دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827922
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

هاشمی:عملکردنادرست مسئولان راپای اسلام می نویسند،فکرمی کنند دربهشت برین هستیم

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام احزاب را پیش برنده و ضربه‌گیر نظام خواند و با تاکید بر اینکه هیچ‌چیز جای احزاب را در اداره کشور نمی‌تواند بگیرد، تاکید کرد:منطق و تجربه بشری نشان می‌دهد که اگر قرار است کشور با انتخابات و رای مردم اداره شود، بدون احزاب قدرتمند و برنامه‌دار امکان‌پذیر نخواهد بود.


به گزارش ایلنا آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی عصر دیروز در دیدار با اعضای شورای مرکزی خانه احزاب ایران با مهم دانستن دغدغه‌های احزاب در کشور،یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای مبارزان در پیش و پس از انقلاب اسلامی را حفظ و ارتقاء جایگاه الهام‌بخش اسلام خواند و گفت: تبلیغات گسترده‌ای که امروزه علیه کارآمدی و الهام‌بخشی دین مبین اسلام صورت می‌گیرد، وظیفه همه دلسوزان و وفاداران به نظام و انقلاب را دو چندان می‌کند و همه ما موظفیم به گونه‌ای رفتار کنیم که عملکرد نادرست هیچ‌کس به پای اسلام نوشته نشود و خدای ناکرده هیچ‌کدام ما حجاب اسلام نشویم.


رئیس مجلس خبرگان رهبری یکی از اهداف بلند سند چشم‌انداز 20 ساله کشور را الهام‌بخشی اسلام و قرآن برای ایران و منطقه خواند و تاکید کرد: در برهه حساس کنونی همه دلسوزان نظام در معرض آزمایش بزرگی هستند و باید نهایت تلاش خود را به کار ببندیم که از آن سربلند بیرون بیاییم.
وی با تاکید بر اینکه در حال حاضر جز حفظ و نظام و منافع کشور و مردم و همچنین دفاع از اسلام به عنوان اداره‌کننده کشور آرزویی نداریم، تصریح کرد: بزرگ‌ترین آرزوی من این است که اهدافی که پیشتازان انقلاب در بدترین شرایط به دنبال آن بودند پیگیری شود.


هاشمی رفسنتجانی با اشاره به جنجال‌آفرینی برخی رسانه‌ها در مورد سخنانش در اجلاس خبرگان رهبری در خصوص طرح برخی افراد دلسوز و خیرخواه گفت: متاسفانه برخی افراد و رسانه‌ها که خود را در بهشت برین می‌بینند شتابزده در خصوص این اظهارات عکس‌العمل نشان دادند ولی باید متذکر شوم افرادی دلسوز در مجمع تشخیص مصلحت نظام پیشنهاد دهنده این طرح به اینجانب بودند که مورد موافقت بنده نیز قرار گرفت و قرار است نتایج آن به زودی در دیداری که با آنان خواهم داشت مورد بحث قرار گیرد.


رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنانش وظیفه احزاب کشور را در شرایط کنونی خطیرتر از گذشته خواند و تاکید کرد: منطق و تجربه بشری نشان می‌دهد که اگر قرار است کشور با انتخابات و رای مردم اداره شود، بدون احزاب قدرتمند و برنامه‌دار امکان‌پذیر نخواهد بود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری احزاب را پیش برنده و ضربه‌گیر نظام خواند و با تاکید بر اینکه هیچ‌چیز جای احزاب را در اداره کشور نمی‌تواند بگیرد، تاکید کرد: خانه احزاب می‌تواند در نبود احزاب نیرومند در کشور در حل بسیاری مسائل و مشکلات کشور کارساز و موثر باشد.


در ابتدای این دیدار آیت‌الله موسوی تبریزی دبیرکل خانه احزاب کشور و همچنین آقایان کاشفی، کنعانی‌مقدم، صفرزاده-یحیوی، شیخیانی؛ مرتضوی و سرکار خانم راکعی برخی دیگر از اعضای شورای مرکزی این تشکل با تشریح مسائل و تحولات کشور در شرایط حساس کنونی، دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را در مورد حوادث اخیر و نحوه برخورد با آن و نیز شرایط حساس احزاب کشور بیان کردند و خواستار استفاده از ظرفیت‌های آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی برای برون رفت از این شرایط شدند.

منبع : آینده

دسته ها : سخنرانی - سیاسی
دوشنبه ششم 7 1388

در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است

"امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است "1

 

تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود

اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

 

در آسمان سینه من ابر بغض خفت

صحرای دل بهانه باران گرفته است

 

از هر چه بوی عشق تهی بود خانه ام

اینک صفای لاله و ریحان گرفته است

 

دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید

امشب سکوت پنجره پایان گرفته است

 

امشب فضای خانه دل سبز و دیدنی است

در فصل زرد ، رنگ بهاران گرفته است

 

از آسمان سبز                           زنده یاد سلمان هراتی

1- این مصرع را از شهیدی به یاد دارم

دسته ها : ادبی - شعر - جبهه و جنگ
دوشنبه ششم 7 1388
پیامدها و دستاوردهای دفاع مقدس (1)  
 

نویسنده:دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

پیامدها و دستاوردهای سیاسی ـ فرهنگی ـ اقتصادی دفاع مقدس


دستاوردهای داخلی دفاع مقدس فراوان است، ولی ما در این نوشتار به مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم و تفصیل آن را به فرصتی دیگر و کتابی دیگر ـ ان‌شاءالله ـ وا می‌گذاریم. مهم‌ترین دستاوردهای داخلی دفاع مقدس عبارتند از:

1. اعتماد به نفس و خودباوری


از برکات مهم دفاع مقدس، تقویت اعتماد به نفس و خودباوری بوده است. ما در کوران دفاع مقدس به این نتیجه رسیدیم که باید خود را باور کنیم و با تکیه بر توانمندی‌های خود ـ به ویژه جوانان خداجو ـ کشور را اداره نماییم. تأثیر این خودباوری، بعد از جنگ در عرصه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فناوری‌های نوین دفاعی، نمود فزاینده‌ای داشت.
در جنگ و دفاع مقدس هشت ساله،‌ به این نتیجه رسیدیم که باید بر روی پای خود بایستیم و به این خودباوری دست یافتیم که، می‌توان سالیان سال علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها مبارزه کرد؛ همچنان که حضرت امام( رحمت الله علیه ) فرمودند: «ما در این جنگ،‌ اُبهت دو قدرت شرق و غرب را شکستیم.»
شکستن اُبهت دو قدرت شرق و غرب، نه فقط در صحنه‌های نبرد و جنگ،‌ بلکه در تمامی صحنه‌ها به دست آمد. با خودباوری و اعتماد به نفس ایجاد شده در مردم،‌ به پیشرفت‌ها و ابتکاراتی دست زدیم که تحسین دوست و دشمن را برانگیخت. درتحریم اقتصادی، صبورانه با روحیه‌ی قناعت و صرفه‌جویی مقاومت کردیم و اقدام به ساخت وسایل و قطعات مختلف نموده، تا مرز خودکفایی در کالاها و محصولات اساسی پیش رفتیم و در یک جمله؛ ملت ما ثابت کرد که، ‌اگر بخواهیم، می‌توانیم و این‌ها همه از برکات جنگ تحمیلی و تحریم‌های مختلف بود که به قول امام( رحمت الله علیه ): «این جنگ و تحریم اقتصادی و اخراج کارشناسان خارجی،‌تحفه‌ای الهی بود که ما از آن غافل بودیم»؛ و این وصیت رهبر خودباور جامعه است که «انتظار نداشته باشید که از خارج کسی به شما در رسیدن به هدف،‌که ]همان[ اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است، کمک کند. خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد، قیام کنید.»

2. شکوفایی استعداد و خلاقیت


از جمله تحولاتی که در جنگ طولانی هشت ساله رخ داد، بروز خلاقیت‌ها،‌ نوآوری‌ها و اعمال بدیعی بود که در ابعاد مختلف صورت گرفت. از ابتکار عمل‌های داهیانه‌ی رهبر فقید انقلاب اسلامی در مسایل و تصمیمات استراتژیکی جنگ گرفته، تا ابتکارات و نوآوری‌های نیروهای بی‌ادعا و خالص بسیجی.
در مورد حرکت هوشیارانه‌ی شرکت دادن نیروهای مردمی در جنگ،‌ به یاد داریم که این امر با مخالفت لیبرال‌ها و جناح بنی‌صدر معزول روبه‌رو گردید. آن‌ها معتقد بودند که جنگ را تنها باید به ارتش واگذار کرد، ولی حضرت امام( رحمت الله علیه ) به دلیل آگاهی عمیقی که از اهداف بنیادی دشمن، مبنی بر براندازی نظام و انقلاب داشتند، راه چاره و رفع توطئه را در این می‌دیدند که ملت به مثابه‌ی قیام پیروزمندانه در مقابل رژیم ستمشاهی، در جنگ نیز یکپارچه به مقابله برخیزند و این استراتژی، البته تأثیری عمیق و شگرف بر روند پیروزی‌های جبهه‌ی حق گذاشت؛ و بدین ترتیب بود که راه بروز خلاقیت‌ها و ابتکارات از سوی نهادهای رسمی و غیر رسمی مربوط در جنگ هموار گردید. خلاقیت‌های بی‌شمار در زمینه‌ی تدارک تجهیزات جنگی و لجستیکی ـ مانند ایجاد پل‌های خیبر و اروند رود ـ نقش ویژه‌ای در پیروزی عملیات‌ها ایفا نمود.

3. رشد باورهای دینی


رشد باورهای دینی در دوران دفاع مقدس بسیار چشمگیر بود. همه چیز ما در جبهه و پشت جبهه، رنگ و صبغه‌ی الهی به خود گرفته بود. میادین نبرد و سنگرهای رزمندگان، آکنده از حضور خدا و اهل بیت(علیهم السلام) بود. نیایش‌ها و شب زنده داری‌ها و توسل خالصانه‌ی رزمندگان و امت شهید پرور به ائمه‌ی معصومین(علیهم السلام) فضای کشور را به عطر ایمان و معنویت معطر کرده بود و روح عبودیت در مردم موج می‌زد؛ حتی بی‌تفاوت‌های جامعه در این فضای معنوی به خود آمده، تحول عمیق درونی در آن‌ها ایجاد شد.
خوشــا روزی که گـرم جنگ بودیم
میـان رنگ‌ها بـــی‌‌رنگ بـودیـم
دل هرکس شهــادت را طلب داشت
حدیث عشق و مستی را به لب داشت
خوشـا تنـهایــــی شب‌هـای سنگر
کـه دل بـود و تمــنا بـود و دلـبر

4. تولد تفکر بسیجی


تفکر بسیجی که ایدئولوژی کارآمد دفاع مقدس بود، در مدرسه‌ی عشق امام راحل( رحمت الله علیه ) عینیت یافت و تربیت‌یافتگان این مدرسه، زیباترین حماسه‌ها را در تاریخ رقم زدند و امروز قداست و طهارت بسیج مرهون ایثار و شهادت‌طلبی‌های بسیجیان دوران دفاع مقدس است، که هرگز نباید مورد مصرف سیاسی و صنفی قرار گیرد.
بعد از اشغال لانه‌ی جاسوسی امریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام، حضرت امام در طی یک سخنرانی خطاب به اعضای ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرمودند که باید ارتش 20 میلیونی تشکیل شود. امام( رحمت الله علیه ) با اشاره به این مطلب که«مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد» و این که «اگر کشوری 20 میلیون جوان دارد، باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد»، توجه فرماندهان سپاه را به این امر مهم معطوف داشتند.
به دنبال فرمان امام، در طی مدت کوتاهی حدود یک میلیون و دویست هزار نفر در سراسر کشور در واحدهای سپاه ثبت نام کردند،که بعداً به چندین میلیون نفر رسید. این‌ها از اقشار مختلف مردم بوده و اغلب در جریان انقلاب آموزش‌هایی هم دیده بودند.
بعد از رهنمود امام، ستاد ویژه‌ای تحت عنوان واحد بسیج مستضعفین در سپاه به وجود آمد و امر آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی را در سراسر ایران به طور ضربتی به عهده گرفت.
درباره‌ی نقش نیروهای مردمی، می‌توان گفت که حضور آن‌ها در نیروهای منظم و نامنظم، به تقویت روحی و رزمی سپاهیان اسلام منجر ‌شد. به علاوه، آن‌ها در مسأله‌ی تغذیه و‌ تدارک جبهه، کندن سنگرهای انفرادی و اجتماعی، رساندن مهمات، ساختن پل، گشت زنی، کسب اطلاعات و تأمین نیاز انسانی جبهه‌ها، نقش عمده‌ای ایفا کردند. این نیروها در داخل شهرها نیز نقش مهمی در تهیه‌ی تدارکات برای جبهه، مسایل مربوط به مبارزه با ضد انقلاب و مراکز فساد، و غیره داشتند. در قسمت‌های دیگر، نهادهایی در رابطه با جنگ به وجود آمدند؛ مثل ستاد بسیج اقتصادی، بنیاد امور جنگ زدگان، ستاد تداوم امداد به مناطق جنگی،‌ ستاد جنگ‌های نامنظم و غیره.

5. رشد فضایل اخلاقی و معنوی


از برکات دیگر دفاع مقدس، رشد فضایل اخلاقی و معنوی در افراد و تقویت ارزش‌های اجتماعی بود؛ به طوری‌که همه‌ی اقشار ملت تحت تأثیر اخلاق رزمندگان و فضایل انسانی خانواده‌ی آنان قرار داشتند؛ به ویژه موقعی که مراسم تشییع شهدا برگزار می‌شد، همگان شرکت فعال داشته، از فضای معنوی آن بهره‌مند می‌شدند.
بسیار دیده‌ایم یادگاران عزیز جنگ را که بر سوگ از دست دادن جبهه و جنگ سخت می‌گریند. گریه‌ی آنان در حسرت خونریزی و خشونت جنگ نیست، بلکه برای از دست رفتن آن فضای روحانی و معنوی است. بچه‌های جنگ در آن فضای معنوی به تصفیه و تزکیه می‌پرداختند و دل خود را به نور حق مصفا می‌کردند و به فرموده‌‌ی امام راحل( رحمت الله علیه ) راه صد ساله را یک شبه می‌پیمودند؛ بدان گونه که «پیر میکده‌ی عشق» آن رزمنده‌ی سیزده ساله را رهبر خویش می‌خواند و در «نماز عشق خود» به او اقتدا می‌کند. این بُعد از جنگ، یکی از زیباترین ابعاد جنگ است، از این رو آشنایی با آن و زمینه‌ی ایجاد شناخت آن‌، نیاز مبرم جامعه خصوصاً جوانان است و این مستلزم عبور از سطح ملموس جنگ و نقب به بطن و حقیقت جنگ است.

6. تحول در صنایع دفاعی کشور


جنگ تحمیلی با توجه به نوپایی آن، نتایج بسیار با ارزش و مؤثری به همراه داشت. شرایط جنگی و فوق‌العاده‌ی کشور، فشارها و نیازها، یکی از بهترین فرصت‌ها برای رشد صنایع و واحدهای تولیدی کشور محسوب گردید و باعث شد جوانان متعهد، با خلاقیت و ابتکار دست به فعالیت‌های وسیعی جهت رفع نیازهای روزمره‌ی جامعه ـ خصوصاً جنگ تحمیلی ـ بزنند، که در این میدان مبارزه، با حداقل سرمایه و امکانات دست به نوآوری‌های بزرگی زدند که همین جرقه‌های کوچک و ناچیز در اوایل جنگ نضج پیدا کرد و امروز در دوران سازندگی، استمرار آن خلاقیت‌ها را در حرکت‌های کلان اقتصادی و صنعتی به وضوح مشاهده می‌کنیم.
یکی از مهم‌ترین برکات جنگ، همین ابتکارات و نوآوری‌ها در جنگ بود که باعث شد شعار زیبای نیاز ایرانی باید به دست ایرانی برطرف گردد، از حالت آرمانی به واقعیت تبدیل شود و اولین جرقه‌های امید در دل جوانان این مرز و بوم که «می‌توان به خود متکی بود و کشوری مستقل داشت»، درخشیدن بگیرد.
معاملات تسلیحاتی در دنیای کنونی، معادلات خاصی دارد؛ به طوری که کشور فروشنده با فروش تسلیحات به کشور خریدار، نوعی وابستگی نظامی را به خریدار تحمیل می‌کند و به گونه‌ای عمل می‌شود که بدون کشور فروشنده، تسلیحات بدون استفاده باقی بماند. اگر به روابط تسلیحاتی کشورهای جهان سوم و خصوصاً کشورهای عربی خلیج فارس نگاه کنیم، به وضوح صحت این مطلب را می‌بینیم. تمام این کشورها با خرید تسلیحات، مجبور شده‌اند چندین پایگاه نظامی خود را به کشورهای فروشنده‌ی تسلیحات واگذار نمایند.
این وضعیت و استعمار نو، در ایرانِ پیش از انقلاب نیز حاکم بود و جالب این که دشمنان انقلاب با همین پیش فرض، بعد از حمله‌ی رژیم بعث عراق به ایران اسلامی، به واسطه خارج شدن وابستگان نظامی خارجی، فکر می‌کردند تمام حرکت‌های نظامی ایران راکد خواهد ماند و به زودی جمهوری اسلامی ایران شکست خواهد خورد.
به حول و قوه‌ی الهی و رهبری داهیانه‌ی حضرت امام( رحمت الله علیه ) و با رشادت و خلاقیت جوانان غیور و با ایمان این کشور، تحولات شگرفی رخ داد. بی‌شک می‌توان گفت اگر جنگ نبود، و کشور در محاصره‌ی اقتصادی و سیاسی دنیا قرار نمی‌گرفت، این پیشرفت‌های عظیم تسلیحاتی و نظامی در کشور حاصل نمی‌شد.

7. تزکیه‌ی نظام اداری کشور


یکی از برکات جنگ، تزکیه و پالایش نیروهای ضد انقلاب، به ویژه ستون پنجم، از نظام اداری کشور بود.
بدین طریق که چون جنگ خارجی و اقدامات ستون پنجم داخلی به طور همزمان پیش می‌رفت، عوامل وابسته به دشمن خارجی، خواه ناخواه دست به اقداماتی زدند که اگر چه باعث خسارت‌هایی شد، اما موجبات افشای آن‌ها و تصفیه‌ی ادارات را فراهم کرد.
اگر به اقدامات لیبرالیسم وابسته در معوق گذاشتن استخدام نیروهای انقلابی از یک سو،‌ و تعطیلی ادارات به بهانه‌ی پاکسازی از سوی دیگر توجه کنیم، می‌توانیم بفهمیم که دشمن در حمله‌ی نظامی خارجی، تا چه میزان روی اقدامات ستون پنجم خود حساب می‌کرد. بروز جنگ،‌ هواداران راستین انقلاب را روی این نکته بیش‌تر حساس نمود و به رغم مقاومت لیبرال‌های وابسته، انقلاب را از گزند ستون پنجم حفظ کردند.

8. حضور داوطلبانه‌ی مردم در جبهه‌ها


رژیم عراق قصد داشت سه روزه به اهداف نظامی خود برسد. صدام قول داده بود که سه روز پس از شروع حمله‌، در اهواز سخنرانی کند. شواهد چند روز اول جنگ نیز حاکی از احتمال وقوع این پیش بینی بود، اما اول از همه مردم دلاور خوزستان و دیگر استان‌های مرزی مانع از تحقق این امر شدند. مردم خوزستان که صدام ماه‌ها تبلیغ کرده بود تا به خیال خود، آن‌ها را علیه جمهوری اسلامی بشوراند،‌ دلیرانه ایستادند و جنگیدند. سپس نیروهای مردمی به فرمان امام از سراسر کشور در جبهه‌ها حضور یافتند و مانع تجاوز و توسعه‌طلبی سران حزب بعث شدند.
عملیات‌های طریق القدس،‌ فتح المبین،‌ بیت المقدس،‌ رمضان و ... نبردهایی بود که در آن مردمی بودن جنگ،‌ آشکار شد و حضور آنان همراه با پیروزی‌های بزرگی برای کشور ما همراه بود. احتیاجی به آمار و ارقام دال بر حضور خیل عظیم مردم در جبهه‌ها نیست. ما خود، شاهد اعزام داوطلبانه و چشمگیر مسلمانانی معتقد و کار آمد به میادین جنگ بودیم. آن‌ها جنگ را در بُعد اقتصادی تقویت کردند، و با صبر و استقامت خویش بر مصائب و مشکلات ناشی از جنگ فایق آمدند. حضور مردم در راه‌پیمایی‌ها و مراسم دعا و نیایش، ‌جمعه و جماعات،‌ رزمندگان و مسؤولان اداره‌ی جنگ را تشویق می‌کرد تا با صلابت به دفاع بپردازند. اما انگیزه‌های حضور گسترده‌ی مردم در جبهه عبارتند از:
الف. احساس تکلیف برای دفاع
یک مسلمان، انجام تکالیفی مثل جهاد را که خداوند برایش مقرر کرده، واجب می‌داند و برای ادای آن حاضر است از همه چیز خود بگذرد. مردم ما و رزمندگان، شرکت در جنگ را یک تکلیف شرعی، ملی و انقلابی می‌دانستند و با امام و رهبرشان همصدا بودند که؛ «ما هدفمان این است که تکلیفمان را عمل کنیم. ‌تکلیف ما این است که از اسلام و ثغور آن صیانت کنیم. کشته شویم تکلیف را عمل کردیم،‌ بکشیم هم تکلیف را عمل کردیم.»
این انگیزه‌ی قوی مذهبی، نیرویی بود که ملت ما را به عرصه‌ی مصاف با دشمنانش می‌کشاند.
ب. دفاع ازموجودیت اسلام و انقلاب اسلامی و حفظ تمامیت ارضی کشور
استکبار و ایادی‌اش با تحمیل جنگ، نابودی اسلام و موجودیت انقلاب اسلامی را هدف قرار داده بودند. مردم ما که آگاه به این توطئه‌ی نظامی دشمنان بودند، با حضورشان در جبهه، مانع تحقق آن شدند. از سوی دیگر، آن‌ها مطلع بودند که تا به حال هر جنگی که در کشور ما درگرفته، منجر به تجزیه‌ی بخشی از خاک کشورمان شده است. برای نمونه، طی دو جنگ ایران و روس، شهرها و سرزمین‌هایی به اندازه‌ی نصف فعلی کشورمان از ایران جدا شد. اما این بار در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با بینش بالای تاریخی خود، جلوی تجزیه‌ی ایران را گرفتند و تمامیت ارضی آن‌ را حفظ کردند.

9. سنجش ظرفیت دفاعی مردم


در هر فرهنگی، ذهنیت خاصی در مردم برای دفاع از میهن وجود دارد. بیش‌تر کشورها با برانگیختن احساسات ناسیونالیستی، سعی در بسیج نیروها برای دفاع از کشور دارند. تلاش برای حفظ موجودیت و زنده ماندن، و نیز استفاده از مفاهیمی چون مقابله با اهریمن و ظلمت،‌ راه‌های دیگری برای مقابله با تجاوز دشمن است. ولی در جنگ تحمیلی، فرهنگ‌های خاصی از دفاع به وجود آمد که برآمده از ارزش‌های اسلامی بود. ارزش‌هایی چون جهاد،‌ شهادت‌طلبی، پیاده کردن حاکمیت الهی،‌ نفی سلطه‌ی کافران بر امور مسلمین، ولایت‌پذیری و ظلم‌ستیزی از جمله عناصر سازنده‌ی این فرهنگ بود و بنا به فرموده‌ی پیامبر(ص) که «حب الوطن من الایمان» میهن دوستی با ایمان همسو می‌گردد.
این فرهنگ،‌ قدرت حماسی شگفت‌آور خود را در جنگ نشان داد و به رغم پشتیبانی همه‌‌ی قدرت‌های جهانی از نیروهای بعثی، 2800 روز دفاع غرور آفرین خود را پشت سر گذاشت و با سربلندی و پیروزی، تجربه‌ی موفقی در کارنامه‌ی کشور به ثبت رساند، که ازگذشته تا کنون سابقه نداشته است.

10. نیروهای مردمی عشایری


عشایر، یکی از مهم‌ترین بخش‌های مردمی در جبهه‌های جنگ حق علیه باطل هستند. این مردم غیور و شجاع، همواره نقش خود را در لحظات حساس تاریخ ایفا کرده‌اند. در حال حاضر نیز نقش خود را به خوبی ایفا می‌کنند. بسیج عشایری طوایف ایران در صحنه‌های جنگ، با تمام قدرت ادامه داشت. تک تیراندازان هفتاد ساله‌ی عشایر در جنوب و غرب کشور که در پشت سنگرهای داغ دشت و کوه نشسته‌ بودند، برنوهای خود را نشانه گرفته، بدون این که حتی یک تیرشان به خطا رود، خالی سرخ بر پیشانی مزدوران بعثی می‌نشاندند.
مجموعه خصلت‌های عشایری ایلات ایران ـ یعنی آزادی، آزادگی، قداکاری و ایثار در راه ‌اسلام ـ همیشه نقشه‌های شوم استعمارگران و ایادی آن‌ها را نقش بر آب کرده است. عشایر به عنوان یک رکن قوی در حراست از مرزهای ایران، باید همواره مورد توجه باشند، و از همین رو حضرت امام در مورد عشایر فرمودند: «عشایر ذخایر انقلابند.»
نیروهای مردمی در همه‌ی صحنه‌ها ـ از روستا گرفته تا شهرهای کوچک و بزرگ ـ در کوه‌ها، کویرها و دشت‌ها و همه‌ی صحنه‌های نبرد حضور داشته، یار و یاور نیروهای نظامی بودند.

11. تجارب سیاسی


یکی از برکات دفاع مقدس، کسب تجارب سیاسی در حوزه‌های داخلی و خارجی است.
در جریان جنگ تجربه کردیم که ما در دنیا تقریباً تنها هستیم و تنها پشتوانه‌ی ما، نیروهای مردمی درکشورهای مسلمان و مردم جهان می‌باشند، که به دلیل سلطه‌ی رژیم‌های وابسته، دفاع فعال و عملی آن‌ها از انقلاب با مشکلات اساسی روبرو بود. ولی به رغم این مشکلات، نیروهای مردمی ملل منطقه کمک کردند.
یکی دیگر از تجارب سیاسی ما، ضرورت سازماندهی و تشکیلات بود. به هنگام حمله‌ی غافلگیرانه دشمن به 800 کیلومتر از مرزهای جنوب و غرب، ضرورت ایجاد سازماندهی و تشکیلات قوی نظامی و مردمی متناسب با ویژگی‌های انقلاب اسلامی مشخص شد.
ضرورت فعال شدن سیاست خارجی در زمان جنگ برای توسعه‌ی منابع قدرت انقلاب و به کار گرفتن امکانات در خارج از کشور، یکی دیگر از تجارب انقلاب اسلامی بود؛ به طوری که اتخاذ دیپلماسی تماس با کشورهای برادر، دوست و حتی غیر متخاصم، یکی از حرکت‌های وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی را تشکیل می‌داد.
هماهنگی رسانه‌های گروهی با جنگ و ضرورت گزارش اخبار جنگ از کانال مشخص و مورد تأیید شورای عالی دفاع، یکی دیگر از تجارب سیاسی حاصل از جنگ بود.
تجربه‌ی دیگر ما، مبارزه‌ی فعال با ضد انقلاب داخلی توأم با نبرد گسترده علیه تجاوز خارجی بود. در شرایطی که صدام امریکایی به ایران انقلابی تجاوز کرده بود، کلیه‌ی گروه‌های وابسته در کردستان، دیگر نمی‌توانستند انگیزه‌ای برای مقابله با حاکمیت انقلابی مردم و انقلاب اسلامی داشته باشند.

12. تجارب اقتصادی


یکی از برکات اقتصادی جنگ، شناخت و معنویت‌گرایی در بخش مایحتاج عمومی بود.
مدیریت انقلاب اسلامی با تکیه بر معنویت انقلاب، می‌توانست زمینه‌ی مساعدی برای حرکت‌های بنیادی در ابعاد مختلف مورد نیاز خود به دست آورد. برای مثال، یکی از سنت‌های مردم ایران به دلیل تهاجمات مکرر بیگانگان و ایجاد قحطی در مراحل خاص تاریخی، سنت ذخیره سازی بود. این سنت در شرایط جنگی می‌توانست ضربه‌ی کاری بر اقتصاد انقلاب در شرایط جنگ بزند؛ چرا که با هجوم مردم و خرید گسترده‌ی کالاهای ضروری و مورد نیاز، قحطی مصنوعی رخ می‌داد. امّا معنویت‌گرایی مردم به عنوان یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های انقلاب ما، مانع از ضربه‌‌پذیری اقتصاد انقلاب خصوصاً در زمان جنگ شد. هر چند که قشر رفاه‌طلب جامعه‌ی ما دست از ذخیره‌ی مواد اولیه و مورد نیاز نکشیدند، ولی اکثریت مردم مسلمان ما مراعات شرایط سخت آن‌ روز را می‌کردند.
یکی دیگر از تجاربی که در حوزه‌ی اقتصادی در شرایط جنگ کسب کردیم‌، توزیع عادلانه‌ی کالا بود.
توزیع عادلانه‌ی کالا می‌توانست مواد ضروری و مورد نیاز زندگی اکثریت مردم را با قیمت مناسب در اختیار آن‌ها قرار دهد و زمینه‌های نارضایتی عمومی را از بین ببرد؛ چرا که محدودیت کالاهای مورد نیاز عامه و تقاضای بیش از حد مردم در شرایط جنگی، می‌توانست تورم سنگینی بر مردم محروم ما تحمیل کرده و زمینه‌های مانور ضد انقلاب را برای تاختن بر انقلابیون فراهم کند و مثل مگسی روی زخم‌های طبیعی یک انقلاب نشسته، فساد خویش را توسعه بخشند، تا شاید بتوانند منافع از دست رفته‌ی خود را تجدیدکنند. اساساً در جنگ‌های گسترده‌ی نظامی، آنقدر فشارهای اقتصادی و تورم شدید است که نارضایتی‌های عمومی موجب تغییر مکرر دولت‌ها می‌شود. این بود که توزیع عادلانه‌ی کالاهای ضروری و مورد نیاز عامه‌ی مردم، یکی از مهم‌ترین تجارب اقتصادی ما در شرایط جنگی بود. بر این اساس بود که کالاهایی مانند بنزین، شکر و قند، برنج،‌ روغن و دیگر کالاهای ضروری و اساسی بر اساس سیستم‌های خاصی سهمیه بندی شد.
سومین تجربه‌ی اقتصادی حاصل از جنگ، ذخیره‌ی مواد اولیه و ضروری زندگی عامه‌ی مردم توسط بخش‌های مسؤول بود؛ چرا که جنگ دراز مدت و مردمی ما نیاز مبرمی به این ذخیره سازی داشت؛ به طوری‌که اگر مواد اولیه و ضروری زندگی عامه‌ی مردم برای سال‌هایی که مردم در جنگ به سر می‌برند، به اندازه‌ی کافی ذخیره نشود، امکان مقاومت نیروهای مردمی درجنگ فرسایشی و در دراز مدت از بین می‌رود. این است که برای حفظ موجودیت استقلال انقلاب، ضروری بود که مدیریت انقلاب قدرت ذخیره‌ی کالاهای مورد نیاز و ضروری مردم و جنگ را تا چند سال بالا ببرد.
یکی دیگر از تجارب اقتصادی حاصل از جنگ، خارج کردن «بودجه» انقلاب از تکیه‌گاه نفتی آن بود. بودجه‌ی انقلاب تا حدود 75 درصد متکی به نفت بود؛ یعنی 75 درصد از منابع درآمد اقتصادی ما را نفت تشکیل می‌داد. با توجه به احتمال قوی بمباران منابع و تأسیسات اقتصادی از جمله منابع نفت، می‌بایست ضربه‌پذیری قدرت اقتصادی انقلاب در این زمینه کاهش می‌یافت، از این رو نیاز به این حرکت انقلابی در زمان جنگ بسیار ملموس شد؛ به خصوص هنگامی که تولیدات نفت ما به چیزی کم‌تر از سیصد هزار بشکه در روز رسید. بنابر این، لازم بود منابع تولید درآمد خود را توسعه بخشیده، بودجه‌ی انقلاب را از وابستگی شدید به نفت رها کنیم.
بر این اساس بود که شهید رجایی اعلام نمود: «ما نفت را برای سوزاندن و استفاده‌های مادی نمی‌خواهیم، بلکه از آن در جهت مبارزه با امپریالیسم استفاده خواهیم کرد؛ چرا که از نفت هم به عنوان سلاح می‌شود استفاده کرد.»
آن شهید بزرگوار در جایی دیگر می‌گوید: «من امیدوارم که هر یک پیچی که در نبودن درآمد نفت ساخته می‌شود، به اندازه‌ی یک کارخانه‌ی ذوب آهن در ساختن مردم کشور ما نقش داشته باشد.»
اگر انقلاب اسلامی و نیروهای مردمی ما بتوانند با مصرف کم‌تر و تولید بیش‌تر، بودجه‌ی خود را از وابستگی به نفت نجات دهند، با عدم صدور نفت می‌توانند ضربه‌ای اساسی به اقتصاد غرب وارد آورند، و حرکتی اساسی در جهت بهبود اقتصاد مریض به ارث مانده بنمایند.
یکی دیگر از تجارب اقتصادی حاصل از جنگ «سیاست صرفه‌جویی در تمام زمینه‌ها بود». صرفه جویی و جلوگیری از خرج‌های غیر ضروری، زمینه‌ی مساعدتری برای مقاومت نیروهای خودی در عرصه‌ی اقتصادی با دشمن فراهم می‌کرد. سیاست صرفه‌جویی دولت در شرایط جنگ، توانست میلیاردها تومان به بودجه‌ی کشور کمک کند و کسری بودجه را تا حدودی کنترل نماید.
جلوگیری از ورود کالاهای غیر ضروری و مصرفی و لوکس و کنترل ذخیره‌های ارزی کشور و توسعه‌ی منابع درآمد دولت از طریق مالیات‌ها و تولیدات و صادرت، از جمله‌ی آن‌ها بود.
یکی دیگر از تجارب اقتصادی حاصل از جنگ، اتکا به قدرت مالی مردم در تمامی ابعاد مورد نیاز بود. از آن جا که جنگ، امکانات یک انقلاب را به طور وسیعی می‌بلعد، برای مقاومت و پیروزی، انقلاب نیاز به تکیه گاه قوی مالی دارد، و از آن جایی که یکی از ویژگی‌های انقلاب اسلامی، «مردمی» بودن آن است، ضرورت حضور فعال مردم در جریان جنگ در جبهه و پشت جبهه شدیداً مطرح شد. تکیه بر کمک‌های مردمی، چه به صورت نقدی ـ در حساب‌های مشخص شده و صندوق‌های سیار کمک به جبهه در نمازهای جمعه و اماکن عمومی ـ و چه به صورت جنس و تدارک جنگی، یکی دیگر از تجارب اقتصادی حاصل از جنگ بود.
در جریان جنگ، جمع‌آوری و هدایت کمک‌های مردمی به صورت جالبی تکامل پیدا کرده، از هرز رفتن کمک‌های جنسی مردم کاملاً جلوگیری شد. اگر صدام با گرفتن متجاوز از 60 میلیارد دلار از رژیم‌های مرتجع منطقه، نیازهای مالی اقتصاد وابسته‌ی خویش را تأمین کرد، انقلاب اسلامی با تکیه‌ی وسیع بر کمک‌های مردمی، توانست منبع قوی مالی تدارکاتی را برای نبرد دراز مدت و مردمی خویش فراهم نماید.

13. تجارب نظامی


تجاوز رژیم امریکایی صدام به مرزهای جمهوری اسلامی، با انگیزه‌ی نابودی انقلاب اسلامی در منطقه‌ی حساس خاورمیانه، زمینه‌ی مساعد را برای انسجام و آبدیده شدن نیروهای نظامی ما فراهم کرد. اولین تجربه‌ی ما در این درگیری گسترده‌ی نظامی، لزوم هماهنگی بین کلیه‌ی نیروهای نظامی بود. حرکت بر اساس این تجربه، موجب موفقیت‌های بیش‌تر نظامی می‌شد؛ به طوری که متناسب با میزان هماهنگی نیروهای نظامی، پیروزی‌های نظامی افزایش می‌یافت.
یکی دیگر از تجارب ما، تکیه بر قدرت «ایمان» در نبرد با صدام بود. اساساً در پیروزی عملیات نظامی، عامل انسانی در میان سایر عوامل ـ یعنی قدرت آتش و قدرت تحرک واحدهای عملیاتی ـ نقش محوری داشت؛ خصوصاً که حاکمیت ایمان مذهبی بر نیروهای انسانی موجب آن چنان قدرتی می‌شود که قدرت سلاح را از محوریت ساقط می‌کند. بر این اساس بود که در عمل، بسیج گسترده‌ی نیروهای مردمی و تسلیح و تشکیل آن‌ها برای تداوم یک جنگ طولانی و فرسایشی به کار گرفته شد، و این مهم‌ترین تجربه‌ی پیروزمند جنگ بود.
از تجارب نظامی دیگر ما، آموزش در حین عملیات،‌ جذب نیرو در جریان نبرد، و ‌شناسایی کادرهای مردمی و ارتقا‌ی آن‌ها و کادر سازی در حین عملیات پی در پی و طولانی ما بود.
تکوین مهندسی رزمی در جریان نبرد و مشخص شدن ضرورت‌های آن و به‌کار گرفتن تجارب کسب شده در حین عملیات و در عملیات بعدی، یکی دیگر از تجارب حاصل از جنگ بود. تجارب دقیق و ظریف ما در جنگ، توانست پیروزی‌های مراحل بعدی عملیات ما را بسیار آسان کند.
امیدواریم که رزمندگان اسلامی در سپاه و ارتش و بسیج و سایر نیروهای نظامی و مردمی، تجارب حاصل از جنگ را خصوصاً در مسایل نظامی، جمع‌آوری و تدوین کنند، تا بتوان این دستاوردهای گرانقدر را در واحدهای آموزشی و تشکّل‌های نظامی به‌کار گرفت.

14. تجارب فرهنگی


مهم‌ترین تجارب فرهنگی در دوران دفاع مقدس، مهار فرهنگ سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی و ترویج فرهنگ زهد و ساده‌زیستی بود؛ چرا که بستر فرهنگی مبارزه با دشمن بر اساس تعالیم اسلام، زهد و قناعت و ساده‌زیستی است. امام راحل( رحمت الله علیه ) نیز به شدت مراقب نفوذ تفکر سرمایه‌داری در بدنه‌ی نظام و دفاع مقدس بودند، که در تعبیری زیبا فرمودند: «آنان که رفاه‌طلبی با مبارزه را قابل جمع می‌دانند، آب در هاون می‌کوبند و با الفبای مبارزه بیگانه‌اند.»
افسوس که بعد از دفاع مقدس این فرهنگ زیبا که می‌توانست بستر سازندگی کشور هم باشد، مورد آماج دنیاخواهی سرمایه‌داران و مدیران رفاه‌طلب قرار گرفت و اکنون اثری از آن باقی نیست.

15. تحکیم وحدت ملی


از برکات مهم دفاع مقدس، تحکیم وحدت ملی بین آحاد ملت به ویژه گروه‌ها و احزاب سیاسی کشور بود؛ به طوری‌که همگان منافع حزبی و صنفی خود را در خدمت مصالح نظام و امنیت کشور قرار داده بودند.
آن چه که توانست به انقلاب اسلامی ما مصونیت لازم را ببخشد، برکات و اثرات مثبت جنگ تحمیلی بود، که خداوند در سایه‌ی رهبری حکیمانه و خردمندانه‌ی امام( رحمت الله علیه ) به مردم ایران ارزانی داشت و درحقیقت،‌ هشت سال جنگ حق، بیمه‌ای بودکه باید پرداخت می‌شد تا انقلاب اسلامی در مسیر اسلام ناب محمدی پایدار بماند و الحق خون بهای تمامی شهدای جنگ تحمیلی، تداوم و استمرار حرکت اصیل انقلاب اسلامی بود؛ چنان که امام( رحمت الله علیه ) در خصوص جنگ می‌فرمایند: «هر روز ما در جنگ‌ برکتی داشته‌ایم که در همه‌ی صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلابمان را در جنگ صادر نموده‌ایم؛ ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم؛ ما در جنگ پرده از چهره‌ی تزویر جهان خواران کنار زدیم؛ ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختیم؛‌ ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شکستیم؛‌ ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پربار اسلامی‌مان را محکم کردیم؛ ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردممان بارور کردیم؛ ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد؛ و از همه‌ی این‌ها مهم‌تر، استمرار روح اسلام انقلابی، در پرتو جنگ تحقق یافت.»
منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

منبع : بازیاب

دسته ها : مقالات - جبهه و جنگ
دوشنبه ششم 7 1388

بس سالهایی که بیهوده بودیم

بس کوچه هایی که تا هیچ پیموده بودیم

 

دلها به اندازه خنده کوچکی بود

دل را در آرامشی پوچ فرسوده بودیم

 

بر چشمهامان گذر داشت خوابی هزاره

ای کاش آنروزها را نیاسوده بودیم

 

ای کاش فواره روشن جستجو را

با خاک خیس تغافل نیاسوده بودیم

 

دلها به زیر غبار غریبی نهان بود

ای کاش آئینه ها را نیالوده بودیم

 

موسیقی چشمه ها را شنیدیم ، رفتند

وقتی که آنسوی تنهائی آسوده بودیم

 

از آسمان سبز                         زنده یاد سلمان هراتی

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه ششم 7 1388

صندلی های خالی مقر سازمان ملل در هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد تأسف انگیز بود

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: حضور رییس جمهور در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل نسبت به ادوار گذشته بسیار کم اثر بود.


 قدرت الله علیخانی در گفتگو با سایت خانه ملت، اظهار داشت: برخورد سران کشورهای حاضر و خالی شدن صندلی‌ها و جایگاه آنها در اجلاس سازمان ملل نسبت به ادوار قبلی بی‌سابقه بود.

وی خاطر نشان کرد: در سفرهای  روسای جمهور گذشته به احترام هیات همراه ایرانی کسی در هنگام سخنرانی رییس جمهور سالن را ترک نمی‌کرد اما این نحوه برخورد با هیات ایرانی در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل بدترین نوع آن بود.

نماینده مردم قزوین و آبیک در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این پرسش که آیا به نظر شما حضور احمدی‌نژاد در اجلاس سازمان ملل به معنی پیام رساندن جمهوری اسلامی ایران به جهانیان نبوده است گفت: صرف پیام رساندن که به دنیا نباید به هر قیمتی و با چه هزینه‌ای باشد؛ اگر ضرورت ارسال پیام احساس می شد، بهتر بود، این پیام بدون صرف هزینه از داخل کشور منتشر می شد.

عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس تصریح کرد: هر ایرانی که چشمش به صندلی خالی مقر سازمان ملل در هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد می‌افتاد تأسف می‌خورد، به غرور ملی خدشه وارد می‌شد.

علیخانی خاطرنشان کرد: خالی شدن سالن در هنگام سخنرانی رییس جمهور زیبنده جمهوری اسلامی نبود اگر سفر انجام نمی‌شد بهتر بود.

این نماینده مجلس شورای اسلامی یادآور شد: به نظر من سفر احمدی‌نژاد به نیویورک نه تنها دستاوردی نداشت بلکه توهین به ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران هم بود.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: باید مشاوران و دست‌اندرکاران حوزه ریاست جمهوری نسبت به سفر احمدی‌نژاد نیویورک تحلیل درستی ارائه می‌دهند.
 منبع : خبر آن لاین

دسته ها : گفتگو - سیاسی
دوشنبه ششم 7 1388

روحانی:70درصد فیلم هسته‌ای دروغ بود

رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) 70 درصد فیلم اخیر هسته‌ای سیما را خلاف واقع خواند.

گفت‌گوی ایسنا با حسن روحانی به این شرح است:

*ایسنا: شما دبیر شورای عالی امنیت ملی و عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ی بودید. نظر شما درباره فیلم هسته‌یی اخیر که از صداوسیما پخش شد چیست؟

- روحانی: به نظر من70 درصد این فیلم خلاف واقع بود. این فیلم به جای آن که به حرف‌های مسوولان خودی استناد کند به حرف‌های دشمن استناد کرده و نظام را زیرسوال برده بود. مردم کشور ما می‌دانند برنامه هسته‌یی زیر نظر مسوولان نظام بوده و استراتژی آن زیر نظر شخص مقام معظم رهبری بوده است و هیچ کاری در این زمینه بدون اجازه ایشان صورت نگرفته است. ایشان بارها تصریح کرده‌اند من در این زمینه نظارت دارم و اگر جایی انحرافی مشاهده کنم جلوی آن را می‌گیرم. در آخرین روزهای مسوولیتم در شورای عالی امنیت ملی که نزد رهبری رفته بودیم. ایشان تیم هسته‌یی را سربازان خط مقدم کشور لقب دادند. زیر سوال بردن این موضوع، زیر سوال بردن کشور و رهبری بود. به اعتقاد من نادانسته آب در آسیاب دشمن ریختند، ضمن آنکه عمده مطالبی که در این فیلم نقل شد کاملا غلط و نادرست بود.

*ایسنا: آقای دکتر روحانی، هشت سال دفاع مقدس که از آن به عنوان هشت سال جنگ تحمیلی نیز یاد می‌شود، ارزش‌هایی را متبلور و به نوعی فرهنگ‌سازی کرد، شما چگونه این ارزش‌ها را تبیین می‌کنید؟
- روحانی: خاطره‌ تجاوز دشمنی که در همسایگی ما بود بسیار تلخ بود، آن هم در سال‌های اولیه‌ انقلاب که اصلا آمادگی برای جنگ نداشتیم، اما به هر حال دشمن بعثی به مرزهای ما حمله کرد و در 31 شهریور ماه سال 1359، از زمین، هوا و دریا مورد تهاجم واقع شدیم؛ لذا وقتی به جنگ تحمیلی نگاه می‌کنیم خاطراتش تلخ است، اما وقتی به دفاع مقدس می‌نگریم با ملتی مواجه می‌شویم که احساس می‌کرد به ناحق به کشورش تجاوز شده و می‌خواست از شرف و سرزمینش دفاع کند. این احساس شیرینی‌های فراوانی را با خود به همراه داشت، ضمن آن که هیچ کس دوست ندارد در شرایط خاص جنگ باشد، اما در همین دفاع مقدس ارزش‌های فراوانی متولد شد که اولین آن ایستادگی، مقاومت و شهامت ملت بود؛ یعنی وقتی به ایران حمله شد، کسی نگفت سال‌های اولیه انقلاب است، امکانات نداریم، برویم کسی را واسطه کنیم که جلوی دشمن را بگیرد، نه، همه‌ی مردم از تمام شهرهای ایران به پا خاستند، مردم هجوم می‌آوردند، اسلحه می‌گرفتند و به سمت جنوب و یا غرب کشور سرازیر می‌شدند و این چیزی نبود جز شکوه ابتدایی جنگ، در آن زمان سپاه تازه شکل گرفته بود و بیشتر کمیته‌ها بسیج شده بودند به سمت مرزها، ارتش نیز با همه توان خود دفاع می‌کرد، سپس سپاه و نیروهای مردمی نیز به جبهه شتافتند؛ لذا نکته‌ دومی که در دفاع مقدس یک ارزش بود روحیه‌ والای مردم بود. ملت ما هیچ گاه روحیه خود را از دست نداد و تا آخر ایستادگی کرد و همیشه آن روحیه بالا را حفظ کرد؛ البته به نظر من علاوه بر این که ملت ما ملتی بزرگ بوده و هست، پیروی این ملت از تعالیم اسلام، هم‌چنین توصیف اولیه امام از جنگ و اطاعت مردم از امام نیز بسیار موثر بود. 31 شهریور ماه که به ما حمله شد، بعدازظهر با امام مصاحبه‌ای صورت گرفت، ایشان با خونسردی و آرامش فرمودند « دشمنی آمده و سنگی را به خانه‌ ما پرتاب کرده،‌ ملت نیز جواب آن‌ها را خواهند داد»؛ یعنی می‌خواهم بگویم آن‌قدر آرامش، طمانینه و اظهار قدرت امام برای مردم جالب توجه بود که از آن روحیه‌ خوبی گرفتند.


*ایسنا: حرکت‌های مردم‌محور و نقش آن را در دفاع مقدس چگونه می‌بینید؟
- روحانی: دقیقا نکته سوم ارزش‌های دفاع مقدس، ایثار و فداکاری ملت ما بود، مردم ما حاضر شدند به خاطر کشور، نظام و انقلابشان ایثار کنند. مادر و پدرها، فرزندان خود را بدرقه کردند و همسران، شوهران خود را با افتخار به جنگ فرستادند. حتی با نوجوانان کم سن و سالی مواجه می‌شدیم که اصرار داشتند مراکز بسیج، آن‌ها را برای اعزام به جبهه‌ها بپذیرند و در نهایت وقتی جمعی از این رزمندگان شهید می‌شدند، خانواده‌های آنان افتخار می‌کردند و یا اگر نقطه‌ای بمباران می‌شد و خانواده‌هایی به شهادت می‌رسیدند مایه‌ فخر و مباهات نزدیکان خود بودند؛ لذا فداکاری مردم، انواع مختلف داشت. عده‌ای با جان و عده‌ای با مال، مثلا در مقطعی وقتی آوارگان جنگ به شهرهای دیگر سرازیر می‌شدند عده‌ای اگر خانه یا امکاناتی داشتند آن را در اختیار آنان قرار می‌دادند. ارزش‌های بعدی در سال‌های دفاع مقدس که به نظر من بسیار هم مهم بود، اخلاق، انسانیت و شرف ملت ایران بود. ما می‌دانستیم وقتی یک ایرانی اسیر می‌شود، عراقی‌ها چه رفتاری با او دارند؛ اما رزمندگان ما، هیچ گاه با اسرای عراقی بدرفتاری نکردند، حتی اگر در میدان جنگ یک عراقی اسیر می‌شد رزمنده ما با آنکه خود تشنه بود، قمقمه‌ آب خود را در اختیار او قرار می‌داد و وقتی اسرا را به اردوگاه‌ها می‌بردند، با آن‌ها رفتارهای بسیار انسانی داشتند. من در آن ایام بارها از اردوگاه‌ها بازدید کردم و حتی گاهی برای آن‌ها سخنرانی داشتم، با اسرا صحبت می‌کردم و می‌دیدم با چه عطوفت و مهربانی با آن‌ها رفتار ‌می‌شود، این اخلاق و انسانیت تا حدی بود که یکی از خلبانان ما در عملیاتی با یک فروند هواپیمای فانتوم برای تخریب پلی که محل عبور تجهیزات عراقی بود، می‌رود، اما وقتی به نقطه‌ مورد نظر می‌رسد می‌بیند از روی این پل ماشین سواری شخصی عبور می‌کند، لذا از بمباران آن منصرف می‌شود، دور می‌زند و پس از چند دقیقه که آن خودرو عبور می‌کند آنجا را بمباران می‌کند؛ در حالی که این کار بسیار برای او خطرناک بود و باید خاک دشمن را فوری ترک می‌کرد و در چنین لحظه‌هایی، ثانیه‌ها نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند؛ بنابراین ارزش چهارم، معنویت خاصی بود که در آن فضا حاکم بود؛ در واقع جبهه‌ها شکل دانشگاه را داشتند؛ به نوعی مراکز تربیتی و پرورشی و آموزشی محسوب می‌شدند. در شب‌های حمله، دعا‌های کمیل و توسل و خداحافظی‌های بچه‌های رزمنده فضای معنوی جالب توجهی را ایجاد می‌کرد. در پشت جبهه‌ نیز همین طور این معنویت، خلوص، اعتقاد به حق، اتکاء به خداوند و «یاحسین» گفتن‌ها و توسل به امام حسین(ع) در سراسر این سرزمین مشاهده می‌شد.

یکی دیگر از ارزش‌های دفاع مقدس حالت تعاون و همکاری و برادری بود، هم نیروها در جبهه‌ها با هم همکاری داشتند و هم مردم در پشت جبهه‌ها، اگر رزمنده‌ای شهید می‌شد همه اهل محل احساس می‌کردند فرزند خودشان بوده و یا در کمک به جبهه نیز هر کس در حد توان کاری می‌کرد؛ مثلا در نمازهای جمعه، صندوق‌هایی بود که مردم کمک‌های خود را در آن‌ها می‌ریختند، همچنین مراکزی وجود داشت که کمک‌های مردمی را جمع می‌کرد و به جبهه‌ها می‌فرستاد، خانم‌ها پشت جبهه، لوازم مورد نیاز رزمندگان را تهیه می‌کردند و می‌فرستادند و یا به عنوان پرستار در جبهه‌ها و بیمارستان‌ها حضور جدی و فعال داشتند و در واقع هماهنگی عجیبی در کشور وجود داشت که بسیار ارزشمند بود و در کنار همه اینها، یکی دیگر از ارزش‌های آن دوران، وحدت و یکپارچگی بود. همه جناح‌ها با هر تفکر و سلیقه‌ای، در مسئله دفاع مقدس یک صدا بودند؛ همه می‌خواستند دشمن را از کشور بیرون برانند، در آن زمان هم همین جناح‌بندی‌ها با نام‌های دیگر وجود داشت، اما در زمینه دفاع، صدا واحد بود؛ حتی در اقلیتهای دینی، عشایر و سایر اقشار مردمی.

نکته‌ دیگر نقش امام و رهبری ایشان در زمینه‌ دفاع مقدس بود. در وصیت‌نامه‌های شهدا می‌بینیم نوشته‌اند "امام را تنها نگذارید"؛ یعنی در همه حال به فکر امام بودند و ایشان جایگاه خاصی در قلوب آنان داشت و به همین دلیل وقتی امام می‌فرمودند "جنگ را تا آخرین خانه باید ادامه دهیم" و آن را جنگ اسلام و کفر لقب می‌دادند، شاهد اطاعت‌پذیری مطلق مردم هستیم که بسیار کارساز است.
* ایسنا: اگر در کنار این ارزش‌ها، کلمه "چرا" افزوده شود، نیاز به تبیین بیشتری پیدا می‌کند. یادم هست امام فرمودند "این دست عنایت حق بود که جوانان را از میکده‌ها به میدان رزم کشاند"؛ این تغییرات ارزشی چرا و چگونه به وجود آمد؟

- روحانی: ببینید! بخش عمده‌ای از آن انگیزه‌ها دینی بود. مردم دفاع را وظیفه اسلامی و دینی خود می‌دانستند و معتقد بودند خداوند این وظیفه را به عنوان جهاد، بر دوش آنان گذاشته است. این انگیزه بسیار موثر بود،‌ به ویژه زمانی که با فرهنگ کربلا و عاشورا توام می‌شد که می‌دیدیم رزمندگان و واحدهایی که به سمت جبهه‌ها می‌رفتند شعارهای «یاحسین» سر می‌دادند.
انگیزه‌ی دیگری که در کنار انگیزه‌ی دینی قرار می‌گرفت، دفاع ملی و حب وطن بود که از عشق به سرزمین ناشی می‌شد. انگیزه‌ی سوم، مظلومیت ملت ایران بود. این احساس در مردم وجود داشت که به آنان ظلم شده، آن هم در شرایط اولیه پس از انقلاب، وقتی که تازه می‌خواستند کشور خود را سامان دهند، دشمن با توطئه‌ای علیه آنها حمله کرده و به خصوص اینکه می‌دیدند همه‌ی قدرت‌های بزرگ هم از متجاوز حمایت می‌کنند و ملت ما تنهاست و باید بر روی پای خود بایستد؛ یعنی مظلومیت، انگیزه‌ی ملی و حب وطن و انگیزه‌ دینی در کنار هم قرار گرفته و این احساس را ایجاد کرده بود که دفاع وظیفه آن‌هاست، در اینجا دیگر اختلاف نظری وجود نداشت، بلکه دفاع یک اصل مسلم پذیرفته‌شده بود.

*ایسنا: نقش امام(ره) را چگونه می‌بینید؟
-روحانی: امام نقش بسیار موثری داشتند. ایشان شخصیتی استثنایی در تاریخ کشورمان بودند و پس از ائمه‌ی معصومین،‌ در میان علما و سیاسیون، شخصی با این ویژگی کمتر دیده می‌شود و یا اصلا وجود ندارد؛ به هر حال، کسی که شانزده سال مبارزه و مقاومت کرده تا انقلابی را به ثمر رساند و رژیم دو هزار و پانصد ساله را سرنگون کرده، در دوران رهبری خود نیز همیشه صدای مردم بوده و وقتی حرفی می‌زده ملت احساس می‌کردند این حرف دل آن‌هاست، در عین حال ایشان نیز به مردم تکیه می‌کردند. به آن‌ها احترام می‌گذاشتند؛ کما اینکه دقیقا چهل و هفت روز پس از پیروزی انقلاب انتخابات را برگزار کردند، به ملت گفتند پیشنهاد من نظام جمهوری اسلامی است و شما بگویید آری یا نه، لذا احترامی که امام برای مردم قایل بود یک طرف قضیه بود و طرف دیگر، جایگاه معنوی ایشان بود. امام در نگاه مردم یک مرجع تقلید و عالم برتر دینی بودند که زندگی‌شان همواره با عرفان و خلوص توام بوده است. با وجود آن که فوت حاج آقا مصطفی رنگ و بوی شهادت داشت ایشان هیچ گاه نگفتند که در راه انقلاب فرزندم را تقدیم کردم، بلکه همیشه از مردم و فداکاری‌های آنان صحبت می‌کردند. نکته‌ی دیگر درباره‌ی امام (ره)، روحیه‌ی شهامت ایشان بود. رهبر انقلاب شجاعانه در برابر دشمن ایستادگی می‌کردند و مردم از این روحیه‌ی ایشان لذت می‌بردند و با این که حمله‌ی هوایی هم به جماران صورت گرفت امام همان جا ماندند و حتی به پناهگاهی هم که برای ایشان درست کرده بودند، نرفتند.
ایشان می‌گفتند من هم مثل همه‌ی مردم هستم و وقتی به ایشان گفتند "جان شما در خطر است" ایشان فرمودند "من باشم یا نباشم مردم راه خود را انتخاب کرده‌اند" می‌خواهم بگویم ویژگی‌های امام به گونه‌ای بود که کلام ایشان در دل همه‌ی مردم نفوذ داشت و بنابراین سخن، راه و فرمان امام نقش بسیار کلیدی در دفاع مقدس ایفا کرد، گذشته از اینکه ایشان فرمانده کل نیروهای مسلح هم بودند.


*ایسنا: به نظر شما کدامیک از این ارزش‌ها در جامعه‌ امروز تقویت شده و کدامیک رنگ باخته و باید بیشتر به آن‌ها بها داد؟
- روحانی: هر کجا مردم ما در یک واقعیت همفکر و متحد می‌شوند، حماسه آفریده می‌شود. در دفاع مقدس هیچ کس شکی در درستی این راه نداشت. اگر هم کسی تردید داشت زود قانع می‌شد؛ لذا اگر از شیوه‌ی اقناع در کشور استفاده شود و به گونه‌ای کارها پیش برود که مردم در یک اصل شریک شوند و اگر اتفاق نظر نیست، اکثریت قاطع سطح بالایی به وجود آید، حماسه آفریده می‌شود و وحدت به معنای واقعی کلمه شکل می‌گیرد.
در دفاع مقدس مردم احساس می‌کردند حق با آنهاست؛ به همین دلیل ایستادگی کردند. امروز هم در برابر تجاوز دشمن یکصدا خواهند بود؛ به طور مثال فرض کنیم دشمنی مانند آمریکا تصمیم بگیرد به مراکز هسته‌ای کشور ما حمله نظامی کند (البته نه اینکه بحث احتمال چنین اتفاقی باشد – نه شرایط آن وجود دارد و نه محقق می‌شود ) ملت ما یکصدا در برابر آن ایستادگی خواهد کرد. مردم ما همچنان انگیزه‌های دینی خود را دارند و این گونه نیست که از دین فاصله گرفته باشند. در مراسم مذهبی می‌بینیم که مردم چگونه عشق خود را به دین و مذهب‌شان ابراز می‌کنند، درباره‌ی عشق به وطن نیز همین احساس وجود دارد.

*ایسنا: بنابراین می‌توان گفت اکثر ارزش‌های دفاع مقدس دستخوش تغییر نشده‌اند؟
- روحانی: من معتقدم همین طور است؛ یعنی اگر خدای ناکرده اتفاقی برای کشور ما بیفتد، همان ارتش، همان سپاه و بسیج و نیروهای مسلح و نیز همان نیروهای مردمی به صحنه خواهند آمد؛ چرا که علاقه‌ی مردم به دین و وطن‌شان نه تنها تغییر نکرده، بلکه بیشتر نیز شده، ضمن آنکه حق‌مداری و ایستادگی در برابر ظلم نیز در اذهان جوانان ما همچنان پابرجاست.

*ایسنا: آیا در هشت سال دفاع مقدس این ارزش‌ها به صورت مداوم بدون تغییر ماندند؟
- روحانی: نمی‌توانیم بگوییم در یک خط مستقیم بوده، اگر نموداری رسم کنیم با این که هر روزش مانند روز قبل نبود، اما تغییرات آن‌چنان هم وجود نداشت؛ به هر حال وقتی جنگی هشت سال طول می‌کشد، ممکن است در اذهان مردم این پرسش پیش بیاید که چرا تا این حد طولانی شده و اصلا چه فایده‌ای دارد که ادامه پیدا کند؟ که البته این شبهات تا حدی در برخی ایجاد شده بود که در روحیه‌ها بی‌تاثیر نبود، اما ماه آخر مردم حماسه‌ی بزرگ را آفریدند؛ یعنی زمانی که احساس می‌شد مردم نسبت به جبهه‌ها سرد شده‌اند، امام بیانیه‌ای در روز 27 تیر ماه سال 1367 صادر کردند که در اخبار ساعت 2 پخش شد، مردم پای رادیوها گریه کردند،‌ به یک باره آنچنان موجی ایجاد شد و مردم چنان هجومی به سمت جبهه‌ها بردند که سپاه و بسیج به ما می‌گفتند لباس، کفش و اسلحه نداریم و به مردم بگویید به جبهه‌ها نیایند، ما امکانات کافی نداریم. از این تاریخ که روز پذیرش قطعنامه بود تا روز 29 مرداد که روز آتش‌بس بود، صحنه‌هایی در کشور آفریده شد که کم‌نظیر بود و جنگ با غرور و حماسه‌ عظیمی پایان یافت، عراق به سمت خوزستان آمد، آن را پس زدند، در مناطق میانی عراق را مجبور به عقب‌نشینی کردند، عراقی‌ها منافقین را فرستادند، که تا اسلام‌آباد آمدند، اما نیروهای ما آن‌ها را شکست دادند و آن‌چنان مفتضحانه فرار کردند که سران آن‌ها نیمه‌شب با هلی‌کوتپر از خاک ایران متواری شدند؛ بنابراین هفته‌های آخر جنگ بسیار زیبا بود. ما جنگ را با افتخار و غرور به پایان رساندیم و نشان دادیم ما همان ملتی هستیم که در سال 59 بودیم.

*ایسنا: برخی جنگ را به دو سال اول و شش سال دوم تقسیم می‌کنند و معتقدند جنگ در همان دو سال اول باید به پایان می‌رسید. نظر شما چیست؟
- روحانی: اگر بخواهیم جنگ را به مراحل مختلف تقسیم کنیم در مرحله اول که ماه اول جنگ یعنی مهر ماه بود، همه تلاش‌ها این بود که در برابر دشمن سد ایجاد شود و کاری کنیم که دشمن پیشروی نکند و بسیج بزرگی برای این هدف شکل گرفته بود، البته هوانیروز نقش فوق‌العاده‌ای داشت، هلی‌کوپترها به جنگ تانک‌ها می‌رفتند، خدا رحمت کند شهید کشوری و شهید شیرودی را که قهرمانان بزرگ هوانیروز بودند و توانستند در غرب و جبهه میانی، جلوی عراق را بگیرند و گردان زرهی این کشور را مستاصل کنند. فردای روز حمله‌ی عراق یعنی اول مهرماه صد و چهل فروند هواپیما برای بمباران عراق اعزام شدند و آن‌ها اصلا فکر نمی‌کردند ما این همه هواپیمای آماده داشته باشیم، پیش خودشان فکر می‌کردند هواپیماهای ایران آمریکایی است و این کشور هم که با ما قطع رابطه کرده، ‌ارتش هم که چندان سامان ‌نیافته است، اما به یک باره با دیدن صد و چهل هواپیمایی که همه پس از بمباران عراق سالم برگشتند- البته به جز یکی که تیر خورده بود و در یکی از جاده‌های غرب کشور به زمین نشست- تکان خورند و در رزمندگان نیز روحیه و غروری آفریده شد.
نقش نیروی هوایی در این مرحله از جنگ بسیار کلیدی بود، عراق حملات هوایی خود را به شهرها هم آغاز کرده بود و هواپیماهای اف – 14، شب‌ها تا صبح،‌ در مرزهای هوایی پرواز می‌کردند و قدرتی که این پرنده در آسمان داشت عراق را مستاصل کرده بود.

این هواپیما، موشکی داشت که در 80 کیلومتری،‌ هواپیمای دشمن را هدف قرار می‌داد، این موضوع آن‌چنان آنها را ترسانده بود که وقتی یک اف -14 بلند می‌شد همه مانند روباهی در برابر شیر فرار می‌کردند. خلبانان ما هم مدام در حال پرواز بودند؛ به گونه‌ای که سوخت‌گیری را در هوا انجام می‌دادند که البته در آن زمان عراق چنین سیستمی را نداشت، اوایل جنگ چند شب من با هواپیمای تانکر پرواز کردم، در نزدیک مرزها می‌دیدم که چگونه اف -14‌ها و اف -4ها بنزین می‌گیرند، خلبانان ما گاهی چند ساعت در پرواز بودند. خدا رحمت کند شهید بابایی را که یک بار 9 ساعت در پرواز بود و این بی‌نظیر بود، یک خلبان وقتی بلند می‌شود، شرایط کابین یک جنگنده به او نیم ساعت تا پنجاه دقیقه بیشتر اجازه‌ پرواز نمی‌دهد، اما ایشان معتقد بودند به ازاء هر نشست و برخاست، باید قطعه مصرف شود؛ لذا برای آن که قطعه کمتر مصرف شود تصمیم می‌گرفتند مدت زمان زیادی را در آسمان بمانند؛ این مرحله اول جنگ یعنی ایجاد سد در برابر دشمن بود.
*ایسنا: مرحله دوم چگونه و از چه زمانی آغاز شد؟
- روحانی: مرحله‌ دوم جنگ،‌ از آخر مهرماه و با حملات چریکی آغاز شد. خدا شهید چمران را رحمت و آیت‌الله خامنه‌ای را حفظ کند. هر سه عضو کمیسیون دفاع مجلس اول شورای اسلامی بودیم. این دو عزیز از اوایل جنگ به جبهه رفتند و گروه‌های چریکی را در اهواز سامان دادند که شبها به دشمن حمله می‌کردند، چند تانک را منفجر می‌کردند، عده‌ای را می کشتند و عده‌ای دیگر را اسیر می‌کردند؛ حرکت دوم این چنین شکل گرفت.
حرکت سوم مربوط می‌شود به سال 1360؛ یعنی یک سال بعد از جنگ که طراحی شد. برای شکستن حصر آبادان امام به ارتش و سپاه دستور دادند که این حصر از بین برود و اولین طراحی برای این کار به نام عملیات ثامن‌الائمه به دلیل آنکه مصادف با میلاد امام رضا (ع) بود انجام شد. ارتش و سپاه با کمک هم حصر آبادان را شکستند، این اولین عملیات مهم و تهاجمی ما بود که بسیار ارزشمند محسوب می‌شد، پس از آن عملیات‌های بعدی را سامان دادیم؛ مانند عملیات بستان در همان سال، عملیات فتح‌المبین در فروردین سال آینده (1361) و در نهایت نیز فتح خرمشهر.


*ایسنا: در خردادماه سال 1361 (یعنی خرداد همان سال) پس از آزادسازی خرمشهر، چگونه جنگ ادامه پیدا کرد؟
- روحانی: این مرحله، مرحله‌ چهارم جنگ بود، حال که دشمن از بخش بزرگی از خاک ما که حدود 14 هزار کیلومتر بود بیرون رفته و تقریبا دو هزار کیلومتر آن باقی مانده بود دو بحث وجود داشت؛ یکی اینکه حال که عراق را بیرون راندیم جنگ را ادامه ندهیم، در این مورد اشکال در این بود که اولا عراق در برخی نقاط هنوز در خاک ما بود، ثانیا دشمن در جایی مستقر بود که مردم شهرهای مرزی نمی‌توانستند بازگردند. درست است که ما خرمشهر را آزاد کرده بودیم و تا مرز شلمچه پیش رفته بودیم اما عراق چند کیلومتر آن طرف‌تر بود و می‌توانست با تانک یا خمپاره‌های 81 و 120 به خرمشهر حمله کند.
با توپ هم می‌توانستند آبادان را بزنند و شرایط به گونه‌ای بود که اگر می‌ایستادیم، عراق کشوری نبود که تسلیم شود، اما بحث دیگر این بود که پیشروی کنیم و به نقاط مطمئن‌تر دفاعی برسیم؛ یعنی دشمن را بیست تا سی کیلومتر از شهرهایمان دور کنیم تا نقاطی که خمپاره و توپ آن‌ها نرسد یا به یک نقاط دفاعی برسیم که با نیروی کم بتوانیم دفاع کنیم. در کنار این دو بحث، بحث سومی هم وجود داشت مبنی بر اینکه عراق با چنین ارتش قوی‌ای، اگر منهدم نشود با سه ماه استراحت مجددا حمله خواهد کرد و همین موجب شد که مرحله‌ی پنجم جنگ شروع شود.


*ایسنا: مرحله پنجم جنگ چگونه شکل گرفت و پیش رفت؟
- روحانی: این مرحله مرحله زمین‌گیرکردن ماشین‌های جنگی عراق و دورکردن دشمن از شهرهای اصلی و رسیدن به نقطه پدافندی مناسب بود که بتوانیم با نیروی کمتر دفاع کنیم. این از اهداف اصلی ما بود که ترسیم می‌شد که البته با آن چه از نظر استراتژیک و به زبان گفته می‌شد که « می‌جنگیم که صدام را ساقط کنیم» تفاوت داشت. مرحله پنجم با عملیات رمضان در تیرماه 1361 آغاز شد و پس از آن به والفجر مقدماتی، والفجر یک و سایر عملیات‌ها رسیدیم که چند سال طول کشید؛ البته مرحله دیگری هم در جنگ داریم که مرحله ششم است. در آن مرحله جنگ شهرها شدت می‌یابد و از سلاح‌های شیمیایی توسط عراق استفاده می‌شود. بعد از آن مرحله هفتم را به دنبال دارد که آمریکایی‌ها وارد جنگ می‌شوند و مساله جنگ نفتکش‌ها پیش می‌آید. این‌ها مسائلی است که ما در هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم و به همین دلیل من موافق نیستم جنگ را به دو سال اول و شش سال دوم یا همان 6 + 2 تقسیم کنیم و بگوییم بعد از آن ارزش‌ها تغییر کرد؛ البته نمی‌توان منکر شد که پس از فتح خرمشهر اختلاف نظرهایی کم و بیش به وجودآمد؛ هم در میان مردم و هم سیاسیون؛ اما در کلیت امر به دلیل این که حضرت امام در نهایت موافق بودند جنگ ادامه پیدا کند تا به نقطه‌ی روشنی برسیم، این اختلاف نظرها موثر نبود.
*ایسنا: در بحث قطعنامه عده‌ای این موضوع را مطرح می‌کنند که چرا امام در آن زمان قطعنامه را پذیرفتند و فرمودند که من جام زهر را نوشیدم؟
-روحانی: در سال‌های قبل از قطعنامه یعنی سال‌های 65 و 66 ما پیروزی‌های پیاپی کسب کردیم مانند فاو، کربلای 5 و حلبچه. آن زمان رزمندگان و فرماندهان معتقد بودند ما هنوز به هدف مد نظرمان نرسیده‌ایم و می‌گفتند با یک یاحسین دیگر به نقطه‌ی بهتری می‌رسیم. این حرف‌ها به امام منتقل می‌شد. از سوی دیگر دولت و مجلس نیز همین نظر را داشتند. بالطبع امام با توجه به نظرات مسوولان سیاسی و نظامی نمی‌توانستند بگویند جنگ را متوقف کنید؛ چرا که در آن صورت همه می‌گفتند ما می‌توانستیم به پیروزی بزرگ برسیم، اما امام مانع شدند و حتی ممکن بود بگویند اگر آن را ادامه می‌دادیم می‌توانستیم ملت عراق را آزاد کنیم؛ اما امام در سال 67 زمانی که دیدند فرماندهان نظامی و مسوولان سیاسی به ایشان نامه‌ای نوشتند مبنی بر اینکه بودجه نداریم و با امکانات عراق به خصوص پس از به کار بردن سلاح‌های شیمیایی توسط آنها نمی‌توان جنگ را ادامه داد و تلفاتمان افزایش خواهد یافت، قطعنامه را پذیرفتند، به هر حال به دست آوردن امکانات هم نیاز به زمان داشت؛ یعنی باید جنگ را متوقف می‌کردیم تا پولی برای خرید تانک و هواپیما بدهیم و آنها نیز آن را تولید کنند و رزمندگان آموزش ببینند که یک تا دو سال طول می‌کشید. در آن شرایط بود که امام احساس کردند فضا به گونه‌ای نیست که بخواهیم جنگ را ادامه دهیم؛ البته ایشان حدود 40 نفر از مسوولان نظامی و سیاسی را انتخاب کردند و مورد مشورت قرار دادند و سپس پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیرماه و در روز دوشنبه اعلام شد؛ البته جلسه‌ی مسوولان و سران کشور در روز یکشنبه صبح در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای که رییس‌جمهور بودند برگزار شد که در آن عده‌ای از مسوولان نظامی، سیاسی، فرماندهان نظامی و نیز عده‌ای از مسوولان استان‌ها حضور داشتند که از صبح تا حدود 8 شب ادامه پیدا کرد و نظر هم این شد که ما قطعنامه را بپذیریم.


* ایسنا:اعضای این جلسه چه کسانی بودند؟
- روحانی: آقایان آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام محتشمی‌پور، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آقای مهندس موسوی، برخی وزرا، فرماندهان عالی ارتش و سپاه و ائمه جمعه بعضی از استان‌ها حضور داشتند. من نیز در آن جلسه بودم و حاج احمدآقا نیز به ما ملحق شدند. جلسه تا شب ادامه پیدا کرد و همه نظرشان این بود که جنگ پایان بپذیرد، البته نظرات مختلفی در این زمینه وجود داشت. یکی معتقد بود کشور دیگری واسطه شود،‌ دیگری می‌گفت قطعنامه را بپذیریم و برخی دیگر معتقد بودند یکجانبه اعلام آتش‌بس کنیم. به هر حال در اصل نتیجه همه موافق بودند و در نهایت منتهی به این شد که قطعنامه 598 را بپذیریم که نیمه‌شب نامه‌ی ایران برای سازمان ملل ارسال شد و رسما فردای آن روز یعنی دوشنبه ساعت 2 در اخبار اعلام شد؛ لذا من فکر می‌کنم کار امام بسیار منطقی بود.
*ایسنا: یعنی تصمیم امام برآمده از تصمیمات مسوولان سیاسی و نظامی بود؟
- روحانی: بله درست است.
*ایسنا: اما بعد از قطعنامه 598 هم جنگ ادامه پیدا کرد. آیا این به نوعی مظلومیت ایران را در جهان ثابت نمی‌کرد؟

- روحانی: بله، یکی از مسائلی که برخی مطرح می‌کردند همین بود که صدام حاضر به پایان جنگ است، چرا از ایران دست برنمی‌دارد و این تجربه‌ای شد که ما روز دوشنبه از طریق سازمان ملل و رسانه‌هایمان رسما اعلام کردیم قطعنامه را پذیرفتیم اما عراق از فردای آن روز جنگ را تشدید کرد؛ در واقع این کشور حس کرده بود ما وقتی قطعنامه را پذیرفتیم معنایش این است که ضعیف شده‌ایم و الان موقعیت خوبی است که بتوانیم این کشور را مجددا اشغال کنیم، اهواز و خرمشهر را تصرف کنیم، حتی منافقین را فرستادند تا به تهران بیایند. در این تصور واهی برای همگان معلوم شد که صدام دروغ می‌گوید و ملت ما همچنان قوی و پایدار است. در آن شرایط اگر عراق همان روز 27 تیر پایان جنگ را قبول می‌کرد آن حماسه خلق نمی‌شد اما عراق حماقت و به ما حمله کرد، ملت ما هم به پا خاست و پایان جنگ با حماسه‌ای بزرگ و افتخارآفرین به نفع ما شکل گرفت.


* ایسنا: ضعف امکانات ما در پایان جنگ چه بود؟ لطفا به برخی خاطرات خود در این زمینه بپردازید؛ مثلا در زمینه فروش نفت یا خرید سلاح.
- روحانی: عراق در طول جنگ از دشمن سلاح دریافت می‌کرد و اصلا با هیچ تحریمی مواجه نبود. میراژهای F1 را عراق دریافت کرد؛ البته این کشور میراژ را در سال 62 از فرانسه خریداری کرده بود؛ اما تا خلبانان آموزش ببینند در سال 64 فعال شد یا با میگ‌های 25 که 70 هزارپا پرواز می‌کردند و تهران را بمباران می‌کرد. بمبش را در کرج رها می‌کرد، اما آنقدر ارتفاع و سرعت داشت که به تهران اصابت می‌کرد و بعد از کرج هم هواپیما دور می‌زد و جنگنده‌های ما هم نمی‌توانستند با آنها مقابله کنند. ما هم فقط به تلافی می‌توانستیم بغداد را بمباران کنیم و یا در بمباران شیمیایی نوعی مواد شیمیایی در اختیار عراقی‌ها گذاشته بودند از سوی شرکت‌های اروپایی که شیمیایی چندپایه محسوب می‌شد و حتی از ماسک‌های بچه‌های ما عبور می‌کرد. در سال 66 در اهواز در بیمارستان‌ها می‌دیدم کسانی که در اثر بمباران شیمیایی از بین رفته‌اند همه ماسک داشتند. ما دیدیم سلاح‌های جدیدی در اختیار عراق گذاشتند، از سوی دیگر شرایط ما به گونه‌ای بود که می‌خواستیم نفت بفروشیم، باید صبر می‌کردیم تا کاروان نفتکش‌ها درست می‌کردیم که اطراف آن‌ها ناوچه و در فضای بالای آن هواپیمای F14 قرار دهیم تا بتوانیم کاروان را عبور دهیم؛ در واقع کشتی‌های نفتکش را از خارک اسکورت می‌کردیم تا به بندرعباس برسانیم و آنها را عبور دهیم. اگر F14 ها بالای سر کشتی و ناوچه‌ها در اطراف آن نبودند، نمی‌توانستیم به سلامت نفت‌مان را صادر کنیم.
*ایسنا: در واقع می‌توان گفت ما در جنگ تنها بودیم؟
- روحانی: هیچ کس در دنیا چیزی به ما نمی‌داد، ما توپ پدافندی داشتیم که ساخت سوییس بود و زمانی که آن را برای تعمیر فرستاده بودیم سوییس آن را به ما پس نمی‌داد و می‌گفت زمان جنگ است و نمی‌توانیم آن را پس دهیم و یا وقتی که یک توپ ضدهوایی ساده مثل توپ 23 که ساخت شوروی بود طبق قرارداد می‌گفتیم قطعه‌های این توپ را به ما بدهید، آنها می‌گفتند چون جنگ است نمی‌توانیم. از سوی دیگر شوروی به عراق میگ مدرن و تانک 72 می‌داد و فرانسه نیز میراژ می‌داد و حتی سوپر استانداردها را نیز به عراق اجاره می‌دادند؛ کاری که واقعا در دنیا بی‌سابقه بود. در عین حال 5 آواکس عربستان نیز در خلیج فارس پرواز می‌کرد که رادارهای آن تا تبریز برد داشت. ماهواره‌ها هم بالای سر ما بودند و مدام ما را کنترل می‌کردند و به عراق خبر می‌دادند ایران چه کار می‌کند و نیروهایش کجا تجمع دارند؛ در واقع می‌خواهم بگویم ما در جنگ تنها بودیم و همه دنیا پشت عراق بودند. جنگ که تمام شد ما اسیرهای سودانی،‌ مصری، اردنی و ... را آزاد ‌کردیم. صدام پس از جنگ به یمنی‌ها مدال داد و یا در جنگ کویت، کشورهای عربی خلیج فارس اعلام کردند چقدر پول و امکانات در اختیار صدام گذاشتند برای جنگ با ایران. هواپیمای جنگنده عراقی به خلیج فارس می‌آمد و بمباران می‌کرد، به امارات می‌رفت بنزین و مدال می‌گرفت و به عراق برمی‌گشت.
زمانی با وزیر کشور عربستان صحبت می‌کردم. گفتم شما به عراق کمک‌های زیادی کردید. او در پاسخ گفت «ببخشید کمک ما بیشتر از این حرف‌ها بود که شما می‌گویید»؛ لذا در آن شرایط که همه پشت سر عراق بودند ما باید هزینه فایده می‌کردیم و در مجموع وحدت نظری وجود داشت در تیرماه سال 67 مبنی بر این که مصلحت این است که جنگ پایان یابد.
* ایسنا: چرا حضرت امام آن را جام زهر نامیدند؟
- روحانی: برای آن که امام دوست داشت در این جنگ به نقطه‌ای برسیم که عراق هم از شر صدام راحت شود. در داستان دوجیل که یک نفر به صدام تیراندازی کرده بود، صدام بسیاری از افراد آن طایفه را از بین برد و یا در حلبچه که بر سر مردم خود بمب شیمیایی ریخت نشان می‌داد که مردم عراق مظلوم واقع شده‌اند و در این شرایط امام می‌خواست با فشار نظامی ما و حرکت مردم عراق، صدام ساقط شود و از شر این خبیث آزاد شوند، اما نشد؛ بنابراین پذیرش قطعنامه برای امام آسان نبود، اما با ایستادگی و حماسه‌ای که مردم در مرداد همان سال آفریدند دل امام التیام پیدا کرد.

* ایسنا: ما با دست خالی می‌جنگیدیم. پس چطور شد توانستیم در عملیات‌های پیاپی پیروزی‌های پیاپی را کسب کنیم؟
- روحانی: چند چیز باعث این پیروزی‌ها شد. اولین آن ابتکار عمل بود؛ مثلا در عملیات خیبر و بدر که در سال 62 و 63 اتفاق افتاد ما از جایی به نام هور عبور کردیم که به ارتفاع دو متر آب و نیزار بود و اصلا کسی نمی‌توانست تصور کند ما از این منطقه عبور کنیم و به نیروهای عراقی برسیم. جهاد سازندگی نیز پل‌هایی را به صورت شناور با فوم درست کرد. در عملیات خیبر 10 تا 12 کیلومتر پل شناور درست کرده بودیم که ماشین از روی آن عبور می‌کرد. این‌ها ابتکار بود و یا این که بر روی بلدوزرها طرحی اجرا کرده بودیم که آن را کفشک می‌نامیدیم و می‌توانست از منطقه باتلاقی عبور کند. در موارد دیگر موشک‌هایی درست کرده بودیم که پدهایی را که در هور بود می‌شکافت و آب را جاری می‌کرد. کارهای عظیمی را انجام دادیم؛ مثلا سیستم‌های راداری ما را عراق با موشک ضدتشعشع منهدم می‌کرد. فرانسوی‌ها و روس‌ها موشک‌های ضدرادار داده بودند که وقتی هواپیما در 50 ،‌ 60 کیلومتری رادار قرار می‌گرفت، موشک را پرتاب می‌کرد، دور می‌زد و می‌رفت، این موضوع ما را مستاصل کرده بود. ما می‌خواستیم موشک ضدهوایی هاگ را فعال کنیم، تا می‌آمدیم آن را روشن کنیم آن‌ها با این موشکها می‌زدند. ما برای عملیات فاو ده‌ها جلسه گذاشتیم و ساعت‌ها نشستیم و گفت‌وگو کردیم تا راهی پیدا کردیم. خدا شهید ستاری و شهید بابایی را رحمت کند. در عملیات فاو ابتکار خارق‌العاده‌ای انجام دادیم که البته تا الان به صلاح نیست که آن را بازگو کنیم. ما در فاو 75 فروند هواپیمای عراقی را سرنگون کردیم؛ کار بی‌نظیری بود و دنیا متعجب شده بود، ما توانستیم حدود 16 تا 17 خلبان را اسیر کنیم. خود عراقی‌ها به سقوط 63 فروند هواپیما اعتراف کردند؛ لذا می‌خواهم بگویم کارهای بزرگی توسط دانشگاهیان، سپاهیان، ‌بسیجیان و ارتشی‌ها انجام شد.


* ایسنا: دومین عامل پیروزی را در چه می‌دانید؟
- روحانی: فداکاری رزمندگان بسیج افتخارات بزرگی را برای ما در 8 سال جنگ آفرید. این همه فداکاری و عبورها از میدان مین کار معمولی نبود. اگر فداکاری‌های آنها نبود، پیروزی امکان نداشت. رزمندگان ما می‌دانستند صددرصد شهید می‌شوند اما با افتخار می‌رفتند و حتی بین آنها نوعی مسابقه بود. نکته سوم نیز صدای واحدی بود که در کشور وجود داشت، هم در جبهه و هم در پشت جبهه همه کمک می‌کردند و اگر این سه عامل نبود ما نمی‌توانستیم در برابر یک دنیا بایستیم.
* ایسنا: با توجه به شرایط امروز کشور به نظر شما تاکید بر کدامیک از ارزش‌های دفاع مقدس می‌تواند راهگشا باشد؟
- روحانی: به نظر من برادری‌ای که در دوران جنگ وجود داشت، آن موقع همه در کنار هم بودیم که باید به این حس برگردیم. ما دو جناح سیاسی در کشور داریم و هر جناح فکر می‌کند دیگری خطاها و اشکالاتی دارد، اما نباید این مساله را بزرگ کنیم. اگر این جناح اشکالی دارد طرف مقابل نباید آن را بزرگنمایی کند یا بلافاصله جناح مقابل را تبدیل ‌کنیم به دشمن بزرگی که گویی ضد نظام و ضدانقلاب است یا طرف مقابل جنایتکار است، به نظر من این قضاوت‌ها صحیح و دقیق نیست و به توصیه مقام رهبری در عید فطر که تاکید کردند فضای تهمت و دشمنی باید از سوی هر دو طرف از بین برود، باید عمل کنیم. صداوسیما هم می‌تواند در این زمینه نقش موثری داشته باشد؛ البته من از زمانی که مقام معظم رهبری این تاکیدات را فرمودند تا امروز تغییرات لازم را در صداوسیما ندیدم، اما امیدوارم رسانه ملی و دیگر رسانه‌ها به دستور رهبری عمل کنند و نگذاریم فضای تهمت گسترش پیدا کند و اتهام و دشمنی افزایش یابد. اگر انتقادی وجود دارد می‌توانیم با هم دوستانه‌تر صحبت کنیم و لحن پرخاش را تغییر دهیم؛ لذا به نظر من بازگشت فضای برادری و اتحاد و عمل بر اساس اصولی که به نفع کشور و انقلاب است و وحدت مسوولان راهگشاست. زمان جنگ همه مسوولان در کنار هم بودند، این‌که امروز برخی نهادها را در یک قسمت و نهادهای دیگر در قسمت دیگری تقسیم‌بندی شوند، شایسته نیست. اگر مشکلاتی با هم و یا اختلاف نظری داریم باید با دوستی و برادری حل کنیم و به نقطه صمیمیت برسیم.
به نظر من جایگاه رهبری همیشه باید در کشور ما محفوظ بماند. همچنین اگر هم انتقادی به یکی از چهره‌ها داریم، جایگاه‌ها باید حفظ شود. نباید همه پل‌ها را خراب کنیم و چهره‌های تاثیرگذار را زیر سوال ببریم. جایگاه رهبری از حضرت امام آغاز می‌شود؛ یعنی رهبری امروز ادامه رهبری امام است؛ البته امام به غیر از مساله رهبری حق بزرگی بر گردن ما دارد. ایشان بنیانگذار نظام هستند. به ما عزت، استقلال و آزادی دادند. جایگاه ایشان باید برای همیشه برای ما محترم باشد. عده‌ای فکر می‌کنند اگر به بیت امام توهین کنند ، دیگران دور می‌مانند و یا فکر می‌کنند اگر برخی چهره‌های تاثیرگذار در این انقلاب را مورد توهین قرار دهند، چهره‌های دیگر سالم می‌مانند؛ نباید اجازه دهیم فضایی ایجاد شود که چهره‌های تاثیرگذار و موثر انقلاب و دفاع مقدس بی‌جهت زیر سوال بروند. اگر حرمت‌شکنی شروع شد، پایانی ندارد و هیچ کس سالم نمی‌ماند. کسی فکر نکند در چند قدم می‌تواند حرمت‌شکنی کند و دیگر فراتر نرود.

منبع : آینده

دسته ها : گفتگو - سیاسی
دوشنبه ششم 7 1388
بوی کباب!
خاطره
رفته بودم میهمانی، صاحبخانه داشت کباب می پخت .... رفتم کربلای پنج ........

این را هنوز برای هیچکس نگفته ام.....

داشتم گردان را می بردم جلو که دیدم بوی کباب می آید ..... دو سه روز هم بود

که غذای درستی نخورده بودم، پیش خودم گفتم دم این بچه های تدارکات گرم ...

عجب صفایی دارند ..... زودتر از نیرو، کباب را رسانده اند خط ...... فکر کردم

همین که برسم به کبابها، اگر هم مانده یک تکه هم باشد، می خورم ..... رفتیم

جلوتر.....

بوی کباب بیشتر شد ..... توی حال و هوای کباب خوردن بودم که دیدم .... یا علی

!سر سه راهی شهادت، یک خمپاره خورده بودی توی تویوتا و سه چهار تا از بچه

ها جزغاله شده بودن ....... بوی کباب از آنها بود!!! ............

از خودم متنفر شدم ..... بعد، آن روز توی میهمانی این خاطره با تمام جزئیاتش

توی ذهنم بود و اصرار می کردند کباب بخورم، چگونه می شد بخورم .....

صاحبخانه فکر می کرد از او خوشم نمی آید، میهمانها هر کدام فکر می کردند با

آنها مشکل دارم....

منبع: وبلاگ عطش حضور
منبع : فردا
دسته ها : خاطرات - جبهه و جنگ
دوشنبه ششم 7 1388
خسارت
امام علی (علیه السلام):
مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ خَسِرَهُما.
هر که آخرت خود را به دنیایش بفروشد، هر دو را از دست داده است.
He who sells his next life for his present life in this world, loses both of them.
غرر الحکم، ص 274
دسته ها : مذهبی - احادیث
دوشنبه ششم 7 1388
تخریب بقیع از یاد نمی رود
محمد ابراهیم فلاحی
هشت شوال یادآور یکی از غم انگیز ترین حوادث تاریخ تشیع و حتی جهان اسلام است، درست در 86 سال پیش در یک چنین روز غم باری بقیع شاهد تاخت و تاز عده ای از خدا بی خبر و متحجر بود. وهابی مسلکانی که با شقاوت و بی رحمی نه تنها حرمت نوادگان پیامبر را حفظ ننمودند بلکه بقاع متبرکه آنان را ویران ساخته و اشیا گران بهای آن را به غارت بردند.

***
پیشینه‎ تاریخی بقیع یا بقیع‎ الفرقد یا جنت‎ البقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد ولی در کتب تاریخی به روشنی قدمت تاریخی آن مشخص نشده است. بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان شد. مردم مدینه قبل از آمدن مسلمانان به آنجا اجساد مردگان خود را در دو گورستان "بنی‎حرام" و "بنی‎سالم" (1) و گاهی نیز در منازل و خانه‌هایشان دفن می‌کردند و در واقع بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور پیامبر اسلام توسط مسلمین صدر اسلام به وجود آمده است.

حرم ائمه‎ بقیع به سال 495 هجری قمری یعنی اواخر قرن پنجم دارای گنبد و بارگاه شده است. جهانگرد معروف ابن‎جبیر که در قرن هفتم به حجاز سفر کرده در دیداری که از بقیع داشته است آن را این‎گونه توصیف می‌کند که: و آن قبه‌ای مرتفع و سر به فلک کشیده است که در نزدیکی در بقیع واقع شده.(2)

در قرن هشتم قمری، بعد از گذشت 150 سال از سفر ابن‎جبیر، ابن‎بطوله سفری به مدینه کرده و مشاهدات خود را این‎گونه بیان می‎کند: حرم ائمه بقیع، قبه‌ای است سر به فلک کشیده و از نظر استحکام، بدیع و اعجاب‎انگیز است.(3)

در قرن معاصر، صاحب کتاب مراه‎الحرمین، ابراهیم رفقت پاشا، 19 سال قبل از تخریب حرم ائمه‎ بقیع سفر حج کرده و توصیفاتی دارد: "عباس و حسن ابن علی و ائمه‎ سه‎گانه در زیر یک قبه قرار گرفته‌اند که بزرگ‎تر از همه‎ قبه‌های موجود در بقیع است.(4)

در طول تاریخ سه بار بقیع تعمیر شده است. بار اول در سال 519 هجری قمری توسط المستضر بالله و برای بار سوم در اواخر قرن سیزدهم توسط سلطان محمود غزنوی. کتیبه‌هایی که جهانگردان در سفرهایشان از بقیع خوانده‌اند، گویای این مطلب است.

قبرستان بقیع دارای دو درب ورودی بوده که یک درب همیشه بسته و درب دیگر، از صبح تا غروب هر روز بر روی زائران باز بوده است. حرم بقیع حالت هشت ضلعی داشته است. ویژگی بعدی، داشتن محراب است و این که حرم، خادمانی نیز داشته است. حرم ائمه‎ بقیع مانند سایر حرم‌ها دارای ضریح، روپوش، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده است. ابن‎جبیر می‌نویسد: قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و دارای ضریحی از چوب می‌باشد که بدیع‎ترین و زیباترین نمونه است از نظر فن و هنر. و نقوشی برجسته از جنس مس بر روی آن ترسیم شده و میخ‌کوبی‌هایی به جالب‌ترین شکل در آن تعبیه شده که نمای آن را زیباتر و جالب‌تر کرده است.(5)

محمد لبیب مصری که در سال 1327 هجری قمری به مدینه سفر کرده، می‌نویسد: در آنجا گنبدی معروف به "قبه‎البین" قرار دارد که حجره‌ای در آن وجود دارد و در میان آن گودالی است که ادعا می‌کنند، جایگاه افتادن دندان پیامبر است و ضریح امام حسن در داخل قبه‌ای است و از فلز ساخته شده است و خطوط فارسی بر آن نقش بسته است. به گمانم از آثار شیعیان عجم باشد.

***
نیروهای وهابی به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود در سال 1221 هجری قمری بعد از محاصره‎ طولانی مدینه، ساکنان شهر را در تنگنا قرار دادند و مردم بی‌گناه بی‌شماری را قتل عام کردند. سپس خادمان آستان پیامبر را یک‎جا جمع کردند و برای آن که محل جمع‎آوری و نگه‎داری هدایا را نشان دهند، آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. بعد از غارت کردن حرم نبوی، هنگام بازگشت به نجد که محل استقرار وهابیون بود، از بقیع گذشتند و عبدالعزیز دستور تخریب تمامی بارگاه‎ها را صادر کرد. در این زمان، خلافت عثمانی به والی خود محمدعلی پادشاه دستور داد که حجاز را از سلطه‎ی وهابی‌ها رهایی دهد و کنترل حجاز را به دست گیرد. پس از جنگی خونین به سال 1227 قمری وهابی‌ها شکست سختی خوردند و مردم به بازسازی اماکن متبرکه همت گماشتند.

***
هشتم شوال سال 1344هجری قمری پس از سلطه‎ دوباره‎ ابن‎سعود و تسلط بر شهر مدینه در ماه رمضان همان سال شیخ عبدالله، قاضی‎القضات خود را از مکه به مدینه اعزام داشتند تا موضوع تخریب مقابر موجود در مدینه را با علما و سران این شهر مطرح و موافقت آن‎ها را ولو به صورت ظاهری جلب کند و بدین منظور جلسه‌ای تشکیل گردید.

شیخ عبدالله از حاضرین پرسید: "درباره‎ تخریب این گنبد و بارگاه‌ها چه می‌گویید؟" بسیاری از آن‎ها از ترس جانشان جواب ندادند، بعضی دیگر هم اظهار موافقت کردند.(6)

وهابی‌ها نیز مردم را با زور اسلحه جمع کرده و به سوی بقیع حرکت دادند و آنچه گنبد و ضریح در شهر مدینه و بیرون از شهر بود، ویران کردند. از جمله‎ آن‎ها گنبد و بارگاه ائمه‎ بقیع علیهم‎السلام. گنبدهای متعلق به عبدالله و آمنه، والدین رسول‎الله و حرم دختران و همسران پیامبر و حرم جناب ابراهیم فرزند رسول‎الله و گنبد مالک ابن انس و عثمان نیز تخریب گردید. وهابیون از ترس عواقب کار خود، از تخریب حرم نبوی خودداری کردند.

***
با انتشار خبر تخریب بقیع به خصوص بارگاه امامان مدفون در آن قبرستان، احساسات عمومی در ایران سخت جریحه‌دار شد که منجر به واکنش‌های شدیدی از طرف مقامات عالی‎رتبه‎ مملکتی از جمله رییس‎الوزرای وقت شد. به همین مناسبت مرحوم مدرس در همان روز هشتم شهریور 1304 شمسی مطابق با دهم صفر 1344 هجری قمری در مجلس شورای اسلامی نطقی ایراد کرد و بعد از آن، تشکیل کمیسیون ویژه برای پیگیری موضوع را به شکل جدی دنبال کرد. مراجع، علما و حوزه‌های علمیه پیوسته با ارسال نامه و مخابره‎ تلگراف خواستار برخورد قاطع با عوامل تخریب قبور اماکن متبرکه شدند.(7) آن زمان تاکنون اقدامات فراوانی در جهت برداشتن محدودیت‌ها در مورد قبور ائمه‎ طاهرین صورت گرفته که همگی بدون نتیجه باقی مانده‌ است.

پی‎نوشت:

1. تاریخ حرم ائمه بقیع / ص61.
2. رحله ابن جبیر / ص153.
3. رحله ابن بطوله / ص89.
4. مراه الحرمین / ص427.
5. رحله ابن جبیر / ص173.
6. تاریخ حرم ائمه بقیع / ص51.
7. همان، ص 54 ـ 52
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - مقالات
يکشنبه پنجم 7 1388
شعر منتشر نشده درباره دفاع مقدس
استاد مهدی آذر یزدی
دست‌نوشته‌های بسیاری از مرحوم استاد مهدی آذر یزدی، پدر ادبیات کودکان و نوجوانان کشورمان که به تازگی به رحمت ایزدی پیوست، بر جای مانده که هنوز منتشر نشده‌اند. بسیاری از این دست‌نوشته‌ها، اشعار منتشر نشده این استاد متواضع است که در این میان، ارادت استاد مهدی آذر یزدی به فرهنگ دفاع مقدس و شهیدان سرافراز حماسه مقاومت و ایثار بسیار تأثیرگذار است.

آن مرحوم که سبکی خاص در نظم و نثر داشت، ارادت خود را با همه تواضع تقدیم دلاورانی کرده بود که در سنین کودکی و نوجوانی از کتاب‌های پندآموز حضرت استاد بهره برده بودند.

شعر منتشر نشده‌‌ای که توسط استاد مهدی آذر یزدی برای شهدای گمنام دفاع مقدس در زمستان 1374 سروده شده است، برای نخستین بار در سایت «تابناک» به علاقه‌مندان ادبیات دفاع مقدس تقدیم می‌شود.

این شعر توسط نشریه «پرگار» استان یزد و بردادر عزیزمان جناب آقای بردستانی، برای سایت «تابناک»، فرستاده شده است که پیشتر از همکاری این عزیزان کمال تشکر را دارد.

مرد آزاده را بسی سهل است / کز همه چیز بگذرد جز نام
از سر جاه و مال برخیزد / جان دهد نیز در ره اسلام
جان عزیز است و دین عزیزتر است / وانچه از جان گذشته جانان است
آن که آگاه از شهادت خویش / جان فدا می‌کند، شهید آن است
از شهیدان کریمتر کس نیست / در نظرگاه خلق و خالق نیز
بعد از آن هر که نیز در راه است / تا کند جان فدا هموست عزیز
آدمی لیک خوشدل از نام است / بی نشان جان سپردن آسان نیست
وانکه در بند نام نیز نبود / در دلش جز صفای ایمان نیست
گرچه فرجام کار یکسان است / دل مردم به یادگار خوش است
ماندن نام شخص آخر نیز / بر سر لوحه مزار خوش است
ای بسا کار باقیات‌الخیر / در جهان هست بهر ماندن یاد
معبد و مرقد و کتاب و کلام / اثری از حضور بی فریاد
هر کسی نام خویش دارد دوست / نام هر کس نشان بودن اوست
نام نیک است آنچه می‌ماند / یاد نیکو قرین نام نکوست
یاد نام‌آوران به نام کنند / نام اگر نیست، یاد چون باشد
دل ز گمنامی شهید سعید / گرچه سنگ است غرق خون باشد
آن که بی‌نام می‌کند ایثار / هست نزدیکتر ز قرب اله
ای خوشا در گذشتن از همه چیز / بی‌نشان خالصا لوجه‌الله
وقت ایثار جان به گمنامی / هست یکسر نشان حق جویان
رهروان طریقه اخلاص / وحده‌لا‌شریک‌له گویان
در شگفتم آن چگونه دل است / دل در یافته پیام الست
دل در باخته به عشق وصال / دل پرداخته ز هر چه که هست
یک سر و صدهزار سر همراز / یک تن و صدهزار تن همراه
همه از بی‌نشانی اش رنجور / همه از سرفرازی‌اش آگاه
یاد او زنده تا ابد بر جای / نام او رفته پیام او مانده
برتر از هر چه جهان هستند / درس جانبازی و شرف خوانده
ای شهید بزرگوار که کرد / همتت جان فدای دین و وطن
کشور از توست در امان از خصم / دوست از توست ایمن از دشمن
ای رها کرده هر چه دنیایی است / پدر و مادر و زن و فرزند
رفته تا عرش کبریا تنها / همه با حیرت و تو با لبخند
دم فرو بسته جان گرفته به دست / گشته بی‌نام و بی‌نشان مفقود
از تصلای دوستان محروم / با تولای خالق معبود
جان به قربان چون تو قربانی / دل فدای تو باد و همگامان
جان تو در جوار حضرت حق / اجر تو با خدای گمنامان
گر نداری مزار باکی نیست / جای آرامگاه تو دل ماست
تو در مشکلات حل کردی / آنچه رد جان ماست، مشکل ماست
ما ز روی تو تا ابد خجلیم / که تو واصل شدی و ما به رهیم
گر نداریم پاس همت تو / در دل از شرم خود چگونه رهیم
آفرین بر تو آفرین خدای / ای جوانمرد نام رفته ز یاد
آفرین خدای بر پدری / که تو پرورد و مادری که تو زاد
گرچه گمنام رفتی از دنیا / خود ز نام‌آوران شدی معدود
از من ای نیک‌نام بر تو سلام / از من ای زنده‌یاد بر تو درود
منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - شعر - جبهه و جنگ
يکشنبه پنجم 7 1388

اعزام دانشجو به ونزوئلا

 آن زمان که هوگو چاوز طی هفتمین سفر خود به ایران پس از زیارت امام رضا و نشستن سر سفره افطار در کنار احمدی نژاد ایران را به مقصد کاراکاس ترک می کرد گمان نمی برد که 47 دانشگاه کشورش توسط وزارت علوم دولت دهم ایران معتبر شناخته شود تا سرفصل تازه ای در دفتر رفاقت او با احمدی نژاد گشوده شود.

فرارو گزارش داد: 

محمود احمدی نژاد و هوگو چاوز به یمن هم نظری در زمینه های بسیار رفاقت صمیمانه ای با یکدیگر به هم زده اند و طبیعی است که در این رفاقت هوای همدیگر را نیز داشته باشند. هوگو چاوز اما از این رفاقت حداکثر بهره برداری را کرده است و بانک مشترکی با ایران تاسیس کرده که بیشتر سرمایه آنرا ایران می پردازد.

چاوز به عنوان دستاورد آخرین سفرش قرار است بنزین خود را به قیمتی بسیار بالاتر از میانگین قیمت جهانی به ایران بفروشد و دست آخر هم مدارک 47 دانشگاه ونزوئلا از سوی دولت احمدی نژاد معتبر شناخته شد تا دانشجویان ایرانی برای تحصیل علم روانه ونزوئلا شوند.

با نگاه به جدول ارزش یابی دانشگاه های معتبر که وزارت علوم ایران منتشر می کند نمی توانیم ملاک این ارزش یابی را دریابیم چون در حالی که بسیاری از دانشگاه های اروپایی و آسیایی که در رده بندی های جهانی از جایگاه بهتری به نسبت دانشگاه های ونزوئلا برخوردارند معتبر شناخته نمی شوند اما مدرک 47 دانشگاه ونزوئلا معتبر در نظر گرفته می شود.

اینجا است که برخی گمان می کنند ملاک این ارزش یابی نه سنجه های علمی مورد قبول جهانی که مولفه های سیاسی و اقتصادی است. در حال حاضر ونزوئلا تبدیل به متحدی استراتژیک برای دولت احمدی نژاد شده است.

این اتحاد اگر برای چاوز نفع های اقتصادی فراوانی در پی داشته اما تاکنون برای ایران به جز حمایت های لفظی چاوز در برخی مواقع نفعی در بر نداشته است و به نظر می رسد دولت محمود احمدی نژاد بر آن است به هر قیمتی شده روابط با ونزوئلا را به بالاترین سطح ارتقا دهد تا آنچنان پیوند مستحکمی برقرار شود که به هیچ عنوان گسستنی نباشد و در راستای استحکام این پیوند نیز اکنون متقاضیان ایرانی می توانند بار و بنه ببندند و با خیال راحت راهی ونزوئلا شوند و باکی هم نداشته باشند که هیچ کدام از دانشگاه های ونزوئلا جایی در میان هزار دانشگاه معتبر جهانی نداشته باشند.

از این منظر تفاوت چندانی میان دانشگاه های ایران و ونزوئلا نیست چراکه بهترین رتبه ایران در رده بندی دانشگاه های جهان مربوط به دانشگاه تهران است که جایگاه 1463 را از آن خود کرده است. تاکنون دانشگاه هایی که از سوی وزارت علوم معتبر شناخته می شدند عمدتا دانشگاه هایی بودند که نسبت به دانشگاه های ایران از رده بندی بهتری قرار داشتند و مدارک آنها در کشورهای غربی نیز مورد پذیرش واقع می شد و اکنون این سوال پیش می آید که دلیل اعتبار دادن به مدارک دانشگاه هایی که وضعیت شان به مراتب بدتر از دانشگاه های ایرانی است چه می باشد و دانشجویان ایرانی چرا باید تا ونزوئلا بروند و در دانشگاه هایی تحصیل کنند که مشابه آنها در کشور خودمان نیز به وفور یافت می شود؟

تا پیش از این جوانان ایرانی به دو دلیل عمده راهی کشورهای خارجی می شدند تا ادامه تحصیل دهند. پیشتر که پذیرش دانشگاه های ایران محدود بود آنها که از راهیابی به دانشگاه های وطنی باز می ماندند رهسپار خارج از کشور می شدند و برخی نیز که از تمکن مالی بالایی برخوردار بودند به نیت ارزش مدرک تحصیلی بهترین دانشگاه های جهان را برای تحصیل انتخاب می کردند.

اما اکنون که به مدد دانشگاه آزاد و دوره های فراگیر پیام نور و نیز کاهش نسبی متقاضیان ورود به دانشگاه تقریبا تمام شرکت کنندگان در کنکور شانس پذیرش در یکی از دانشگاه های کشور را دارند دلیل اینکه باید هزینه های گزافی پرداخت کنند تا در ونزوئلا و در دانشگاه هایی نازل تر از دانشگ ها های ایران تحصیل کنند چیست؟

اگر در اینترنت جستجو کنیم تنها از یکی از دانشگاه های ونزوئلا نامی می بینیم و آن هم دانشگاه مرکزی ونزوئلا معروف به «دانشگاه کاراکاساست» است. نام این دانشگاه هم نه به خاطر مزیت های علمی اش که به دلیل معماری منحصر به فردش مطرح است که آنرا به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت نموده است.

اکنون باید این سوال را پرسید که آیا درست است به خاطر نشان دادن روابط خوب با کشوری دیگر دانشجویان ایرانی را سرگردان کشوری کرد که رده بندی دانشگاه هایش به مراتب بدتر از دانشگاه های خودمان است؟

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : خبر - علمی - سیاسی - اجتماعی
يکشنبه پنجم 7 1388
X