بیشتری احتیاج است و هنگام نواختن برای این صدا نی را باید با زاویه بازتری نواخت و دیگری صدای بم نرم است که زاویه نی را باید بسته تر از بم قوی گرفت و با نفس کمتری در آن دمید .  صداهای نی ثابت نیستند و باید صدای دلخواه را به وسیله دمیدن و شدت هوا و همچنین با انگشتان اخذ کرد مثلا برای گرفتن (( می بمل )) باید نصف انگشت را به طرف بالا یا پایین بلند کرد.

 

 

با نی میتوان ویبراسیون ، نت های مقطع ، تریل ، نگاهداشتن نت پایه و ملودی سازی ، ترمولو ( گیلیساندو ) را اجرا کرد . نوازندگان معاصر ، دست بسته این ساز را Re  فرض می کنند و آنرا جزو سازهای کششی می دانند . محمد علی کیانی نژاد -     شیوه نی نوازی و شناخت  سازهای بادی ایران .

ایران ملودی

دسته ها : سازهای ایرانی
جمعه بیست و هشتم 4 1387
   

« سه تار سازی است قدیمی و از دسته سازهای زهی که در اثر ضربه ناخن انگشت سبابه به صدا در می آید . وجه تسمیه سه تار معلوم است ؛ زیرا اول دارای سه سیم بوده و بعد ها یک سیم به آن اضافه شده است . می گویند که سیم چهارم را (( مشتاق علیشاه )) اضافه کرده و به نام او آن را (( مشتاق )) گویند . سه تار تشکیل شده از کاسه ، دسته و پنجه که محل گوشی ها است. کاسه این ساز تقریبا کروی و به شکل گلابی است که از وسط نصف کرده باشند.

جنس کاسه از چوب درخت توت است . روی کاسه ساز صفحه نازک چوبی قرار دارد که در

 

 

 روی آن نزدیک دسته ساز چند سوراخ تعبیه شده است . اندازه سه تار در نواحی مختلف فرق

 

 

می کند و بطور متوسط در حدود 76 تا 80 سانتی متر است محل ارتعاش آزاد سیم یعنی فاصله خرک تا شیطانک 63 سانتی متر است . روی دسته به وسیله زه باریکی پرده بندی شده است و در پهلوی دسته شیاری است که محل گره زدن زه پرده ها است .

 

 

پرده های اصلی با چند لا، زه پیچیده شده است که آن را شاه پرده و پرده های فرعی را میان پرده می گویند . سه تار دارای چهار سیم است . سیم ها در انتها به سیم گیر متصل بوده و پس از عبور از خرک موازی هم در امتداد دسته از شیار شیطانک رد شده و بعد از یک (( زه چهار لا )) که فوق شیطانک است گذشته و به گوشی ها پیچیده می شود . گوشی روی پنجه مخصوص سیم سفید ( اول و سوم ) و گوشی پهلوی پنجه مخصوص دو سیم زرد ( دوم و چهارم ) است . در آزمایش هایی که روی تارهای مرتعش بعمل آمده معلوم شده که سیم هایی که با زدن مضراب به ارتعاش در می آید اگر محل مضراب در کنار باشد (( هارمونیک )) فراوان یا فرکانس زیاد ایجاد می کند .

 

 

ازین جهت چنین سازی صدایی تیز فلزی دارد . در صورتی که اگر به جای مضراب ناخن یا انگشت را بکار بریم از عده هارمونیک با فرکانس زیاد کاسته شده و صدا ملایم تر به گوش می رسد ازین جهت صدای سه تار از سازهای مشابه لطیف تر است .

 

 

سه تار دارای 25 تا 28 پرده است . وسعت صوتی آن در روی سیم اول از ( do3 تا SoI4 ) و روی سیم زرد از ( SOI1 تا Re4 ) است . برای نواختن ، سه تار را روی ران پا قرار می دهند و با ناخن انگشت سبابه دست راست عمود بر امتداد سیم ضربه وارد میکنند » امین شهمیری – صداشناسی موسیقی.

ایران ملودی

دسته ها : سازهای ایرانی
جمعه بیست و هشتم 4 1387
این ساز در فرهنگ ها و آثار موسیقی دانان به صورت های زیر استعمال شده است : تنبک ، تبنک tobnak) ) ، دمبک ، تمبک ، خنبک ، خمبک ،خمک ، دمبال ، دمل ، دمبلک ، دنبلک ، دمبلک مقرن ، برهان قاطع آن را به صورت تنبک tobnak ) ) ثبت کرده است :

 

 

(( به ضم اول و فتح ثالث بر وزن جفتک ، آوازی را نیز گویند بلند و تند مانند صدای ناقوس و به معنی دف و دهل هم آمده است .))

 

 

فرهنگ آنندراج نوشته : ((به معنی دف و دهل و تنبک Tobnok  به ضم تا ونون نیز آمده که بازیگران نوازند .))

 

 

فرهنگ جهانگیری تمبک را معادل دف دانسته است .

 

 

فرهنگ برهان قاطع آن را به صورت تنبک Tonbak نیز به صورت زیر ثبت کرده است :

 

 

(( تنبک به ضم اول بروزن اردک ، دهلی باشد دم دراز که از چوب و سفال سازند و بازیگران در زیر بغل گرفته بنوازند ))

 

 

فرهنگ آنندراج نوشته : (( خنبک به ضم اول بر وزن اردک ، ف ، تبدیل نون به میم است چنانکه در خنب مذکور شد و آن به معنی دف کوچک که  چنبرش روئین باشد و دست بر پوست او زنند و صدای بر آید .))

 

 

گویمش رو گر چه بر جوشیده ای                همچو جان پیدائی و پو شیده ای

 

 

گوید او محبوس خنب است این تنم             چون می اندر بزم ، خنبک می زنم

 

 

                                                                                      ( مولوی )

 

 

در آمد به شورش دم گاو دم                    به خنب زدن طاس روئینه خم

 

 

                                                                                                                 ( نظامی )

 

 

در حد قریشانم ، لیکن به گاه هزل            من کوس خسروانم و ایشان دف و تنبک

 

 

                                                                                    ( سوزنی سمرقندی )

 

 

(( در موسیقی ایرانی تمبک به حجم های مختلف بکار برده شده است ولی از اندازه های مشروحه زیر نتیجه بهتری از نظر صدا دهنگی و راحتی اجرا بدست آمده است .  امروزه از دو قسم تمبک میتوان  استفاده نمود :

 

 

الف : تمبک برای همراهی با ارکستر که آن را (( تمبک ارکستر )) می نامند .

 

 

ب : تمبک برای همراهی با ساز تنها یا (( تمبک تکنواز ))

 

 

هر یک از تمبک های فوق از قسمتهای زیر تشکیل یافته است : دهانه بزرگ ، تنه ، نفیر ، دهانه کوچک. روی قسمت دهانه بزرگ پوست انداخته می شود . پوست تمبک تکنواز باید از پوست تمبک ارکستر نازک تر باشد . انتخاب پوست در صدای تمبک اهمیت زیادی دارد. پوست کهنه بز یا میش بهتر است . قطر پوست باید در تمام نقاط کاملا یکسان باشد. رنگ پوست باید کاملا یکسان باشدیعنی دانه دانه یا به اصطلاح اهل فن (( تگرگ )) نداشته باشد . معمولا چون تمبک از کنده درخت گردو انتخاب و حداقل دو سال در سایه نگهداری می شود . و برای آنکه بعدها انحناء پیدا نکند آن را در دیگ آب جوشانده و در حدود 15 روز لای پهن خشک قرار می دهند این عمل علاوه بر آنکه چوب را خشک می کند بر استحکام آن نیز می افزاید . به این ترتیب چوب برای ساختن تمبک آماده می گردد . چوب درخت توت نیز برای این منظور مناسب است و تا کنون زیاد مورد استفاده قرار گرفته است . ))

 

 

آموزش تمبک – هنرستان عالی موسیقی ملی

دسته ها : سازهای ایرانی
جمعه بیست و هشتم 4 1387
ابن خلدون در قرن 8 هجری قمری آن را به ترکه های چوبینی که انعطاف پذیر است معنی

   نموده.
 

 اما چندی بر این اعتقادند که لفظ عود را بر این ساز معین بدان جهت انتخاب کرده اند که بین

   آن و بربط ایرانی که در هزاران سال پیش از نظر ظاهری وجه اشتراک فراوان با این ساز

   داشته افتراقی قائل شوند.

  ایرانیان در گذشته این ساز را رود هم می نامیدند. اما در قرن اخیر گاه لفظ لوت را هم به

   عود اتلاق می کنند.
   

 از دیدگاه سازشناسی، ساز عود در طبقه سازهای زهی و در رده لوتهای دسته دار که آن به

   موازات صفحه روی ساز و نواختن آن از طریق مضراب باشد قرار می گیرد، بررسی

    سرنوشت دیرینه این ساز در گرو شناخت تاریخی لوت است.
  

   پیدایش نیاکانان آنها به روزگار شکارچی گری انسان و استفاده از کمان و زه باز می گردد

   و این پرسش که چنین سازهایی به کدام یک از تمدنهای کهن بشری ایران، مصر، هند، بین

 النهرین و چین مربوط می شود موضوعی است که باستان شناسی ابزار موسیقایی بدان خواهد

  پرداخت، اما قطعا سازهایی که برای تولید صدا با دسته های کوتاه یا بلند با اشکات متفاوت،

  کاسه ای شبیه به کد و دارندنیاکان اصلی لوت های کنونی به حساب می اید.

    آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد تصویر مردی ایستاده را نشان

  می دهد که به نواختن بربط مشغول است.

  بر پایه بعضی از اسناد ابن سریح ایرانی نژاد نخستین کسی است که در عربستان در قرن اول

   هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی ان را آموزش داده است.

  الاغانی می گوید:

  آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زوبیر جمعی که ایرانیان را به مکه دعوت 

   کرده بود تا خانه کعبه را تعمیر کنند دیوارگران ایرانی عود می زدند و اهل مکه از ساز و

  موسیقی ایشان لذت می برند و آنرا تحسین می کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و

   در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

   در روزگاه امویان عود نوازانی همچون یونس کاتب-نشیت و ابن محرز نواختن عود را به

    دوران طلایی هنر در ایام ابراهیم،زلزل و زریاب منتقل می کنند.

   در نیمه دوم قرن 8 میلادی و اویل روزگار عباسیان موسیقیدان برجسته درباری عود جدیدی

  ساخت که با استقبال زیادی روبه رو شد و به زودی جای عود فارسی یا بربط ایرانی را گرفت

 که عموم آن را می نواختند.

  این عود کامل را به زبان عرب عود شبوط می گویند که دسته ان ذر قسمت بالا کم. عریضتر و

  باریکتر از نزدیک کاسه بوده 
    

 
شکل ظاهری:

   شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل، و دسته ان بسیار کوتاه است، به طوری که قسمت

 اعظم طول سیم ها در امتداد شکم قرار گرفته است. سطح رویه شکم از جنس چوب است که بر

 آن پنجره هایی مشبک ایجاد شده است.
 

 عود فاقد دستان و خرک ساز کوتاه و تا اندازه ای کشیده است.

   عود دارای ده سیم یا پنج سیم جفتی است. سیم های جفت با هم همصدا کوک می شوند، و

بدیهی است که هر یک از سیم های دهگانه یک گوشی مخصوص به خود دارد گوشی ها در دو

 طرف جعبه گوشی سرساز قرار گرفته اند.

  عود بم ترین ساز بین سازهای زهی است، نت نویسی آن با کلید سل است که صدای ان عملا

  یک اکتاو بم تر از نت نوشته شده حاصل می شود.
 

   مضراب عود از پر مرغ یا پر طاووس تهیه شده است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری

   ساز را می نوازد.

صدای عود کمی خفه، نرم و غم انگیز ولی نسبتا قوی است. این ساز نقش تکنواز و همنواز

   هر دو را به خوبی می تواند ایفا کند.
 

عود چنان که گفته شده از اخلاف سازی قدیمی به نام بربط است از سوی دیگر ممکن است با

  نام عربی خود العود به اروپا راه یافته و در آنجا نام لوت گرفته باشد .

دسته ها : سازهای ایرانی
جمعه بیست و هشتم 4 1387

سنتور که  از سازهای قدیمی ایران که در شعر شاعران فارسی زبان بسیار استعمال شده است .

منوچهری سروده :

کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است

فاخته نای زن وبط شده تنبور زنا

نام سنتور در عربی به صورت (( صنطیر )) بکار رفته است .

(( بعضی نقاشی های دوره قاجار و عکس هائی که از برخی نوازندگان آن دوره باقی است سنتور را با خرک های بیش از 9 عدد نشان می دهد . سنتور دوازده خرک از قدیم مرسوم بوده است .

شاید علت آن بوده است که خرک های اضافی امکان اجرائی گوشه های مختلف را که به مناسبت محدودیت بعضی کوک ها در روی سنتور از اجرای آن صرفنظر میشده به نوازنده می داده و یا نوازنده چیره دست به قصد مرکب نوازی از آن استفاده می کردند )) ارفع اطرائی - ناظمی و سنتور

(( کلمه سنتور در کتاب ها و نسخه های فارسی ، عربی و ترکی با صاد و سین و طاء به اختلاف ضبط شده و بعضی هم آن را صانطور نوشته اند و در زبان تازی آن را سینطر می گویند . این ساز هم یکی دیگر از سازهایی است که در آغاز قرون وسطی به کشور های اروپائی راه یافته و به نام و شکل های گوناگون در نقاط مختلف آن قاره رواج یافته است . سنتور هم مثل قانون از سازهای بسیار باستانی است و قدیمی ترین اثری که از این ساز در دست داریم حجازی های آشور است . در کتاب تورات از سنتور و قانون نام ببرده شده که دلیل دیگری بر قدمت این دو ساز است . کلمه سنتور از لغت آرامی مشتق شده است و قوم یهود به آن علاقه زیادی داشته اند . امروزه سنتور در ایران بیش از سایر کشور های خاور میانه رواج دارد . شاردن سیاح فرانسوی که در سده هفده میلادی به ایران سفر کرده نیز رواج آن را در ایران یاد آور می شود )) مهدی فروغ- مداومت در اصول موسیقی ایران

(( سنتور سازی است شرقی و از دسته سازهای زهی با مضراب چکشی است . جعبه طنینی آن به شکل ذوزنقه متساوی الساقین و جنس چوب آن از گردو است . دارای 72 سیم و 18 خرک است سیم ها از یک طرف به گوشی ها و از طرف دیگر به میخ هایی متصل اند . از روی هر خرک 4 سیم می گذرد که هم صدا کوک می شوند دامنه صوتی سنتور از اولین سیم زرد که مقابل نوازنده قرار دارد از mi2 تا Fa5 است . مضراب سنتور از چوب باریکی ساخته شده که جنس آن معمولا از شمشاد یا گردو است و قسمت انتهایی آن حلقه ای قرار دارد که بین انگشت وسطی و سبابه و شست قرار می گیرد و نوک آن هلالی شکل است . سنتور را بطوری که قاعده اطولش مقابل نوازنده باشد با دو ضرب چوبی می نوازند و کوک کردن آن به وسیله پس و پیش کردن خرک ها و پیچاندن گوشی ها صورت می گیرد ))شهمیری – صدا شناسی موسیقی

(( در کتاب ها و نسخ فارسی و عربی و ترکی کلمه سنتور با صاد و سین و تاء به اختلاف ضبط شده و بعضی هم آن را (( صانطور )) نوشته اند . در زبان تازی آن را سینطر می نویسند . سنتور یکی از جمله سازهایی است منسوب به ایران و خاور میانه که در اوایل قرون وسطی به کشور های اروپا راه یافته و بنام و به شکل های گوناگون در نقاط مختلف آن قاره معمول و متداول گردیده است .

سنتور از سازهای بسیار قدیمی است و کهن ترین اثری که ازاین ساز و سازهای مشابه با آن در حجاری های قدیم می توان یافت نقش سازی دیده می شود که به احتمال نزدیک به یقین از اجداد همین سنتور امروزی ما میباشد. تعداد سیم های این ساز که به احتمال قوی کمتر از ده تا نیست روی جعبه مجوفی کشیده شده است . نوازنده ساز قطعه چوب یا استخوان به دست راست دارد که آن را مثل چکش روی سیم ها می کوبد و در همان حین با دست چپ روی سیم ها فشار می آورد و صدائی که دلخواه اوست به وجود می آورد . چنان که از نقش مزبور بر می آید نوازنده هنگام نواختن سنتور آن را به گردن خود می آویخته است ولی سنگ تراشی که نقش را حجاری کرده از نشان دادن بند یا تسمه ای که این منظور از آن حاصل می شود خودداری کرده است . در کتاب تورات ( متن انگلیسی ) نیز دو ساز قانون و سنتور ذکر شده و این خود دلیل قدمت آن ها می باشد .اولیاء چلبی در کتاب خود از سنتور به صورت (( صنتور )) نام می برد .

رئوف یکتا بیگ از علمای بزرگ موسیقی ترکیه در دایره المعارف لاوینیاک چاپ 1922 می نویسد : سنتور در اصل از آلات موسیقی قدیم یهود است . در دایره المعارف موسیقی لاروس آمده که به احتمال قوی قانون قدیمی تر از سنتور است . کلمه سنتور از لغت آرامی مشتق شده ولی احتمال داده شده است که ریشه آن را در زبان یونان قدیم می توان یافت . از طرف دیگر سنتور از جمله سازهایی است که اقوام یهود بی اندازه به آن علاقمند بوده اند .سنتور قبل از آغاز دوره قرون وسطی به اروپا راه یافته و مورد قبول عامه واقع شده است و چون موسیقی و هنر از اوایل پیدایش مذهب مسیح در استخدام آن مذهب در آمد هنرمندان اروپا به تکامل آن کوشیدند تا بالاخره اولاد خلفی از سنتور بوجود آمد که امروز آن را سلطان سازها می شناسند

ایران ملودی

دسته ها : سازهای ایرانی
جمعه بیست و هشتم 4 1387
ساز معروف مردم فارس و خراسان است )) مفاتیح العلوم خوارزمی

 

 

(( و آن سازی بود که بعضی بر آن سه وتر بندند و بعضی چهار و بعضی پنج و  اوتار آن مزوج ( جفت ) بندند  ((چنانکه هر دو وتر را حکم یک وتر باشد و اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد. رباب از الات (( ذوات الاوتار مقیدات )) است))مقاصد الاحان- مراغه ای

 

 

رباب در عربی به فتح و در فارسی به ضم راء تلفظ میشود.

 

 

رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند            که هوش و گوش به پیغام اهل راز کنید

 

 

(حافظ)

 

 

من دوش به کاسه رباب سحری             می نالیدم ترانه کاسه گری

 

 

(مولوی)

 

 

((کاسه رباب بیشتر از چوب زرد آلو می سازند و اول آن را در چوب شیر می جوشانند یا در آب گرم ، اما شیر بهتر باشد تالیونت بیشتر حاصل شود و در وقت نقر کاسه آسان تر بود . رباب 6 وتر دارد . از سه نوع ابریشم اول ریز که اغلظ اوتار است و دوم حاد که نسبت با زیر ادق است و سیوم مثنی که نسبت با حاد ادق است )) کنز التحف -  سه رساله فارسی در موسیقی -  به اهتمام تقی بینش

 

 

(( رباب به ویژه در خراسان محبوبیت داشته است . هر چند اعراب نیز ازین ساز آن قدر حمایت کردند تا سرانجام آن را به یک ساز ملی مبدل ساختند . واژه رباب نزد اعراب گویای چندین ساز زهی آرشه دار بوده است که ظاهرا نوعی از آن که رویه صاف و مسطح داشته به ارباب ملی اعراب تبدیل شده بود و به همین سیاق ایرانیان نیز رباب خود را (( کمانچه )) می نامیدند و آن را نام عام سازهای زهی کشیدنی خود قرار داده اند . نوع خاص و قابل تشخیص دیگر رباب ایرانی غیشک ( برابر شوشک ) اعراب است )) بهزاد باشی -  تاریخ موسیقی خاور زمین -  فارمر اصفهان

 

 

دو زلفونت بوه تار ربابم                         چه می خواهی از این حال خرابم

 

 

(بابا طاهر )

 

 

(( رباب در ایران و مخصوصا در خراسان از قدیم معروف و معمول بوده و با وجود اینکه بعضی از نویسندگان عرب در سدر اسلام از آن نام برده اند نخستین کسی که درباره آن به تفصیل سخن میگوید حکیم بزرگ ابو نصر فارابی است .  رباب کلمه ای است که در سالهای اخیر به سازهایی که با کمانه می نوازند اطلاق می شود  ولی به احتمال قوی این ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن یا زخمه می نواختند و به تحقیق نمی توان گفت که در چه تاریخی به صورت ساز آرشه ای در آمده است  .

 

 

در کشور های خاور میانه و نزدیک هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :

 

 

1-  رباب با کاسه مربعی شکل 2-  رباب با کاسه استوانه ای 3-  رباب با کاسه کشتی یا کشکول 4- رباب با کاسه گلابی شکل 5- رباب با کاسه کروی شبیه به کمانچه کنونی ایران 6- رباب با کاسه ای شبیه سه تار یا تنبور کنونی 7- رباب با کاسه ای بیضی شکل )) مهدی فروغ -   مداومت در اصول موسیقی ایرانی

 

 

رباب فعلی که در جنوب شرقی ایران باقی مانده از دسته آلات زهی مضرابی است که دارای 18 سیم است .  سیم ها در انتها به یک دکمه متصل شده و پس از عبور از خرک موازی هم در امتداد دسته ساز به گوشیها متصل میشوند . این ساز دارای جعبه بزرگتر پوست کشیده شده است و روی آن خرک قرار دارد که سیم های اصلی و فرعی از روی آن عبور میکنند . دسته ساز از چوب است و در روی آن سه یا چهار پرده از زه قرار دارد . در روی دسته که تعدادی روی جعبه دوم قرار گرفته سوراخهای زیادی به شکلهای مختلف کنده شده است . این جعبه فقط برای اضافه کردن طنین بیشتر ساز است . رباب دارای 6 سیم زه ای اصلی است که به گوش ها متصل است و اضافه بر این 12 سیم فلزی فرعی دارد که برای کمک به طنین صدای اصلی است و این سیمها به وسیله 12 خرک کوچک  عاجی به گوشیها که به بدنه ساز نصب شده متصلند . برای نواختن ساز را روی زانو قرار میدهند و با  مضرابی که به شکل مثلث است بر سیم ها ضربه وارد میکنند . شهمیری -  صداشناسی موسیقی  

 

 

هوشیار زمن فسانه ناید                         مانند رباب بی کمانه

 

 

                           ( مولوی )   

 

 

افغان ها به ساز ساده رباب ، قیچک می گویند . رباب واژه ای ایرانی است که به تعداد زیادی از ساز های متفاوت زهی می گویند . این ساز در گذشته با کمان و در حال حاضر با مضراب نواخته می شود . در پاکستان و شمال هند در گذشته حداقل به 2 نوع ساز عود مانند رباب می گفته اند که یکی از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همین نام متداول است . موسیقی و ساز در سرزمینهای اسلامی -     ترجمه بهروز وجدانی 

دسته ها : سازهای ایرانی
جمعه بیست و هشتم 4 1387
قدیمی ترین و اساسی ترین نمونه آلات موسیقی، سازهای ضربه ای یا کوبه ای هستند .

    بر طبق روایاتی که در ادبیات ایران باستان آمده است، مراسم جشن نوروز و تحویل سال

توسط نوای دف همراهی می شده است. دف در ایران ساسانی* همراه با سرودهای خسروانی

  و به طور گروه نوازی مورد استفاده قرار می گرفته است. هم چنین تصاویری از نوازندگان

 دف بر روی سفالها و نقاشیهای بناهای باقیمانده پیش از میلاد مسیح بدست آمده است که

 گواهی بر قدمت، اصالت و دست نخوردگی این ساز دارد.

  امروزه در ایران به شکل شگفت انگیزی علاقه مندی مردم به نواختن دف رواج پیدا کرده

  است که دست کم در صد سال گذشته بی سابقه بوده است.

  دف بویژه بیشتر در کردستان، کرمانشاهان، کرمان و یزد نواخته می شود .

  مشخصات دف :

   کمانه : حلقه چوبی مدور به عرض 5 تا 7 و قطر دایره 48 تا 53 سانتی متر که دهانه

  کاملا مدور موجب یک نواختی صدا می گردد.

   شستی : فرورفتگی منحنی شکل . محل استقرار انگشت شست دست چپ بر روی لبه

   پشتی کمانه .

  پوست : پوست کهنه بز با ضخامت یکسان و به رنگ یکسان ( تگرکی با دانه و آهکی

  نباشد ) پوستی  مناسب است البته پوست آهو – میش – بزکوهی و ماهی نیز مرسوم بوده

 است .

  گل میخ :  برای حفظ پوست دف . پونز هایی از برنج - مس یا آهن در جداره بیرونی کمانه

  روی پوست کوبیده میشود.

   قلاب : از آهن یا مس در جداره داخلی کمانه استفاده می شود که حلقه ها روی قلاب نصب

   می شوند و فاصله هر قلاب از پوست 3.5 و از قلاب مجاور 3 سانتیمتر می باشد.

   حلقه : از برنج - مس و گاهی آهن به قلاب های دیواره داخلی متصل است .4 حلقه آویزه به

  یک قلاب و قطر حلقه ها 1.5 سانتیمتر است .

  تسمه چرمی : برای جلوگیری از خستگی مچ نوازنده برای دف نوازی های طولانی در قسمت

  داخلی کمانه نصب میشود استفاده می کنند .

جمعه بیست و هشتم 4 1387
محمد اسماعیلی (متولد 4شهریور1313 در رشت) نوازنده تمبک است.

او شاگرد حسین تهرانی بود. در سال ۱۳۳۷ در گروه‌های موسیقی وزارت فرهنگ و هنر مشغول به کار شد و هم‌زمان در گروه همنوازان تنبک به رهبری استاد خود نیز همکاری می‌کرد. در سال ۱۳۴۳ به سمت هنرآموز تنبک در هنرستان موسیقی ملی به جانشینی استاد خود آموزش تنبک را عهده‌دار شد.

شیوه نوازندگی محمد اسماعیلی شیوه استاد حسین تهرانی است.محمد اسماعیلی از امکانات تمبک مانند چوب،گرفتهای تمبک استفاده کامل می‌کنند و نوازندگی ایشان بسیار تکنیکی است. در دهه1360 به سرپرستی فرامرز پایور و همراهی جلیل شهناز،محمد موسوی و علی اصغر بهاری گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت. وی دارای مدرک درجه یک هنری، معادل دکترا است.

جمعه بیست و هشتم 4 1387
مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال 1311 در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.

در آن سالها جهانگیر ملک در محله دروازه "دولاب" (انتهای خیابان صفا) در نزدیکی منزل استاد حسین تهرانی زندگی میکرد. آقای حبیب الله نصیری فر در جلد اول کتاب "مردان موسیقی سنتی و نوین ایران" درباره نحوه آشنایی او با استادش حسین تهرانی، این چنین می نویسد:"روزهای که حسین تهرانی از منزل خارج میشد، او (ملک) استاد را با نگاهی ستایس انگیز دنبال میکرد و خجالت میکشید که موضوع عشق و علاقه خود را در خصوص نواختن ضرب (تنبک) با وی در میان بگذارد؛ رفته رفته حس کنجکاوی استاد تهرانی تحریک شده و روزی از وی می پرسد: شما چرا همیشه مواظب حال و حرکات من هستید؟ آیا کاری با من دارید؟ ملک با خجالت و دستپاچگی در جواب میگوید: بله، می خواستم اگر برایتان امکان داشته باشد نوازندگی ضرب را به من بیاموزید. استاد حسین تهرانی از وی میپرسد که منزل شما کجاست؟ آیا می توانی هر روز برای تمرین بیایی؟ ملک بلافاصله جواب میدهد، همین کوچه آبشار و در همسایگی شما. استاد که شوق و علاقه جهانگیر را در چهره او می بیند، قبول میکند که وی را تحت تعلیم قرار دهد"

البته به نظر کمی اغراق آمیز میرسد که آقای تهرانی از ایشان خواسته باشد"هر روز" برای تمرین و درس گرفتن به منزل او بروند و متاسفانه مشابه این مورد در این مجموعه چند جلدی کتاب ایشان به کرات دیده شده است.

جهانگیر ملک همیشه از استاد یگانه تنبک، حسین تهرانی تعریف و تمجید میکرد و هنر خود را مدیون زحمات و راهنمایی های اخلاقی ایشان میدانست و معتقد بود که شیوه تنبک نوازی اش همچون دیگر اساتید تنبک تحت تاثیر سبک و شیوه تنبک نوازی استاد حسین تهرانی است.( همانطور که پیش از این ذکر شد، با اینکه شاگردان حسین تهرانی اکثرا لحن های شخصی داشتند ولی به طور کلی از مکتب بزرگ تنبک نوازی نوین تهرانی بهره میبرند و به همین دلیل نسبت به نوازندگان نسل پیش از تهرانی، با تفاوتی قابل توجه می نوازند.) او نه تنها از حسین تهرانی، بلکه تمام کسانی که برای این ساز زحمت کشیده بودند به نیکی یاد و احترام میکرد و هیچگاه هنر دیگر همکارانش را نفی نمیکرد.

جهانگیر ملک در سال 1332 در گردهمایی دوستانه ای با استاد پرآوازه مرحوم علی تجویدی آشنا میشود و به درخواست وی قطعه ای را اجرا می نماید و استاد تجویدی تحت تاثیر شیوه نوازندگی او قرار میگیرد، تا جائی که ایشان را به رئیس وقت رادیو، مرحوم مشیر همایون شهردار معرفی میکند و بدین ترتیب اولین ثمره یادگیری، تمرین، عشق و علاقه خود را به ساز تنبک، اینچنین (در سن 21 سالگی) با شروع کار در ارکستر بدست می آورد.

او پس ازمدتی به ارکسترهای شماره یک، به رهبری مرحوم حسینعلی ملاح و مرحوم مهدی مفتاح – ارکستر شماره دو، به رهبری مرحوم مجید وفادار و مرحوم علی تجویدی- ارکستر شماره سه، به رهبری پرویز یاحقی و همایون خرم – ارکستر شماره چهار، به رهبری مرحوم عباس شاپوری- ارکستر شماره پنج، به سرپرستی بزرگ لشکری – ارکستر شماره شش به رهبری مرحوم حبیب الله بدیعی، دعوت به همکاری و نوازندگیش را آغاز میکند.

پس از تشکیل ارکستر گلها به دعوت زنده یاد حبیب الله بدیعی، همزمان با دیگر استاد بزرگ تنبک نوازی ایران، مرحوم امیر ناصر افتتاح به نوازندگی در این ارکستر میپردازد. این همکاری تا سال 1357 ادامه داشت و با پیروزی انقلاب کار و فعالیت او به مدت 10 سال به وقفه افتاد.

ملک، حبیب الله بدیعی را بهترین دوست خود میدانست و اعتقاد داشت با غروب زندگی این استاد بزرگ موسیقی ایران، حیات هنریش و دیگر دوستان او نیز به زوال کشیده شد. از سلسله همکار های او با رادیو می توان به برنامه های: گلهای جاویدان، گلهای تازه، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و شاعران قصه میگویند و نیز برنامه تکنوازان که زیر نظر مرحوم محمد میرنقیبی اداره میشد که از لحاظ شماره از 101 شروع و تا برنامه 778 اجراء و ضبط شد که ایشان با نقش نوازنده در حدود پانصد و پنجاه برنامه را به اجرا گذاشت.

جهانگیر ملک را با وجود این تعداد اثر ضبط شده میتوان، پرکارترین هنرمند موسیقی ایران (و شاید جزو پرکارترین های جهان!) نام برد. البته واضح است که به خاطر خصوصیت بداهه بودن بسیاری از آثاری که او با همکاری دیگران ضبط کرده، تعداد کثیری از این آثار از کیفیت مناسبی برخوردار نباشند و نه تنها تعداد آثار بالا همواره در موسیقی عمل نیکی نیست، بلکه می تواند بر روی شنونده تاثیر عکس و مخرب نیز داشته باشد.

این همکاری با رادیو تا آخرین روزهای حیات ایشان ادامه داشت. علاوه بر اجرای های رادیویی ایشان اجراهایی را در جشنواره های موسیقی و برنامه های مختلفی در تهران و شهرستانها و نیز کنسرتهایی به نفع مسلولین بیمارستان ابوحسین، بیماران امین آباد، ندامتگاه دادگستری و دانشگاه تبریز به اتفاق هنرمندان، علی تجویدی و حسین تهرانی به عهده داشت.

جهانگیر ملک کنسرت هایی را در خارج از مرزهای ایران از جمله: آمریکا، انگلستان، آلمان، شوروی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، افغانستان، کویت، عربستان و یمن، همچنین شرکت در جشن های نوروزی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و امریکا برای شناساندن موسیقی کشورش با همکاری دیگر دوستان هنرمند خود برگزار نموده بود
جمعه بیست و هشتم 4 1387

اسکندر ابراهیمی زنجانی که بعدها نام مستعار و هنریش نریمان تبدیل یافت در مشهد به تاریخ بیستم اسفند ماه 1314 متولد گشت . پدرش که مردی هنرمند و اهل ذوق بود و خود سه تار و تار و نی را به خوبی می نواخت از همان دوران طفولیت پسر را زیر نظر و تربیت خود گرفته و وی را با ردیف ها و گوشه های موسیقی ایرانی آشنا و نواختن سه تار را به او می آموزد وی از سن 18 سالگی روی به نواختن عود آورد به طوری که در سال 1322 که بیش از هشت بهار از سنش نگذشته بود از طرف اداره انتشارات و رادیو مشهد دعوت به همکاری می شود و این دعوت را می پذیرد و حدود 16 سال همکاریش بارادیو مشهد ادامه می یابد و آخرین سمتش در آن اداره مسئول شورای موسیقی آن استان بود ، سپس به شیراز منتقل و مسئول شورای موسیقی رادیو شیراز می گردد و پس از 4 سال همکاری با این رادیو به تهران می آید و در رادیو ایران به عنوان تکنواز عود به همکاری و اجرای برنامه می کند .

خود نریمان می گوید : (( در عود استادی نداشتم ،فقط از راه گوش به رادیو های کشورهای همسایه استفاده بردم و به محمد عبدالوهاب خواننده و نوازنده بزرگ مصری به رادیو قاهره نامه نوشتم و درباره کوک و بعضی مسائل این ساز از وی سئولاتی کردم و مسائلی را مطرح نمودم ؛ پس از چندی عبدالوهاب در جواب نامه من نوشت که کوک عود همانی است که خود شما انجام داده اید و خلاصه کل نظریات مرا تائید کرد )).

نواختن عود نریمان در کشورهای همسایه طرفداران فراوان دارد به طوریکه چندی قبل منیر بشیر ، یکی از نوازندگان بزرگ عود موسیقی عرب است برای دیدن نریمان به ایران آمد و درباره این ساز ایرانی گفت و شنودی بین آنها می شود و طرز نواختن صحیح آن را با هم در میان می گذارند . منصور نریمان همکاری خود را در برنامه گلها همراه با خوانندگانی چون : محمودی خوانساری ، اکبرگلپایگانی ، حسین قوامی ، محمد رضا شجریان ، ایرج ، نادر گلچین و غیره شروع و در تلویزیون در برنامه جالبی به نام (( بشنو از نی )) که به سرپرستی و تهیه کنندگی دوست ادیب و فاضلم ، بهمن بوستان با همکاری آقایان : اصغر بهاری ، مجید نجاحی ، رضا شفیعیان ، عباس زندی ، محمد موسوی ، امیر ناصر افتتاح و فرهمند بافی اجرا می نمود و هفته یی یکبار به مدت یک ربع همراه با ضرب جهانگیر ملک در تلویزیون برنامه اجرا می کرد و در تکنوازی رادیو ، همراه با آقایان علی بهاری ، مهندس همایون خرم ، اسداله ملک ، حبیب اله بدیعی ، پرویز یاحقی ، کامران داروغه ، منصور صارمی ، جواد معروفی ، مجید نجاحی ، سیاوش زندگانی ، رضاورزنده ، محمد موسوی ، عماد رام ، جهانگیر ملک و امیر ناصر افتتاح شرکت داشته و در برنامه سنگین و خوبی که در فرستنده F.M) ) به رهبری مهندس همایون خرم اجرا می شد تکنواز عود آن برنامه بود .

منصور نریمان علاقه فراوانی به عود که در واقع همان بربط است و از ایران به سایر کشور های جهان به خصوص ممالک عرب رفته و یک ساز ایرانی است دارد و کوشش فراوان نمود تا از این ساز و نواختن آن را احیاء کند و آن را به صورت تکنوازی در آورد و شاگردان خوبی در این راه نیز تربیت کرد که می توان از آقایان : حسین بهروزی نیا ، محمد فیروزی و ... نام برد .منصور نریمان می گوید : (( در کلاس اول دبیرستان بودم که در نواختن دستگاهها و گوشه های موسیقی تا اندازه ای آشنایی پیدا کرده بودم ولی از نت بی اطلاع بودم و در مشهد هم در آن زمان کسی نبود که به من کمک کند و آموختن نت را بیاموزد ، لذا نامه هایی به هنرستان عالی موسیقی به استاد خالقی نوشتم و مشکل خود را با ایشان در میان نهادم و نوشتم که چون در تهران غریب هستم و کسی را ندارم که نزد آنان بروم ؛ استاد خالقی که در آن زمان رئیس هنرستان بودند در جواب نوشتند (( پسرم ، شما هم مانند فرزندان خود من هستید می توانید بیایید در منزل من بمانید و به فرا گرفتن نت در هنرستان همت گمارید )). ولی پدرم نپذیرفت و من در نامه هایی که بعدا برای این استاد بزرگوار فرستادم ، پس از تشکر فراوان از لطفف آن مرد هنرمند و هنر دوست ، خواستار گردیدم که از طریق مکاتبه نت را به من بیاموزد و استاد هم یک قطعه از عکس امضاء شده خود و دو جلد کتاب از دوره اول و دوم تالیف آقایان : موسی معروفی و نصرالله زرین پنجه را که با رعایت کامل نظریات استاد علینقی وزیری چاپ شده بود برایم فرستادند که هنوز آن ها را دارم و برایم بسیار عزیز می باشند و تا عمر دارم مدیون این استاد بی نظیر و عالیقدر خواهم بود )) .

منصور نریمان کنسرت های فراوانی جهت موسسات فرهنگی ، هنری و عام المنفعه اجرا کرده که بیشتر در بیمارستان ریوی شیراز بوده و بسیاری از هزینه های متفرقه آن را خودش متقبل می شده ، وی جهت شناساندن هر چه بیشتر موسیقی اصیل ایران و ساز عود که یکی از باستانی ترین سازهای ایرانی است ، مسافرت های متعددی همراه با آقایان : مهندس همایون خرم ، علی تجویدی ، حبیب اله بدیعی ، فرهنگ شریف ، علی اصغر بهاری، محمود خوانساری ، ایرج ، جهانگیر ملک به کشور های:آلمان انگلستان ، ایتالیا ، ترکیه ، ژاپن نموده و آهنگ های بسیاری ساخت که اولین آن (( لالا یی)) نام داشت و برای دخترش ساخت که آخر هر برنامه قصه های شب رادیو پخش می گردید .منصور نریمان سال ها قبل بنا به دعوت آقای علی رهبری و وزارت فرهنگ و هنر سابق ، در هنرستان عالی موسیقی ملی و دانشکده موسیقی به سمت استاد عود تدریس و همکاریش تا پایان سال 1358 ادامه داشت . وی علاوه بر آشنایی با نواختن تار و سه تار ، از خطی خوش و زیبا و نقاشی و نت نویسی بهره کافی نیز دارد ، وی در سال 1336 با خانمی از بستگان نزدیکش که اهل مشهد بود ازدواج نمود و ثمره ازدواج وی یک پسر و سه دختر می باشند که خانم سهیلا ابراهیمی فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی و دانشکده موسیقی تهران می باشند و مدت 5 سال در ارکستر سازهای ملی ساز (( قانون )) می نواخت و خانم سوسن ابراهیمی که ایشان نیز فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی بوده و در حال حاضر برای تکمیل تحصیلات در آلمان به سر می برد و خانم سمیرا ابراهیمی که از شاگردان خانم افلیا پرتو می باشد و با پیانو و نحوه نواختن آن آشنایی کامل دارد و دیگر پسری به نام حمید رضا ابراهیمی که از موسیقی اطلاعی ندارد ولی به آن علاقه یی بسیار دارد

جمعه بیست و هشتم 4 1387
 ((محمودی خوانساری سال 1312 در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سید جمال الدین محمودی از روحانیون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبی شادروان محمودی خوانساری بر زبان عرب و تعلیمات دینی را می توان حاصل 13 سال زندگی در کنار پدر بزرگوارش دانست. وی پس از فوت پدر، یعنی مقارن سال 1326 خوشیدی به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به ادامه تحصیل مشغول شد و در طول این دوران یک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتی کاملآ خود جوش و فطری غافل نشد. از سال 1335 می توان به عنوان سال تحوّل و دگرگونی در زندگی هنری محمودی خوانساری نام برد. زیرا در محفلی با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گردید و از پیشنهاد ایشان مبنی بر فراگیری علمی ردیف موسیقی ایران استقبال نمود و این تمرین و ممارست تا پایان عمر استاد صبا ادامه یافت.

سال 1338 به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و گلهای صحرایی، در استودیو گلها شروع به فعالیت نمود و رسمآ اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساری در کنار اساتیدی چون مرتضی خان محجوبی، احمد عبادی، حبیب الله بدیعی، جواد معروفی، حسن کسائی، پرویز یاحقی، جلیل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمی و فرهنگ شریف به خلق آثار ماندگار موسیقی اصیل ایرانی همت گماشت. ثلث آخر زندگی این استاد فرزانه و خواننده صاحب مکتب در کنار اسد الله ملک هنرمند ارزشمند سپری شد. خوب به خاطر دارم که عصر روز یکشنبه ششم مهرماه 1348 آقای اسد الله ملک به منزل ما در تهران پارس آمدند. معلوم شد که برنامه ای با عنوان نوایی از موسیقی ملی به همت شادروان دکتر منوچهر جهان بلگو در حال شکل گیری و تدوین است که در این برنامه محمودی خوانساری برای اولین مرتبه اقدام به اجرای ترانه خواهد نمود. به همین مناسبت از پدرم خواست که بروی آهنگی که بر روی آهنگی که در نغمه افشاری ساخته بود ترانه ای بسراید. از زمان نواختن ملودی تا سرودن ترانه ای با عنوان مرغ شباهنگ کمتر از پنجاه دقیقه طول کشید که حاصل این فعالیت مشترک پس از 29 سال و به بهانه یازدهمین سال درگذشت این استاد نامی، بار دیگر به همت آقای حسن اکبراف در اختیار دوستداران هنر واقعی و اصیل این مرز و بوم قرار می گیرد.

یازده سال از درگذشت این هنرمند فرزانه و فروتن گذشت. استادی که ادب و انسانیت را سرلوحه رفتار خویش قرار داد. خواننده ای که به داشتن صدای تنها اکتفا نکرد و همّ و غم خود را صرف بکارگیری صحیح این ودیعه الهی نمود. خواننده ای با سوادی که امر آواز را به مفهوم کامل می دانست تا جایی که هنگام خواندن و تلفّظ ابیات متنوع شعر فارسی، با شیوه ای مختص خویش کلمات را معنی می کرد و با تکرار و تکیه بر جمله امید من، امید تازه ای در جسم و جان مشتاقان موسیقی این مرز و بوم می دمید.

هنرمند نازنینی که هرگز در ازای دستمزد، ناله بی غمی سر نداد و در عین نیازمندی، وارسته و بی نیاز عمر خود را در گوشه انزوا سپری نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه 1366، به صورتی ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زیستن نجات یافت و حیات مجددی را آغاز نمود. با امید شناخت قدر و منزلت چنین نوابغی در محیطی بهتر.))

جمعه بیست و هشتم 4 1387
X