خبرگزاری مهر به نقل از لس آنجلس تایمزنوشت، هیئت داوران جایزه Ig Nobel از جدی ترین دانشمندان تشکیل شده است اما این کمیته، تحقیقاتی را انتخاب می کند که از نظر علمی بسیار خنده دار و غیرمحتمل به نظر می رسند.
براساس این گزارش ،جوایز این دوره از "آی. جی نوبل" در رشته های مختلف علمی به شرح زیر است:
دامپزشکی- این جایزه به کاترین داگلاس و پیتر رالینسون از دانشگاه نیوکاسل انگلیس اعطا شد. این محققان نشان دادند گاوهایی که اسم دارند نسبت به گاوهای بی نام شیر بیشتری تولید می کنند.
صلح- استفان بالیگر، استفن راس، لارس اوسترلیگ، مایکل تالی و بیت نئوبوئل از دانشگاه برن برندگان این جایزه هستند. این دانشمندان نشان دادند که ضربه زدن به سر با یک بطری خالی نوشابه بهتر نتیجه می دهد تا بطری پر.
پزشکی - این جایزه به فونیاکی تاگوچی، سانگ گوفو و شانگ کوانگلی از دانشگاه کیتاساتو در ژاپن اعطا شد. این محققان نشان دادند که باکتریهای استخراج شده از فضولات پاندای غول پیکر می توانند 90 درصد از میزان زباله های بیولوژیکی خانگی را کاهش دهند.
اقتصاد- به مدیران ارشد و کارمندان چهار بانک ایسلندی اعطا شد. این مدیران نشان دادند که یک بانک کوچک می تواند به سرعت به یک بانک عظیم تبدیل شود و دوباره کوچک شود. این اتفاق می تواند در داخل اقتصاد ملی رخ دهد.
فیزیک - این جایزه متعلق به کاترین وایتکام از دانشگاه سینسیناتی و دانیل لیبرمن از دانشگاه هاروارد است. این محققان قانونی را برای توضیح این مسئله پیدا کردند که چرا زنانی که در ماههای پایانی بارداری به سر می برند از پشت به روی زمین نمی افتند.
ریاضی - این جایزه به گیدئون گونو رئیس بانک ملی زیمباوه اعطا شد. این رئیس بانک در پی شتاب تورم شدید در این کشور برای مشتریان بانک خود دفترچه راهنمایی تهیه کرد که در آن تمام پولهای کشور از یک سنت تا 100 هزار میلیارد دلار زیمباوه نشان داده شده بود.
منبع : خبر آن لاین
مطلب فوقالاشاره طولانی است. فقط چند جمله از آن را نقل میکنیم.
1- در این جا ما معمولاً به جای کلمه «متهم» از «مهمان» استفاده میکنیم.
2- چند روز تمام بدون اینکه یک کلمه از او بازجویی بخواهم و روی کاغذ چیزی بنویسد، با هم حرف زدیم.
3- کمکم نظراتمان به یکدیگر نزدیک شد. تا جایی که به قول شماها همدیگر را درک کردیم.
4- آقای ابطحی... میگفت آزادیاش به تأخیر افتاده است.
5- آقای ابطحی که در نوشتههای سایتش و گفتههایش با بستگان و دوستان و حتی نوشتههای ناگفتهاش و گفتههای نانوشتهاش به من لطف دارد.
6- آقای ابطحی و سایر هموطنان عزیزم را که از قبیله انقلاب اسلامی... هستند، دوست دارم.
7- در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/ کان شاهد بازاری وین پردهنشین باشد.
8- حالا قصه من و آقای ابطحی هم قصه گلاب و گل است.
و اما شرح و تفسیرهای گوناگون و نتیجهگیریهای این جانب از نوشتههای آقای بازجوی نویسنده.
این جور مهمانیها فقط دو عیب دارد، اول اینکه نمیشود با خانواده بعد از شام تشریف برد. عیب دوم هم اینکه نمیشود بعد از صرف شام و شربت و شیرینی به خانه برگشت.
از مورد 4 نقلوقولهای فوق معلوم میشود که بحمدالله تلاشهای هر دو طرف به خوبی نتیجه داده و آقای ابطحی بهزودی آزاد میشود. درستش هم همین است. مهمانی یک روز، دو روز، نه چندین و چند سال!
... و اما اصل ماجرا که میتوانید فرض کنید یکی از جلسات مهمانی گل و گلاب است.
یک میزگرد که شمعی ضخیم در وسط آن روشن است. موسیقی ملایمی فضا را زیباتر کرده است: یک قطعه تکنوازی پیانو از «ریچارد کلایدرمن». دو فنجان قهوه اسپرسوی نیمخورده و یک لبتاپ DELL علاوه بر شمع ضخیم روی میز قرار دارد. دو نفر در دو سوی میز به نینی چشم های هم، چشم دوختهاند. نگاهشان بسیار ژرف، عمیق و مهربان است. آنها لبخندی ظریف برچهره دارند. آن دو «گل» و «گلاب» یا به عبارتی دیگر «شاهد بازاری» و «پردهنشین» هستند.
پردهنشین: چقدر لاغری بهت میاد.
شاهد بازاری: آره، دیدم خیلی چاق شدم، رژیم منو گرفت. منم از موقعیت استفاده کردم که تناسب انداممو به دست بیارم.
پردهنشین: از اینکه روزا میام با هم اینجا حرف میزنیم چه حسی داری؟
شاهد بازاری: یه حس خوب. یه حس قشنگ. میدونی؟ تو خیلی رو من تأثیر گذاشتی؟ نگاهمو عوض کردی به زندگی. دست دلمو گرفتی و دوباره من رو به خودم معرفی کردی. ما نظراتمون خیلی شبیه همدیگه شده.
پردهنشین: تو هم همین حس رو داری؟ چه تفاهمی!
شاهد بازاری: آره تو منو درک میکنی، منم تو رو درک میکنم. این خیلی خوبه. آخه س. م. خ اصلاً منو درک نمیکرد.
دوس دارم همین الان داد بزنم و به همه بگم چقدر با هم تفاهم داریم و چقدر همدیگه رو دوس داریم.
پردهنشین: تو مال کدوم قبیلهای؟
شاهد بازاری: منم از قبیله خودتونم.
پردهنشین: پس واسه همینه که من اینقدر دوستت دارم.
شاهد بازاری: منم دوستت دارم.
پردهنشین: میتونم به DELL تو دست بزنم.
شاهد بازاری: عزیزم. DELLخودته. اصلاً DELL من و تو نداره که.
پردهنشین: میخوام همه چیز رو روی DELL تو بنویسم تا بقیه بخونن.
شاهد بازاری: منم میخواستم بگم همین کارو بکنی. چه تفاهمی. میتونم از حالا به بعد تو رو «گلاب» صدا کنم؟
پردهنشین: آره به شرطی که منم تو رو «گل» صدا کنم.
ادامه دارد..
منبع : خبر آن لاین
| 10 سینماگر ایرانی به امریکا می روند |
| گروه فرهنگی، شیما شهرابی؛ گروهی 10نفره از سینماگران ایرانی از جمله محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی کیا، رخشان بنی اعتماد و سیدرضا میرکریمی به دعوت آکادمی اسکار از جمعه هفته آینده در برنامه بررسی سینمای ایران در امریکا شرکت می کنند. این اتفاق در حالی رخ می دهد که چندی پیش اعضای هیات رئیسه آکادمی اسکار به دعوت خانه سینما برای برگزاری کارگاه های تخصصی به ایران سفر کردند. سفر این افراد با اعتراض معاون هنری رئیس جمهور که در دولت اخیر بر مسند معاونت سینمایی وزارت ارشاد تکیه زده است، روبه رو شد. شمقدری که در اوج اختلاف با جعفری جلوه معاونت سینمایی دولت نهم قرار داشت وزارت ارشاد را در تصمیم گیری خانه سینما درباره دعوت از این افراد مقصر دانست و اعضای آکادمی اسکار را منتسب به نظام سرمایه داری و سیاسی هالیوود دانست که در آن فیلم های ضدایرانی ساخته می شود. دامنه اعتراضات او فراتر هم رفت تا جایی که مجلسیان حامی رئیس دولت که حرف های معاون فرهنگی را هم راستا با ایده و دیدگاه احمدی نژاد می دانستند سه وزیر ارشاد، اطلاعات و امور خارجه را برای پاسخ درباره حضور این افراد که شمقدری آنها را هالیوودی ها می خواند به مجلس فراخواندند. واکنش ها و اعتراضات اصولگرایان مجلس و معاونان رئیس دولت و هنرمندان هم نظرشان به سفر اعضای آکادمی اسکار تا جایی ادامه پیدا کرد که سید گانیس رئیس آکادمی اسکار در یکی از کارگاه های تخصصی گفت؛ «ما برای سیاست به ایران نیامده ایم بلکه برای کار فرهنگی به ایران آمده ایم. ما نمایندگان هالیوود نیستیم، ما نمایندگان آکادمی اسکار هستیم.» حالا و در آستانه نشستن شمقدری بر صندلی معاونت سینمایی قرار است عده یی از سینماگران ایرانی به دعوت آکادمی اسکار که اعضای سفرکرده اش به ایران با تمام حرف و حدیث های شنیده شده خاطرات و لحظات جالبی را از سفر به ایران در سایت رسمی آکادمی اسکار ثبت کردند به امریکا بروند. آنها برای شرکت در برنامه «از نزدیک و شخصی؛ فیلمسازان ایرانی از زبان خودشان» که با همکاری آکادمی اسکار و آرشیو فیلم و تلویزیون یوسی ال ای در سالن جیمز بریج برگزار می شود، سفر می کنند. در این برنامه قرار است پس از نمایش هشت فیلم از سینمای امروز ایران، جلسه بحث و بررسی با حضور یک یا چند نفر از عوامل هر فیلم برگزار شود. محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی کیا، سیدرضا میرکریمی، رخشان بنی اعتماد، امین تارخ، فرهادی توحیدی، فاطمه معتمدآریا، مجتبی راعی، علیرضا رئیسیان و مجتبی میرتهماسب سینماگرانی هستند که به نمایندگی از سینمای ایران در برنامه «از نزدیک و شخصی» شرکت و سینمای ایران را به مخاطبان امریکایی معرفی می کنند. به گزارش مهر برنامه سینماگران ایرانی در طول این سفر به این شرح است؛ نخستین جلسه این برنامه ساعت 30/19 به وقت محلی روز جمعه نهم اکتبر با حضور تمام سینماگران ایرانی برگزار می شود و بعد از آن فیلم سینمایی «به همین سادگی» به نمایش درمی آید. در نشست نقد و بررسی این فیلم میرکریمی حضور خواهد داشت. مستند «بانوی گل سرخ» هم روز شنبه پس از نمایش با حضور میرتهماسب بررسی می شود. «به نام پدر» حاتمی کیا هم همان روز پس از مستند 40 دقیقه یی «بانوی گل سرخ» به نمایش درمی آید و با حضور فیلمساز شاخص سینمای جنگ مورد بررسی قرار می گیرد. روز یکشنبه 11 اکتبر نوبت به نمایش فیلم سینمایی «سفر به هیدالو» می رسد که در جلسه بحث و بررسی پس از آن راعی حضور خواهد داشت. برنامه «از نزدیک و شخصی؛ فیلمسازان ایرانی از زبان خودشان» روز پنجشنبه 15 اکتبر با نمایش «مادر» زنده یاد علی حاتمی در لینوود دان تیه تر آکادمی اسکار ادامه می یابد که در نشست پس از آن امین تارخ بازیگر فیلم شرکت می کند. همان روز «پرونده هاوانا» هم به نمایش درمی آید و در نشست نقد و بررسی آن رئیسیان و توحیدی کارگردان و نویسنده حضور می یابند. این برنامه روز جمعه با نمایش دو فیلم دیگر در لینوود دان تیه تر آکادمی اسکار به پایان می رسد؛ ابتدا «گیلانه» که با حضور بنی اعتماد و معتمدآریا کارگردان و بازیگر نقد و بررسی می شود و در نهایت هم «هفت و پنج دقیقه» به نمایش درمی آید و با حضور عسگرپور و توحیدی کارگردان و نویسنده مورد بررسی قرار می گیرد. سایت آکادمی اسکار در توصیف سینمای ایران چنین نوشته است؛ سینما در ایران- سرزمین شاعران و داستانسرایان- تاریخی طولانی و تاثیرگذار دارد. جامعه بزرگ و تثبیت شده هنرمندان سینمای ایران امروز در تهران و دیگر نقاط فعالیت می کنند و مهارت های فنی و شیوه روایت شاعرانه آثار آنان از سوی مخاطبان و جشنواره های سینمایی تحسین شده است. فیلمسازان جوان و ساختارهای متفاوت روایی هم در سینمای ایران ظهور کرده اند. یکی از قدیمی ترین جشنواره های سینمایی ایران در امریکا در یو سی ال ای برگزار می شود اما جلسه های نمایش فیلم به ندرت با حضور فیلمسازان همراه بوده است. این برنامه فرصتی است برای نمایش فیلم و شنیدن روند تولید هر کدام از زبان خالقان آنها. این جملات ستایش آمیز از سینمای ایران حاصل حضور اعضای آکادمی اسکار است که به دعوت خانه سینما به ایران سفر کردند و در کارگاه های تخصصی چند فیلم ایرانی را تماشا کردند و به بحث و بررسی آن پرداختند. بسیاری با رسیدن سمت معاونت سینمایی به جواد شمقدری و مطرح شدن نام هایی چون علیرضا سجادپور و... برای تصدی زیرمجموعه های معاونت سینمایی ارشاد به آغاز درگیری های معاونت سینمایی ارشاد و خانه سینما اشاره کردند. شاید سفر سینماگران به امریکا بار دیگر مورد اعتراض افرادی که آمدن اسکاری ها را به ایران جایز نمی دانستند قرار گیرد. آنها که بحث های سیاسی را به فرهنگ مرتبط می دانستند این روزها در معاونت سینمایی نقش های اساسی تری دارند. پیشنهاد می دهیم قبل از هر تصمیم گیری سری به سایت آکادمی اسکار بزنند و خاطرات خوش سینماگران امریکایی از سفر به ایران و نگاه تحسین آمیزشان به فیلم های ایرانی را بخوانند آن وقت شاید یادشان بیاید تعامل فرهنگی با سینماگران دنیا و آشنا شدن فرهنگ ها خیلی هم به سیاست مربوط نیست. |
از پدرم اسمشُ یاد گرفتم
وقتی چشام به روی دنیا وا شد
هنوز تو قنداقه بودم یاعلی
گفت و منُ بغل گرفت و پاشد
تو عالم بچگی و سادگی
وقتی غمی دنیامُ تاریک می کرد
پدر میگفت یا علی و پا می شد
منُ به آسمونا نزدیک می کرد
زمزمه ی یاعلی و یاعلی
از رگِ مادرم تو خونم می ریخت
شبای تشنه وقتی شیرم می داد
طعم علی روی زبونم می ریخت
علی کلید خانه ی خدا بود
قفل دل شکسته رُ وا می کرد
علی مثِ فرشته های معصوم
با گریه دنیا رُ تماشا می کرد
ماه شبای مشق بچگی هام
عکس علی بود که تو چشمه می ریخت
وقتی علی رُ می نوشتم رو خط
نام علی برام کرشمه می ریخت
بچگیام عمریه رفته از یاد
با اونکه از غصه دارم تا می شم
دخترمُ وقتی بغل می کنم
بازم می گم یا علی و پا می شم
عبد الجبار کاکایی
حال من دست خودم نیس
یه جا آرووم نمی گیرم
دلم از کسی گرفته
که می خوام براش بمیرم
این روزا بد جوری ساکت
این روزا بد جوری سنگم
همه زندگیمو باختم
پای روزای قشنگم
شب و روز کنار من بود
مث سایه ، نازنینی
تو بگو چه حالی داری
وقتی سایه تو نبینی
مث آینه روبرومه
حس بی تو بودن من
دارم از دست تو می رم
عاشقی کن منو نشکن
پای دنیای تو موندم
من عاشق من آدم
تا صدات بلرزه آخر
تا دلت بگیره کم کم
آخرین ترانه هامو
می خونم با چشمای خیس
عاشقی کن منو نشکن
حال من دست خودم نیس