هر روز که به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیکتر می‌شویم با بالا گرفتن تحرکات انتخاباتی نامزد‌ها که در قالب مصاحبه، سخنرانی، سفر‌های استانی، نشست با شخصیت‌ها و گروه‌های مذهبی و ملی صورت می‌گیرد و طرفداران نامزد‌ها که در هیات ستاد‌های اتخاباتی و مبلغین آنها در خصوص چگونگی برنامه‌ها و عملکردها در جزئیات برنامه نامزد ریاست جمهوری مورد نظر خود به هر شکل ممکن به تبلیغ می‌پردازند شاهد هستیم در پاره‌ای از موارد خصوصا طرفداران نامزد‌ها مطالبی را بیان می‌دارند که نه تنها موجب تنش در جو سیاسی کشور می‌گردد بلکه بعضا فضای سیاسی را ملتهب و چالش‌های ناخواسته‌ای را دامن می‌زنند که برازنده نظام سیاسی کشور ما و شخص گوینده و یا نامزد مورد نظر وی نمی‌باشد.
اگر فرض را بر عدم آگاهی این گروه و دسته از حامیان و مبلغین نامزد‌ها بگذاریم ضرورت توجیه این افراد توسط نامزدهای انتخاباتی به صورت صدور یک دستورالعمل اجرائی ستاد انتخاباتی امری اجتناب ناپذیر است تا فضای سیاسی کشور شاهد برگزاری انتخابات سالم و پرنشاط باشد اما اگر خدای ناخواسته این امر از روی آگاهی باشد نه تنها بر نامزدها بلکه بر ارگان‌های سیاسی و انتطامی همچون وزارت کشور است که با برخورد قاطع از بروز رفتارها و ناهنجاری‌های ضد اخلاقی جلوگیری نمایند و قصد و نیت این کروه‌ها و افراد را برای مردم روشن نمایند.

در بسیاری از کشورها که بسیاری از هنجارهای اجتماعی آنان مورد توجه یا قبول ما نیست، اما به لحاظ آموزه‌های سیاسی که عمدتا در قالب احزاب شکل می‌گیرد فرهنگ فعالیت‌های سیاسی در مرحله سمپاتها (حامیان) و چه در سطوح بالاتر عضویت و یا کادر رهبری آنها، رفتارها و عملکردهای انتخاباتی به نحوی تبیین گشته که فرهنگ سیاسی انتخابات آن کشور فرایند برنامه‌های انتخاباتی را تعریف نموده است ما به اینگونه تعاریف در حوزه رفتارها و عملکردها که زیرساختهای فرهنگی مورد پذیرش عامه دارد در حوزه برگزاری یک انتخاب با یک یا چندین نامزد می گوییم حریم اخلاق انتخاباتی.

 در حریم اخلاق انتخاباتی که پیروی از فرهنگ نظام یک کشور است و به دور از هرگونه سلیقه و تمایلات فردی در سطح ملی اعمال می گردد هیچ فردی حق ورود به حریم خصوصی افراد را ندارد، زیرا عدم توجه به این امر می تواند تبدیل به یک آنارشیسم عمومی گردد که متاسفانه کشورهای جهان سوم وقتی به این مرحله می رسند حتی از کشتن، دریدن و از بین بردن اموال عمومی و ملی نیز ابا نداشته و در حال حاضر در بسیاری از کشورهای دور و نزدیک شاهد بروز این مرحله می باشیم که راه برون رفت از این مرحله نه تنها در ایجاد دولت ائتلافی نیست، بلکه هر دولتی نیز در این شرایط شکل بگیرد عمر طولانی نخواهد داشت و هرج و مرج سیاسی و در بسیاری از موارد اقدامات نظامی سرکوب گرانه و یا کودتا نقطه اوج عدم رعایت اخلاق انتخاباتی است.

 پس ضرورت توجه به قوانین و جلوگیری از ایجاد فرصت برای فرصت طلبان امری است ملی که با آموزه‌های دینی ما حتی از مرزهای اخلاقی گذشته و قلمرو حلال و حرام را دربر میگیرد که تبیین این موضوع با صاحبنظرانی است که در واکاوی آیات و احادیث سالها کار و مطالعه دارند.

 اما ذکر یک نکته ضروری است، در همین کشورهایی که اخلاق انتخاباتی در آن با تصویب قوانین، کنترل و نظارت دستگاههای نظارتی و انتظامی صورت می گیرد ممکن است به لحاظ قدرت تبلیغات یک جناح سیاسی و یا ویژگیهای کاریزماتیک یک رهبر سیاسی و یا هر دلیل دیگری فردی موفق به برنده انتخابات شده که گروهی قابل توجه به فرد برنده انتخابات اعتقاد نداشته باشند اما با توجه به اینکه اکثریتی پذیرفته اند که این فرد سکان اداره امور کشور را دردست گیرد لذا سایر گروهها و جناحهای سیاسی با قبول و پذیرش این انتخابات و فرد برنده از فردای همان روز همچون گذشته به کار و فعالیت خود ادامه داده و دیگران نیز چیزی را ازدست رفته نمی‌دانند.

دراین خصوص می توان اذعان داشت که انتخابات اخلاقی صورت پذیرفته حتی اگر فرد برنده با معیارها و موازین دیگر افراد و جناحها دارای وجوه مشترک نباشد. زمانیکه تمامی افراد جناحها می‌پذیرند در حوزه اخلاق به یکدیگر احترام گذاشته و فرد برنده را مسئول اداره کشور خود بدانند روح تعامل در یک هنجار سیاسی کشور توسعه می‌یابد (Promote) و انتخابات اخلاقی چهره خویش را برای رشد و تعالی یک کشور می‌گشاید.

 برای مصادیق اخلاق انتخاباتی و انتخابات اخلاقی نیاز نیست به انتخابات کشورهایی اشاره نمائیم که شاید از بهره دینی قوی هم برخوردار نمی‌باشند اما مصادیق بارز دو واژه مذکور بوده‌اند در کشور خودمان در چند دوره قبل اگرچه جناح رقیب بازنده نیز از میزان آرای بالایی برخوردار بوده اما پس از انتخابات ما شاهد رفتار سیاسی قابل قبولی از طرف مردم بوده ایم و اگر بحث و حرفی نیز زده شده عمدتا در محدوده فعالیت سیاسی گروهها بوده است اما مردم با شعور سیاسی بسیار بالائی حتی فراتر از جناحهای سیاسی در فرایند انتخابات به فرد برنده احترام گذاشته و کمترین توجه را به رفتارهای سیاسی احزاب و گروههای مخالف داشته‌اند.

زمانی که مردم ما با این شعور سیاسی بالا توجه به فرایند انتخابات و خروجی آن دارند پسندیده نیست که افرادی به خود این اجازه را بدهند که شعور سیاسی مردم را نادیده گرفته و نسبت به طرح سلایق و علایق خود نمایند و موجبات دلخوری نامزدی گردند که در پاره‌ای از موارد (خصوصا هرچه به زمان برگزاری انتخابات نزدیکتر می‌شویم) موجب ناهنجاری سیاسی در فضای کشور شود که اذهان را مشوش و اخلاق انتخاباتی را مشوه نماید.

 پس جا دارد در کشوری که شعور سیاسی مردم بالاتر از شعور سیاسی احزاب،گروهها و افراد سیاسی قرار می گیرد خود را قیم مردم ندانیم و بگذاریم تا مردم به آنچه اعتقاد دارند و به آنکس که او را لایقتر می‌بینند رای دهند و از توهین، افترا و نسبتهای ناروا خودداری نمائیم.

 زیرا امام خمینی (ره) اسوه و الگوی یک شهروند این نظام بودند که اخلاق انتخاباتی را در اولین دوره ریاست جمهوری عملا به مردم آموزش داده و در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری انتخاب اخلاقی را به نمایش درآورند در سخنان اخیر مقام معظم رهبری نیز شاهد تجلی و تبیین همین روش بودیم که در بیان انتخاب ریاست جمهوری انتخاب مردم را موردتوجه قرار دادند و علیرغم اینکه اکثریت رای دهندگان کافی است به اشاره‌ای رأی به انتخاب فرد مورد نظر ایشان بدهند انتخاب را به خود مردم واگذار کردند زیرا باور و اعتقاد ایشان به شعور مردم ما متاثر از شناخت سی سال اخیر نمی‌باشد، شعور سیاسی مردم ما ریشه در حرکت سیاسی نیم قرن اخیر دارد و ایشان با احترام به شعور و درک مردم در واقع درک و شعور سیاسی را به گروهها، احزاب و افراد سیاسی آموزش میدهند که برخی از این گروهها و افراد هنوز توجهات مقطعی از زمان حرکت سیاسی انقلاب اسلامی دارند.

یکی از آسیب‌های کشورهای همسایه در امور سیاسی خصوصا انتخاباتی در حد انتخابات ریاست جمهوری که توجه اصولی به موارد مذکور ندارند هرج و مرج و نا آرامی‌های سیاسی این کشورها می‌باشد تا جائی که قدرتهای بیگانه نیز به خود اجازه ورود به امور سیاسی این کشور‌ها را می‌دهند و برای توجیه بقای خود کمترین ظلم آنها ایجاد اختلافات قومی، نسل کشی و غارت اموال و چپاول این کشورها است و تنها باید علت را در پائین بودن درک و منطق بخشی از افراد آن جوامع دانست و برخی نیز توسط گروه‌های سیاسی و هواداران آنها می‌باشد که از این آشفتگی‌ها سعی در ساختن کلاهی از این نمد دارند.

در پایان امید است همانگونه که یکی از نامزدها از طرفداران خو د خواسته است که از ورود به هرگونه احتمالات و تمایلات سیاسی تخریبی خودداری نمایند سایرین نیز چنین توجهی را به طرفداران و حامیان خود اعلام نمایند تا برگزاری انتخاباتی پرنشاط را به جهانیان نشان دهیم که اخلاق انتخاباتی و انتخاب اخلاقی نمایشی آشکار از درک و شعور مردم کشورمان باشد. شاید پرهیز از تندرویها، اتهامات و تخریب شخصیت افراد موجبات آرامش فردی و گروهی را فراهم آورد و موجب تضعیف نشاط انتخابات نگردد قطعا نام هرکس از صندوق خارج شود حاکی از شکست نیست بلکه خواست مردمی است که می‌خواهند سرنوشت خود را خود تعیین کنند نه احساسات گروهی و جناحی را.

منبع:سایت تابناک


روز 29 بهمن 1356، که مصادف با چهلم فاجعه 19 دی قم بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور، مجلس ختم و سوگواری برگزار شد. در روز نوزدهم دی، قیام مردم قم در اعتراض به چاپ مقاله اهانت آمیز با امضای مستعار احمدی رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات، توسط عوامل رژیم پهلوی به خاک و خون کشیده شد و در چهلم این فاجعه، مردم نقاط مختلف ایران خود را آماده برگزاری مراسم می‌کردند. در شهر تبریز نیز قرار بود مردم در مسجد قزللی (میرزاآقایوسف مجتهد) تجمع کنند.

دعوت از سوی آیت الله قاضی طباطبایی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود. در روز 29 بهمن، مردم در مقابل این مسجد اجتماع کردند. سرگرد مقصود حق شناس، رییس کلانتری بازار به همراه عده‌ای مأمور، به مردم اعلام کرد که متفرق شوند و با توهین به مسجد از ورود مردم جلوگیری کرد. جوانی غیرتمند به نام محمد تجلی از این توهین برافروخته می‌شود و با وی گلاویز می‌شود که حق شناس با اسلحه کمری‌اش این جوان 22 ساله را به شهادت می‌رساند. مردم خشمگین جنازه خون آلود شهید را برداشته و در خیابان‌ها به راه می‌افتند و بتدریج راهپیمایی گسترده‌ای شکل می‌گیرد. یحیی لیقوانی رییس ساواک تبریز با توجه به گسترش قیام مردمی با تهران تماس می‌گیرد و شاه به جمشید آموزگار دستور حفاظت از مناطق مهم و سرکوب شدید مردم را می‌دهد. شورای امنیتی استان، دستور استقرار یگان ها و ادوات نظامی از جمله تانک و نفربر را در سطح شهر می‌دهد که با مقاومت و پایمردی مردم تبریز، این شهر از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان، مردان و زنان، رنگین شده و پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایت های رژیم افزوده می‌شود. سرانجام ساعت 5 بعدازظهر نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آمار ساواک چنین آمده است: « 581 نفر دستگیر، 9 نفر کشته، 118 نفر زخمی. 3 دستگاه تانک، 2 سینما، یک هتل، کاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش کشیده شدند. » کشتار مردم تبریز، شاه را غافلگیر کرد چرا که او به خیال خود توانسته بود پرده‌ای ضخیم بر روی فاجعه قم بکشد حتی اقدام دبیر کل سازمان ملل را به سود خود تمام کند و افکار خارجیان را از درک واقعیت فاجعه قم منحرف سازد؛ اما با قیام مردم تبریز، تقدیر به گونه دیگری رقم خورد

منبع:کتاب قیام های انقلابی


در حالی که تبلیغات مسموم علیه اسلام و روحانیت و حوزه‏های علمیه، سعی داشت در سطح وسیعی مردم را از اصول راستین اسلام دور نماید، حضرت امام خمینی(ره) در 15 اردیبهشت 1323 ش برابر با 11 جمادی‏الاول 1363 در سن چهل و دو سالگی، اولین بیانیه سیاسی خود را صادر کردند.
 در این بیانیه، حضرت امام ضمن بررسی و تحلیل اوضاع گذشته، حال و آینده مردم، قیام برای خدا را تنها راه اصلاح جهان عنوان کرده که آن، فلسفه بعثت همه انبیای الهی بوده است. ایشان در ادامه، دلایل بدبختی مسلمانان و ملت ایران را تشریح می‏کنند و در قسمت دیگری، مسؤولیت سنگین علما و روحانیان را برشمرده و عواقب زیان‏بار غفلت سیاسی آنها را متذکر می‏شوند. در ادامه، ایشان در این بیانیه، صریحاً علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فراخواندند و نسبت به سکوت در برابر توطئه‏های ضد اسلام هشدار دادند. مقصود امام از انتشار این بیانیه، به صدا در آوردن زنگ خطر و بیدار باشی برای طلاب جوان بود. این اقدام، شخصیت و موضع سیاسی ایشان را بیش از پیش آشکار کرد و به تدریج زمینه حضور عده‏ای از یاران همفکر را در جمع شاگردنشان ایشان فراهم آورد. این اشخاص کسانی بودند که هسته اصلی اقدامات انقلابی سال‏های بعد را تحت رهبری معظمٌ‏له، تشکیل دادند.
منبع:سایت دستاورد های انقلاب اسلامی

9بهمن 1357 10 ربیع‌الاول 1399

امام خمینی با ارسال نامه‌ای به آیت‌الله محمد صدوقی از پیامهای تبریک مردم استان یزد به مناسبت ورود ایشان به ایران تشکر نمودند و از مردم آن سامان خواستند که « همبستگی خود را کماکان با سایر طبقات ملت حفظ نموده و از تفرقه و اختلاف پرهیز نمایند »
صحیفه جلد ششم ص 96

امروز میلیون‌ها تن در سراسر کشور با راه‌پیمایی گسترده خود از نخست‌وزیری بازرگان و مورد تأیید امام اعلام پشتیبانی کردند و با شعارهای گوناگونی وفاداری خود را نسبت به امام خمینی ابراز داشتند . در ساعت 8 صبح جمعی از بازرگان و اهالی بازار تهران در مدرسه علوی به حضور امام خمینی رسیدند . در ابتدای این دیدار نماینده بازاریان ضمن تبریک بازگشت امام خمینی به ایران ، حمایت بازاریان را از دولت منتخب اعلام داشت . آن گاه امام خمینی طی سخنانی نقش بازاریان را در گسترش مبارزات مردم ایران علیه رژیم و پیشبرد نهضت اسلامی ستودند و فرمودند « اگر بازارهای ایران نبود معلوم نبود که ما بتوانیم به مقصد برسیم ، این پشتیبانی بازارهای ایران و پشتیبانی سایر اصنافی که ما داریم ... اسباب این شد . که الحمدالله به این پیشرفت عظیم رسیده است ... ولی باز این اول کار است باید تتمه این‌ها به قبرستانها بروند ... و یک حکومت اسلامی که حکومت از جانب ملت باشد ، ملت تعیین کند آن مستند به ملت باشد »
صحیفه امام ، ج ششم ، ص 90
کیهان 19/11/1357 ص 2

***

ساعت ده امروز هزاران تن از نظامیان ، همافران و افسران نیروی هوایی برای نخستین بار به طور جمعی و با اونیفورم نظامی در اقامتگاه امام خمینی رژه رفتند . همافران که در حال رژه اشک می‌ریختند به حضور امام خمینی رسیدند . آنان بعد از احترامات نظامی و مراسم خاص شعار می‌دادند: « نظامیان ملی به فرمان خمینی ، از طاغوت کستیم به ملت پیوستیم »
آن گاه امام خمینی طی سخنانی به آنها فرمودند « همان طور که در شعار خود گفتید تا حالا در اطاعت طاغوت بودید و حالا به قرآن پیوسته‌اید ... ما امیدواریم که با هم و با پیوستگی بتوانیم این طاغوت‌ها را تا آخر از بین ببریم و به جای او یک حکومت عدل اسلامی که مملکت برای خودمان باشد و همه چیز ما به دست خودمان باشد ... نه سفارت آمریکا و سفارت شوروی ... ما می‌خواهیم ارتش ما آزاد باشد ، اسرائیل در‌ آن تصرف نکند ، آمریکا در آن تصرف نکند »
حضرت امام به نظامیان شجاع ، مبارز و فهمیده که به ملت پیوسته‌اند درود فرستادند . روزنامه کیهان عصر همان روز عکس نظامیان را در حالی که به امام خمینی ادای احترام می‌کردند چاپ کرد. چاپ این عکس و خبر آن بر وحشت سران ارتش افزود و هیچ تردیدی در صحت آن نداشتند .
بختیار مدعی شد که این عکس مونتاژ شده است و به قره‌باغی دستور داد تا آن را تکذیب کند. روزنامه کیهان چند روز بعد برای اثبات واقعی بودن گزارش راهپیمایی و رژه، عکس آن را دوباره از زاویه دیگر و این بار بزرگتر چاپ کرد .
صحیفه امام – ج 6 ، ص 102-101
کیهان 21 و 19 / 1357 ص 2و1
اطلاعات 19/11/57 ، ص 2
یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه ، ص 870

***

آیت‌الله سید محمد وحیدی در مدرسه علوی ، اقامتگاه امام خمینی – با معظم له دیدار کرد و مراجعت ایشان به ایران را تبریک گفت .
کیهان 24/11/1357 ص 6

***

امام خمینی در مدرسه علوی در حضور اعضای انجمن‌های اسلامی پزشکان و مهندسان و معلمین حکومت پهلوی را منشاء عقب‌ماندگی ملت ایران دانستند و فرمودند « به اسم متمدن کردن مملکت »، مملکت را به عقب راندند . رهبر کبیر انقلاب اسلامی ابراز امیدواری نمودند که « با وحدت کلمه و همت همه اقشار ملت ، این مملکت ساخته شود . « معلمها بچه‌های ما را تربیت کنند یک تربیت صحیح. مهندسین ما کارهای نافع بجا بیاورند و همین طور سایر اقشار »
صحیفه جلد ششم ص 104-103
***


امام خمینی به آموزگارانی که در مدرسه علوی به دیدار ایشان آمده بودند با تأکید بر اینکه کار کردن برای خدا پیروزی است فرمودند :
« می‌خواهید که حکومت خدا را در ایران اجرا کنید ، چه شکست بخورید و چه شکست بدهید پیروز هستید »
صحیفه جلد ششم ص 105
***


جمعی از افسران نیروی هوایی و همافران اصفهان در مدرسه علوی به حضور امام خمینی رسیدند و حمایت خود را از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی اعلام داشتند . ایشان ضمن سپاس و قدردانی از نظامیان پیوسته به ملت فرمودند « ما از اوضاع دولت‌های وقت و رژیم مطلعیم که چه جنایت‌هایی مرتکب شدند تا بین ارتش و توده مردم جدایی بیفکنند. تا بین سرباز و ملت و ملت و سرباز رابطه‌ای وجود نداشته باشد ... الان که شما به دامن ملت برگشتید ملت شما را با آغوش باز بپذیرد و ما سعی داریم که شما را ان شاء الله در موقعی که حکومت عدل پیدا شد با کمال خوشی پذیرایی کنیم. »
صحیفه امام جلد ششم ص 108
اطلاعات 21/11/1357 ص 8
کیهان 21/11/1357 ص 2

امام خمینی در اجتماع طبقات مختلف مردم که به منظور اعلام پشتیبانی از مهدی بازرگان رئیس دولت موقت انقلاب اسلامی در مدرسه علوی به حضور ایشان رسیده بودند از حضور سراسری مردم ایران در راهپیمایی و اعلام حمایت آنان از بازرگان تشکر کردند و در پاسخ به کسانی که مدعی بودند که « باید ملت بگوید » فرمودند « ملت به چه زبانی بگوید ؟ ملت فریاد می‌زند ... امروز هم با فریادها ، با شعارها پشتیبانی خودشان را از دولت اسلامی اعلام کردند و اظهار تنفر از مخالفین کردند.»(1)
صحیفه جلد ششم ص 109
اطلاعات 19/ و 21/11/1357 ص 1 و 7
کیهان 21/11/1357 ص 5
***


امام خمینی به همراه منسوبین و یاران خویش بدون اطلاع قبلی به حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (سلام‌الله علیه) مشرف شدند . امام در مدخل حرم نماز گزاردند و سپس قصد زیارت امام‌زاده حمزه نمودند. در این هنگام مردم که از ورود معظم له به حرم آگاه شده بودند در خیابانهای اطراف حرم برای دیدن امام اجتماع کردند .
کیهان 21/11/1357 ، ص 2



پی‌نوشت:
(1)اشاره به کنفرانس مطبوعاتی شاپور بختیار که گفته بود « نتایج رفراندوم مخالفان خود را اگر در آرامش برگزار شود قبول خواهم کرد »
منبع : سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

دوستان عزیز فیلم های انقلابی لینکشون کاملا درسته و میتونید فیلم ها را دانلود کنید

یکی از دوستان فرموده بودن که لینک فیلم ها خرابه ولی درست هست و میتوانید دانلود کنید

موفق باشید


مقایسه حکومت شاه با بنی امیه
تاریخ: 1/7/53
شماره: 501
ستاد بزرگ ارتشتاران
الف- مشخصات متهم: غیرنظامی حسین غفاری(1)، فرزند عباس، دارای شناسنامه شماره 2925 صادره از آذرشهر متولد 1299، شغل امام جماعت مسجد الهادی، مسلمان، تبعه ایران، متأهل، ساکن تهران، بدون پیشینه کیفری، بازداشت از تاریخ 18/4/53 تاکنون.
ب- موضوع اتهام: اقدام علیه امنیت کشور.
ج- نتیجه تحقیقات و دلایل اتهام: برابر محتویات پرونده نامبرده بالا به اتفاق فرزندش هادی غفاری در منابر مختلف مطالبی علیه مصالح کشور ایراد و ضمن سخنرانی ها در مساجد تهران و شهرستان ها و طرفداری از روحانیون مخالف دولت اقدامات و اصلاحات کنونی کشور را با زمان معاویه مقایسه نموده(2) و چنین نتیجه گرفت که در حال حاضر وضع فعلی حکومت ایران با زمان معاویه تفاوتی ننموده و احتیاج است که از طرف جوانان افرادی چون امام حسین(ع) به پا خاسته و وضع امور کشور را به دست گیرند. نام برده به همین مناسبت توسط مأمورین انتظامی دستگیر و با قرار تأمین بازپرسی شعبه 5 دادستانی ارتش بازداشت می گردد. متهم در تحقیقات معموله بیان داشته که مطالب حاد را شخصاً ترجمه و عیناً ایراد نموده است.
دلایل اتهام:
1-اعتراف متهم در برگ 44 پرونده
2-کشف کتب و اعلامیه های مضره در برگ 4 پرونده
3-نظریه ضابط در برگ 47
د- نوع بزه و انطباق آن با قانون: بزه از درجه جنحه محسوب و عمل ارتکابی از ناحیه متهم منطبق است با ماده 5 قانون مجازات مقدمین علیه استقلال و امنیت مملکتی مصوب خرداد ماه 1310 که به استناد ماده مذکور کیفر متهم مورد تقاضا است.
هـ تاریخ و محل وقوع بزه: 18/4/53، تهران
دادیار دادستانی ارتش، سرگرد قضایی یدالله قیاسی 31/6/53(3)

منبع:مرکز اسناد انقلاب اسلامی


دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر برآورد
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
زهر خون دلی سروی قدافراشت
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است

منبع:نورپرتال


سیدمحمود طالقانی از فعالان سیاسی ایران در عصر پهلوی، فرزند عالم وارسته آیت‌الله سیدابوالحسن طالقانی از علمای نامدار تهران در سال 1290 شمسی در روستای گلیرد طالقان به دنیا آمد.
وی خواندن و نوشتن را در زادگاهش آموخت و مقدمات علوم دینی را نزد پدر فرا گرفت و همزمان با دوران دیکتاتوری رضاخان و اقدامات ضداسلامی او همراه خانواده‌اش عازم تهران شد و از آنجا برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت و از محضر استادان بزرگی چون آیت الله حجت و آیت‌الله خوانساری بهره برد. پس از آن راهی نجف اشرف شد و مدتی بعد به قم بازگشت. 1 و سال 1318 پس از سال‌ها تحصیل، با کسب اجازه اجتهاد از آیت الله حائری‌یزدی راهی تهران شد و در مدرسه سپهسالار به آموزش علوم اسلامی و تفسیر قرآن پرداخت. در دوران حضور در تهران، به دفاع از یک خانم محجبه با شهربانی رضاخانی درگیر و به جرم اهانت به مقامات بلندپایه کشوری بازداشت و به 6 ماه زندان محکوم گردید.2
سال 1320 به منظور جذب جوانان و دانشگاهیان و آشنایی آنان با معارف اسلامی به تاسیس کانون اسلام در تهران، و انتشار مجله دانش‌آموز- ارگان آن کانون - همت گماشت و همزمان، در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و انجمن اسلامی مهندسین که در همین سال‌ها تشکیل شده بود فعالانه حضور داشت.
وی در نهضت ملی شدن صنعت نفت تلاش‌های فراوان نمود و با آیت‌الله کاشانی روابط صمیمانه‌ای برقرار ساخت. در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی از سوی مردم مازندران به عنوان نماینده انتخاب شد ولی به دلیل ابطال انتخابات در برخی از حوزه‌ها توسط دولت به مجلس راه نیافت.
پس از کودتای 28 مرداد 1332 جمعی از فعالان ملی و مذهبی به طور مخفی نهضت مقاومت ملی را تشکیل دادند که آیت‌الله طالقانی از جمله آنان بود.3
سال 1334 بعد از ترور حسین علا (نخست‌وزیر) توسط فدائیان اسلام به اتهام پناه دادن به نواب‌صفوی و دوستانش دستگیر و مدتی بازداشت شد. 2 سال بعد ساواک با یورش به مراکز نهضت ملی در شهرهای مختلف ایران بسیاری از اعضای فعال آن منجمله آیت‌الله طالقانی را دستگیر کرد که بیش از یک سال در زندان به سر برد.
سال 1341 در پی اعتراض به رفراندوم شاه، دستگیر و زندانی شد. بعد از واقعه 15 خرداد 1342 نهضت آزادی ایران اعلامیه شدیداللحنی با عنوان «دیکتاتور خون می‌ریزد» منتشر ساخت و رژیم شاه که آیت‌الله طالقانی را مسبب اصلی صدور این اعلامیه می‌دانست، وی را دستگیر و در دادگاه نظامی به 10 سال زندان محکوم ساخت. ایشان در دوران حبس، زندان قصر را به دانشگاه زندانیان سیاسی مبدل ساخت اما 4 سال بعد، رژیم شاه براثر فشار افکار عمومی در ایران و جهان نامبرده را آزاد نمود. 4
در روز عید فطر سال 1350 از برگزاری نماز عید توسط ایشان جلوگیری به عمل آمد و منزلش به مدت یک ماه در محاصره ماموران حکومت درآمد و سپس در دادگاه نظامی محاکمه و به 3 سال تبعید در زابل محکوم گردید که این حکم به یک سال و نیم تبعید در بافق کرمان تبدیل شد و سرانجام پس از سپری شد این مدت، در خرداد 1352 به تهران بازگشت.
از آن پس از اقامه نماز جماعت و ایراد سخنرانی ممنوع شد و در پاییز سال 1354 مجددا بازداشت و به 10سال حبس محکوم گردید.5
با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، آیت‌الله طالقانی در روز 8 آبان 1357 از زندان آزاد شد، ولی بیکار ننشست. او برای درهم شکستن حکومت نظامی و اعلان قدرت مردم به جهانیان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال 1357 ملت مسلمان ایران را به راهپیمایی همگانی فراخواند و روز دهم بهمن همان سال طی پیامی به پرسنل ارتش از آنان خواست تا به صفوف انقلابی مردم بپیوندند. پس از پیروزی انقلاب، با حکم امام، به عنوان امام جمعه تهران، نخستین نمازجمعه را در 5 مرداد سال 1358 در دانشگاه تهران برگزار کرد. در انتخابات مجلس خبرگان -که به منظور بررسی پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی برگزار شد- نماینده اول مردم تهران در مجلس خبرگان گردید.
وی از سوی امام به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب انتخاب شد و سرانجام در نخستین ساعات بامداد روز دوشنبه 19 شهریور 1358 در تهران دارفانی را وداع گفت و بعد از یک عزاداری و تشییع جنازه کم‌نظیر توسط ملت مسلمان در بهشت‌زهرا س به خاک سپرده شد.
طالقانی در واپسین نمازجمعه خویش، خطبه ای در محکومیت اقدامات گروه‌های کمونیستی خواند و آنان را با تعبیر «یک مشت جوجه کمونیست» سخت مورد حمله قرار داد. وی همچنین با منافقین نیز به سختی درگیر شد و در جریان خلع سلاح مقر منافقین توسط نیروهای وابسته به نظام، هنگامی که سران نفاق برای عدم تحویل سلاح های خود از او کمک خواستند به‌آنان سخت عتاب کرد. در جریان بازداشت محمدرضا سعادتی جاسوس شوروی و عضو کادر مرکزی سازمان منافقین نیز با سازمان درگیر شد.6 منافقین پس از مرگ طالقانی، بسیار کوشیدند او را به نفع خود مصادره کنند، اما موفق نشدند.

منبع:نورپرتال


شک را شکسته خشم تو در بازوان من
انگار قد کشیده ام
انگار طعم حادثه ای را چشیده ام
بازو گشاده ام که زمین آغاز برشکفتن و گفتن را
با انتظار و خاک بگوید
بازو گشاده ام که سرودی از آسمان
آغاز آفرینش باران را با خاک سینه چاک بگوید
من با توام در هر کجای عشق که هستی
من نیز سنگ شعری خود را تا شیشه های پنجره ی بسته سکوت پرتاب می کنم
باید که سد شیشه فرو ریزد
وقتی که پرنده کلام رسولم اندیشناک بال گشودنهاست.

منبع:نورپرتال


در سفره مرگ آمده است
صدای آمدن دندان بر قلم
همراه با صدای گلوله است
که پشت همین میدان
در ابتدای همین کوچه
بر سینه جوان تو می تازد
و باز میکند آنرا همچون سفره
و لقمه بغض می شود
گلوله می شود
گلوی مرا می بندد
گلوی من بسته است
در سفره مرگ آمده است
منبع:نورپرتال


زمانه قرعه نو می زند به نام شما
خوشا شما که جهان می رود به کام شما
درین هوا چه نفسها پر آتشست و خوشست
که بوی عود دل ماست در مشام شما
تنور سینه ی سوزان ما به یاد آرید
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری از گنجخانه ی دل ماست
چراغ صبح که بر می دمد ز بام شماست
ز صدق آینه کردار صبح خیزان بود
که نقش طلعت خورشید یافت شام شما
زمان به دست شما می دهد زمام مراد
از آنکه هست به دست خرد زمام شما
همای اوج سعادت که می گریخت زخاک
شد از امان زمین دانه چین دام شما
به زیر ران طلب زین کنید اسب مراد
که چون سمند زمین شد سپهر رام شما
به شعر سایه در آن بزمگاه آزادی
طرب کنید که پرنوش باد جام شما
منبع:نورپرتال

X