بهروز بقایی به دعوت بیژن بیرنگ برای یکی از قسمتهای برنامه «باز هم زندگی» شروع میکند به آبگوشت خوردن در تمام سطح شهر تهران تا ببیند بالاخره کدامیک از آنها بهترند و البته از ماجرای تاریخی آبگوشت هم چیزهایی را پیدا کند!
هیچ کس نمیداند که اولین بار کی آبگوشت اختراع شد؟ یا کشف شد؟ یا تولید شد؟ ولی به هر حال سالهاست که به عنوان یکی از غذاهای ملی ما ایرانیها محسوب میشود. برای خوردن فکر میکنم غیر از خود آبگوشت فضای قهوهخانه در دلچسب بودن غذا خیلی موثر است.
آبگوشت خوردن آدابی دارد. اولا باید با تکهای نان خود دیزی را برگردانید داخل یک کاسه. البته با یک قاشق جلو ریختن باقی مخلفاتش به داخل ظرف را میگیرند. در ابتدا تکهای دنبه با کمی آب را داخل ظرف میریزند و بعد با گوشتکوب خوب آن را میکوبند. بعد نان را در آن ترید کرده و باقی آبگوشت را روی آن میریزند. (من برای خوردن دعا میکنم خدایا نان هر روز ما را یک لقمه نان قرار ده. البته با آبگوشت!) بعد از خوردن این بخش میروند سراغ کوبیدن باقی چیزها. گوشت، سیب زمینی، نخود و هر چه که هست را با هم میکوبند تا همه آنها تبدیل به یک موجودیت واحد شوند که به آن گوشت کوبیده میگویند.
در اینجا البته از خواص بیهمتای آبگوشت هم نباید غافل بمانیم. من شنیدهام که نخود توی آبگوشت بوی خامی گوشت گوسفند را میگیرد. حالا چطور این کار را میکند این را باید از خود نخود پرسید. معمولا میگویند برای چشیدن یک غذا کافی است که بزاق شما با آن تماس پیدا کند اما در مورد آبگوشت این طور نیست و شما باید آبگوشت را میل کنید تا متوجه اثراتش یا مزه و طعم نهاییاش بشوید.
150 سال قبل از میلاد مسیح آبگوشت در ایران تولید شد. اما نتوانست هیچ وقت به صورت تولید انبوه در بیاید چون مشکلات اقتصادی باعث شد که ... شوخی میکنم. برای تاریخ غذا نمیشود هیچ قطعیتی قائل شد. این غذاها، خوراکهایی هستند که از خانههای ما به رستورانها آمدهاند و اولین باری که استفاده شده دقیقا مشخص نیست. اما تا جایی که ما یادمان میآید آبگوشت جزو غذاهای ملی ما بوده و هست.
در نهایت به قول بیژن بیرنگ بعد از یک سفر ماجراجویانه که بهروز بقایی برای خوردن آبگوشت در یک روز داشته و کلی آبگوشت در دیزیسراهای تهران خورده نتوانسته به این نتیجه برسد که کدامیک از آنها بهتر، خوش طعمتر و لذیذترند. به قول او همه آنها خوب و البته خوشمزه بودند. در واقع همه آنها آبگوشت بودند!
متن کامل این یادداشت در سی و ششمین شماره دو هفتهنامه مشقآفتاب چاپ شده است.
منبع : خبر آن لاین
یک اوضاع و احوال عجیبی شده. اول فقط هواپیماها میافتاد اما حالا یک طوری شده که گنجشک هم جرأت پرواز ندارد. یک رفیقی داشتم که مرد عمل بود. دیروز دیدمش، خیلی آشفته و درهم. گفتم: «چیه؟ آشفتهای. نکنه از اهل عمل بریدهای و به اهل حرف پیوستهای.» چون به هر حال در این مرز پرگهر جماعت یا هل عملند یا دائم حرفش را میزنند. طرف گفت: «نه داداش. ماجرا پیچیدهتر از این حرفاس. پر پرواز رو ازمون گرفتن.» بعد شروع کرد به توضیح: «اولاً که دیگه پرهامون قدرت پرواز نداره، از بس که ناخالصی و هندونه گندیده و خون شتر و دمپایی ابری سوخته قاطی پر پرواز میکنن. ثانیاً آدم جرأت پرواز نداره. قبلاً میگفتیم اگه خیلی بالا بپریم ممکنه بخوریم به هواپیماهای در حال سقوط. الان دیگه پایینم نمیشه پرید، آدم میخوره به دکل برق.»
ماجرا از این قرار است که وزارت نیرو در سایت پرواز پاراگلایدر دکل برق نصب کرده و جماعت یا بهکل تصادف میکنند و میمیرند، یا به سیمها گیر میکنند و «معلق بینالارض و السماء» میمانند و جیغ میزنند و داد میکشند و گوشت تنشان آب میشود.
اگر جماعت مرحمت کنند و روی باندهای فرودگاه هم دکل بزنند، بد نیست، اقلاً هواپیما قبل از پرش به سیم گیر میکند. هواپیمایی که نپریده، سقوط نمیکند. همانجا درب و داغان میشود که خطرش کمتر است. آدم روی زمین باشد، بلایی سرش بیاید باز دستش به یک جایی بند است.
تبانی
مدتی است که بیربط حرف زدن خیلی رایج شده. مثلاً جمعه پیش جماعت قرمز و آبی رفته بودند استادیوم. طبیعی بود که یا مثل همیشه به داور فحش بدهند یا به تیم مقابل و هوادارانش. اما در یک تصویر بینظیر از وحدت یکصد هزار نفر یکصدا هر دو تا تیم را مورد «عنایت خاص» قرار دادند، این یعنی حرف و شعار بیربط. آدم نصف روز وقت بگذارد برود استادیوم که با هواداران تیم مقابل همداستان شود و هر دو تیم را فحش بدهد؟ نوبر است.جماعت مدعی بودند که «تبانی» شده تا باز هم نتیجه مساوی باشد.
1- چرا باید تبانی شود؟ برای جلوگیری از چه؟ آشوب و درگیری؟
2- اگر جماعت آشوبگر باشند که کاری به نتیجه ندارند، آشوبشان را میکنند دیگر.
3- اگر این همه آشوبگر داریم، حالا که همه یکجا جمع بودند چرا دستگیرشان نکردند؟
4- اساساً چرا جماعت در استادیوم اینقدر عصبانی هستند؟
5- اگر همه عصبانیها با مساوی آرام میشوند، هر هفته 100 هزار نفر از معترضها را ببرند استادیوم و جلویشان مساوی کنند تا مملکت آرام شود. «حسین فلاحنژاد» عضو هیأتمدیره باشگاه پرسپولیس آب پاکی را روی دست همه ریخته و گفته است: «مگر میشود تبانی در داربی انجام بگیرد و خبرش از میان دو تیم به بیرون درز نکند؟!»
توضیحاً عرض میکنم که بله. به تعداد تبانیهایی که تاکنون در جهان صورت گرفته و خبرش به بیرون درز نکرده، امکان تبانی وجود دارد. آمار تبانیهای جهان که منتشر نمیشود. تبانی هم کار خوبی نیست که کسی جار بزند «آهای مردم ما تبانی کردهایم!»
شکلات و مننژیت
دانشمندان انگلیسی متوجه شدهاند که مصرف شکلات در کودکی، موجب بروز مشکلات رفتاری و جرم و جنایت در بزرگسالی میشود.
- «خانوم اینقدر شکلات به این بچه نده مننژیت میگیرهها! 30 سال دیگه میبینی در اغتشاشات اخیر اون موقعها یا توی کهریزک داره کتک میزنه، یا داره کتک میخوره که به هر حال منجر به مننژیت میشه.»
حجاریان در اولین دیدار بعد از آزادی با جمعی از دوستانش گفت: من در این مدت از همه جا بی خبر بودم شما باید تعریف کنید که در این چند ماه چه اتفاقاتی افتاده است. و به شوخی اضافه کرد: از موقعی که ترور شدم قرص های اعصابی می خورم که همگی خواب آورند، برای فیزیوتراپی هم که باید مدت زیادی از شبانه روز را در آب بگذارنم، به همین دلیل حالا موجودی «آبزی» و «خوابزی» هستم!
او در مورد حدود سه ماه بازداشت خود گفت که جمعا مدت 1 ماه را در زندان اوین در انفرادی به سر برده و دو ماه دیگر را در محلی بوده که با هیچکس جز بازجو ها در ارتباط نبوده است. به طوری که حتی روزنامه کیهان هم به او نمی داده اند که البته از این لحاظ شکایتی ندارد.
حجاریان افزود: بازجو ها به من می گفتند که بیرون از زندان مردم به جان هم افتاده اند و تعداد زیادی کشته شده اند. همچنین شکاف بسیار زیادی در سطوح بالای حکومت سرباز کرده و همه این اتفاقات به دلیل تئوری حاکمیت دوگانه تو است. در حالی که من در زمان مطرح ساختن این تئوری در موقعیت اخباری و هشدار دهنده بودم و نه در موقعیت ایجابی.
او گفت هنگامی که در زندان بوده صدای الله اکبر را از بیرون می شنیده و گمان می کرده که مردم جلوی زندان اوین جمع شده و الله اکبر می گویند.
سپس چند نفر از حضار خلاصه ای از اتفاقات روی داده در این سه ماه به خصوص اتفاقات روز قدس را برای حجاریان بازگو کردند. رویدادی هایی که بازگو کردن هر کدام از آن ها با سکوت توام با شگفتی حجاریان روبرو می شد
| لامپی که با خون انسان روشن میشود! |
| طراحی انگلیسی با هدف متمرکز کردن افکار بر شیوه های نامناسب مصرف انرژی و تصحیح این شیوه ها لامپی ابداع کرده است که تنها با ریخته شدن مقداری از خون انسان درون حباب شیشه ای روشن خواهد شد. به گزارش مهر، اگر برای هر بار روشن کردن چراغی به مقداری از خون شما نیاز باشد، فکر می کنید چند بار در روز یا شب چراغها را روشن می کنید؟ این ایده تفکری است که در پس ابداع لامپهای خونی قرار دارد. این لامپها توسط مایک تامپسون طراح انگلیسی ابداع شده است تا مصرف کنندگان انرژی را بیشتر به فکر وادارد. در این ابداع ماده لومینول، ماده شیمیایی که از آن در علوم جرم شناسی برای ردیابی خون در صحنه های جنایت استفاده می شود به عنوان ماده روشن کننده مورد استفاده قرار گرفته است. این ماده با آهن موجود در سلولهای خون واکنش داده و درخششی آبی رنگ ایجاد می کند. برای روشن کردن این لامپ در ابتدا باید مقداری پودر فعال کننده به آن افزوده شود سپس با شکستن قسمتی از حباب لامپ و ریختن مقداری خون در حباب، لامپ روشن خواهد شد. به اعتقاد تامپسون در صورتی که مصرف انرژی به گونه ای برای انسان گران تمام شود شاید بتواند به گونه ای متفاوت درباره آن تفکر کرده و نحوه استفاده آن را تغییر دهد. بر اساس گزارش لایو ساینس و به گفته تامپسون کاربر برای استفاده از چنین لامپی باید بسیار فکر کند و تنها در صورت نیاز از آن استفاده کند زیرا این لامپ تنها یک بار و با کمک خون کاربر روشن خواهد شد. به این شکل افراد می توانند عادتهای نامناسب خود را در استفاده از انرژی تغییر دهند و قبل از به هدر دادن منابع محدود انرژی درباره آن بیشتر فکر کنند. |
خبرگزاری مهر به نقل از لس آنجلس تایمزنوشت، هیئت داوران جایزه Ig Nobel از جدی ترین دانشمندان تشکیل شده است اما این کمیته، تحقیقاتی را انتخاب می کند که از نظر علمی بسیار خنده دار و غیرمحتمل به نظر می رسند.
براساس این گزارش ،جوایز این دوره از "آی. جی نوبل" در رشته های مختلف علمی به شرح زیر است:
دامپزشکی- این جایزه به کاترین داگلاس و پیتر رالینسون از دانشگاه نیوکاسل انگلیس اعطا شد. این محققان نشان دادند گاوهایی که اسم دارند نسبت به گاوهای بی نام شیر بیشتری تولید می کنند.
صلح- استفان بالیگر، استفن راس، لارس اوسترلیگ، مایکل تالی و بیت نئوبوئل از دانشگاه برن برندگان این جایزه هستند. این دانشمندان نشان دادند که ضربه زدن به سر با یک بطری خالی نوشابه بهتر نتیجه می دهد تا بطری پر.
پزشکی - این جایزه به فونیاکی تاگوچی، سانگ گوفو و شانگ کوانگلی از دانشگاه کیتاساتو در ژاپن اعطا شد. این محققان نشان دادند که باکتریهای استخراج شده از فضولات پاندای غول پیکر می توانند 90 درصد از میزان زباله های بیولوژیکی خانگی را کاهش دهند.
اقتصاد- به مدیران ارشد و کارمندان چهار بانک ایسلندی اعطا شد. این مدیران نشان دادند که یک بانک کوچک می تواند به سرعت به یک بانک عظیم تبدیل شود و دوباره کوچک شود. این اتفاق می تواند در داخل اقتصاد ملی رخ دهد.
فیزیک - این جایزه متعلق به کاترین وایتکام از دانشگاه سینسیناتی و دانیل لیبرمن از دانشگاه هاروارد است. این محققان قانونی را برای توضیح این مسئله پیدا کردند که چرا زنانی که در ماههای پایانی بارداری به سر می برند از پشت به روی زمین نمی افتند.
ریاضی - این جایزه به گیدئون گونو رئیس بانک ملی زیمباوه اعطا شد. این رئیس بانک در پی شتاب تورم شدید در این کشور برای مشتریان بانک خود دفترچه راهنمایی تهیه کرد که در آن تمام پولهای کشور از یک سنت تا 100 هزار میلیارد دلار زیمباوه نشان داده شده بود.
منبع : خبر آن لاین