دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827907
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

مدح حضرت معصومه (س)

اى دختر و خواهر ولایت
بر ارض و سما ملیکه در قم
معصومه به کتیبه و به عصمت
در کوى تو زنده، جان مرده
در قصر تو جبرئیل حاجب
گفتند و شنیده اند ز آغاز
حاجت نبود مرا برآن در
قم قبله خازن بهشت است
قم شهر مقدس قیام است
قم تربت پاک پیکر توست
گر فاطمه دفن شد شبانه
کى گفته نهان زماست آن قبر
آن قبر که در مدینه شد گم
مریم به برت اگر نشیند
سازد به سلام سرو قد خم
روزى که به قم قدم نهادى
آن روز قرار ازملک رفت
تایید چو موکبت ز صحرا
درخاک رهت ز عجز و ناله
با گریه شوق و شاخه گل
دل بود که بود محفل تو
آن پیر که سید زمان بود
گردید به گرد کاروانت
بردند ترابه گریه هودج
ازشوق تو اى بتول دوم
کاى مردم قم به پاى خیزید
آذین به بهشت قم ببندید
قم شام نبود تا که درآن
قم شام نبود تا که از سنگ
قم کوفه نبود تا که خواهر
حاشا که قم این جفا پذیرد
بستند به گرد میهمان صف
قم مهمان را عزیز خواند
«میثم» همه عمر آن چه را گفت
  آیینه مادر ولایت
آرام دل امام هفتم
افتاده به خاک پایت عفت
بر خاک تو عرش سجده برده
زوار تو را بهشت واجب
کز قم به جنان درى شود باز
قم باشدم از بهشت بهتر
این جا سخن از بهشت، زشت است
قم خانه یازده امام است
اینجا حرم مطهر توست
نبود ز حریم او نشانه
من یافته ام کجاست آن قبر
پیدا شده در مدینه قم
این منظره را مسیح بیند
اول به تو بعد از آن به مریم
قم را شرف مدینه دادى
ذکر صلوات بر فلک رفت
شهر از تو شنید بوى زهرا
مى ریخت سرشک همچو لاله
برد اند به ناقه ات توسل
غم گشت به دور محمل تو
رویش همه را چراغ جان بود
شد، پاى برهنه سار بانت
تا خانه موسى ابن خزرج
قم داد ندا به مردم قم
از هر در و بام گل بریزید
ناموس خدا مرا پسندید
دشنام دهد کسى به مهمان
گردد رخ میهمان ز خون رنگ
بیند سر نى سر برادر
مهمان به خرابه جاى گیرد
قم با صلوات و شام با کف
کى دخت و را کنیز خواند؟
در مدح و مصیبت شما گفت
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان
مزدوران حقیر و پلید استکبار نیز یقین داشته باشند که دست قدرتمند نظام اسلامی در دفاع از امنیت آن منطقه مظلوم و آن مردم وفادار لحظه‌ای کوتاهی نخواهد کرد و متجاوزان به جان و مال و امنیت مردم را به سزای اعمال خیانتکارانه خواهد رسانید.
مهر: حضرت آیت الله خامنه ای در پیامی با تبریک و تسلیت شهادت برادران شیعه و سنّی و تعدادی از فرماندهان سپاه به ویژه سرداران شهید شوشتری و محمدزاده تأکید کردند: دست قدرتمند نظام اسلامی متجاوزان به جان و مال و امنیت مردم را به سزای اعمال خیانتکارانه‌ آنها خواهد رسانید.

متن پیام به این شرح است.

بسم الله الرحمن الرحیم

جنایت تروریستهای خونخوار در بلوچستان چهره‌ اهریمنی دشمنان امنیت و وحدت را که از سوی سازمانهای جاسوسی برخی دولتهای استکباری حمایت می شوند بیش از پیش آشکار ساخت.

به شهادت رساندن مؤمنان فداکاری همچون سردار شجاع و با اخلاص شهید نورعلی شوشتری و دیگر فرماندهان آن بخش از کشور و دهها نفر از برادران شیعه و سنّی و فارس و بلوچ جنایتی در حق ملت ایران و به خصوص منطقه‌ بلوچستان است که این انسانهای شریف همت خود را بر امنیت و آبادی آن نهاده و مخلصانه برای آن تلاش می کردند.

دشمنان بدانند که این ددمنشی ها نخواهد توانست عزم راسخ ملت و مسئولان را در پیمودن راه عزت و افتخار که همان راه اسلام و مبارزه با جنود شیطان است سست کند و به وحدت و همدلی مذاهب و اقوام ایرانی خدشه وارد سازد.

مزدوران حقیر و پلید استکبار نیز یقین داشته باشند که دست قدرتمند نظام اسلامی در دفاع از امنیت آن منطقه مظلوم و آن مردم وفادار لحظه‌ای کوتاهی نخواهد کرد و متجاوزان به جان و مال و امنیت مردم را به سزای اعمال خیانتکارانه خواهد رسانید.

اینجانب شهادت جانباختگان این حادثه به ویژه سرداران شهید شوشتری و محمدزاده و دیگر پاسداران عزیز را به خانواده های محترم آنان تبریک و تسلیت گفته، علوّ درجات آنان و شفای عاجل آسیب دیدگان را از خداوند متعال مسئلت مینمایم.

سیّدعلی خامنه‌ای
27/مهر/1388
منبع : فردا
دسته ها : خبر
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
دختر
امام صادق (علیه السلام):
البَنونَ نَعیمٌ والبَناتُ حَسَناتٌ، واللهُ یَسألُ عَنِ النَّعیمِ ویُثیبُ علَی الحَسَناتِ.
پسران نعمت‌اند و دختران حسنه، و خداوند از نعمتها بازخواست مى‌کند و براى حسنات پاداش می‌دهد.
Boys are bounties and girls are merits, and Allah asks about bounties but rewards for merits.
کافی، ج 6، ص 7، ح 12
دسته ها : مذهبی - احادیث
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388

طرحی برای صلح (1)

کودک

با گربه‌هایش در حیاط خانه بازی می‌کند

مادر، کنار چرخ خیاطی

آرام رفته در نخ سوزن

عطر بخار چای تازه

در خانه می‌پیچد

صدای در!

ـ «شاید پدر!»


طرحی برای صلح (2)

شهیدی که بر خاک می‌خفت

چنین در دلش گفت:

«اگر فتح این است

که دشمن شکست،
چرا همچنان دشمنی هست؟»

طرحی برای صلح (3)

شهیدی که بر خاک می‌خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

دو سه حرف بر سنگ:

«به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ،

که بر جنگ!»

دکتر قیصر امین پور

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388
 

پیام‌ تسلیت موسوی به مناسبت شهادت فرماندهان سپاه

میرحسین موسوی حادثه تروریستی روز گذشته که منجر به شهادت تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و تعدادی از سران قبایل و طوایف سیستان و بلوچستان شد را تسلیت گفت.

  به گزارش آفتاب،‌ در پیام میرحسین موسوی آمده است:

 

خبر شهادت تعدادی از فرماندهان سپاه پاسداران و دیگر افراد بیگناه در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان مردم ما را متاثر کرده است. خشونت لجام گسیخته‌ای که تعصب و قشری‌گری در مرزهای شرقی کشور ما بر انگیخته است جا دارد این تامل را در ما برانگیزد که بذرهایی از این نوع در هر کجا و هر زمان که کاشته شوند به فاصله چند سال چه بحران های ریشه‌داری را شکل می‌دهند و چگونه مجال زندگی را بر انسان‌ها تنگ می‌کنند. وظیفه ملی همه ایرانیان از هر قشر و قومیتی است که اجازه صدور بحران‌هایی که هنوز به خارج از مرزهای ما تعلق دارند را به خاک خود ندهند. امنیت، وحدت و تمامیت ارضی کشور ودیعه‌ای بزرگ است که همه ما در زمینه حراست از آن در برابر نسل‌های آینده مسئولیت داریم.

اینجانب ضمن محکوم کردن حادثه تروریستی اخیر برای شهیدان آن رحمت و مغفرت و برای بازماندگانشان صبر و اجر از خداوند مسئلت می‌کنم.

مبع : خبر آن لاین

 

دسته ها : خبر - نامه
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388
تصادف مرگبار اتوبوس حامل دانشجویان در مسیر شیراز ـ اصفهان
خروج یک دستگاه اتوبوس خط کرج شیراز از مسیر خود که پس از تخریب گارد ریل به مسیر مخالف وارد شد و با اتوبوس حامل دانشجویان که از شیراز به سمت مرودشت در حال حرکت بود سبب برخورد شدیدی شد که منجر به مصدوم شدن 37 نفر و ...
در حادثه رانندگی صبح امروز بین دو دستگاه اتوبوس در مسیر اصفهان به شیراز حامل دانشجویان واحد علوم و تحقیقات استان فارس در کیلومتر 10 جاده شیراز ـ اصفهان در نقطه چشمه بیدی برخورد کرد.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، خروج یک دستگاه اتوبوس خط کرج شیراز از مسیر خود که پس از تخریب گارد ریل به مسیر مخالف وارد شد و با اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه علوم تحقیقات فارس که از شیراز به سمت مرودشت در حال حرکت بود سبب برخورد شدیدی شد که منجر به فوت 7 نفر از هموطنانمان در این حادثه شد.
بر پایه این گزارش، بنا بر اعلام مرکز فوریت‏های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، و همچنین گزارش های مردمی بر اثر این حادثه تاکنون سه تن از دانشجویان و راننده اتوبوس حامل آنها و همچنین سه تن از سرنشینان اتوبوس مقابل کشته شده و 37 نفر مصدوم این حادثه نیز به بیمارستان‏های شیراز انتقال داده شده اند.

مرکز اورژانس شیراز هم اعلام کرد: با توجه به این که تعدادی از مصدومان توسط مردم و گروه‏های امدادی دیگر به بیمارستان‏ها انتقال داده شدند، احتمال افزایش آمار مصدومان وجود دارد.همچنین آخرین گزارش ها از شیراز حاکی از وخیم بودن حال دو تن از دانشجویان در این حادثه دارد.
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - حوادث
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388

گیاهان خواهر و برادر خود را از افراد غریبه تشخیص می دهند

 پژوهشگران آمریکایی می‌گویند، گیاهان خواهر و برادرشان را می‌شناسند و زمانی که کنار یکدیگر رشد می‌کنند، رفتار دوستانه‌تری دارند. در این شرایط گیاهان به جای رقابت‌، سود طرف مقابل را در نظر می‌گیرند.

به گزارش دویچه‌وله، گروه تحقیقاتی دانشگاه دلاور در نوارک، چندین هفته متوالی رشد ۳ هزار گیاه آرابیدوبسیس را در آزمایشگاه زیر نظر گرفته است. آرابیدوبسیس یکی از معروف‌تر‌ین گیاهانی است که در تحقیقات علمی از آن استفاده می‌شود. پژوهشگران آمریکایی تایید می‌کنند که گیاهان خواهر و برادر خود را از گیاهان غریبه تشخیص می‌دهند.

گیاهان مواد و ترکیبات گیاهان مجاور را بررسی می‌کنند. گیرنده‌های ریشه گیاه با بررسی این مواد تشخیص می‌دهد که آیا گیاهی که در مجاورت او رشد می‌کند، غریبه است یا از مادر مشترکی پدید آمده است! اگر گیاه همسایه غربیه باشد، رقابت تا جایی که ممکن باشد بالا می‌گیرد. هر گیاه تلاش می‌کند با دواندن ریشه، تا آخرین ذره آب را به خود جذب کند و فرصتی برای رقیب نمی‌گذارد. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند، در این حالت، گیاه با تغییر سیستم رشد خود انرژی زیادی صرف گسترش ریشه‌هایش می‌کند، در حالی که اگر دا‌نه‌های هر دو گیاه از یک مادر باشند این رقابت به نحو محسوسی کاهش پیدا می‌کند.

گیاهانی که مادر مشترک دارند رفتار دوستانه‌تری از خود نشان می‌دهند و ذخایر موجود را عادلانه ‌تقسیم می‌کنند. جالب اینجاست که در سطح خاک هم داستان تغییر می‌کند. در حالی که در شرایط معمولی، گیاهان از تماس با گیاه مجاور پرهیز می‌کنند، خواهر و برادر از نزدیک‌شدن به هم ابایی ندارند.

نتیجه این پژوهش نه تنها برای علاقمندان به گل و گیاه کاری جالب است، که می‌تواند در موارد دیگری هم کاربرد داشته باشد. مثلا این پژوهش تا حدی روشن می‌کنند که چه زمانی دو گیاه در کنار یکدیگر رشد بهتری دارند. البته سوال‌های زیادی هم هنوز بی‌پاسخ‌اند.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : علمی - مقالات
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388

یک زائو به خاطر دیرکرد در پرداخت پول بیمارستان جان داد

 بی‌مسئولیتی پزشک جراح در تنها بیمارستان شهرستان اهر مادر را در نخستین زایمان راهی قبرستان کرد.

سایت پارسینه نوشت:

دکتر «م» به علت واریز نکردن مبلغ 400 هزار تومان از سوی بیمار وضع حمل به نام «پروین» به حساب شخصی وی به عنوان «حق چاقو» عمل جراحی وی را به تاخیر انداخت و بعد از یک روز معطلی در بیمارستان، دیروز بیمار را به اتاق عمل برده و نوزاد را نجات داد ولی مادر راهی قبرستان شد.

بنا به گفته خویشاوندان متوفی این پزشک در روز اول بستری بیمار اذعان کرده که زایمان به صورت طبیعی صورت می‌گیرد ولی بعد از معطلی یک شب بیان داشته که باید از طریق جراحی وضع حمل شود.

این پزشک که در طول حاملگی چند بار وی را ویزیت کرده است برای جراحی و نجات نوزاد و مادر 400 هزار تومان هزینه جراحی خواسته ولی به علت عدم واریز مبلغ مذکور از سوی بیمار بعد از کش و قوس و تشر به بیمار مریض را در بیمارستان به حال خود رها نموده و بیمارستان را ترک کرده است.

بعد از تغییر وضعیت بیمار خویشاوندان بیمار طی تماس تلفنی و قبول پرداخت مبلغ فوق از وی می‌خواهند که به بیمارستان آمده و وی را از مرگ نجات دهد اما با نهایت تاسف به علت تاخیر پزشک و فشار روحی و روانی به بیمار، مادر نوزاد در اتاق عمل جان خود را از دست داده و نوزادی به دلیل بی‌مسئولیتی پزشک و نابسامانی وضعیت درمان بدون اینکه چهره مادر را ببیند، یتیم متولد شده است.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : خبر - حوادث
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388
گزیده ای از زندگی سردار شهید شوشتری
سردار سرتیپ پاسدار نور علی شوشتری در سال 1327 در روستای سر ولایت شهرستان نیشابور به دنیا آمد.
فارس: سردار شوشتری که در پی یک حادثه تروریستی صبح امروز به درجه رفیع شهادت نائل آمد، بارها در بین همرزمانش گفته بود: آرزو دارم در میدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تکه تکه شود.

سردار سرتیپ پاسدار نور علی شوشتری در سال 1327 در روستای سر ولایت شهرستان نیشابور به دنیا آمد.

بنابراین گزارش، وی که از فرماندهان پر افتخار و یارگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شود در دوران قبل از انقلاب با ارادت ویژه ای که نسبت به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای داشت و به طور مرتب در جلسات ایشان شرکت می نمود و بدین طریق با فضای مبارزه ارتباط داشت. در دوران بعد از انقلاب و مخصوصاً در زمان دفاع مقدس نیز در عملیات های مختلف - خصوصاً در جبهه جنوب - حضور فعال داشت.

سردار شوشتری که افتخار همرزمی شهیدان بزرگواری همچون شهید باکری و شهید برونسی را در کارنامه زرین خود دارد در اکثر عملیات ها با مسئولیت های مختلف به ویژه فرماندهی محورهای عملیاتی حضوری فعال داشت که هفت بار جراحت شدید و تحمل رنج و درد ناشی از آن ماحصل این حضور فعال و مخلصانه بود و بدین ترتیب افتخار جانبازی را چون برگ زرین دیگری برای کتاب زندگی سراسر مجاهدت او به ارمغان آورد.

با وقوع عملیات مرصاد وی به توصیه مقام معظم رهبری مسئولیت این عملیات غرور آفرین را بر عهده گرفت و به نقل از شهید صیاد شیرازی فرماندهی خوبی از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در تماس مرحوم حاج سید احمد خمینی با وی و ابلاغ گزارش پیشرفت عملیات توسط آن مرحوم به امام خمینی (ره)، حضرت امام خطاب به سردار شوشتری می فرمایند: "در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد. "

فرماندهی لشگر5 قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیت های این فرمانده بزرگ و شهید والا مقام است. وی از اول فروردین 88 نیز با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را عهده دار شد و موفق گردید با تلاشی پیگیر و مجاهدتی خستگی ناپذیر ایجاد اتحاد بین طوایف شیعه و سنی را در این استان به افتخارات خود بیفزاید.

سردار شهید نورعلی شوشتری که سال های متمادی منصب خادمی افتخاری بارگاه ملکوتی امام رضا را نیز عهده دار بود بارها در جمع همرزمانش گفته بود: آرزو دارم در میدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تکه تکه شود.

سردار شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده قرارگاه قدس که در تدارک برگزاری همایش وحدت سران طوایف در استان سیستان و بلوچستان بود صبح دیروز در اقدامی تروریستی به فیض شهادت نائل آمد.
منبع : فردا
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388

لحظه دیدار، قیصر امین پور


بعضی از کلمات بر گردن آدمی حق حیات دارند وآدمی نمی‌داند که آنچه آموخته است از او آموخته است. بعضی از کلمات ٌ پاره های بودن ٌ آدمیند و چگونه می توانم ننویسم وقتی که یکی از پاره های بـودنم، پاره لحظـه سرودنم، نه، یکی از پـاره های دلم ، که ز تمام دلـــم عظیمتر و عزیزتر است، با لهجه ای نجیب در گوشم می گوید : بنویس!

و چنین است که پیش ازآنکه تردید را به تصمیم برسانم، دارم می نویسم: بعضی از کلمات کلمه نیستند، پاره خطی از سرنوشت تو هستند. قطعه ای ازتو، قطره ای ازخون تو… کلماتی که تو را بزرگ کرده اند.

وبعضی از کتابـها کتاب نیستند. یک دوره از خاطرات دستهای لـرزان تو بوده اند که در قطع جیبی پنهان می کردی. لابلای برگهای آن قد می کشیدی. بعضی از کتابها سطر سطر سرنوشت تو را رقم می زنند. این کتابها بر گردن تو حق دارند، بلکه واژهای آنها در رگهای گردنت جاری هسـتند. معلم ما بوده اند. معلمانی که بسیار بسیار شاگردان ناشناس دارند که هیچ گاه آنها را ندیده اند.

گیرم که آن چند جلسه را هم به کلاس درس او نرفته بودم و بر سر شعر ٌ مرد و مرکب ٌ و ٌ خوان هشتم ٌ با او چند و چون دانشجویانه نکرده بودم …که جوان بودم ولی جویای نام نبودم. دانشجوی جامعه شناسی بودم و در نتیجه به ادبیات بیشتر علاقه مند بودم و گهـگاه ر کلاس ادبیات معاصر شرکت می کردم. عروض را جند سال پیش از روی چند برگ مجله ای پیدا کرده بودم، آموخته بودم. اما عروض شعر نو را خوب نمی شناختم، تا اینکه اتفاقا مقاله نوعی وزن در شـعر فارسی را مثل یک قاره ناشناخته کشف کردم. همان چند سطر، چند سال مرا به جلو پرتاب کرد.

خلاصه یک نوجوان روستایی که دانشجوی آن کلاس هم نبود، آن روز وقت کلاس را به خود اختصاص داده بود. خوب یادم نیست ولی گویا کلماتی از قبیل شعر ، روایت، سمبولیسم، سیاست، مردم، عـــوام و خواص و …بین ما رد و بدل می شد. شاید بـــرای اینکه می خواستم بگویـم من هم این چیزها را می دانم. و او چه مهربانانه کلاس را رها کرده بود تا مرا مجاب کند. مرا که نگاهم مثل پروانه در فضای باغ او می گشت. مرا که فقط او را می دیدم و نمی شنیدم. و همین که حدیــث مهربانیش روی با من داشت برایم کافی بود.
یادم هست که در آخر صحبتهایش پرسید: تو خودت هم شعر می گویی؟

من درآنجا چیزی نگفتم، ولی بعد از کلاس دفتری از سیاه مشقهایم را به او دادم تا بخواند هفه بعد لحظه دیدار شاعر ٌ لحظه دیدار ٌ فرا رسید. روز زیبایی بود. ومــن باز گویی در جهان دیگری بودم. در سایه مجـسمه فردوسی ایستاده بودم که در آینه نمایان شد / با ابــر گیسوانش در باد و به سان رهنوردانی که در افسانه هـا گویند، گیسوانش را – چو شیری یالهاش – افشــاند: سلام بر شما از داخل کیفش دفترم را بیرون آورد و به من داد. ومن از نزدیک به هـمان تصویر دور خیره بودم. همان تصویری که نگاه نوجوانـی مرا بر روی جلد کتابهایش خیره می کرد. لحظه دیدار مثل لحظه دیدار کوتاه بود.

* * *

مگر می شود به لبها دستور داد که درست در ساعت هشت وسی دقیقه وسی ثانیه یک لبخند سی وپنج درجــه ای بزنند؟
مگر می شود برای شانه های شاعر بخشنامه ای صادر کرد درست سر یک ساعت معین را به گریه اختصاص دهند؟
شعر یعنی این! و شاعر یعنی دلی که دستور نمی گیرد. و دستی که فقط از دل دستور می گیرد. وگردنی که فقط در برابر راستی خم می شود.

پس زیبا باش، تا تو را بسرایند!
پس راست باش، تا تو را بسرایند!
تو می توانی هر شعری را که تو ر ا خوش نیامد، مچــاله کنی و دور بیندازی.
اما شاعر تنها چند برگ از تاریخ نیست که آن را از شیرازه جدا کنیم و به دورش افکنیم. مثل این است که بخواهی پاره ای از پوســــت و گوشت خویش را برکنی و به دور بیندازی.
با این خط کشی که تو در دست گرفته ای و هر چه را که از آن بلند تر یا کوتاهتر بنماید، قطع می کنی. با این قلمی که نه، با این تـــیغ، چه بازوها باید قلم شوند. بازوهایی که به راستی انگشت شمارند. اما این خط کش تو تا قوزک پای حلاج، نه، تا رد پای حلاج هم قـد نمی دهد. اگر دست تو بود، نه تنها دست و پای حلاج می بریـدی، بلکه از او جز سایه ای بر دارنمی ماند . اگر دست توبودعین القضات و شیخ اشراق را صد بار سنگسـار می کردی، بر دار می کردی. و حتی بوعلی و رازی و ملاصدرا و حافظ و مولوی وسعدی و …
چرا یک لحظه فکر نمیکنی که مـــــمکن است خط کش تو کوتاه باشد. وگرنه دیگران بی قواره نیستند.

دعا کنیم که روزی ، چشم، در دور تکامل خود به نقطای برسد که ذرات زیبایی را در صورت دشمن ببیند.
کجاست آن چشمی که بسراید با مطـــلع : آه دشمن زیبای من، تو را دیدم!
کجاست آن گوشی که بسراید: آه ، دشنام زیبا ، تو را شنیدم.

برگرفته از مقاله: لحظه دیدار کتاب باغ بی برگی یادنامه اخوان

 
دسته ها : ادبی - مقالات
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388

 

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم

 

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

 

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی‌تاب نورم

 

بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

 

از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

 

خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم

 

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ‌پشتی پیر در لاکم صبورم

 

آخر دلم با سربلندی می‌گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم

 
دکتر قیصر امین پور
دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388
X