یادداشتهای درد جاودانگی؟
چنان داغ دل ، داغ دل دیده ام
که حال خود از لاله پرسیده ام
به هر جا چمن در چمن ، گل به گل
همان مهر داغ تو را دیده ام
کدامین چمن را گل از گل شکفت
کز آن بوی نام تو نشنیده ام ؟
به بوی تو ، تنها به بوی تو بود
که هر جا گلی دیده ام ، چیده ام
دلم را به هر آب و آتش زدم
که چون شمع در گریه خندیده ام
همه هفت بندم همن یک نواست
چو نی در هوای تو نالیده ام
ز راز دل باد بویی نبرد
که چون غنچه سربسته خندیده ام
ز باغ دلم یک بغل پر غزل
برای گل روی تو چیده ام
قیصر امین پور
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم : تو را دوست دارم
نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم : تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز با ما :
تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم.
دکتر قیصر امین پور
گلها همه آفتاب گردانند
من و خدا
پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد مان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس و خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه، برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان
رعد و برق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعرة توفنده اش
دکمة پیراهن او، آفتاب
برق تیغ و خنجر او، ماهتاب
هیچ کس از او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پا، لنگت می کند
تا خطا کردی، عذابت می کند
در میان آتش، آبت می کند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خندة خشم خدا
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسأله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه ، در یک روستا
خانه ای دیدیم ، خوب و آشنا
زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت: اینجا خانة خوب خداست!
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضوئی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش: پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟
گفت: آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آئینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانیهای اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است
تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی، از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفرة دل را برایش باز کرد
می توان دربارة گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت، آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان دربارة هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
«پیش از اینها فکر می کردم خدا ...»
دکتر قیصر امین پور
موقعیت اول: رادیولوژی
بیمار: سلام. من در وقایع اخیر خوردم به یک موتوری.
دکتر: خوردی به یک موتوری، یا زدی بهش؟
بیمار: نه خدا شاهده خوردم بهش.
دکتر: خب حالا امرتون.
بیمار: قفسه سینهام درد میکنه. میترسم دندههام یا حتی جناق سینهام شکسته باشه.
دکتر: خب. کولی بازی در نیار. لباستو در آر ببینم.
بیمار: ببخشید! تا جایی که من میدونم عکس رادیولوژی رو با لباس میندازن!
دکتر: حرف بیخود نزن! لباستو در بیار من وقت ندارم.
بیمار: آقای دکتر فکر کنم شما خیلی عصبانی هستی. میخوای برم فردا بیام؟
دکتر: نه خیر. همین الان و به سرعت.
(بیمار لباسش را در میآورد. دکتر او را به سمت نور میبرد).
دکتر: نه شما طوریت نیست.
بیمار: عکس نمیگیرین؟
دکتر: عکس این ریختیت به چه درد میخوره. نکنه میخوای بری باهاش جوسازی و اقدام علیه امنیت کشور کنی.
بیمار: نه! عکس رادیولوژی منظورمه.
دکتر: لازم نیست. توی این وقایع اخیر همه به قدری شفاف شدن که توی نور از این ورشون، اون ورشون پیداست. واسه همین دیگه عکس لازم نیست.
موقعیت دوم: آشپزخونه
زری خانوم جون: وای ماشاالله چه پوستی داری تو. چیکار کردی لکهها و جوشهات از بین رفت. چی میزنی به پوستت؟
پری خانوم جون: هیچی به جون تو.
زری خانوم جون: ببین دروغ نگو دیگه. نکنه تو هم مثل ثریا به کسی نمیگی چی میزنی به پوستت؟
پری خانوم جون: نه زری خانوم جون. من یکی دو بار که رفتم توی محل خرید، دیدم دارن سطل آشغال آتیش میزنن. نگو، «وقایع اخیر» بوده من نمیدونستم. وایستادم تماشا کردم. این شد که پوستم شفاف شده.
موقعیت سوم: سونا
شهین جون: کجا داری میری شیرین جون؟
شیرین جون: وقت سولاریوم دارم. یه ساعت دیگه میام دم استخر.
شهین جون: وا! نرو. میگن سرطان میاره.
شیرین جون: چارهای نیست. آقا مجید گفته اگه خودمو برنزه نکنم از اداره بیرونش میکنن.
شهین جون: وا! چه ربطی داره.
شیرین جون: نمیدونم. میگه زیادی شفاف شدی، میترسم بفهمن توی وقایع اخیر بودی. خودشم الان 10 روزه که مرخصی گرفته رفته دبی توی «جمیرابیج» خودشو برنزه کنه که از اداره بیرونش نکنن. آخه شغلش خیلی حساسه.
منبع : خبر آن لاین
پییر سووان، متخصص قلب و رئیس انجمن سلامت محیط زیست فرانسه اعلام کرد با وجود جدید بودن فناوریها و پیامدهای آنها، تحقیقات متعدد از عوارض ناگوار امواج بر جسم و روح انسان خبر دادهاند. تحقیقات نشان داده است امواج الکترومغناطیس میزان هورمون ملاتونین (هورمون خواب) را که خواص ضد سرطان دارد، کاهش میدهد. این پژوهشگر درباره آثار امواج بر دستگاه تناسلی و بخصوص کیفیت اسپرم گفت: تحقیقات نشان داده امواج الکترومغناطیسی از تحرک، تعداد و ماندگاری اسپرم میکاهد.
به تازگی نیز تحقیقی در مصر نشان داد این امواج تغییراتی در آهنگ ضربان قلبی جنین ایجاد میکنند.
هر چند تحقیقات بیشتر در این باره ضروری است اما باید تلفن همراه را از بدن دور کرد این کارشناس معتقد است هندزفری بهترین وسیله برای استفاده از تلفن همراه است البته اشعههای ناشی از بلوتوث نیز مضر است اما 10برابر کمتر از امواجی است که تلفن همراه ایجاد میکند.
به گفته این پژوهشگر، باید شبها تلفن همراه را خاموش کرد و در غیراینصورت باید آن را دست کم در فاصله نیم متری رختخواب قرار داد.
منبع : خبر آن لاین
| شهر بدون طلاق |
| عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان گفت: براساس تحقیقات وبا استناد به اعلام مرکز اطلاعات و آمار گرگان در 5 سال 1381 تا 1386 در شهرستان مینودشت استان گلستان، هیچ طلاقی ثبت نشده است. بهرام بختیاری سعید ، کارشناس ارشد مشاوره در حاشیه ششمین همایش انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایرانیان در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر، سطح بالای اعتقادات مذهبی و پایبندی خانواده ها به آموزش فرزندان را در مینو دشت از جمله عوامل نبود طلاق در این شهرستان دانست. این استاد دانشگاه افزود: اگر به افراد یاد بدهیم که در زمان مشکل ، به فکر تعیین و تعریف مشکل باشند و راه حل های متعددی را در نظر بگیرند ، می توانند بهترین راه حل ها را بدون شتابزدگی انتخاب کنند. بختیاری گفت: آدم های هیجانی تحت تاثیر هیجانات ، شتابزده عمل می کنند و تصمیماتی می گیرند که فرجام آن پشیمانی است. |
کروبى به اظهارات احمدىنژاد پیرو مصاحبه با شبکهPBS آمریکا در نامهاى که به ضرغامى نوشته آورده است: برادر گرامى آقاى مهندس ضرغامى ریاست محترم سازمان صدا و سیما با سلام همانطور که مىدانید سهشنبه شب مصاحبه آقاى احمدىنژاد با چارلى رز مجرى شبکه پىبىاس آمریکا از شبکه یک سیما پخش شد. مجرى این شبکه تلویزیونى آمریکایى در ارتباط با حوادث پس از انتخابات به موضوع در زندانها اشاره کرد که آقاى احمدىنژاد در پاسخ مدعى شدند آقاى کروبى این حرفها را زده است و وقتى هیئت سه نفره قوهقضائیه از او اسناد خواستند گفت عصبانى شدم، این حرفها را زدم و هیچ سندى ندارم.
از سیما مىخواهم یک سوم وقتى که در اختیار دادستان محترم قرارداده به من یا نمایندهاى از سوى من اختصاص دهد تا ملت صاحبان اصلى این کشور به عنوان هیئت منصفه عمومى به قضاوت میان ما و شما بپردازند.
منبع : خبر آن لاین
آقاى ضرغامى ازآنجا که شما را فردى صادق و باهوش مىدانم، به عنوان یک دوست توصیه مىکنم که دیوار بىاعتمادى موجود میان مردم و رسانه ملى را از میان بردارید.
صلاح کشور و مردم در آگاهى آنان است والا کیست که نداند جریان آزاد اطلاعات در پرتو تکنولوژى موجود، علیرغم همه تدبیرها، مرزها را در هم ریخته و مردم را در جریان حوادث قرار مىدهد. توفیق و سلامت شما را از ایزد یکتا مسئلت دارم.