اینجا
از نور روی ماه تو هرگز
در ماهوارهها اثری نیست
صد آه،
از نام و از نشانِ تو اینجا
حتی
«در روزنامه هم خبری نیست»...
امّا
فردا که ماهِ روی تو تابید
دیگر
از ماهوارهها اثری نیست
فردا
با روشنایی همه عالم
از گامهای سبز عبورت،
با مُژدههای پیک ظُهورت
دیگر
از روزنامهها خبری نیست.
٭ ٭ ٭
به طلوع مینگرم؛
به غروب مینگرم؛
خورشید،
گلِ آفتابگردانِ روی توست.
٭ ٭ ٭
به طلوع مینگرم
به غروب مینگرم
وقتی تو گریه میکنی؛
خورشید کاسة خون میشود٭
٭ ٭ ٭
آنهایی که به جای تو برای همه تصمیم میگیرند؛
به همه ظلم میکنند.
آنهایی که غافل از تو به زندگی خویش میپردازند،
به خویش ظلم میکنند.
امروز، ظلم همه جای زمین را فراگرفته است؛
بیا!
پینوشت:
٭ اشاره به: «لأندبنّ علیک صباحاً و مساءاً»
و «لأبکینّ علیک بدل الدموع دما».
حسین بیاتانی
دستان تنها
آقا نگاهت جای آهوهاست، میدانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، میدانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمیگیرد
جای دل تو وسعت دریاست، میدانم
برگشتنت در قلبهای مردة مردم
همرنگ طوفانیترین دریاست، میدانم
آقا؛ اگر تو برنمیگردی، دلیل آن
در چشمهای پرگناه ماست، میدانم
جای سرانگشتان پرنورت، در این ظلمت
مانند ردّ باد بر شنهاست، میدانم
ای کاش برگردی که بعداز این همه دوری
یکباره حسّ بودنت زیباست، میدانم
کی باز میگردی؟ برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست، میدانم
تو باز میگردی؛ اگر امروز نه، فردا
از آتشی که در دلم برپاست، میدانم
سپیده شمس
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش ان دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید
دست افشان پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
برکه بسپارد زمام خویش را
با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایه ی آسایه ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسایل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه جان منست
نامه تو خط امان منست
ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما
دل مستمندم ای جان
به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو
هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه مشعر کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید.....
مرحوم آغاسی
| به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است. *** حرفهایم، مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شمایت که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. *** و به آنان گفتم : سنگ آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ. در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند. پی گوهر باشید. لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید. *** و من آنان را، به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ. به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن های درشت. *** و به آنان گفتم: هر که در حافظه چو ببیند باغی صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند. هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود. آنکه نوراز سر انگشت زمان بر چیند می گشاید گره پنجره ها را با آه. *** زیر بیدی بودیم. برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم: چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این می خواهید؟ می شنیدم که بهم می گفتند: سحر میداند، سحر! *** سر هر کوه رسولی دیدند ابر انکار به دوش آوردند. باد را نازل کردیم تا کلاه از سرشان بردارد. چشمشان پر داوودی بود، چشمشان را بستیم. دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش. جیبشان را پر عادت کردیم. خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم. *****
منظومه حجم سبز سراب سپهری |
به گزارش ایلنا حجت الاسلام سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسانهایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر میبریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومتها نمیتوانند، حکومتهای مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمانروایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است که حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»
وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»
خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی میتواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدیهای موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی مینگریم و پایبند به آن هستیم.»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه میکنند مشکل شده است و اینگونه القا میشود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»
وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند میدانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هستههای عمل به وجود میآید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانههای آن را در جامعه میبینیم.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته میشود هیجان ایجاد میشود و بعضی صداهایی شنیده میشود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخشهایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمیتوانند حرف خودشان را بزنند و آنگاه کسانی حرف میزنند که به اصل اعتقاد ندارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش میآید که اصل را قبول ندارند.»
وی با تاکید بر اینکه نمیتوان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونهای عرضه کنیم که بخشهایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز میبینیم و به همین دلیل میگویم نتیجه روشهایی که مخالف خود را متهم به براندازی میکند، براندازی است.»
رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخشهایی از جامعه به سوی هدفهایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمعبندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»
وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچوجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیانهای بزرگی به بار آورد.»
سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیتها لطمه خورد، انسانهای بزرگی دستگیر شدند و انسانهایی مورد هجمه همهجانبه قرار گرفتند.»
وی تاکید کرد:«این فضای یکجانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهرههایی که واقعا سرمایه نظام هستند روشهای نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه میدهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و میدهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیتها میشود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»
رئیس دولت اصلاحات در ادامه تاکید کرد:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاحطلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگنظر، خشونت گرا و یک سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، میخواهند همه آنهایی را که نمیپسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»
وی افزود:« این جریان اصلاحطلب را متهم میکند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونهای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی میکنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»
سیدمحمد خاتمی تصریح کرد:« با زور و با روشهای پلیسی و نظامی میشود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روشها و استراتژیها نمیتوانند دوام پیدا کنند.»
وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرفهای اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمیترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع میکنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع میکنیم.»
رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند ، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانهاند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»
وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته میشود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکلها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوههایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد میکرد حتی اگر بدترین ناسزاها را میشنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمیشود؟»
خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»
رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران میسوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، میتوان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»
وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاستهایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشهدار کند.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینهتر و سریعتر به هدف میرسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینههای زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»
وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر میگردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود.
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشتها و بازداشتشدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردندبشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن میزند باشیم وهنوز هم امیدواریم که شاهد این تحول باشیم.»
وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقهمند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایههای اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم میخواهیم با موضع انتقادی و اعتراضیام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من میگویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده میخواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگیهای اینچنینی دارند اصلاح شود.»
وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز میشود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنیام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچوقت مایوس نمیشوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»
منبع : خبر آن لاین
در باغی رها شده بودم.
نوری بیرنگ و سبک بر من وزید .
آیا من خود بدین باغ آمده بودم
و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود ؟
هوای باغ از من می گذشت
و شاخ و برگش در وجودم می لغزید.
آیا این باغ
سایه روحی نبود
که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود ؟
ناگهان صدایی باغ را در خود جا داد .
صدایی که به هیچ شباهت داشت .
گویی عطر خودش را در آیینه تماشا می کرد .
همیشه از روزنه ای ناپیدا
این صدا در تاریکی زندگی ام رها شده بود.
سرچشمه صدا گم بود :
من ناگاه آمده بودم .
خستگی در من نبود :
راهی پیموده نشد .
آیا پیش از این زندگی ام فضایی دیگر داشت ؟
***
ناگهان رنگی دمید :
پیکری روی علف ها افتاده بود .
انسانی که شباهت دوری با خود داشت .
باغ در ته چشمانش بود
و جا پای صدا همراه تپش هایش .
وجودش بیخبری شفافم را آشفته بود .
وزشی برخاست
دریچه ای بر خیرگی ام گشود :
روشنی تندی به باغ آمد .
باغ می پژمرد
و من به درون دریچه رها می شدم .
*****
سهراب سپهری
زندگی خوابها
در شرایطی که یک گروه در مجلس بر سر مدرک «رحیمی» معاون اول مسئله دارند و پیگیر ماجرا هستند، دیروز وقتی رحیمی به مجلس آمد، به قدری نمایندگان دورش را گرفته بودند و ماچ و بوسه میکردند که لاریجانی، رئیس مجلس گفت: «لطفاً معانقه نکنید تا بحث آنفلوآنزای خوکی پیش نیاید.»
1- توضیحاً عرض میکنم که معانقه یعنی «عُنُق» به «عُنُق» مالیدن و «عُنُق» به عربی یعنی گردن. پس معانقه یعنی گردن به گردن مالیدن. بر همین منوال «مصافحه» یعنی کف دست به کف دست مالیدن، چرا که منظور از صفحه در این جا سطح کف دست است.
توضیحات فوق را عرض کردم که جماعت فکر بدی نکنند و ضمناً با راههای انتقال آنفلوآنزای خوکی هم آشنا شوند. لازم به ذکر است که پس از این تذکر طنزآمیز رئیسمجلس، مجلس به حالت عادی برگشت و «مذاکره»هایی که در دستور کار بود، پیگیری شد.
2- واقعاً منظور آقای لاریجانی از جملهای که گفتند چه بود؟
3- ایشان قصد طعنه زدن به «رحیمی» را داشتند یا نمایندگانی که با وی معانقه میکردند؟ یا به طور کلی همه؟
4- حالا میفهمم چرا نمایندگان اصولگرا به «آقاطهرانی» برای ریاست فراکسیون اصولگرایان رأی ندادند. انصافاً در مجلس با ریاست علی لاریجانی خوش میگذرد.
خادمان شاد
مهندس عادل نژادسلیم، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی گفته است: «خدمت به مردم شادیآور است.»
بنده به سهم خودم از آقای مهندس عادل نژادسلیم بسیار ممنون و متشکرم. چرا که با جمله اخیرشان خیلیها را از اشتباه درآوردند و ضمناً مشت محکمی بود بر دهان یاوهگویان که گمان میکردند برخی از مسئولان دائم به ریش دیگران میخندند، در حالی که معلوم شد ایشان کلاً بابت خدماتشان شاد هستند.
موقعیت اول: سر کوچه
سیامک: داشقلی، چشات خیلی قرمزه. دائمم که میخندی! غلط نکنم چت کردی روی خندیدن. از کدوم پارک میای؟ داری بده مام بزنیم شاد شیم، جون داداش.
داشقلی: بیخیال عمو! من شیش ماهه رفتم NA. همه رقم خلافو زدم به پام. امروز مادربزرگ مجید میخواست از خیابون رد شه، میترسید پیرزن. دستشو گرفتم ردش کردم از خیابون. چون خدمت کردم، شادم.
سیامک: آهان. باور کردم. حالا به هرحال قطره نفازولین دارم. بگیر بریز توی چشمات که کسی فکر بد نکنه.
داشقلی: دمت گرم داشسیا!
موقعیت دوم: اتوبان
گشت نامحسوس: 206 آبی بزن کنار.
(206 آبی کنار اتوبان نگه میدارد. راننده 206 و پلیس از ماشینهایشان پیاده میشوند)
راننده: جنابسروان من که سرعتم مجاز بود، دیگه واسه چی گیر میدین؟
پلیس: به خاطر اینکه حالت خوب نیست. زیادی میخندی پشت فرمون.
راننده: ایبابا، جنابسروان! من داشتم میاومدم، دیدم یه خانومی ماشینش پنچر شده. رفتم کمکش کردم و پنچری ماشینشو گرفتم. اینم شماره تلفنش، اگه باور نمیکنین زنگ بزنین از خودش بپرسین. خب جنابسروان شمام اگه جای من بودین، از اینکه خدمت کردین خوشحال بودین دیگه!
پلیس: بله، حق با شماس ولی به هر حال ما باید ماشینتونو بخوابونیم و اعمال قانون کنیم.
راننده: پس اقلاً اجازه بدین من زنگ بزنم همون بنده خدا بیاد دنبالم که توی اتوبان سرگردون نشم!
مشاور زیربنایی
طی حکمی از جانب رئیسجمهور، مهندس محمد علیآبادی به سمت «مشاور رئیسجمهور در امور زیربنایی» منصوب شد.
خدا را شکر که الباقی وزرا رأی آوردند وگرنه چه پست و مقامهایی را باید در 4 سال آینده شاهد میبودیم. پستها و عناوینی مثل:
1- معاون رئیسجمهور در امور احوالپرسی از مهمانان خارجی در حوزه آمریکای لاتین.
2- مشاور معاون اول رئیسجمهور در امور اخذ مدارک تحصیلی و بررسی دانشگاههای معتبر جهانی.
3- رئیس دفتر مشاور معاون رئیسجمهور در زیرساخت روبنای کلیه امور محوله.
4- مشاور ارشد رئیسجمهور در امور «بهطور کلی».
5- رئیسِ معاونِ مشاورِ رئیس دفتر رئیس جمهور در باب ارتباطات اسلامشناسانه و سایر جریانات معنوی در سطح جهانی و غیره...
منبع : خبر آن لاین
حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در نماز جمعه این هفته تهران به سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت اگر عملی انجام دادید که بیگانگان از شما خشنود شدند بدانید کار شما خطا بوده است؛ این یک معیار است، یک معیار ساده.
با این وجود او به فاصله ده دقیقه بعد از این کلمات تاییدات کارکنان عالیرتبه وزارت خارجه آمریکا را سندی بر پیروزمندانه بودن عملکرد فرستادگان ایران در مذاکرات ژنو معرفی کرد. از نظر امام جمعه موقت تهران شهادت آقای بولتون و یا اظهار نظر شبکه خبری سیانان کمترین لطمهای به معیار سادهای که وضع کرده است نمیزند.
ایرادات خطبه های این جمعه همین یک مورد نبود. خطیب در سخنان خود حداقل دوبار خودش را به تقوای الهی سفارش کرد، منتهی این توصیهها تاثیری نداشت. او به روایتی از صادق آل محمد (ص) استناد کرد که آن امام همام هیچگاه یارانش را وداع نمیفرمود الا این که آنان را به راستی در گفتار و ادای امانت فرامیخواند.
آقای خاتمی با وجود اطلاع از این روایت تنها پنج دقیقه بعد از خواندن آن مدعی شد تعداد هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس سه الی چهار هزار نفر بیشتر نبود؛ نمونهای مثالزدنی از راستی در گفتار. نمیشود این خلاف واضح را حمل بر بیاطلاعی ایشان کرد. آیا همان گوشه کوچک از جمعیت که صدایشان از خیابان 16 آذر تا میکروفون سخنران قبل از خطبهها میرسید سه چهار هزار نفر بودند؟
آقای سید احمد خاتمی! اگر مخالفان شما به راستی سه چهار هزار نفرند چرا این قدر به خود زحمت میدهید؟ یک مجوز گردهمآیی در محلی خارج از شهر که امکانات لازم برای شمارش غیرقابل تردید داشته باشد - مثلا ورزشگاه آزادی - برایشان صادر کنید و بعد با شانزده دوربین، کمی جمعیتشان را به رخ تمامی جهان بکشید تا ماجرا تمام شود. میترسم خودتان هم بدانید این حرفها حقیقت ندارد و بگویید الحرب خدعه(جنگ تمامش فریبدادن است).
منبع : خبر آن لاین