دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827914
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
احتمال انتقال جسد سهراب به گلستانه
همزمان با زادروز تولد «سهراب سپهری» و گلباران مزار این شاعر معاصر دومین همایش «ما هیچ ماه نگاه» در مشهد اردهال برگزار شد.

به نوشته «سرمایه»، در این مراسم که با حضور علاقه مندان به سپهری و تلاش کارگاه نقاشی و شعر برگزار می‌شد، «سیدحسن رضوی»، از دوستان سهراب در ابتدای مراسم عنوان کرد: «جفاهای زیادی به سپهری شد. وقتی او در بیمارستان پارس بستری بود، مرحوم آریان پور به سهراب گفت مرگ حق است، نمی‌خواهی وصیت کنی کجا دفنت کنند؟ سهراب گفت من وصیتم را کرده ام. بعد از مرگش یک ساعت و نیم مذاکره بود که او را کجا دفن کنند و در نهایت به جایی بردند که نباید می‌بردند.»

«محمود ساطع» دبیر این همایش نیز بر سر مزار سهراب سپهری با اشاره به فضایی که آرامگاه سهراب در آن واقع است، گفت: «بنایی که مزار سهراب در آن قرار دارد، بنایی چندصدساله و بخشی از شاهکار ایرانی ماست؛ اما مشاهده می‌کنیم در بخشی سیمان خالی می‌کنند و در بخش دیگر، فلز و آهن و ستون‌ها بالا می‌رود و قرار است این فضا سقف دار شود. زمانی یک حوض بزرگ آبی در این فضا وجود داشت که آن هم از دست رفته است. ما با چنین کارهایی به میراث فرهنگی و معنوی کشورمان پشت می‌کنیم، اما امیدوارم مسوولان فرهنگی ما میراث دار فرهنگ و میراث نیاکان مان باشند.»

وی عنوان کرد: «در سال 59، کالبد سهراب سپهری در اینجا به امانت گذاشته می‌شود تا بعدها به قریه چنار گلستانه منتقل شود. یکی از اهداف ما از برگزاری این همایش این است که این اتفاق را رقم بزنیم و سپهری در گلستانه آرام گیرد؛ نه در فضایی که همه جای آن را بتن و سیمان فراگرفته است.»

«گودرز عکاشه» ، روانشناس نیز در این مراسم حضور داشت و گفت: «سهراب زمانی در اوج نگاه خود بود که در زمانه جایی برای او نبود؛ آن زمان، زمانه شعارزدگی و شور و هیجانات تند سال‌های 40 تا 53 بود. خیلی‌ها به او خرده می‌گرفتند. اما امروز که به شعرهای سهراب بازنگری داریم، ارزش شعرهای زندگی بخش، ساده بین و زندگی جوی او را درک می‌کنیم و ماندگاری شهود را درک می‌کنیم.»

وی با بیان اینکه شعر سهراب، شعر هیجان نیست، اظهار داشت: «شعر سهراب، شعری عمیق است. همیشه در شعرهای او نکته زیبایی برای درک زندگی وجود داشته است. او زندگی را در کنار چیزهایی که شما هستید، بیان می‌کند. هر وقت افسردگی و یأًس سراغ انسان می‌آید، با باز کردن دیوان سهراب و بازخوانی شعرهایش، اوج زندگی را درمی یابیم.»
به گفته عکاشه پیام اصلی شعر سهراب شور و جذبه اوست. این پیام به انسان کمک می‌کند خود را از یأس نجات دهد و از این نظر، شعر او شعری برای همه زمان‌هاست.

«مسعود احمدی» شاعر نیز درباره «فردیت و جسارت سهراب سپهری» سخنرانی کرد و گفت: «من می‌خواهم بر رنجی که سهراب کشید، تکیه کنم. فردیت و جسارت سهراب، زندگی سختی را برای او فراهم کرد. در دهه‌های 40 و 50 و اندکی قبل از آن، یک فضای کاملاً ایدئولوژیک بر جامعه روشنفکری مسلط بود که در این فضا، شعر سیاسی- حماسی گوی سبقت را برد که بیشترش هم شعار بود.»

وی در ادامه با وارد کردن نقدهایی به شعر احمد شاملو افزود: «بسیاری از شعرهای شاملو، تاریخ مصرفش تمام شده است. شعر سیاسی و فضای ایدئولوژیک به گونه‌ای بود که حتی شاعری مثل فروغ را در جاهایی به این سمت کشاند. این تاثیر فشار فضای روشنفکری بر شاعران بود که آنها را به این وادی کشاند و در این وانفسا، سهراب پیدا می‌شود. کتاب اول او از نظر ذهن و زبان تحت تاثیر نیما بود؛ اما زود هم از این فضا جدا شد.»

احمدی عنوان کرد: «رضا براهنی درباره سهراب می‌گوید «بچه بودایی اشرافی» و شاملو درباره اش می‌گوید، من شعر سهراب را نمی‌فهمم. او در یکی از مصاحبه هایش می‌گوید، آن بالا دارند سر می‌برند و منظورش مبارزات مسلحانه بود و سهراب نشسته می‌گوید آب را گل نکنید. در حالی که به نظر من، بزرگترین شاعران معاصر ما، یکی سهراب و دیگری فروغ است. البته نمی‌خواهم ارزش شاملو را نفی کنم؛ ولی اینگونه نیست که از او بت بسازیم. او شعر خوب دارد، شعر متوسط و بد هم دارد. اما سهراب تحولی بزرگ ایجاد کرد و از طرف جامعه روشنفکری ما طرد شد.»

وی گفت: «آذر نفیسی در مجله «کلک» جوابیه‌ای به رضا براهنی داد و گفت اگر از منظر سیاسی نگاه کنیم، سهراب در آن دهه‌ها مظلوم واقع شد. جو ایدئولوژیک بر فضای روشنفکری حاکم بود و در این فضا شهامت می‌خواهد کاری کنی که پایت نلغزد و همه به تو پشت کنند؛ در حالی که سهراب به طرف زبان مردم می‌آید و جهانش جهانی دیگر است.»

احمدی همچنین بر نگاه و جهان بینی و زبان ساده شعر سهراب تاکید کرد و ادامه داد: «در فضایی که جامعه روشنفکری، سهراب را مطرود کرده و وی تحت فشار بود، هشت کتابش را خودش چاپ کرد.»
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - فرهنگی
يکشنبه نوزدهم 7 1388
فوت و فن عشق
پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر!
تا که بگویم غم دل بیشتر 
دوست ترت دارم از هرچه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر 
دوست تر از آنچه بگویم چقدر
بیشتر از بیشتر از بیشتر
 داغ تو را از همه دارا ترم
درد تو را از همه درویشتر 
هیچ نریزد بجز از نام تو
بر رگ من گر بزنی نیشتر 
فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه اندیشتر
                                       دکتر قیصر امین پور
دسته ها :
يکشنبه نوزدهم 7 1388

 

پس کجاست؟
چند بار
خرت و پرت های کیف باد کرده را
 زیر و رو کنم:
 پوشه مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارت های اعتبار
 کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
 برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رو نوشت بخشنامه های طبق قاعده
 نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
 برگه ی رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام ... 
پس کجاست؟
چند بارجیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم: 
چند تا بلیط تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه ی سیاه
صورت خرید خواروبار
صورت خرید جنس های خانگی ... 
پس کجاست؟

یادداشتهای درد جاودانگی؟

 

                               دکتر قیصر امین پور
دسته ها : ادبی - شعر
يکشنبه نوزدهم 7 1388

چنان داغ دل ، داغ دل دیده ام

که حال خود از لاله پرسیده ام

 

 

 

 

 

 

به هر جا چمن در چمن ، گل به گل

همان مهر داغ تو را دیده ام

 

 

 

کدامین چمن را گل از گل شکفت

کز آن بوی نام تو نشنیده ام ؟

 

 

 

 

 

 

به بوی تو ، تنها به بوی تو بود

که هر جا گلی دیده ام ، چیده ام

 

 

 

 

دلم را به هر آب و آتش زدم

که چون شمع در گریه خندیده ام

 

 

 

 

 

 

همه هفت بندم همن یک نواست

چو نی در هوای تو نالیده ام

 

 

 

 

 

 

ز راز دل باد بویی نبرد

که چون غنچه سربسته خندیده ام

 

 

 

ز باغ دلم یک بغل پر غزل

برای گل روی تو چیده ام  

 

 

                                            قیصر امین پور

دسته ها : ادبی - شعر
يکشنبه نوزدهم 7 1388

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم : تو را دوست دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم : تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما :

تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم.

 

 دکتر قیصر امین پور

                                        گلها همه آفتاب گردانند

دسته ها : ادبی - شعر
يکشنبه نوزدهم 7 1388

من و خدا

 

 

پیش از اینها فکر می کردم خدا

خانه ای دارد مان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس و خشتی از طلا

 

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

 


ماه، برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او

 

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

 

رعد و برق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعرة توفنده اش

 


دکمة پیراهن او، آفتاب
برق تیغ و خنجر او، ماهتاب

 

هیچ کس از او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست

 

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

 


آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین

 

بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود

 

 

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

 


هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

 

زود می گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست

 

 

هر چه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

 


تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند

 

کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پا، لنگت می کند

 

 

تا خطا کردی، عذابت می کند
در میان آتش، آبت می کند

 


با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود

 

خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم

 

 

در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین

 


محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خندة خشم خدا

 

نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

 

هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

 


مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه

 

تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسأله

 

 

مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود


تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یک سفر

 

در میان راه ، در یک روستا

خانه ای دیدیم ، خوب و آشنا

 

زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت: اینجا خانة خوب خداست!

 

 

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

 


با وضوئی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد

 

گفتمش: پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟

 

 

گفت: آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

 


مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آئینه است

 

عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

 

 

خشم، نامی از نشانیهای اوست
حالتی از مهربانی های اوست

 


قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است

 

دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد

 

 

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است

 


تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست

 

دوستی، از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر

 

 

آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد

 


آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود

 

می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا

 

 

می توان با این خدا پرواز کرد
سفرة دل را برایش باز کرد

 


می توان دربارة گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

 

چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت

 

 

می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد

 


می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت، آواز خواند

 

می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد

 

 

می توان دربارة هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت

 


مثل این شعر روان و آشنا:
«پیش از اینها فکر می کردم خدا ...»

                           

  دکتر قیصر امین پور

دسته ها : ادبی - شعر
يکشنبه نوزدهم 7 1388

شفافیت‌های اخیر

 شکیبا، شهرام  - یک فعال سیاسی گفته است: «در پی وقایع اخیر همه شفاف شدیم».

موقعیت اول: رادیولوژی

بیمار: سلام. من در وقایع اخیر خوردم به یک موتوری.

دکتر: خوردی به یک موتوری، یا زدی بهش؟

بیمار: نه خدا شاهده خوردم بهش.

دکتر: خب حالا امرتون.

بیمار: قفسه سینه‌ام درد می‌کنه. می‌ترسم دنده‌هام یا حتی جناق سینه‌ام شکسته باشه.

دکتر: خب. کولی بازی در نیار. لباستو در آر ببینم.

بیمار: ببخشید! تا جایی که من می‌دونم عکس رادیولوژی رو با لباس می‌ندازن!

دکتر: حرف بیخود نزن! لباستو در بیار من وقت ندارم.

بیمار: آقای دکتر فکر کنم شما خیلی عصبانی هستی. می‌خوای برم فردا بیام؟

دکتر: نه خیر. همین الان و به سرعت.

(بیمار لباسش را در می‌آورد. دکتر او را به سمت نور می‌برد).

دکتر: نه شما طوریت نیست.

بیمار: عکس نمی‌گیرین؟

دکتر: عکس این ریختیت به چه درد می‌خوره. نکنه می‌خوای بری باهاش جوسازی و اقدام علیه امنیت کشور کنی.

بیمار: نه! عکس رادیولوژی منظورمه.

دکتر: لازم نیست. توی این وقایع اخیر همه به قدری شفاف شدن که توی نور از این ورشون، اون ورشون پیداست. واسه همین دیگه عکس لازم نیست.

موقعیت دوم: آشپزخونه

زری خانوم جون: وای ماشاالله چه پوستی داری تو. چیکار کردی لکه‌ها و جوشهات از بین رفت. چی می‌زنی به پوستت؟

پری خانوم جون: هیچی به جون تو.

زری خانوم جون: ببین دروغ نگو دیگه. نکنه تو هم مثل ثریا به کسی نمی‌گی چی می‌زنی به پوستت؟

پری خانوم جون: نه زری خانوم جون. من یکی دو بار که رفتم توی محل خرید، دیدم دارن سطل آشغال آتیش می‌زنن. نگو، «وقایع اخیر» بوده من نمی‌دونستم. وایستادم تماشا کردم. این شد که پوستم شفاف شده.

موقعیت سوم: سونا

شهین جون: کجا داری می‌ری شیرین جون؟

شیرین جون: وقت سولاریوم دارم. یه ساعت دیگه میام دم استخر.

شهین جون: وا! نرو. می‌گن سرطان میاره.

شیرین جون: چاره‌ای نیست. آقا مجید گفته اگه خودمو برنزه نکنم از اداره بیرونش می‌کنن.

شهین جون: وا! چه ربطی داره.

شیرین جون: نمی‌دونم. می‌گه زیادی شفاف شدی، می‌ترسم بفهمن توی وقایع اخیر بودی. خودشم الان 10 روزه که مرخصی گرفته رفته دبی توی «جمیرابیج» خودشو برنزه کنه که از اداره بیرونش نکنن. آخه شغلش خیلی حساسه.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز
يکشنبه نوزدهم 7 1388

برآوردن نیاز برادران
امام على (علیه السلام):
لا یُکَلِّفُ أحَدُکُمْ أخَاهُ الطَّلَبَ إذا عَرَفَ حاجَتَهُ.
هرگاه یکى از شما بداند که برادرش نیازمند است، زحمت خواهش را از دوش او بردارد [و در برآوردن آن پیشدستى کند].
Whenever you find that your Muslim brother is in need, try to see to it (Do not let him feel compelled to verbalize his need).
بحارالأنوار: 74 / 166
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه نوزدهم 7 1388

از تلفن همراه دوری کنید!

 به گزارش جام‌جم یک پژوهشگر توصیه کرد از چسباندن تلفن همراه به بدن خود پرهیز کنید.

پییر سووان، متخصص قلب و رئیس انجمن سلامت محیط زیست فرانسه اعلام کرد با وجود جدید بودن فناوری‌ها و پیامدهای آنها، تحقیقات متعدد از عوارض ناگوار امواج بر جسم و روح انسان خبر داده‌اند. تحقیقات نشان داده است امواج الکترومغناطیس میزان هورمون ملاتونین (هورمون خواب) را که خواص ضد سرطان دارد، کاهش می‌دهد. این پژوهشگر درباره آثار امواج بر دستگاه تناسلی و بخصوص کیفیت اسپرم گفت: تحقیقات نشان داده امواج الکترومغناطیسی از تحرک، تعداد و ماندگاری اسپرم می‌کاهد.

به تازگی نیز تحقیقی در مصر نشان داد این امواج تغییراتی در آهنگ ضربان قلبی جنین ایجاد می‌کنند.

هر چند تحقیقات بیشتر در این باره ضروری است اما باید تلفن همراه را از بدن دور کرد این کارشناس معتقد است هندزفری بهترین وسیله برای استفاده از تلفن همراه است البته اشعه‌های ناشی از بلوتوث نیز مضر است اما 10برابر کمتر از امواجی است که تلفن همراه ایجاد می‌کند.

به گفته این پژوهشگر، باید شب‌ها تلفن همراه را خاموش کرد و در غیراین‌صورت باید آن را دست کم در فاصله نیم متری رختخواب قرار داد.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : خبر - علمی
شنبه هجدهم 7 1388
شهر بدون طلاق  
 

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان گفت: براساس تحقیقات وبا استناد به اعلام مرکز اطلاعات و آمار گرگان در 5 سال 1381 تا 1386 در شهرستان مینودشت استان گلستان، هیچ طلاقی ثبت نشده است.

بهرام بختیاری سعید ، کارشناس ارشد مشاوره در حاشیه ششمین همایش انجمن مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ایرانیان در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر، سطح بالای اعتقادات مذهبی و پایبندی خانواده ها به آموزش فرزندان را در مینو دشت از جمله عوامل نبود طلاق در این شهرستان دانست.

این استاد دانشگاه افزود: اگر به افراد یاد بدهیم که در زمان مشکل ، به فکر تعیین و تعریف مشکل باشند و راه حل های متعددی را در نظر بگیرند ، می توانند بهترین راه حل ها را بدون شتابزدگی انتخاب کنند.

بختیاری گفت: آدم های هیجانی تحت تاثیر هیجانات ، شتابزده عمل می کنند و تصمیماتی می گیرند که فرجام آن پشیمانی است.

منبع : بازیاب
دسته ها : خبر - حوادث
شنبه هجدهم 7 1388

درخواست کروبی از ضرغامی: فرصت بدهید جواب احمدی‌نژاد و دادستان را در تلویزیون بدهم

 روزنامه حیات نو نوشت:

کروبى به اظهارات احمدى‌نژاد پیرو مصاحبه با شبکهPBS آمریکا در نامه‌اى که به ضرغامى نوشته آورده است: برادر گرامى آقاى مهندس ضرغامى ریاست محترم سازمان صدا و سیما با سلام همانطور که مى‌دانید سه‌شنبه شب مصاحبه آقاى احمدى‌نژاد با چارلى رز مجرى شبکه پى‌بى‌اس آمریکا از شبکه یک سیما پخش شد. مجرى این شبکه تلویزیونى آمریکایى در ارتباط با حوادث پس از انتخابات به موضوع در زندان‌ها اشاره کرد که آقاى احمدى‌نژاد در پاسخ مدعى شدند آقاى کروبى این حرف‌ها را زده است و وقتى هیئت سه نفره قوه‌قضائیه از او اسناد خواستند گفت عصبانى شدم، این حرف‌ها را زدم و هیچ سندى ندارم.

از سیما مى‌خواهم یک سوم وقتى که در اختیار دادستان محترم قرارداده به من یا نماینده‌اى از سوى من اختصاص دهد تا ملت صاحبان اصلى این کشور به عنوان هیئت منصفه عمومى به قضاوت میان ما و شما بپردازند.

منبع : خبر آن لاین

آقاى ضرغامى ازآنجا که شما را فردى صادق و باهوش مى‌دانم، به عنوان یک دوست توصیه مى‌کنم که دیوار بى‌اعتمادى موجود میان مردم و رسانه ملى را از میان بردارید.

صلاح کشور و مردم در آگاهى آنان است والا کیست که نداند جریان آزاد اطلاعات در پرتو تکنولوژى موجود، علیرغم همه تدبیر‌ها، مرز‌ها را در هم ریخته و مردم را در جریان حوادث قرار مى‌دهد. توفیق و سلامت شما را از ایزد یکتا مسئلت دارم.

دسته ها : خبر - سیاسی
شنبه هجدهم 7 1388
X