دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827902
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
موسوی: در مسیر مردم حرکت می‌کنم
«حیات نو» نوشت: نخست وزیر دوران دفاع مقدس در مصاحبه‌اى که فیلم آن دیروز روى سایت‌‌هاى اینترنتى قرار گرفت، به برخى سوالات درباره حوادث و شرایط پس از انتخابات پاسخ داد.

ماجراى وحدت ملی
مهندس موسوى در پاسخ به سوالى پیرامون طرح وحدت ملى گفت: این اصطلاح به اشکال گوناگونى مطرح مى‌شود که خوب است این موضوعات از همدیگر تفکیک شود. من در دیدارى که با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم، بحث وحدت ملى را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر اشاره به یک حس و اراده جمعى بود که در طول انتخابات تشکیل شد که براساس پیوند با میراث تمدنى و منافع ملى خودمان در جهت سعادت و پیشرفت کشور بود و منظرى که براى آینده گشوده مى‌شد اهمیت پیدا مى‌کرد و همه شاهد بودیم که علاقه‌اى در این باره در کشور ایجاد شده بود. گمان مى‌کنم حتى با توجه به مسائل بعد از انتخابات این سرمایه همچنان باید حفظ شود و سعى شود که تقویت شود، وحدت ملى از این لحاظ فوق‌العاده براى ما مهم است و همه باید روى آن تکیه کنیم. در این جا منظور از وحدت، وحدت بین همه اقشار است روشنفکران و مردم، دانشجویان با مردم و قومیت‌هاى مختلف با هم و فرهنگ‌هاى مختلف . در آستانه انتخابات زنجیره سبزى که میدان تجریش را به میدان راه‌آهن جوش داد یکى از بهترین مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند و این مسأله در سراسر کشور ما موج پیدا کرد و براساس چنین تصورى ایده راه سبز امید شکل گرفت. منتها غیر از این موضوع مسأله وحدت ملى در معانى دیگرى هم بکار گرفته شد که بعد از مشکلات و مسائلى که در کشور پیش آمد که همگى به خوبى به آن وقوف داریم یک عده‌اى با انگیزه‌هاى گوناگون و گاه با انگیزه‌هاى خیر به دنبال این بودند که آیا مى‌شود در گفت‌وگوهاى افراد سیاسى دامنه تنش‌ها را کم کردیا نه؟

خاطره‌اى از امام
در این باره یک طرحى آقاى ‌هاشمى ‌رفسنجانى داشتند یک موقعى هم بحث این شد که آیت‌الله مهدوى کنى در این باره نظریاتى دارند، کلا افراد گوناگونى در این باره اظهارنظر کردند. آنچه در این جا مهم است اینکه بنده تا به حال در این رابطه اظهارنظرى نکرده‌ام.
منتها با توجه به شایعاتى که از بحث‌هایى در این باره مطرح است من یک خاطره‌اى از حضرت امام دارم که نقل مى‌کنم، نکته‌اى در آن هست که بنده براساس آن عمل مى‌کنم. بر سر مسأله مک فارلین که بحرانى ایجاد کرد و مردم هنوز نمى‌دانستند که مک فارلین به ایران آمده یا چه اتفاقى افتاده، اینکه آیا ایشان محرمانه به ایران آمده و برگشته. این موضوع اولین بار در یک روزنامه سوریه‌اى مطرح شد و در اینجا در بحثى که در میان سران سه قوه شکل گرفت، گفته شد که این مسأله به داخل کشور هم کشیده خواهد شد و با توجه به حسى که به مسأله رابطه با آمریکا و گفت‌وگو با آمریکا وجود داشت طبیعى است که بحرانى را در داخل کشور ایجاد کند، روساى سه قوه که بنده هم در خدمتشان بودم به اتفاق رفتیم خدمت حضرت امام (ره) و با ایشان صبحتى داشتیم. وقتى این مسأله براى ایشان توضیح داده شد که چگونه، چطور و به چه دلیلى اصلا این فرد با چه گروهى آمدند و رفتند و نتیجه چه بود و گفته شد که این مسأله در یک روزنامه لبنانى یا سوریه‌اى مطرح شده و به ایران هم خواهد کشید، ایشان فرمودند که بروید و به مردم این مسأله را بگویید، مردم باید در جریان باشند و یک مقدارى هم بحث کردند در این رابطه. وقتى که مى‌خواستیم بلند شویم ایشان یک جمله فرمودند که همیشه به عنوان یک جمله طلایى و مهم در ذهن بنده مانده است. ایشان فرمودند؛ هیچ موقع کارى نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید. که بنده این مسأله در ذهنم باقى مانده است. براى همین اگر گفت‌وگویى باشد، صحبتى باشد، بحث و موضوعى باشد طبیعتا به عنوان یک همراه این جریان عظیم با مردم آن را در میان خواهم گذاشت و چیزى نخواهد بود که نتوانم از آن دفاع کنم.

مشکلات رسانه هاى ما
طبیعى است که در این رابطه با توجه به ضعفى که رسانه‌هاى ما دارند و بر علیه راه سبز امید فعالیت مى‌کنند و ما رسانه رسمى‌ نداریم و تمام رسانه‌هاى ما محدود شده است، خبرهایى که در این رابطه یا مسائلى شبیه به این منتشر مى‌شود خوب است که مردم به این که خود این رسانه‌ها متعلق به چه جناحى هستند و با چه قصدى این اخبار را منتشر مى‌کنند، ان‌شاءالله توجه خواهند کرد. این مى‌تواند به همه ما کمک کند که در یک فضاى اندیشمندانه و پر از ارزش‌هاى مورد اعتقاد خودمان حرکت کنیم.

تماسى با من گرفته نشده است
وى درباره دیدارهاى صورت گرفته گفت: البته من در جریان پیشنهادى که آقاى ‌هاشمى ‌رفسنجانى در نماز جمعه مطرح کردند و بعد پیشنهاداتى که تعدادى از اعضاى مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایشان کردند، هستم و همچنین از طریق رسانه‌ها در جریان صحبت‌هایى هستم که انتساب داده مى‌شود که حضرت آیت‌الله مهدوى کنى و دیگران مطرح کرده‌اند و گاهى هم دیده‌ام که دیگران و افرادى با نیت‌هاى خیر چنین مسأله‌اى را مطرح مى‌کنند، ولى تماس مستقیمى ‌در این رابطه با بنده گرفته نشده و نه نامه‌نگارى صورت گرفته و نه مذاکره رسمى‌ در این رابطه گرفته است. کلا در این رابطه کارى انجام نشده است.

همراه ملت هستیم
ملت ما یک حرکت بزرگى را شروع کرده و ما هم همراهش هستیم که ان‌شاءالله در همین جهتى باشم که مردم در آن حرکت مى‌کنند. اگر دقت شود اوایل این اتفاقاتى که در کشور افتاد بحث بود که چگونه باید حرکت کنیم و جواب ما چه باید باشد که از دستاوردهاى بزرگ انتخابات و انقلاب اسلامى ‌بتوانیم بهره مند باشیم و آنها را ادامه بدهیم. در این باره بحث حزب و جبهه و گروه‌هاى مختلف شد که مبارزات سیاسى تعریف شده در کشور یا در جهان مطرح بوده است، ما فکر کردیم که آن نمى‌تواند مقصود و اهداف ما را برآورده کند و با تجربیات خود انتخابات خیلى همخوانى ندارد البته آن تجربیاتى که باهمدیگر داشتیم.

هرکس هراندازه که مى تواند
در این انتخابات ما دیدیم که خانواده‌ها، گروه‌هاى سیاسی، مذهبی، هنری، فرهنگى و هرکس در هرجایى که هست به شیوه خودش و بنا بر توانایى خودش کمک رساند و در این رابطه وارد این حرکت شد، در حقیقت دنباله همان بحثى است که داشتیم و مطرح شد که هر شهروند یک ستاد چنین کارى بصورت شبکه‌اى در کشور صورت گرفت. قدرت این حرکت هم از همین مسأله نشات مى‌گرفت نه از یک حرکت حزبی، البته به این معنى نیست که احزاب موثر نبودند یا موثر نخواهند بود، نه آنها جایگاه خودشان را دارند و فوق‌العاده جایگاهشان ضرورى است و ضرورت دارد که آنها هم همچنان فعالیت‌هاى خودشان را داشته باشند. ولى براى ادامه این راه و رسیدن به اهداف و آرمان‌ها که تحت عنوان «ایران پیشرفته» مطرح شده است در جهت برآورده کردن خواسته‌هاى مردم و در حقیقت استیفاى حقوق مردم، ما فکر کردیم که مسأله خیلى با بازتابى گسترده‌تر با توجه به تجربه انتخابات مى‌خواهد پى گرفته شود، که همانطور هم شد و همین طور هم اعلام شد. در چنین نگاهى مهم نیست که هر کس چه قدر کمک مى‌کند، به چه شیوه‌اى کمک مى‌کند، اصل این است که یک اراده و نیت همگانى در سطح کشور ایجاد شده و بشود، حتى در یک خانواده و یک فرد بتواند به تنهایى تا برسد به احزاب و گروه‌ها و تشکل‌هایى که سابقه دارند هر کس در چارچوب فعالیت‌هاى خود که در حال انجام است و با آن زندگى مى‌کند به این حرکت عظیم کمک برساند. بنده همیشه اعتقاد داشتم یک آدم روشن دلی، پیرزنى یا پیرمردى فردى که اصلا به هیچ نوعى نمى‌تواند در این فعالیت‌ها شرکت داشته باشد در گوشه خانه‌اش یک دعایى مى‌کند ما این را به عنوان یک فعالیت در داخل این شبکه قلمداد کنیم تا برسد به فعالیت‌هایى که سازمان یافته و منظمى‌ که هست.

فراتر از احزاب،به گستردگى یک شبکه
امروز ما شاهد این هستیم که به صورت غیرعادى و استثنایى خلاقیت‌هاى هنرى در میان گروه‌ها و دسته‌هاى هنرى صورت مى‌گیرد، اینها هیچ کدام تابع یک حرکت حزبى نیست ولى متعلق به یک شبکه گسترده اجتماعى است، ما تعداد کلیپ‌ها و سرودهایى که داریم در این مدت ساخته شده و تعداد طرح‌هایى که در این مدت نقاشى شده، کاریکاتورهایى که داریم در این مدت کشیده شده اصلا با هیچ دوره تاریخى کشورمان قابل قیاس نیست و در حقیقت آنها هستند که محتواى گفت‌وگو و حرکت این موج و این راه عظیم را هدایت مى‌کنند و پیش مى‌برند. این کار در داخل یک حزب صورت نگرفته است گاهى سه یا دو هنرمند باهم و یا در دسته‌هاى بزرگ‌تر و کوچک‌تر در گوشه و کنار کشور و حتى در خارج از کشور به این راه کمک رسانده‌اند. همچنین گروه‌هاى مذهبى هستند، هیئت‌هاى مختلف، هیئت‌هاى خیریه و دسته‌هاى سیاسى و غیره.

توقف پذیر نیست
در حقیقت در اینجا تلاش سیاسى تبدیل به یک زندگى شده است، زندگى که ادامه دارد و هیچگاه توقف‌پذیر نیست، این طور نیست که بشود آن را در یک نقطه‌اى متوقف کرد. به همین دلیل این حرکت یک حرکت آسیب‌ناپذیر هم هست و در یک فضاى گفت و گوى همگانى هم این حرکت‌ها تسریع مى‌شود مسیرش و پیش مى‌رود. از این لحاظ رسانه‌ها اهمیت فوق‌العاده‌اى دارند و زحمتى که کسانى در رسانه‌هاى ما مى‌کشند قابل تقدیر است و بنده همین جا باز هم توصیه مى‌کنم با توجه به اینکه ما هیچ وسیله‌اى را در اختیار نداریم به این ابزار و وسیله بیشتر توجه شود و از امکاناتش بیشتر استفاده شود، این معجزه‌اى است که ما در طول انتخابات و بعد از انتخابات دیده‌ایم که باید با توجه به موقعیتى که داریم از این وسیله استفاده کنیم. طبیعتا فضاى زندگى‌هاى فردى و اجتماعى را از طریق رسانه‌ها به هم پیوند مى‌دهیم و یک حرکت عظیم و گسترده و قابل دوامى‌ را ایجاد مى‌کنیم.یکى از دلایل تداوم همین حرکت به نظر بنده همین قضیه است که متعلق به یک گروه اندک یا حزب و یا جریان مبارزه با تمام ابعاد و جزئیات نیست بلکه یک جریانى است آمیخته با آرمان‌ها و آمال و شیوه زندگى خود مردم. ما مى‌خواهیم از تفسیر این آیه‌اى که «خانه‌هاى خود را قبله قرار دهید» الهام گرفته و این طور باشد که مردم در رجوع به شبکه وسیع اجتماعى و این تشکل‌هاى ریز و درشت خودشان که هر کدام ما در آنها چندین سهم و شرکت داریم در حقیقت این حرکت شکل و ادامه پیدا کند.میر حسین موسوى درباره راه حل هاى بحران اخیر گفت: تا هنگامى‌که مسأله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامى‌که مردم کثیر و اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده بشوند، تا موقعى که مردم به حساب نیایند، راه حل جامعى براى رفع مشکل پیدا نخواهد شد.
براى همین وحدت ملى در معناى دومى‌که بنده ذکر کردم که فعالیت‌ها و دسته‌ها و گروه‌ها مى‌کنند در این رابطه که برخى با نیت خیر است فکر مى‌کنم که این مسأله ضرورت دارد که در هر حرکتى به مردم احترام گذاشته بشود، اکثریت مردم رانده نشوند، مردم همه با همند حتى آنهایى که عقاید دیگرى دارند، این تفکیک و تجزیه را ما مى‌کنیم و متاسفانه مردم را از همدیگر جدا مى‌کنیم. اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود، عقایدشان قبول شود و این اصل که همه ما باید به قانون اساسى برگردیم آن موقع راه‌حل خیلى راحت پیدا مى‌شود .
منبع : تابناک
دسته ها : گفتگو - سیاسی
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
پیام تسلیت شمخانی بمناسبت ترورهای اخیر
بسم الله الرحمن الرحیم

من المومنین الرجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبریر بدلوا تبدیلا

شهادت پیشکسوت سرفراز جهاد و شهادت، سردار شهید نورعلی شوشتری، بنیانگذار مجمع پیشکسوتان جهاد و شهادت در استان خراسان رضوی و جمعی از همرزمان و یاران آن شهید و سران طوایف اهل شیعه و تسنن، در راه استقرار امنیت پایدار در منطقه شرق کشور، نور وحدت و انسجام را در آسمان خطه سیستان و بلوچستان منتشر کرد و خون پاک آنان پرونده سیاه و ننگین مزدوران بیگانه را سنگین‌تر و اهداف پلید آنان را آشکارتر کرد.

این اقدام شوم تروریستی که وحدت، امنیت، انسجام، توسعه و پیشرفت این منطقه را هدف گرفته بود در راستای سلسله اقدامات دشمنانی است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش داشتند تا مانع استقلال، آزادی و پیشرفت ایران عزیز در سایه اسلام ناب محمدی(ص) گردند.

اما همان‌گونه که تجربه 30 ساله انقلاب اسلامی نشان داده است، این قبیل تحرکات و اقدامات غیرانسانی، عزم فرزندان رشید و پاسداران جان بر کف اسلام، انقلاب و کشور را برای دفاع همه جانبه از دستاوردهای گرانسنگ انقلاب خمینی و میراث ارزشمند شهیدان جزم‌تر و اتحاد و انسجام آنان را برای ساختن ایرانی آباد و آزاد، مستحکم‌تر خواهد کرد.

اینجانب به نمایندگی از مجمع پیشکسوتان جهاد و شهادت، عروج خونین و ملکوتی یار و همسنگر لحظه‌های آتش و خون، سردار نورعلی شوشتری و همرزمان آن شهید والا مقام و سران قبایل و طوایف اهل تسنن را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر(عج)، مقام معظم رهبری و فرماندهی معزز کل قوا و خانواده‌های داغدار و معظم آنان تسلیت عرض نموده از خداوند سبحان برای شهیدان این حادثه جانگداز، علو درجات و برای بازماندگان آنان صبر و اجر الهی مسالت می‌نمایم.

دریابان علی شمخانی
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - بیانیه
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
بهترین خاطره فرزند شهید شوشتری
وی بهترین خاطره خود را اینگونه عنوان کرد: بهترین خاطره من زمانی بود که پدرم با لباس خاکی از جبهه باز می گشت و ما را در آغوش می گرفت.
روح الله شوشتری در گفتگوی با جوان آنلاین، با اشاره به اینکه پدرش ازمدتها پیش خود را آماده شهادت کرده بود،: حالات روحی پدرم بعد از رفتن شهید کاظمی بسیار تغییر کرده و خود را آماده شهادت کرده بودند. گویا خود نیز می دانستند که زود خواهند رفت.

وی ادامه داد: ایشان همیشه به ما توصیه‌های اخلاقی می کردند و تاکید زیادی بر انجام واجبات دینی داشتند و از همه مهمتر بسیار بر پیروی از خط ولایت تاکید می کردند.

فرزند این شهید بزرگوار، توصیف حالات روحی پدرش را سخت عنوان کرد و ادامه داد: ایشان تنها پدر ما نبودند، بلکه خود را وقف مردم کرده بودند. 12، 13 سال بود که فقط پنج شنبه و جمعه ایشان را می دیدیم و در باقی ایام هفته در نقاط مختلف کشور مشغول انجام ماموریت بود.

وی بهترین خاطره خود را اینگونه عنوان کرد: بهترین خاطره من زمانی بود که پدرم با لباس خاکی از جبهه باز می گشت و ما را در آغوش می گرفت.
منبع : تابناک
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388

طنز/ مقصود فقط جواد لاریجانی‌ست

 شکیبا، شهرام  - دکتر محمدجواد لاریجانی، رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی گفته است: «دانشگاه باید محیط کشتی گرفتن برهان‌ها باشد.»

این رباعی را سال‌ها پیش به دلائلی برای هفته‌نامه مهر سروده بودم. دیدم حق‌التحریر روزنامه کفاف نمی‌دهد، گفتم یک پاچال تازه تیار کنم. برای شروع هم از این رباعی استفاده می‌کنم. مفید و مختصر عرض کنم که من‌بعد قرار دارم پول بگیرم و مدح و ثنا بگویم برای مسئولان محترم. لذا بشتابید که غفلت موجب پشیمانی‌ است. علی‌العجاله که آتش زده‌ام به مال و آبرو. این هم رباعی آقاجواد.

هر کوه گران نماد لاریجانی‌ست

دریای خزر سواد لاریجانی‌ست

هر چند به هر سه می‌خورد مدح حقیر

مقصود فقط جواد لاریجانی‌ست

کُشتی برهان‌ها

دکتر محمدجواد لاریجانی، رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی گفته است: «دانشگاه باید محیط کشتی گرفتن برهان‌ها باشد.»

1- امیدوارم به زودی در دانشکده فلسفه شاهد کشتی آقایان عبدالکریم سروش و دکتر رضا داوری ارکانی در سنگین‌وزن باشیم.

2- هرچه فکر می‌کنم کشتی این دو بزرگوار در حالی که دوبنده آبی و قرمز به تن دارند، جالب‌ترین تصویر ورزشی - فلسفی قرن خواهد شد.

3- با این حساب «استقراء» جزو فنون کشتی فرنگی به حساب می‌آید یا آزاد؟

4- اگر آقای دکتر مرحمت کنند و معادل فنون سنتی «حصیر مال»، «دُمِ شیر»، حَمال‌بند» و «اِشکل گربه» را در فلسفه مشایی مشخص کنند، موجب مزید امتنان است.

5- با توجه به این که کشتی بانوان در ایران نداریم، تکلیف دانشجویان متفکر از جامعه نسوان چه می‌شود؟

6- اگر مرحمت کنند و حکم فقهی جدل اندیشه‌مندان از جامعه نسوان و رجال را هم روشن کنند موجب مزید امتنان و ازدیاد ازدواج‌های دانشجویی خواهد بود.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388

توتم پرستی

قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است. در وفای او، اسیر قیصر نمی شوم، زر خرید یهود نمی شوم، تسلیم فریسیان نمی شوم. بگذار بر قامت بلند و راستین قلمم به صلیبم کشند، به چهار میخم بکوبند، تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام، تا زر بداند و زور بداند و تزویر بداند، که امانت خدا را فرعونیان نمی توانند از من گرفت، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود. . .
. . . هر کسی را، هر قبیله ای را توتمی است، توتم من قلم است.
قلم زبان خدا است، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هر کسی را توتمی است،
و قلم توتم من است.
و قلم توتم ما است.

 

                               دکتر علی شریعتی

دسته ها : ادبی
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

 

بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما

خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

( قیصر امین پور )

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
  • فصل تقسیم گل و گندم و لبخند
چشم‌ها پرسش بی‌پاسخ حیرانی‌ها
دست‌ها تشنة تقسیم فراوانی‌ها
با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم
داغ‌های دل ما، جای چراغانی‌ها
حالیا! دست کریم تو برای دل ما
سرپناهی است در این بی‌سر و سامانی‌ها
وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی!
ای سرانگشت تو آغاز گل‌افشانی‌ها!
فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزل‌ها و غزل‌خوانی‌ها...
سایة امن کسای تو مرا بر سر، بس!
تا پناهم دهد از وحشت عریانی‌ها
چشم تو لایحة روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانی‌ها
دکتر قیصر امین پور
دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
  •  دلالت
باران
    بهاران را
        جدّی نمی‌گیرد.
چشمان من
    خیل غباران را.
هرچند
    از جاده‌های شسته رُفته،
    از این خیابان‌های قیراندود
        دیگر غباری برنخواهد خاست؛
هرچند
    با آفتاب رنگ و رو ر‌َفته
    از روی این دریای سرب و دود،
        هرگز بخاری برنخواهد خاست؛
امّا،
    حتّی سواد هر غباری نیز
    در چشم من دیگر
        معنای دیدار سواری نیست؛
این چشم‌ها
    از من دلیل تازه می‌خواهند!
دکتر قیصر امینپور
دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
.::.

این قرار داد

تا ابد میان ما

برقرار باد

چشمهای من به جای دست های تو!

من به دست تو

                     آب می دهم

تو به چشم من

                آبرو بده!

 من به چشم های بی قرار تو

قول می دهم
ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم!

                                               دکتر قیصر امین پور

دسته ها : ادبی - شعر
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388

   «آن روز شیشه ها را
    باران و برف می شست
    من مشق می نوشتم
    پروانه ظرف می شست
    *
    وقتی که نامه ات را
    مادر برای ما خواند
    باران پشت شیشه
    آرام و بی صدا ماند
    *
    در آن نوشته بودی
    حال تو خوب خوب است
    گفتی که سنگرما
    در جبهه جنوب است
    *
    گفتی که ما همیشه
    در سایه ی خداییم
    گفتی که ما قرار است
    این روزها بیاییم
    *
    از شوق سطر آخر
    مادر بلند خندید
    چشمان مهربانش
    برقی زد و درخشید
    *
    یک قطره شبنم از گل
    بر روی برگ غلتید
    یک قطره روی شیشه
    مثل تگرگ غلتید
    *
    یک قطره از دل من
    بر روی دفتر افتاد
    یک اتفاق ساده
    در چشم مادر افتاد
    *
    باران پشت شیشه
    آمد به خانه ی ما
    آرام دست خود را
    می زد به شانه ی ما»

 

به قول پرستو                    دکتر قیصر امین پور

دسته ها : ادبی - شعر
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388

مدح حضرت معصومه (س)

اى دختر و خواهر ولایت
بر ارض و سما ملیکه در قم
معصومه به کتیبه و به عصمت
در کوى تو زنده، جان مرده
در قصر تو جبرئیل حاجب
گفتند و شنیده اند ز آغاز
حاجت نبود مرا برآن در
قم قبله خازن بهشت است
قم شهر مقدس قیام است
قم تربت پاک پیکر توست
گر فاطمه دفن شد شبانه
کى گفته نهان زماست آن قبر
آن قبر که در مدینه شد گم
مریم به برت اگر نشیند
سازد به سلام سرو قد خم
روزى که به قم قدم نهادى
آن روز قرار ازملک رفت
تایید چو موکبت ز صحرا
درخاک رهت ز عجز و ناله
با گریه شوق و شاخه گل
دل بود که بود محفل تو
آن پیر که سید زمان بود
گردید به گرد کاروانت
بردند ترابه گریه هودج
ازشوق تو اى بتول دوم
کاى مردم قم به پاى خیزید
آذین به بهشت قم ببندید
قم شام نبود تا که درآن
قم شام نبود تا که از سنگ
قم کوفه نبود تا که خواهر
حاشا که قم این جفا پذیرد
بستند به گرد میهمان صف
قم مهمان را عزیز خواند
«میثم» همه عمر آن چه را گفت
  آیینه مادر ولایت
آرام دل امام هفتم
افتاده به خاک پایت عفت
بر خاک تو عرش سجده برده
زوار تو را بهشت واجب
کز قم به جنان درى شود باز
قم باشدم از بهشت بهتر
این جا سخن از بهشت، زشت است
قم خانه یازده امام است
اینجا حرم مطهر توست
نبود ز حریم او نشانه
من یافته ام کجاست آن قبر
پیدا شده در مدینه قم
این منظره را مسیح بیند
اول به تو بعد از آن به مریم
قم را شرف مدینه دادى
ذکر صلوات بر فلک رفت
شهر از تو شنید بوى زهرا
مى ریخت سرشک همچو لاله
برد اند به ناقه ات توسل
غم گشت به دور محمل تو
رویش همه را چراغ جان بود
شد، پاى برهنه سار بانت
تا خانه موسى ابن خزرج
قم داد ندا به مردم قم
از هر در و بام گل بریزید
ناموس خدا مرا پسندید
دشنام دهد کسى به مهمان
گردد رخ میهمان ز خون رنگ
بیند سر نى سر برادر
مهمان به خرابه جاى گیرد
قم با صلوات و شام با کف
کى دخت و را کنیز خواند؟
در مدح و مصیبت شما گفت
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
X