«حضرت آیتالله جوادی آملی» در درس تفسیر امروز خود، به یکی از شبهات جدید وهابیت درباره مصائب حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ پرداختند، و بر مظلومیت ایشان اشک ریختند.
به گزارش خبرگزاری اهلبیت (ع) ـ ابنا ـ درس تفسیر آیتالله جوادی آملی امروز یکشنبه 12/7/1388 حال و هوایی دیگر داشت.
ایشان که در این درس به آیه 6 سوره مبارکه مریم (یرِثُنی و یرِثُ من آل یعقوب) رسیده بودند این آیه را یکی از پاسخهای حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ به غاصبان فدک برشمردند و در ضمن آن، به شبههای قدیمی که بتازگی درباره از سوی برخی وهابیون افراطی مطرح شده است پاسخ گفتند.
اخیراً «عثمان الخمیس» روحانی بشدت افراطی وهابی، در برنامه خود در "شبکه ماهوارهای الصفا" به حدیث جعلی «نحن معاشر الانبیاء لانورّث ، ما ترکناه صدقة» استناد کرده و فدک را حق حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ ندانست. وی در این برنامهها به زعم خود تلاش کرد تا با دلایل متعدد ثابت کند که منظور آیات قرآن از ارثی که انبیاء باقی گذاشتند تنها "علم و نبوت" است.
در پاسخ به این اظهارات بیپایه، مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آیتالله عبدالله جوادی آملی با توضیح خطبه فدکیه حضرت زهرا و نیز وداع امیرالمؤمنین علی ـ علیهما السلام ـ با ایشان، به ایراد پاسخ پرداختند که در ضمن آن بر مظلومیت آن حضرت اشک ریختند.
در بیانات ایشان آمده است:
نبوت ارثی نیست. «الله أعلم حیث یجعل رسالته»[1]. رسالت، نبوّت، امامت، اینها به عصمت برمیگردد، اینها ارثی نیست. این میراث کتاب ـ به معنای نبّوت ـ را ارث بردن نیست.
کتاب را پیامبر به امت ارث میدهد. مثل اینکه فرمود: «إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین». از ارث به "ترکه" و "ماتَرَک" یاد میکنند. در تعبیرات دینی، به "ترکه" یاد شده است. ما هم تعبیر عرفیمان این است که: تَرَکه میّت چیست؟ حضرت (ص) هم فرمود: «میراث من قرآن و عترت است؛ "إنّی تارکٌ فیکم الثَقَلَین"، این تریکه، این إرث در بین شما هست». به این معنا ، همه چیز برای همه امّت، چه ظالم، چه صالح، چه طالح ارث است.
...در مسأله ارث [ارث گذاشتن انبیاء در آیاتی مثل "یرثنی و یرث من آل یعقوب" و "ورث سلیمان داود"] اقوال متعدّدی است. گفتهاند:
منظور از میراث، نبوّت است.
منظور از میراث، علم و حکمت است
منظور از میراث، مال است.
این اقوال سهگانه در قالب کتابهای تفسیری ـ مخصوصاً در جامع قُرطبی ـ آمده.
[بررسی اقوال سهگانه :]
اول : منظور ، نبوّت نیست؛ برای اینکه نبوّت امر ارثی نیست؛ بر اساس آیهی «الله أعلمُ حیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه» ارثی نیست. هیچکدام از انبیاء ، نبوّت را از نبی قبلی ارث نبردند. سلسله انبیاء ابراهیمی ـ علیهم السلام ـ از وجود مبارک حضرت ابراهیم(ع) و انبیاء بعدی، اینها هر کدام بر اساس "اعطاء الهی" به نبوت رسیدند، نه این که ارث برده باشند.
دوم : درباره علم و حکمت ـ که [فرمودهاند:] «العلماء ورثة الأنبیاء» ـ این سر جایش محفوظ است؛ که اینها وارثان انبیاء هستند. برای اینکه انبیاء معلم کتاب و حکمتاند و اینها هم علم و حکمت را از انبیاء به ارث میبرند. این هم اختصاصی به هیچ پیغمبری ندارد.
سوم : میماند مسأله مال. در جریان مسأله مال که قول سوم است اختصاصی به ما شیعهها ندارد، عدهای، هم از اهل سنت و هم از قدما و از اصحاب ـ مثل «ابن عباس» و دیگران ـ این ارث را ارث مال دانستهاند. ما باید ببینیم که این ارث، ارث مال است یا غیر مال:
روایتی را «مرحوم کلینی رضوان الله علیه» در کافی نقل میکند که: انبیاء درهم و دینار را به ارث نمیگذارند، اینها علم را به ارث میگذارند. این روایت را که مرحوم کلینی نقل کرد حق است. یعنی بنای انبیاء بر این نیست که اینها مال جمع بکنند؛ مال را به دیگری منتقل بکنند؛ اینها نیست.
آنچه که محور نزاع بین دو فرقه است آن ذیلی است که جعل شده ؛ [یعنی] "ما تَرَکناه صدقة". این "ما تَرَکناه صدقة" را که آنها نقل کردند سند ندارد و جعلی است و در جوامع روایی معتبر نیامده و در کتاب شریف کافی هم نیست. آنها این را جعل کردند تا بگویند این "فدک" و امثال فدک صدقه است؛ وقتی صدقه عمومی شد به بیتالمال میرسد؛ وقتی بیتالمال شد به حاکم وقت منتقل میشود؛ و همین کار را هم کردند.
ما برای اینکه ببینیم این روایت درست هست یا نه، اولاً در سند این روایت: متن این روایت به همین جمله ختم میشود که مرحوم کافی در کلینی نقل کرده است که «الانبیاء لا یوَرِّثون درهماً و لا دینارا». این ها علم را ارث میگذارند. آن «ما تَرَکناه صدقة» در جوامع روایی معتبر نیست. این یک.
و ثانیاً در حجیت روایت: چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد، اولاً و بالذّات باید بر کتاب خدا عرضه شود. این دو طایفه روایات است که هر دو را مرحوم کلینی نقل کرد، بزرگان دیگر هم در جوامع روایی آوردهاند:
..خدا غریق رحمت کند «علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه» را ؛ ایشان میفرمود: طبق همین روایت معلوم میشود که چیزهایی را به نام پیغمبر جعل کردهاند. برای اینکه این روایت «ستکثر عَلَیّ القالَة» [2] یا صادر شده و یا صادر نشده. اگر صادر شده و پیغمبر(ص) فرمود به نام من دروغ جعل میکنند معلوم میشود احادیث موضوع داریم. و اگر این روایت صادر نشده باشد همین دلیل بر جعل است، برای اینکه همین را از پیغمبر(ص) نقل کردند. لذا ایشان فرمود: این روایت چه صادر شده باشد چه صادر نشده باشد مضمونش حق است. یعنی معلوم میشود که به نام پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ احادیثی جعل میکنند.
پس هر روایتی چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد باید بر قرآن کریم عرضه شود. لذا اول ما باید خطوط کلی قرآن را ارزیابی کنیم، بعد روایت را بر قرآن عرضه کنیم.
...مهمتر از همه استدلال صدّیقه کبری ـ سلام الله علیها ـ در حضور همه مهاجر و انصار با اطّلاع وجود مبارک امام زمانش یعنی علی بن ابیطالب ـ سلام الله علیه ـ است. حضرت باخبر بود که وجود مبارک صدیقه کبری (س) چگونه دارند احتجاج میکنند. یکی از کسانی که این خطبه را حفظ کرد و نقل کرد زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ بود که این خطبه را حفظ کرده بود و برای دیگران نقل کرد. یکی از روات این خطبه زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ است.
الان شما ملاحظه بفرمایید این خطبه نورانی حضرت (س) از چند بخش تشکیل میشود و از چند جهت حضرت استدلال میکنند... بعد از حمد و ثنا و توحید الهی و وحی و نبوت و... به مسأله ارث میرسند که خطاب به مهاجر و انصار فرمود: «اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ اُغْلَبُ عَلى اِرثی؟ یا بن أبیقحافه! أفی کتاب الله ان ترث اباک و لا ارث أبی»؟ تو قرآن آمده که تو ارث میبری ولی من از پدرم ارث نمیبرم؟ «لقد جئت شیئاً فریا. أفعلى عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟ اذ یقول: "و ورث سلیمان داود"؟ و قال فیما اقتصّ من خبر یحیی بن زکریا اذ قال: «فهب لى من لدنک ولیا، یرثنی و یرث من آل یعقوب»؟ پس این آیاتی است مربوط به انبیاء که ارث میبرند.
و همچنین «و قال: "و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فی کتاب الله"[6] و قال: "یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین"[7] و قال: "ان ترک خیراً الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقاً على المتقین"[8] و زعمتم أن لا حظوة لى و لا أرثُ من أبى؟! و لا رحم بیننا؟! أفخصّکم الله بآیة اخرج أبی منها»؟ یک آیهی خاصی داریم یا دلیل مخصوصی داریم که پدرم ارث نمیگذارد؟
بعد هم آن جمله جگر سوز را فرمود که مسأله در و پیکر زدن با [مصیبت و دردناک بودنِ] این جمله اصلاً قابل قیاس نیست (تأثر و گریه استاد) ...
فرمود: شما هیچ دلیلی ندارید که مرا از ارث، محروم کنید مگر اینکه بگویید معاذ الله ... نقل نکنم. [8]
خوب، بعد در جملههای بعدی خطبه را ادامه میدهند تا آنجا که به مردم خطاب کردند: «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأىً مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنتَدىً وَ مَجمَع» همهتان حاضرید میبینید که ارث مرا دارند "هضم" میکنند.
شما در خطبه 202 نهجالبلاغه میبینید وجود مبارک حضرت امیر (ع) وقتی میخواستند حضرت زهرا(س) را دفن کنند رو کرد به قبر مطهر پیغمبر (ص) و عرض کرد: «السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازلة فی جوارک و سریعة اللحاق بک، قلّ یا رسول الله عن صفیّتک صبری ...» تا به این جمله که: «و ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها...» این هضم همان است که در خطبه حضرت زهرا آمده ؛ «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی » همهتان میبینید در روز روشن دارند ارث مرا میبرند؟ اینجا هم حضرت فرمود: «ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها ، فاحفها السؤال و استخبرها الحال...»
...بنابراین این تفسیر که منظور از ارث، ارث مال است میشود محکَّم. عمومات و اطلاقات هم حاکماند و دلیل خاص هم تأیید میکند و تفسیری که از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ شده است تبیین میکند.
..............................
پینوشتها :
1. سوره انعام ـ آیه 124 .
2. یا «ستکثر بعدی القالة علیّ» یعنی: « پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و سلم ـ فرمود: پس از من کسانی که دروغ بر من میبندند فراوان خواهند شد».
3. سوره نساء ـ آیه 11 .
4. سوره نمل ـ آیه 16 .
5. سوره مریم ـ آیههای 5 و 6 .
6. سوره انفال ـ آیه 75.
7. سوره نساء ـ آیه 11 .
8. سوره بقره ـ آیه 180 .
9. آن جمله جگرسوز که استاد نقل نکردند این است که: «أم تقولون: إنّ اهل ملّتین لا یتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة؟» یعنی «مگر اینکه بگویید من مسلمان و بر دین پدرم نیستم» معاذ الله.
منبع : آینده
| انتقاد مطهری از اقدام اخیر افراطیون خبرگان | ||||
| | ||||
| |
منبع : فرارو
*دوستانی که تحقیق درباره بسیاری از مسایل تاریخی از جمله تحقیق درباره جعلی بودن هولوکاست را حق مسلم آزاداندیشان دانستهاند چرا اجازه تحقیق درباره مساله ساده انتخابات را نمیدهند
*اگر قرار باشد کودتای مخملی و نرم اتفاق بیافتد اول کودتای اخلاقی و هتاکی و شایعه پراکنی و فرهنگی شکل میگیرد و خواص و نخبگان و پیشگامان نهضت و آزاد اندیشه و دلسوزان واقعی ملت و اسلام و حتی دودمان امام از گزند حرافان و مدعیان در امان نمیمانند
در پی اظهارات اخیر محمد جواد لاریجانی در خصوص بیت حضرت امام و سید حسن خمینی، مدیر موسسه نشر و آثار امام خمینی(ره) در نامهای به وی،تاکید کرد تامل بیشتری بر اهداف حرمتشکنان دودمان حضرت امام خمینی (س) بنماید.
به گزارش ایلنا متن نامه محمد علی انصاری بدین شرح است :
جناب آقای دکتر محمد جواد لاریجانی
با سلام
لطفا تامل بیشتری بر اهداف حرمت شکنان دودمان حضرت امام خمینی (س) بنمایید
چند گاهی است ملت ایران موجی از تخریب و شایعه و بعضا اهانت را علیه بیت شریف امام و خصوصا حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید حسن خمینی مشاهده میکند اینجانب به تاسی به بیت مکرم امام بنا نداشتم به دروغ پردازیها و دشنامها و تخریبها پاسخ گویم اما سابقه آشنایی مرا برآن داشت که چند کلامی هر چند کوتاه در این باره بنگارم باشد که اگر لازم بود در آینده شرح و بسط بیشتر در این حوزه بدهم.
قطعا برای مردم و بسیاری از صاحبنظران این سوال مطرح است که فلسفه این کار چیست و با بیان آن چه هدفی را دنبال میکنند بیگمان توفیق کامل در پاسخ به این سوال مستلزم بازخوانی و واکاوی امواج گسترده شایعات و تخریبها علیه شخص امام و یادگاران گرانقدر ایشان قبل و بعد از انقلاب است شاید برای نسل دوم و سوم و حتی نسل اول انقلاب دشوار باشد باور این واقعیت که امام با آن همه ابعاد بیکران معنویت، عرفان، فقاهت، سیاست و ایثار در راه نجات مردم، آماج تهمت و هتک و برچسبهای گوناگون وابستگی از قبیل وابسته به اجانب، غیر ایرانی، کمونیست و. . . قرار گرفته باشد و یا فرزندان پاک و نجیب و فاصل و با ایمان ایشان مرحوم آیتالله شهید حاج آقا مصطفی و خصوصا مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید احمد خمینی با شدت بیشتری هدف این تهاجمات باشند. تا آنجا که امام را علیرغم دعوت به سکوت و صبر و خویشتن داری فرزندانشان مجبور به دفاع از آنان بنمایند و تصریح کنند که احمد بعد از من از تو انتقام میگیرند آری، این واقعیت است که اتفاق افتاده است اما نکته مهمی که کار بررسی و نتیجهگیری را از هدف طراحان دشوار میکند این است که نمیتوان همه امواج تخریب و توطئه و شایعات را در یک طیف یا یک گروه و تفکر جستجو کرد. هر چند که نتیجه و محصول هم یکی باشد. ولی باید تصدیق کنیم که تمامی بسترها و پیشینهها همچنان فعالند و چه بسا فعالتر نیز شدهاند زیرا اگر امام از یک دودمان اصیل و پاک و فرزندان شایسته برخوردار نبود بعد از امام سیل حملات و انتقادات شیب ملایم تریب پیدا میکرد اما وجود یک کانون گرم و معنوی و همراه و همدل با آرمانهای امام و انقلاب در بیت امام همانند جناب آقای حاج سید حسن خمینی که از محبوبیت و مقبولیت خاصی برخوردار است باعث آشفتگی و عصبانیت بیشتر آنان شده است و علیرغم ارتقائ جایگاه علمی و سیاسی واجتماعی و مردمی و اخلاقی روز افزون ایشان به شدت القاء میکنند که آقای حاج سید حسن آقا شان و جایگاه جز انتساب به امام ندارد.
از جنابعالی که منتسب به بیت شریف مرجعیت هستید و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در مناصب و عرصههای گوناگون از خوان نعمت جمهوری اسلامی ایران و امام بهره وافر نصیبتان شده است و به لطف و مدد الهی این بابت همچنان به روی شما و سایر عزیزان بیت شما باز و روز افزون است تعجب است که چرا بر خلاف نظر غالب دوستان اعم از جناح چپ و راست که شرایط کنونی کشور را بسیار حساس و گذر منطقی و عقلانی از آن را ضرورت حفظ و تداوم نظام وا نقاب و منافع ملی میدانند شمشیر از رو بستهاید و اقدامات خیر خواهانه و دولسوزانه شخصیتهای برجسته و خدمتگذاران صدیق انقلاب را به رودرویی با نظام و اقدام علیه امنیت ملی کشور تفسیر نمودهاید آیا احتمال نمیدهید که اعتراض مردم و نخبگان و جناحهای سیاسی کشور درباره انتخابات برای کشف حقیقت و رفع ابهام از ذهنها باشد. دوستانی که تحقیق درباره بسیاری از مسایل تاریخی و از جمله تحقیق درباره جعلی بودن هولوکاست را که از سوی رییس جمهور محترم طرح و در دنیا جنجال وسیعی براه اندخت حق مسلم آزاداندیشان و تاریخ دانان ومخالفت با آن را خلاف دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه دانسته و گلایه دارند که چرا در طرح تحقیق از یک موضوع تاریخی اینقدر عصبانیت و آشفتگی وجود دارد چرا اجازه تحقیق درباره مساله ساده انتخابات را نمیدهند و یا در مورد یادگار امام جناب آقای حاج سید حسن آقا خمینی، آیا هیچ دلیل موجهی از حجت شرعی یا مشکل شخص و امثال آن پیدا نمیشود که به ناچار به دروغ پردازیهای هدفمند دهها بولتن و جعلیات بعضی از چهرههای پشت صحنه تخریب روی میآورند ودر این روزها مکرر ملاقات ایشان را بامراجع یا سفر به فرانسه و یا شرکت در جلسات سران اصلاحات وکاندیداتوری ریاست جمهوری القاء میکنندو دانسته یا ندانسته براساس آنها نظریهپردازی و قضاوت نمود و جالب اینجاست که تمام خبرهایی همانند این، دروغ و بیاساس بوده و بعید است گویندگان از دروغ بودن بیاطلاع باشند اکنون بهتر که در این مجال یک تقسیمبندی اولیه وکلی ارایه دهم و قضاوت را در مورد افراد و گروهها به خود مردم واگذارم.
طیف اول، آنانکه با هدف خیرخواهی و مصلحت اندیشی نصحیت و نقد و تذکر دارند ولی از دو نکته غافلند اول اینکه خیرخواهی و نقد هیچ گاه با ادبیات بد اخلاقی و هتک و اهانت قابل جمع نیست و دوم اینکه نصحیت و نقدو اعتراض چرا قبل از اینکه در فضای رو در رو و صمیمانه انجام شود در فضای غوغاسالاری و رسانهها طرح و پیگیری میشود مردم به خوبی بین ادبیات دوستی و خیرخواهی یا ادبیات تحکم و انتقام و تخریب و طلبکاری فرق قائلند قطعا از نگاه آنان یک مقاله یا سخنی که در آن پیش داوریها و قضاوتهای نابجا وجود دارد را نمیتوان با یک جمله به ظاهر قصد خیرخواهی تطهیر نمود چه کسی امروز میتواند ادعا کند که در زمان امام و پس از آن باب نقد و اعتراض و نصیحت صحیح بر روی مردم و نخبگان بسته بوده است که آنان مجبور به شیوههای ناصواب باشند.
گروه دوم، آنانکه تیرگی و سیاهی و ارزش ستیزی بر باطن آنان سایته انداخته است و نمیتوانند در برابر پاکان وخوبان و آزاد صفتان صف آرایی نکنند در حقیقت جنس و فکر و عمل آنان شیطانی است و در همه ادوار تاریخ بشریت بودهاند و هیچکدام از پاکان و صالحان و پیامبران و امامان و دودمان آنان بی نصیب از حملات و هتاکی آنان نبودهاند و قهرا امام و پیروان راستین امام ودودمان آنان نیز بینصیب نخواهند ماند.
گروه دیگر افراد، خانوادهها، حکومتها، احزاب و انجمنهایی که در حوادث قبل و بعد از پیروزی، خواسته یا ناخواسته در برابر امام و انقلاب صف آرایی کردهاند و متحمل خسارتهای جانی و مالی و اجتمای شدهاند طبیعی است که نگاه آنان به امام یاران و دودمان امام دوستانه نیست البته در میان این گروه هم بسیار بودهاند کسانی که با عقل و انصاف بر کینه و حب و بغض شیطانی و شخصی خود غلبه کردهاند و همگام و همراه مردم شدهاند و تا مرز شهادت هم پیش رفتهاند.
گروه دیگر منتقدین و متعرضینی که بد اخلاقی و بیپروایی بر اندیشه سیاسی و حتی مکتبی آنان سایه انداخته است و ادبیات آنان هتک حرمت و پرخاشگری و سیتزه جویی و دشمن تراشی و فرافکنی ومهم تر از همه خود برتر بینی در همه حوزههاست و متاسفانه بعضی از اصحاب رسانهها و مطبوعات از این طایفهاند کان هیچ فردی از گزند آنان مصونیت ندارد و اینجانب با قاطعیت میگویم که بسیاری از تنشها و اختلافات و کینهها از کانون بغض این رسانهها شکل گرفته و متاسفانه رو به توسعه است و اگر رویه آنان را در راستای دوستی و خدمت به نظام وامام وولایت و مردم تفسیر کنیم قطعا برای ایجاد شکاف و نهایت آسیبپذیری نظام نیازی به دشمن خارجی و داخلی نیست و باید همه ما به خدا پناه ببریم از اینکه این افراد بخواهند در دفاع از اسلام و امام و نظام به حربه سب و لعن و تکفیر رو بیاورند در این کشور انشاءالله هیچگاه کودتای نظامی ومخملی و نارنجی و امثال آن شکل نخواهد گرفد و این هم یک اهانت بزرگ تاریخی به نظام و امام و رهبری و مردم است که درباره آنان چنین قضاوتی باشد ولی اگر قرار باشد کودتای مخملی و نرم اتفاق بیافتد اول کودتای اخلاقی و هتاکی و شایعه پراکنی و فرهنگی شکل میگیرد و خواص و نخبگان و پیشگامان نهضت و آزاد اندیشه و دلسوزان واقعی ملت و اسلام و حتی دودمان امام از گزند حرافان و مدعیان در امان نمیمانند و در حیرت از وظیفه صبر و سکوت یا فریادو اعتراض و دفاع از خود که سختترین آزمایش است مستاصل و ناتوان میشوند. آری اگر این راه و رسم ادامه یابد و حرمت و اخلاق انسانها فدای برداشت های متحجرانه و یک سویه بعضی از قلم بدستان گردد همه چیز در راه هست راستی این داستان تمامیت خواهی کی به پایان میرسد و راستی هر که با ما نیست دشمن است از کدام فرهنگ از کدام رفتار امام و گفتار امام و ولایت شکل گرفته است که یک روزنامهچی یا نویسنده چنین تصور کند که در این کشور باید همه افراد حتی در جایگاه مرجعیت، استاد حوزه و دانشگاه، مبارزان سیاسی و انقلابی و دودمان امام از معبر تفکرات سیاسی آنان مشروعیت پیدا کنند و خارج از دایره آنان به نفاق، توطئه براندازی نظام وابستگی به اجانب، لیبرال و سکولار و دهها برچسب دیگر متهم کردند.
چرا افرادی تصور میکنند که فقط آنان عصاره اسلام ناب و ولایت و یا معجون کامل ارزشهای انسان و سرآمد معرفت و اخلاق و دینشناسی و به تعبیر بهتر میزان الاعمال یک ملت بزرگ و انقلابی هستند که به هرکس که باب میلشان بود نمره قبولی و الا مردود و یا هم کلاس نفوذیها و بیگانهپرستان و منافقین شده و نهایت کارنامه مهدورالدم بودن آنها امضا شود و جالب است که بعضی از آنان که سواد متعارف و معمولی هم ندارند بر کرسی قضاوت تعیین حد علمی و فقاهت و شان رجال سیاسی و نخبگان کشور نشستهاند و اخیرا پای بعضی از علیا مخدرات نیز به این معرکه باز شده است و علیرغم داشتن نظرات افراطی بر ناصواب بودن حضور زنان در عرصههای مدیریت کشور تعیین شان و منزلت آسمانی و زمینی حسینی و یزیدی، اعتبار و عدم اعتبار افراد و جریانات با سابقه انقلاب را برعهده گرفتهاند. آیا ما انتظار داریم جامعه در ورای یک چنین بیانصافیهایی به ساحل وحدت و آرامش برسد و ریشه افراطیگری و تعصب و تحجر خشکانیده شوند و در لایههای زیرین آن داستان غمانگیز بازداشتگاه کهریزک رقم نخورد. کجاندیشان باید بدانند که سرانجام مقالههای امثال رشیدی مطلق درباره امام در سال 56 و بعضی از سردبیران مجهولالهویه خبرگزاریها در زمان حاضر به یک چیز ختم میشود و مجددا تاکید میکنم سخنان و تحلیلهای بیپایه و قضاوتهای غیرمنصفانه افراد و جناحها را درباره بزرگان یا دودمان امام نمیتوان با لعاب کمرنگ خیرخواهی و دوستی با امام تقویت نمود.
گروه پنجم آنان که منصب و قدرت بر ایشان یک موهبت و ذخیره و سرمایه است و عملا مایل نیستند در رقابت جدی گوی قدرت را از دست بدهند. طبیعی است آنان با هر کس که در مظان کسب قدرت باشد با احتیاط و بدبینی و حتی دشمنی و تخریب برخورد میکنند چه آن فرد تمایل به قدرت داشته باشد یا نداشته باشد داستان مجعول کاندیداتوری آقای حاج حسن آقا خمینی برای دوره یازدهم ریاست جمهوری و داستان اهانت سایت پارتیزان درسال 1386 به ایشان و نقل قولهای محفلی ورسانهای سال 1387 درانتخابات دهم از این قماش است. از هم اکنون با ارائه کدهای جعلی و تحلیلهای خودساخته اصل حضور ایشان در رقابت انتخابات 4 سال دیگر را مسلم گرفته و توپ چیها شروع به شلیک کردهاند و عذرشان المامور معذور است و سایتهای نصیحت -تهدید- اهانت به کار افتادند. افرادی میگویند که شان دودمان امام نیست که در سیاست دخالت کند و این را مستند به اظهارنظر امام میکنند در حالی که چنین امری بالکل بیپایه و اساس است. بعضیها میگویند شان دودمان امام نیست که جناحی باشند. البته این نکته مهمی است و تاکنون نیز چنین بوده است، لیکن از نگاه آنان فراجناحی دودمان امام یعنی قطع همه نوع علقه اخلاقی و سیاسی و عاطفی با جناح مخالف آنان به این معنی که اگر جناب آقای حاج سید حسن آقا خمینی حتی از باب اظهار همدردی به عیادت یا بازدید آنان برود، فریاد وا اسلاما و اماما بلند میشود که ایشان به دیدار خانواده زندانیان و یا آقای بهشتی و امثالهم رفته است و تیترهای کذایی بعضی از خبرگزاریها و سایتها که متاسفانه بعضی از آنان دولتی و یا درسایه حمایت دولتاند و اینجانب با توجه به این که سی سال است فعالیت و سیاست خبرگزاریهای رسمی را از نزدیک مشاهده میکنم همانند امروز سراغ ندارم یک خبرگزاری رسمی مطلبی را همانند سفر یادگار امام به فرانسه جعل کند و پس از تکذیب موسسه نیز اصرار بر صحت جعل خود داشته باشد.
تمامی اینها ناشی از توهم رقابت است که به تعبیر قرآن کریم (یحسبون کل صیحه علیهم ) گمان میکنند که هر فریادی علیه آنان است و چه بسا کابوس شخصیت دودمان امام خواب را از آنان گرفته باشد که با سراسیمگی خبر جعل کرده و موکد براه میاندازند که حاج حسن آقا خمینی در جلسه سران اصلاحات رسما نامزدی خود را اعلام کرده است، حضرات آقایان هاشمی و موسوی خوئینیها و خاتمی چنین و چنان گفتند یا دختران بزرگوار امام دوباره حضور یا عدم حضور یادگار امام در فلان جلسه ابزار رضایت یا نارضایتی کردند و تعجب این که بسیاری از این تحلیلها و برداشتها در بعضی از بولتنهای نهادها و ارگانها نیز با آب و تاب منعکس میگردد، اگر نگوییم که اصل اخبار نیز ساخته و پرداخته آنان است.
جناب آقای لاریجانی هر کس در این وانفسای معرفت و صداقت به گونهای دین خویش را به امام ادا کرده است. حوادث این روزها یادآور گذشته دور تاریخ ما است، ولی بگذارید از این تلخیها بگذرم. در این مجال تا اندازهای خیال دوستانتان را آسوده کنم و با شناختی که از بیت شریف امام دارم عرض کنم که زحمت تحلیل و تهدید به خود راه ندهید و مطمئن باشید که رقابت شکل نمیگیرد و جمعبندی من راجع به بیت شریف امام این است:
1-آنان هرگز مرعوب نمیشوند.
2-مفتون اسم و نام و رسم نیستند.
3-آزادانه و شجاعانه از حق وانصاف و عدالت و اسلام ناب دفاع میکنند.
4-همواره در خط اصیل امام و حفظ نظام بوده و خواهند بود.
5-انشاءالله سرنوشت و جایگاه آنان با دست لطف الهی رقم خواهد خورد کما این که در مورد امام و یاران راستین او چنین بوده است.
والسلام علیکم و رحمه الله
محمدعلی انصاری
منبع : آینده
سایت «شفاف» که ارگان اینترنتی ستادهای امتداد مهر محمود احمدینژاد در انتخابات گذشته ریاستجمهوری بوده شعارهای پیشنهادی علیه دو کاندیدای دیگر انتخابات اخیر را منتشر کرده است.
«در مقابل فتنهگران چه شعارهایی بدهیم» عنوان بخشی است که در این سایت به جمعآوری شعارها میپردازد.
در این سایت آمده: «فعلاً برای مبارزه با برخی تجمعها که در مهرماه سال جاری کلید خورده است، این شعارها را به دوستان انقلابیمان پیشنهاد میکنیم.» آنچه درپی میخوانید، برخی از این شعارهاست.
- تا خون در رگ ماست، احمدی در دل ماست!
شرح: رئیسجمهور را دوست داشتن خوب است. اما قافیه هم در شعار مهم است. من نمیدانم چرا برخیها اساساً با قافیه مشکل دارند. «رگ» با «دل» ارتباط دارد ولی همقافیه نیستند. اگر بنا بود فقط ارتباط مهم باشد، آوردن لفظ «سرخرگ آئورت» ارتباط بیشتری با دل داشت. لذا باید گفته میشد: «تا خون در سرخرگ آئورت ماست، احمدی در دل ماست.»
- موسوی آسه برو، آسه بیا، احمدی برگشت.
شرح: استفاده از ضربالمثلها و یا ابیات مشهور در شعار اساساً کار جالب و مفیدی است ولی آدم باید دقت کند که چه چیزی را از ضربالمثل برمیدارد و چه چیزی جایش میگذارد.
- هرکی که ناموس داره، احمدی رو دوس داره.
شرح: این دوستان بناست آشوبها را با شعارهایشان بخوابانند. انصافاً اگر کسی به موسوی رأی داده باشد، یعنی از همان 13 میلیون نفر باشد و پشت پنجره خانهاش همچین شعاری بدهند، چهکار میکند؟
از رئیس جمهور باید اطاعت کرد ولی واقعاً دوست نداشتن رئیسجمهور به ناموس آدم ضربه میزند؟
- جومونگ ایران زمین، احمدی نازنین
شرح: خوب است که در شعارها از مشهورات استفاده شود. ولی بد نیست به زندگی شخصیتی که رئیسجمهور نازنین را جایش میگذاریم هم یک نیمنگاهی بیندازیم. بحث شباهتهاست. این آقای جومونگ در نسخه اصلی سریال از بعضی جهات معلومالحال است. خوشتیپی تنها که ملاک نیست. شاید بهتر بود میگفتند: «رستم ایرانزمین، احمدی نازنین» هم وجوه مشابهت بیشتری بود هم از جهت ملیتگرایی قوت داشت.
- موسوی حیاکن، جمعیت را نیگا کن
شرح: اولاً باید میگفتند جمعیت را نیگا کن و بعد حیا کن. ثانیاً پیشنهاد میشود این شعار به صورت دستهجمعی استفاده شود.
- موسوی موسوی سرت سلامت، دروغی که گفتی گندش دراومد!
شرح: به نظر من این شعار بهترین شعار تاریخ است. هم از جهت اینکه به دشمن هم سر سلامتی میگویند، هم از جهت وزن و قافیه که با معنا کاملاً همخوانی دارد.
- موسوی، موسوی! رأی منو پس بده.
بدون شرح!
نکات آخر:
1- چرا همه عصبانی هستند؟
2 - چرا هیچکس این همه گل و گلاب و بلبل را نمیبیند؟
3 - چرا مردم نمیدانند لادن اتفاقی نیست؟ (سپهری)
4 - قطعاً با این شعارها همه چیز آرام میشود. موفق باشید. من یکی که عمراً از خونه بیرون نمییام!!
منبع : خبر آن لاین
سایت جهان نوشت:
بریجیت درسکول 44ساله اولین کسی در دنیاست که در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داده است. وی روز هفدهم آگوست سال۱۸۹۶ در میدان کریستالپالاس لندن بر اثر تصادف فوت کرد. در پایتخت انگلستان به صورت تقریبی روزانه 11میلیون مسافرت از طریق خودرو و موتورسیکلت صورت میگیرد.
بد نیست بدانید این شهر دارای 6هزار چراغ راهنمایی است که جریان ترافیک را کنترل کرده و اطلاعات آن تحت نظارت مرکز پیشرفته کنترلی قرار دارد و برخلاف اینکه شبکه ترافیکی آن بسیار پیچیده به نظر میرسد، فنآوری کنترلکنندهاش بسیار قدیمی و ساده است.
طبق آخرین آمار ارایه شده از سوی اداره پلیس راهنمایی لندن روزانه رقمی حدود 80تصادف گوناگون به این اداره گزارش میشود. اگرچه لندن با توجه به تردد بالای خودروها شهر شلوغ و پرترافیکی محسوب میشود، اما بهدلیل رعایت قوانین رانندگی آمار تصادفهای بسیار پایین است که در این بین تصادفهای منجر به جرح یا فوت رقم نسبتاً کمی را در بین تصادفها به خود اختصاص میدهند.
منبع : خبر آن لاین
در آستانه اعلام گزارش هیات ویژه مجلس درباره زندان کهریزک خبرهای رسیده حاکی است،اعزام به بازداشتگاه کهریزک بنا به ابلاغیه کتبی رئیس وقت قوهقضائیه با اختیار یک مقام قضایی انجام میشده و هیچ فرد دیگری چنین اجازهای برای اعزام به کهریزک نداشته است.
در اولین روز بازداشت زندانیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک (روز شنبه) پس از اطلاع مقام معظم رهبری از این اقدام به مسؤولان ذیربط دستور داده میشود که زندانیان را به مکان دیگری اعزام کنند و بازداشتگاه کهریزک تعطیل شود.
متاسفانه این دستور، با بیتوجهی قاضی فوقالذکر تا روز دوشنبه بدون اقدام باقی میماند و این فرد در توجیه نافرمانی خود اعلام میکند جایی برای زندانی کردن افراد نداریم. مقام معظم رهبری این بار با دستور به رئیس شورایعالی امنیت ملی دوباره تاکید میکند که حتی اگر جایی برای زندانی کردن این افراد نیست،با هر جرمی که کردند موقتاً آزاد شوند (این دستور شامل حال تمام زندانیان اعم از زندانیان سیاسی و اراذل و اوباش بوده است). اما در کمال تعجب بار دیگر این دستور نادیده گرفته شده و این مقام قضایی سابق پس از وخیمشدن حال چند نفر از بازداشتشدگان نهایتا در روز سهشنبه اقدام به اعزام این افراد به زندان اوین میکند که متاسفانه 3 نفر از زندانیان به نامهای امیر جوادیفر، محمد کامرانی و محسن روحالامینی پس از ممانعت زندان اوین در قبول آنها به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، در بیمارستان جان میسپارند.
با توجه به بازداشت مسؤولان زندان کهریزک و 10 نفر از پرسنل نیروی انتظامی، فشارهایی از سوی این مقام قضایی به عنوان متهم اصلی این پرونده در جریان است تا این گزارش قرائت نشود و صرفا به نام چند متهم نیروی انتظامی بسنده شود.
منبع : خبر آن لاین