معنای عشق "
برای زنان ، که تفسیر معنای عشقند ...
من باده پیمای عشقم
سرمست صهبای عشقم
از من سبوی محبّت
بستان که سقّای عشقم
می بخشمت زندگانی
آری ، مسیحای عشقم
بنگر که با جرم خوبی
چون بر چلیپای عشقم
می جوشد از من ترانه
آری ، نکیسای عشقم
می پرورد دامنم گل
طبع شکوفای عشقم
دانند گوهر شناسان
غوّاص دریای عشقم
بر دفتر روزگاران
مکتوب خوانای عشقم
در چشم پر راز مریم
رمز معمّای عشقم
هم سعی نستوه هاجر
آن پای پویای عشقم
دست کریم خدیجه
در کار احیای عشقم
من خشم زیبای زهرا
یعنی که غوغای عشقم
در صبر بشکوه زینب
فریاد غرّای عشقم
من خون گرم سمیّه
تضمین فردای عشقم
معراج پایگاهم
یعنی مصّلای عشقم
سر چشمه عشقم ، امّا
لب تشنه ، جویای عشقم
یک جرعه ام مهربانی !
دست تمنّای عشقم
مشکن مرا بی بهانه
ای مست ، مینای عشقم
در مسلخ مهربانی
زخمیترین نای عشق
متعبیر آیات دردم
تفسیر معنای عشقم ...
فاطمه راکعی
آتش پنهان
آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
آرامش پس از شب توفان من تویی
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
زیباترین بهانه ایمان تویی
احساسهایی از متفاوت میان ماست
آباد از توام من و ، ویران من تویی
آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
در سینه من ، آتش پنهان من تویی
هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
رمز طلسم بسته چشمان من تویی
هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
تنهای من ! نهایت عرفان من تویی
سهیل محمودی
من به یک احساس خالی دلخوشم
من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم
سهیل محمودی
ضامن آهو
در بند هواییم یا ضامن آهو
در فتنه رهاییم یا ضامن آهو
بیتاب و شکیبیم تنها و غریبیم
بیسقف و سراییم یا ضامن آهو
عریانی پائیز خاموشی پرهیز
بیبرگ و نواییم یا ضامن آهو
سرگشتهتر از عمر برگشتهتر از بخت
جویای وفاییم یا ضامن آهو
آلوده بدنام فرسوده ایام
با خود به جفاییم یا ضامن آهو
آلوده مبادا فرسوده مبادا
اینگونه که ماییم یا ضامن آهو
پوچیم و کم از هیچ هیچیم و کم از پوچ
جز نام نشاییم یا ضامن آهو
ننگینی نامیم سنگینی ننگیم
در رنج و عناییم یا ضامن آهو
بی رد و نشانیم از دیده نهانیم
امواج صداییم یا ضامن آهو
صید شب و روزیم پابند هنوزیم
در چنگ فناییم یا ضامن آهو
مجبور مخیر ابداع مکرر
تقدیر قضاییم یا ضامن آهو
افتاده به عصیان تن داده به کفران
آلوده رداییم یا ضامن آهو
حیران شدة رنج توفان زدة درد
دریای بکاییم یا ضامن آهو
تو گنج نهانی ما رنج عیانیم
بنگر به کجاییم یا ضامن آهو
با دامنی اندوه خاموشتر از کوه
فریاد رساییم یا ضامن آهو
با رنج پیاپی در معرکه ری
بیقدر و بهاییم یا ضامن آهو
نه طالع مسعود نه بانگ خوش عود
زندانی ناییم یا ضامن آهو
در غربت یمگان در محبس شروان
زنجیر به پاییم یا ضامن آهو
رانده ز نیستان مانده ز میستان
تا از تو جداییم یا ضامن آهو
سودای ضرر ما کالای هدر ما
اوقات هباییم یا ضامن آهو
دلخسته و رسته از هر چه گسسته
خواهان شماییم یا ضامن آهو
روزی بطلب تا یک شب به تمنا
نزد تو بیاییم یا ضامن آهو
در صحن و سرایت ایوان طلایت
بالی بگشاییم یا ضامن آهو
با ما کرم تو ما در حرم تو
ایمن ز بلاییم یا ضامن آهو
چشم از تو نگیریم جز تو نپذیریم
اصرار گداییم یا ضامن آهو
مشتاق زیارت تا جبهه طاعت
بر خاک تو ساییم یا ضامن آهو
گوهر چه نباید گو هر چه بباید
در کوی رضاییم یا ضامن آهو
آیا بپذیری ما را بپذیری؟
در خوف و رجاییم یا ضامن آهو
مهر است و اگر قهر شهد است و اگر زهر
تسلیم شماییم یا ضامن آهو
فریادرسی تو عیسی نفسی تو
محتاج شفاییم یا ضامن آهو
هر چند گنهکار هر قدر سیهکار
بیرنگ و ریاییم یا ضامن آهو
ما بنده درگاه در پیش تو، اما
در عشق خداییم یا ضامن آهو
در رنج و تباهی وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاییم یا ضامن آهو
ای چشمه خورشید مهر تو درخشید
در عین بقاییم یا ضامن آهو
ما همسفر شوق فریادگر شوق
آوای دراییم یا ضامن آهو
همخانه شبگیر همسایه تأثیر
پرواز دعاییم یا ضامن آهو
همراز به خورشید دمساز به ناهید
در شور و نواییم یا ضامن آهو
همصحبت صبحیم هم سوی نسیمیم
هم دوش صباییم یا ضامن آهو
ما خاک ره تو در بارگه تو
گویای ثناییم یا ضامن آهو
سوگند الستیم پیمان نشکستیم
در عهد بلیییم یا ضامن آهو
یار ضعفا تو خود ضامن ما تو
ما اهل خطاییم یا ضامن آهو
هم مسکنت ما هم مرحمت تو
مسکین غناییم یا ضامن آهو
از فقر سرودیم یا فخر نمودیم
فخر فقراییم یا ضامن آهو
نه نقل فلاطون نه عقل ارسطو
جویای هداییم یا ضامن آهو
هنگامه وهم آن کجراهه فهم این
ما اهل ولاییم یا ضامن آهو
از گوهر پاکیم از کوثر صافیم
فرزند نیاییم یا ضامن آهو
چاووش شبرزم سرجوش تب رزم
شوق شهداییم یا ضامن آهو
ایمان به تو داریم یونان بگذاریم
تشریک زداییم یا ضامن آهو
منشور نشابور سر سلسله نور
با حکمت و راییم یا ضامن آهو
تو راه مجسم گر راه به عالم
جز تو بنماییم یا ضامن آهو
تا صور قیامت با شور ندامت
شایان جزاییم یا ضامن آهو
حقخواهی استاد آگاهیمان داد
کز تو بسراییم یا ضامن آهو
در صفّه مولا همراه «مصفا»
اصحاب صفاییم یا ضامن آهو
این بخت «سهیل» است کش سوی تو میل است
در نور و ضیاییم یا ضامن آهو
زین نظم بدایع وین اختر طالع
اقبال هماییم یا ضامن آهو
سهیل محمودی
| بدون اطلاع قبلی دم در بیمارستان شهید میشوم نگهبانی دست مرا میگیرد و به سمت بهشت میبرد به غرفههای ستاره و گل قدم مینهم جامهای بهشتی حس میکنم حوصلهی مرا ندارد مرحوم سید حسن حسینی |
امانت
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به «نگهبانی» داد!
نان و
پسته
شاعری میلنگید
ناقدی نان میخورد!
اشتباه
شاعری قبلهنما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
آرامش
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
طریقت
نو
زاهدی نوبنیاد
راه و رسم عرفا پیشه گرفت
لنگ مرغی برداشت
و به آهنگ حزین آه کشید:
«مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک!»
عطش و دریا
شاعر تشنه
ز دریا میگفت
اهل بیت سخنش را
به اسارت بردند!
تاجر و
تریبون
شاعری پرپر شد
گل کرد!
مراعات
نظیر
تاجری دسته گلی پرپر دید
یاد پروانهی کسبش افتاد!
سرقت
شاعری
آینهای را دزید
روی آیینهی مسروقه نوشت:
بیدلی در همه احوال خدا با او بود!
تفاّل
تاجری فال گرفت
غزلی لامیه آمد-
تاجر
چیزی از شعر نفهمید اما
چشم مبهوتش را قافیهی «مال» گرفت
منبع : نوش داروی طرح ژنریک
اتفاق سبز
دوید خون تو در خاک ، لاله پیدا شد
به چاه ریخت صدای تو ناله پیدا شد
گل همیشه بهار محمدی چو شگفت
ز شرم ، لاله عرق کرد ، ژاله پیدا شد
شراب و ساقی و میخانه بود و ظریف نبود
همین که دور تو آمد پیاله پیدا شد
شرای خانگی سال های سال سکوت
خروش کرد ، می پنج ساله پیدا شد
زشرم سوختن آن سلاله ی خورشید
به گرد آینه ی ماه هاله پیدا شد
دلا به دامن این اتصال سبز آویز
که هرچه آینه از این سلاله پیدا شد
علیرضا قزوه